جامعه بسته {قبیله} و جامعه باز. تفاوت سازمان یا حزب سیاسی با قبیله

جامعه بسته {قبیله} و جامعه باز. تفاوت سازمان یا حزب سیاسی با قبیله

احمد. م خ. اروپا، نهم ژانویه 2014: … در این نوشته با کمک گرفتن از اینترنت به جمع آوری کلی ترین و خلاصه ترین اساسنامه های تمامی احزاب و سازمانهای عمدا چپ  پرداختم که در اکثر موارد اساسنامه مشترکاتی مورد توافق دارند و اکثرا هم برای تشکیل گروه خود از سایر احزاب پیش رو الگو برداری کردن و از جمله فرقه رجوی که به اسم سازمان مجاهدین معرف است  و من شخصا هر بار که می خواهم این کلمه سازمان را بنویسم …

(با تشکر از آقای احمد.م خ،  نجات یافته جدید الورود به اروپا، دریافت شد)

لینک به قسمتهای قبلی
جامعه بسته{فرقه} جامعه باز
جامعه بسته{ فرقه} و جامعه باز (قسمت دوم) – عشیره رجوی

جامعه بسته {قبیله} و جامعه باز. تفاوت سازمان یا حزب سیاسی با قبیله

در این نوشته با کمک گرفتن از اینترنت به جمع آوری کلی ترین و خلاصه ترین اساسنامه های تمامی احزاب و سازمانهای عمدا چپ پرداختم که در اکثر موارد اساسنامه مشترکاتی مورد توافق دارند و اکثرا هم برای تشکیل گروه خود از سایر احزاب پیش رو الگو برداری کردن و از جمله فرقه رجوی که به اسم سازمان مجاهدین معرف است و من شخصا هر بار که می خواهم این کلمه سازمان را بنویسم دچار یک استرس و چندش جسمی روحی میشم که مطلقا کلمه سازمان هیچ گونه اطلاق سیاسی و مبارزاتی به این جماعت ندارد ” این جماعت را باید با معرفه قبیله و عشیره و فرقه شناخت و معرفی کرد .

در بخش اول این نوشته سعی کردم اساسنامه احزاب را بطور کلی و خلاصه بنویسم و سپاس خاطره و تجربه عینی و لمسی خودم که نزدیک به بیست وپنج سال بودن در این قبیله را در پرانتز {} بنویسم .امیدوارم خوانندگان مرا در عدم دقت کافی درطبقه بندی اساسنامه احزاب و پراکندگی نوشته ام ببخشند

در بخش دوم ویژه گی و ساختار کنترل درونی یک قبیله یا عشیره را می نویسم وقضاوت را به خوانندگان وامی گذارم که تشخیص دهند آیاپدیده ای بنام سازمان مجاهدین خلق وجود دارد یا قبیله ای بیش نیست مثل تمامی قبیله های دیگر که در تاریخ دیده شده از جمله قبیله های فعلی موجود در عراقی که ظرف حضور فیزیکی این عشیره رجوی در عراق است در جوار سایر قبایل عرب متناسب با شرایط اقلیمی و جغرافیای و منافع عشیره و سرکرده عشیره شکل گرفته و بقاو حیاتش بستگی به هر چه بسته تر بودن و محدود بودن محیط و نفرات دارد و به هر قیمت و جنایت و مزدوری حاضر هست که این استحکام قبیله و حصار دور قبیله حفظ شود .

وظایف اعضا

رويزيونيسم و اشكال مختلف اپورتونيسم را نقد كنند .

{ اولین اپورتونیست در سازمان مجاهدین به نظر من خود مسعود رجوی هست و در نشستی که بعد از خلع سلاح عباس داوری گذاشته بود در توجیه مزدوری برای آمریکا و سرکوب ما اعضا بیان کرد که شما اعضا دچار اپورتونیسم شدید من بلند شدم گفتم خود رهبر فرمودن که ما خط موازی را با آمریکا میخواهیم برویم یعنی مشارکت در حمله به ایران توسط آمریکا با الگو عراق پس چرا به ما میگویی اپورتونیست چشمتان روز بعدنبیند که چطوری بادمجان دور قاپچیان ریختن رو سرم که حرفت را پس بگیر این حرف که زدی یعنی خودت با زبان خودت گفتی اپورتونسیت هستی . معلوم نیست شعار مرگ بر امپریالیسم و دادن سلاح به امپریالیست در این وسط چی شد .آیا این رویزیونیسم و اپورتونیست نبود از جانب رهبر عقیدتی ؟؟؟؟؟؟؟؟}

– آماده باشند تا خلاف هر جريان ناصحيح و در هر سطح از سلسله مراتب حزب كه در تقابل با اهداف اولیه سازمان یا حزب بروز می يابدحرکت کنند .

برای دستيابی، دفاع، بكاربست و غنا بخشيدن به خط صحيح، مبارزه كنند و در اين راه از اخراج از حزب و بريدن پيوندهای عاطفی و غيره نهراسند..

-قادر باشند با اكثريت خلق، حتی با آنانی كه مرتكب اشتباه شده اند اما صادقانه اشتباهات خود را تصحيح كرده اند، حول منافع پايه ای پرولتاريا و خلق، متحد شوند و به تضادهای درون خلق آنتاگونيستی برخورد نكنند

{ شعار رجوی هر کس با من نیست علیه من است .و اینگونه همه جریان های و تشکل های دیگر را تعین تکلیف کرد و دور خودش حصار کشید }

در انتقاد و انتقاد از خود، جسور باشند

همواره خود را از هرگونه شكلی از ستم و استثمار پاك نگاهدارند؛ با ايده ها و رفتارهای فئودالی و بورژوائی مقابله كنند؛ از توهين و تحقير ستمديدگان پرهيز كنند.

{ یک قلم اینجانب درنامه ای از رفتارهای بورژوازیی مریم قجر به رهبر عشیره نوشتم و با روز شمار ودقیق نوشتم چرا مریم در فاصله یک سال 365 روز است حدود 280 دست لباس خریده ودر هر مناسبتی و ملاقات با خارجیان پوشیده آیا این است زن مجاهد و مبارزه برای رهای خلق ستمدیده ” آیا شباهتی با پرنس دیانا انگلیس ندارد؟؟؟ بگذریم که بعد چه ها که برسرم آوردن از این انتقاد و یادآوری “}

هر عضو حزب حق دارد:

– در مورد تصميمات مهم سياسی و عملی حزب اظهار نظر كند؛ با بكاربست ایدولوژی مورد توافق درون سازمانی آن را مورد انتقاد قرار دهد؛ و بدين ترتيب در جهت گيری و سرنوشت حزب نقش بازی كند.

– در سطوح گوناگون رهبری و اعضای حزب را مورد انتقاد قرار دهد.

– {انتقاد به رهبری گناه کبیره بود بنا به گفته مهدی ابریشم چی در زمان انقلاب ایدولوژیک به صراحت بیان کرده بود “مسعود فقط به خدا پاسخگو هست “}

– – در جريان مهمترين مسايل خطی مورد مبارزه در صفوف حزب و يا درون كميته مركزی قرار بگيرد و در آن شركت جويد..

– در صورتی كه نظراتی متفاوت از رهنمودها و تصميمات كميته حزبی خود و يا ارگان های بالاتر دارد، در عين رعايت انضباط حزبی، نظراتش را به سطوح بالاتر از رهبری واحد خود، منجمله كميته مركزی حزب، برساند.

در صورت تعليق عضويت و يا اخراج خود از حزب به كميته مركزی حزب اعتراض كند و خواهان رسيدگی شود.

ادامه دارد ……

Guliani Maryam Rajavi Mojahedin Khalq terroristsدر زیر سایه ملکه تروریست ها!

مردان ما در ایران؟


(Rajavi from Saddam to AIPAC)

همچنین:

حکایت آی دزد دزد را بگیرید، حکایت نفوذی خواندن مسعود دلیلی است.

احمد. م خ. اروپا، چهارم ژآنویه 2014: … یادم هست در همان ایام مسعود دلیلی هم از فرقه جدا شده بود و به بغداد آمد و ما هم خوشحال شدیم فردی با سوابق قدیمی و در موضع حفاظت رجوی جدا شده و به جمع ما می پیوندد اما او  به هیچ طریق رازی نشد به جمع ما بپیوند و حتی جواب نامه های ما جدا شدگان را که توسط نیروهای

نپذیرفتن اشتباه و عزم راسخ مسعود رجوی در به کشتن دادن مجاهدین تا آخرین نفر

ایرج شکری، وبلاگ درفش، هفتم ژانویه 2014: … مسعود رجوی نیاز به مراجعه به روانشناس و روانپزشک دارد تا از خوابگردی و هپروت و به ویژه از این خوبزرگ بینی و خودشفیتگی بیمارگونه بیرون بیاید و چشم به واقعیت بکشاید. اکنون اشرف بعد از کشتار 52 نفر از آن صد نفر «لشکر فدایی اشرف»- که در و

هشدار نسبت به ترور جداشدگان توسط فرقه رجوی. چه کسی مسعود دلیلی را کشت؟

بنیاد خانواده سحر، بغداد، سی ام دسامبر 2013: … قرار داشتن جسد مسعود دلیلی که از سازمان مجاهدین خلق جدا شده بوده است در میان کشته شدگان تهاجم به پادگان اشرف این حدس را قوت می بخشد که رجوی مابقی این افراد مانند زهره قائمی و گیتی گیوه چیان که احتمالا همگی مسئله دار و حتی جداشده بوده و در عین حال دارای اطلاعات ویژه مربوط به شخص رجوی بود