جامعه بسته {قبیله}و جامعه باز (از افلاطون تا رجوی)

جامعه بسته {قبیله}و جامعه باز (از افلاطون تا رجوی)

احمد. م خ. اروپا، بیست و پنجم ژانویه 2014: … یاد م هست که یک روز آذر رضایی نشستی با یک لایه تشکیلاتی داشت و وقتی نشست تمام شد دیدم که همه پکر و گرفته هستن وبهت زده هستن وگیج  رفتم سراغ کاظم – ر پرسیدم موضوع نشست چی بوده گفت آذر برای اینکه ما را متوجه مسئولیت یمان بکند وکار بیشتر بکشد شروع کرده به تیغ کشیدن {منظور انتقادکردن} و همه ما را به گاو تشبیه کرده و کسی هم جرائت نداشته اعتراض بکند به همین خاطر همه بهشان …

(با تشکر از آقای احمد.م خ،  نجات یافته جدید الورود به اروپا، دریافت شد)

لینک به قسمتهای قبلی
جامعه بسته{فرقه} جامعه باز
جامعه بسته{ فرقه} و جامعه باز (قسمت دوم) – عشیره رجوی
جامعه بسته {قبیله} و جامعه باز. تفاوت سازمان یا حزب سیاسی با قبیله
جامعه بسته  و جامعه باز (اصول تشکیلاتی، سانترالیسم دمکراتیک)
جامعه بسته {قبیله } و جامعه باز (ویژگی قبیله ها)

جامعه بسته {قبیله}و جامعه باز (از افلاطون تا رجوی)

برای هر ناظر یا دست اندکار مسائل سیاسی ایران روشن است که رجوی کوتوله از دیر باز به فکر رویا رهبر شدن و ساختن قبیله ای تافته جدا بافته از واقعیت های اجتماعی و سیاسی ایران بوده . این کوتوله همیشه در نوشته هایش و صحبت هایش از مدینه فاضله می نوشته و می گفته و این کلمه را هم از افلاطون گرفته بود برای ساختن جامعه بی طبقه توحیدی {ناکجا آباد } یا همان جامعه خیالی افلاطون بنام “مثل ” صور” که در اکثر نشستهای درونی به ما القا می کرد که کاری که افلاطون نتوانست بکند من با انقلاب مریم توانستم بکنم در تاریخ بی نظیر است وجود مدینه فاضله اشرف بلاخره محقق شد.

وبی خود هم نبود که گفت: اشرف پاک ترین شهر جهان است ” اگر اشرف بایستد جهان در برابر رژیم می ایستد واشرف ……….و الان شاهد هستیم که چگونه تخیلات و رویا و ایده های این بیمار شهوت و قدرت پنبه شدن و از اشرف چیزی باقی نماند .

جملاتی از افلاطون پدر فکری و ایده آلیستی رجوی

یاد آوری ” جملات استفاده شده از کتاب جامعه بسته و جامعه باز نوشته پرفسور ریموند کارل پوپر می باشد

شهر بزرگتر از فرد است .

دولتشهر باید کوچک بماندو تنها تا هنگامی رشد کند که این رشد وحدتش را به خطر نیندازد وشهر تماما باید به حکم طبیعتی که دارد یکی باشد

همه چیز به قانونگذاربزرگ واگذار می شود {فیلسوفی خداگونه }

فقط یک کل پایدارو جمع دائمی از حقیقت برخوردار است وافراد ناپایدارو گذرا.

کل صرفا تجمع افراد نیست واحدی طبیعی و از درجه ای بالاتراست و برای فرد طبیعی است که کمر به خدمت آن ببندد.

شما به خاطر کل آفریده شده اید نه کل به خاطر شما .

مهم است که طبقه حاکم خویشتن را نژادی سرورو برتر احساس کند.

خدا خودش شبان آدمیان بودودرست همانگونه که انسان هنوز بر جانوران حکومت می کند .

الغای مالکیت خصوصی /مشاجرات فرمانبرداران ممنوع /هیچ یک از اعضای طبقه حاکم نباید فرزندان یا والدین خود را بشناسد/خانواده باید نابود شودوفاداری خانوادگی ممکن است سر چشمه تفرقه شود/ غذا خوردن بطور خصوصی ممنوع /هیچ گونه آمیزشی نباید میان طبقات وجود داشته باشد {فصل چهارم ص 90-91

در شهر افلاطون بردگان وجود دارند منتها به جای اینکه هدف رفتار بیرحمانه قرار بگیرند به نحو شایسته خوارو پست شمرده میشوند ص 90

مدینه آسمانی یا صور یا مثل که مقصود افلاطون بود از ظرف زمان بیرون بود او بجد کوشید تا تصویری درست از شکلهای باستانی و قبیله ای زندگی اجتماعی باز آفرینی کند در جامعه مدینه فاضله چگونه تفرقه از آن دور نگاه داشته باشد چگونه از جنگ طبقاتی اجتناب شود .

چگونه افلاطون مشکل اجتناب از جنگ طبقاتی را حل می کند ؟

افلاطون قصد باز آفرینی دولتی را داشت که در گذشته موجود بوده است یعنی پدر دولت اسپارت که محققا فاقد جامعه ای بیطبقه و دولتی برده دار بود دولتب مبتنی بر نظام کاستها است مساله اجتناب از جنگ طبقاتی نه با حذف طبقات بلکه با اعطای چنان برتری عظیمی به طبقه حاکم حل می شود که امکان قد برافراشتن در برابر آن موجود نباشد اعطای برتری شامل” حمل سلاح و… آموزش تخصصی در فن میطع و منقاد نگاه داشتن گله گوسفندان یا گاوان بظاهر انسان .

{ باز گو کردن یک خاطره در اینجا را لازم دیدم و از سایر دوستان جدا شده در خواست دارم که از این قبیل خاطرات بازگو کنند و اما موضوع : یاد م هست که یک روز آذر رضایی نشستی با یک لایه تشکیلاتی داشت و وقتی نشست تمام شد دیدم که همه پکر و گرفته هستن وبهت زده هستن وگیج رفتم سراغ کاظم – ر پرسیدم موضوع نشست چی بوده گفت آذر برای اینکه ما را متوجه مسئولیت یمان بکند وکار بیشتر بکشد شروع کرده به تیغ کشیدن {منظور انتقادکردن} و همه ما را به گاو تشبیه کرده و کسی هم جرائت نداشته اعتراض بکند به همین خاطر همه بهشان برخورده چرا خواهر آذر محافظ سوگولی مریم و مسعود ما را گاو خطاب کرده }

تا هنگامی که طبقه حاکم متحد باشد امکان قد برافراشتن در برابر اقتدار آن و بنابراین جنگ داخلی و جود نخواهد داشت.ص 87

افلاطون یک شاخص نهایی برای { سنجش } مصلحت دولت {تشکیلات } بیستر نمی شناسد :هر چیز که مصالح دولت را پیش ببرد خوب و توام با فضیلت و عدالت است و هر چیز که آن را تهدید کند بد و شرارت آمیز و خلاف عدالت است آئین اخلاقی افلاطون کاملا مبتنی بر اصالت سودمندی است آئینی است برپایه اصالت سود جمعی یا سیاسی .معیار اخلاق دولت است.اخلاق چیزی نیست مگر بهداشت سیاسی . این یعنی نظریه جمعی یا قبیله ای یا توتالیتردر خصوص اخلاقیات :خوب آن چیزی است که به منفعت یا مصلحت گروه من یا قبیله من دولت من باشد .فصل ششم ص 284

{ فکر می کنم نیازی به توضیح بیشتر نباشد و آنقدر گویا هست که نیازنیست من چیزی اضافه بکنم افکار رجوی کوتوله قبیله گرا کپی گرفته شده از افکار قرنها ی دور است که از افلاطون عاریه گرفته شده و مطمن هستم اگر این کوتوله این نوشته بسیار مختصر مرا بخواند باد درغبغب خود می اندازد و به این می بالد که دیدید مرا با افلاطون مقایسه کردن وکلا این کوتوله عاشق قیاس کردن خودش با پیامبران و امامان و شخصیت های تاریخی وفلسفی است که یک بار باید در مورد همین قیاس سازی او مقاله جداگانه ای تنظیم بکنم }

Guliani Maryam Rajavi Mojahedin Khalq terroristsدر زیر سایه ملکه تروریست ها!

مردان ما در ایران؟


(Rajavi from Saddam to AIPAC)

همچنین:

در مورد مرگ ناصر محمدی در قبیله اشرف

احمد. م خ. اروپا، شانزدهم ژانویه ۲۰۱۴: …  با شناختی که از رک گویی ناصر داشتم و صراحت همراه با طنز   می دانستم این نقطه نظراتش به مزاج رئیس قبیله خوش نمی آید و ناصر موی دماغش هست و نمی گذارد دیگران را کله پزی کند  و به ترتیبی می خواهد از دست این تیپب افراد خلاص شود . ما بقی داستان را دوست گرامی

حمایت از کمپین برای انتقال فوری ساکنان لیبرتی به کشور ثالث

احمد. م خ. اروپا، سیزدهم ژانویه ۲۰۱۴: … در شرایط حساس دلم می خواست که همه متمرکز این موضوع بشویم و خودم هم دل دماغی برای نقد این قبیله را نداشتم  فکر کردم مدتی کار نوشتن وافشاگری  دیدهایم از درون قبیله  فرقه رجوی را متوقف کنم تا تعیین تکلیف وضعیت اسیران لیبرتی  اما دیدم که دقیقا هدف  رجوی

حکایت آی دزد دزد را بگیرید، حکایت نفوذی خواندن مسعود دلیلی است.

احمد. م خ. اروپا، چهارم ژآنویه ۲۰۱۴: … یادم هست در همان ایام مسعود دلیلی هم از فرقه جدا شده بود و به بغداد آمد و ما هم خوشحال شدیم فردی با سوابق قدیمی و در موضع حفاظت رجوی جدا شده و به جمع ما می پیوندد اما او  به هیچ طریق رازی نشد به جمع ما بپیوند و حتی جواب نامه های ما جدا شدگان را که توسط نیروهای