جایگاه مسعود رجوی در میان رهبران سیاسی

جایگاه مسعود رجوی در میان رهبران سیاسی

جایگاه مسعود رجوی در میان رهبران سیاسیکریم غلامی، ایران فانوس، پنجم نوامبر 2019:… یکی از جنایت های مسعود رجوی، تبدیل سازمان مجاهدین به یک فرقه کثیف و ضد انسانی است. زمانی بود که اعضای مجاهدین همدیگر را مانند برادر دوست داشتند و حاضر بودند تا جان خود را برای دیگری فدا کنند، اما مسعود رجوی برای کنترل اعضای مجاهدین و در بند نگه داشتن آن ها با استفاده از حربه ای به نام انقلاب ایدئولوژیک، جملگی اعضاء را مقابل هم قرار داد. او کاری کرد که هر عضو سازمان برای سرپا ماندن مجبور بود دوست و همرزم خود را بفروشد و او را دشمن خود بداند.  جایگاه مسعود رجوی در میان رهبران سیاسی 

جایگاه مسعود رجوی در میان رهبران سیاسیرجوی پول شیخ عربستان و دیکتاتور عراق را خرج ترور مردان و تجاوز به زنان ایرانی کرد

جایگاه مسعود رجوی در میان رهبران سیاسی

کریم غلامی، ایران فانوس، 05.11.2019

کریم غلامی آلمان

آقای کریم غلامی آلمان

اگر دقت کرده باشید، در داستان ها و یا فیلم های ساخته شده از افسانه های تاریخی مثل زندگی پادشاهان قدیم، خواهید دید که آن ها در سن نوجوانی و یا کودکی به پادشاهی می رسیدند زیرا که پدران آن ها در سن جوانی در میدان نبرد کشته می شدند. پادشاهان و رهبران واقعی که جنگ جویان بزرگ و شجاعی بودند همواره در صف مقدم نبرد می جنگیدند به همین خاطر نام و یاد آن ها همواره به بزرگی برده می شود. اما رهبران امروزی در بسیاری از موارد یک مشت افراد پیر، نادان، خود شیفته، خود خواه، ثروتمند و از همه مهمتر دیکتاتور بیش نیستند. وضعیت نابسامان امروز جهان، حاصل کار همین مشت رهبران نالایق است که جزء به منافع شخصی خودشان به چیز دیگری اهمیت نمی دهند. نابودی جنگل ها، خشک سالی، آب شدن یخچال ها، گرم شدن زمین، نابودی کشورها به شیوه های مختلف مثل جنگ داخلی، محاصره اقتصادی، جنگ خارجی. آیا کافی نیست که به لیست بالا و بلند فجایع امروز نگاه کنیم و بگوییم که دیگر خواب غفلت کافی است؟ جنبش های اعتراضی در سراسر جهان از فرانسه و شیلی و هنگ کنگ و خاورمیانه شاید نمونه ای از این بیداری باشد.

با تحقیق و تفحص می توان چند جلد کتاب قطور از شرایط امروزی جهان نوشت. شاید با کمی پشتیبانی روزی این کار را کردم. اما یکی از این به اصطلاح رهبران „عقیدتی“ که 16 سال است „مرحوم“ و مفقودالاثر شده است اگر بخواهم مسعود رجوی را در یک کلام توصیف بکنم او مایه آبروریزی همه „رهبران“ دیکتاتور امروزی است. او فردی به شدت ترسو بود که تنها چیزی که به خوبی بلد بود سنگر ساختن از جان نیروهایش تا پنهان شدن زیر دامن سایر قدرت ها و برای حفظ جان خود به هر کسی و چیزی از نزدیک ترین نفرات خود تا خانواده اش، خیانت می کرد و آن ها می فروخت. در زمان شاه که دستگیر و زندانی شد، با خیانت به بنیان گذاران سازمان، از اعدام فرار کرد. او کوچکترین فعالیت سیاسی در زندان نداشت. تا زمان انقلاب 57 و بعد از انقلاب که فضای باز سیاسی برقرار بود تلاش کرد تا به قدرت برسد ولی از آنجایی که آقای خمینی کوچکترین شانسی به او نداد تا وارد سیستم های حکومتی بشود، آشوب به پا کرد ولی وقتی دید که اوضاع خطری و خطرناک است با به جای گذاشتن خانواده و سایر سران مجاهدین، با قایم شدن پشت آقای بنی صدر به فرانسه فرار کرد.

این جمله خود مسعود رجوی است که در یک جلسه درون سازمانی گفته بود که „ما بنی صدر را به همراه خود بردیم تا از جایگاه او به عنوان رییس جمهور استفاده کنیم تا در فرانسه و جهان اعتبار و مشروعیت به دست بیاوریم“.

او مدتی هم پشت صدام حسین مخفی شد و در سال 2003 بعد از سرنگونی صدام حسین با تقدیم دو دستی اعضای مجاهدین و تمام سلاح های آن ها به آمریکایی ها، تلاش کرد تا زیر دامن آمریکا برود و دامن بپوشد. او طی سالیان تلاش کرد که اعتماد „نوری المالکی“ نخست وزیر عراق را به دست بیاورد و زیر دامن او نیز برود. مسعود رجوی، طی عمر ننگین و خیانت بار خود همواره تلاش کرده که زیر دامن روسیه(اتحاد جماهیر شوروی)، عراق، عربستان سعودی، اسرائیل، آمریکا و دیگران برود. این فرد ‫مایه آبروریزی بشریت است.

شاید بعضی ها فکر بکنند که مجاهدین خلق یعنی مسعود رجوی با آمریکا و اسرائیل در تضاد بود و شعار „مرگ بر آمریکا“ ی او از ماهیت ضد امپریالیستی او بر می خواست اما این اشتباه است. او برای خزیدن زیر دامن اتحاد جماهیر شوروی، شعار ضد امپریالیستی که در آن زمان در منطقه خاورمیانه مد روز بود، سر می داد در حالی که وقتی حضور آمریکا در عراق و بعد از سقوط صدام حسین جدی شد به دستور مسعود رجوی هر اثر ضد آمریکا و اسرائیل در سازمان مجاهدین، جمع آوری و از بین برده شد.

یکی از جنایت های مسعود رجوی، تبدیل سازمان مجاهدین به یک فرقه کثیف و ضد انسانی است. زمانی بود که اعضای مجاهدین همدیگر را مانند برادر دوست داشتند و حاضر بودند تا جان خود را برای دیگری فدا کنند، اما مسعود رجوی برای کنترل اعضای مجاهدین و در بند نگه داشتن آن ها با استفاده از حربه ای به نام انقلاب ایدئولوژیک، جملگی اعضاء را مقابل هم قرار داد. او کاری کرد که هر عضو سازمان برای سرپا ماندن مجبور بود دوست و همرزم خود را بفروشد و او را دشمن خود بداند. برج های دیدبانی که برای حفاظت از مقر های مجاهدین ساخته شده بود، بجای دیده بانی از بیرون مقر، به دیده بانی از داخل مقرهای مجاهدین بدل شد تا کسی از این زندان ها فرار نکند. آن ها بجای جنگیدن با دشمن سر سلاح ها را به روی همدیگر نشانه رفتند. رهبری مجاهدین، جنگ را به داخل اعضای مجاهدین کشاند.

مسعود رجوی، فاقد مینیموم های یک رهبر سیاسی بود. تحلیل های سیاسی اش چیزی نبود جز یک مشت توهمات کودکانه ی یک بیمار خود شیفته. او حتی نوشته ها و کتاب ها دیگران مثل کتاب „راه حسین“ را به نام خودش ثبت کرد! او فاقد شرافت و شجاعت و اخلاق یک رهبر بود لذا با این حساب مسعود رجوی را نمی توان در حد و اندازه یک رهبر سیاسی و عقیدتی به شمار آورد او فقط یک شیاد و دجال سیاسی و عقیدتی بود.

„پایان“

جایگاه مسعود رجوی در میان رهبران سیاسی

لینک به منبع

***

رجوی البغدادی مجاهدین داعش سرنوشت تروریسمسرنوشت مشترک عقب مانده ها – رجوی صدام حسین بن لادن البغدادی

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/عهدنامه-های-ننگین/

عهدنامه های ننگین

عهدنامه های ننگینکریم غلامی، ایران فانوس، هشتم اکتبر 2019:… یک روز مزدور عراق و یک روز عربستان و روز دیگر اسرائیل و روزی دیگر مزدور آمریکا. آن ها کسانی هستند که عهدنامه های ننگین با دشمنان مردم ایران بسته اند. خطاب به کسانی است که در راه مبارزه برای آزادی و دمکراسی „پیر“ و „خسته“ شده اید، بروید به خانه سالمندان و آن جا با پول های باد آورده آخرین روزهای زندگی ننگین خود را سپری کنید و مردم ایران را به حال خود بگذارید. شما بجز خیانت و وطن فروشی کاری دیگری نمی کنید. مبارزات مردم ایران را منحرف و خراب و ناکارآمد می کنید. عهدنامه های ننگین .

عهدنامه های ننگینروزگار سیاه مجاهدین خلق . مزدوری از عراق تا آلبانی 

عهدنامه های ننگین

کریم غلامی، ایران فانوس، 07.10.2019

در تاریخ ایران ما شاهد عهد نامه های زیادی بودیم که خاک ایران از دست رفته و یا امور ایران به دست بیگانه سپرده شده است. مانند:

عهدنامه فینکنشتاین با فرانسه 1807

عهدنامه مجمل با انگلستان 1809

عهدنامه مفصل با انگلستان 1822

عهدنامه گلستان با روسیه 1813

عهدنامه ترکمنچای با روسیه 1828

معاهده پاریس با انگلستان 1856

قرارداد گلدسمید با انگلستان 1872

پیمان آخال با روسیه 1881

قرارداد 1919 با انگلستان

قرارداد ایران و شوروی 1921 با شوروی

و بسیار دیگر از قراردادهای ننگین.

ما همواره حاکمان قبلی را گذشته از آن که آن ها حاکمان بد بودند و یا خوب، دیکتاتور بودند و یا نه، سرزنش کرده ایم که چرا از منافع ایران دفاع نکرده اند. پس بیایید با هم با ماشین زمان به چند سال آینده سفر کنیم. دولت ایران در مقابل تحریم ها و فشارهای آمریکا کوتاه آمده و قراردادهای آن ها را پذیرفته است. کنترل نفت ایران در دست آمریکا است و از طرفی هم ایران باید خسارت بپردازد و بسیاری دیگر از قراردادها.

آیا ما حاکمان ایران را بخاطر این قراردادها سرزنش نخواهیم کرد، قطعا همین طور خواهد بود.

همه باور دارند که تحریم های ایران کاملا ناعادلانه و ظالمانه است، تنها مردم ایران هستند که از این تحریم ها آسیب می بینند. در این میان، از نظر من مواضع آقای ظریف بهترین از نوع خودش است. همه می دانیم که ایران در مدت زمان قرارداد برجام تنها طرفی بود که به این قرارداد پایبند بود. آمریکا یعنی ترامپ یک جانبه از این قرارداد خارج شد و تحریم ها را به ایران روا داشت و تمام خواسته او باج خواهی و زیاده خواهی از ایران بود. او فکر می کرد که ایران هم یک عربستان دیگر است که تحت هر فشاری به هر باج خواهی آمریکا تن بدهد.

بسیاری از خائنان و وطن فروشانی مثل مجاهدین و سلطنت طلب ها و بسیاری دیگر که نانسی پلوسی را رهبر خود می دانند، بدبخت و درمانده از مبارزه برای دمکراسی و آزادی هستند آویزان سایرین می شوند. هیچ موضع ای خائنانه تر از مواضع مجاهدین نیست. آن ها کسانی هستند که از درد و رنج مردم ایران شادی می کنند. حمایت از تحریم های ظالمانه علیه مردم ایران یک خیانت است زیرا تحریم ها فقط مردم ایران را زیر ضرب و فشار قرار می دهد. این تحریم ها، هیچ تاثیری بر روی روند غنی سازی نگذاشته زیرا دولت ایران هم چنان و با سرعت بیشتری به غنی سازی خود ادامه می دهد. یادم است که بعد از سال 1991 و تحریم هایی که بر علیه عراق اعمال شد، مسعود رجوی مستمر بر علیه این تحریم ها موضع می گرفت و آن را ظالمانه می خواند و مخالف حمله نظامی به عراق بود. حال چطور شده که از تحریم های اقتصادی بر علیه مردم ایران و حتی از حمله نظامی به ایران حمایت می کنند. پاسخ بسیار ساده است. مجاهدین مزدور و خائن هستند. یک روز مزدور عراق و یک روز عربستان و روز دیگر اسرائیل و روزی دیگر مزدور آمریکا. آن ها کسانی هستند که عهدنامه های ننگین با دشمنان مردم ایران بسته اند.

خطاب به کسانی است که در راه مبارزه برای آزادی و دمکراسی „پیر“ و „خسته“ شده اید، بروید به خانه سالمندان و آن جا با پول های باد آورده آخرین روزهای زندگی ننگین خود را سپری کنید و مردم ایران را به حال خود بگذارید. شما بجز خیانت و وطن فروشی کاری دیگری نمی کنید. مبارزات مردم ایران را منحرف و خراب و ناکارآمد می کنید.

ما باید دو موضوع داخل ایران و خارج از ایران را از هم جدا کنیم، در رابطه با موضوعات خارج از ایران یعنی تحریم ها علیه مردم ایران و تهدیدهای حمله نظامی به ایران بهترین راه حمایت از اقدامات آقای ظریف است. زیرا طی این مدت اقدامات و مواضع او تماما به نفع مردم ایران بوده. اقدامات او مانع از حمله نظامی به ایران شد و می توان گفت که تقریبا گزینه نظامی برای مدتی از روی میز برداشته شد. یکی از آخرین مواضع او، این بود که اگر پیشنهاد عادلانه ای که تضمین کننده منافع مردم ایران باشد او حاضر به مذاکره است ولی تا زمانی که باج خواهی باشد و تحریم ها بر علیه مردم ایران برداشته نشود و تضمینی نباشد که طرف های مذاکره کننده زیر تعهدات خود نزنند و بر قرارداد باقی نمانند، مذاکره کردن راه حل مناسب و عادلانه نخواهد بود.

آنچه که مربوط به داخل ایران است مبارزه برای آزادی و دمکراسی و تغییرات دمکراتیک است. خشونت و جنگ طلبی هرگز راه حل نبوده و تاریخ نشان داده که این مسیر چیزی نیست جزء تروریسم که به مبارزه عادلانه مردم ایران آسیب می رساند.

„پایان“

عهدنامه های ننگین

لینک به منبع

***

مسعود رجوی و مریم عضدانلو می خواهند سوار بر ناوهای امریکا به ایران بروندجایگاه رجوی، مجاهدین و شورا در سیاست های امریکا

همچنین: