جسد مسعود رجوی کجاست ؟ چالش فرقه در درون و بیرون

جسد مسعود رجوی کجاست ؟ چالش فرقه در درون و بیرون

جسد مسعود رجوی کجاست ؟ چالش فرقه در درون و بیرونبخشعلی علیزاده، انجمن فراق، بیست و چهارم فوریه 2020:… خبرنگار دیدارش را به دیدار یک خبرنگار دیگر در سال  2003 در عراق و در کمپ موسوم به «اشرف» ارجاع داده است. وی قصد داشت مصاحبه هایی را با افراد مورد دلخواه خودش انجام بدهد  ولی در آن دوره (در مقطع ۲۰۰۳ تا ۲۰۰۵) به کسانی که  اسم آورده  برای مصاحبه خصوصی با خبرنگار را اجازه دیدار نداده بودند. وی معتقد است فرقه رجوی می خواست  با این دیدار آن خاطره بد را از سابقه خود شسته و یک چهره کاریزما از خودش نشان بدهد، لذا چند عضو را آماده کرده بودند که به طور خصوصی با خبرنگار دیدار و گفتگو نماید. اما خنده دارترین موضوع  و در واقع مهم ترین سوالی که در این دیدار می شود این بوده که: «مسعود رجوی کجا زندگی می کند؟» آیا او زنده است یا نه (یعنی به درک واصل شده است؟) . جسد مسعود رجوی کجاست ؟ چالش فرقه در درون و بیرون 

جسد مسعود رجوی کجاست ؟ چالش فرقه در درون و بیرونادی راما نخست وزیر آلبانی: میهمانداری از مجاهدین خلق حرکتی حقوق بشری بود ولی اکنون به معضلی امنیتی تبدیل شده است

جسد مسعود رجوی کجاست ؟ چالش فرقه در درون و بیرون

سئوال خبرنگار «نیویورک تایمز» فرقه رجوی را به چالش کشید«مسعود رجوی» کجا زندگی می کند؟ / خبرنگاری که تمام رشته های فرقه رجوی را پنبه کرد

همانگونه که مطلع هستید خبرنگار نیویورک تایمز (پاتریک کینگ سلی) بعد از مدت ها پیگیری و سماجت برای ورود به کمپ اشرف ۳ که دست کمی از زندان گوانتانامو ندارد توانست وارد کمپ شود و دیدار دو ساعته ای طی دو روز متوالی داشته باشد.

جالب اینجاست که این خبرنگار دیدارش را به دیدار یک خبرنگار دیگر در سال  2003 در عراق و در کمپ موسوم به «اشرف» ارجاع داده است. وی قصد داشت مصاحبه هایی را با افراد مورد دلخواه خودش انجام بدهد  ولی در آن دوره (در مقطع ۲۰۰۳ تا ۲۰۰۵) به کسانی که  اسم آورده  برای مصاحبه خصوصی با خبرنگار را اجازه دیدار نداده بودند. وی معتقد است فرقه رجوی می خواست  با این دیدار آن خاطره بد را از سابقه خود شسته و یک چهره کاریزما از خودش نشان بدهد، لذا چند عضو را آماده کرده بودند که به طور خصوصی با خبرنگار دیدار و گفتگو نماید.

اما خنده دارترین موضوع  و در واقع مهم ترین سوالی که در این دیدار می شود این بوده که:

«مسعود رجوی کجا زندگی می کند؟» آیا او زنده است یا نه (یعنی به درک واصل شده است؟)

از طرف سوال شوندگان، سکوت و سکوت و باز هم سکوت! فقط به خبرنگار گفته می شود که نمی توانیم در این مورد صحبت بکنیم.

برای خبرنگار قابل هضم نیست، البته برایش جالب است کسی که مدعی رهبری یک جنبشی دارد برای سالیان متمادی از ترس جانش از نظرها پنهان شده و آن وقت می خواهد نقش رهبری کننده یک جنبش را ایفا نماید.

در گزارش خبرنگار نیویورک تایمز آمده است: دو حامی آمریکایی این فرقه یعنی رودی جولیانی و جان بولتون با گرفتن ده ها هزار دلار سخنرانی های چند دقیقه ای برای تجمعات فرقه رجوی در آمریکا و اروپا انجام داده اند. دقت بفرمائید، ده ها هزار دلار.

این موضوع را یکی از معروف ترین خبرنگارهای جهان در حال گفتن است که بسیار حائز اهمیت است. حرف هایش بی دلیل و بی مدرک نیست تا اعتبار روزنامه اش زیر سوال برود و اتفاقا هیچگاه هم از طرف فرقه رجوی این موضوع تکذیب و یا تائید نشده است ولی اگر که دروغ بود تا الان صد بار اصلاعیه شورای ملی مقاومتشان گوش فلک را کر کرده بود.

اما در هر مقطعی عناصر و سران فرقه رجوی به شکل مسخره آمیزی  مدعی شده اند که این افراد معروف سیاسی  که برای فرقه رجوی می آیند و سخنرانی های بعضا آتشین می کنند از حامیان رجوی و راه و آرمان تروریستی اش می باشند.

در حالی که اگر یک بار و فقط یک بار پول این افراد داده نشود امکان ندارد که آنان به نفع فرقه رجوی کلامی بگویند چه برسد که حمایت کرده و بخواهند در اثبات آنان قدمی بردارند.

یک جای دیگر از گزارش این خبرنگار مربوط می شود به سوت و کور بودن محلی زندگی افراد فرقه که به شدت خلوت و خالی از سکنه برایش تداعی شده است. وی می گوید که در طی دو دیدار متوالی از این کمپ کمتر از دویست نفر را دیده است در حالی که عناصر فرقه مدعی بوده اند که تعدادی بالغ بر ۲۵۰۰ نفر در این کمپ زندگی می کنند.

خب جناب خبرنگار نمی شود که پوشک پوشان را جلوی دوربین آورد و جلوی انظار جهانیان گذاشت، این را به چه زبانی باید به شما گفت؟

اما جالب اینجاست که طبق گفته خبرنگار نیویورک تایمز، فرقه رجوی چند تن از افسران سابق ارتش آمریکا را که در عراق سابقا با عناصر فرقه حشر و نشر داشتند و ظاهر قضیه هواخواه این فرقه بوده اند خواستار مصاحبه با این خبرنگار در آمریکا شده اند.

طبق معمول دلارها به حساب بانکی آن افراد سرازیر شده بود  ولی خبرنگار از دیدار با آنها سر باز زده و خواسته بود با افسری  که خودش تشخیص می داد صحبت کند ، لذا رفته سراغ فردی به نام «کاپیتان متیو وودساید»  یکی از افسران سابق نیروی دریایی آمریکا که در بین سال های ۲۰۰۴ و ۲۰۰۵ ناظر بر نیروهای آمریکایی مستقر در کمپ اشرف بوده است. این سروان سابق نیروی دریایی ایالات متحده آمریکا به خبرنگار می گوید: « در زمانی که من در کمپ اشرف حضور داشتم سران، بعد از چندین ساعت و یا چند روز اجازه دیدار خانوادگی به افرادش را می دادند که از جاهای مختلف به عراق می آمدند و می خواستند که با عزیزانشان دیدار کنند اما با تاخیرهای بسیار زیاد و سنگین اجازه صادر می شد، همین افسر سابق نیروی دریایی آمریکا می گوید: شرایط طوری بود که افراد فرار می کردند، شرایط به خصوص برای زنان بسیار سخت تر بود و او شاهد فرار دو تن از زنانی بوده که در آن زمان از این کمپ جهنمی فرار کرده بودند. کاپیتان وودساید، در بیان بسیار جالبی که نشان دهنده حقیقت محض این فرقه تروریستی و آدم کش و جنایتکار است ، اینگونه بیان می کند: «من آن سازمان را کاملا سرکوبگر می دانم ، من متعجب هستم که آنها در آلبانی حضور دارند.»

بله خوانندگان محترم سایت فراق ، همانگونه که می بینید خبرنگار معروف نیویورک تایمز یک لگد محکمی به فرقه تروریستی رجوی زده و آنان را از بالای آبشار به پائین پرتاب کرده است.

اما عزیزان خواننده  خدمت شما به صورت بسیار فشرده از داخل این فرقه جهنمی بگویم زمانی که خبرنگار و یا مثلا یک چهره نسبتا سرشناس قرار است از مقر آنان دیدار و احیانا مصاحبه ای انجام دهد؛ چون این چیزها برنامه ریزی شده هستند، بنابراین آماده سازی های زیاد و بعضا سنگینی دارند. از تمیز و مرتب کردن محل های احتمالی دیدارها گرفته تا اینکه  تعدادی را مشخص می کنند که آماده صحبت و مصاحبه  باشند به ویژه افرادی که از آمریکا آمده و یا در آمریکا خانواده و یا فامیل درجه یک دارند ، و تعدادی مکان های دیگر مثل از اروپا آمده ها که همگی جهت نمایش و خیمه شب بازی است تا  نشان بدهند خیلی مدره بوده و انسان های متمدن و به روزی می باشند.

اگر واقعا کسی مثل این خبرنگار بدون هیچ مسئله ای و بدون هیچ جانبداری و بدون هیچ خصومت و هیچ نشانی از عداوت و کینه  وارد کمپ فرقه رجوی گردد، در همان قدم های اول به واقعیت اصلی و اساسی فرقه رجوی پی می برد و آن اینکه مقر و مکانی که واردش شده  بیشتر شبیه زندان و اسارتگاه پیچیده است و کسانی که در درون این مکان زندگی می کنند بیشتر شبیه به اسرای جنگی هستند تا تعدادی که ظاهرا دنبال اهداف صلح طلبانه باشند.

بخشعلی علیزاده از مجاهدین میگوید: از اسارت تا روز تلخ

در خاتمه باید عرض کنم طبق تجربه چندین ساله ای که در مناسبات فرقه داشته ام و از نزدیک مشاهده کرده ام معمولا اینگونه مصاحبه ها و دیدارهای خبرنگاران از مراکز استقرار فرقه رجوی از نتیجه خوب و خوشی برخوردار نمی شود ، لذا اصلا واردش نمی شوند و استقبالی هم از حضور خبرنگاران نمی شود مگر افرادی مثل این خبرنگار که سماجت نمایند و بخواهند دیدار از داخل کمپ داشته و با افراد حاضر در کمپ صحبت های خصوصی انجام بدهند. یعنی در یک کلام این گونه خبرنگاران دردسرهای بزرگی هستند برای این فرقه منحوس و تروریستی.

یکی از اقدام های جالب این خبرنگار دیدار با افراد جداشده از فرقه رجوی بود که در آلبانی مستقر هستند و زندگی سختی را می گذرانند. افراد جداشده برای این خبرنگار روشنگری های بسیار جالبی کرده بودند که خبرنگار نیویورک تایمز نتوانسته بود از کنار آنان بی خیال عبور نماید و در گزارشش به آنان نپردازد.

کاری که این خبرنگار طی دیدارش از کمپ نگهداری اسرای ایرانی در آلبانی  کرد این بود که تمام رشته های فرقه رجوی را پنبه کرده  و آنان را در این مقطع مهم زمانی مفتضح نمود. زیرا رجوی و عناصرش در این مقطع مهم نیاز مبرم به نشان دادن چهره ای مثبت از خود داشتند  که به جامعه آلبانی در قدم نخست و سپس در جامعه اروپا و بعد در آمریکا نشان بدهند که بسیار چهره متمدنانه ای داشته و از حقوق بشر به شدت حمایت و پشتیبانی می نمایند اما ناگهان با دیدار و گزارش این خبرنگار نقشه های پلید آنان نقش بر آب شده و چهره ضد بشری آنان برملا می گردد.

خطاب به سران ضد بشری سازمان مجاهدین خلق می گویم اگر حقوق بشر خوب است و لازم وضروری، چرا مانع از دیدار خانواده ها با فرزندانشان می شوید؟ مگر این کمتری و پایه ای ترین حقوق شهروندی یک انسان در جامعه جهانی نیست؟ از چه چیز واهمه دارید که مانع از دیدار پدر و مادرهای پیر می شوید؟ یعنی اینقدر بزدل و ترسو هستید که جرات نگاه کردن به صورت مادران و پدران پشت شکسته را ندارید؟ تحمل دیدار مادر و فرزندش را ندارید؟

گزارش از: بخشعلی علیزاده

انتهای پیام / فراق

جسد مسعود رجوی کجاست ؟ چالش فرقه در درون و بیرون

لینک به منبع

***

Bakhshali Alizadeh : Memories with Mujahidin Khalq Organisation MKO Bakhshali Alizadeh : Memories with Mujahidin Khalq Organisation MKO

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/کاریزمای-شخص-مریم-رجوی-یا-جذابیت-دلاره/

کاریزمای شخص مریم رجوی یا جذابیت دلارهای سعودی ؟

کاریزمای شخص مریم رجوی یا جذابیت دلارهای سعودیبخشعلی علیزاده، انجمن نجات، مرکز تهران، چهارم فوریه 2020:… این گونه است که من و امثال من که روزگاری در مناسبات فرقه رجوی بودیم این طور برداشت می کردیم که “شخص مریم رجوی” دارای یک کاریزما است که هر کسی در یک سلام و احوال پرسی با وی باشد، شیفته او شده و مفت و مجانی می آید و در تمام مجالس و همایش های او شرکت کرده و یک سخنرانی داغ هم نثار هواداران فرقه نموده و بعد پی کارش می رود و تا همایش بعدی و یا دعوت دیگری که از او به عمل آید از دور برای فرقه دست تکان می دهد. به راستی که اکنون این حرکات موذیانه رجوی را بهتر می بینم. هر روزی که از این چاهی که در آن بودم بیشتر بیرون می آیم و فاصله می گیرم، بیشتر به عمق لجنزار آن پی می برم و می فهمم که واقعاً اساس این فرقه بر بنیاد دروغ نهادینه شده است و یک روده راست در شکم این فرقه یافت نمی شود. کاریزمای شخص مریم رجوی یا جذابیت دلارهای سعودی؟

کاریزمای شخص مریم رجوی یا جذابیت دلارهای سعودی ؟شورای ملی مقاومت ایران یا مامورین پولشویی برای مافیای ارتجاعی اسپانیا علیه اتحادیه اروپا ؟

بخشعلی علیزاده تهران

آقای بخشعلی علیزاده

کاریزمای شخص مریم رجوی یا جذابیت دلارهای سعودی ؟

حمایت دلاری ، خوش باوری های کاذب

انجمن نجات مرکز تهران۱۵ بهمن ۱۳۹۸

دروغ، دروغ و باز هم دروغ

سلام دوستان، امیدوارم که ایام خوبی را پشت سر گذاشته و پیش روی داشته باشید.

در روزهای اخیر یکی از روزنامه های اسپانیایی دست به افشاگری زد که همگان را غافلگیر نمود. روزنامه “ال پائیس” یکی از معتبرترین روزنامه های مادرید است که در اسپانیا روزانه چاپ می شود.

کاریزمای شخص مریم رجوی یا جذابیت دلارهای سعودی

این روزنامه در یکی از شماره های اخیرش می نویسد:

«سازمان مجاهدین خلق هر ساله گردهمایی های بزرگی برگزار می کند که در آن “ویدال کوادراس” (نماینده سابق اسپانیا در پارلمان اروپا) بیش از ١۵ بار به عنوان سخنران این گردهمایی ها شرکت کرده است. در این گردهمایی ها همچنین میهمانان دیگری از اسپانیا همچون نخست وزیر پیشین اسپانیا “خوزه ماریا ازنار” و “خوزه لوئیس رودریگز زاپاتِرو” و معاون سابق نخست وزیر اسپانیا “ماریا ترزا فرناندز دو لا وِگا” حضور داشته اند.»

کاریزمای شخص مریم رجوی یا جذابیت دلارهای سعودی

تا اینجای موضوع چیز عجیبی وجود ندارد و حتی می تواند طبیعی هم جلوه کند. بالاخره بال تبلیغاتی فرقه فعال است و در حال جمع آوری حمایت و پشتیبانی از حرکت هایی که خودشان در سطح بین المللی دارند، می باشد. اما موضوع از آنجایی جالب می شود که این روزنامه نحوه حمایت و چرایی حمایت نمایندگان مردم اسپانیا را از فرقه رجوی برملا می نماید.

این روزنامه همچنین می نویسد:

«براساس تحقیقات به عمل آمده از رابطه سازمان مجاهدین خلق با نمایندگان اسپانیایی، این گروه نه تنها ۸۰ درصد از مخارج کارزار انتخاباتی “وُکس” در انتخابات سال ۲۰۱۴ پارلمان اروپا، بلکه مخارج روزمره این حزب راست افراطی نظیر مخارج حفظ و نگهداری مقر این حزب در مادرید، حقوق کارکنان حزب، هزینه درمان “سانتیاگو اباسکال” رئیس حزب در آن زمان، خرید مبلمان دفتر، کامپیوترها و … را تأمین کرده است. (چه حاتم بخشی هایی؟)»

بر اساس تبادلات بانکی فاش ‌شده از سوی روزنامه ال پائیس، می ‌توان فهمید که مبالغ ذکرشده نه مستقیماً از سوی فرقه تروریستی رجوی، بلکه به ‌واسطه اعضایش که در سرتاسر جهان پراکنده ‌اند به حساب “وُکس” واریز شده است.

کاریزمای شخص مریم رجوی یا جذابیت دلارهای سعودی

این حاتم بخشی های رجوی تمامی ندارد. هر چند خیلی ها می دانند و یا می دانستند که این حمایت های نمایندگان اسپانیایی نه به خاطر مریم رجوی یا مسعود رجوی، بلکه به خاطر پول های کلان در این بین است و گرنه کسی نمی آید مجانا حمایتی بکند که ممکن است موجودیتش در خطر باشد.

این یک وجه قضیه است که خدمت شما عرض کردم. حالا می خواهم به وجه دیگر موضوع که مربوط به داخل تشکیلات فرقه است بپردازم. این اقدامات سراپا دروغ و مسخره در داخل فرقه رجوی این طور وانمود می شود که نمایندگان حامی از مقاومت، فعالین حقوق بشری هستند که به خاطر رضای خاطر خدا و وجدانشان تلاش می کنند و می آیند و از مریم رجوی با لبخند و سلام و احوال پرسی یاد کرده و حمایت می کنند. گویا که وی فرشته نجات بشریت است. در سخنرانی هایشان چنان به او بال و پر می دهند که هر شنونده ای متعجب می شود که این حرف ها چقدر شاعرانه و زیبا و رمانتیک هستند. ناخودآگاه می بینی باعث کلی شور و شوق و انگیزه می شود که انگار فرقه رجوی در دنیای انسانی و سیاسی هماوردی ندارد و هر کس که ذره ای وجدان داشته باشد قطعاً از آن ها حمایت خواهد کرد.

این گونه است که من و امثال من که روزگاری در مناسبات فرقه رجوی بودیم این طور برداشت می کردیم که “شخص مریم رجوی” دارای یک کاریزما است که هر کسی در یک سلام و احوال پرسی با وی باشد، شیفته او شده و مفت و مجانی می آید و در تمام مجالس و همایش های او شرکت کرده و یک سخنرانی داغ هم نثار هواداران فرقه نموده و بعد پی کارش می رود و تا همایش بعدی و یا دعوت دیگری که از او به عمل آید از دور برای فرقه دست تکان می دهد.

به راستی که اکنون این حرکات موذیانه رجوی را بهتر می بینم. هر روزی که از این چاهی که در آن بودم بیشتر بیرون می آیم و فاصله می گیرم، بیشتر به عمق لجنزار آن پی می برم و می فهمم که واقعاً اساس این فرقه بر بنیاد دروغ نهادینه شده است و یک روده راست در شکم این فرقه یافت نمی شود.

هر کاری که می کنند را وقتی بررسی می کنیم، در آخرش به این می رسیم که دروغ و دروغ و باز هم دروغ بوده است.

هر حمایتی که از این فرقه انجام گرفته یا می گیرد یا خواهد گرفت فقط و فقط به خاطر دلارهایی است که خرج می کند. وگرنه چیز دیگری نیست و هر موضوع دیگری صرفاً توهم می باشد.

بخشعلی علیزاده

کاریزمای شخص مریم رجوی یا جذابیت دلارهای سعودی ؟

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/مواضع-فلاکت-بار-رجوی-از-عراق-تا-آلبانی/

مواضع فلاکت بار رجوی از عراق تا آلبانی

مواضع فلاکت بار رجوی از عراق تا آلبانیبخشعلی علیزاده، انجمن نجات، مرکز تهران، سی ام ژانویه 2020:… در آن روزگار این داستان همه را آچمز کرده بود، همه مانده بودیم که پس امپریالیسم جهانخوار چه شد و کجا رفت ؟ این ها همان ” ببرهای کاغذی ” هستند که در سرودهایتان میگفتید که : مجاهد پر کینه سر کوچه کمینه ، آمریکائی بیرون شو ، خونت روی زمینه ! بله، همزمان با سقوط صدام حسین و نظام دیکتاتوریش ، سقوط و انحطاط رجوی و سازمان پیکار جویش هم از همان دوره آغاز شد و ریل وابستگی و در دام افتادن آمریکائیها را شروع کرد . بند بند ضد امپریالیسم بودن فرقه در حال اضمحلال بود و روزانه به چشم می دیدیم که این عناصر خود فروخته چگونه در جوال آمریکائیها فرو میروند و رنگ عوض میکنند . مواضع فلاکت بار رجوی از عراق تا آلبانی 

مواضع فلاکت بار رجوی از عراق تا آلبانیتناقض عملكرد هاى رجوى

مواضع فلاکت بار رجوی از عراق تا آلبانی

تکیه بر دیوار فلاکت بار ترامپ

انجمن نجات مرکز تهران۱۰ بهمن ۱۳۹۸

خدمت دوستانِ خواننده درسایت انجمن نجات سلام عرض میکنم و امیدوارم که اوقات خوب و خوشی رو سپری کرده باشید .

دوستان اگر دقت کرده باشید در سال 1382 شمسی بعد از اینکه آمریکائیها کشور عراق را به اشغال خود در آوردند و حکومت صدام حسین را سرنگون کرده و نظام آنرا بطور کلی تغییر دادند ، فرقه رجوی یک چرخش اساسی در سیستم خود ایجاد کرد، مخصوصا در ساختار تشکیلاتی و ایدئولوژیکی خودشان. بدین شکل که آنها سابقا معتقد بودند نباید از ارزشها و اصول حاکم بر تشکیلات مطلقا کوتاه آمد ، مثال هم میزدند و میگفتند که جنگ فرقه رجوی با نظام جمهوری اسلامی ایران غیر قابل برگشت و عقب نشینی است ، همچنان در ادامه و با افتخار نیز می گفتند که این اصل اساسی تشکیلات رجوی بوده و خدشه ناپذیر میباشد.

از طرفی یک اصل اساسی دیگر داشتند به نام مبارزه با امپریالیسم و آمریکای جهانخوار و سرمایه داری و عناصر وابسته به آن . مثلا مبارزه با سیستم های بورژوازی و وابستگان به آن مانند حکومت شاهنشاهی سابق در ایران و یا شیخ های عرب منطقه خاورمیانه و غیره . یعنی که اینها اصولی هستند که خدشه ناپذیر و کوتاه نیامدنی هستند و باید بخاطر آنها هر قیمتی لازم باشد داد و بر سر آنها ایستاد و مبارزه کرد . و حتی اگر نیاز است باید جنگید و جان داد ، هر چقدر که نیاز است باید جنگید و کشته داد . و این بر عهده نسل جوان و روشن جامعه بویژه دانشجویان و قشر زحمت کش جامعه یعنی کارگران است .

خب ظاهرا حرفهای قشنگی هستند مثل خیلی از حرفهای دیگر که آدم در طول روز از این و آن می شنود ، ولی چه کنم که همان هایی که این آرمان ها و اصول را تدوین میکردند به پای همین اصول خود نایستادند و همه چیز را به فنا دادند . از اولیه ترین آنها یعنی کوتاه آمدن بر سر ضد امپریالیزم بودن سازمان مجاهدین خلق بود .

شاید باورش برای شما سخت باشد ، به محض اینکه آمریکائیها وارد عراق شدند رجوی در یک چرخش مداری باور نکردنی و سریع ، از این رو به آن رو شد!

رجوی بخوبی ثابت کرد که بی پرنسیب ترین فرد خودش است ، مقدم ترین فردی که تشکیلات و انضباط آهنین خودش را زیر پا له کرد و یک لگد هم به آن زد . حتی نگذاشت یک روز از اشغال عراق بگذرد .

مسعود رجوی در همان ساعات اولیه اشغال عراق سریع دستور داد که به ” عمو سام ” عزیزش شلیک نشود ! آنقدر این موضوع برایش مهم بود که تاکید کرد که حتی به قیمت کشته شدن نیروهای خودش این فرمان باید بی شکاف اجرا شود ! در آن زمان که این فرمان آمد و برای همه قرائت گردید، کسی حق نداشت که به نیروهای آمریکائی و ائتلاف شلیک نماید .

به دنبال این فرمان اجرایی ، در یک اقدام برق آسا مهره اول خودش در آن زمان یعنی مژگان پارسایی را در راس یک هیات به اصطلاح بلند پایه به دیدار ژنرال های آمریکائی فرستاد ( ژنرال اودیرنور و همراهانش ) تا ضمن بالا بردن پرچم سفید و تسلیم وذلت ، به آمریکائیها نشان بدهد که آنها اصلا نمی خواهند که با آمریکائیها بجنگند . بقول خودشان دشمن آنان آمریکا نیست و نظام ایران است !

در آن روزگار این داستان همه را آچمز کرده بود، همه مانده بودیم که پس امپریالیسم جهانخوار چه شد و کجا رفت ؟ این ها همان ” ببرهای کاغذی ” هستند که در سرودهایتان میگفتید که :

مجاهد پر کینه سر کوچه کمینه ، آمریکائی بیرون شو ، خونت روی زمینه !

بله، همزمان با سقوط صدام حسین و نظام دیکتاتوریش ، سقوط و انحطاط رجوی و سازمان پیکار جویش هم از همان دوره آغاز شد و ریل وابستگی و در دام افتادن آمریکائیها را شروع کرد . بند بند ضد امپریالیسم بودن فرقه در حال اضمحلال بود و روزانه به چشم می دیدیم که این عناصر خود فروخته چگونه در جوال آمریکائیها فرو میروند و رنگ عوض میکنند .

تا رسید به این روزگار که اکنون شاهدش هستید ، ساعتی و روزی نیست که مریم رجوی و عناصر و لابی هایشان در آمریکا برای آمریکائیها ایمیل های فدایت شوم نفرستند ، مستمر در تمام شعبده بازی هایی که به اسم جلسه و نشست و غیره می گذارند اولین و مهمترین سخنرانانشان از آمریکائیهاست که با وعده دلارهای کلان تشویق و ترغیب میکنند تا در گردهمایی ها و تظاهرات ها و اجلاس های فرقه در آمریکا و فرانسه و یا در آلبانی شرکت نمایند ، تا که به همگان این پیام را برسانند که هم راه و هم طراز و هم آواز بر علیه ایران و ایرانی هستند . و برای نابودی ایران و ایرانی از هیچ دنائتی کوتاهی نخواهند کرد .

همچنانکه می بینید مریض های پروانه ای و خاص بیمارستان ها در ایران یکی پس از دیگری در حال جان باختن هستند که علت اصلی آن نبود داروهایی است که به دلیل تحریم های ظالمانه آمریکا علیه مردم ایران وارد ایران نمی شود . و این همان افتخاری است که ننگ ابدیش بر پیشانی فرقه رجوی است که مشوق اصلی این ظلم ها علیه مردم ایران است . برای همگان این اثبات شده است که اکنون هر بلایی ، هر کمبودی ، هر گرانی و هر مشکلی که بر سر ایرانیان می آید بخاطر وطن فروشی هایی است که رجوی و امثال رجوی در خارج از کشور انجام میدهند که قطعا مردم ایران این خود فروختگان را فراموش نخواهد کرد .

به این امید هستند که پشت تانک های آمریکایی وارد ایران شوند و زمام امور را بدست بگیرند که باید در پاسخ آنان گفت که : هیهات من الذله !

بارها خطاب به رجوی و عناصر خود فروخته آنان گفته ام و باز هم تکرار میکنم که : ” از گندم ری نخواهید خورد ” .

بخشعلی علیزاده

مواضع فلاکت بار رجوی از عراق تا آلبانی

لینک به منبع

***

شعارهای مضحک رجوی در نیویورکمجاهدین خلق و مریم رجوی از تسخیر سفارت آمریکا تا لهستان (57-97)ا

همچنین: