جامعه بی طبقه توحیدی و مجاهدین خلق ایران

جامعه بی طبقه توحیدی و مجاهدین خلق ایران

جامعه بی طبقه توحیدی مجاهدین خلق فرقه رجویپرویز حیدرزاده، نجات یافتگان در آلبانی، بیست و ششم می 2019:…جامعه بی طبقه توحیدی ؟ بنگرید که تبعیض و بی عدالتی در فرقه مجاهدین به کجا رسیده است که  جامعه بی طبقه توحیدی در سنگ قبر آدم ها نیز عیان می شود. همچنین مریم قجر همیشه برای فریب نیرو هایش می گفت در سازمان فرقی به نیروهایش نیست و نباید قیاس کنید که چه کسی بالاتر است و چه کسی پائین تر .  اگر هم رده بندی در سازمان هست همش برای این است که کار ها پیش برود و گر نه هیچ فرقی بین شما ها نیست. 

جامعه بی طبقه توحیدی مجاهدین خلق فرقه رجویدرگذشت یا خودکشی؟ (مرگ علی اکبر کلاته در آلبانی)

نجات یافتگان در آلبانی

جامعه بی طبقه توحیدی

از جامعه بی طبقه توحیدی و مبارزه ضدامپریالیستی تا جاسوسی و خیانت و …

تیرانا، پرویز حیدرزاده، سایت نجات یافتگان از فرقه مجاهدین خلق در آلبانی ـ ایران آزادی ـ 25.05.2019

دوستان حتما متن نوشته های نشریه مجاهد ارگان فرقه مجاهدین خلق  را خوب بیاد دارند، همین مجاهدین که در سالهای اول انقلاب 57 و سرنگونی شاه از این شعار ها زیاد می دادند تا نسل جوان آن دوران را که دنبال انقلابی گری بودند را بخود جذب کنند و با همین شعارها بود که هزاران جوان ایرانی ,فریب همین رجوی را خوردند و فکر می کردند که این فرد تنها نفرضد امپریالیزم است و منادی جامعه بی طبقه توحیدی. اگر چه خیلی ها در همان اول راه متوجه خرافه گویی این مردک شدند و از فریب های رجوی درامان ماندند و راه بهتری را بر گزیدند ، اما خیلی ها در دادمش افتادند و هنوز در دامش اسیرند .
حال که  فرقه مجاهدین روند فرو پاشی را طی می کند، بنگرید که آن شعارها یادشان رفته است که می خواستند ایران را ویتنامی دیگر برای آمریکایی ها درست کنند، همین فرق ترانه می خواندند که ” آمریکایی بیرون شو خونت روی زمینه و مجاهد خلق راه و رسمش چنینه ” حال نفهمیدیم که خون آمریکایی روی زمین ریخته شد یا دلارهای آمریکا به کیسه مجاهدین؟ واقعیت این است که دلار آمریکا اشتیاق فرقه مجاهدین را برای وطن فروشی صدچندان کرده است . اینها  با این شعارها جوانان را فریب دادند و دست بوس آمریکایی ها هستند که حمله نظامی به ایران بکند و لابی های این فرقه از جمله جان بولتون مستمر بر طبل جنگ می کوبند.

از سوی دیگر یکی از شعار های مردم فریب مسعود رجوی جامعه بی طبقه توحیدی بود ، حتما یادتان هست که مجاهدین در فاز سیاسی شعار می دادند ، حکومت عدل علی با انتخاب رجوی ! حال بنگرید که تبعیض و بی عدالتی در فرقه مجاهدین به کجا رسیده است که  جامعه بیطبقه توحیدی در سنگ قبر آدم ها نیز عیان می شود.

همچنین مریم قجر همیشه برای فریب نیرو هایش می گفت در سازمان فرقی به نیروهایش نیست و نباید قیاس کنید که چه کسی بالاتر است و چه کسی پائین تر .  اگر هم رده بندی در سازمان هست همش برای این است که کار ها پیش برود و گر نه هیچ فرقی بین شما ها نیست.

اما با کمال تعجب دیدم این قیاس کردن مریم خانم چقدر عملی شده که نیروهای زنده که هیچکدام هم را مقایسه نمی کنند این بحث برای همه جا افتاد و همه ازش عبور کامل کردند (خنده حضار) اما نمی دانم چرا در مورد آنانی که از این دنیا می روند تفاوت و قیاس هست. امروز باتفاق دوستم رفتیم مزار را دیدیم خیلی تفاوت بین قبر علی اکبر کلاته و کریم رشیدی وجود داشت البته شمع هایی که بر سر مزار علی اکبر روشن است را من روشن کردم نه گلی بود و نه شمعی آنها را خودمون تهیه کردیم بقیه را خودتون در عکس ببینید یاد آوری کنم این دو در کنار هم دفن شدند.

جامعه بی طبقه توحیدی

لینک به منبع

*** 

همچنین
https://iran-interlink.org/wordpressfa/فرار-مسعود-رجوی-و-مرگ-اعضای-مجاهدین-خلق/

فرار مسعود رجوی و مرگ اعضای مجاهدین خلق ایران

فرار مسعود رجوی و مرگ اعضای مجاهدین خلق ایرانپرویز حیدرزاده، نجات یافتگان در آلبانی، دوازدهم می ۲۰۱۹:… رجوی در کتاب تبیین جهان وظیفه ی یک مجاهد را از موضع رهبر عقیدتی میگوید: “ هر رزمنده ارتش آزادی و هر مجاهد خلق اگر از عملیات گریخته باشد و اگر این فرد از جانبازی گریخته باشد زندگی اش ناشی از یک تقصیر است , وقتی که نفس کشیدن و زندگی آدمی ناشی از یک تقصیر باشد، پس نفس اش حرام است, تباه است. مگر اینکه فرد در فکر چاره باشد.” البته هیچ موجودی از مرگ گریزان نیست و این دست اراده خدا است ؛ اما این حرف رجوی یعنی چی؟ فرار مسعود رجوی و مرگ اعضای مجاهدین خلق ایران

فرار مسعود رجوی و مرگ اعضای مجاهدین خلق ایرانعلی اکبر کلاته اسیر نگون فرقه رجوی در آلبانی مرد

لینک به منبع

مرگ اعضای مجاهدین خلق و فرار مسعود رجوی از صحنه، ۱۷ سال مخفی در سوراخ موش و حالا در قبر؟؟

تیرانا، پرویز حیدرزاده، سایت نجات یافتگان از مجاهدین خلق در آلبانی ، ایران آزادی ـ ۱۲٫۰۵٫۲۰۱۹

فرار مسعود رجوی و مرگ اعضای مجاهدین خلق ایران

پرویز حیدرزاده نجات یافته از مجاهدین خلق رجوی در آلبانی

پرویز حیدرزاده آلبانی

کسی که خودش را همیشه در نوک پیکان مبارزه می دید و به همه گروه ها بر چسب می زد که خزیدن زیر قبای بورژوازی و خبری از مبارزه نیست و نصیحت می کرد که ای آقایون بپائید به دریای مانژ نیافتید.

حال بنگرید حال روز رهبر فرقه مجاهدین خلق را  که خودش که در سوراخ موش خزیده و خودش را شیر همیشه بیدار ( البته موش کور ) برای هواداران خودش جا انداخته است تا باز بگوید مرا بپرستید. البته مسعود رجوی کسی است که در طول چهار دهه ی گذشته چنین مسیری را رفته و با استفاده از یک موقعیت پیش آمده در ایران طوری وانمود کرده که شخص ویژه ای برای پیروان و هوادارانش است و بر همه به نوعی تحمیل کرده است که باید او را بپرستند و کسی نباید روی حرف او حرفی بزند و انتقادی بکند جنبه ی تقدس پیدا کرده است. برخلاف شخصیت وجودی مسعود رجوی که خیلی مکارانه حرف های دلچسب و فریبنده می زند از این رو هوادارانش تحثت تاثیر مغزشویی او را انسانی فرازمینی می پندارند و او در این توهم در ابرها سیر میکند و خودش را گم کرده است .

رجوی در کتاب تبیین جهان وظیفه ی یک مجاهد را از موضع رهبر عقیدتی میگوید:

”هر رزمنده ارتش آزادی و هر مجاهد خلق اگر از عملیات گریخته باشد و اگر این فرد از جانبازی گریخته باشد زندگی اش ناشی از یک تقصیر است , وقتی که نفس کشیدن و زندگی آدمی ناشی از یک تقصیر باشد، پس نفس اش حرام است, تباه است. مگر اینکه فرد در فکر چاره باشد.”

البته هیچ موجودی از مرگ گریزان نیست و این دست اراده خدا است ؛ اما این حرف رجوی یعنی چی؟ اگر کسی برای زندگی کردن و ادامه زندگیاش به این خاطر باشد که آگاهانه و به عمد از مرگ گریخته باشد جرم محسوب می شود؟ در دستگاه رجوی البته که جرم است و هم رجوی و مریم قجر رسما می گفتند که همه شما (اعضا و هواداران ) اضافه زنده هستید و شما باید زودتر از این در عملیات ها می مردید ؛ برای چی زنده اید که حق رهبری را بجا نیاوردید و دارید به رهبری ظلم می کنید. آری هواداران نگون بخت که تمام عمر و جوانی خود را برای این شخص خود خواه گذاشتند از یک تشکر خشک و خالی هم برخوردار نیستند .

در تمام این سالها همین شیر همیشه بیدار هیچگاه در سختی نبوده و همیشه در رفاه و آسایش و در امنیت کامل و در سنگرهای بتونی زیر زمینی ضد بمب و موشک بوده و هرگز در معرض تیر و ترکش نبوده مجبور بود که مداوم حرافی کند  وگرنه که ول معطل بود .

مهمترین کاری که مسعود رجوی در این سالها انجام داد انتقال این فریبکاری به مریم قجر و دیگر مسئولینش بود که بتوانند از این تشکیلات پوسیده و در خال فروپاشی مدتی جلو گیری کنند، صد البته که این تشکیلات دوام نخواهد آورد و بزودی فرو خواهد ریخت.

فرار مسعود رجوی و مرگ اعضای مجاهدین خلق ایران

(پایان)

*** 

Former People's Mujahedin member Gholamreza ShekariFormer People’s Mujahedin member Gholamreza Shekari (ALESSANDRO INCHES / DER SPIEGEL)
Prisoners of Their Own Rebellion.The Cult-Like Group Fighting Iran

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/دروغ-های-مریم-رجوی-در-مورد-علی-اکبر-کلات/

دروغ های مریم رجوی در مورد زنده یاد علی اکبر کلاته

مسعود رجوی مریم رجوی مجاهدین خلق ایران مزدوری خیانتپرویز حیدرزاده، نجات یافتگان در آلبانی، نوزدهم آوریل ۲۰۱۹:… فرقه مجاهدین اعلام کرده است زنده یاد علی اکبر کلاته  در مقابل خانواده ها ایستادگی کرد و مقاوم بود و  دروغ های دیگر . من خودم به عنوان یک شاهد زنده باید متذکر شوم که نه او و نه ما خبری از آمدن خانواده ها به لیبرتی نداشتیم و در سانسور خبری کامل قرار داشتیم . فرقه رجوی بر اثر فشارهای خانواده ها و افکار عمومی به ما گفت باید علیه آنها موضع گیری بکنیم .

مسعود رجوی مریم رجوی مجاهدین خلق ایران مزدوری خیانتاگر رجوی این انرژی را بجای مزدوری و دریوزگی، برای مردم گذاشته بود

لینک به منبع

دروغ های مریم رجوی در مورد زنده یاد علی اکبر کلاته

پرویز حیدرزاده، تیرانا، سایت نجات یافتگان از مجاهدین خلق در آلبانی ـ ایران آزادی ـ ۱۸٫۰۴٫۲۰۱۹

انّا لله و انّا علیه راجعون

درگذشت-مجاهد-صدیق-علی-اکبر-کلاته-پس-از-سه-دهه-مجاهدت

علی اکبر کلاته اسیر جنگی، گروگان مریم رجوی در آلبانی درگذشت

” علی اکبر در اول فروردین ۱۳۴۴ در خانواده‌ای زحمتکش در نصرآباد اسفراین بدنیا آمد و فرزند کار و زحمت بود. در نوجوانی به کارهایی چون قالی بافی و مکانیکی پرداخت. در سال ۶۳ به سربازی رفت و در جنگی که خمینی دجال بر ادامه آن اصرار داشت، به اسارت نیروهای عراقی در آمد.  ( بخوانید ارتش متجاوز صدام حسین )باز یکی دیگر از دوستانم علی اکبر کلاته در فرقه رجوی جان خود را از دست داد ، ما سه دهه در کنار هم بودیم با اینکه در یک قسمت نبودیم در نشستها همدیگر را می دیدیم ، خیلی پر تلاش و دوست داشتنی بود با اون خنده های شیرینش . اکبر در سال ۶۵ در لشکر ۶۴ ارومیه بود و در حمله ارتش متجاوز صدام حسین به خاک ایران در سال ۱۳۶۵ اسیر شد و بعد به کمپ شماره ۱۰ در شهر رمادی منتقل شد و در سال ۶۸  بدلیل فشار فراوان زیاد در اردوگاهای اسیران جنگی و خلاص شدن از اون جهنم نا خواسته به جهنم دیگری به نام قلعه اشرف وارد شد . فرقه مجاهدین خلق در سایت های تبلیغاتی خود اعلام کرده است که :

در سال ۶۸ با شناختی که از آرمانها و مبارزه مجاهدین پیدا کرده بود برای آزادی مردم و میهنش از چنگال بدترین دشمن ایران و ایرانی به ارتش صلح و آزادی پیوست و از آن پس به گواهی همه یارانش پیوسته و با شور و اشتیاق به انجام مسئولیتها و وظایفش در یکانهای ارتش آزادیبخش همت گماشت. همزمانش سخت کوشی و تعهد او را می ستودند و شیفته صمیمیت و روحیه رزمنده اش بودند.
یکی از فرازهای درخشان رزم علی اکبر مقابله با توطئه های رژیم در دوران پایداری در اشرف و سیرک کثیفی بود که با بیش از ۳۰۰ بلندگو برای شکنجه مستمر روانی و زمینه سازی حملات وحشیانه براه انداخته بود. “… در سالهای پس از بحران جنگ در منطقه و اشغال عراق در سال ۱۳۸۲، بطور مستمر این مجاهد صدیق را با به کار گرفتن برخی اعضای خانواده او در داخل ایران تحت فشار میگذاشتند تا تسلیم شود. اما علی اکبر با ایستادگی بر پیمانش با خدا و خلق هر بار جنگ روانی دشمن را بر سر خودش خراب میکرد و از آزمایش خانواده سر فرازتر بیرون می امد.”

فرقه مجاهدین اعلام کرده است زنده یاد علی اکبر کلاته  در مقابل خانواده ها ایستادگی کرد و مقاوم بود و  دروغ های دیگر . من خودم به عنوان یک شاهد زنده باید متذکر شوم که نه او و نه ما خبری از آمدن خانواده ها به لیبرتی نداشتیم و در سانسور خبری کامل قرار داشتیم . فرقه رجوی بر اثر فشارهای خانواده ها و افکار عمومی به ما گفت باید علیه آنها موضع گیری بکنیم . من ، زنده یاد علی اکبر کلاته ، غلامرضا خیر آبادی ، حسن شعبانپور ، داوود مراد خانی ، محمد مهدی ثابت رستمی و عبدالحسین آهنگر را در آن مقطع مجبور کردند تا علیه خانواده های خودمان موضع گیری کنیم و به گفته مسعود رجوی آنها را مزدوران ارتجاع بنامیم و ما اجبارا و به زور و تحت تاثیر فشارهای روانی مجبور شدیم که این کار را کنیم، علی اکبر کلاته هم همینطور، ولی او قلبش برای خانواده اش می زد .

او و من و ما همه تحت تاثیر تبلیغات  فرقه مجاهدین قرار داشتیم و هرگز نتوانستیم کوچکترین انتقادی بکنیم و از دنیای بیرون بی خبر بودیم .

علی اکبر کلاته کسی نبود که با به اصطلاح انقلاب مریم رجوی ، طلاق و طلاق کشی زنان ومردان از یکدیگر و حتی مجردها ، سر خوشی داشته باشد و همیشه در جمع دوستان و مطمئن می گفت همه مارا سر کار گذاشتند و اینها همش سر گرمی ماست و او این تولد آرمانی که مجاهدین بعد از مرگ به نفر خطاب مکنند را قبول نداشت و این را تحمیلی می دانست که به این شکل بعد از مرگ می خواهند بالا ببرند در صورتی که تا زنده است ارزشی برای فرقه مجاهدین خلق ندارد و ” اسیر جنگی ” محسوب می شود، همان تعابیری که برای همه اعضای جداشده که افتخار سابقه شرکت در  دفاع میهنی علیه ارتش مزدور و متجاوز صدام حسین داشته است . علی اکبر بدرود و یادت گرامی

(پایان)

*** 

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/توطئه-فرقه-مجاهدین-مریم-رجوی-سازمان-مج/

توطئه فرقه مجاهدین (مریم رجوی سازمان مجاهدین خلق ایران) علیه اعضای جدا شده در آلبانی

کمپ تروریستی مجاهدین خلق فرقه رجوی در آلبانی علیه کشورهای اروپایی فعال شده استپرویز حیدرزاده، سایت نجات یافتگان در آلبانی، هفدهم فوریه ۲۰۱۹:… چند ماهی است که کمیساریا عالی پناهندگان اعلام کرده که حمایتهای مالی و کمکهای انساندوستانه افراد جدا شده از فرقه مجاهدین خلق را قطع میکند و این هم در شرف اجرا است از آنجایی تعدادی از جدا شدگان که زیر بار خواستههای فرقه رجوی نرفتند و برای سران فرقه رجوی سر خم نکردند و جاسوسی دوستان خود و حتی جاسوسی اسیران در بند که گاها برای شهر می آیند را قبول نکردند.

نقض حقوق بشر توسط مچاهدین خلق فرقه رجوی در آلبانیMeet Mojahedin Khalq (MEK, Rajavi cult): the Terrorist Cult Supported by Trump Administration

لینک به منبع

توطئه فرقه مجاهدین علیه اعضای جدا شده در آلبانی

لغو تحصن اعضای جداشده مقابل کمیساریای عالی پناهندگان

پرویز حیدرزاده ، تیرانا ، سایت نجات یافتگان از مجاهدین خلق در آلبانی، ایران ـ آزادی ـ ۱۶٫۰۲٫۲۰۱۹

چند ماهی است که کمیساریا عالی پناهندگان اعلام کرده که حمایتهای مالی و کمکهای انساندوستانه افراد جدا شده از فرقه مجاهدین خلق را قطع میکند و این هم در شرف اجرا است از آنجایی تعدادی از جدا شدگان که زیر بار خواستههای فرقه رجوی نرفتند و برای سران فرقه رجوی سر خم نکردند و جاسوسی دوستان خود و حتی جاسوسی اسیران در بند که گاها برای شهر می آیند را قبول نکردند. این اقدام شجاعانه اعضای جداشده از مجاهدین خلق در آلبانی  باعث خشم و غضب دیکتاتور از راه نرسیده رجوی و جیره بگیران آنها قرار گرفتند و در یک توطئه کثیف و همدستی با بعضیها در دولت آلبانی و کمیساریای پناهندگی دست به این جنایت ضد انسانی و ضدبشری زدند و مستمری کسانی که دستشان به هیچ جا بند نیست را دارند قطع می کنند

شعار فرقه رجوی این است یا جلوی من سر خم کن و زانو بزنید و یا اینکه گرسنگی بکشید، باید به سران فرقه  رجوی گفت مرگ بهتر سر خم کردن جلو مشتی رذل و بیشرف هایی مثل شماست ۰

در چند روز گذشته با مراجعه به کمیساریای عالی پناهندگان و همکاری کامل با آنها و دولت آلبانی برای یک تحصن آرام برای حق و حقوق افرادی که خودشان به آلبانی آوردند و مجاهدین آنها را شبانه کنار خیابان رها کردند درخواست تحصن کردند و باز با یک زد و بند دیگر تحصن را منتفی کردند تا شاید  روزی این تعداد ندامت کرده و به فرقه برای پول مراجعه کنند.

حال خودتان قضاوت کنید اینها چقدر رذل و کثیف هستند و کلمه منافق که حتی بین جدا شده ها تفرقه میاندازند و برای کسانی که هنوز دم شان به اینها وصل هست پیام دادند که اگر کسی در تحصن شرکت کند و یا با این افراد که هیچ پشتوانه مالی ندارند حتی کسی با آنها سلام هم بکند مستمری آنها را قطع میکنیم .
تف بر شما و آن ایدئولوژی کثیف تان.

خوب شد حقوق بشر از نوع رجوی را دیدیم که خود با نام حقوق بشر وطن فروشی هم می کنند و با رذل و دریدگی از آزادی انسانها در ده ماده ایی صحبت میکنند بهتر است یک ماده دیگر مریم قجر به آن اضافه کند” در ایران فردا هر کس با شما مخالف باشد باید گرسنگی و دربدری بکشد و آنرا از همین الان تقبل کند.”

پس فرق شما که ادعا میکنید رژیم ایران بر سر ملت آورده چیست و حالا هرچه میخواهید توطئه کنید خودتان در باتلاق این توطئه فرو خواهید رفت.

از قدیم گفته اند که خدا خر را شناخت که به او شاخ نداد چون از پشت لگد میانداخت و از جلو شاخ میزد.

خدا این فرقه را شناخت که آنها را آواره جهان کرد ،تف بر شما و ایدئولوژی تان.

(پایان)

*** 

حسن_حیرانی_تلویزیون_الجزیره_مصاحبه_مجاهدین_خلق_،فرقه_رجوی_آلبانی“Faking the online debate on Iran”(Mojahedin Khalq, Maryam Rajavi, MEK, NCRI Trolling base in Albania exposed

Maryam_Rajavi_Cult_MEK_MKO_NCRI_Tirana_Albania_TRT_World_2018The MEK: a group looking to overthrow the Iranian regime

حسن حیرانی تلویزیون کانال چهار انگلستانThe shadowy cult Trump advisors tout as an alternative to the Iranian government

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/اعلام-جدایی-پرویز-حیدر-زاده-از-فرقه-مجا/

اعلام جدایی آقای پرویز حیدر زاده از فرقه مجاهدین در آلبانی با سابقه ۳۰ سال عضویت

پرویز حیدر زاده، سایت نجات یافتگان در آلبانی، ایران آزادی، بیست و چهارم ژانویه ۲۰۱۹:… بعد از رفتن خانواده ها هر نفر بایستی خودش را مثلا از خانواده و زندگی طلبی ناشی از آن تطهیر می کرد. یعنی با شرکت در نشستهای جمعی که به همین منظور تشکیل می شد شرکت و لحظات میل و عاطفه به خانواده در خودش را ذکر و تقبیح کند و بقیه هم کلی به او به خاطر داشتن چنین لحظاتی در ذهن ناسزا بگویند … 

حملات و فحاشی های مریم رجوی علیه نجات یافتگان فرقه مجاهدین خلق در آلبانی

حسن شهباز: از پیوستگی تا جدایی از مجاهدین خلق در آلبانی

لینک به منبع

اعلام جدایی آقای پرویز حیدرزاده از فرقه مجاهدین در آلبانی با سابقه ۳۰ سال عضویت ـ ۱۳۶۷ تا ۱۳۹۷

سران فرقه مجاهدین : خود را انکار کنید تا شخصیت مریمی پیدا کنید

پرویز حیدرزاده، تیرانا ، سایت نجات یافتگان از مجاهدین خلق در آلبانی ، ایران ـ آزادی، ۲۳٫۰۱٫۲۰۱۹

پرویز حیدر زاده نجات یافته از مجاهدین خلق فرقه رجوی در آلبانی

آقای پرویز حیدر زاده

اینجانب پرویز حیدرزاده نشلی از اعضای سابق سازمان مجاهدین خلق بطور رسمی جدایی خودم را از این سازمان اعلام می دارم .

من سال ۱۳۵۸ دربابل – بندپی غربی باخواندن چند کتاب با این سازمان آشنا شدم اما بعد از مدتی ترک تحصیل و در یک کارگاه الومینیوم مشغول کار و بدنبال زندگی خودم بودم.
در تاریخ۱۳۶۶/۱/۱۸ سربازی رفتم. آموزشی را در ۰۶ لشکرک و بعد از آن در تیپ ۴ لشکر ۹۲ زرهی اهواز در خط مقدم بودم . در تاریخ ۱۳۶۶/۹/۱۱ در منطقه کوشک_طلاییه زمانی که همین مجاهدین با کمک و آتشباری ارتش صدام به ما حمله کردند من و تعداد ۲۸ نقر دیگر به اسارت آنها در آمدیم، در لحظه اسارت از  آنها خواستم دوستم که مجروح بود را با خودمان ببریم، اما قبول نکردند و گفتند که خودمان او را می آوریم اما هرگز او را نیاوردند.

ما را ۲۰ روز در العماره نگه داشتند و هر روز فرمانده آنجا ( مهدی افتخاری که بعد از تسلط مریم قجر بر سازمان مورد غضب رجوی واقع شد) برای ما صحبت می کرد بعد از ۲۰ روز ما را به اردوگاه اصلی که در دبس نزدیک سلمانیه که تعدادی دیگر از سربازان و افسران ایرانی هم بودند، بردند اما هرگز اسم ما در صلیب سرخ و هیچ ارگان رسمی سازمان ملل ثبت نشد چون آنها نمی خواستند ما ثبت شویم . اینجا هم فرماندهان و مسولین  با تشکیل جلسه و برگزاری نشست  و نشان دادن فیلم سخنرانی های مسعود رجوی  از  اهداف سازمان و تشکیلات می گفتند “اصطلاحا نوعی تبلیغ و تصویرسازی مثبت از  سازمان مجاهدین و اهداف و عملکرد آن ” تا ذهن مارا شکل داده و به سمت این سازمان متمایل کنند. (البته مغزشویی در کار نبود اینها فقط قصد کمک به ما را داشتند)!!

از آنجایی که من با آنها کمی هم آشنایی قبلی داشتم در این اردوگاه تحت تاثیر تبلیغات آنها قرار گرفته و تمایل من به آنان بیشتر شد، قبل از شروع عملیات فروغ جاویدان(مرصاد)و با وعده هایی که داده بودند اعلام پیوستگی کردم و وارد سازمان شدم ولی با شکست عملیات  و برگشت مجدد به داخل عراق به حرفها و وعده های اینان شک کردم، اما تحت تاثیرشانتاژ تبلیغاتی که هر کس برود رژیم اعدام میکند و گردن می زند با شک و دودلی ماندم و جدا نشدم .

مدت ۳۰ سال در این سازمان بودم و در این سالیان با وعده و وعید های مواجه بودیم اما چیزی عوض نمی شد؛ وچقدر دروغ شنیدیم و هرکس هم شک می کرد که چرا نشد بگفته اینها باید خودش را می خواند و علت را باید در کارهای نکرده خودش می دید، تا رهبری سازمان. یا للعجب! بطور واقعی ما در یک زندان بودیم و هر روز برای ما تکرار مکررات بود. نشست پشت نشست و همه تکراری و وقت پرکن، در این نشست ها هر فردباید چند باردرسال خودش را می خواند یعنی داوطلبانه سوژه می شد و کلی به خودش بدو بی بیراه می گفت و بقیه هم هر چه دلشان می خواهد به او بگویند .او حق پاسخگویی ندارد و باید برود و هرچه را باصطلاح جمع گفته است با ذکر فاکت ثابت کند که آنها درست گفته و من گناهگار و روسیاهم. رهبری سازمان می گفت در انقلاب مریم این روسیاهی و بدی، روسفیدی به حساب می آید فرد هرچه خودش را روسیاه کند و اجازه بدهد به او بد و بیراه بگویند انقلابی تر و پاکتر می شود.!

در نشست ها، بالاتر ها به همه فحش و ناسزا می گفتند و اگر کسی برعلیه دوست خود چیزی نمی گفت به او مارک پاسدار و بسیجی که درنگاه اینان بدترین بود می زدند و تحقیرش می کردند. بر این اساس همه مجبور به توهین به هم بودند؛ در سال ۱۳۸۰ سه بار من سوژه چنین نشست ها یی بودم.

در سال ۷۳ بگیرو ببند افراد تحت عنوان نفوذی با ضرب و شتم شروع شد، چند زندان درست کردند و با شکنجه و کتک و تهمت چه اعترافاتی از نفرات گرفتند من دستگیری چندین نفر و چند ماه غیبت تعدادی را دیدم اما دلیل آن را تا سالیان که این موضوع کم کم لو رفت را نفهمیدم ماآنزمان فقط با دفن کردن جنازه افراد در مزار اشرف متوجه می شدیم و یا از طریق دوستان نزدیک متوجه این موضوع می شدیم وکسی نباید در این مورد صحبت و یا سوال می کرد. خانواده بعضی از این افراد ناپدید شده در سال ٨۲ به اشرف آمده و دنبال فرزندان شان بودند اما هیچ ردی از افرادنبود به خانواده ها گفته می شد که این فرد از ما جدا شده و رفته و ما خبری از او نداریم. (به ما هم که گهگاه سوال می کردیم گفته می شد بریدند و رفتند و  سازمان کاری می کرد که کسی دنباله این قضیه را نگیرد) کسی نبود که جواب این خانواده ها را بدهد، و این خانواده های دردمند بدون اطلاع یافتن از عزیزان خود به ایران بر گشتند.

“خانواده من در سال ٨۲ دوبار به دیدار من آمدند بار اول اجازه دادند و به دیدار خانواده ام رفتم و خواهر و برادرم را دیدم ، اما در همان سال پدر، مادر و  خواهر دیگرم آمدند ولی زنان مسئول فرقه مجاهدین از ما خواستند که نرویم و ما را تحت فشار قرار دادند و نگذاشتند برویم، اما خانواده ام فردا صبح دو باره به اشرف آمدند این بار مرا به همراه چند نفر برای ملاقات بردند اینها کسانی بودند که همراه من آمده بودندکه مبادا خانواده ام مرا بدزدند ! یعنی من تحت الحفظ ملاقات کردم که مبادا چیزی بگویم و یا بشنوم که برای اینان ناخوشایند باشد.

بعد از رفتن خانواده هم هر نفر بایستی خودش را مثلا از خانواده و زندگی طلبی ناشی از ان تطهیر می کرد یعنی با شرکت در نشستهای جمعی که به همین منظور تشکیل می شد شرکت و لحظات میل و عاطفه به خانواده در خودش را ذکر و تقبیح کند و بقیه هم کلی به او به خاطر داشتن چنین لحظاتی در ذهن ناسزا بگویند تا پاک شود” و بدین وسیله شخصیت فرد سرکوب و هر سال با تکرار این گونه نشست ها دیکر فردی بی هویت و سلب الاراده و مطیع می شد . به قول خودشان ” خودش را انکار کرده تا شخصیت مریمی پیدا کند”.

هنگامیکه من در اشرف و لیبرتی بودم از دنیای بیرون هیچ خبری نداشتم و فکرمی کردم که همه چیز در همین اشرف نت و سیمای آزادی آنهاست و همین اخبار هم درست است چرا که هیچ امکان دیگری هم نداشتیم با ورود به آلبانی وارد کمپ کمیساریا شدم آنجا به اتاق اینترنت رفتم و وارد دنیای دیگری شدم و فهمیدم که مثل اصحاب کهف و بی خبر از دنیا بودیم بعد از یک روز آنجا نگهبان گذاشتند و ورود به اتاق را دو نفره کردند تا تضمین همدیگر باشند. بعدا هم که به محل استقرار اصلی مفید رفتیم از این نوع بگیر و ببندها، گوش ایستادنها و محدودیت ها هر روز بیشتر و بیشتر می شد. با دیدن این وضعیت تصمیم گرفتم که خودم را خلاص و از این همه فشار و محدودیت رها کنم.
بعداز نوشتن برگه درخواست خروج از سازمان من را ۱۵ روز  در مقرمفید (همان آپارتمانهای واقع شده در منطقه کشار در تیرانا که توسط سازمان ملل برای اسکان ما اجاره شده بود) در اتاقی ـ قرنطینه ـ بودم، حتی اجازه بیرون رفتن را هم نداشتم و برای شام و ناهار هم نمی گذاشتند به سالن برویم، در این مدت با برخورد بد به من توهین می کردند. نهایتا در تاریخ ۱۳۹۶/۹/۱۱از مناسبات آنها جدا شدم و به مدت سه ما از آنها پول گرفتم و بعد از آن دیگر نگرفتم علت هم این بود که هر بار می رفتم باید بر علیه دوستانم برای آنان جاسوسی می کردم و بر علیه آنها حرف می زدم. با خودم گفتم که نیامدم بیرون بر علیه کسی حرف بزنم و مزدوری شماها که عمر وجوانی و هستی و نیستی مرا گرفته اید وبعد آن دیگر به آنها مراجعه نکرده و پول هم نگرفته ام.

در پایان اعلام می کنم که من هیچ ارتباطی با  فرقه مجاهدین خلق ندارم و تاکید می کنم به هیچ گروه یا سازمانی وصل نیستم آمدم بیرون که زندگی خودم را بعد از ۳۰ سال از نو احیا و باز سازی کنم. در انتها جدایی خودم را از  فرقه جهنمی سازمان مجاهدین رسما اعلام میکنم و تلاش میکنم  برای روشنگری بیشتر  افکار عمومی، خاطرات حضور خود در فرقه رجوی را برای نسل جوان کشورم  بیان کنم تا شناخت بیشتری نسبت به فرقه خشونت طلب مجاهدین داشته باشند.

پرویز حیدر زاده نشلی

(پایان)

مصطفی رجوی فرزند مسعود رجویامامزاده ای که امام نشد 

موسی دامرودی نجات یافته از مجاهدنی خلق فرقه رجوی در آلبانیاعلام جدایی رسمی آقای موسی دامرودی از فرقه مجاهدین در آلبانی (بیست و دوم اکتبر ۲۰۱۸)

محمد عظیم میش مست نجات یافته از مجاهدین خلق در آلبانیجدایی آقای محمد عظیم میش مست از فرقه مجاهدین خلق در آلبانی (هجدهم اکتبر ۲۰۱۸)

غلام علی میرزاییجدایی  آقای غلامعلی میرزایی عضو سی ساله مجاهدین از فرقه رجوی (سیزدهم اکتبر ۲۰۱۸)

جدایی حسن شهباز از مجاهدین خلق فرقه رجوی در تیرانا آلبانیاعلام جدایی حسن شهباز از فرقه مجاهدین در آلبانی (بیستم سپتامبر ۲۰۱۸)

حسن حیرانی نجات یافتگان فرقه رجوی مجاهدین خلق در آلبانیاعلام جدایی حسن حیرانی از فرقه مجاهدین خلق در آلبانی

همچنین: