جدایی بنی صدر و مجاهدین – بخش اول – رفتن سازمان مجاهدین به دامن صدام حسین

جدایی بنی صدر و مجاهدین – بخش اول – رفتن سازمان مجاهدین به دامن صدام حسین

انقلاب اسلامی، اول ماه می 2015:… بمناسبت سالگرد جدایی مجاهدین خلق از بنی صدر در 20 اسفند 1362، که با اطلاعیه 4 فروردین 1363 «شورای ملی مقاومت» علنی گشت، پاسخ روزنامه انقلاب اسلامی شماره 82 (31 شهریور تا 13 مهر ماه 1363) در رابطه با دروغها، تهمتها و توهین­های رهبری سازمان مجاهدین خلق، بعنوان سندی تاریخی را در چند …

(Mehdi Abrishamchi and Massoud Rajavi taking orders from Saddam’s head of secret services)

لینک به منبع

جدایی بنی صدر و مجاهدین – بخش اول – رفتن سازمان مجاهدین به دامن صدام حسین

– سایت انقلاب اسلامی- بمناسبت سالگرد جدایی مجاهدین خلق از بنی صدر در 20 اسفند 1362، که با اطلاعیه 4 فروردین 1363 «شورای ملی مقاومت» علنی گشت، پاسخ روزنامه انقلاب اسلامی شماره 82 (31 شهریور تا 13 مهر ماه 1363) در رابطه با دروغها، تهمتها و توهین­های رهبری سازمان مجاهدین خلق، بعنوان سندی تاریخی را در چند بخش می آوریم. بخش اول، به دلیل اصلی جدائی که همانا نقض اصل استقلال و آزادی و رفتن سازمان مجاهدین به دامن صدام حسین بود، اختصاص دارد. در همان­وقت، هشدارهای بنی صدر که رفتن به عراق، خودکشی سیاسی و وجه المصالحه شدن است، متاسفانه با توهین و دروغ­سازی پاسخ داده شد. پاسخ روزنامه انقلاب اسلامی در شهریور ماه 1363، پس از اینکه رهبری سازمان مجاهدین مدعی شد که جدائی سازمان از بنی صدر به دلیل نقض خط استقلال نبود بلکه بخاطر نامه آقای بنی صدر به آقای خمینی در 1 مرداد 1363 و «دنباله روی بنی صدر از خط استحاله رژیم خمینی» بوده است، منتشر گشت.

روزنامه انقلاب اسلامی در هجرت شماره 82 ، 31 شهریور تا 13 مهر ماه 1363:

چرایی جدایی مجاهدین از بنی صدر

متن نامه جدایی مجاهدین از بنی صدر

پاسخ بنی صدر به مجاهدین

هفته نامه مجاهد در شماره 219 (15 شهریور 63) پیامی از مسعود رجوی نشر داده است. در این پیام، وی با طرح دو ادعای جدید، دو ادعای سابق را تکذیب کرده است. بدینگونه در یکجا می گوید:

1- «گناه این رهبری این است که تسلیم “باج خواهی میوه چینان” حرفه ای نشده و حاضر نگردید نیمی از وزراء و وزارتخانه های دولت آینده را همانند گوشت شکار ناشده، پیشاپیش بنام آقایان قباله کند.

گناه این رهبری اینست که از یک سو در منتهای انعطاف و حسن نیت و بمثابه یک آزمایش تاریخی برای همگان در چارچوب “آزادی و استقلال” سنگ تمام گذاشت و هیچ فرصتی را در این رابطه از هیچکس دریغ نکرد، اما از سوی دیگر بحکم وظیفه از روز نخست اعلام نمود و گفت و نوشت و دست بر رگ گردن گذاشت و سوگند خورد که بر سر خون شهیدان با هیچکس معامله نخواهد کرد و به هیچکس امتیاز اساسیِ زائد بر “مقاومت” اش نخواهد داد.»

و در جای دیگر مدعی میشود:

2- «حتی اگر فرومایگی­اش به آنجا برسد که به تلویح و به تصریح به رژیم عراق پیشنهاد کند که ” مخالفین (بخوانید اساسا مجاهدین) را وجه المصالحه غرامتی بگرداند که رژیم خمینی میطلبد».

بنابر ادعای اول، دعوا بر سر نیمی از وزراء بوده است! این ادعا تکذیب صریح و بی خدشه ئی بر ادعای دیگری است که طی 6 ماه گذشته کوشیده و می کوشند بهزار حیله در کله ها جا بدهند که اختلاف و جدائی بر سر نظریه بنی صدر درباره “استحاله رژیم خمینی” بوده است. اگر با شما بر سر وزراء کشماکش بوده و تا آنجا که از پیش میخواسته­ایم قباله نیمی از وزارتخانه­ها را از شما بستانیم، پس باور ما به سقوط رژیم خمینی قطعی تر از شما بوده و قدرت را “گوشت شکار ناشده” نمیدانسته ایم. با استواری معتقد به سقوط رژیم خمینی بوده­ایم و از پیش میخواسته­ایم نیمی از وزارتخانه­ها را بنام خود قباله کنیم!

EEMojahedine89-1

در پاسخ این نقض، ممکن است بگوئید وقتی شما حاضر نشدید «تسلیم باج خواهی میوه چینان حرفه ئی بشوید» و «به هیچکس امتیاز اساسی زائد بر “مقاومت” اش بدهید»، ناگهان طرفدار نظریه استحاله شدیم. به این موضوع و موضوعات دیگر یک بیک می رسیم.

اما ادعای دوم شما این بود که گویا با صلح مخالفیم، اینک میگوئید به “تلویح و تصریح به رژیم عراق پیشنهاد می کنیم شما را وجه المصالحه غرامتی بگرداند که رژیم خمینی می­طلبد”. لابد باید:

الف- ما خواهان صلح باشیم و برای اینکه صلح سر بگیرد چنین “پیشنهادی” را بکنیم. بدینسان ادعای کذائی شما دروغ از آب درمی آید. خود آنرا تکذیب می کنید.

ب- می پذیرید که شما در دست رژیم صدام هستید وگرنه چرا باید مخالفین را “اساسا مجاهدین” خواند و چگونه میتوان شما را اگر در دست صدام نباشید وجه المصالحه گرداند؟

اما هر دو ادعای تازه شما، مثل ادعای قبلی، دروغ هستند. رویه ما آن بود و هست که به ناسزاها پاسخ ندهیم. به دورغ­ها و گزافه گوئی­هائی که هر کس و هر گروه درباره خود و حتی درباره ما می­گوید، پاسخ نگوئیم. اما با جعل­هائی که از قول ما انجام بگیرند، بدون تردید و تامل پاسخ میدهیم.

انحطاطی که حد نمی شناسد:

رجوی در پیام خود بسی تعزیه­خوانی کرده است که بگذار ما را توتالیتاریست و … بخوانند. غافل از اینست که این روش ها بعد از آنکه 40 سال از سوی حزب توده بکار رفتند بی­اثر شدند. با این تعزیه­خوانی رفع شبهه نمیشود. درباره توتالیتاریسم شما، شبهه ئی نیست تا با این گونه­خوانی­ها و گشودن رگبار ناسزا و دروغ، از خود رفع کنید. شما خود می­گوئید توتالیتاریست هستید.

آنقدر به قدرت پرستی معتاد شده­اید، که معنی ادعاهای توتالیتاریستی خود را هم درک نمی کنید. تمامی مشخصات توتالیتاریس­ ها را از خود بروز می دهید. کیست که نداند زبان قدرت، زبان دروغ و تحریف و قلب­سازی است؟

و شما در جریان انحطاط در قلب سازی و دروغ­پردازی گوی سبقت ربوده­اید:

نمونه قلب سازی و نمونه ئی بی مانند

رهبری مجاهدین، مونتاژ قلب­سازی بزبان فارسی را کافی ندانسته در زبان­های فرانسه و عربی (این دو نمونه به دست ما رسیده است، احتمالا بزبانهای دیگر نیز اینکار انجام شده است) “شاه”­کاری از قلب­سازی تولید و عرضه کرده­اند که تا جائی که ما اطلاع داریم ایران، هیچ شخص و دسته و سازمانی تا بحال نظیر آنرا انجام نداده بود. این قلب سازی را با نامه بنی صدر به خمینی به شرح زیر انجام داده­اند:

به نقل از” ایران لیبراسیون” 24 اوت 1984:

Extraits de la lettre de Bani Sadr à Khomeini datée du 23 juillet 1984

EEMojeheddine82-2-Cutted

مواردی را که خط کشی کرده ایم از لحاظ ترجمه یا نادرست، یا تحریف و یا جعل معنی هستند. یک مورد از تغییر دادن و تبدیل به معنی دلخواه را می آوریم، در نامه آمده است:

«چرا نگویم هنوز مایلم که شما از جلد خونریز و ویرانگر بدرآئید و همان قیافه معنوی عصر انقلاب را از سر بگیرید».

در “ترجمه”، “هنوز” ساقط شده و “مایلم” به “امیدوارم” قلب شده و “جلد” به”جنبه” برگردانده شده و “قیافه” نیز باز به “جنبه” بدل شده است. اینهمه قلب معنی بدانخاطر انجام گرفته که اولا ادعای قلابی “رهبری سازمان” دایر بر اینکه بنی صدر هنوز امید از رژیم خمینی نبریده، موجه جلوه کند و ثانیا خواننده متوجه تقلب­های اصلی نشود.

EEMojaheddine82-2

نمونه قلب سازی و نمونه ئی بی مانند:

همانطور که خوانندگان ملاحظه می کنند، جملاتی را از پاراگراف های مختلف گرفته و به هم وصل کرده اند، تا در جمع معنای دلخواه را از آن بیرون بیاورند. به همه تقلب ها که در کارگاه قلب سازی شده است نمیتوانیم برسیم برای آنکه باید همه صفحات روزنامه را بآن اختصاص دهیم. به دو تقلب از آنها بسنده می کنیم:

1- جمله «به مردم بگوئید آزادند، راه و رسم زندگی را انتخاب کنند» اینطور ترجمه شده است «بمردم بگوئید که آزادند و مد زندگی را انتخاب کنند». “مد زندگی”در زبان فرانسه مرسوم، بمعنی طرز خورد و خواب و پوشش و … است. راه و رسم زندگی در فارسی، سیاست بمعنای عام و عالی کلمه است. در حقیقت تعریف سیاست تدبیر راه و رسم زندگی است. معنی اصطلاح بر اهل اصطلاح معلوم و واضح است. چرا این تقلب را کرده اند؟ برای آنکه موضوع نامه درباره سقوط رژیم و ضرورت بازگرداندن حق حاکمیت به مردم بوده است. اگر در این جا درست ترجمه می­کردند، تقلب بزرگ بعدی را نمیتوانستد انجام بدهند.

2- همانطور که خوانندگان ملاحظه می­کنند، پاراگراف سوم با سه نقطه (…) شروع می شود. خواننده فرانسوی پاراگراف دوم را با جمله «اعتبار از سر گیرید» تمام می کند و پاراگرف سوم را با جمله «آنچه مرا وادار کرد به شما نامه بنویسم» شروع می کند و اینطور تصور می­کند که بنی صدر با التماس از خمینی میخواهد “جنبه­های بد” را از خود بزداید!!

اما آن 3 نقطه یعنی جمله ترجمه نشده، این جمله است: «خدا میداند که در سقوط قطعی رژیم شما کمترین تردید ندارم. انکار شما بی­فایده است. شما نیز در دل بدان معترفید”. بدنبال این جمله آمده است: «بنابراین محرک اینجانب در دعوت شما به جهاد با نفس جز این نیست که میخواهم با سقوط شما اسلام و ایران سقوط نکند».

بجای جمله اول که بدون آن جملات بعدی بی­معنی میشود، سه نقطه و بجای بنابراین “آنچه” گذاشته­اند و تقلبی بی مانند از کارگاه قلب­سازی بیرون داده­اند. به سخن دیگر مبتدا را ترجمه نکرده­اند و خبر را مقلوب ساخته­اند و آنرا با جمله مقلوب پاراگراف بالا مونتاژ کرده­اند، بلکه معنی دلخواه را بدست آورند.

بدینسان خوب میدانسته­اند که نامه در مقام بی­اثر کردن توطئه تطهیر خمینی نوشته شده و دعوت از خمینی به انتقاد از خود و کناره گیری بر اساس باور علمی به سقوط رژیم او بعمل آمده است. بنابراین با علم و بعمد جمله سقوط شما قطعی است را ترجمه نکرده اند و معنی دنباله آن را باز با علم و بعمد مقلوب کرده اند و اینهمه تقلب را که در تاریخ سیاسی ایران معاصر، شاید بی­نظیر باشد، برای آن کرده­اند تا بلکه بیگانگان را نیز از علت واقعی جدائی خود از بنی صدر غافل سازند و بخصوص مانع از توجه آنها باین واقعیت شوند که رجوی از هول حلیم در دیگ افتاده است.

بهر رو برای آنها که برای خود قیراطی وجدان قائل­اند و به اندازه سرسوزنی به حقوق بشر باور دارند، همین نمونه برای قضاوت و تصمیم بس!

‫سایت انقلاب اسلامی در هجرت: خوانندگان گرامی می توانند اصل نامه اول مرداد 1363 ابوالحسن بنی صدر به روح الله خمینی را در ذیل مطالعه نمایند. لازم بذکر است که متن این نامه در صفحات 57-255 کتاب نامه­ ها  آمده است.

BaniSadrNameBeKhomeini1363.05.01p1

BaniSadrNameBEKhomeini1363.05.01p2

(پایان)

تروریست ها شورای ملی مقاومت رجویاعضای ” شورای ملی مقاومت ” بدانند که چه نانی می خورند؟

بهزاد علیشاهی: آقای رجوی کجای معادله سرنگونی ایستاده؟ درباره پیام مسعود رجوی خطاب به خامنه ای و رفسنجانی

مسعود رجوی قبل از فرارمسعود رجوی یازده سال قبل  با نزدیک شدن سقوط ولینعمتش صدام حسین از قرارگاه اشرف فرار کرد و مخفی شد

****

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=17496

آقای رجوی! جان بولتن خواهان بمباران میهن‌مان شده است

محمد رضا روحانی، پژواک ایران، بیست و نهم مارس ۲۰۱۵:… آقای مسعود رجوی افراد تحت امر شما که سایت «همبستگی ملی» را اداره می‌کنند، متأسفانه با سانسور بخش اصلی مقاله‌ی جان بولتون آن را با عنوان «تاکید جان بولتون بر لزوم حمایت قوی آمریکا از اپوزسیون ایران» انتشار داده‌اند. در حالی که تیتر مقاله جان بولتون در نیویورک تایمز To Stop Iran’s Bomb, Bomb Iran « برای توقف …

مریم رجوی و سخنرانان اجاره ایگرد همآیی بزرگ ایرانیان؟ کدام ایرانیان؟
(Screen shot from Rajavi cult website, The Grand Gathering of Iranians? Where are they?)

لینک به منبع

آقای رجوی! جان بولتن خواهان بمباران میهن‌مان شده است

محمدرضا روحانی

آقای مسعود رجوی رهبر عقیدتی مجاهدین

«بدون تردید دموکراسی سکولار و مخالفت جدی با هر نوع بنیاد گرایی ، اعم از شیعه یا سنی راه حل ملت های خاورمیانه و خواسته ای به حق است ، که از طریق مبارزات دموکراتیک به دست می آید.»

http://www.pezhvakeiran.com/maghaleh-68544.html

این اولین جمله بیانیه‌ی جمعی از زندانیان سیاسی رجایی‌شهر است. سندی است انسانی که میهن‌دوستی و آرمانخواهی از تک تک واژه‌های آن می‌درخشد. این شمع روشن که از ظلمات وحشت‌انگیز دیوارهای بلند شکنجه‌گاه‌های ولی مطلقه فقیه گذشته، نور امید و همبستگی می‌پراکند. برای همه‌ی ما به ویژه برای شما درس‌آموز است. امضا‌ءکنندگان این سند از خانواده‌های مختلف سیاسی هستند و تاریخ آن روز جمعه است.

در عین حال روز پنج‌شنبه یکی از پشتیبانان و ستارگان اجتماعات «شکوهمند بین‌المللی» شما آقای جان بولتون عقاب سرشناس آمریکایی و معرفی کننده‌ی جنگ‌طلبان درخواست بمباران ایران را مطرح کرده است.

http://khordadnews.ir/news/128465

آقای مسعود رجوی افراد تحت امر شما که سایت «همبستگی ملی» را اداره می‌کنند، متأسفانه با سانسور بخش اصلی مقاله‌ی جان بولتون آن را با عنوان «تاکید جان بولتون بر لزوم حمایت قوی آمریکا از اپوزسیون ایران» انتشار داده‌اند.

https://www.hambastegimeli.com/%D8%A7%D8%AE%D8%A8%D8%A7%D8%B1-%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86/56032

در حالی که تیتر مقاله جان بولتون در نیویورک تایمز To Stop Iran’s Bomb, Bomb Iran « برای توقف بمب ایران، ایران را بمباران کنید» است.

http://www.nytimes.com/2015/03/26/opinion/to-stop-irans-bomb-bomb-iran.html?_r=0

آقای رجوی در استعفا‌نامه‌ی ما از شورا به تاریخ ۱۵ خرداد ۱۳۹۲ نوشته بودیم که «نمی‌توانیم با این کارها و رویکردها موافق باشیم. می‌رویم چون دیگر نارضایتی و ندای وجدان‌مان بر سکوت و صبرمان چیره شد. نمی‌توانیم در پیشگاه ملت ایران و افکار عمومی تاریخ به عبارتی دیگر نزد وجدان خویش پاسخگوی سیاست‌ها و رویکردها و کنش و واکنش‌هایی باشیم که در بحث، تصمیم و اجرای آن مشارکتی نداشته‌‌ایم….»

http://www.pezhvakeiran.com/maghaleh-52475.html

اینک میهن ما در معرض خطرات جدی است. از شما و همه‌ی اشخاصی که به امر شما ما را «خائن» خوانده‌اند می‌خواهم که در برابر درخواست بمباران میهن‌مان توسط آقای جان بولتون و همچنین بیانیه‌ی زندانیان سیاسی که تصریح می‌‌کند «در تجاوز و جنگ‌افروزی و خشونت بر علیه کودکان، زنان، غیرنظامی‌ها و در واقع حقوق بشر و دمکراسی است که قربانی می‌شود….» موضع‌گیری کنید. پاسخگو باشید در کجا ایستاده‌اید؟

آقای رجوی خود شکن آینه شکستن خطاست.

محمدرضا روحانی ۸ فروردین ۱۳۹۴

شکرالله پاکنژاد مزدور صدام رجوی خیانتکریم قصیم: قدر شناسی مسعود رجوی یا…؟ (۱) -(جرم من اعلام دستمزد پاتریک کندی با ذکر منبع بود؟)

علی بهروز (ناظر) مزدور فرقه رجویمُحَلِّل رجوی ! به استناد مقاله علی  بهروز (علی ناظر)

حجت سید اسماعیلی: مجاهدین در گذر تاریخ، مروری بر سی سال استراتژی نبرد مسلحانه

کلمه: توصیف منافقین (فرقه رجوی) و رسانه‌های عربستان از اقدامات تروریستی داعش: حرکت انقلابی مردم مظلوم عراق!

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=6992

با آقای ناظر (علی بهروز)، کماکان و همچنان درباره رهبری مجاهدین خلق (فرقه رجوی)

علی بهروز (ناظر)بهار ایرانی، مجاهدین دبلیو اس، سوم اکتبر ۲۰۱۳: … این که برای آقای ناظر این تصاویر دلیل قلبی و عقلی کافی برای اثبات چنان ادعایی و در نهایت مستمسک برای تبرئه و سلب مسئولیت از رجوی باشد، موضوعی است که هم به فهم و شناخت ایشان از کل مسئله و بعد به مولفه های اخلاقی ایشان مربوط می شود. ظاهرا مشکل اصلی آقای ناظر همچنان فهم و درک ماهیت مناسبات درونی و مشخصا رابطه بدنه تشکیلاتی با رهبری سازمان است …

لینک به منبع

با آقای ناظر، کماکان و همچنان درباره رهبری مجاهدین

پیام آقای ناظر بوی معامله و عقب نشینی می دهد..

علی بهروز (ناظر)پیام دو ساعته ۲۷ شهریور ۹۲ رجوی دو محور داشت. یکی تلاش تبری جویانه در قبال قربانیان حادثه ۱۰ شهریور و دیگری واکنش تهدیدآمیز او نسبت به عاملین این حادثه که مستقیما مقامات ایرانی را خطاب قرار داده بود. به این دو موضوع در فرصت مقتضی خواهم پرداخت. بهانه این یادداشت اما تلاش همسویانه آقای علی ناظر برای سلب مسئولیت و تبرئه تمام و کمال مسعود رجوی و نادیده گرفتن نقش او در فاجعه ۱۰ شهریور است. ایشان در بخشی از یاداشت خود با عنوان تعهد ۹۲ مدعی شده ماندگاران در اشرف که منجر به جانباختن ۵۲ نفر آنها گردید به اراده و میل خود در قرارگاه اشرف مانده بودند. وی گفته است:

“ساده اینکه، ماندگاران در اشرف، به تصمیم خود ماندند، و با تصمیم شخصی و ایدئولوژیک خود «فدایی» مسیر راه خود شدند. “

به احتمال زیاد این ادعا به استناد تصاویر و اظهارات پخش شده در پیام ۲۷ شهریور رجوی مطرح شده که طی آن شماری از قربانیان ۱۰ شهریور در نشست موسوم به شب قدر پای ایستادگی در قرارگاه اشرف و دادن تعهد ۹۲ اصرار ورزیده اند!

این که برای آقای ناظر این تصاویر دلیل قلبی و عقلی کافی برای اثبات چنان ادعایی و در نهایت مستمسک برای تبرئه و سلب مسئولیت از رجوی باشد، موضوعی است که هم به فهم و شناخت ایشان از کل مسئله و بعد به مولفه های اخلاقی ایشان مربوط می شود. ظاهرا مشکل اصلی آقای ناظر همچنان فهم و درک ماهیت مناسبات درونی و مشخصا رابطه بدنه تشکیلاتی با رهبری سازمان است. باور اینکه ایشان از نوعیت و اهمیت و کارکرد و همچنین پیامدهای این رابطه عاجز باشند بسیار مشکل است. اما سوال این است که چرا ایشان برای گریز از فهم چنین معنایی خود را به تجاهل می زنند. آیا این ملاحظه کاری را باید در راستای یادداشت ایشان در خصوص اتفاق ۱۰ شهریور تلقی کرد. ایشان در آن یادداشت به استناد برخی نوشته ها که مسئولیت رجوی را در بروز فاجعه ۱۰ شهریور یادآور شده اظهار داشته :

“ اینگونه مطالب، حداقل برای چند روزی، یک خطای سیاسی، یک خطای انسانی، و یک خطای ژورنالیستی است.”

محکومیت فاجعه ۱۰ شهریور تردید بردار نیست. به همان اندازه که تلاش بی ملاحظه برای شناسایی عاملین و آمرین این جنایت.

نقش رجوی را در این فاجعه به هر اندازه و میزان و بسته به درک و شناخت ماهیت مناسبات نمی توان نادیده گرفت. ممکن است امثال آقای ناظر بر این اعتقاد باشند که ماندگاران دراشرف سعی بر آن داشته تا از یک سری تعهدات و باورهای ایدئولوژیک، استراتژیک و حقوقی خود دفاع کنند.

سوال اما این است که این تعهدات و باورهای ایدئولوژیک و استراتژیک و حقوقی در چه بستر و فضا و شرایطی به آنها باورانده شده. آقای ناظر کمی پیشتر از ادعای مورد بحث نوشته اند:

” در این پیام، به عمد مشخص می شود که تصمیم به ماندگاری در اشرف، و فدایی شدن، و تعهد ۹۲، در ۸ مرداد، (حدودا ۱ ماه پیش از جنایت) از سوی جانباختگان اتخاذ شده است.”

تاکید ایشان روی به عمد به چه منظوری است. آیا مترتب است که رجوی تلاش کرده مسئولیت خون جانباختگان را متوجه تصمیم شخصی خودشان کند؟ از این زاویه موضع آقای ناظر متناقض است. معلوم نیست راوی پیام رجوی است یا به نوعی مدافع ادعای رجوی. آقای ناظر از شفاف گویی اجتناب می کند. دلیل اش هر چه باشد قابل دفاع و توجیه نیست. هر انگیزه ای در پی داشته باشد رنگ و بوی احساس جریحه دار شده ناشی از مرگ ۵۲ انسان را نمی دهد. سمت و سوی اش به یک بده بستان می ماند. کاش آقای ناظر به همان اندازه که برای اثبات اشتباه محاسبات رجوی جدی و صریح و شفاف بود، نسبت به نتایج فاجعه بار چنان محاسباتی نیز همچنان صریح و شفاف بودند. آقای ناظر در ارزیابی حادثه ۱۰ شهریور می نویسند:

“جنایت ۱۰ شهریور به لحاظ استراتژیک و در طولانی مدت، عاملی می شود تا مجاهدین با بازسازی خود، و بهره گیری از جوّ ایجاد شده، ریشه های اجتماعی (اسلامی)، سیاسی (بین المللی) و حتی اقتصادی (حل و فصل اموال در اشرف) موقعیت خود را توسعه دهند.»

آقای ناظر به یک معنی مدعی است خون جانباختگان تضمینی برای بازسازی همه جانبه اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و تشکیلاتی مجاهدین است! این ادعا آیا معنایی جز مجوز استفاده ابزاری از جان انسان ها برای ادامه و استمرار محاسبات اشتباه رهبری مجاهدین می دهد. اگر غیر از این است آقای ناظر توضیح بدهد.

آقای ناظر در بخش دیگر یادداشت خود مدعی می شود:

“کشتار ۱۰ شهریور نه تنها تکان دهنده بلکه پیام دهنده هم بود.”

آقای ناظر پشت این باد در آستین انداختن ها که هیچ رنگ و بوی محاسبه هم ندارد، چه انگیزه ای نهفته است.

جان کلام: پیام آقای ناظر بوی معامله و عقب نشینی می دهد. پر معلوم است که ایشان همچنان در بند ملاحظاتی است که نادیده گرفتن شان هزینه بردار است. اما صدای درون هیچ ملاحظه ای جز نجات جان انسان ها را تاب نمی آورد.

محمد رضا روحانی: پیراهنی که آید از او بوی یوسفم (قسمت ششم)

ریزش در شورای ملی مقاومت رجویمجتبی رشیدی: اجلاس میان دوره یا وحشت از فروپاشی شورای دست ساز رجوی

همچنین:

شکایت از برادر مسعود به امام حسین(ع) ٢

محمد رضا روحانی، سیزدهم دسامبر ۲۰۱۴:… پیام عاشورائى برادر مسعود مرده مال شد. آنرا قایم مى کنند. باید از آقاى همنشین بهار سپاسگزار باشم که زحمت پیاده کردن نوار را کشیدند. با قبول این زحمت بار از دوش برادران برادر مسعود کشیده شد. البته به پاداش این قبیل خدمات آقای همنشین بها�

منوچهر هزارخانی و شهر اشرف!؟

سینا سپهر، پرونده سیاه، بیست و سوم نوامبر ۲۰۱۴:…  بهرروی از آن تاریخ سی و پنج سال گذشته است و از بین افراد مورد اشاره تنها منوچهر هزارخانی است که همچنان طوق جانثاری سرکرده خائن فرقه رجوی را برگر

نفرات رجوی مرغ عزا و عروسی اسرائیل (از محکومیت نفر خودی تا دستور بست نشستن هشت نفره علیه صلح)

خبرگزاری فارس، نوزدهم نوامبر ۲۰۱۴: …  مدتی بعد از ادعای صهیونیست‌ها درباره دستگیری جاسوس ایران، یکی از رسانه‌های داخلی گزارش داد، علی منصوری از جداشدگان فرقه تروریستی منافقین است که تاریخ مصرفش تمام شده و اکنون مسعود رجوی کوشیده با همکاری صهیونیست‌ها و جوسازی رسانه‌ای او را عامل ایران و منتسب به سپاه قدس