جدایی از فرقه رجوی برای زنان خیلی سخت تر است!

جدایی از فرقه رجوی برای زنان خیلی سخت تر است!

انجمن نجات، مرکز فارس، بیستم دسامبر 2015:… جدا شدن از فرقه مجاهدین بدلیل سالیان سال تحت فشار فکری و شستشوی مغزی بودن برای هر مرد و زنی سخت است. اما باید قبول کرد که این سختی برای زنان دربند بسا بسا سخت تر و گرفتن تصمیم جدایی سرنوشت سازتر است! انسانهایی که چند دهه تحت پیچیده ترین شستشوی مغزی بودند واساسا دیگر مغزی و فکری و قدرت تشخیص سالمی برای آنان باقی نمانده …

زنان نجات یافته از فرقه رجوی مجاهدین خلقاهمیت جدایی زنان از فرقه رجوی

لینک به منبع

جدایی از فرقه رجوی برای زنان خیلی سخت تر است!

جدا شدن از فرقه مجاهدین بدلیل سالیان سال تحت فشار فکری و شستشوی مغزی بودن برای هر مرد و زنی سخت است. اما باید قبول کرد که این سختی برای زنان دربند بسا بسا سخت تر و گرفتن تصمیم جدایی سرنوشت سازتر است! انسانهایی که چند دهه تحت پیچیده ترین شستشوی مغزی بودند واساسا دیگر مغزی و فکری و قدرت تشخیص سالمی برای آنان باقی نمانده است! در پوست و گوشت و ذهن و ضمیر این افراد فرو کرده اند که جدا شدن از فرقه بمعنی کارتون خواب شدن و به گدایی افتادن است و اینکه هیچکدامتان بدون بودن در فرقه٬ توان حل و فصل مسائل خودتان را نخواهید داشت! حقیقتا تا زمانی که انسان خود در چنین شرایطی نباشدشاید متوجه شدن آن کار آسانی نباشد و صحبتها کمی ذهنی باشد. اما کسانی که چندین دهه از عمر خود را تحت این شرایط بسر برده اندخوب میفهمند که من چه میگویم وشاید تا ماه ها بعد از جدایی و خروج از مناسبات سازمان زندگی در شرایط عادیبرایشان کمی بقول معروف عادی نشود! اما جدایی زنان از سازمان از این لحاظ در اهمیت بالاتری قرار دارد که آنان مورد ستم مضائف نسبت به مردان قرار داشتند. زنان در سازمان تحت شدید ترین تدابیر امنیتی قرار دارند و بشدت کنترل میشوند که مبادا کسی در وضعیت تشکیلاتی نا مناسب قرار گیرد و نکند که در افکار خود فرار و جداشدن را بپروراند. آنها در حذف فیزیکی زنانی که قصد جدا شدن از سازمان را دارند حتی یک درصد شک هم نمیکنند و بلادرنگ فرد مذکور را سربه نیست میکنند! زنانی که در سخت ترین شرایط هم بایستی تنهایی و دوری از خانواده و تحمل رنج اسارت را مانند دیگر مردان فرقه تحمل میکردند و هم از طرفی دیگر بدلیل اینکه مجبور بودند در مواضع مثلا مسئولیت کار کنند بایستی فشار کاری بیشتر و البته نشستهای مشمئز کننده بیشتری را هم تحمل میکردند. زنان در فرقه مجاهدین علاوه بر تحمل سختی های کار اجراییمجبور بودند در نشستهای بیشتر که از سوی رده های بالاتر سازمان برگزار میشد که البته همگی برای کنترل هر چه بیشتر آنان بود شرکت میکردند و این فشار ذهنیخیلی خیلی سخت تر و طاقت فرسا تر از انجام کارهای اجرایی روزانه است! بارها از زبان مریم رجوی میشنیدم که خطاب به مردان در نشست میگفت: فشاری که به خواهران در نشستهای انقلاب وارد میشودصد برابر فشاری است که بشما یعنی برادران وارد میشود. بهمین دلیل هم هست که فرقه رجوی حاضر است بهر قیمتی از خروج زنان جلوگیری کند. چرا که آنها حامل اطلاعاتی بکلی سری از عمق کثافتکاری هایی هستند که توسط مسعود و مریم رجوی در سازمان صورت میگرفت. اکنون خطاب به مسعود رجوی باید گفت: براستی چرا از جدایی زنان و البته مردان اینهمه بهم میریزی و هرچه شایسته خودت است را به آنها میگویی؟! سوال دیگر اینست که آیا یکنفر فقط یکنفر سراغ داری که از مناسبات کثیف تو جدا شده باشد و حرفی بغیر از آنچه تاکنون جداشدگان گفته اند و میگویند زده باشد؟! البته بشرط اینکه مواجب بگیر خودت نباشد! آقای رجوی مشت نمونه خروار است.اکنون بیش از هزار تن از سه هزار تنی که در اسارت تو بودندتوانسته اند با اراده ای که بخرج دادند٬از دست تو رها شوند و همگی یک حرف و یک پیام واحد داشتند که سازمان مجاهدین خلق سازمانی است با مناسبات فرقه ای و عقب مانده که کوچکترین احترامی به اولیه ترین حقوق انسانها نمیگذارد! جا دارد که همین جا به تمامی کسانی که توانستند خودشان را از چنگال مسئولین فرقه رجوی رها کنند تبریک بگویم و برایشان آروزی سعادت و آرامش کنم!

مراد

گزارش کمپ لیبرتی 1Iran Interlink Fourth Report from Baghdad

فرشته خلج هدایتیسکوت نکنیم

تعدادی از زنان نجات یافته از فرقه رجوی مجاهدین خلقOpen Letter to Susana Klien and Caroline Haworth of Womankind Worldwide

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=22662

ریزش نیرویی در مقاطع مختلف. به بهانه جدایی خانم فرشته هدایتی…

حسینی، انجمن نجات، مرکز تهران، هفدهم دسامبر ۲۰۱۵:… با اینحال، موضعگیری خصمانه رجوی و «تهدید و تهمت و توهین» به منتقدان هم نتوانست جلوی ریزش روزافزون نیروهای خارجه نشین او را بگیرد و بخش قابل توجهی از هواداران اروپا نشین مجاهدین (با نقش سیاهی لشکر در گردهمایی و تظاهرات)، دچار ریزش شده و از گرد مجاهدین پراکنده گشتند، بنحوی که از دهها هزار نفر شرکت کننده در برنامه های مجاهدین

مریم رجوی داعش تروریسم زهرا سادات میر باقری: داعش، امتداد رهبری مطلقه رجوی

لینک به منبع

ریزش نیرویی در مقاطع مختلف

به بهانه جدایی خانم فرشته هدایتی…

نگاهی اجمالی به موقعیت و شرایط درون و برون تشکیلاتی مجاهدین بخوبی نمایانگر این واقعیت است که رهبران این فرقه بشدت با پدیده “ریزش نیرو” مواجه بوده اند که به موازات آن، تلفات شدید ناشی از حمله به اشرف و لیبرتی نیز به طور مضاعف ضربات سنگینی را به پیکر مجاهدین وارد کرده است. در زیر به خلاصه تاریخچه ای از ریزش نیرو در مجاهدین اشاره می شود:

۱- سال ۱۳۸۰ دو عامل مهم باعث شد تا زمینه های یک مرحله ریزش شدید نیرو فراهم گردد: اول آغاز دور دوم ریاست جمهوری آقای خاتمی، و دوم حمله بزرگ موشکی به سه قرارگاه مهم مجاهدین در شهرهای بصره، خالص و جلولاء (قرارگاه حبیب شطی، قرارگاه اشرف، قرارگاه انزلی)

این دو پارامتر، تناقضات شدید استراتژیکی-سیاسی را درون مناسبات مجاهدین دامن زد و زمینه را برای یک سلسله نشست های سرکوب مسعود رجوی موسوم به “طعمه” فراهم آورد. وی موفق شد با برگزاری دادگاه هایی جمعی ( با الگو برداری استالینی)، جلوی ریزش را گرفته و آنرا تا مدتی به تأخیر اندازد. با اینحال تعدادی از نیروها در همان ایام سختی زندان را به جان خریده و راهی “ابوغریب” شدند.

۲- یکسال پس از اشغال عراق توسط نیروهای ائتلاف (تابستان ۱۳۸۳) که استاتوی مجاهدین اعلام شد، صدها نفر از اعضای فرقه به صورت دسته جمعی از مجاهدین جدا و به بازداشتگاه آمریکایی ها منتقل شدند. این مسئله شوک سنگینی به تشکل مجاهدین وارد نمود، اما نه شروع ماجرا بود و نه پایان آن، چرا که از ابتدای سال ۱۳۸۲ تا تیرماه ۱۳۸۳ نیز همین تعداد نیرو به مرور جدا شده و در بازداشت نیروهای آمریکایی بسر می برند. همچنین، از پاییز ۱۳۸۳ تا بهار ۱۳۸۷ که نیروهای آمریکایی از خاک عراق خارج شدند بیش از ۲۰۰ نفر دیگر به این آمار اضافه شده بود که مجموعاً چیزی بالای ۷۰۰ نفر را در بر می گرفت.

۳- درگیریهای مختلف در قرارگاه اشرف (هفتم و هشتم مرداد ۱۳۸۸، نوزدهم فروردین ۱۳۹۰ و دهم شهریور ۱۳۹۲)، و همچنین چند حمله موشکی-خمپاره ای به لیبرتی (از بیست و یکم بهمن ۱۳۹۱ تا ششم دیماه ۱۳۹۲)، در مجموع تلفات سنگینی روی دست مجاهدین گذاشت. تلفات مجاهدین در اولین درگیری اشرف ۱۲ نفر، درگیری دوم ۴۳ نفر و آخرین درگیری ۵۳ نفر را شامل می شد و در حمله به لیبرتی نیز علاوه بر تلفات ناشی از زخمی شدن نیروها، در مجموع ۹ کشته را می توان شمارش نمود. در همین فاصله باید به فرار دهها نفر از مجاهدین اشاره نمود که به مرور از اشرف و لیبرتی فرار کرده و خود را به نیروهای عراقی تسلیم کردند.

۴- سهمگین ترین ریزش در عرصه سیاسی، پس از رسیدن تعدادی از جداشدگان به کشورهای اروپایی و افشاگری وسیع آنان رخ داد. از زمره این افشاگری های دهشتناک می توان به مثله کردن بیش از صد زن مجاهد (با خارج کردن رحم و تخمدان آنان) و برگزاری مراسم عقد صدها زن برای مسعود رجوی، و نیز موارد متعدد سرکوب و قتل مخفیانه اعضای معترض اشاره نمود. این سلسله افشاگری ها توسط پرسابقه ترین کادرهای جداشده مجاهدین انجام گرفت و منجر به خشم روز افزون سران مجاهدین و در رأس آنها شخص مسعود رجوی و همسرش مریم شد که در چند سخنرانی طی دو سال گذشته می توان مشاهده کرد.

افشاگری خانم ها ” نسرین ابراهیمی، بتول سلطانی، مریم سنجابی، زهرا سادات میرباقری و زهرا معینی” در کنار بیشمار مطالب نوشته شده توسط آقایان ” محمد کرمی، محمدحسین سبحانی، محمد رزاقی، حامد صرافپور، مسعود خدابنده، نادر نادری، بهمن راستگو، جواد فیروزمند و دهها تن دیگر از کادرهای باسابقه مجاهدین”. به حدی تشکل مافیایی رجوی را دچار چالش کرد که مسعود رجوی را از پناهگاه ضداتمی خویش (که به مدت ده سال در آن مخفی بود) بیرون کشانید و وادار به گفتن سخنانی ضددمکراتیک، غیرحقوقی و غیرسیاسی با لحنی انزجار آور کرد، بنحوی که عملاً ادعاهای دهساله مریم قجرعضدانلو برای معرفی کردن خود به عنوان یک آلترناتیو دمکراتیک را بکلی نفی و منهدم می کرد.

ناگفته نماند که طی ده سال گذشته، به فرمان مریم رجوی دهها حمله مسلحانه ( با سلاح سرد) به آکسیونهای افشاگرانه منتقدین در قلب اروپا انجام گرفته که نتیجه ای جز بی آبرویی هرچه بیشتر این گروه تروریستی، و جراحت شدید منتقدان به دنبال نداشته است. و این در حالی است که مریم رجوی طی ده سال گذشته تلاش می کرد با عنوان کردن راه حل سوم (دمکراتیک)، مجاهدین را از لیست تروریستی بیرون بکشد و وانمود کند روش های خشونتبار را کنار گذاشته و در پی دمکراسی است. اعمال تروریستی در خاک اروپا بخوبی نشان داد که مجاهدین با رهبری مسعود و مریم رجوی قادر نیستند هیچگونه تغییری در روش های تروریستی خود ایجاد نمایند و تا هنگامی که این گروه قادر نیست در قلب اروپا با منتقدان خود به شیوه دمکراتیک برخورد کند، در صورت به قدرت رسیدن هم جز ارعاب و کشتار مخالفان چاره ای نخواهد داشت.

با اینحال، موضعگیری خصمانه رجوی و «تهدید و تهمت و توهین» به منتقدان هم نتوانست جلوی ریزش روزافزون نیروهای خارجه نشین او را بگیرد و بخش قابل توجهی از هواداران اروپا نشین مجاهدین (با نقش سیاهی لشکر در گردهمایی و تظاهرات)، دچار ریزش شده و از گرد مجاهدین پراکنده گشتند، بنحوی که از دهها هزار نفر شرکت کننده در برنامه های مجاهدین تا قبل از سقوط صدام، تنها چند صد نفر در این اواخر باقی ماندند و سران فرقه ناچار شدند برای برنامه های خویش از افراد بی خانمان و پناهجوهای افغانی، رومانیایی و آفریقایی استفاده نمایند که تصاویر آنها در اینترنت فراوان یافت می شود.

مجموع این «تلفات و ریزش ها» در عرصه سیاسی و نظامی، ضربه ای سخت و جبران ناپذیر به تمامیت فرقه رجوی وارد نموده است. با چنین آمار و ارقام بسیار بالا می توان بخوبی دریافت که علت تقلای شدید فرقه و مسعود رجوی برای ایجاد حاشیه ای امن و فرار از آنچه گذشت ، آنان را به سوی تشکیل و تنظیم جدیدی با نام شورای مرکزی مجاهدین با استفاده از ۱۰۰۰ زن عضو فرقه سوق داد . ولی بی گمان دمل چرکین تشکیلات فرقه ای رجوی که سر باز کرده است با بخیه و چینی بندزنی اینچنینی به هم نخواهد آمد .

و اکنون که هنوز باصطلاح جوهر بیانیه تشکیل شورای مرکزی فرقه رجوی خشک نشده است ، یکی دیگر از زنان کادر بالای آن اعلام جدایی می کند .

و البته این هنوز اول راه است….

حسینی

***

مجاهدین خلق فرقه رجویرجوی با گروگانگیری اعضای دربند ، مشق انتقام کِشی می نماید

همچنین:

اهمیت جدایی زنان از فرقه رجوی

کانون وبلاگنویسان مستقل ایرانی، هفدهم دسامبر ۲۰۱۵:… زنان در جداشدن از فرقه رجوی بیشترین ضربه را به سازمان وارد میکنند چرا که هم با ایدئولوژی دست ساز رجوی در رده بالای مسئولیت قرار دارند , رجوی می اندیشید که زنان فاقد اعتماد به نفس و مطیع برای

ریزش نیرویی در مقاطع مختلف. به بهانه جدایی خانم فرشته هدایتی…

حسینی، انجمن نجات، مرکز تهران، هفدهم دسامبر ۲۰۱۵:… با اینحال، موضعگیری خصمانه رجوی و «تهدید و تهمت و توهین» به منتقدان هم نتوانست جلوی ریزش روزافزون نیروهای خارجه نشین او را بگیرد و بخش قابل توجهی از هواداران اروپا نشین مجاهدین (با نقش سیاهی لشکر در گردهمایی و تظاهرات)، دچار ریزش شده و از گرد م

تبریک برای آزادی خانم فرشته هدایتی

زهرا سادات میرباقری، شانزدهم دسامبر ۲۰۱۵:… بعد از بازی های نمایشی با این لایه، مسعود رجوی به مژگان گفت روی تابلو بنویس: ”ناموس یا بی ناموس مسله اینست دیگر هیچ” آری مسعود برای مغزشویی و تهدید بانوان این لایه می خواست دل ما را خالی کند. او می گفت اگر با من مخالفت کنید بی ناموس هستید و تکل

خانم فرشته خلج هدایتی مراقب باشید دردام اعضای نیمه گسسته فرقه رجوی اسیر نشوید

ارشیا ارشادی، وبلاگ درست به هدف، شانزدهم دسامبر ۲۰۱۵:… علام موضع شما درصفحه شخصی تان درجامعه مجازی ( facebook ) برایم از دوجهت جالب بود _ نخست اینکه این اقدام شما به دور ازجنجاال های رسانه ای انجام گرفت ودوم اینکه _گرچه  مطلب ارسالی شما کامل وجامع نبود ولیکن دربگیرنده نکات جالبی بودند  که نشان ازعزم

اولین زن عضو شورای مرکزی سازمان مجاهدین اعلام جدایی کرد

محمد کرمی، وبلاگ عیاران، پاریس، سیزدهم دسامبر ۲۰۱۵:… رجوی ومریم قجر عضدانلو برای خلاصی از اینکه دیگر کسی به اسم شواری رهبری اعلام جدائی نکند ، با یک عقب گرد ۲۵ ساله مجددا همۀ زنان سازمان را به اسم شورای مرکزی اعلام کردند. اما جوهر این اعلام بیرونی شورای مرکزی خشک نشده بود که خانم فرشته خلج هدایتی با اعلام جدایی ا