جان اعضا در فرقه برای مسعود رجوی ارزشی دارد؟

جان اعضا در فرقه برای مسعود رجوی ارزشی دارد؟

Majid_rohiمجید روحی، ایران اینترلینک، هشتم فوریه ۲۰۱۶:… مسعود رجوی بیش از چندین دهه است که رهبری فرقه خود را به دست گرفته. مسعود رجوی نظر و ایده هیچ کس را قبول نداشته و به جز خودش چه در درون و چه در بیرون از تشکیلات فرقه ای کسی را به رسمیت نمی شناخت و نمی شناسد … 

مسعود رجوی و فروغ جاویدان

حاج مسعود رجوی چند میگیری دیگه تحلیل آبکی نکنی؟

لینک به صفحه فیسبوک آقای روحی

جان اعضا در فرقه برای مسعود رجوی ارزشی دارد؟

Majid_rohiمسعود رجوی بیش از چندین دهه است که رهبری فرقه خود را به دست گرفته. مسعود رجوی نظر و ایده هیچ کس را قبول نداشته و به جز خودش چه در درون و چه در بیرون از تشکیلات فرقه ای کسی را به رسمیت نمی شناخت و نمی شناسد و هر روز خودکامه تر شده و با فشار و پیچیدگی بیشتری اعضا را مجبور به اطاعت و فرمانبرداری از خودش می کرد و می کند.

با وجود تبلیغات گسترده مسعود رجوی و فرقه اش برای عدالت و آزادی‌ و با وجود اینکه مسعود رجوی و فرقه اش از حربه عدالت‌خواهی به شدت در مجامع بین المللی سوءاستفاده می‌کنند، در داخل تشکیلات فرقه خود همواره به صورت پیچیده ولی علنی کلیه اعضای فرقه خود را تحت استثمار شدید فکری و محرومیت از حقوقشان قرار می‌دهند.

به طور خاص اعضای اسیر در لیبرتی و آلبانی که به تاکید خودشان “جانشان مال مسعود رجوی و روح و افکارشان متعلق به مریم قجر عضدانلو” است. این باز به تاکید خودشان “زیربنای ایدئولوژی” کثیف مسعود رجوی است یعنی اعضای اسیر در فرقه رجوی نباید خودشان هیچگونه تصمیم گیری و یا فکر و اندیشه و یا اختیاری حتی بر امور خصوصی خودشان داشته باشند.

متاسفانه مسعود رجوی با ایدئولوژی کثیفش فکر می‌کند که میتواند با بازی با خون انسان‌ها و جان آنها افکار توهم آمیز خود را پیش ببرد و در قرن ۲۱ مثل سایر رهبران خودکامه و دیکتاتور در جهان کشورگشایی کند. مسعود رجوی این “شیر خفته” سال‌هاست که خودش را در سوراخ موشی پنهان کرده ولی با پیچیدگی های خاص خودش و با آن ایدئولوژی کثیفش اینگونه افراد وفادار به فرقه خود را برای مظلوم نمایی و شهید سازی و تبلیغات در مجامع بین المللی به کشتن میدهد. ولی زندگی انسانها بیش از هر چیز دیگری در دنیا ارزش دارد و کسی حق ندارد برای زندگی کسی تصمیم بگیرد چه رسد به اینکه آن ها را مجبور به کشتن کند.

در نشستهای عمومی در باقرزاده، قرارگاه اهدای صدام حسین به مسعود رجوی، به صراحت گفته میشد که تنها کسی که در این فرقه ارزش دارد مسعود رجوی رهبر فرقه است و شما اعضای اسیر در فرقه سیاهی لشکر هستید و دخلتان به خرجتان نمی ارزد. و گفته میشد که شما باید در مسعود رجوی ذوب شوید و جانتان را فدای مسعود رجوی کنید تا مسعود رجوی به ارزوی بر باد رفته خودش برسد.

حاصل این “ذوب شدن” در مسعود رجوی، رهبری عقیدتی، می بایست “اطاعت بی چون و چرا” ی اعضا از مسعود رجوی باشد.مجید روحی

ذوب شدن و شکل دهی شخصیت در ماشین ایدئولوژی کثیف مسعود رجوی دستگاهی است که چند هدف و وظیفه و کارکرد داشت. فراری دادن مسعود رجوی از زیر بار مسئولیت و پاسخگوئی در قبال شکست های متعدد استراتژیک و سیاسی و نظامی و در نتیجه تثبیت موقعیت مسعود رجوی به عنوان “رهبر” بلامنازع از طریق از دور خارج کردن هر فردی که توان و پتانسیل مقابله با مسعود رجوی را داشته باشد و سپس کور کردن هر روزنه انتقاد و اعتراض بر علیه مسعود رجوی و پایان دادن به سانترالیزم دمکراتیکی که تا آنزمان در تشکیلات وجود داشت و جایگزین کردن آن با توتالیتاریسم آغشته به تقدس گرائی مذهبی و درگیر کردن اعضای بدنه فرقه با درونِ خود و با یکدیگر و منحرف کردن آنها از مشغول شدن به مباحث استراتژیک و خطی و … و…

در چنین تشکیلات فرقه ای چه در عراق و چه در آلبانی و حتی به میزان زیادی در پایگاههای مجاهدین در شهرهای مختلف کشورهای غربی، “فرد” موجودیت و ارزشی ندارد. یعنی اجازه ندارد که موجودیت داشته باشد. فرد با دنیای بیرون خود ارتباطی ندارد و اجازه و امکانش را هم ندارد که ارتباط داشته باشد. همه ارتباطات باید از کانال های مشخص و مطمئن انجام بشود. اینگونه است که مسعود رجوی با هرگونه شفافیت، با هرگونه ارتباطِ مستقیم با افکارعمومی و رسانه های مستقل و آزاد مخالفت کرده و این امکان را در مورد نیروهای بدنه تشکیلات نیز ممنوع کرده و آنها حتی با افراد خانواده شان هم نباید دیدار و تماس داشته باشند.

همزمان، مسئولین بالای این فرقه رجوی که اغلب در اُورسورواز در پاریس اقامت دارند با اسامی مستعار یا بدون نام و نشان، تبلیغ و اتهام پراکنی گسترده ای را بر علیه جداشدگانی که بطور علنی بر علیه سیاست های مسعود رجوی اعتراض دارند هدایت می کنند. قصد آنها این است که همانگونه که هر صدای اعتراضی در داخل تشکیلات را سرکوب کرده و سرکوب می کنند، در بیرون تشکیلات نیز هر صدای اعتراض، هرگونه روشنگری و هر نوع مخالفت بویژه از سوی جداشدگان این تشکیلات را سرکوب کنند.

البته این نحوه ی رفتار با انسان ها، در خارج ازفرقه رجوی هم وجود داشته و دارد. نمونه های زیادی وجود دارد که چگونه مسعود رجوی در شورای ملی مقاومت، افراد و شخصیت های مختلف یا حتی احزاب و نیروهای سیاسی و هنرمندان را مورد استفاده ابزاری قرار داده و هر زمان که آنها در مقابل این توهین و تحقیر و سوء استفاده ایستادند مسعود رجوی به سادگی به آنها برچسب و اتهام زده و یا آن ها را آنچنان زیر فشار ترور روحی- شخصیتی قرار داده که پس از جدائی سکوت کرده و دم بر نیاورده اند.

با این توضیحات، واضح است اگر کسی در تشکیلات فرقه رجوی حتی “ارزش وسیله شدن” برای “خدمت” به “مسعود رجوی” را پیدا کند، چنین چیزی باید برای آن فرد به خودی خود باعث خوشحالی و سپاسگذاری باشد حتی اگر این وسیله شدن، نوشتن نامه (انتصابی) یا رودرو شدن با خانواده خود باشد.

با این همه، همانگونه که بسیاری از حقایقی که مسعود رجوی و فرقه اش قصد سرپوش گذاشتن بر آنها را داشتند این روزها علنی شده است، بقیه حقایق پنهان و فریبکاری هائی که مسعود رجوی و فرقه اش به آنها دامن میزند نیز به مرور زمان برای افکار عمومی روشن و روشنتر خواهد شد.

مسعود رجوی این همه اصرار داشت برای حفظ اسارتگاه اشرف و لیبرتی و ماندن در عراق درحالی که الان مشخص شده که همه آن کارها صرفا برای به کشتن دادن هر چه بیشتر اعضای اسیر فرقه بوده است و الان مشخص شده که این کشته شدن ها نه تنها هیچ جای افتخاری ندارد که مسعود رجوی و فرقه اش باید بجای مباهات کردن به آن پاسخ بدهند که چرا این خونها را تلف کردند و چر این افراد را به این صورت به کشتن دادند. مسعود رجوی باید جواب تک تک خون هایی را که ریخته شده و تمامی آنها به سادگی قابل اجتناب بوده اند را بدهد.

*** 

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=23441

حاج مسعود رجوی دم از کدوم جامعه بی طبقه توحیدی میزدی؟

مجید روحی، ایران اینترلینک، اول فوریه ۲۰۱۶:…  چگونه مسعود رجوی مدعی بر پایی جامعه بی طبقه توحیدی است که در نشستهای عمومی به خانواده ها و خلق قهرمان توهین و اهانت میکند. چگونه مسعود رجوی مدعی بر پایی جامعه بی طبقه توحیدی است که چند سال است به خانواده ها اجازه ملاقات نمی دهد که با فرزندان اسیرشان ملاقات کنند . چگونه مسعود رجوی مدعی بر پایی جامعه بی طبقه توحیدی است که به زنان …

کینه مسعود رجوی به محمد رحیمی (+ دل نوشته ای برای دوست و چند نامه دیگر)

لینک به صفحه فیسبوک آقای روحی

حاج مسعود رجوی دم از کدوم جامعه بی طبقه توحیدی میزدی؟

متاسفانه مسعود رجوی شیاد ازابتدای پیروزی انقلاب اسلامی درایران برای فریب افکارعمومی و جذب بیشترجوانان جامعه ایران به سمت خود و فرقه اش اقدام به سر دادن شعر و شعارهای به ظاهر مترقی و آزادیخواهانه کرد ،که یکی از شعارهای فریبنده مسعود رجوی ایجاد جامعه ” بی طبقه توحیدی “بود !! ادعای مضحکی که حتی تئوریزه کردن آن هم به هیچ عنوان درحد و اندازهای فهم ذهن بیمار مسعود رجوی نبوده و نیست.

مسعود رجوی رهبر فرقه را میتوان یکی از فریبکاران چهره های سیاسی تاریخ ایران نامید مسعود رجوی که با وعده بر پایی جامعه بی طبقه توحیدی در ۳۰ خرداد ۶۰ بسیاری از جوانان ایرانی را با نظام حاکم وارد جنگ و عرصه خونین نمود مدت کوتاهی بعد مسعود رجوی صحنه مبارزه را ترک گفته و به سوی اروپا گریخت و میلیشیا خود را یکه وتنها در ایران باقی گذاشت.

مسعود رجوی همیشه در نشستهای عمومی از جامعه بی طبقه توحیدی که بر روی سنگ مزار هر مجاهد خلق حک شده یاد می کرد و می گفت که جامعه بی طبقه توحیدی جامعه یی است که الزاما تضادهای طبقاتی آن حل شده است پس بی طبقات است چرا که طبقات بالا و پایین ، غنی و فقیر بودن محصول استثمار است محصول فرعونیت است. جامعه بی طبقه توحیدی مسعود رجوی همانند سایر شعارهای او می باشد که عملا به ضد خودش تبدیل شده است و امروز نتیجه ای جز محصور کردن ذهنی و فیزیکی افراد در اسارتگاه کمپ لیبرتی را نداشته است.

این چه جامعه بی طبقه توحیدی است که با از هم پاشیدن خانواده ها و آواره کردن فرزندان شان بیشترین فاصله را بین انسانها ایجاد می نماید.

چگونه مسعود رجوی مدعی بر پایی جامعه بی طبقه توحیدی است که در نشستهای عمومی به خانواده ها و خلق قهرمان توهین و اهانت میکند.

چگونه مسعود رجوی مدعی بر پایی جامعه بی طبقه توحیدی است که چند سال است به خانواده ها اجازه ملاقات نمی دهد که با فرزندان اسیرشان ملاقات کنند .

چگونه مسعود رجوی مدعی بر پایی جامعه بی طبقه توحیدی است که به زنان مطلقه اعضای فرقه خود تجاوز می کرد و سو استفاده جنسی می کرد.

چگونه مسعود رجوی مدعی بر پایی جامعه بی طبقه توحیدی است که زنان و مردان فرقه خود را با زور از هم جدا می کرد تا طلاق بگیرند و زنها را در فرقه خود عقیم می کرد و یا به زنان مطلقه اعضای فرقه خود تجاوز می کرد و سو استفاده جنسی می کرد.

چگونه مسعود رجوی مدعی بر پایی جامعه بی طبقه توحیدی است که تمامی قشرهای روشن فکر و متخصص در ایران را نفهم و بی شعور قلمداد می کرد و در نشستهای عمومی به تمام قشرهای روشن فکر ایران توهین می کرد .

چگونه مسعود رجوی مدعی بر پایی جامعه بی طبقه توحیدی است که به دانشجویان ایران در نشست عمومی توهین و اهانت می کرد و آرزوی تیرباران کردن دانشجویان ایران را داشت .

چگونه مسعود رجوی مدعی بر پایی جامعه بی طبقه توحیدی است که در بحث جامعه عادی و عوام الناس می گوید جوهر قضیه و آن روی سکه این واژه ای که ما برای آن داریم در واقع همان دنیای حیوانیت است با توهینی بزرگ برای قطع رابطه افراد و اعضا خود با جامعه و خانواده هر مناسباتی را حیوانی قلمداد می کرد.

چگونه مسعود رجوی مدعی بر پایی جامعه بی طبقه توحیدی است که به اعضای خود حیوانیت را ثابت کرده وآنها را مجبور کرده با خط خود بنویسند حیوان بوده و در دنیای حیوانی بوده اند که مسعود رجوی آنها را آدم کرده. این در پرونده تک تک آنها موجود است. از این دیدگاه و ایدئولوژی آیا انتظار اینکه به خانواده و جدا شده ها غیر از حیوان گفته شود هست.

چگونه مسعود رجوی مدعی بر پایی جامعه بی طبقه توحیدی است که از تمامی اعضای خود تعهد کتبی گرفته که در مواجهه با پدر و مادر و برادران و خواهران و اقوام خود آنها را بکشند و همه ی انسانهایی را که در حاکمیت رژیم هستند را بدهکار خود می داند و می گوید چون برای به قدرت رسیدن وی تلاش نمی کنند مستحق مرگ هستند.

این چه جامعه بی طبقه توحیدی می باشد که زنان حرام سرای مسعود رجوی که همان خواهران شورای رهبری هستن با چاقو به خانواده های که برای دیدار فرزندانشان چند سال پیش پشت درب اشرف بس نشسته بودند حمله می کنند.

این چه جامعه بی طبقه توحیدی می باشد که زنان حرامسرای مسعود رجوی که همان خواهران شورای رهبری هستن به عنوان استثمارگران بلامنازع افراد و اعضای اسیر اسارتگاه لیبرتی و آلبانی هستند .

چگونه مسعود رجوی مدعی بر پایی جامعه بی طبقه توحیدی است که در محیط کوچک اسارتگاه اشرف چندین زندان برای معترضین خودش ایجاد نموده بود و هر اعتراضی را در گلو با شکنجه و اعدام مصنوعی و سر به نیست کردن خفه می کرد و حال در لیبرتی اعتراض های معترضین را در گلو خفه میکند .

این چگونه جامعه بی طبقه توحیدی است که اعضا و افراد اسیر در اسارتگاه لیبرتی و دنیای آزاد آلبانی چندین سال است اسیر فیزیکی و ذهنی مناسبات هستند و هرگز حق و اجازه ای برای هر گونه ارتباط با بستگان و عزیزانشان و خانواده خودشان در داخل و خارج اسارتگاه لیبرتی را ندارند .

این چه جامعه بی طبقه توحیدی است که خانواده کانون فساد اعلام می شود و ارتباطات خانوادگی در آنجا هیچ معنایی ندارد .

مسعود رجوی پلید که از ابتدای فعالیت سیاسی خودش مستمرا در مخفی گاه ها زندگی نموده است ؛ درک درستی از واقعیت جامعه بی طبقه توحیدی نداشته و ندارد و به همین دلیل دچار توهمات ایدئولوژیک شده است و خود را جانشین امام زمان دانسته و دیگران را دجال. حقا همه صفات یک دجال و ریا کار در شخص مسعود رجوی جمع شده است چرا که در طی این سالیان به عینه همگان مشاهده کردند و برای مردم ایران و همه کسانی که با او سر و کار داشتند مشخص شده است ، دجال واقعی شخص مسعود رجوی است که تلاش دارد با فریب و دروغ اهداف خودش را پیش ببرد و چگونه نسلی را فریب داده و به قربانگاه برده است در اسارتگاه لیبرتی.

اما سالهاست که مسعود رجوی اعضای نگون بخت خود را بیهوده و فقط بخاطرادامه حیات خائنانه فرقه اش درکشور پر مخاطره عراق نگه داشته و این درحالی است که ازاول شروع بحران دراین کشورمریم رجوی عفریته و مسئولین رده بالای فرقه رجوی ازترس جانشان به کشورهای امن فرار و درآنجا سکنی کردند وخود مسعود رجوی شیاد هم که معلوم نیست به کدام سوراخ امنی خزیده! که این مورد را می توان بعنوان بالاترین نمونه از وجود تبعیض درفرقه محسوب کرد.

بنابراین با توجه به تجربه چندین ساله حضورم درفرقه منحوس رجوی، نه تنها برای من بلکه برای تمامی کسانی که زمانی با فریبکاریهای مسعود رجوی جذب و واردمناسبات فرقه او شدیم این حقیقت به اثبات رسید که در پس تمامی شعر و شعارهای کشک مسعود رجوی چیزی جزدروغ، فریب و نیرنگ نبوده و شعارجامعه “بی طبقه توحیدی ” مسعود رجوی هم یکی ازهمان شعارهای دروغین این مردک کوتوله شیاد بود. که با سردادن آن هدفی جز فریب جوانان جامعه برای جذب و سوء استفاده ازآنها درجهت منافع فرقه گرایانه خود نداشته و ندارد. اما باید به این نکته اشاره کنم که جنایات صورت گرفته توسط مسعود رجوی خائن فقط معطوف به ایجاد تبعیض و استثمار اعضایش درمناسبات فرقه اش نمی شود چراکه یقینا درکارنامه حیات خائنانه فرقه رجوی نه تنها نقطه سفیدی وجوی ندارد بلکه مملو از سیاهی انباشته ازجنایت و خیانت است

در پایان روح عباس محمد رحیمی شاد و غریق رحمت باد که حتی مسعود رجوی و مسئولین بالای فرقه رجوی، این نامردان، به جسم مجروحش هم رحم نکردند و با هتاکی به شخصیت والای او و بستگانش آنان را شکنجه روحی دادند و بدین ترتیب لکه ننگ دیگری به کارنامه جامعه بی طبقه توحیدی مسعود رجوی افزودند.

عباس محمد رحیمی رفته است با یک دنیا خاطره خوب و به یادماندنی. یاد او همچنان روشنی بخش محفل های ما خواهد ماند. و تا زنده ایم ظلمی که مسعود رجوی و مسئولین بالای فرقه رجوی در حق او و خانواده اش کردند را فراموش نخواهیم کرد

مجید روحی قربانی فرقه رجوی

***

ابراهیم محمد رحیمی لندن حامد صرافپور: مریم قجرعضدانلو (رجوی) و علت حمله وی به ابراهیم محمد رحیمی!

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=23377

مسعود و مریم رجوی تا کی نقض حقوق بشر و ممانعت از ملاقات خانواده ها

مجید روحی، ایران اینترلینک، بیست و نهم ژانویه ۲۰۱۶:…  مسعود و مریم رجوی یادتان است در نشستهای عمومی در باقرزاده بالای سن ژست میگرفتید و میگفتید رژیم ایران نمیگذارد خانواده های زندانیان سیاسی با فرزندانشان ملاقات کنند و این نقض حقوق بشر است و این کار رژیم ایران و آخوندهای دجال عملی ضد انسانی و ضد بشریت است و اشک تمساح سرازیر میکردید؟ ولی الان شما دست آخوندهای دجال را هم از پشت …

خانواده های گروگانهای رجوی در بیرون کمپ لیبرتی مجاهدین خلقAfter 12 years families of Rajavi cult hostages in Camp Liberty demand UNAMI action
Letter of SFF to the UN High Commissioner for Refugees

لینک به صفحه فیسبوک آقای روحی

مسعود و مریم رجوی تا کی نقض حقوق بشر و ممانعت از ملاقات خانواده ها

بر طبق تمام موازین حقوقی وقضائی در سراسر جهان ملاقات خانواده حق تک به تک احاد مردم است و هیچ کس نمی تواند این اولیه ترین حقوق یک انسان را نقض کند. نقض کننده این منشور حقوق بشر میخواهد دولت باشد یا یک سازمان یا یک اداره دولتی و یا در بدترین حالت یک فرقه. در هر صورت نقض آن عملی ضد انسانی و ضد بشریست. مسعود و مریم رجوی از چه چیزی انقدر وحشت دارند و هر روز نماز وحشت میخوانند که اینگونه خانواده ها را تحت هر عنوانی مورد هتاکی و فحاشی قرار میدهند و اجازه ملاقات خانواده ها را با عزیزانشان را نمیدهند؟ مسعود و مریم رجوی مگر نمیگویید که یاران وفادارتان گوهران بی بدلیلی هستند که میتوانند هر معادله ای را حل کنند و از پس هر ابتلائی بر بیایند؟ خوب اگر راست میگوئید، اگر واقعا شما تا بن استخوان به حرف خودتان اعتقاد دارید، پس نگرانی شما از چیست؟ از چه چیزی میترسید که مانع این اولیه ترین حق یک انسان میشوید؟ مگر یک پدر پیر و یا مادر سالخورده چه چیزی دارد که باید از ان آنقدر بترسید و وحشت کنید و هر شب نماز وحشت بخوانید؟

مسعود و مریم رجوی یادتان است در نشستهای عمومی در باقرزاده بالای سن ژست میگرفتید و میگفتید رژیم ایران نمیگذارد خانواده های زندانیان سیاسی با فرزندانشان ملاقات کنند و این نقض حقوق بشر است و این کار رژیم ایران و آخوندهای دجال عملی ضد انسانی و ضد بشریت است و اشک تمساح سرازیر میکردید؟ ولی الان شما دست آخوندهای دجال را هم از پشت بستید و روی آنها را با این کارهای ضد انسانی و ضد بشری سیاه کرده اید.

همه اینها نشان میدهد که مسعود و مریم رجوی هیچ اعتقادی حتی به شعارهای خودشان هم ندارند و اگر هم چیزی میگویند برای دل خوش کردن یاران وفادار و اسیران فرقه است که از دنیای بیرون فاصله دارند و در دنیائی دیگر سیر میکنند و مسعود و مریم رجوی نمی خواهند که آنها هیچ تماسی با دنیای بیرون داشته باشند. دنیای بیرون از فرقه رجوی مگر چیست که مسعود و مریم رجوی مرز برای آن میکشند و چماقدار برایش میگذارند که کسی به آن نزدیک نشود؟

حقیقت امر این است که یکی از نشانه های فرقه ها همین مسئله است که در طول تاریخ تمام فرقه ها بلااستثنا مانع ارتباط اعضای خود با بیرون از فرقه میشوند و اجازه نمی دهند که اعضای فرقه هیچ ارتباطی با بیرون از فرقه داشته باشند.

دلیل آن هم کاملا روشن است. ارتباط افراد با دنیای بیرون از فرقه باعث میشود که فرد با ذهن آزاد تری با مسائل برخورد کند و این یک شکاف عمیق برای کنکاش درذهن فرد استو همین کنکاش است که فرد در درون فرقه دچار تناقض میشود و همین تناقض است که بنیاد فرقه را میلرزاند و سست میکند.

مسعود و مریم رجوی بعنوان تئوریسین های این فرقه بخوبی میدانند و مثل روز برایشان روشن است که فقط یک عقب نشینی کافیست تا فرد را از چهارچوب اسارت دستگاه ذهنی فرقه خارج کند و به همین دلیل اجازه نمی دهند که خانواده ها با عزیزانشان ملاقات کنند.

موضوع ملاقات و تماس با خانواده فقط مربوط به این چند سال پس از سرنگونی صدام حسین نیست بلکه از سالها پیش از سقوط دیکتاتور عراق هم اجرا می شد. موارد و نمونه های بسیار شنیعی وجود دارد که حتی در زمان صدام حسین که مسعود و مریم رجوی برای خودشان پادشاهی میکردند مانع از ارتباط و ملاقات با خانواده ها شده اند.

پس مشکل فرقه رجوی برای ملاقات خانواده ها نه جمهوری اسلامیست و نه دولت عراق بلکه این ساختار این فرقه و تمام فرقه هاست که بنیادشان بر محدود کردن و بستن محیط پیرامونشان و اجازه ندادن به نفرات برای ارتباط با دنیای بیرون است. این مانع اصلیست.

مسعود و مریم رجوی. مجمع عمومی سازمان ملل متحد، سه سال پس از تأسیس سازمان ملل متحد، اعلامیهٔ جهانی حقوق بشر را تصویب کرد و اعلامیهٔ جهانی حقوق بشر، که هدف آن برقراری تضمین حقوق و آزادی‌های برابر برای همه مردم بود ۱۰ دسامبر ۱۹۴۸ به تصویب رسید، روزی که اینک در سراسر جهان به عنوان روز بین‌المللی حقوق بشر گرامی داشته می‌شود.

اعلامیه جهانی حقوق بشر:

منبع:

http://www.ohchr.org/EN/UDHR/Documents/UDHR_Translations/prs.pdf

* ماده ۱) تمامی انسان‌ها با منزلت و حقوقی یکسان به دنیا می‌آیند. همگی از موهبت عقل و وجدان برخوردارند و همگان باید نسبت به یکدیگر چونان برادر و خواهر رفتار کنند

* ماده ۲) هرکس بدون هیچ‌گونه تمایزی ازحیث نژاد، رنگ، جنسیت، زبان، مذهب، باور سیاسی یا هر باور دیگری، خاستگاه ملی یا اجتماعی، دارایی و ولادت یا هر موقعیت دیگری از حقوق و آزادی‌هایی که در این اعلامیه برشمرده شده‌است برخوردار است. بعلاوه هیچگونه تمایزی نباید بر پایهٔ موقعیت سیاسی، قضایی یا بین المللی کشور یا سرزمینی که شخص بدان تعلق دارد قایل شد، خواه مستقل باشد، خواه تحت قیمومت کشوری دیگر باشد، خواه غیرخود مختار باشد و یا از حیث تمامیت ملی تحت هرگونه محدودیتی باشد

* ماده ۳) هرکس حق حیات، آزادی و برخورداری از امنیت شخصی را دارد

* ماده ۴) هیچ‌کس را نباید در بیگاری بردگی نگاه داشت؛ برده داری و تجارت برده باید در تمامی اشکال آن ممنوع گردد

*ماده ۵) هیچکس را نباید مورد ظلم و شکنجه و رفتار یا کیفری غیر انسانی و یا تحقیرآمیز قرار داد

*ماده ۶) هرکس حق دارد که درهرکجا به‌عنوان شخص در پیشگاه قانون به رسمیت شناخته شود

* ماده ۷) همگان در پیشگاه قانون یکسان‌اند و حق دارند بدون هیچ‌گونه تبعیضی از پشتیبانی قانون برخوردارشوند. همه حق دارند تا در برابر هرگونه تبعیضی که ناقض این اعلامیه باشد و نیز در برابر هرگونه تحریکی که به هدف چنین تبعیضی صورت گیرد از پشتیبانی یکسان قانون برخوردار شوند

* ماده ۸) هرکس حق دادخواهی از محاکم صالحه ملی را در برابر اعمالی دارد که ناقض حقوق بنیادینی است که قانون اساسی یا هرقانون دیگری به او اعطا نموده‌است

* ماده ۹) هیچ‌کس را نباید خودسرانه دستگیر، توقیف یا تبعید کرد

* ماده ۱۰ هرکس حق دارد با مساوات کامل ازامکان دادرسی منصفانه و علنی توسط یک محکمه مستقل و بی‌طرف برای تعیین حقوق و تکالیف خویش و یا اتهامات جزایی وارده بر خود برخوردار شود

* ماده ۱۱) بند ۱) هرکس که به ارتکاب جرمی متهم می‌شود این حق را دارد که بی‌گناه فرض شود تا زمانی که جرم او بر اساس قانون در یک دادگاه علنی که درآن تمامی ضمانت‌های لازم برای دفاع او وجود داشته باشد ثابت شود. بند۲) هیچ‌کس را نباید به دلیل انجام یا خودداری از انجام عملی که در هنگام ارتکاب، طبق قوانین ملی ویا بین المللی جرم محسوب نمی‌شده‌است مجرم شناخت و نیز کیفری شدیدتر از آن‌که درزمان ارتکاب جرم قابل اجرا بوده نباید اعمال شود

* ماده ۱۲) هیچ‌کس نباید در معرض مداخلهٔ خودسرانه در زندگی شخصی، خانواده، خانه یا مکاتبات خود قرار گیرد و یا این‌که شرف و آبروی او مورد تعرض قرار گیرد. هرکس حق دارد که از حمایت قانون در برابر چنین مداخله‌ها و تعرض‌هایی برخوردار گردد

* ماده ۱۳) بند۱) هرکس حق دارد در محدودهٔ مرزهای هر کشور آزادانه رفت و آمد و اقامت کند. بند۲) هرکس حق دارد کشوری – ازجمله کشور خود- را ترک گفته و یا به کشور خود بازگردد

* ماده ۱۴) بند ۱) هرکس که تحت پی‌گرد باشد حق دارد که از کشورهای دیگر طلب پناهنده‌گی نماید و یا اینکه از پناهندگی برخوردارشود. بند۲) این حق در صورتی که پی‌گرد، حقیقتاً ناشی از جرم‌های غیر سیاسی یا اعمال مغایر با اهداف و اصول سازمان ملل متحد باشد قابل استناد نیست

* ماده ۱۵) بند۱) هرکس حق بهره‌مندی از تابعیت(ملیت) را دارد. بند۲) هیچ‌کس را نمی‌توان خودسرانه از تابعیت(ملیت) خود محروم نمود و یا این‌که حق تغییر تابعیت (ملیت) را از وی سلب نمود

* ماده ۱۶) بند۱) هرمرد وزن بالغی بدون هیچ‌گونه محدودیتی از حیث نژاد، ملیت و مذهب حق ازدواج وتشکیل خانواده را دارد. مرد وزن در ازدواج، در طول دورهٔ ازدواج و فسخ آن از حقوقی یکسان برخوردارند. بند ۲) ازدواج باید با آزادی و رضایت کامل مرد و زن انجام گیرد.بند ۳) خانواده، واحد گروهی طبیعی و بنیادین جامعه‌است و حق برخورداری از حمایت جامعه و حکومت را دارد

* ماده ۱۷) بند۱) هرکس به تنهایی یا همراه با دیگران حق مالکیت را دارد. بند ۲) هیچ‌کس را نباید خودسرانه از حق مالکیتش محروم کرد

* ماده ۱۸) هرکس حق دارد ازآزادی اندیشه، وجدان و مذهب بهره‌مند گردد، این حق شامل آزادی تغییر مذهب یا باور و نیز آزادی اظهار مذهب یا باور به شکل آموزش، عمل به شعائر، نیایش و بجای آوردن آیین‌ها چه به تنهایی و چه به‌صورت جمعی نیز می‌گردد

* ماده ۱۹) هرکس حق آزادی عقیده و بیان دارد؛ این حق دربرگیرندهٔ آزادی ِ داشتن عقیده بدون مداخله، و آزادی درجست و جو، دریافت و انتقال اطلاعات و عقاید از طریق هر نوع رسانه‌ای بدون در نظر گرفتن مرزها می‌شود

* ماده ۲۰) بند۱) هرکس حق آزادی تجمع و ایجاد تشکل مسالمت‌آمیز را دارد. بند ۲) هیچ‌کس را نباید مجبور به عضویت در یک تشکل کرد

* ماده ۲۱) بند۱) هرکس حق دارد در حکومت کشور خود، خواه به‌طور مستقیم و خواه به واسطهٔ نماینده‌گانی که آزادانه انتخاب شوند مشارکت کند. بند ۲) هرکسی حق دست‌رسی ِ یکسان به خدمات عمومی در کشورش را دارد. بند۳) ارادهٔ مردم باید اساس قدرت حکومت باشد؛ این اراده باید از طریق انتخابات ادواری و سالمی ابراز شود که با حق رای همگانی و یکسان و با استفاده از رای مخفی یا روش‌های رای‌گیری آزاد برگزار شود

* ماده ۲۲) هرکس به‌عنوان عضوی از جامعه حق برخورداری از امنیت اجتماعی را دارد و مجاز است تا از طریق تلاش‌های ملی وهمکاری‌های بین‌المللی مطابق با تشکیلات و منابع هر کشور حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی را که لازمهٔ منزلت و رشد آزادانهٔ شخصیت اوست را عملی کند

* ماده ۲۳) بند۱) هرکس حق کارکردن، انتخاب آزادانهٔ شغل، برخورداری از شرایط منصفانه و رضایت‌بخش برای کار و برخورداری از حمایت دولت در برابر بیکاری را دارد. بند۲) هرکس بدون هیچ‌گونه تبعیض حق بهره‌مندی از دست‌مزدی یکسان در برابر کار یکسان را دارد. بند۳) هرکس که کار می‌کند حق دارد تا از دست‌مزدی منصفانه و رضایت‌بخش برخوردار گردد آن‌گونه که تامین کنندهٔ زندگی خود و خانواده وی به طریقی شایستهٔ منزلت اجتماعی باشد و درصورت لزوم با دیگر شیوه‌های حمایت اجتماعی تکمیل شود. بند۴) هرکس حق دارد اتحادیه‌ای برای حمایت از منافع خود تشکیل دهد و یا در چنین اتحادیه‌هایی عضو شود

* ماده ۲۴) هرکس حق استراحت کردن و فراغت و نیز تحدید ساعات کار در حد معقول و برخورداری ازتعطیلات ادواری با دریافت دست‌مزد را دارد

* ماده ۲۵) بند۱) هرکس حق دارد از سطح معیشتی کافی برای سلامتی و رفاه خود و خانواده‌اش از قبیل خوراک، پوشاک، مسکن و مراقبت‌های پزشکی و خدمات اجتماعی ضروری بهره مند گردد و حق دارد به هنگام بیکاری، بیماری، از کارافتاده‌گی، بیوه‌گی و سالخورده‌گی یا فقدان وسیلهٔ امرار معاش و گذران زندگی که خارج از اختیار وی است تامین گردد. بند۲) مادران و کودکان حق دارند از مراقبت‌ها و کمک‌های ویژه برخوردار شوند. همهٔ کودکان خواه ثمرهٔ ازدواج باشند و خواه ثمرهٔ روابط خارج از ازدواج باشند باید از حمایت‌های اجتماعی یکسان بهره‌مند شوند

* ماده ۲۶) بند۱) هرکس حق تحصیل دارد. تحصیل لااقل در مراحل ابتدایی و پایه باید رایگان باشد. تحصیلات ابتدایی باید اجباری باشد. آموزش‌های فنی و حرفه‌ای باید دردسترس عموم قرار گیرد و آموزش عالی باید برای همه و براساس شایست‌گی دردسترس باشد. بند۲) آموزش باید در جهت رشد کامل شخصیت انسانی و تقویت احترام به حقوق بشر و آزادی‌های اساسی باشد. باید تفاهم، مدارا و مودت میان تمامی ملل، گروه‌های نژادی و مذهبی را ارتقا‌ی‌ داده و فعالیت‌های سازمان ملل متحد در جهت پاس‌داری از صلح را تسریع بخشد. بند۳) والدین در گزینش نوع آموزش فرزندان‌شان حق تقدم دارند

* ماده ۲۷) بند ۱) هرکس حق دارد در حیات فرهنگی جامعه مشارکت کند و از هنر و پیشرفت‌های علمی و فواید آن بهره‌مند شود. بند۲) هرکس حق دارد از منافع معنوی و مادی هر محصول علمی، ادبی یا هنری که خود پدید آورندهٔ آن است استفاده کند

* ماده ۲۸) هرکس حق برخورداری از نظمی اجتماعی یا بین‌المللی را دارد که در آن حقوق و آزادی‌های مورد اشاره در این اعلامیه به‌طور کامل قابل اجرا باشد

* ماده ۲۹ بند۱) هرکس در قبال جامعه‌ای که در آن رشد آزادانه و کامل شخصیت وی ممکن باشد وظیفه‌ای دارد. بند۲) برای اجرای این حقوق، هرکس فقط باید در برابر محدودیت‌هایی قرار گیرد که توسط قانون صرفاً به هدف تامین شناسایی و احترام به حقوق و آزادی‌های دیگران و برآوردن مقتضیات منصفانه اخلاق، نظم عمومی و رفاه همگانی دریک جامعه دموکراتیک تعیین می‌شود. بند۳) این حقوق و آزادی‌ها در هیچ موردی نباید خلاف اهداف و اصول سازمان ملل متحد باشد

* ماده ۳۰) هیچ‌یک از مفاد این اعلامیه نباید به گونه‌ای تفسیر شود که برای دولت، گروه یا شخصی حقی قائل شود که به‌موجب آن بتواند به اقدامی در جهت پایمال کردن هریک از حقوق و آزادی‌های مورد اشاره در این اعلامیه دست یازد

(پایان اعلامیه جهانی حقوق بشر)

در هیچ کجای دنیا چنین چیزی وجود ندارد که کسانی بیایند و بگویند ملاقات با خانواده حرام است جرم است خیانت است یعنی در تمام دنیا مسعود و مریم رجوی فقط نمونه هستند نمونه دیگری وجود ندارد جز مسعود و مریم رجوی یا این فرقه رجوی که نمی خواهند بین نفرات و خانواده هایشان رابطه برقرار شود مسعود و مریم رجوی از چه میترسند که نمی گذارند نفرات با خانواده هایشان ملاقات کنند مگر نه این که مسعود و مریم رجوی میگویند نفرات گوهر های بی بدلیل هستند و هر کدام میتوانند یک سازمان باشند خوب اگه این طور است بگذارید که نفرات فرق خانواده هایشان را به راه خودشان بیاورند اگر انچه مسعود و مریم رجوی میگوید حقیقت دارد ولی حقیقت این است که مسعود و مریم رجوی از مواجه شدن نفرات با خانواده هایشان میترسد مسعود و مریم رجوی می ترسند که وقتی نفرات با خانواده های خود ملاقات کنند واقعیت هائی را بشنوند که چند دهه هست که از ان ها مخفی نگه داشته شده و نگذاشته اند که نفراته فرقه رجوی با ان مواجه شوند چرا که در فرقه رجوی فقط یک ایستگاه رادیو تلویزیونی وجود داشته در فرقه رجوی حتی تلفن دستی که الان اسباب بازی بچه ها هست هم نبوده است چه برسد به دسترسی به اینترنت و تلویزیون و تلفن و صدها موضوع دیگر که بشر امروزی از ان در زندگی روزانه اش استفاده میکند

اما شرم اور تر از اینکه مسعود و مریم رجوی یاران وفادار خود را مجبور میکنند به خانواده خودشان فحاشی کنند چیزی که هیچگاه در مخیله کسی نمی گنجد

براستی چقدر قیمت انسان و انسانیت و وجدان در مسعود و مریم رجوی و مسئولین بالای فرقه رجوی نازل شده و پایین امده است که هنوز هم دست از ظلم و ستم بر نداشته و به کارشان ادامه میدهند انهم با شدت و قدرت بیشتر

چه فکرهای شوم و احمقانه ای در سر مسعود و مریم رجوی هست که هنوز، با اینکه اینهمه در کل دنیا گند بالا اورده اند دست بردار نیستند براستی که تلاش شبانه روزی خانواده های شریف خواب راحت را از چشمان مسعود و مریم رجوی زدوده و باعث خشم و عصبانیت و نگرانی عمیق شان گشته است. چون مسعود و مریم رجوی با استراتژی ترور خشونت نمی تواند جلوی خواسته بر حق و حقوق بشری خانواده ها که از حمایت همه ارگانهای حقوق بشری و مجامع بین‌المللی بر خوردار می باشد ؛مقاومت کند و در یک بن بست کامل قرار گرفته است و خلاصه توان مقابله با چنین خواسته کاملاً حقوق بشری و انسانی را ندارد و به همین دلیل دچار یک سر درگمی لاعلاج و تناقض گویی شدید شده است و هیچ راهی برای برگشت از این وضعیت اسف باری که درش قرار گرفته است برایش متصور نیست و چشم‌انداز آینده اش بسیار تیره و تار می باشد و در آستانه فروپاشی کامل قرار گرفته است به زودی که همه دوستان گرفتار در کمپ لیبرتی عراق آزاد گشته و با خانواده های خود ملاقات کنند

مجید روحی قربانی فرقه رجوی

***

همچنین:

ذهن بیمار و اوهام گرای مسعود رجوی در همه سر فصل ها

مجید روحی، ایران اینترلینک، سی و یکم ژانویه 2016:… تلاش های چندین ساله مسعود رجوی و فرقه رجوی به همراه شرکای منطقه ای‌شان برای تحریک غرب به ایجاد جنگی دیگر با ایران هم با توافق ها پنج بعلاوه یک به شکست انجامید و سایه جنگ از سر مردم ایران

مسعود و مریم رجوی نوک شاغول مبارزه رو گرفتید سمت خانواده ها؟ (+ فیلم )

مجید روحی، ایران اینترلینک، سی ام ژانویه 2016:… مسعود و مریم رجوی مفلوک باید بدانند که از سوزوگداز، دروغ و اتهام زنی های خود علیه خانواده های اسیران دربند فرقه و تلاش های آنها درراه نجات فرزندانشان نه تنها نتیجه ای نخواهند گرفت بلکه باعث بی آبرویی و افشای هرچه بیشترماهیت دروغین خود

مسعود و مریم رجوی تا کی نقض حقوق بشر و ممانعت از ملاقات خانواده ها

مجید روحی، ایران اینترلینک، بیست و نهم ژانویه 2016:…  مسعود و مریم رجوی یادتان است در نشستهای عمومی در باقرزاده بالای سن ژست میگرفتید و میگفتید رژیم ایران نمیگذارد خانواده های زندانیان سیاسی با فرزندانشان ملاقات کنند و این نقض حقوق بشر است و این کار رژیم ایران و آخوندهای دجال عملی ضد انسانی و ضد بشریت است

حاج مسعود رجوی چند میگیری دیگه تحلیل آبکی نکنی؟

مجید روحی، ایران اینترلینک، بیست و هشتم ژانویه ۲۰۱۶:… اگر مسعود رجوی در این چند دهه مبارزه گذشته با توهم تحلیل های آبکی و رویا پردازی حرکت نمیکرد و تابلوهای بی مفهوم و احمقانه ترسیم نمیکرد امروز در این جایگاه نبود که در انزوای کامل سیاسی، استراتژیک، اجتماعی، تاریخی، تاکتیکی باشد. که امروز به این شکل

“مریم رجوی” این “پدیده حقوق بشری” را بیشتر بشناسیم

مجید روحی، ایران اینترلینک، بیست و هفتم ژانویه ۲۰۱۶:… مریم قجر عضدانلو خود را آزادی خواه در اروپا و سیمای سازش معرفی می کند و مدعی هست که می خواهد آزادی را برای

دلیل مخفی شدن و غایب بودن مسعود رجوی چیست؟

مجید روحی، ایران اینترلینک، بیست و ششم ژانویه ۲۰۱۶:…  فوبیای “وزارت اطلاعات” آنقدر توسط مسعود رجوی تکرار شده که خودش هم باور کرده که همیشه چند مأمور وزارت اطلاعات پشت سرش هستند. و شاید بعد از همکاری با دشمن متجاوز به خاک میهن و خوش خدمتی های هسته ای و غیر هسته ای برای صهیونیست ها و تروریست های تکفیری آنچنان د

فرار از اسارتگاه لیبرتی و ضربه های کشنده بر پیکره فرتوت فرقه رجوی

مجید روحی، ایران اینترلینک، بیست و پنجم ژانویه ۲۰۱۶:… به آقایان محمود روح الله زاده و آشور ورشی که توانسته اند با فرار از چنگال تشکیلات فرقه رجوی خود را از قید و بندهای فیزیکی و روحی آزاد سازند و قدم به دنیای آزاد بگذارند تبریک میگویم. خبر فرار و رها شدن هر اسیری از چنگال مسعود و مریم رجوی شیاد و جنایتکاران

دلیل دشمنی مسعود رجوی با خانواده ها چیست و تا کجا ؟

مجید روحی، ایران اینترلینک، بیست و چهارم ژانویه ۲۰۱۶:…  باید از مسعود و مریم رجوی سوال کرد چرا انقدر از خانواده های نیرو و یاران وفادار خوتان میترسید؟ مسعود و مریم رجوی! شما مدعی بودید که خلق قهرمان را از دست آخوندهای دجال و ستمگر رها سازید و به خلق قهرمان آزادی بدهید. مسعود و مریم رجوی