جامعه بسته و جامعه باز (اصول تشكيلاتی، سانتراليسم دمكراتيك)

جامعه بسته و جامعه باز (اصول تشكيلاتی، سانتراليسم دمكراتيك)

احمد. م خ. اروپا، یازدهم ژانویه 2014: … اگر دقت کرده باشید سرکرده قبیله رجوی هر بار که عضوی جداشده و پایش به دنیای آزاد رسیده و افشاگری کرده که در دورن این فرقه و عشیره چه می گذرد  کوتوله رجوی سرو کله اش پیدا شده و می گویید این فرد را خودمان اخراج کردیم و در تمامی موارد هم علت اخراج را مشکل جنسی اعلام کرده . شخصا تجربه دوبارگرفتن  حکم اخراج را داشتم زمانی که به بیماری لا علاجی …

(با تشکر از آقای احمد.م خ،  نجات یافته جدید الورود به اروپا، دریافت شد)

لینک به قسمتهای قبلی
جامعه بسته{فرقه} جامعه باز
جامعه بسته{ فرقه} و جامعه باز (قسمت دوم) – عشیره رجوی
جامعه بسته {قبیله} و جامعه باز. تفاوت سازمان یا حزب سیاسی با قبیله

جامعه بسته  و جامعه باز (اصول تشكيلاتی، سانتراليسم دمكراتيك)

طبق اين اصل، حزب یا سازمان تجارب حاصله توسط مجموعه اعضايش در جنبه های گوناگون فعاليت انقلابی، كار توده ای، مبارزات تئوريك و بطور كلی تجارب توده های خلق را يكجا جمع كرده، بدرستی فشرده و سنتز می كند و آنرا بشكل خط، سياست ها و رهنمودهای انقلابی عملی بميان توده ها باز می گرداند.

{آیا خارج شدن از ایران و نوکر صدام شدن و شرکت در جنگ طرف نیروهای عراقی قرار گرفتن جدا شدن از توده ها نبود دست خالی شدن از تجارب توده ها یا همان خلق قهرمان نبود ؟؟؟؟؟ آیا جدا شدن از مردم ” توده ” خلق ” امت ” آغاز انحراف نبود ؟؟؟ }

سانتراليسم دمكراتيك اين امكان را مهيا می كند كه حزب با توده ها پيوند برقرار كرده و آنان را در نبرد برای رهائی رهبری كند.{ بیش از سی سال بدون کوچکترین پیوندی با جامعه و در بیابان های عراق ماندن و مثل یک عشیره بسته زندگی کردن رنگ بوی از این اصول باقی گذاشت ؟؟؟ }

رهبری حزب، مطابق با نيازهای رهبری انقلاب پرولتری، توسط كنگره انتخاب می شود{ البته به دستور خود رجوی و داستان عاشق شدن مریم و جدا شدنش از مهدی ابریشمچی تکلیف انتخاب شدن هم در سال 1363 یکسره شد و رجوی با فراغ بال تک تازی کرد و تبدیل شد به یک دیکتاتور کوتوله راهی که سرنوشت هر جامعه بسته ای است }

رهبری حزب، مطابق با نيازهای رهبری انقلاب پرولتری، توسط كنگره انتخاب می شود. افرادی كه بعنوان رهبری انتخاب می شوند بايد رفقائی باشند كه تعهدشان به توده ها و امر انقلابی به اثبات رسيده است، توان بالاتری را در اتخاذ و بكار بست موضع، ديدگاه و متدولوژی ایدولوژیک از خود نشان داده و قادرباشند ديگران را به اين توانائی مسلح كنند. رهبری در حزب، يك سرمايه شخصی نبوده؛ بلكه مسئوليتی جدی در قبال حزب، انقلاب و پرولتاريای بين المللی است. تفاوت نقش ميان رهبران و افراد تحت رهبری، بيانگر تقسيم كاری است كه از مجرای آن همگی بتوانند بيشترين خدمت را به انقلاب پرولتری و مبارزه برای تحقق اهداف بكنند. اين تقسيم كار از اساس با تقسيم كار درون احزاب بورژوائی كه طبق آن عده ای رهبران نخبه و تعدادی بزرگ كارمندان جزء وجود دارند، تفاوت دارد. برای حل صحيح تضاد ميان رهبری و اعضای تحت رهبری و بطور كلی تضاد ميان حزب و توده های وسيع، دامن زدن به بحث و جدل بر سر خط حزب حياتی است..

رهبری انقلابی بايد برای تضمين تداوم به پرورش و تقويت رهبری جمعی (كلكتيو)، رشد و تكامل همه جانبه صفوف انقلابيون و پرورش تعداد بيشتری از رهبران بپردازد و جانشين سازی كند.

{فکر کنم هم هوادارن و هم اعضا و هم همه منتقدین به خوبی می دانند که علت تمام خطاها و کشتارها قبلی و فعلی در قبیله رجوی همین کمبود جانشین سازی رهبری بوده که هیچ رئیس قبیله ای حاضر به تن دادن به این اصل نیست از جمله مردی بیمار روانی و شهوت پرست و قدرت طلبی مثل رجوی این نمره صفر را درکارنامه اش دارد .}

رهبری جمعی و مسئوليت فردی در تمامی سطوح رهبری حزبی، اعمال می شود.

– رهبری مركزی بايد گزارش كار خود را منظما به كنگره ها و يا ساير نشست های همگانی اعضاء بدهد؛ مسئولين شاخه های مختلف حزب بايد منظما گزارش كار خود را به جلسات افراد تحت مسئوليت خود و ارگان بالاتر خود بدهند. رهبری مركزی و مسئولين شاخه های حزب بايد مستمرا به نظرات توده ها درون و بيرون حزب گوش فرا داده و روحيه انتقادی را در ميان توده ها دامن بزنند.

– { بقول پرفسور کارل ریموند پوپر “انتقاد پذیری یک فضلیت است و انتقاد ناپذیری یک رذلیت ” به همین دلیل نوشته بودم خانم وآقای رجوی رذالت تا مغز استخوان شما رفته و شما دیگر در هیبت یک سازمان نیستید یک فرقه و یک عشیره و یک قبیله بسته هستید }

– برای پالايش حزب از خطوط و گرايشات بورژوائی، دامن زدن به مبارزه دو خط حياتی است. مبارزه دو خط درون حزب برای تكامل و شكوفائی خط صحيح و حفظ خصلت انقلابی حزب، اهميت تعيين كننده دارد. سركوب انتقاد و يا انتقام جوئی، مطلقا غيرمجاز است.

– ايجاد يك محيط سياسی كه در آن سانتراليسم و دمكراسي؛ خط ايدئولوژيك ـ سياسی واحد و ابتكارات وسيع؛ انضباط و آزادي؛ وحدت اراده و عمل و راحتی خيال و شادابی، تواما موجود باشد، اساسی است.

– {راحتی خیال و شادابی در درون عشیره فقط به شکل تظاهری مربوط به اعیاد و روزهای بود که به مناسبت یکی از رهبران قبیله گرفته میشد ” پرواز تاریخ ساز ” سی مهر تابان ” انتخاب رئیس جمهور منتخب و… از این دست مراسم ساختگی و با فرمان تشکیلاتی رنگ کردن مو مرتب پوشیدن کت و شلوار فقط در همان محل در جای و زمان دیگر ممنوع بود}

– حزب در عين تشويق مبارزات درونی، وحدت خلل ناپذيری را در مقابل دشمن بوجود می آورد. اعضای حزب، در همه سطوح، برای اينكه بتوانند فعالانه و به شيوه درستی مبارزه دو خط درون حزب را به پيش ببرند.

بحث و بررسی جمعی سياست

پيشبرد انتقاد و انتقاد از خود بمنظور حفظ خصلت پرولتری حزب.

حقوق عضو

الف- در تمام انتخابات ارگانهای سازمانی انتخاب کند و انتخاب شود.

ب- از طریق گزارشات ارگان های مسئول درجریان فعالیت های سازمان قرار گرفته، در بحث پيرامون مواضع و سياست‌های سازمان شرکت کند؛

ج- در جلسات تشکيلاتی، از هر عضو سازمان صرفنظر از موقعيت سازمانی وی و از هر نهاد و تشکيلات سازمان انتقاد نمايد؛{عجبا ما که ندیدم نشنیدم }

د- در جلسه‌ای که از طرف ارگان سازمانی او، يا کميسيون ويژه منتخب از طرف ارگان بالا، برای بررسی خطاهايش تشکيل می‌شود، شرکت کند و در صورت اعتراض به تصميمات ارگان مربوطه، به ارگانهای بالاتر و از جمله کنگره سازمان شکايت نمايد؛{ نشست دیگ که در گزارش آقای مصداقی شرح کامل آن امده تنها ظرف این رسیدگی به این خطاها بود البته اگر گفت خطا ولی آنهم فرد فقط شنوده بود با رکیک ترین فحش های چاله میدانی و…….}

هـ- پرسش‌ها، نظرات، انتقادات و پيشنهادهای خود را به ارگانهای بالاتر و از جمله هیئت اجرائی سازمان در ميان بگذارد و خواهان پاسخ باشد.

۴ – استعفاء از عضویت در سازمان به شکل کتبی به اطلاع ارگان های مربوطه رسیده و پس از گزارش به هیئت اجرائی رسمیت می یابد.

عضو اخراجی حق دارد در اعتراض به حکم اخراج به”کميسيون مرکزی نظارت و رسيدگی به شکايات” و مجامع عمومی شکایت کرده و خواهان بررسی و تجديد نظرشود.

– تصميم درباره اخراج هر عضو با رأی دوسوم اعضاء واحدی که او عضو آن است اتخاذ می‌شود و بعد از تأييد ارگان بالا یا بوسیله هیئت اجرائی سازمان به اجرا درمی‌آيد.

{ چرا رجوی هیئت اجرای سازمان را منحل کرد؟؟ رجوی در سال 1363 بعد از ازدواج با مار مازل مریم و کودتای ایدولوژیکی به نام انقلاب و قطب شدن خودش در سازمان و توتالیتر شدن خودش سازمان را به شکل قبیله و عشیره اداره کردن و سرپوش گذاشتن بر خطاهایش در وارد شدن به سی خرداد فاز نظامی و شکست طرح سرنگونی شش ماهه اش و برای فرار از پاسخ گویی به سایر نهاد های سازهان هیئت اجرای را منحل کرد!!!!!!!!!!!!!!!! }

– توبيخ و سلب مسئوليت از اعضای هیئت اجرائی در اختيار جلسه هیئت اجرائی با شرکت همه اعضا می باشد. اخراج عضو يا عضو علی البدل هیئت اجرائی و کميسيون مرکزی نظارت و رسيدگی به شکايات، از اختيارات کنگره سازمان است. اما در شرايط اضطراری در فاصله ميان کنگره‌ها مجمعی با شرکت کليه اعضا و اعضای علی البدل هیئت اجرائی و کميسيون مرکزی نظارت و رسيدگی به شکايات(که اعضای علی البدل در اينمورد از حق رأی قطعی برخوردار خواهند بود) درباره اخراج عضو يا عضو علی البدل هیئت اجرائی و کميسيون مرکزی نظارت و رسيدگی به شکايات، با حداقل دوسوم آراء تصميم‌گيری بعمل خواهد آمد. فرد اخراج شده حق دارد به کنگره بعدی در مورد اين تصميم شکايت کرده و خواهان رسيدگی شود.

{ اگر دقت کرده باشید سرکرده قبیله رجوی هر بار که عضوی جداشده و پایش به دنیای آزاد رسیده و افشاگری کرده که در دورن این فرقه و عشیره چه می گذرد کوتوله رجوی سرو کله اش پیدا شده و می گویید این فرد را خودمان اخراج کردیم و در تمامی موارد هم علت اخراج را مشکل جنسی اعلام کرده . شخصا تجربه دوبارگرفتن حکم اخراج را داشتم زمانی که به بیماری لا علاجی مواجه بودم از فرمانده هان قبیله خواستم که مرا تحد مراقبت تشکلیلاتی به مرکز نمایندگی کمیساریای ملل متحد ببرند تا بتوانم از طریق این ارگان بین المللی از کمپ {قبیله} خارج شوم وبه کشوری برای درمان پزشکی بروم .اما هر دوبار با ابلاغ حکم اخراج مواجه شدم که شرطی بود که باید می پذیرفتم و امضا می کردم تا مرا به ملاقات نماینده سازمان ملل ببرند لطفا خودتان قضاوت کنید که من و امثال من در کدام قبیله آدم خواری مبحوس بودیم .!!!!!!!!!}

سانترالیسم دمکراتیک

– اصل تشکيلاتی در اکثر احزاب چپ سانتراليسم دمکراتيک است که بر موازين زير استوار است:

الف- تبعيت فرد از تصميمات و سياستهای سازمان؛ تبعيت ارگانهای پائين‌تر از ارگانهای بالاتر؛

ب- تبعيت اقليت از اکثريت؛

ج- انتخابی بودن همه ارگانهای رهبری کننده سازمان از پائين تا بالا؛

د- خودمختاری تمام تشکيلات‌های سازمان در مسائل داخلی و محلی خود در چهارچوب سیاست های سازمان؛

هـ- گزارش‌دهی دوره‌ای ارگانها به تشکيلات‌های مربوطه خود و به ارگانهای بالاتر؛

و- آزادی مباحثه و انتقاد از سياست‌ها و تصميمات سازمانی در چهارچوب برنامه و اساسنامه سازمان.

{ این ماده از این اساسنامه که مثل جن بسمه الله بود وای از روزی که لب به انتقاد باز می کردیم بلافاصله در همان جمع سر کرده قبیله وسایر ریش سفیدان قبیله می گفتن یاوه های سپاه پاسداران را داری میگوی کارت سپاه پاسداران هستی و…… و تهمت های نفس گیر دیگر }

تبصره- در شرايط فعاليت مخفی يا نظامی، هرجا که اجرای کامل اصل انتخابی بودن ارگانهای رهبری – بجز در مورد هیئت اجرائی و کميسيون مرکزی نظارت و رسيدگی به شکايات که در همه حال بايد انتخابی باشد- امکان ناپذير گردد، نحوه تشکيل اين ارگانها برمبنای ضوابط تعيين شده از طرف هیئت اجرائی صورت خواهد گرفت.

{ کی “کجا” چه وقت” کدام هیئت اجرائی}

آزادی بحث و انتقاد

{ خدا وکیلی این بهترین جوکی است که در طول بیست و پنج سال مبحوس بودن در قبیله رجوی شنیده بودم }

– بحث و انتقاد آزاد و مؤثر درباره سياستهای سازمان، يکی از اصول مهم سانتراليسم دموکراتيک است که بدون آن انضباط آگاهانه درون سازمان نمی‌تواند تأمين شود. اجرای اين اصل از طريق موازين زير عملی می‌گردد:

الف- هر عضو سازمان حق دارد جز در موارد اطلاعاتی و امنيتی نظرات و اختلافات خود را با نظرات سازمان در درون يا بيرون سازمان منعکس سازد. درصورت درخواست برای انعکاس درونی، شکل؛ و در مورد بيرونی، شکل و زمان توسط ارگانهای رهبری تعيين خواهد شد.

{ باید اعتراف کنم که بدلیلی سرکوب و تهمت های که رجوی کوتوله می زد هیچ کدام از ما جرئت و جسارت نداشتیم که کوچکترین انتقادی به سازمان و خطاهایش بکنیم یک راست به بنگال خصوصی برده و زندانی شده و کله پزی و تهدید شروع میشد تا اعلام کنی “گوه خوردم “با عرض معذرت از خوانندگان که این واژه را بکار بردم عین واقعیت است دست از سرمان بر نمی داشتن }

ب- تشخيص موارد اطلاعاتی، امنيتی؛ شکل، زمان، درونی يا بيرونی بودن مباحثات از اختيارات هیئت اجرائی است. درصورتی که يک‌سوم اعضای سازمان يا يک‌سوم اعضا هیئت اجرائی خواهان آغاز مباحثات و يا علنی شدن آن باشند، هیئت اجرائی موظف به اجرای آن است.

ج- در سایت سازمان با احزاب هیچ محدودیتی برای انعکاس مستمر نقطه نظرات اعضای سازمان یا حزب درنقد سیاستها وتاکتیکهای سازمان تحت عنوان دیدگاه وجود ندارد.

– برای انعکاس نقطه نظرات اعضای سازمان در نشریات چاپی و یا اینترنتی صفحه ويژه‌ای اختصاص می‌يابد. تعيين حجم و ترتيب زمانی درج مطالب بعهده هيئت‌های سردبيری اين نشريات است.

– { به همین دلیل بود که نشریات وجود نداشت بجز یکی به اسم نشریه مجاهد که معلوم نبود سردبیر کیست ؟و کجا چاپ میشود؟ و اکثرا هم به دلیلی های واهی طی این سالها به بهانه های مختلف تعطیل بود و چاپ نمی شد اینترنت هم که نداشتیم و اصلا ما اعضا قبیله نمی دانستیم اینترنت چیست ؟خوردنی هست؟ یا پوشیدنی ؟موبایل را وسیله ای می دیدیم شبیه ماشین حساب که در دست چوپان های اطراف کمپ اشرف از پشت سیم خاردار می دیدم که سوار خرش هست ودارد حرف میزند یا فیلیم می بیند و با تعجب بهوت و حیرت نگاه می کردیم و انبوهی سوال از تکنولوژی مدرن برایم ایجاد می شد!!!!!! }

د- قبل از برگزاری کنگره بولتنهای ويژه‌ای برای مباحثه درباره دستور کار کنگره انتشار می‌يابد.

{هرگز هرگز هرگز بولتنی قبل از نشست با رهبر عقیدتی قبیله ندیدیم و نه خواندیم که موضوع نشست وکنگره چیست مثل چوب خشک ساعتها و روزها می نشستیم و رهبر قبیله حرف میزد و تعریف از خودش و قیاس خودش با پیامبران و رهبران شیعه و پیشگویی تاریخی برای آینده قبیله و سرنگون کردن و بردن مهر تابان به ایران }

هـ- مباحثات بايد در چهارچوب برنامه و اساسنامه سازمان صورت بگيرد.

کنگره ها

کنگره عاليترين مجمع تصميم‌گيری سازمان است که سالیانه به دعوت هیئت اجرائی تشکيل می‌شود. برگزاری و دستور جلسه کنگره حداقل یک ماه پيش از کنگره اعلام می‌شود. کنگره‌های فوق‌العاده به ابتکار هیئت اجرائی يا به درخواست يک‌سوم اعضای شرکت کننده در کنگره پيشين سازمان، حداکثر تا شش ماه تشکيل می‌شود.

{عالی ترین مرجع تصمیم گیری رهبر قبیله بود کنگره ای وجود خارجی نداشت }

واحد پايه سازمان

واحد پايه، تشکيلات پايه‌ای یک سازمان مبارز است که با شرکت حداقل سه عضو تشکيل می‌شود

مسائل و سياستهای جاری سازمان را مورد بحث و بررسی قرار دهد؛

{در این ماده که اگر برای یک ثانیه یا یک دقیقه واحد پایه تشکیلات این اصل را اجرا می کرد یا می کردیم بلافاصله توبیخ می شدیم و می گفتن محفل زدین شعبه سپاه پاسداران در تشکیلات هستید توبه کنید با رهبر عقیدتی دوباره پیمان ببندید تعهد کتبی بدهید دیگر تکرار نشود و واحد را هم منحل می کردن }

کناره گیری از عضویت:

عضویت در سازمان داوطلبانه است، وهرعضو میتواند به میل خود از عضویت در آن کناره گیری کند. چنانچه عضوی خواهان کناره گیری باشد، این خواست را رسما به کمیتهء مربوطهء خود اطلاع دهد ومؤظف است که مسؤولیت های تشکیلاتی خود و همچنین اموال و اسناد سازمانی را که در اختیار دارد به تشکیلات واگذار نماید. کمیتهء مربوط مکلف است درخواست یاد شده را رسما به کمیتهء مرکزی سازمان گزارش دهد، همچمنان مکلف است که موضوع پذیرش در خواست کناره گیری را رسما به جانب در خواست کننده اطلاع دهد.

{فکر میکنم که تمامی دوستان جدا شده در پروسه آگاه شدن از ماهیت این قبیله وآلت دست بودن رهبرقبیله در مقاطعی بطور منطقی و بدون تنش تشکیلاتی این درخواست را که حق هر عضو است را کتبی نوشتن و به ریش سفیدان قبیله دادن اما واکنش افسار گسیخته فرقه با این حق بغایت ضد انسانی بود و نحوه برخورد با این درخواست برای هر کدام از ما نعمت و لطف خداوند بود که بیشتر به ماهیت ضد انسانی سرکرده این فرقه آگاه بشویم و عزم کنیم که به هر صورت باید از این قبیله و عشیره جدا بشویم اینجا دیگر جای ماندن نیست مینیمم اساسنامه سازمان هم اجرا نمی شود و دیوی پشت کلمه ای بنام سازما ن هست که شعوری از اساسنامه و اصول حاکم بر تشکیلات و سازمان را نبرده به تمامی این پرنسیب های پشت پا زده }

Guliani Maryam Rajavi Mojahedin Khalq terroristsدر زیر سایه ملکه تروریست ها!

مردان ما در ایران؟


(Rajavi from Saddam to AIPAC)

همچنین:

حکایت آی دزد دزد را بگیرید، حکایت نفوذی خواندن مسعود دلیلی است.

احمد. م خ. اروپا، چهارم ژآنویه ۲۰۱۴: … یادم هست در همان ایام مسعود دلیلی هم از فرقه جدا شده بود و به بغداد آمد و ما هم خوشحال شدیم فردی با سوابق قدیمی و در موضع حفاظت رجوی جدا شده و به جمع ما می پیوندد اما او  به هیچ طریق رازی نشد به جمع ما بپیوند و حتی جواب نامه های ما جدا شدگان را که توسط نیروهای

نپذیرفتن اشتباه و عزم راسخ مسعود رجوی در به کشتن دادن مجاهدین تا آخرین نفر

ایرج شکری، وبلاگ درفش، هفتم ژانویه ۲۰۱۴: … مسعود رجوی نیاز به مراجعه به روانشناس و روانپزشک دارد تا از خوابگردی و هپروت و به ویژه از این خوبزرگ بینی و خودشفیتگی بیمارگونه بیرون بیاید و چشم به واقعیت بکشاید. اکنون اشرف بعد از کشتار ۵۲ نفر از آن صد نفر «لشکر فدایی اشرف»- که در و

هشدار نسبت به ترور جداشدگان توسط فرقه رجوی. چه کسی مسعود دلیلی را کشت؟

بنیاد خانواده سحر، بغداد، سی ام دسامبر ۲۰۱۳: … قرار داشتن جسد مسعود دلیلی که از سازمان مجاهدین خلق جدا شده بوده است در میان کشته شدگان تهاجم به پادگان اشرف این حدس را قوت می بخشد که رجوی مابقی این افراد مانند زهره قائمی و گیتی گیوه چیان که احتمالا همگی مسئله دار و حتی جداشده بوده و در عین حال دارای اطلاعات ویژه مربوط به شخص رجوی بود