جدایی مجید رجبی شهرستانی از تشکیلات سیاه رجوی (+ فوت آقای رفسنجانی و تکرار سریال مزخرفات مریم رجوی)ا

جدایی مجید رجبی شهرستانی از تشکیلات سیاه رجوی (+ فوت آقای رفسنجانی و تکرار سریال مزخرفات مریم رجوی)ا

 rajabi_majidانجمن نجات، مراکز گیلان و خوزستان، یازدهم ژانویه 2017:… جدایی مجید رجبی شهرستانی از تشکیلات سیاه رجوی و بازگشت به دنیای آزاد و به دور از مناسبات فرقه ای به ایشان وخانواده دردمند و چشم انتظارشان مبارک باشد. عضو جداشده مجید رجبی شهرستانی از جمله کسانی است که در ابتدای دهه هشتاد در ترکیه به دام مافیای رجوی گرفتار شد و به بهانه اشتغال بهتر در اروپا … 

anne-khodabandeh-singleton-albanian-gazeta-impkt-2017Qytetarët shqiptarë të frikësuar nga grupi Muxhahedin Halk i radikalizuar meritojnë më shumë informacion

Anne Singleton: Key to de-radicalization of MEK hostages in Albania are their families

IMPAKT 55 – Muxhahedinet iraniane ne Shqiperi. Interviste eksluzive me Anne Singleton

https://youtu.be/8v-Q7UWfN3M

جدایی مجید رجبی شهرستانی از تشکیلات سیاه رجوی

انجمن نجات مرکز گیلان چهارشنبه ۲۲ دی ۱۳۹۵
لینک به منبع

مجید رجبی شهرستانیجدایی مجید رجبی شهرستانی از تشکیلات سیاه رجوی و بازگشت به دنیای آزاد و به دور از مناسبات فرقه ای به ایشان وخانواده دردمند و چشم انتظارشان مبارک باشد.

عضو جداشده مجید رجبی شهرستانی از جمله کسانی است که در ابتدای دهه هشتاد در ترکیه به دام مافیای رجوی گرفتار شد و به بهانه اشتغال بهتر در اروپا ؛ ناجوانمردانه به عراق ناامن هدایت شد و چیزی حدود پانزده بهار ازعمروجوانی اش را ناخواسته دراسارت رجویها به بطالت گذراند.

آقای صمد رجبی شهرستانی عضوفعال ومرتبط با انجمن نجات گیلان و ازبرادران عضورهایی یافته ازچنگال رجوی دردیداربا آقای پوراحمد گفتند: ” یک دهه واندی است که مجید کوچکترین عضو خانواده ام که هم اکنون 41 ساله شده است دراثرغفلت ومغزشویی ازیک فرقه تبهکار؛ ازمن و سایر اعضای خانواده اش بدور بوده و بسیار خوشحال و شادمانم که بالاخره مابعد 15 سال اسارت دریک فرقه تروریستی توانسته است صف خود را ازداعشی های ضد ایرانی رجوی تشخیص داده وبه زندگی عادی روی بیاورد.”

انجمن نجات گیلان ضمن تبریک و شادباش به خانواده خوش شانس رجبی شهرستانی و آرزوی دیدار نزدیک با عزیزشان ؛ برای مجید رجبی شهرستانی عضو رهایی یافته از فرقه رجوی بهترین ها را در ادامه مسیر زندگی نوین شان آرزومنداست وبرای رهایی سایراعضای گرفتار در تشکیلات ازهم پاشیده رجویها درتیرانا کمافی السابق مجدانه پیگیراست .

پوراحمد انجمن نجات مرکز گیلان

— 

فوت آقای رفسنجانی و تکرار سریال مزخرفات مریم رجوی

انجمن نجات مرکز خوزستان چهارشنبه ۲۲ دی ۱۳۹۵
لینک به منبع

خاکسپاری آیت الله هاشمی رفسنجانیدر گذشت رفسنجانی و نگاهی به اراجیف مریم رجوی در این رابطه

از بغداد تا تیرانا، سه دهه دربدری مجاهدینشاهزاده سعودی مرگ مسعود رجوی را در پاریس اعلام کرد ولی جسد وی مفقود است

بدنبال فوت آقای هاشمی رفسنجانی مریم رجوی در بیانیه ای که روز دوشنبه ۱۹دی ماه (۸ ژانویه) درهمین رابطه صادر کرد مدعی شد با درگذشت آقای رفسنجانی یکی از دوپایه وعامل تعادل قوای رژیم آخوندی فرو ریخت و رژیم درتمامیت خود به سرنگونی نزدیک شده است. آنهایی که طی این سالیان درمناسبات این فرقه تروریستی بوده ویا اخبار وتحلیل های آن را دنبال کرده اند بخوبی درمی یابند که این ادعای مریم رجوی درادامه وتکرارهمان سناریوهای مسخره وصدمن یک غاز است. کافی است مروری داشته باشیم به آرشیوهای این سازمان ویا حافظه تاریخی خودمان تا بخوبی برایمان این شوی مسخره که واژه سرنگونی را درفرهنگ لغات لوث کرده تداعی گردد. مریم رجوی و همسر مرحومش از سال ۶۰ تاکنون که درآستانه سال ۹۶هستیم یعنی تقربیا نزدیک به ۳۶سال است که رژیم ایران را سرنگون وخود را در پایتخت شیر و خورشید بر مسند ریاست جمهوری خیالی مستقر کرده اند براستی که مریم رجوی گوی دروغگویی و لاف زنی درغربت را از همسر مرحومش ربوده وبراستی که لیاقت همردیفی خود را اثبات کرده است.

سال ۶۰ با اعلام قیام مسلحانه گفتند رژیم ایران با کشته شدن رهبران بلند پایه آن در انفجار حزب جمهوری اسلامی و دفترنخست وزیری کاملا بی آینده شده و۶ماه دیگرسرنگون میشود.

با جدايي بني صدر رجوي تحليل كرد با شقه و قهر و يكپايه شدن حاكميت جمهوري اسلامي در كوتاه مدت سرنگون خواهد شد.در جريان جنگ عراق بر عليه ايران رجوي باز تحليل كرد جنگ شيشه عمر رژيم و صلح طناب دار آن است و رژيم ايران حتي يك روز در فضاي اتش بس و صلح نميتواند به حيات خود دامه دهد.

سال ۶۲ با براه انداختن موجی از ترورهای کور که عمدتا هوادران انقلاب اسلامی را شامل میشد ادعا کردند ۲سال آینده تعین کننده است. با فرار مسعود رجوی به پاریس هرسال ودرهرمناسبت ومراسمی مدعی میشدند که دیگر امسال سال آخر است وشعرها وترانه هایی بر ورد زبان ما اعضای ساده دل جاری میکردند که درسالن اجتماعات بدور هم بچرخیم و دست جمعی دم بگیریم که ( ای خدا امسال سال آخره ، دشمن از دستم جان نمی بره ) آن سال خبری از سرنگونی نمی شد باز آن شعرها را در دفترهایمان برای سال دیگر بایگانی میکردیم و بعد هرسال یک ادعای مضحک ویک شعارسرنگونی دیگر، بطوریکه درمحفل های خودمانی باعث جوک وخنده همگان شده بود. شعارهای مسخره ای همچون‌ ( مرحله سین آ 77 ؛ سین با سس سرنگونی ؛ عملیات نامنظم وسين آ و آش سرنگوني ) شعرسرنگونی رجوی آنقدر درمناسبات و درمیان بچه ها آنقدر شور شده بود که محمد قرایی شاعر که شعر کربلایی صفدر پیر را سروده بود وخیلی هم از طرف مسعود ومریم بخاطرسرودن این شعرمورد تشویق قرار گرفته بود روزی در یکی از محفل های خودمانی خطاب به بچه ها گفت ؛ راستی بچه ها از طرف کربلایی صفدرجواب نامه ام رسید من دوسال پیش برایش نامه ای نوشته وگفته بودم کربلایی صفدر پیر تو زنده بمان من بزودی با توپ وتانک به روستای شما برمیگردم وصد اتوبان خواهم ساخت الان بعد از ۲سال کربلایی صفدر بهم جواب داده توبیا با خربیا تانک وتوپ نیاز نیست . محمد قرایی درقالب طنز درآن محفل ادعاهای شعارسرنگونی رجوی را به تمسخر گرفته بود. حالا به زبان کربلایی صفدر به مریم رجوی باید گفت آن روزهایی که از حمایت مالی ولجستیکی وتوپ وتانک اربابت صدام برخوردار بودی درعراق به یمن جاسوسی و وطن فروشی وکشتارمردم عراق آزادانه و مسلح درهمه جا تردد داشتی نتوانستی هیچ غلطی در راستای سرنگون کردن نظام ایران بکنی حال با این نیروها که به گزارش پزشکان و بیمارستانهای آلبانی اکثریت آنها از بیماریهای مزمن استخوان ودیسک کمر وبیماری های روحی و روانی رنج میبرند و قادربه ایستادن به روی پای خود هم نیستند میخواهی سرنگونی رامحقق بسازی. براستی که زهی به اين بیشرمی و دریغ از یک جو احساس شرم و داشتن وجدان؟

خانم رجوی دوران عوام فریبی وگندم نمایی و جو فروشی دیگر گذشته است. اگرقدری وجدان و صداقت برایت باقی مانده کمی از فشار به روی نیروهای تحت اسارت درآلبانی کم کن و نیروها را در انتخاب مسیرزندگی آزاد بگذار تا به شما ثابت شود سرنگونی یعنی چه……..

علي اكرامي

*** 

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=27974

چرا فرزندان به گروگان گرفته شده مان در آلبانی ممنوع التماس و ممنوع الملاقات شده اند (نمونه هایی از اعتراضات این هفته)ا 

abdi_ahmad_mojahedin_khalq_mek_hustage_2انجمن نجات، مراکز تهران، خوزستان و کرمانشاه، پنجم ژانویه ۲۰۱۷:… اما درمورد اینکه گفتید چرا هنوز پسرم تماس نگرفته باید به این نکته اشاره کنیم که متاسفانه سران فرقه رجوی درآلبانی با اقدامات ضدانسانی تلاش می کنند تا اعضا را همچنان دراسارت خود داشته باشند وبه همین خاطرهم محدودیت های ظالمانه وسختی را برآنها اعمال کردند چون تفکر فرقه رجوی این بوده و هست …

احسان بیدی سیاوش رستارنجات یافتگان در آلبانی اقدامات تروریستی مجاهدین در تیرانا را محکوم می کنند

چرا فرزندان به گروگان گرفته شده مان در آلبانی ممنوع التماس و ممنوع الملاقات شده اند (نمونه هایی از اعتراضات این هفته)

۱- دیدار با خانواده عبدی

انجمن نجات مرکز تهران پنجشنبه ۱۶ دی ۱۳۹۵
 لینک به منبع

احمد عبدی گروگان مجاهدین خلق فرقه رجوی

خانم عبدی یکی از مادران فعال در انجمن نجات تهران می باشد که برای آزادی پسرش ( احمد ) بسا رنج ها و مشقتهای فراوانی را به جان خریده است . حضور مداوم و داوطلبانه این مادر قهرمان طی سالهای ۸۹ الی ۹۲ جلوی قرارگاه اشرف ، خود گویای تمام آنچیزی است ، که شاید زبان قاصر به توصیف و تمجید از آن باشد .

خانم عبدی همواره در این سالیان می گفت : ” فقط یک چیز می خواهم و آن اینکه بتوانم با احمد دیدار داشته باشم و وی را در آغوش بکشم .”

و فی الواقع ؛ گرمای آغوش مادر برای احمد نیز یاد آور تمام آنچیزی خواهد بود که در گذر زمان غبارآلود شده است.

چندروز پیش در تماس تلفنی که با مادر گرامی مان داشتیم ، متوجه شدیم آقای عبدی در بستر بیماری اند و ناخوش احوال اند . لذا تصمیم گرفتیم برای عیادت و عرض ارادت به این خانواده گرامی چند دقیقه ای را خدمت ایشان باشیم .

دقایقی را در خانه ایشان بودیم و پای دلتنگی های مادر نشستیم .

احمد عبدی گروگان مجاهدین خلق فرقه رجوی

خانم عبدی می گفت : « حقیقتا دیگر توان قبل را ندارم . پدر احمد ( آقای عبدی ) نیز به دلیل سانحه ای که برایشان پیش آمد ، مریض احوال هستند . خونریزی مغزی کرده اند و به دلیل اینکه از قبل نیز بیماری قلبی داشته اند ، دکترها نمی توانند وی را عمل کنند .و از همه چیز مهم تر این است، که آقای عبدی در  وضعیتی که برایشان پیش آمده است و خونریزی مغزی باعث اخلال در حواسشان شده است ، تنها چیزی که همچنان به یاد دارد ، پسرش احمد است و مستمرا احمد را صدا می کند . خیلی دوست داریم صدای احمد را بشنویم .»
حسینی

–  

۲- حضور آقای چاسب بیت مشعل در دفتر انجمن نجات شعبه خوزستان

انجمن نجات مرکز خوزستان پنجشنبه ۱۶ دی ۱۳۹۵

 لینک به منبع

چاسب بیت مشعل پدر گروگان رجوی مجادین خلق در آلبانی
 
حاج آقا چاسب بیت مشعل یکی از پدران دردمندی است که درغم دوری و بی خبری از فرزندش مالک که سالهاست دراسارت ذهنی وعینی فرقه رجوی است بسر می برد. این پدر چشم انتظار همواره دراین سالیان تلاش کرده تا شاید بتواند خبری از وضعیت فرزند اسیرش بگیرد، بارها به همراه دیگر خانواده ها به عراق وتا جلوی درب کمپ اشرف ولیبرتی رفت اما سرکردگان جنایتکار و تهی از انسانیت فرقه رجوی هر بار او را از دیدار و حتی شنیدن صدای عزیزش محروم کردند. بعد ازانتقال اسیران دربند به کشورآلبانی هم پدر مالک بطور مرتب پیگیر بود تا شاید خبری از وضعیت پسرش مالک کسب کند بنابراین در روز مورخه ۱۴/۱۰/۹۵ حاج آقا بیت مشعل به دفترانجمن نجات خوزستان تشریف آورده وبعد ازاحوال پرسی گفت: امروز فرصتی پیش آمد تا  یکبار دیگرحضورا ازشما بخواهم تا اگردرمورد آخرین وضعیت پسرم خبری دارید به من بگوئید .حاج آقا بیت مشعل ادامه داد حقیقتا من بعد ازاینکه شنیدم پسرم ازعراق خارج شده خوشحال شدم چون خیالم ازبابت امنیت جانی او راحت شده  وفکر می کردم وقتی ازعراق رفت حداقل می تواند آزادانه با ما تماس بگیرد اما مدتی است که بسیار نگران شدم که چرا تاکنون خبری از وی نشده ؟! البته این را باید بگویم که هرچند خیالم ازبابت امنیت جانی او راحت شده اما این روزها بعضا فکر می کنم  تا وقتی که مالک درعراق حضور داشت با نزدیک شدن به محلی که درآن مستقر بود می توانستم بوی اورا استشمام کنم اما حالا از همین هم محروم شدم . بهرحال من الان نگران سرنوشت نامعلوم پسرم مالک هستم و دوست ندارم که او هنوز گرفتار گرگ هایی مثل رجوی باشد.حال واقعا بنظرتان الان باید چکارکنم آیا راهی هست تا من بتوانم خبری ازمالک بگیرم ویا اینکه به نحوی با او ارتباط برقرارکنم ؟ می خواهم صدایش را بعدازسالها بشنوم .

اعضای انجمن نجات ضمن خوش آمدگویی به حاج آقا بیت مشعل ابتدا آخرین وضعیت اعضای اسیر ساکن درآلبانی و توطئه ها و تشبثات سران فرقه رجوی برای دربند نگه داشتن اعضایش را برای این پدر چشم انتظار تشریح کرده و ادامه دادند انتقال اعضا ازعراق به کشوری دیگر بخاطر امنیت جانی آنها یک ضرورت بود که خوشبختانه باتلاش های مداوم شما خانواده ها محقق شد وباید گفت که خانواده ها دراین زمینه پیروز شدند.

امری که سران فرقه بخاطر منافع حقیرشان هرگز راضی به آن نبودند . اما درمورد اینکه گفتید چرا هنوز پسرم تماس نگرفته باید به این نکته اشاره کنیم که متاسفانه سران فرقه رجوی درآلبانی با اقدامات ضدانسانی تلاش می کنند تا اعضا را همچنان دراسارت خود داشته باشند وبه همین خاطرهم محدودیت های ظالمانه وسختی را برآنها اعمال کردند چون تفکر فرقه رجوی این بوده وهست که برای ادامه حیات فرقه باید همچنان اعضا را دربند خود داشته ودورازدسترس خانواده نگه دارند .ولی خوشبختانه فارغ ازهمه تشبثات واقدامات ضدانسانی فرقه دراین رابطه روز به روز خبرهای خوبی از جدایی تعدادی ازاعضای اسیر منتشر می شود که انشاء الله این روند ادامه پیدا خواهد کرد واعضای بیشتری ازفرقه جدا خواهند شد اعضای انجمن همچنین درمورد سئوال آخراین پدردردمند راه کارهایی را به وی ارائه و پیشنهاد دادند که بسیارهم مورد توجه وی قرارگرفت .

درپایان حاج آقا بیت مشعل ضمن تشکر از تلاش ها و راهنمایی های اعضای انجمن نجات نامه ای را از جیب خود درآورد وگفت من این نامه را که برای پسرم مالک نوشتم ودر زیر آن هم شماره موبایل خودم را گذاشتم وازشما خواهش دارم که آن را ازطرف من به هر طریقی که می توانید منتشر کنید تا شاید بدست پسرم برسد وشماره تلفن را ببیند وتماسی با من بگیرد پسرم مالک باید بداند که من خیلی دلتنگ دیدار و شنیدن صدایش هستم…

***

نامه چاسب بیت مشعل به فرزندش مالک اسیر در فرقه رجوی

خدمت فرزند عزیزم مالک بیت مشعل

با تقدیم تهنیت و شادی

فرزند عزیزم مالک جان امیدوارم که همیشه درصحت و سلامت کامل باشی و چنانچه احوال اینجانب پدرت را خواسته باشی الحمدالله سالم و به دعا گویی شما مشغول هستم و غمی جز دوری و بی خبری از تو ندارم .مالک عزیزم امیدوارم روزی برسد که بازمانند گذشته به همراه دیگر برادران وخواهرانت دورهم جمع شده و بر سر یک سفره غذا بخوریم .مالک جان باورکن گذشته ها با هرمشکلی که وجود داشت گذشت و تمام شد تو فرزند من هستی و این را بدان که من تو و دیگر برادران و خواهرانت را بیشتراز جانم دوست دارم و به جز خوشبختی وسعادت شما آرزویی ندارم اینجا تمامی اقوام و دوستانت سراغ تو را ازما می گیرند.اما مالک پسرخوبم خبرندارم الان درچه وضعیتی هستی اما برای من مهم است که بدانم تو آزاد وخوشبخت و برای خودت زندگی تشکیل دادی پس درهرکجای دنیا که می خواهی باش اما برای خودت باش نه برای کسانی که عمر، جوانی و زندگی تورا گرفتند .متاسفانه تورا به کشور دوری بردند. من خیلی دراین سالیان برای نجات و دیدار با تو تلاش کردم وبازهم خواهم کرد  اما پسرعزیزم چون درکشوری دور هستی تلاش خودت هم شرط است تو زرنگ و باهوش هستی ومی توانی خودت را از این گرفتاری نجات دهی .بهرحال امیدوارم که در قدم اول هرچه زودتر بتوانم  صدایت را بعد ازسالها بشنوم وبعد خودت را ببینم .پس ازتو خواهش می کنم هرطور شده با ما تماس بگیر دیگر وقت شما را نگیرم و تو را به خدا می سپارم.

منتظر جواب مثبت شما هستم به امید دیدار و همین که قبلا با عمویت تماس می گرفتی بازهم تماس بگیر.

خدا نگهدار از طرف پدرت چاسب
شماره تماس من :۰۹۱۶۶۰۱۷۹۴۰

–  

۳- دیدار یک عضو جداشده با خانم ناهید مرادپور خواهر یحیی مرادپور اسیر در فرقه رجوی

انجمن نجات مرکز کرمانشاه پنجشنبه ۱۶ دی ۱۳۹۵
 لینک به منبع
یحیی مرادپور نجات یافته فرقه رجوی مجاهدین خلق 

یحیی مرادپور از درجه داران ارتش لشگر۸۱ زرهی کرمانشاه در سال ۱۳۵۹ ابتدایی جنگ به اسارت ارتش بعث عراق درآمد و در سال ۶۸ دریک معامله کثیف رجوی او را از صدام گرفت و به زندان اشرف منتقل کرد .

ازآن تاریخ خانواده نامبرده از وضعیت فرزندشان بی اطلاع بودند و مادر پیرش از دوری وی دق مرگ شد وپدرش هم فوت شدند .

بعد از گذشت سالها و پیگیری های انجمن نجات استان کرمانشاه خانم ناهید مرادپور خواهر نامبرده در همایشی که با حضور دو جداشده جدید از لیبرتی و آلبانی که در اواسط سال ۹۵ برگزار شد از وجود و زنده بودن برادرش و اعزام او به کشور آلبانی مطلع شد .

خانم مرادپور مصرأ خواهان پیگیری وضعیت برادرش بود که انجمن نجات هم ترتیب این ملاقات را به این دلیل داد که آقای جهانشاه سید محمدی از درجه داران همکار آقای یحیی مرادپور وباهم به اسارت در عراق آمدند و در فرقه تروریستی رجوی هم این دو باهم بودند و حتی در یک حضور آقای سید محمدی در پشت سیاج اشرف آقای یحیی مراد پور را دیده و ازفاصله نزدیک با وی دیالوگی داشته است .
طبق اظهارات آقای سید محمدی و توضیح به خانم مرادپور، یحیی گفته بود که سازمان به او گفته نظام ایران خانواده اش را ازبین برده و او هم به همین دلیل نا امیدشده و تا کنون در فرقه به اجبار مانده است .

آقای سید محمدی توضیحات مفصلی را در خصوص وضعیت یحیی در اختیار خواهر وی قرار داد و او را از وضعیت برادرش مطلع ساخت .

در پایان این دیدار خانم مرادپور خواهان هرگونه تلاش وپیگیری در جهت رهایی تنها برادرش بود واز انجمن نجات نیز بخاطر تلاش های زیاد و فراهم نمودن این دیدار تشکر کردند .

(پایان)

*** 

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=27954

رهبر مفقود فرقه، جدائی صنف معتمدین را چگونه توجیه می کند؟ 

fatemeh_alizadehcamp_ashrafانجمن نجات، مرکز تهران، چهارم ژانویه ۲۰۱۷:…  خبر جدا شدن خانم علیزاده از فرقه رجوی، نویدبخش رهایی تمام زنان دربند فرقه رجوی است. زنانی که نزدیک به رأس هرم فرقه بوده و از اسرار فرقه باخبرند و ظاهرا از عنوان “عضو شورای رهبری”” احساس غرور می کنند، اینک به پوچ بودن این عنوان ها و دروغ بودن ایدئولوژی فرقه پی برده اند. انسان هایی که تمام عمر و جوانیشان را … 

فاطمه علیزاده کمپ اشرف عراق تصویری از سایت فرقه رجوی (مجاهدین خلق) و سوء استفاده مزدور رجوی از خانم علیزاده علیه دولت منتخب عراق و حکم اخراج (سال ۱۳۸۸)
(این لینک به سایت مزدور رجوی تا زمان ارسال این مطلب برقرار بوده است)

زهره اخیانی شکنجه گر رجویمیلاد آریایی: شورای رهبری، بلای جان رهبری

رهبر مفقود فرقه، جدائی صنف معتمدین را چگونه توجیه می کند؟

فاطمه علیزاده

خانم فاطمه علیزاده

انجمن نجات مرکز تهران چهارشنبه ۱۵ دی ۱۳۹۵
لینک به منبع
 
خبر جدا شدن خانم علیزاده از فرقه رجوی، نویدبخش رهایی تمام زنان دربند فرقه رجوی است. زنانی که نزدیک به رأس هرم فرقه بوده و از اسرار فرقه باخبرند و ظاهرا از عنوان “عضو شورای رهبری” احساس غرور می کنند، اینک به پوچ بودن این عنوان ها و دروغ بودن ایدئولوژی فرقه پی برده اند. انسان هایی که تمام عمر و جوانیشان را بیهوده به پای مسعود رجوی و افکار مالیخولیای او ریختند و بدون هیچگونه ثمره ای به انتهای خط رسیدند.

فرقه ها ساختار هرمی دارند و به طور لایه لایه اداره می شوند. هر طبقه از هرم وظایف مخصوصی دارد و فقط بخشی از اطلاعات فرقه را می داند. همچنین هر طبقه، از اطلاعات طبقه ی مافوق خود خبر ندارد. قدرت در همه طبقات یکسان نیست. هرچه به سمت رأس هرم حرکت می کند قدرت بیشتر و نظارت کمتر می شود. بنابراین در تشکیلات فرقه ای جدایی اعضای نزدیک به رأس هرم، زنگ خطر بزرگی برای سران فرقه محسوب می شود.

خبر جدا شدن خانم علیزاده و دو تن دیگر از زنان اسیر در فرقه (در آلبانی) را شنیدیم ولی این سه نفر همچنان در زندان فرقه اسیرند. جدایی این ها خبر مسرت بخشی برای خانواده های اعضا و جداشده های فرقه رجوی می باشد.

در گذشته نیز تعدادی از زنان عضو شورای رهبری از این فرقه جدا شده و نسبت به عملکرد مسعود رجوی اعلام انزجار نمودند و سال هاست که شاهد افشاگری ها و تلاش های مستمرشان در جهت رهایی اعضای مغزشویی شده فرقه رجوی می باشیم.

در سال های قبل، خانم ها بتول سلطانی، زهراسادت میرباقری، زهرا معینی، نسرین ابراهیمی، مریم سنجابی و … خود را از اسارت فرقه رها نموده اند و زندگی جدیدی را در فضای خارج از فرقه تدارک دیده اند و اینک فارغ از دغدغه هایی که فرقه درباره ی دنیای بیرون از تشکیلات به آنان تلقین کرده بود، در اندیشه و تلاش برای رهایی دوستانشان از زنجیرهای جسمی و ذهنی فرقه می باشند و تنها دل نگرانی شان اسارت سایر اعضای فرقه است زیرا که با روند مغزشویی فرقه ای، قدرت تصمیم گیری در مورد زندگیشان را ندارند.

جدایی خانم علیزاده و سایرین که عضو شورای رهبری فرقه رجوی بوده اند و “اسرار مگو” های فرقه را به خوبی می دانند نقطه عطفی برای ایجاد شکاف در سطوح بالای هرم فرقه است و جدایی اعضای شورای رهبری، موجب وحشت سران فرقه می باشد. زیرا با در نظر گرفتن تدابیر بسیار، روزگاری خانم ها را در رأس و آقایان را مادون آنان قرار دادند زیرا که سلطه پذیری و حرف شنوی زنان را بیشتر از مردان می پنداشتند و از این طریق ظاهراً خطر عناد و مخالفت مردان در مقابل سران فرقه کاهش می یافت. قانون نانوشته عموم فرقه ها، آیین رازداری است. اعضایی که به عقاید فرقه و تعالیم آن ایمان دارند و برای پیشبرد اهداف فرقه، دست به هر کاری می زنند محرم شمرده می شوند و میزان محرمیت افراد بستگی به میزان اطاعت آن ها دارد. ویژگی محرم بودن است که فرقه را به شکل طبقاتی و لایه لایه درمی آورد و در هر طبقه اسراری وجود دارد که اعضای طبقات پایین تر باید از آن بی خبر باشند. این “اسرار مگو” در مورد مسائلی است که در عرف اجتماعی و مسائل مذهبی مجاز نمی باشد.

رجوی تصور می کرد زنان نسبت به مردان راحت تر تحت سلطه قرار می گیرند، به همین دلیل یقین داشت که آنان به خود اجازه نمی دهند افکار و عملکردش را به چالش بکشند و حتی اگر با یکدیگر در رقابت باشند، رقابتی با رجوی نخواهند داشت. رجوی به خیال باطل خود با اهدای رده های کاذب، زنان را در رأس تشکیلات و شورای رهبری قرار داد چرا که فرمان پذیری و مطیع بودن مبنای رده بندی افراد بود و معیارهای تحصیلات، توانمندی، مدیریت و یا سابقه مطرح نبود. اینک جدایی هر یک از آنان ضربه سنگینی برای فرقه و زمینه ساز فروپاشی هرچه بیشر فرقه رجوی می باشد. رسوایی جدایی بیشتر نفرات از فرقه رجوی در آلبانی به حدی است که غیرقابل کتمان است و سران فرقه با همه تلاشی که می کنند نمی توانند مانند گذشته مناسبات فرقه ای را در پایگاه های خود اجرا نمایند و هراسشان از این است که با فضای نسبتاً آزادی که در آلبانی به وجود آمده است با ریزش زیاد نیروها روبه رو شوند. اگر شرایط مناسبی برای نیروهای مستقر در آلبانی فراهم شود و برای گذران زندگیشان نگرانی نداشته باشند، بی شک بیشتر آنان از قرارگاه های فرقه در آلبانی جدا خواهند شد. لذا سران فرقه همچنان با توسل به دروغ و صحنه سازی های کاذب سعی دارند از بحران درونی و تمایل افراد به جدایی جلوگیری نمایند.

زنان عضو شورای رهبری که از دید رجوی سمبل اطاعت محض بودند و از حوض ها و دیگ ها گذشته و به این درجه از تقرب رسیده بودند، در حال حاضر طغیان نموده اند و این زنگ خطر دیگری برای سران فرقه و حامیانش می باشد. گویا ناقوس فروپاشی به صدا در آمده است و شوریدن اعضای شورای رهبری را نمی توان ساده انگاشت. روند تدریجی جداشدن اعضا در طی سال های گذشته و تلاش خانواده ها برای رهایی عزیزان دربندشان، اینک به ثمر نشسته است و ما شاهد شورش اعضای شورای رهبری در برابر آرمان ها و وعده های دروغین فرقه می باشیم و این نمودی از بیدارشدن ضمیر سرکوب شده اعضای رده بالای فرقه است.

در این شرایط، رهبر مفقود فرقه، جدایی صنف معتمدین را چگونه توجیه می کند؟ و در برابراعضای فرقه که سال ها با وعده های پیروزی فریبشان داده و جان و مال و ناموسشان را به بازی گرفته، چه پاسخی خواهد داشت؟

محمدی

*** 

مسئولیت کشته شدن افراد در لیبرتی صرفا بر عهده فرقه رجوی (مجاهدین خلق ) است

تعدادی از زنان نجات یافته از فرقه رجوی مجاهدین خلقOpen Letter to Susana Klien and Caroline Haworth of Womankind Worldwide

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=27923

فرار فاطمه علیزاده ، ماهیت نامه های کذائی اسرا را لو داد! 

 fatemeh_alizadeh_mojahedin_khalq_rajavi_cultانجمن نجات، مرکز آذربایجان شرقی، سی و یکم دسامبر ۲۰۱۶:… میشود به مردم دروغ گفت ومدتی آنها را سرگرم نگهداشت وحتی منحرفشان کرد! اما این رویه ی نامرضیه، به هیچکس وفا نکرده و زمانی اتفاق افتاده که این دروغ وشانتاژها ، پیش از آنکه آثار مورد نظر خود را بروز دهد، افشا شده و پدر منتشر کننده ی این نوع اخبار را در آورده است! باند رجوی ، این بار نتوانست ازاین نوع نامه ها … 

فاطمه علیزاده مجاهدین خلق فرقه رجوی آلبانی مطلبی جعلی از قول فاطمه علیزاده در سایتهای جعلی تر، فرار به جلوی رجوی و همپالگی هایش در مقابل خانواده های گروگانها در آلبانی
(فرار سه تن از اعضای رهبری مجاهدین خلق در آلبانی)

لینک به منبع

فرار فاطمه علیزاده ، ماهیت نامه های کذائی اسرا را لو داد!

انجمن نجات مرکز آذربایجان شرقی شنبه ۱۱ دی ۱۳۹۵
 
میشود به مردم دروغ گفت ومدتی آنها را سرگرم نگهداشت وحتی منحرفشان کرد!

اما این رویه ی نامرضیه، به هیچکس وفا نکرده و زمانی اتفاق افتاده که این دروغ وشانتاژها ، پیش از آنکه آثار مورد نظر خود را بروز دهد، افشا شده و پدر منتشر کننده ی این نوع اخبار را در آورده است!
باند رجوی ، این بار نتوانست ازاین نوع نامه ها بهره برداری کند وبجای آن، این نیرنگ بازی ها ، مانند آواری برسر خودش خراب شد!

جریان ازاین قرار است که درهمین چند روز گذشته، نوشته ای با امضای خانم فاطمه علیزاده ( عضو شورای مرکزی گروه رجویه) ودرتوهین تمام قد به خانواده های اسرای رجوی در سایت های مربوط به این گروه دغلکار منتشر شد و گروهی از خانواده های اسرای رجوی درآلبانی، به موضع گیری پرداخته و دربیانیه ی منتشره ی سه روز پیش خود، ضمن محکوم کردن این نوع برخورد به خانواده ها ، نوشتند که ” فحاشی های باند رجوی عزم ما را جزم تر میکند” !

دراین بیانیه خانواده های آذربایجانی ، بصورت معنی داری قید شده بود که خانواده ها با این نوع ادبیات خاص باند رجوی آشنائی کامل دارند و حدس میزنند که بدون اطلاع اشخاصی که امضاهایشان پای نوشته های مبتذل گذاشته میشود ، شخص ویا اشخاصی از دست بقلم های رجوی مبادرت به تنظیم ونشر این نوع نامه ها برای ناامید کردن خانواده ها مینمایند!

من برای جلوگیری ازاطاله ی کلام، نظر خواننده ی محترم را به خواندن بیانیه ی خانواده های آذربایجانی ازلینک زیر توصیه میکنم:

http://www.nejatngo.org/fa/post.aspx?id=24268

واما بعد!

اخباری ازجدایی سه تن ازاعضای شورای مرکزی باند رجوی درآلبانی منتشر شده و خوشبختانه نام خانم فاطمه علیزاده هم دربین این سه نفر میباشد!

معنی این خبر آنست که طبق پیش بینی گروهی ازخانواده های آذربایجانی ، این نامه هم درهیئت های تحریریه ی رسانه های رجویه تهیه ومنتشر گردیده است!

حال بر خواننده ی محترم ومخصوصا افراد خانواده هاست که با ملاحظه ی این نوع نامه ها در رسانه های رجوی ، هوشیارتر عمل کرده ودرمورد اصالت آنها شک و تردید کنند!

هدف انتشار این نامه های کذائی ، ایجاد جنگ روانی با خانواده ها ومایوس وناامید کردن آنها از انجام تلاش های مستمر بمنظور آزاد کردن عزیزان خود از بند رجوی میباشد وممکن است استفاده های داخلی هم داشته باشد!

سعید

*** 

ترورستهای داعش مجاهدین خلق فرقه رجوی عراقMEK’s Fake Intelligence On Aleppo Only Hinders Fact-finding Bodies Finding The Truth

Anne Khodabandeh (Singleton) Albania Qytetarët shqiptarë të frikësuar nga grupi Muxhahedin Halk i radikalizuar meritojnë më shumë informacionHouse debate contaminated by Maryam Rajavi lobbyist Lord Alton (Open letter to Baroness Afshar)

تعلیم دیدگان صدام مجاهدین خلق رجوی از عراق تا آلبانیAlbanian citizens fearful of radicalised Mojahedin Khalq neighbours deserve more information

Anne Khodabandeh (Singleton) Albania Qytetarët shqiptarë të frikësuar nga grupi Muxhahedin Halk i radikalizuar meritojnë më shumë informacionMassoud Khodabandeh, Huffington Post: Can Albania Meet its Obligations and De-radicalize an Influx of Terrorists into Europe? 

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=27903

ین لقب شایسته ی شماست وبه دیگران پیکش نکنید (+ فحاشی های باند رجوی، خللی در عزم ما ایجاد نمیکند)ا 

 مریم رجوی و خودسوزی های سال 2003انجمن نجات، مرکز آذربایجان شرقی، بیست و هشتم دسامبر ۲۰۱۶:…  مریم ومسعود چه کاری بیشتر ازاین میتوانستند بکنند که به ناپاک وخائن تبدیل شوند؟! ویا  معنی لغات واژه ها بطور ۱۸۰ درجه ای عوض شده وما ازآن اطلاع نداریم ؟! ما بارها اعلام کرده و دوباره میکنیم که ما فردی با مشخصات مجاهد بودن درتشکیلات رجوی را برسمیت نمی شناسیم ومیدانیم که این عزیزان ما که … 

2016-06-30-1467308500-6000440-download.jpgمریم رجوی – ملکه تبلیغات مجاهدین خلق – خدمات خود برای دشمنان ایران را آگهی میکند

مزدور رجوی تعداد دیگری را به کشتن دادهیچ کس از آنها یاد نکرد! ( در عوض، مراسم بزرگداشت برادر کندی و شهید نیسمان)

این لقب شایسته ی شماست وبه دیگران پیکش نکنید!

انجمن نجات مرکز آذربایجان شرقی چهارشنبه ۸ دی ۱۳۹۵
 لینک به منبع
 
البته درزبان ترکی آذربایجانی ما ، واژه ی ” فرقه ” بجای ” حزب” مورد استعمال است و این واژه حساسیت منفی ای دربین آنها ایجاد نمیکند.

درزبان فارسی اما، ” فرقه ” را مترادف ” سکت = جدا ازمردم – جدا ازمردم) آورده اند و در تاریخ معاصر به سازمان مجاهدین خلق سابق که به دلایل مختلف بدست مسعود رجوی جاه طلب به گروهی انحصار طلب ماکیاولیست وضدملی تبدیل شد ودرتابعیت از معنی ای که از ” سکت وسکتاریزم” شده بود ، نام فرقه ی رجوی برآن نهاده شد که از قضا این نام گذاری موثر افتاد و سخت حساسیت این باند مافیایی را برانگیخت و طوری شد که این جریان که جز گوش دادن به  سخنان قصار و مالیخولیایی معبود خود- مسعودرجوی- کاری ندارد، برآن شد که این صفت را به دیگران نسبت داده و از بار تبلیغاتی آن برعلیه خود بکاهد وهمان جریان ” آی دزد، آی دزد ” را دراذهان تداعی کند!

نوشته ی هادی مظفری ” فرقه گرایی و فاشیسم دو روی یک سکه ” تلاش ناموفقی دراین مورد است که طی آن میخوانیم :

” به عراق نظری بیندازید که از نکبتِ فرقه های برآمده از ظلم و جور و ستمِ فرقه گرایی حاکمان بر سرزمین ما روزی نیست که یکی به جرم سنی بودن و آن دیگری به گناه شیعی و ایزدی و …. به خاک و خون در نغلتند و به سوریه که حلبِ خونچکشانش از دستِ این فرقۀ جَلَب به چه مصیبت عظمایی دچار گشته و عجبا فرقه ای که دم از اسلام و مسلمانی می زند، وقتی که با تمامی هارت و پورتها و عربده کشی هایش می بیند که زورش نمی رسد، روسِ نامسلمان را نیز بر سر سفرۀ خونینی که گسترده، مهمان می کند، خاک و خزر در اختیارش قرار می دهد تا دمار از روزگارِ زن و مرد و پیر و جوان و کودک و شیرخواره درآرَد و ککش هم سر سوزنی نمی گزد “!

البته روشن است که این بچه مرشد رجوی، همگان را با عقل فرقوی خود مینگرد وفراموش میکند که همه ی مردم جهان میدانند که دردوران قبل از اشغال عراق بدست نیروهای ائتلاف به سرکردگی آمریکا ، خبری ازاین فرقه گرایی درعراق نبود و بنابراین چرا باید ایران جورحکومت آمریکا را که علت العلل  به رو آمدن تمامی این فرقه گرایی ها ست، بکشد؟!

اما صحبت دراینجاست که اگر قرار باشد جمهوری اسلامی فرقه باشد وباند رجوی هم، دررابطه با اینهمه انتخاباتی که جمهوری اسلامی برگزار میکند وباند رجوی گریزان ازآن چه میتوان گفت؟!
ممکن است که رجویه هزاران ایراد بر نحوه ی اجرای این انتخابات بگیرد که ماهم با پاره ای ازاین ایرادات موافق باشیم ودرکنار موافقت با تعدادی ازاین معایب گرفته شده ، ازباند رجوی سئوال بخواهیم که شما هم ازاین نوع انتخابات برگزار کنید تا ازاتهام سکتاریزم برکنار باشید وچرا برگزار نمیکنید؟!

درادامه:

“…چگونه دلهای نازک نارنجی شان اینقدر به حال حضرت «زینب» به درد آمده که لشکری از مسلمان و نامسلمان به تحریک و تطمیع بسیج کرده اند تا آن کنند با مردمی بی پناه و بیگناه که شمر و یزید و معاویه و ابوسفیان نیز نکردند “.

صرفنظر از شکل حضور نظامی ایران درسوریه که به دعوت رسمی دولت قانونی آن وبرای کمک به بیرون راندن تروریست های بغایت بی رحم انجام گرفته وبدون لحاظ شعارهای متداول درجنگ ها و… ، آنچه مسلم است، تمام طرف های درگیر درقضیه بنفع منافع ملی یا گروهی خود درسوریه حضور دارند و سوریه از ایران دعوت نکرده که صرفا از حرم دفاع نماید که اتفاقا در پایتخت این کشور هم قرار دارد!
اینکه نیروهای ایران چه نفعی درکشتن مردم بی دفاع میتوانند داشته باشند، هیچ دلیلی ارائه نشده و چیزی به ذهن متبادر نمی شود!

البته میدان جنگ قوانین خاص خود را دارد که مثلا درمواردی تر و خشک باهم میسوزند و بنابراین ممکن است که تیری رها شده ازطرف نیروهای ایران، به تروریست هایی که مردم را سپر انسانی خود تبدیل کرده اند،  به مردم بخورد وآنها را بکشد!

دراین میان باید دنبال پدید آورندگان جنگ که همان عموسام و کشورها و گروه های مرتجع وابسته اش باشد ، بود وگناه این نوع قتل ها را به گردن آنان انداخت.

چرا که بدون حضور نیرومند نظام سلطه گر جهانی درسوریه ، احتیاجی به حضور نیروهای ایران نیست که  درمواردی شلیک هایشان مردم بیگناهی را هم به کشتن بدهد!

وجه دیگر نیت باند رجوی ازنوشتن این گونه نوشته ها، زخم عمیقی است که با آزاد شدن حلب که تجزیه ی سوریه را دور ازدسترس قرار داده ، بر پیکر نیمه جان این جریان سکتاریستی وضد ملی وارد شده است.

فرید

فحاشی های باند رجوی، خللی در عزم بزرگ ما ایجاد نمیکند!

انجمن نجات مرکز آذربایجان شرقی سه شنبه ۷ دی ۱۳۹۵
 لینک به منبع
 
از متن نوشته ی  منسوب به خانم فاطمه علیزاده که در مطبوعات رجویه منعکس شده ، چنین برمیآید که او یک اسیر این باند ضد ملی بوده و برادرش نامه ای خطاب باو منتشر کرده وانجمن نجات هم به حکم وظیفه ی ذاتی اش، اقدام به نشر نامه ی این برادر کرده است.

عنوان نوشته ی مورد بحث ” باز هم گدایی وزارت بدنام ” که در قسمتی درآن آمده است :

” مجددا مطلبی تحت عنوان نابرادری من در سایت انجمن نجاست رژیم خواندم… چرا به یک وطن فروش بی عرضه اینهمه آویزان شده اید و چرا یک مرتبه رگ دلسوزی و مرحمت ولطف شما برای من، قولنج کرده و از اینکه بقول شما در آلبانی سرگردان شده ام، دل نازکتان اینطوری سوخته و جزغاله شده است “؟!

واژه ی نابرادری ، واژه ی مانوسی برای ما خانواده های گرفتاراست ودرمورد صد نفر ازماها بکار رفته وبنظر می رسد که این نوع نامه هاتوسط یک فرد و به نیابت ازهمه نوشته میشود وچه بسا که کسی که امضایش پای این نامه ها گذاشته می شود، اطلاعی از نامه ی اعضای خانواده ی شان نداشته و جوابی هم ازطرف آنها درکار نبوده است!

دراین میان مهم نحوه ی برخورد رجوی ها با خانواده ها ومیزان کینه ای که ازآنها دارند، قابل تامل تربوده ومشاهده میشود که رهبران این باند و نویسنده یا نویسندگان این نوع جوابیه ؟؟!! ها از لمپنی ترین ادبیات ممکن درحق خانواده ها استفاده میکنند !!

درادامه :

” هان چرا ؟ و راستی چرا برای جوانان ایران که دسته دسته آنها را دار میزنید هیچ دلی نمیسوزانید؟ چرا برای کودکان بیگناه ایران که گل وجودشان به یمن حکومت کثیف شما نشکفته در خیابانها و کوچه ها پرپر میشود و حتی بدنیا نیامده حراج میشوند، دلی نمیسوزانید …” ؟

اگر منظور برادر فاطمه خانم است، شاید ایشان عاطفه ای نسبت به قاتلین وقاچاقچیان اعدام شده ندارد و دلی برای آنها نمی سوزاند!

اصلا ممکن است این برادر مورد لعن ونفرین قرار گرفته ، اهل مسائل اجتماعی نباشد واین بدان معنی نیست که او حق نامه نوشتن به خواهرش را نداشته باشد!

ما انسان های زیادی سراغ داریم که توجهی به مشکلات دیگران نداشته و بجای آن عواطف شدید خانوادگی دارند که قابل توهین وناسزا هم نیستند!

یا اصلا این برادر تحلیل متفاوت تری نسبت به تحلیل های باند رجوی دارد و مسائل را آنطور نمیبیند که رجوی ها میبینند وآیا دراین صورت اوباید در شنیع ترین شکل لجن آلوده شود؟!

دوباره میخوانیم :

” … اما من فاطمه علیزاده همانطور که گفتم در ۲۸ سال پیش برای فدیه کردن جان، زندگی، مال، مقام و همه چیز پا در راه آزادی و آرمان پاک و توحیدی رجوی گذاشتم. نه برای جاه و مقام و خلبانی! افتخار من از ابتدا تا به آخر، مجاهد بودن و مجاهد مردن است، همان که شما را تمام قامت میترساند و میلرزاند و همین بالاترین افتخار من است… و بودن در رکاب رهبری پاکم مسعود و مریم… “.

کدام اقدام باند رجوی درراستای آزادی است که این خانم باید درراه آن از جانش بگذرد؟

درکجای جهان وبرابر کدام جهان بینی انسان محور ، کارهای مسعود ومریم را که برهم زدن اساس خانواده ها، تشکیل حرمسرا برای یک نفر، محروم کردن اعضا ازابتدائی ترین حقوق انسانی، خیانت به منافع ملی با شرکت درجنگ عراق علیه ایران ، جاسوسی برای امپریالیزم وصهیونیزم جهانی ، قسمتی از آنست، پاک وتوحیدی به حساب میآید؟!

مریم ومسعود چه کاری بیشتر ازاین میتوانستند بکنند که به ناپاک وخائن تبدیل شوند؟!

ویا  معنی لغات واژه ها بطور ۱۸۰ درجه ای عوض شده وما ازآن اطلاع نداریم ؟!

ما بارها اعلام کرده و دوباره میکنیم که ما فردی با مشخصات مجاهد بودن درتشکیلات رجوی را برسمیت نمی شناسیم ومیدانیم که این عزیزان ما که اختیار خواب وخوراک شان هم در دست مریم ومامورین خاص اوست ، خود آزاد نیستند وانسان غیر آزاد وکسی که سررشته ی زندگی اش ابدا در دست خودش نیست، نمیتواند برای خلق و آزادی آن مجاهدت نماید!!

گروهی از اعضای خانواده های اسرای رجوی درآلبانی

*** 

کیهان لندن – خداحافظ بغداد، سلام تیرانا

https://youtu.be/bQKaQTYVik4

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=27619

دراین خیمه شب بازی جدید رجوی ها، چیز تازه ای مطرح نشده! ( + کبوتر با کبوتر + حمایت رجوی از القاعده در سوریه)ا 

 مجاهدین خلق فرقه رجوی العربیه تروریسمانجمن نجات، مرکز آذربایجان شرقی، چهارم دسامبر ۲۰۱۶:…  فرقه ی رجوی با جذب افراد استخوان داری مانند عباس داوری، ابریشم چی، خیاباتی ها و …، چه غلطی توانست بکند که با جذب علنی دختر خانمی بنام شبنم مددزاده که مبارزاتش  ظاهرا در شعر وشعار گویی خلاصه میشد ودرقفا طومارهای جعلی بنفع سازمان رجوی انتشار میداد، چه غلط تازه ای … 

غواصان شهید و جشن مجاهدین خلق فرقه رجویپایکوبی مجاهدین بخاطر شهادت غواصان ایرانی (رجوی: این کارناوال استخوان بود)

مجاهدین خلق فرقه رجوی العربیه تروریسماگر رجوی این انرژی را بجای مزدوری و دریوزگی، برای مردم گذاشته بود

دراین خیمه شب بازی جدید رجوی ها، چیز تازه ای مطرح نشده!

انجمن نجات مرکز آذربایجان شرقی شنبه ۱۳ آذر ۱۳۹۵
لینک به منبع

برابر اعلام رسانه های باند رجوی، با ابتکار عمل کمیته فرانسوی دمکراسی برای ایران و با همکاری کمیته حقوق بشر در ایران ؟؟!!، یک کنفرانس بین المللی در پاریس برگزار شد.
 با وجود اینکه جریان این کنفرانس تکراری که روزجهانی مبارزه با خشونت علیه زنان را بهانه قرار داده بود، بطور مکرر از سیمای ضد آزادی رجویه پخش شد ودررسانه های اقماری آن به قلم فرسایی های مبسوطی  دراین مورد پرداخته، برای صدباره کاری، جریان این کنفرانس رسوا را اززبان راست ترین رسانه ها بازگو کرده ودررسانه های مختلف اش به رخ کشیده است!

نام خبر مربوطه که مورد توجه ما قرار دارد ” بازتاب گسترده کنفرانس بین المللی پاریس در رسانه های معتبرعربی و منطقه یی ” نام دارد که دربخشی ازآن آورده شده است:

” تلویزیون اسکای نیوز در گزارش دیگری از این کنفرانس گفت: در پاریس گردهمایی اپوزیسیون ایران برگزار شد و اقدامات قانونی و سیاسی مورد نظر برای محاکمه رژیم ایران در مقابل جنایتهایی که در ایران وسوریه مرتکب می شود مورد بحث قرار گرفت. در این گردهمایی مخالفین سوریه و سیاستمداران عرب و پارلمانترهای فرانسوی و اروپایی شرکت داشتند ” .

همین که مخالفین سوریه وکسانی که درخدمت اهداف دولت صهیونیستی دست دردست واپس گرایانه ترین نیروهای جهانی ومنطقه ای سرگرم ویران کردن وکشتار مردم سوریه اند تا ازدل این جنایات،  سوریه ودیگر کشورهای خاورمیانه تکه پاره شده و طرح جنایتکارانه ی خاورمیانه ی بزرگ محقق شود، دراین گردهم آیی شرکت داشتند، دلیل قاطعی ازماهیت این گردهم آئی بدست میدهد!

علاوه برآن، باند رجوی رسواترین بخش اپوزیسیون ایران است و تشبثات آن مورد نفرت قاطبه ی اهالی ایران قرار دارد!

دوباره:

” …اغلب کسانی که در این جمعیت شعار می دهند (جمعیت شعار اسقاط نظام را می دهند) زبان عربی را بلد نیستند ولی معنی این شعار را خوب می دانند. آنها بدین صورت تمایل شان برای تغییر رژیمی را نشان می دهند که ظلم های زیادی به آنها ازجمله همسایگانشان، کرده است”.

اینها چند نفر بودند واساسا ظرفیت سالن مورد استفاده چه میزان جمعیتی را میتوانست پذیرا باشد ودرمیان این حاضرین چند نفرشان ایرانی بودند تا مثلا ازطرف ملت ۸۰میلیونی اقامه ی دعوا کنند؟!

ضمنا معنی کلمه ی ” اسقاط ” را همه میدانند واحتیاجی به دانستن زبان عربی نیست واصلا آوردن این عبارت بی مفهوم وسفیهانه ، کاملا بیمورد بوده است!

 همچنین :

” مریم رجوی گفت: «همه باید بدانند که هرگونه راه حل برای پایان دادن به جنگ و از بین بردن کابوس داعش مشروط به متوقف کردن دخالت های رژیم ایران در منطقه و بخصوص در سوریه است. همکاری با آخوندها برای مقابله با داعش یک فاجعه است “.

ادعای این خانم درشباهت کامل با این شعر که میگوید ” گنه کرد دربلخ آهنگری/ به شوشتر زدن گردن مسگری ” دارد!

داعشی که نتیجه ی سیاست های آمریکا دردرجه ی اول واقدامات اسرائیل وافسران اطلاعاتی ارتش صدام و دولت های مرتجع منطقه و… دردرجات بعد بوده، چه ارتباطی با ایران وملایان آن دارد؟؟!!

درادامه:

” … پارلمانترها ومسئولین سابق غرب وعرب به شاهدین جوانی گوش دادند که از ایران آمده بودند، جوانانی که سالها به اتهام عقیده و مخالفت شان با رژیم در زندانهای ایران بودند یکی از این جوانان شبنم مدد زاده است که در دانشگاه دستگیر شده و پنج سال زندانی و شکنجه شده و رژیم ایران در مقابل چشمان او، برادرش را شکنجه کرده است”.

فرقه ی رجوی با جذب افراد استخوان داری مانند عباس داوری، ابریشم چی، خیاباتی ها و …، چه غلطی توانست بکند که با جذب علنی دختر خانمی بنام شبنم مددزاده که مبارزاتش  ظاهرا در شعر وشعار گویی خلاصه میشد ودرقفا طومارهای جعلی بنفع سازمان رجوی انتشار میداد، چه غلط تازه ای خواهد کرد؟!

دراین میان رسوایی باین خانم ماند که باوجود اتهام قضائی اش دایر بر وابستگی به مجاهدین همواره برآن گردن نمی گذاشت وبا انتشار نامه های غزل گونه وسیر درعلم پرندگان و آسمان وبطور کلی در عالم هوائی، خود را مدافع حقوق انسان های زمینی معرفی میکرد!

رسوائی دیگر برای سازمان رجویه بود که کارش بجایی رسیده که با علنی کردن این جوجه سیاسی های ایده آلیست، برطبل افتخار وپیروزی زده ونشان میدهد که چقدر دراستیصال قراردارد!

درست است که این خانم همشهری ما با روسری کمی بازتر ازمریم و ندیمه هایش حضور یافت و وابستگی اش را به سازمان قبول نکرده وخود را مدافع حقوق بشر ومخصوصا زنان مورد تجاوز قرار گرفته شده معرفی کرد، اما همه ی عاقلان میدانند که یک مدافع راستین حقوق بشر هرگز گذارش به همایش های مریم رجوی- بعنوان نماینده ی یک جریان فرقوی وضد حقوق بشر- نمی افتد!

بازهم :

” شبنم مدد زاده گفت: به اتهام عقیده ام مرا دستگیر کردند و سالها زیرشکنجه فیزیکی و روانی بودم و چهره واقعی رژیم را شناختم وتصمیم گرفتم که صدای زندانیان باشم “.

در این مورد باید گفت که با وجود اصرار دلسوزانی که میخواستند شبنم اززندان آزاد شود، این خانم هرگز وابستگی به باند رجوی را محکوم نکرد وبه همین اتهام نیز زندانی بود وبطور طبیعی وموافق عقل وعرف ، یک زندانی مبلغ یک گروه فرقوی خطرناک وخشونت طلب وآزادی کش، یک جنایتکار شناخته میشود ونه یک زندانی سیاسی عقیدتی!

اگر وابسته بودن به باند رجوی تبهکار، دارای بار عقیدتی قابل حمایت باشد، آنگاه هیتلر ها هم براحتی میتوانند ادعا کنند که به خواست عقیده ی شان اقدام کردند وقابل مذمت ومجازات نیستند!!
رسانه ی راستگرای دیگر مورد عباقه ی باند رجوی چنین گزارش میدهد:

” … تلویزیون اورینت در گزارش دیگری از این کنفرانس گفت: مریم رجوی رئیس جمهور برگزیده شورای ملی مقاومت ایران همبستگی کاملش با مردم سوریه در پایداریش علیه رژیم اسد و رژیم ایران را اعلام کرد”.

اکثزیت مردم سوریه وهمینطور رژیم ایران از بشار اسد – بعنوان رئیس جمهور قانونی این کشور- حمایت میکنند و البته مریم رجوی هم  با آگاهی ازاین مسئله که راه جهنم نیز با حسن نیت سنگ فرش شده، این اختیار را دارد که ازاقلیت سلفی و دشمن اکثریت مردم سوریه دفاع کند !

صابر

— 

حمایت رجویه از ضدانقلاب سوریه ، ره به جایی نمی برد!

انجمن نجات مرکز آذربایجان شرقی یکشنبه ۱۴ آذر ۱۳۹۵
لینک به منبع

این روزها از اخبار طلایی خاص باند رجوی درمورد جنگی که به مردم و دولت سوریه تحمیل شده ، اثر کمتری دیده میشود واین اخبار که به کام امپریالیزم ورجوی ها بود،  با پیشرفت ارتش سوریه ومتحدانش درداخل حلب، رفته رفته جای خودش را به ” مرثیه  خوانی ” داده است که نوشته ی محمد حسین توتونچیان با نام ” فریاد حلب خون چکان باشیم ” ازنمونه های بارز آنست!
این قلم بدست گروه رجویه می نویسد:

” دومین کشوری که اوباما در سینی طلائی تقدیم ملاها کرد “سوریه “بود “.

درکنار ارتش ونیروهای مردمی سوریه و قدرت مانور بالاتر روسیه، ایران سومین قدرت درگیر دراین جنگ تحمیل شده است وبنابراین سوریه ای که هنوز کنترلش کاملا دردست دولت وجریان خاصی نیست، نمیتواند به ” ملا ها ” تقدیم شده باشد!

ایران بحد کافی ثروتمند است وشکوه وجلال درخور شان خود را در استفاده ی بهینه ازامکانات خود بدست خواهد آورد واین بدست آوردن در زمان صلح وآرامش عملی تر است وسریع تر انجام میشود.
بعبارت دیگر ، ایران برای بهبود حال مردمش، به صلح وآرامش نیاز دارد تا جنگ ونزاع!

اما این جنگ تحمیلی به سوریه است که درب خانه ی ایران بعنوان متحد سوریه را بصدا درآورده و ایران گریزی ازآن نداشت واین مسئله که مردم سوریه سیستم حکومتی خود را خودشان باید تعیین کند وایران تابع رای مردم سوریه است، بارها از زبان مسئولین کشور برزبان آمده است!

دراین مورد تقصیر ایران این است که دریافته این جنگ  و ویرانی سوریه برای ایجاد خاورمیانه ی بزرگ است وایران هم درداخل این نقشه ی شوم قرار دارد و کاری عاقلانه تری جز جلوگیری از درد قبل ازدرمان نمیتواند بکند!

صریح تر اینکه، اگرایران  درسوریه نجنگد، درفردایی که زیاد دور نمیتواند باشد، باید درسرحدات خود واین بار با هزینه های سنگین بجنگد و در ضمن ، ایران کشوری نیست که قدرت ایجاد امپراطوری خارج از حدود قانونی خود داشته باشد وبنابراین به این کاسه لیس رجوی توصیه می شود که این خواهان ایجاد امپراطوری را درجاهای دیگر باید جستجو کند !

درادامه :

” … از صورت مسئله ” حلب ” چنین بر می‌‌آید که، رزمندگان شجاع مدافع این شهر عزم کرده اند که پوزه رژیم را در ” حلب ” به خاک بمالند .هم از این روست که رژیم با سو استفاده از فضای بین انتخاباتی آمریکا تلاش می‌‌کند تا با بکار گیری وحشیانه‌ترین راه‌ها و کشتار و بمباران بی‌ وقفه مردم شهر ” حلب ” قهرمان را به زانو در آورد ”

مردم شهر حلب ۶ سالی است که با اشغال شهر زیبا وتاریخی شان  به زانو درآمده اند واگر ازاین وضع خارج شوند قسمتی ازاین مصیبت عظما را که برآنان رفته، فراموش خواهند کرد.

مگر آنکه شما دروغ گویان بی شرم، عزم جزم کرده باشید که انواع گروه های تکفیری را بنام مردم حلب معرفی کنید!

هموطن رجوی زده ی من!

آیا صدور فرمان ترک این شهر به تکفیری ها و دیگر گروه های ضد مردمی و متشکل ازاهالی سراسر جهان ( انترناسیونالیست های آدم کش) کار سختی است که امریکا ودیگران باید صادر کنند تا بخواهند جنگی درحلب وجود نداشته باشد؟!

آیا شما با نعل وارونه زدن و معرفی این مجموعه ی ضد بشری بجای مردم حلب ، نشان نمی دهید که دشمن بی رحم مردم حلب هستید؟!

ونیز:

 ” … متاسفانه وجدان جهانی‌ در مورد ” حلب ” دوران یخبندان سنگین خود را سپری می‌‌کند . از این رو وظیفه ی هر انسان ازادخواهی این است که با هر آنچه در توان دارد برای شکستن دیوار سکوت جهانی‌ تلاش کند . باید وجدانهای خوابیده‌ای که با چشمان باز جنایت در” حلب “را نظاره گرند بیدار کرد…”.

وجدان جهان واقعی خواهان تخلیه ی حلب توسط تروریست هاست واین امر با اشاره ی یک چشم وابرو ازطرف آمریکا محقق میشود وبنظر می رسد که شما درتبعیت از قانون نظام سلطه وتابعیت ، یک درصد جهانخوار مرفه وبی درد را ، وجدان جهانی نامیده ونشان میدهید که عمله ی این یک درصدی ها بوده و بدین ترتیب دشمنی خود با مردم ایران و۹۹ درصد ازمردم جهان را نشان میدهید!!

سعید

— 

…کبوتر با کبوتر ، باز با باز!

انجمن نجات مرکز آذربایجان شرقی یکشنبه ۱۴ آذر ۱۳۹۵
لینک به منبع

بازهم دم روباه است که بنفع روباه شهادت داده ویا بهتر، روباه ( صهیونیست ها) هستند که به  دادن شهادت بنفع دم شان ( باند رجویه ) وارد عمل شده اند!

جریان ازاین قرار است که رسانه های رجوی متن یک مصاحبه را که هم مصاحبه گر وهم مصاحبه کننده که نام شبه ایرانی داشته ویا اجدادی درمیان یهودیان ایران داشته اند واتفاقا هردو صهیونیست تشریف دارند، به چاپ برساند!

هدف از انتشار این مصاحبه که  ” زمان گشایش صحبت با اپوزیسیون ایران ” نام دارد، ضمن اینکه با این نگاه که جماعت ایرانی مثلا تنبل تشریف داشته و بدنبال  کشف ماهیت طرفین این مصاحبه نرفته و به سادگی تحت تاثیرش قرار خواهند گرفت، بوده، ازطرف دیگر اوج استیصال این فرقه ی منحط وجدا ازمردم را هم نشان می دهد!

دراین مصاحبه گفته شده :

” … کنگره آمریکا میتواند کارهای زیادی انجام دهد. بگذارد برایت بگویم که تأثیر کارهای کنگره چقدر زیاد است. تحریمهایی هست که پرزیدنت میتواند بردارد چرا که در حیطه قدرت اجرایی اوست. اما بیشتر تحریمهای بزرگ را نمیتواند و تا جایی که من میفهمم، او نمیتواند این قوانین که کنگره گذرانده را کنار بزند. لذاست که ما باید بازی جدیدی را شروع کنیم، اما اینبار نه با رژیم؛ حدس بزن با کی؟ تو خودت یک مبلغ آن بوده‌ای؛ با اپوزیسیون ایران، با مردم ایران. آنها شرکای ما هستند و نه رژیم ایران که به جلو حرکت میکند برای برقراری یک قدرت اتمی، موشکها و نیز سرکوب مردم خودش. این سیاست آمریکا نیست. این سیاست آمریکا نباید باشد “.

ونیز :

“…آمریکائیان باید بفهمند که تهدید داعش در مقابل ایران کمرنگ است. داعش ۵۰ الی ۶۰ هزار نفر آدم دیوانه هستند که در سوریه و عراق جولان میدهند. اما ایران اگر به سلاح اتمی مسلح شود فقط یک تهدید منطقه‌ای نیست بلکه یک تهدید مستقیم برای ما است. آنها پشتیبانان حزب‌الله هستند. حزب‌الله صدها آمریکایی را کشته است…”.

ودیگر حرف هایی که سخت به مذاق رجوی ها خوش آمده ودرعوض خواننده ی کم اطلاع با مشاهده ی شرح حال مختصری که من ذیلا از این خانم مصاحبه کننده و آن آقای مصاحبه شونده آورده ام به تفکر واداشته وآشنائی بیشتری با چهره ی کریه  گروه رجویه پیدا خواهد کرد.

لیزا دفتری ( مصاحبه کننده):

”  لیزا در یک خانواده ایرانی آمریکایی یهودی نسل دوم به دنیا آمد. او در نیوجرسی از شان و سیمین دفتری به دنیا آمد. پدر او پزشک و استاد دانشگاه و مادرش دارای مدرک زبان و حسابداری بود. والدین او ایرانیان یهودی هستند که در آمریکا با یکدیگر آشنا شدند و در ایران ازدواج کردند. او در حومه شهر نیویورک بزرگ شد. او به مدرسه یهودی رفت و دوره دبیرستان خود را در دبیرستان یهودی نیوجرسی به پایان رساند. او از دانشگاه راتجرز با مدرک زبان اسپانیایی، مطالعات خاورمیانه و خوانندگی فارغ التحصیل شد. او مدرک فوق لیسانس خود را در زمینه خبرنگاری از دانشگاه کالیفرنیای جنوبی دریافت کرد. .. لیزا یکی از طرفداران سرسخت اسرائیل و اعتقاد دارد که سرزمین اسراییل حق مسلمی برای ادامه حیات دارد… لیزا همکاری با سازمان پنتاگون در مورد جنبشهای دانشجویی ایران داشته است “.

ولید فارس ( مصاحبه شونده ):

” ولید فارس” ، استاد آمریکایی – لبنانی الاصل دانشگاه دفاع ملی آمریکا و پژوهشگر، وکیل و کارشناس «تروریسم جهانی» و «امور خاورمیانه» که طی سال های ۲۰۰۳ تا ۲۰۰۶ میلادی به عنوان کارشناس پدیده «تروریسم» در شبکه «ان ‌بی‌ سی» آمریکا و از سال ۲۰۰۷ میلادی به عنوان کارشناس غرب آسیا و پدیده تروریسم در شبکه «فاکس ‌نیوز» آمریکا مشغول کار بود، روز ۲۴ دسامبر سال ۱۹۵۷ در بیروت به دنیا آمد و دوران کودکی و نوجوانی خود را در این شهر پشت سر گذاشت…. در سال ۱۹۷۹ میلادی پس از انتشار اولین کتابش که در آن به قضیه نزاع هویت ها و تمدن ها در لبنان پرداخته بود، موفق شد، در مطبوعات عربی و فرامنطقه ای قلم بزند. در این سال ها وی در همایش ها و نشست ها و کنفرانس های منطقه ای و بین المللی بی شماری شرکت کرد و طی آنها به بحث و تبادل نظر درباره موضوعات و مسائل روز با اندیشمندان و اسلامگرایان بنیادگرای منطقه پرداخت.مستندات موجود تاکید می کند که فارس در این سال ها مسئولیت آموزش اعتقادی و فکری گروه های شبه نظامی لبنانی را برعهده داشت که جنگ و نبرد مسیحیان با مسلمانان و دروزی های لبنان را توجیه کرده و به شدت بر طرح افراطی جدایی مسیحیان لبنان از دیگر طوایف این کشور و تشکیل دولتی مستقل برای مسیحیان پافشاری می کرد…. فارِس در سال ۱۹۹۰ میلادی در سن ۵۸ سالگی و پس از آغاز جنگ داخلی لبنان و زمانی که متوجه شد، از سوی دستگاه های امنیتی و اطلاعاتی سوریه به جرم دست داشتن در شعله ور شدن این جنگ دست داشته، از طریق سرزمین های اشغالی و با همکاری مقامات رژیم صهیونیستی به آمریکا فرار کرد تا در این کشور با تدریس در دانشگاه‌ هایی همچون فلوریدا و میامی مشغول و نگارش گزارش های مورد نیاز کنگره آمریکا، پارلمان اروپا و شورای امنیت سازمان ملل در موضوعات مرتبط با امنیت ملی، سازمان های جامعه مدنی، دموکراسی و نزاع های منطقه ای در غرب آسیا، سرپوشی موقت بر پیشینه جنایت بارش بگذارد… ولید فارس تنها با کمک مقامات صهیونیستی و سرزمین های اشغالی بود که توانست، از لبنان فرار کند. در حالی که گزارش ها تاکید می کند، وی نه تنها مدتی را در سرزمین های اشغالی سپری کرد، بلکه روابط نزدیکی نیز با سران این رژیم برقرار و چند بار نیز به فلسطین اشغالی سفر کرد و اطلاعات امنیتی و گزارش های اطلاعاتی محرمانه ای را در اختیار سران این رژیم قرار بوده بود. براساس این گزارش ها وی در سال ۱۹۹۶ میلادی طی پژوهشی که برای کابینه وقت رژیم صهیونیستی تحت عنوان «سیاست جایگزین اسرائیل در لبنان» به تشریح و تبیین بهترین راهبردها و کارآمدترین ابزارهای جایگزین برای تعامل با مقاومت حزب الله در جنوب لبنان و اداره این بخش از لبنان می پردازد. وی در این طرح دیدگاه ها و خط مشی های خود از مدیریت جنگ در جنوب لبنان توسط رژیم صهیونیستی را تشریح و ترسیم می کند، دیدگاه ها و خط مشی های ارائه شده در طرح فارس چنان غیر انسانی و خشونت آمیز هستند که تاکنون به ذهن تندروترین صهیونیست ها نیز خطور نکرده است. .. ولید فارس همچنین با گروه صهیونیستی و افراط گرای موسوم به گروه «آکت» همکاری تنگاتنگی داشت، گروهی که فعالیت های ضد اسلامی اش و اقداماتش علیه مسلمانان بسیار مشهور است… وی همچنین در مصاحبه با یکی از کارگردانان صهیونیست شرکت، خواستار براندازی نظام جمهوری اسلامی ایران حتی با استفاده از زور و خشونت می شود.

گفته شده، ولید فارس در مدت همکاری با جعجع در حزب القوات آموزش بیش از ۷۵ هزار شبه نظامی وابسته به نهادها و ارگان های مختلف نظامی، امنیتی، اطلاعاتی و جریان های سیاسی و شبه نظامی، حتی مزدوران وابسته به شرکت های خصوصی نظامی و امنیتی را برعهده داشت…”.

***

همچنین:

نامه سرگشاده ۵۹ تن از رها شدگان و منتقدین سازمان مجاهدین خلق ایران به خانم هال لوت

فریاد آزادی، بیست و یکم ژانویه ۲۰۱۴: … خانم هال لوت , شکستن حصارهای فرقه ای و تشکیلاتی پایه و اساس و مقدمه رهایی و نجات و خروج اعضای گرفتار در عراق است , سازمان با این حصارها اجازه فکر کردن و تصمیم گرفتن را از آنان سلب کرده است ….سازمان مجاهدین خلق به دلیل کیش شخصیت

انتقال مجاهدین به رومانی و انفعال حامیان مجاهدین خلق (فرقه رجوی)

حامیان امریکایی ترویسم مجاهدین خلق فرقه رجویبهار ایرانی، مجاهدین دبلیو اس، نوزدهم ژانویه ۲۰۱۴: … واقعیت این است که اگر این حامیان به واقع درد حقوق بشر و نگران جان اعضای سازمان هستند حداقل تا اینجا می توانستند با تلاش های فردی و گروهی شمار زیادی از آنها را از عراق خارج و به کشورهای خود

پنجاه و سه امضا به آنتونیو گوترز: رهبران مجاهدین خانواده ها را از اسامی مجروحین کمپ لیبرتی مطلع کنند

پنجاه و سه امضا، وبلاگ کرمی، پاریس، هفدهم ژانویه ۲۰۱۴: … همچنین ما از درخواست خانواده های ساکنان کمپ لیبرتی مبنی بر سرعت بخشیدن به پروسۀ انتقال ساکنان این کمپ از جهنم عراق، که هر روز شاهد کشتار مردم بیگناه خود این کشور با اعمال تروریستی و درگیریهای فرقه ای داخلی است، به کشورهای ثالث بویژه

کشتن مسعود دلیلی آن روی سکه «رأفت رهبری»

نامه وارده، م. کرمی، وبلاگ باند رجوی، سیزدهم ژانویه ۲۰۱۴:…  ما یعنی کسانی که در تشکیلات با هم رابطه «محفلی» داشتیم از این موضوع خبردار شده بودیم و حتی فرار او را در شهریور ۹۰ هم می دانستیم و با هم در این باره صحبت می کردیم. افرادی مثل علی ک و محمود ش و غیره. اما آنچه که بعد در مورد

از یادادشت های سیروس غضنفری عضو سابق ارتش رهائی بخش – قسمت های ۳۶ و ۳۷

انجمن نجات، مرکز آذربایجان شرقی، هفدهم اکتبر ۲۰۱۵:…  نشست مهمی تحت عنوان ” شرم ” هشت ماه پس از آزادی مریم در اشرف ترتیب داده شد . این نشست هشت روز مانده به عید نوروز سال ۸۳ برگزار شد . موضوع نشست این بود ، چرا نفرات در موقع دستگیری مریم شرم نکردند؟!! نشست شرم یکی از افتضاحات تاریخی سازمان بود که در

شستشوی مغزی یا کنترل ذهن

فرزاد ظروفچی، باشگاه علوم اجتماعی، به نقل از ویکیپدیا: شانزدهم اکتبر ۲۰۱۵:… درمان قربانیان زورگویی از تنوع چشمگیری برخوردار است، و به پیشینه خاص آنها، شرایطی که درگیر آن بوده‌اند، و فضای درخواست کمک بستگی دارد. با اینکه هیچ مطالعه سازمان یافته‌ای در این زمینه انجام نشده است، و

رجوی از”هلهله در شهادت سردار همدانی” تا “حمایت از سلمان رشدی”

مجاهدین خلق فرقه رجوی العربیه تروریسممجاهدین دات کام، تهران، شانزدهم اکتبر ۲۰۱۵:…  انتشار خبر شهادت این امیر سرافراز با ابراز شادمانی برخی رسانه های منطقه ای وابسته به جریان تکفیری مثل العربیه نیز همراه بود. گروهک تروریستی منافقین نیز از لحظه انتشار خبر شهادت سردار همدانی در سوریه هلهله کنان اخبا