جداشدگان از مجاهدین خلق در آلبانی را دریابید 

جداشدگان از مجاهدین خلق در آلبانی را دریابید 

جداشدگان از فرقه مجاهدین خلق در آلبانی را دریابید حسن شهباز، نجات یافتگان در آلبانی، بیست و سوم آوریل ۲۰۱۹:… در حادثه ناگوار مرگ مالک که گفته شد در دریاچه غرق شده ، اما در حقیقت هیچگونه پاسخگویى در کار نبود و وقتى ما در این رابطه از کمیساریا و رمسا سوال کردیم که آیا این جسد توسط شما رویت شده ؟ آیا گواهى فوت صادر شده؟ آیا کالبد شکافی شده ؟ که از شرمندگى سرشان پایین بود و بصورت غیر رسمى گفتند که به آنها گفته شده که دخالت نکنند و الان هم میبینیم که هنوز از علت فوت على اکبر کلاته اطلاعى در دست نیست ، نظر پزشک ، علت مرگ چه بوده ؟ آیا افرادى که از بیرون به این قضیه نگاه میکنند حق دارند به این مسائل شک کنند. 

جداشدگان از فرقه مجاهدین خلق در آلبانی را دریابید نامه نجات یافتگان از مجاهدین خلق، فرقه رجوی در آلبانی به رییس کمیساری عالی پناهندگان

لینک به منبع

جداشدگان از فرقه مجاهدین خلق در آلبانی را دریابید 

حسن شهباز ، تیرانا ، سایت نجات یافتگان از مجاهدین خلق در آلبانی ـ ایران آزادی ـ ۲۲٫۰۴٫۲۰۱۹

حسن شهباز نجات یافتگان از فرقه رجوی آلبانی

حسن شهباز، تیرانا، آلبانی

همانطور که میداند خبر درگذشت على اکبر کلاته که به عنوان مجاهد صدیق توسط سایت هاى فرقه منتشر گردیده و خیلى گمانه زنى و اخبار ضد و نقیضى در این باره از درون فرقه به بیرون درز میکند و احتمال قریب به یقین خودکشى على اکبر بر سر زبانها افتاده ، البته من از نزدیک با او آشنایی نداشتم و چون اطلاع دقیقى از این اتفاق ندارم و مستقیما در این رابطه پیامى دریافت نکردم نمیتوانم روى این خبر صحه بگذارم اما از بعد دیگرى میخواهم به این موضوع بپردازم که با اتفاقات بى ارتباط نیست.

در واقع تمامی ما که زیر نظر کمیساریا هستیم یعنى کلیه نفراتى که در عراق و در کمپ لیبرتى توسط کمیساریا با تشکیل پرونده و تکمیل مصاحبه بعنوان پناجویانى که در یک اقدام انساندوستانه توسط کشورآلبانى پذیرفته شدیم ، از عراق به آلبانى منتقل شدیم و البته قرار بود که آلبانى بعنوان یک سر پل امن براى انتقال به کشور ثالث باشد که با تبانى هاى پشت پرده و زد و بند هاى فرقه این موضوع سر بریده و با تبدیل به یک استاتوى انساندوستانه جمعى بن بستى که دقیقا همان خواسته فرقه است بوجود آمد، اما هنوز ما تحت نظر کمیساریا هستیم و هنوز هیچگونه مصاحبه اى از طرف دولت آلبانى با ما نشده چه با نفرات در مناسبات فرقه ، چه با نفرات جدا شده ، بنابراین کمیساریاى عالی پناهندگاه ، سازمان رمسا و سازمان ملل باید همچنان نظارت خود همچنان داشته باشد اما متاسفانه میبینیم که این فرقه با استفاده از فساد دولتى که در بروکراسى این کشور رایج است توانسته سوءاستفاده خود را بنماید و بدینوسیله این سازمان خود را در مقابل مسائلى مانند خودکشى و مرگ افراد به مقامات ذیصلاح پاسخگو نمیداند کما این که در حادثه ناگوار مرگ مالک که گفته شد در دریاچه غرق شده ، اما در حقیقت هیچگونه پاسخگویى در کار نبود و وقتى ما در این رابطه از کمیساریا و رمسا سوال کردیم که آیا این جسد توسط شما رویت شده ؟ آیا گواهى فوت صادر شده؟ آیا کالبد شکافی شده ؟

که از شرمندگى سرشان پایین بود و بصورت غیر رسمى گفتند که به آنها گفته شده که دخالت نکنند و الان هم میبینیم که هنوز از علت فوت على اکبر کلاته اطلاعى در دست نیست ، نظر پزشک ، علت مرگ چه بوده ؟ آیا افرادى که از بیرون به این قضیه نگاه میکنند حق دارند به این مسائل شک کنند ،آنهم زمانى که این سازمان با انبوهى از این مسائل در کارنامه سیاه خود دارد.

بهرحال براى هر بیننده و ناظر بیطرف شکى باقى نمى ماند که یک جاى کار می لنگد و یک عدم شفافیت در آن موج میزند و اینک با وجود تمام این زد و بند ها ، در ماه آینده کمیساریا هم بسته شود ، بى دلیل نیست که رهبر فرقه بسته شدن دفتر کمیساریا را دستاوردى گرانبها تر از اخراج سفیر رژیم ایران از آلبانى دانسته ، چون تنها ارگانى که میتوانست مانع خودکامه گیهاى این فرقه بشود از ماه آینده میلادى بسته خواهد شد. و همین امر دال بر این است که در آینده این وضعیت بمراتب وخیم تر از گذشته خواهد شد و فرقه بنا دارد که جدا شدگان را قربانى کند تا در داخل حصار اشرف بتواند خر خود را براند، بنابر این از تمام خواننده گان گرامى تقاضا دارم صداى ما باشند تا ما هم بتوانیم بنوبه خود صداى کسانى باشیم که در اسارت این فرقه اند.

با تشکر حسن شهباز

*** 

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/از-پیوستگی-تا-جدایی-از-مجاهدین-خلق-در-آ-۲/

از پیوستگی تا جدایی از مجاهدین خلق در آلبانی ـ قسمت ششم

از پیوستن به مجاهدین خلق فرقه رجوی تا جدایی در آلبانیحسن شهباز، سایت نجات یافتگان در آلبانی، یازدهم مارس ۲۰۱۹:… نمیتوانستم با این موضوع کنار بیایم ،از فرماندهان پرسیدم : کشورما در آن زمان درگیر یک جنگ خارجى بوده و آنهایى که در مقابل شما قرار داشتند صرفا سرباز بودند و براى مقابله با یک دشمن خارجى به کشورمان حمله کرده بود به جبهه آمده بودند، آیا کشتن این سربازان تاثیرى دارد آیا اصلا این کار مجاز است شما چه انتظارى داشتید؟ براى کشتن این نفرات چه جواب دارید؟ 

جداشدگان از مجاهدین خلق در آلبانی را دریابید قرنطینه مجاهدین خلق (فرقه رجوی) در آلبانی، همان زندان است

لینک به منبع

از پیوستگی تا جدایی از مجاهدین خلق در آلبانی ـ قسمت ششم

حسن شهباز ، تیرانا ـ سایت نجات یافتگان از مجاهدین خلق در آلبانی ـ ایران آزادی ـ ۱۱٫۰۳٫۲۰۱۹

لینک به قسمت اول

لینک به قسمت دوم

لینک به قسمت سوم

لینک به قسمت چهارم

لینک به قسمت پنجم

 Ã˜Â­Ã˜Â³Ã™Â† شهباز در ابتدا میخواهم دلیل نقل این سرنوشت را بگویم، هم اکنون در درون این تشکیلات صدها تن مانند من وجود دارند که در یک محیط بسته و در حقیقت در یک زندان جسمى و روحى حبس شده اند و با سخت ترین ضوابط تحت کنترل میباشند ،چارچوبهایى که روز بروز نفرات را بیشتر در درون خود فرو میبرود و بسته تر میکند وهمه آنها دریک ناآگاهى محتوم ،محکوم به مرگى تدریجى و بدون هیچ هویتى هستند

آنچه که گذشت

در تعطیلات میان ترمى دانشگاه براى زیارت به عراق رفته بودیم، در مسیرمان طی گشت و گذارى که در شهرها ی مختلف عراق داشتیم ، متوجه شدیم که بعد از حمله آمریکا ،تمامی نفرات سازمان، توسط امریکا خلق سلاح شده اند و در اشرف بسر میبرند، بعد از کمى مشورت تصمیم گرفتیم سرى به آنجا بزنیم ، حس کنجکاوى وشناخت بیشتراز این افراد و آگاهى از مواضع سیاسى آنها در آن لحظه تنها دلایلى بود که ما را به این دیدار تشویق میکرد .و بدینگونه بود که ما وارد اشرف شدیم

چند روز اول ، ضوابط ارتش را برایمان تشریح کردند،بعد وارد قسمت پذیرش شدیم

در پذیرش آموزشهاى مختلفى داده میشد که در فصل هاى قبلى به آموزش تشکلیلات و تاریخچه و بریف هاى سیاسى ،پرداختم .

علاوه بر این آموزشها ، از شکل گیرى تک و پاتک هاى زمان جنگ هشت ساله و چگونگى وارد شدن فرقه در این جنگ از خاک عراق نوارهایى تحت عنوان عملیات هاى آفتاب و چلچلراغ و فروغ جاودان نشان داده میشد ، فیلم هاى که در آن ،از یک طرف با کلى قهرمان نمایى وتعریف و تمجید ،هزاران دلیل براى درستى آن آورده میشد، بطوریکه براى کسانى که ناآگاه بودند ، تبدیل به ”لا رئیب فى” میشد ،اما از طرف دیگر در این نوارها ، صحنه هایى ازاسیرشدن سربازان ایرانى ، اجساد و خودروهاى سوخته درکنار جاده گرفته تا کوچ اجبارى اهالى را نشان میداد که این موضوع برایم قابل هضم نبود ، کشتن سرباز ایرانى در جبهه و آن را ضربه اى مهلک بر پیکر نظام تلقى نمودن برایم سنگین بود،اینجا اولین جایى بود که احساس کردم با این افراد زاویه دارم ، چونکه خودم در آن زمان سرباز بودم . و اتفاقا در همان زمان عملیات مرصاد ما در آماده باش بودیم و چه بسا ممکن بود خودم در معرض این آزمایش و در طرف مقابل این افراد قرار میگرفتم،نمیتوانستم با این موضوع کنار بیایم ،از فرماندهان پرسیدم : کشورما در آن زمان درگیر یک جنگ خارجى بوده و آنهایى که در مقابل شما قرار داشتند صرفا سرباز بودند و براى مقابله با یک دشمن خارجى به کشورمان حمله کرده بود به جبهه آمده بودند، آیا کشتن این سربازان تاثیرى دارد آیا اصلا این کار مجاز است شما چه انتظارى داشتید؟ براى کشتن این نفرات چه جوابى دارید؟

جواب که به من دادند این بود : ما قبل از شروع عملیات با بلندگو هشدار میدادیم و خودمان را معرفى میکردیم ،و میگفتیم که اگر خود را تسلیم کنید زنده میمانید، وقتى خود را به جاى کسانى قرار میدادم که در جبهه در معرض بلندگوى دشمن قرار داشتند، گوش نکردن اولین کار بود، چرا که این یک روش شناخته شده در هنگام تک از جانب نیروى مهاجم، براى پایین آوردن روحیه طرف مقابل بود، بهرصورت با این جواب احمقانه که فقط توجیه جنایت بود ، نمیتوانستم کنار بیایم، چه خودم در همان روزها در جبهه جنوب و دریک تیپ زرهى راننده تانک بودم، یعنى طبق این گفته،بایستى با شنیدن صداى بلندگو خود را تسلیم میکردم و الا دشمن محسوب میشد م، یعنى در جنگ بین ایران و عراق ، ایرانى در مقابل ایرانى قرار میگرفت ، و صدام چه لذتى میبرده، حال باید پرسید مزدور کیست؟ البته این موضوع بى شباهت به جمله اى از کتاب مزرعه حیوانات،نوشته جرج اورل نیست،که میگوید ،هیچ حیوانی بدون علت حیوان کشی نمی کند ، دو کلمه در ذهن حیوانات رفته بود، یک: خلاف فرمان کاری صورت نگرفته است،دو: کشتن خائنینی که با دشمن هم عهد بوده اند کاملا با علت است.

یعنى کسانى که در جبهه علیه صدام میجنگیدند دشمن این فرقه محسوب میشدند. اما جالب اینجاست که فیلم هاى منتشر شده از وزارت اطلاعات عراق در رابطه با پولهایى که این سازمان از صدام حسین میگرفته ،واقعا عرق شرم بر پیشانى هرکس که حتى یک روز در این سازمان بوده را ایجاد میکند.

حسن شهباز

*** 

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/درگذشت-یا-خودکشی؟-مرگ-علی-اکبر-کلاته-در/

درگذشت یا خودکشی؟ (مرگ علی اکبر کلاته در آلبانی)

درگذشت یا خودکشی در کمپ مجاهدین خلق آلبانی علی اکبر کلاتهحسن حیرانی و علی هاجری، نجات یافتگان در آلبانی، بیستم آوریل ۲۰۱۹:… لطفا به این خبر منتشر شده از طرف فرقه توجه کنید: مجاهد خلق علی اکبر کلاته معمری پس از سه دهه مجاهدت در صفوف ارتش آزادی برای سرنگونی دیکتاتوری آخوندی روز دوشنبه ۲۶فروردین ۹۸ در بیمارستانی در آلبانی درگذشت و به همرزمان صدیق و شهیدش پیوست. امروز در کمیساریا ملاقاتی داشتیم که بیشتر موارد اعتراض خودمان به کمیساریا بود، به خاطر شیطنتهای فرقه مبنی در تعطیلی کمیساریا آنهم در حالی که وضعیت ما جدا شده ها از فرقه از جهات بسیاری تثبت نشده و مشخص نیست. 

جداشدگان از مجاهدین خلق در آلبانی را دریابید Hassan Heyrani: MEK’s Virus Removal in Quarantine and the Overthrow Joke

درگذشت یا خودکشی!؟!؟

حسن حیرانی ، تیرانا ، سایت نجات یافتگان از مجاهدین خلق در آلبانی ـ ایران آزادی ـ ۱۹٫۰۴٫۲۰۱۹
لینک به منبع

با سلام دوستان

جداشدگان از مجاهدین خلق در آلبانی را دریابید 

لطفا به این خبر منتشر شده از طرف فرقه توجه کنید:

مجاهد خلق علی اکبر کلاته معمری پس از سه دهه مجاهدت در صفوف ارتش آزادی برای سرنگونی دیکتاتوری آخوندی روز دوشنبه ۲۶فروردین ۹۸ در بیمارستانی در آلبانی درگذشت و به همرزمان صدیق و شهیدش پیوست

حسن حیرانی

امروز در کمیساریا ملاقاتی داشتیم که بیشتر موارد اعتراض خودمان به کمیساریارا، به خاطر شیطنتهای فرقه مبنی در تعطیلی کمیساریا آنهم در حالی که وضعیت ما جدا شده ها از فرقه از جهات بسیاری تثبت نشده ومشخص نیست، ابلاغ کردم و ….. همچنین شخصا به اطلاع کمیساریا رساندم که چگونه فرقه پلید رجوی؛ از تعطیلی کمیساریا برای خودش کیسه ها دوخته و همچنین اینکه مسعود رجوی یک نشست با رده فرماندهان فرقه در تشکیلات داشته که به صورت چت بوده و در ضمن نشست همان حرف لیبرتی اش رو تکرار کرده و گفته که محال است بگذاریم در تیرانا بیخ گوش ما« تیف» (نام مکان جدا شده ها از فرقه در اردوگاه اشرف در عراق که نیروهای آمریکایی به نفرات جداشده اختصاص داده بودند که به جیا تیف معروف بود) درست کنند. در ادامه گفته که اخرج کمیساریا از اینجا برای ما خیلی ارزشمند تر از اخراج سفیر رژیم از آلبانی است و بسته شدن این رمسا(سازمان رمسا که ارائه خدمات رو به نفرات جدا شده به عهده داشته) برای ما خیلی خیلی مهمتر از بسته شدن خود سفارت رژیم در تیرانا خواهد بود و ضمن تبریک به فرماندهان، چند بار ضمن نشست گفته است: بستن کمیساریا کلان دستاوردی بسا بسا بیشتر از اخراج سفیر رژیم بوده است.

مسعود رجوی در طی نشست که به صورت «چت» بوده، بسیار خوشحال و تو پوستش نمی گنجیده و شوخی زیاد میکرده و روی وایت اسکرین خنده و شادی خودش رو به کرات با هههههههههههههههههه هههههههههههههه نشون میداده است.
پرواضح است که هدف مسعود رجوی در وهله اول ما نیستیم، بلکه نفرات داخل فرقه هستند که دیگر راه امید و نجاتی به بیرون فرقه نخواهند داشت و آن خنده های شیطانی هم به همین سبب بوده که به زعم خودش با ایجاد شرایط بن بست؛ ولو با اهرم نا امیدی، افراد را در محبس تشکیلات جهنمی خودش نگه دارد.
به هرحال در راه برگشت به خونه بودم که این خبر از درون فرقه به دستم رسید.

(عینا خبر را کپی پیست میکنم )

سلام؛
اوضاع داخل خیلی خراب است اصلا هیچ کسی حرف کسی را گوش نمیده هر کی برای خودش یک سازی میزند . اکبر کلاته الان مدتها بود که درخواست داده بود بیاید بیرون ولی هرروز یک تعداد مسولین با او صحبت میکردند و او را گذاشته بودند برای تعمیرات خودروکه آنجاسرگرم ومثلا راحت باشه، ولی خیلی تحت فشار بود و اخرش دست به خودکشی زد.« چون فرصت نیست نمی شه صحبت کرد»!خداحافظ.

شما از این پیام مخفیانه که از درون مزرعه حیوانات به من رسید چی برداشت میکنید؟ وقتی این پیام رو کنار خوشحالی رجوی از بسته شدن کمیساریا میگذارید چه نتیجه ای می گیرید؟

من در درون مناسبات فرقه از نزدیک رابطه ای با علی اکبر کلاته نداشتم که بخواهم خاطره ای یا نظری فردی از وی بدهم، ولی آنچه مسلم است فرقه از ترس اینکه مبادا حادثه خودکشی علی اکبردر آستانه (به زعم خودش اخراج کمیساریا و برچیده شدن بساط سازمان رمسا و آواره شدن نفرات جداشده) باعث هوشیار شدن کمیساریا و افکار عمومی بر آنچه که در مزرعه حیوانات میگذرد، شود و این موضوع باعث استمرار ماموریت کمیساریا و سازمان رمسا در نظارت و ساماندهی افراد جدا شده ـ که روزنه امیدی برای نفرات داخل محسوب میشود ـ باشد! خیلی عجولانه با انبوهی غلط املایی تنها در صفحه فیس بوک و نه در سایت فرقه! دم از درگذشت مجاهد صدیق زده و…..

این بودهمه آنچه که امروز بر من گذشت که صادقانه و بی کم و کاست خدمت شما دوستان عزیز اطلاع رسانی کردم؛ وقضاوت در این باب، باشما عزیزان.

با تشکر:
حسن حیرانی
آلبانی تیرانا ۲۹ فروردین ۱۳۹۸

/////////////////////////////////////

موارد متعددی بود که در نهایت منجر به فوت فرد شد شخصی با نام فامیلی طهماسبی در دوران آمریکاییها با اینکه میتوانست برای درمان حتی به آمریکا برود ولی اینقدر […]

مجاهد صدیق و افسر ارتش آزادیبخش پس از مرگ در فرقه رجوی

علی هاجری، تیرانا ، سایت نجات یافتگان از مجاهدین خلق در آلبانی ـ ایران آزادی ـ ۱۹٫۰۴٫۲۰۱۹
لینک به منبع

یاد یار مهربان زنده یاد علی اکبر کلاته میمری روحش شاد

آقای علی هاجری

علی هاجری، آلبانی

در سال ۱۳۶۵ در جبهه شمال غرب با علی اکبر آشنا شدم و در تاریخ ۳/۲/۱۳۶۵ بعد از تهاجم عراق به نیروهای ما همه ما اسیر شدیم به مدت ۳ سال و ۲ ماه در اردوگاه اسرا بسر بردیم زندگی سخت بود ولی همه ما اسیر جسمی بودیم و نه فکری حق داشتیم به هر چه خواستیم فکر کنیم حق مکاتبه داشتیم ، آزاد بودیم که با هر کس خواستیم صحبت کنیم ، ولی هیچ وقت فکر نمیکردم که زندانی به اسم تشکیلات جهنمی رجوی هم وجود دارد ، من و علی اکبر و دیگر نفرات فریب تبلیغات آزادیخواهی آنها را خوردیم و در دامی که گسترده بودند گرفتار شدیم .

فکر میکردیم که با وارد شدن به تشکیلات مجاهدین ارتباط با خانواده ساده خواهد بود ولی دیدیم که از همان نامه هر ۴۵ روز هم خبری نیست و بعد از سرنگونی دولت عراق خانواده را به عنوان دشمن معرفی کردند دشمن اصلی فراموش شد و خانواده جایگزین آن شد .

در پیامی که فرقه رجوی در رابطه با در گذشت علی اکبر کلاته میمری صادر کرده بود و از او تجلیل کرده بود مشتی دروغ بافی بیش نیست چون در ذات این فرقه جز شارلاتان بازی چیز دیگری وجود ندارد آیا کسی فراموش کرده که در نشستهای درونی چه بلایی سر علی اکبر و دیگران آوردید چه حرفهایی که لایق سران فرقه بود را نثار ما میکردید، مگر به ما نمیگفتید مشتی لمپن از اردوگاههای عراق را وارد مناسبات پاک خود کردیم و همه چیز را یک روزه دگرگون کردند ، اردوگاه هزار بار بر مناسبات شما شرف داشت .

علی اکبر در فرقه رجوی از جان مایه میگذاشتند و سالیان در قسمت تعمیرگاه خودرو کار میکرد عمر خود را صرف مشتی نمک نشناس کرد ولی حتی نگذاشتند که خانواده خودش را که برای دیدار او بعد از سالیان آمده بودند ببیند ، در قاموس رجوی جای دوست و دشمن عوض شده بود خانواده دشمن شماره یک مبارزه به همه معرفی شد این از جایگاه خانواده .

شیوه درمان در فرقه رجوی .

موارد متعددی بود که در نهایت منجر به فوت فرد شد شخصی با نام فامیلی طهماسبی در دوران آمریکاییها با اینکه میتوانست برای درمان حتی به آمریکا برود ولی اینقدر کار شکنی کردند تا اینکه خودش گفت نیازی نیست و بعد از مدتی فوت کرد و یا بیماران سرطانی سقف درمان را روی تخصص چند دکتر که هیچ نوع همخوانی با این دوران ندارند میبندند و از این دارو به آن دارو و همه تجویز غلط وقتی خبردار میشوند که بیماری سراپای نفر را گرفته مثال محمود مهدوی وقتی به بیمارستان بردند یک هفته بعد فوت کرد و بعد به دروغ مدعی شدند که نوع بیماری پیشرفته بوده ، و حالا علی اکبر هم از این مستثنا نبوده ولی من شک دارم که علی اکبر بر اثر بیماری فوت کرده باشد .

در این فرقه که پایه و اساس آن بر فریب و نیرنگ استوار است مدعی است که علی اکبر از بحث خانواده سرافراز بیرون آمد باید گفت که شما از بالا تا پائین شب و روز با روزه خوانی و تهدید و ارعاب کاری کردید که کسی جرات نداشت اسم خانواده را بر زبان بیاورد چه رسد که بگوید ملاقات میخواهم شما همه را مجبور به نوشتن کلمات و جملاتی علیه خانواده میکردید و اگر کسی سر باز میزد باید صد مارک را تحمل میکرد و نشستهای خاص خودش را بهمراه داشت چون من درگیر همین داستان خانواده بودم ۰

علی اکبر کلاته انسانی شایسته بود ولی شما از انسانیت او سو استفاده کردید او هیچ وقت نگفت که انقلاب درونی شما را قبول دارد و یا حتی تشکیلات جهنمی شما را ، در دیدارها میگفت که خسته شدم و از مدتها بود که میخواست فرقه را ترک کند ولی همیشه این سران فرقه بودند که به اشکال مختلف او را فریب و از جدا شدن باز میداشتند ۰

آیا علی اکبر بیماری داشت یا او هم بصورت مرموزی جان سپرد ؟

شکی وجود ندارد که علی اکبر هم زیر فشارهای طاقت فرسای فرقه جان باخته و همه پروندهها باز خواهد شد.

آن روز نزدیک است ۰

عضو جدا شده در آلبانی علی هاجری

(پایان)

***

Saudi Arabia MEK Maryam Rajavi terrorism in CanadaSaudi Backed MEK Terrorists Open New Front In Canada

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/علی-اکبر-کلاته-اسیر-رجوی-در-آلبانی-مرد/

علی اکبر کلاته اسیر نگون فرقه رجوی در آلبانی مرد

درگذشت-مجاهد-صدیق-علی-اکبر-کلاته-پس-از-سه-دهه-مجاهدتمحمد رزاقی، وبلاگ رزاقی، پاریس، نوزدهم آوریل ۲۰۱۹:… اکبر کلاته از اسیران جنگی هدیه صدام ملعون به رجوی داعشی بود . زمانیکه با اکبر کلاته در یک مقر بودیم اکبر بارها از پیوستن به فرقه رجوی ابراز پشیمانی می کرد و به شوخی می گفت صدام کربلائی بود از دست اش زنده در رفتیم. خدا آخر عاقبت مان را با این همشهریمان مشهدی ( رجوی ) به خیر بکند. سایت فرقه رجوی آنچه در مورد اکبر نوشته جز تاریخ تولد و محل تولد و اسیر بودنش و پیوستن اش از اردوگاه اسرا به فرقه رجوی بقیه یک مشت دروغ و دغل بیش نیست.

جداشدگان از مجاهدین خلق در آلبانی را دریابید حال و روز مجاهدین خلق (فرقه رجوی) در آلبانی

لینک به منبع

اسیر نگون بخت دیگری در آلبانی به دل خاک سیاه رفت . (علی‌اکبر کلاته میمری ) 

جداشدگان از مجاهدین خلق در آلبانی را دریابید 

اسیر جنگی، گروگان رجوی، علی اکبر کلاته بعد از مرگ یکباره “مجاهد صدیق” شده است

سایت فرقه رجوی داعشی خبر فوت علی‌اکبر کلاته میمری که در یکی از بیمارستانهای البانی را درج کرده و در وصف اکبرکلاته داستان سرائی کرده تا به خیال احمقانه و ابلهانه سران فرقه رجوی بدین شیوه قاتل اصلی ( مریم قجر داعشی ) را از پیگرد ؛ عدالتخواهی خانواده اکبر کلاته در ببرد .

اکبر کلاته از اسیران جنگی هدیه صدام ملعون به رجوی داعشی بود . زمانیکه با اکبر کلاته در یک مقر بودیم اکبر بارها از پیوستن به فرقه رجوی ابراز پشیمانی می کرد و به شوخی می گففت صدام کربلائی بود از دست اش زنده در؛ رفتیم خدا اخر عاقبت مان را با این همشهریمان مشهدی ( رجوی ) به خیر بکند . سایت فرقه رجوی انچه در مورد اکبر نوشته جز تاریخ تولد و محل تولد و اسیر بودنش و پیوستن اش از اردوگاه اسرا به فرقه رجوی بقیه یک مشت دروغ و دغل بیش نیست .

اکبر کلاته بارها در خلوت در مورد زندگی خودش برایم تعریف کرده بود . اکبر برای کمک خرج خانواده خود فقط مدت کوتاهی در یک کارگاه خانگی فرشبافی مشغول کار می شود از انجا که هم علاقه به فرش بافی نداشت و دستمزد خوبی هم نداشته از ان کارگاه فرشبافی خارج می شود و در مشهد در یکی از تراشکاریهای دروازه قوجان مشغول کار می شود . در تراشکاری هم دستمزدی به اکبر نمی دهند و صاحب تراشکاری می گوید بای دخوب تراشکاری یاد بگیری هر وقت توتنستی پش دستگاه تراشکاری انجام بدهی انوقت در مورد دست مزد صحبت می کنیم . اکبر ازکار در تراشکاری هم منصرف می شود و در یک تعمریگته مشغول کار می وشد به گفته خودش هم صاحب تعمریگاه حقوق می داد و هم صاحبان خودرو پولی بعنوان انعام می دادند . اکبر به این شیوه توانسته بود کمک خرج خانواده اش باشد .

نا گفته نماند که اکبر کلاته به خاطر شروع کار از دوران نو جوانی نتوانسته بود ادامه تحصیل بدهد و در داخل ایران هم هیچ وقت وارد گروه ها یا مسائل سیاسی نشده بود .

اکبر کلاته هم مثل بقیه نفراتی که از اردوگاه اسرای جنگی به فرقه رجوی پیوسته بود بارها از فریبی که خورده بود و به فرقه رجوی پیوسته بود ابراز پشیمانی می کرد . اکبر می گفت مهدی ابریشمچی ( شوهر سابق مریم قجر داعشی ) امد اردوگاه اسرا چنان سخنرانی کرد و گفت ما تا ۲ ماه اینده می رویم ایران هر کس خواست با ما بیاد می بریم اردوگاه خودمان !

مهدی ابریشمچی به اسراء نگون بخت گفته بود . اگر درطول ۲ ماه به ایران نرفتیم کسانی که پیش ما می ایند به هر کجا که دلشان خواست می فرستیم !

اکبر می گفت : گفتیم اگر با اینها به اردوگاه فرقه نرویم ممکن سالها در اردوگاه اسرائ جنگی بمانیم و بپوسیم !

فرقه رجوی در مورد مجاهد بودن و مجاهد ماندن اکبر کلاته نگون بخت انچنان مطلب نوشت هکه گویا جد اباد اکبر کلاته مجاهد بودند ! بر خلاف میرزا بنویس فرقه رجوی من و نفراتی که در نشستها با اکبر کلاته با هم بودیم شاهد تحقیر و توهین سران فرقه به اکبر کلاته بودیم . زنی به اسم میترا گویا انهم از اهالی مشهد بوده بارها در نشست اکبر کلاته را مورد تحقیر قرار می داد می گفت : دهاتی مگر در روستای شما تعمیر گاه بود که تو تعمیرات بلد باشی . ما ترا اینجا ادم کردیم حالا برای خود ما پر رو شدی ! من یکبار از اکبر پرسیدم مگر میترا ترا از مشهد می شناخت ؟

اکبر کلاته گفت : نه این زن می شناختم و نه ان رهبر دیو ث اش را . هر وقت بخار انقلاب مریم خانم در این زنیکه بالا می زند این زنیکه دق دل بی شوهری سر ما خالی می کند .

از این نمونه های نفرت اکبر از فرقه رجوی را بارها از نزدیک دیده بودم و مطمئن شده بودم اکبر کلاته اسیرذهنی و جسمی در چنگال فرقه رجوی هست و بر اساس انتخاب اگاهانه به فرقه رجوی نپیوسته است . میرزا بنویس فرقه رجوی در مورد مخالفت اکبر با دیدار خانواده اش هم به نوشت های اشاره کرده که هر کس از نزدیک اکبر کلاته را می شناخت می داند که اکبر کلاته سواد سیاسی نداشت که بر علیه خانواده خود اطلاعیه صادر کند . همچنین با اطمینان می گویم که اکبر کلاته مشکل خاص جسمی نداشت . مطمئن هستم اکبر بر اثر فشارهای طاقت فرسای جسمی و روحی دچار مشکل شده و به زبان ساده باید گفت مریم قجردعشی و سران فرقه رجوی اکبر کلاته را مثل برده مجبور به کار و به لحاظ روحی در فشار قراردادند تا اکبر دق مرگ شد .

من به وظیفه انسانی ؛ وجدانی خودم می خواهم به خانواده اکبر کلاته ضمن عرض تسلیت بگویم : نوشته هائی که از طرف نام اکبر کلاته برعلیه خانواده اش در سایت فرقه رجوی درج شده تمامآ حرفها و نوشته های میرزا بنویس های فرقه رجوی به دستور مریم قجر داعشی نوشته شده و من چند سالی که با اکبر هم یگانی بودم در یک مقر و اسایشگاه بودیم هیچ وابستگی ایدئولوژیک ؛ سیاسی و حتا تشکیلاتی به فرقه رجوی نداشت و همیشه از پیوستن به فرقه رجوی ابراز پشیمانی می کرد .

باشد روزی که مریم قجر داعشی و سران فرقه در یک دادگاه عادلانه جوابگوی تمام جنایاتشان در حق مردم ایران ؛ عراق ؛ اعضاء خود باشند . ان روز دیر یا زود دارد و سوخت سوز ندارد مگر با مرگ از دست عدالت بگریزند به غیر از ان راهی برای گریز ندارند .

پاریس : محمد رزاقی

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/دروغ-های-مریم-رجوی-در-مورد-علی-اکبر-کلات/

دروغ های مریم رجوی در مورد زنده یاد علی اکبر کلاته

مسعود رجوی مریم رجوی مجاهدین خلق ایران مزدوری خیانتپرویز حیدرزاده، نجات یافتگان در آلبانی، نوزدهم آوریل ۲۰۱۹:… فرقه مجاهدین اعلام کرده است زنده یاد علی اکبر کلاته  در مقابل خانواده ها ایستادگی کرد و مقاوم بود و  دروغ های دیگر . من خودم به عنوان یک شاهد زنده باید متذکر شوم که نه او و نه ما خبری از آمدن خانواده ها به لیبرتی نداشتیم و در سانسور خبری کامل قرار داشتیم . فرقه رجوی بر اثر فشارهای خانواده ها و افکار عمومی به ما گفت باید علیه آنها موضع گیری بکنیم .

مسعود رجوی مریم رجوی مجاهدین خلق ایران مزدوری خیانتاگر رجوی این انرژی را بجای مزدوری و دریوزگی، برای مردم گذاشته بود

لینک به منبع

دروغ های مریم رجوی در مورد زنده یاد علی اکبر کلاته

پرویز حیدرزاده، تیرانا، سایت نجات یافتگان از مجاهدین خلق در آلبانی ـ ایران آزادی ـ ۱۸٫۰۴٫۲۰۱۹

انّا لله و انّا علیه راجعون

درگذشت-مجاهد-صدیق-علی-اکبر-کلاته-پس-از-سه-دهه-مجاهدت

علی اکبر کلاته اسیر جنگی، گروگان مریم رجوی در آلبانی درگذشت

پرویز حیدرزاده نجات یافته از مجاهدین خلق رجوی در آلبانی

پرویز حیدرزاده، آلبانی

باز یکی دیگر از دوستانم علی اکبر کلاته در فرقه رجوی جان خود را از دست داد ، ما سه دهه در کنار هم بودیم با اینکه در یک قسمت نبودیم در نشستها همدیگر را می دیدیم ، خیلی پر تلاش و دوست داشتنی بود با اون خنده های شیرینش . اکبر در سال ۶۵ در لشکر ۶۴ ارومیه بود و در حمله ارتش متجاوز صدام حسین به خاک ایران در سال ۱۳۶۵ اسیر شد و بعد به کمپ شماره ۱۰ در شهر رمادی منتقل شد و در سال ۶۸  بدلیل فشار فراوان زیاد در اردوگاهای اسیران جنگی و خلاص شدن از اون جهنم نا خواسته به جهنم دیگری به نام قلعه اشرف وارد شد . فرقه مجاهدین خلق در سایت های تبلیغاتی خود اعلام کرده است که :

” علی اکبر در اول فروردین ۱۳۴۴ در خانواده‌ای زحمتکش در نصرآباد اسفراین بدنیا آمد و فرزند کار و زحمت بود. در نوجوانی به کارهایی چون قالی بافی و مکانیکی پرداخت. در سال ۶۳ به سربازی رفت و در جنگی که خمینی دجال بر ادامه آن اصرار داشت، به اسارت نیروهای عراقی در آمد.  ( بخوانید ارتش متجاوز صدام حسین )
در سال ۶۸ با شناختی که از آرمانها و مبارزه مجاهدین پیدا کرده بود برای آزادی مردم و میهنش از چنگال بدترین دشمن ایران و ایرانی به ارتش صلح و آزادی پیوست و از آن پس به گواهی همه یارانش پیوسته و با شور و اشتیاق به انجام مسئولیتها و وظایفش در یکانهای ارتش آزادیبخش همت گماشت. همزمانش سخت کوشی و تعهد او را می ستودند و شیفته صمیمیت و روحیه رزمنده اش بودند.
یکی از فرازهای درخشان رزم علی اکبر مقابله با توطئه های رژیم در دوران پایداری در اشرف و سیرک کثیفی بود که با بیش از ۳۰۰ بلندگو برای شکنجه مستمر روانی و زمینه سازی حملات وحشیانه براه انداخته بود. “… در سالهای پس از بحران جنگ در منطقه و اشغال عراق در سال ۱۳۸۲، بطور مستمر این مجاهد صدیق را با به کار گرفتن برخی اعضای خانواده او در داخل ایران تحت فشار میگذاشتند تا تسلیم شود. اما علی اکبر با ایستادگی بر پیمانش با خدا و خلق هر بار جنگ روانی دشمن را بر سر خودش خراب میکرد و از آزمایش خانواده سر فرازتر بیرون می امد.”

فرقه مجاهدین اعلام کرده است زنده یاد علی اکبر کلاته  در مقابل خانواده ها ایستادگی کرد و مقاوم بود و  دروغ های دیگر . من خودم به عنوان یک شاهد زنده باید متذکر شوم که نه او و نه ما خبری از آمدن خانواده ها به لیبرتی نداشتیم و در سانسور خبری کامل قرار داشتیم . فرقه رجوی بر اثر فشارهای خانواده ها و افکار عمومی به ما گفت باید علیه آنها موضع گیری بکنیم . من ، زنده یاد علی اکبر کلاته ، غلامرضا خیر آبادی ، حسن شعبانپور ، داوود مراد خانی ، محمد مهدی ثابت رستمی و عبدالحسین آهنگر را در آن مقطع مجبور کردند تا علیه خانواده های خودمان موضع گیری کنیم و به گفته مسعود رجوی آنها را مزدوران ارتجاع بنامیم و ما اجبارا و به زور و تحت تاثیر فشارهای روانی مجبور شدیم که این کار را کنیم، علی اکبر کلاته هم همینطور، ولی او قلبش برای خانواده اش می زد .

او و من و ما همه تحت تاثیر تبلیغات  فرقه مجاهدین قرار داشتیم و هرگز نتوانستیم کوچکترین انتقادی بکنیم و از دنیای بیرون بی خبر بودیم .

علی اکبر کلاته کسی نبود که با به اصطلاح انقلاب مریم رجوی ، طلاق و طلاق کشی زنان ومردان از یکدیگر و حتی مجردها ، سر خوشی داشته باشد و همیشه در جمع دوستان و مطمئن می گفت همه مارا سر کار گذاشتند و اینها همش سر گرمی ماست و او این تولد آرمانی که مجاهدین بعد از مرگ به نفر خطاب مکنند را قبول نداشت و این را تحمیلی می دانست که به این شکل بعد از مرگ می خواهند بالا ببرند در صورتی که تا زنده است ارزشی برای فرقه مجاهدین خلق ندارد و ” اسیر جنگی ” محسوب می شود، همان تعابیری که برای همه اعضای جداشده که افتخار سابقه شرکت در  دفاع میهنی علیه ارتش مزدور و متجاوز صدام حسین داشته است . علی اکبر بدرود و یادت گرامی

(پایان)

*** 

حسن_حیرانی_تلویزیون_الجزیره_مصاحبه_مجاهدین_خلق_،فرقه_رجوی_آلبانی“Faking the online debate on Iran”(Mojahedin Khalq, Maryam Rajavi, MEK, NCRI Trolling base in Albania exposed

Maryam_Rajavi_Cult_MEK_MKO_NCRI_Tirana_Albania_TRT_World_2018The MEK: a group looking to overthrow the Iranian regime

حسن حیرانی تلویزیون کانال چهار انگلستانThe shadowy cult Trump advisors tout as an alternative to the Iranian government

همچنین: