جشن برای 35 سال خشونت و خیانت و آدم ربایی

جشن برای 35 سال خشونت و خیانت و آدم ربایی

کریم غلامی، ایران فانوس، هشتم ژوئیه 2017:… مجاهدین خلق خیمه شب بازی هر ساله خود را برگزار کردند. آنها سخنرانی فارسی خود را برای خارجی هایی که به زبانهای غیر از فارسی صحبت می کنند، انجام دادند. یکی از معجزه های مجاهدین خلق این است که در یک سالن چند هزار نفره، 100 هزار نفر جا داده اند، گذشته از این شوخی، مجاهدین همواره تلاش می کردند که با حقه های … 

ISIS ISIL Mojahedin Khalq Rajavi cult Flaqsرضا تقی زاده، کیهان لندن: تمرین مجاهدین نوحه‌خوان و سینه‌زن برای رقص «تانگو» با «عمو ترامپ»!ا 

لینک به منبع

جشن برای 35 سال خشونت و خیانت و آدم ربایی

این جشن توهین به خون هزاران انسانی است که در 35 سال گذشته ریخته شد

مجاهدین خلق خیمه شب بازی هر ساله خود را برگزار کردند. آنها سخنرانی فارسی خود را برای خارجی هایی که به زبانهای غیر از فارسی صحبت می کنند، انجام دادند. یکی از معجزه های مجاهدین خلق این است که در یک سالن چند هزار نفره، 100 هزار نفر جا داده اند، گذشته از این شوخی، مجاهدین همواره تلاش می کردند که با حقه های فیلم برداری، سالن برگزاری این نوع از خیمه شب بازی ها را بزرگ نشان بدهند، امسال با همه این ترفند ها و حقه های فیلم برداری، سالن نمایش آنقدر کوچک بود که نتوانستند آن را بزرگ نشان بدهند. یکی از نمایش های سالانه این خیمه شب بازی به صحنه آوردن دشمنان ایران و ایرانی بود، کسانی مانند ترکی الفصل، اما امسال این نمایش چندان رونق سالیان پیش را نداشت.

هر بار که نمایش های خیمه شب بازی مجاهدین خلق را نگاه می کنم، یک سوال برای من ایجاد می شود، اگر این نمایش ها برای ایران و ایرانی است، چرا حتی یک شخصیت سیاسی و یا فرهنگی و علمی ایرانی در آن نیست و تنها بیوه مرحوم اول مسعود رجوی، به زبان فارسی صحبت می کند؟ فقط توضیح برای این سوال است، مجاهدین به دلیل 35 سال خیانت و کشتار و ترور، هیچ جایی میان ایرانیان ندارند به همین دلیل مجاهدین همواره سالن های خود را با شهروندان سایر کشور ها پر می کنند. به همین دلیل، سخنرانان مجاهدین نیز غیر ایرانی و اکثرا دشمنان قسم خورده مردم ایران هستند. این موضوع را خود مجاهدین بخصوص مریم رجوی، بهتر درک می کند. به همین دلیل هرگز تلاش نمی کنند جایی در میان ایرانیان باز بکنند و این را نیز بهتر می دانند که در ایران فردا کوچکترین جایی ندارند.

مجاهدین خلق هر ساله 30 خرداد را جشن می گیرند. پرسش اینجا است، به چه دلیل چنین جشنی برگزار می شود؟ مجاهدین می گویند که سر آغاز „مقاومت“ است. مقاومت در برابر چه چیزی و یا چه کسی؟ اگر داستان را حتی از زبان خود مجاهدین هم بشنویم، تنها چیزی که در این میان دیده نمی شود، مقاومت کردن است. مجاهدین به گفته خودشان از روز 30 خرداد 1360 „مبارزه مسلحانه“ را شروع کرده و در اولین اقدام در یک بمب گذاری 72 نفر غیر نظامی را کشته اند و رهبر این „مقاومت“ بلافاصله از صحنه „مقاومت“ و „مبارزه“ فرار کرده و به خارجه یعنی فرانسه، رحل اقامت برگزید. مجاهدین کار تروریستی کرده و به خارجه فرار کرده اند و در 35 ساله گذشته رهبران و سران مجاهدین همواره در خارجه چه در پاریس و یا بغداد، زندگی کرده اند و گاه گاهی در ایران عملیات های تروریستی کرده اند. در کجای این داستان، مقاومت دیده می شود. تنها چیزی که از مجاهدین خلق دیده می شود، خیانت و ترور بیش نیست.

„پایان“

*** 

Under President Macron, France can play a pivotal role in Western relations with Iran

مریم رجوی البغدادی مجاهدین خلق داعش تروریسم تهرانISIS Drew On MEK Expertise For Terror Attacks On Tehran (aka Mojahedin Khalq Rajavi cult)

همچنین:

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=30073

مجاهدین خلق بخاطر درد و رنج کشیدن مردم ایران شادی می کنند 

 کریم غلامی، ایران فانوس، بیست و هفتم ژوئن ۲۰۱۷:… با اجرای طرح برجام و برداشته شدن تحریم های اقتصادی علیه ایران، مجاهدین خلق به شدت صحنه را باخته و چشم انداز حمله نظامی آمریکا به ایران، را شکست خورده می دیدند گریان و پریشان بودند. این روزها مجاهدین خلق از فرط شادی دست از پا نمی شناسند و از اینکه این دور از تحریم ها، تحریم های شدیدتری بر علیه ایران به تصویب … 

تقدیم لیست شهدای ضد امپریالیستی مجاهدین خلق به جان مک کین Under President Macron, France can play a pivotal role in Western relations with Iran

لینک به منبع

تحریم های جدید آمریکا علیه ایران

مجاهدین خلق بخاطر درد و رنج کشیدن مردم ایران شادی می کنند

گروهی از قانونگذاران آمریکایی با لابی سازمان فرقه گرای مجاهدین، سخت ترین تحریم هایی که تا کنون علیه ایران اعمال شده است را طراحی کردند و پیشنویس آن را به سنا ارائه دادند. روز چهارشنبه ۷ ژوئن (۱۷ خرداد) سنای آمریکا این طرح را با اکثریت آراء تصویب کرد. هر چند بسیاری از سیاست مداران دولت اوباما و برخی از نمایندگان سنای آمریکا با اعمال این تحریم ها در این برهه زمانی مخالف بودند زیرا تصویب این طرح که برابر بود با حمله تروریستی به تهران و کشته شدن ۱۷ تن از شهروندان ایرانی را مناسب نمی دیدند. تحریم های جدید، در رابطه با برنامه موشکی ایران و ارسال سلاح و حمایت از گروه های شبه نظامی و نیز نقض حقوق بشر هستند. طرح این تحریم ها، ماه گذشته در کمیته روابط خارجی سنای آمریکا به تصویب رسید. این طرح پس از تصویب نهایی در سنا به تایید کنگره آمریکا اگر برسد و در نهایت امضای دونالد ترامپ به عنوان رییس جمهور آمریکا، آن را تبدیل به قانون خواهد کرد.

به نظر من تصویب تحریم های جدید آمریکا علیه ایران، ادامه استراتژی ترامپ برای باج خواهی از کشورهای منطقه است. آمریکا با انگیزه دریافت امتیازات جدید از ایران در پی مذاکرات آتی ایران و غرب و چانه زنی دو طرف برای کسب امتیاز، مطرح است. وزیر امور خارجه آمریکا، در مصاحبه ای گفت که آمریکا خواهان تغییر مسالمت آمیز در ایران است، این اظهار نظر وزیر خارجه آمریکا حفظ تعادل سیاسی است در حالی که آمریکا همواره به دنبال سرنگونی دولت ایران با گزینه های نظامی بوده است. می بینیم که تحریم های جدید، بیشتر از آنچه که ماهیت تحریم ها و اثر آن بر اقتصاد ایران باشد، چانه زنی و کسب امتیازات بیشتر است.

با اجرای طرح برجام و برداشته شدن تحریم های اقتصادی علیه ایران، مجاهدین خلق به شدت صحنه را باخته و چشم انداز حمله نظامی آمریکا به ایران، را شکست خورده می دیدند گریان و پریشان بودند. این روزها مجاهدین خلق از فرط شادی دست از پا نمی شناسند و از اینکه این دور از تحریم ها، تحریم های شدیدتری بر علیه ایران به تصویب رسیده است، در رسانه های خود جار و جنجالی به راه انداخته اند. مردم ایران، اولین قربانی تحریم های اقتصادی هستند، بیکاری و فقر در نتیجه افزایش بزهکاری حاصل تحریم ها است. در این میان، مجاهدین خلق از درد و رنجی که مردم ایران متحمل شده اند و قرار است که متحمل درد و رنج بیشتری بشوند، شاد و مسرور هستند. این نشان از عمل کینه رجوی ها از مردم ایران است. مردمی که به این خائن ها نه گفتند و هرگز آنها را انتخاب نکردند. یادم است، در یکی از جلسات شستشوی مغزی مجاهدین در قرارگاه(شکنجه گاه) باقرزاده، مرحوم اول در پاسخ به پرسشی که تحریم های اقتصادی مردم ایران را تحت فشار قرار می دهد، گفت که درست است که مردم ایران تحت فشار قرار خواهند گرفت، ولی مردم ایران نیز باید سهم خود از مبارزه با خمینی را این چنین بپردازند. اولین و بدترین دشمن مردم ایران، مجاهدین خلق و رجوی های خائن هستند.

„پایان“

*** 

مریم رجوی البغدادی مجاهدین خلق داعش تروریسم تهرانISIS Drew On MEK Expertise For Terror Attacks On Tehran (aka Mojahedin Khalq Rajavi cult)

تروریسم در تهران مجاهدین خلق داعش عربستان سعودیIran: MKO, Saudi behind terror attacks – Saudi Minister Refuses to Condemn Tehran Shootings

ISIS ISIL Mojahedin Khalq Rajavi cult FlaqsAlbania’s destabilization? You have forgotten hundreds of Mojahedin!

نمایندگان پارلمان اروپا جلسه بحث در مورد مجاهدین خلق فرقه رجویDebate in the European Parliament ‘What is to be done about the Iranian Mojahedin Khalq (MEK)?’

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=30019

جشن مجاهدین برای ۳۶ سال خشونت و خون ریزی و خیانت 

 کریم غلامی، ایران فانوس، بیست و سوم ژوئن ۲۰۱۷:…  سازمان مجاهدین(سازمان فرقه گرای مجاهدین) ویروسی است که به جان مبارزان و روشنفکران و آزادی خواهان ایرانی افتاده است و آنها را با زهر خود آلوده کرده است. این روزها، هر صدای منتقدی مارک برانداز می خورد و خفه می شود، این خیانت مجاهدین و امثال آنها به مردم ایران است. اینگونه خیمه شب بازی های مجاهدین … 

Trump Is At War With Iran, Not ISIS
Trump clearly has no intention of defeating terrorism.

ISIS ISIL Mojahedin Khalq Rajavi cult FlaqsTehran Was Always America’s And Thus The ISIS Final Destination (Mojahedin Khalq, MEK, Rajavi cult a proxy)

لینک به منبع

جشن مجاهدین برای ۳۶ سال خشونت و خون ریزی و خیانت

سکوت در برابر این وحشیگری شرم برای بشریت است

مبارزه حق تمامی مردم جهان است که بتوانند از طریق آن به خواسته های خودشان برسند که این مبارزه جزو منشور حقوق بشر سازمان ملل متحد نیز است. در فرهنگ امروزی، مبارزه برای آزادی و حقوق برابر به افسانه ای تبدیل شده که بسختی می توان مبارز و روشنفکر و سیاسی واقعی را پیدا کرد. سازمان مجاهدین(سازمان فرقه گرای مجاهدین) ویروسی است که به جان مبارزان و روشنفکران و آزادی خواهان ایرانی افتاده است و آنها را با زهر خود آلوده کرده است. این روزها، هر صدای منتقدی مارک برانداز می خورد و خفه می شود، این خیانت مجاهدین و امثال آنها به مردم ایران است.

اینگونه خیمه شب بازی های مجاهدین چنان در میان ایرانیان بی اعتبار است که نیازی به پرداختن به آن نیست، با پول های کلانی که مجاهدین در این رابطه هزینه می کنند و یا پر کردن سالن نمایش از مهاجرین و پناهجویان سوری و عرب و یا جوانان و دانشجویان فقیر کشورهای اروپای شرقی، کارنامه مجاهدین در ۳۶ سال گذشته چیزی نبوده جزء شکست و خیانت به مردم ایران؛

 اول، آغاز مبارزه مسلحانه بر علیه دولت قانونی ایران، فریب دادن آقای بنی صدر و فراری دادن او به پاریس که موجب ضعیف شدن ایران در جنگ بر علیه عراق شد.

دوم، بمب گذاری و ترور در داخل ایران، جنگ اصلی، جنگ بین ایران و عراق بود و مجاهدین با ترورهای داخلی این جنگ را تحت الشعاع قرار دادند و جنگ دومی در داخل ایران به راه انداختند که مردم ایران بهای بسیار گرانی پرداخت کردند.

سوم، به کشتن دادن بسیاری از جوانان و روشنفکران و فرهیخته گان ایران، امروزه ما شاهد این نقصان در جامعه ایران هستیم.

چهارم، اتحاد مسعود رجوی با صدام حسین دشمن مردم ایران.

پنجم، عملیات فروغ جاویدان و خودکشی مجاهدین و سوزاندن ریشه خود در ایران.

ششم، انقلاب ایدئولوژیک درونی مجاهدین و تصفیه های داخلی، نهایت آن فروپاشی ایدئولوژیک مجاهدین و تشکیلات.

هفتم، عملیات های راهگشایی و کشتار مرزبانان ایرانی و از طرفی هم راه حل اصلاحات در ایران را سالیان به عقب انداخت.

هشتم، فرار مسعود و مریم رجوی از صحنه جنگ و مبارزه و به کشتن دادن اعضای مجاهدین اسیر در اشرف و لیبرتی.

نهم، از دست دادن اشرف پایگاه استراتژیک مجاهدین برای حفظ و تجمع قوا، این موضوع بسیار مهم است زیرا دیگر مجاهدین نمی توانند اعضای خود را ایزوله کرده و آن ها را شستشوی مغزی بدهند و آنها را برای عملیات ها تروریستی به داخل خاک ایران بفرستند و این پایانی است به ۵۰ سال حیات خائنانه مجاهدین.

دهم، اخراج مجاهدین از عراق و انتقال آنان به آلبانی، بزرگترین ترس مسعود رجوی دست یابی اعضایش به دنیای آزاد بود. زیرا با دست رسی به اطلاعات آزاد، واقعیت مسعود رجوی را می فهمیدند. از این رو، دیگر دروغ های او را باور نمی کردند و او نمی توانست نیاتش را توسط نیروهایش به پیش ببرد.

یازدهم، اعلام مرحوم شدن مسعود رجوی در مهم ترین جلسه سالانه مجاهدین خلق در پاریس.

همه چیز مجاهدین خیمه شب بازی است و تمام بنیاد آنها بر دروغ و فریبکاری سوار است، از همین رو جشن گرفتن آنها برای سالگرد مبارزه مسلحانه نیز یک خیمه شب بازی است و صورت سرخ مریم رجوی از سیلی هایی است که پی در پی می خورد. حال مجاهدین که رهبر آنها به مدت ۱۲ سال است که از صحنه نبرد و مبارزه مسلحانه، گریخته و در سوراخ موشی قایم شده است یا بهتر بگویم مرحوم شده است، می خواهند سالگرد شروع مبارزه مسلحانه خود را جشن بگیرند مبارزه ای که حاصل آن کشته شدن هزاران جوان ایرانی و تحصیل کرده و فرهیخته ایران است، طنز تلخی است ولی واقعیت دارد.

بنا بر این، شرکت هر ایرانی در این خیمه شب بازی تحت هر نامی خیانت به ایران و مردم ایران و خون های بیگناهی است که بی ثمر ریخته شده است.

„پایان“

*** 

کشمیری کلاهیسی خرداد شصت، نتیجه یک اشتباه محاسبه فاجعه‌بار

زهره قائمی فرمانده ترور صیاد شیرازیمسعود و مریم رجوی زهره قائمی مسئول ترور شهید صیاد شیرازی را به همراه دیگران در قرارگاه اشرف باقی گذاشتند تا کشته شوند

***

https://youtu.be/26Mps-OQLTU

***

خروج سازمان مجاهدین خلق از عراق بعد از ۳۰ سال
مسعود خدابنده بی بی سیلینک به ویدئو در سایت بی بی سی

***

کیهان لندن – خداحافظ بغداد، سلام تیرانا

https://youtu.be/bQKaQTYVik4

List-of-Mojahedin-Khalq-martyrs-Massoud-Maryam-Rajavi-MEK-fiction-fakeتو را بر این وقاحت ها که عادت داد؟

مریم رجوی البغدادی مجاهدین خلق داعش تروریسم تهرانISIS Drew On MEK Expertise For Terror Attacks On Tehran (aka Mojahedin Khalq Rajavi cult

*** 

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=29899

حمله تروریستی در تهران و واکنش های جهانی 

 کریم غلامی، ایران فانوس، سیزدهم ژوئن ۲۰۱۷:…  اگر تروریسم محکوم است! اگر اعدام محکوم است! اگر قطع دست و پا محکوم است! چگونه است که سازمان مجاهدین حتی یکبار عربستان سعودی را به دلیل نقض حقوق بشر، محکوم نکرده است. عربستان سعودی، در جوامع جهانی به دلیل قطع اعضای بدن انسان ها و اعدام به وسیله بریدن سر انسان ها محکوم می شود، اما مجاهدین کوچکترین اشاره ای هم حتی به … 

رفسنجانی، بهشتی، فرقه رجوی ترور حزب جمهوریرجوی بنیانگذار تروریسم و عملیات انتحاری

تروریسم مجاهدین خلق فرقه رجوی در تهراناز ترورهای تهران تا ویلپنت پاریس

لینک به منبع

حمله تروریستی در تهران و واکنش های جهانی

روز چهار شنبه ۱۷ خردادماه، تهران شاهد حمله تروریستی به مجلس ایران و آرامگاه خمینی بود. در این میان، ما شاهد موضع گیری های مختلفی بودیم. بسیاری از کشورها این حمله تروریستی را محکوم و به مردم ایران تسلیت گفتند. جالب اینجا است که دشمنان ایران و مردم ایران تماما یک موضع واحد داشتند و آن محکوم کردن خود قربانی این حملات تروریستی بودند. دونالد ترامپ، به عنوان رییس جمهور آمریکا، با تاخیر بسیار زیاد این حملات تروریستی را محکوم کرد و به مردم ایران تسلیت گفت. این در شرایطی بود که بسیاری از خبرگزاری ها، ترامپ را مورد انتقاد قرار داده بودند که اگر هدف شما مبارزه با تروریسم است و همواره آن را محکوم می کنید، چرا ترورهای ایران را محکوم نکردید. مریم رجوی، پا را فراتر از این گذاشته نه تنها این عملیات های تروریستی را محکوم نکرده است، بلکه اقدام به محکوم کردن حکومت و سپاه پاسداران کرده است که تروریسم به پدر خوانده تروریسم چنگ انداخته است. در یک عرف معمول سیاسی، باید این گونه فاجعه ها را محکوم کرد و با قربانیان ابراز همدردی کرد هر چند که بین آنها جنگ و دشمنی وجود داشته باشد، اما مجاهدین حتی این عرف معمول سیاسی را نیز رعایت نکرده اند.

اگر تروریسم محکوم است! اگر اعدام محکوم است! اگر قطع دست و پا محکوم است! چگونه است که سازمان مجاهدین حتی یکبار عربستان سعودی را به دلیل نقض حقوق بشر، محکوم نکرده است. عربستان سعودی، در جوامع جهانی به دلیل قطع اعضای بدن انسان ها و اعدام به وسیله بریدن سر انسان ها محکوم می شود، اما مجاهدین کوچکترین اشاره ای هم حتی به عنوان خبر به این موضوع نمی کنند.

طی چند روز گذشته در رسانه های خبری جهان بطور گسترده ای دستگیری مجدد لجین الهذلول، فعال حقوق زنان که ممنوعیت رانندگی زنان در عربستان سعودی را به چالش کشیده و آن را نقض کرده است، پوشش داده اند. اما در این میان خبری از مجاهدین نیست. معلوم است که آنها اربابان خود را محکوم نمی کنند. این فعال حقوق زنان که بارها توسط عربستان سعودی دستگیر و مورد آزار و اذیت از سوی مقامات عربستان سعودی شده، مریم رجوی که خود را رهبر زنان می داند و خود را منجی رهایی زنان می داند، کجاست؟ که طی ۳ سال گذشته حتی یکبار هم در رابطه با این نقض حقوق بشر و حقوق زنان موضع نگرفته است. قطعا که دم تکان دادن کنار ارباب خود ترکی الفیصل و پاچه خواری عرب ها و دریافت پول های کلان از آنان، قطعا نباید حرفی از لجین الهذلول زد.

به مردم ایران می توان ایراد و انتقاد های بسیار زیادی کرد. ولی کی موضع بسیار مهم در بین همه ایرانیان مشترک است و آن اتحاد ملی است. در بسیاری از کشور های همسایه ایران مانند عراق، افغانستان و یا سوریه و سایرین وقتی جنگ در این کشورها رخ می دهد، مردم آن بخصوص جوانان آن کشور، از کشورشان فرار می کنند، اما ایرانیان می ایستند و می جنگند. این خصوصیت نیز مانند خصوصیت اتحاد ملی در بین ایرانیان، منحصر به فرد است. بعد از عملیات تروریستی داعش در تهران، در بین مردم ایران همبستگی بسیار قوی شکل گرفته است، بدور از هرگونه قومیت و یا زبان و مذهب، این اتحاد ملی در واکنش مردم نسبت به این جنایت است و یا می توان آن را در مراسم به خاکسپاری کشته های این عملیات تروریستی، دید. از طرفی هم ایران با موج گسترده حمایت های بین المللی قرار گرفته است.

عملیات تروریستی داعش در تهران، مرز بسیار روشنی بین دوستان ایران و دشمنان ایران، کشیده است. آمریکا به عنوان دشمن دیرین ایران و مردم ایران، در موضع گیری ترامپ رییس جمهور آمریکا و بعضی از پارلمانترهای این کشور خود را نشان داد که آمریکا دشمن شماره یک مردم ایران است. ایرانیها در جریان حمله تروریستی  ۱۱ سپتامبر سال ۲۰۰۱ به آمریکا، با مردم آمریکا ابراز همدردی کردند و دولت ایران این عملیات تروریستی را محکوم کرد و مردم ایران برای کشته شده ها شمع روشن کردند. جالب اینجا است که مجاهدین برای کشته شدن چند هزار آمریکایی در یک روز جشن و شادی کردند. اما رییس جمهور آمریکا بعد از انتقاد رسانه ها موضع گرفت. بعضی از نماینده های پارلمان آمریکا از این عملیات تروریستی ابراز خرسندی کردند که آمریکا از عملیات های تروریستی داعش در ایران حمایت بکند. در جریان این عملیات تروریستی، هر کسی ماهیت خودش را نشان داد. می بینیم که آمریکا ادعای مبارزه با تروریسم را دارد چگونه الان از ترویست ها حمایت می کند، آن وقت به ایران مارک حامی تروریست ها را می زنند.

با آرزوی ایرانی قوی و بدور از جنگ و با آرزوی بردباری و صبر برای بازماندگان کشته های عملیات تروریستی داعش در تهران.

„پایان“

*** 

سیرک سعودی ها با بازیگری مریم رجوی علیه ایران و ایرانی

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=29609

دروغ های شیر و خورشید و فردوسی مریم رجوی را باور کنیم یا دم دلارهای عربستان را 

 کریم غلامی، ایران فانوس، سی ام می ۲۰۱۷:… در این میان، مریم رجوی وضعیت سیاسی را بر علیه ایران و بوی جنگ به مشام او رسیده است، در اوج خیانت و وطن فروشی، از صاحبان خود در عربستان سعودی حمایت کرده و آنها را تشویق به ادامه خصومت علیه ایران کرده است. مریم رجوی و مجاهدین، تنها کسانی هستند که از اعراب … 

از قلاده های طلائی صدام تا قلاده های چرمی تل آویو

Wesley Martin Mojahedin Khalq Rajavi cult 3از کمین مجاهدین سر کوچه ها برای کشتار مستشاران امریکائی تا گماشتگی برای جنگ طلبان امریکائی

لینک به منبع

دروغ های شیر و خورشید و فردوسی مریم رجوی را باور کنیم یا دم دلارهای عربستان را

کریمغلامی، ایران فانوس، ۳۰٫۰۵٫۲۰۱۷

مشکلات بزرگ امروزی که دنیا گریبان گیر آن است بی دلیل نیست بلکه پایه ای در شرایط امروزی دنیا دارد. بطور مثال، جرائم اجتماعی عمدتا پایه در فقر دارد. در جوامعی که مردم آن شاغل هستند و درصد فقر در آن بسیار پایین است، در آن کشور جرائم اجتماعی نیز بسیار کمتر است. دزدی عملا پایه در نیاز دارد. اگر کسی که گرسنه است برای رفع گرسنگی خود دست به دزدی می زند. تروریسم نیز پایه در جنگ دارد، کشورهایی که سالیان طی جنگ های مختلف آسیب می بینند، زمینه خوبی برای رشد تروریسم دارند. القاعده در افغانستان، داعش در سوریه، مجاهدین و بسیاری گروه های خرد و ریز دیگر در عراق. البته نمی خواهم به کشورهای دیگر مانند فیلیپین و یا سومالی و یا کشورهای آمریکایی بپردازم. جرمی کوربین، رهبر حزب کارگر بریتانیا، در باره حملات تروریستی در این کشور را با جنگ هایی که بریتانیا در آن شرکت داشته مرتبط دانست.

بزرگترین دشمن تروریسم، آزادی و دمکراسی است. به همین منظور، گروه های تروریستی همواره تلاش می کنند تا کشورهایی که در آن آزادی و دمکراسی برقرار است را تحت حمله قرار بدهند. بعد از انقلاب سال ۱۳۵۷ در ایران ما شاهد آزادی کامل بودیم اما به دلیل عمل کردهای گروه هایی مانند مجاهدین خلق این دوره بسیار کوتاه شد. مجاهدین ابتدا تلاش کردند با شرکت در انتخابات به قدرت برسند، ولی در هیچ یک از انتخابات به پیروزی نرسیدند. برای همین در ۳۰ خرداد اقدام به مبارزه مسلحانه بر علیه دولت کردند. مجاهدین از هشت سال جنگ ایران و عراق، تغذیه کردند، مسلح شدند و قرارگاه درست کردند و تا آنجا که می توانستند نیرو برای خود جمع کردند. اما بعد از آتش بس دوران فروپاشی فیزیکی مجاهدین شورع شد. از سال بعد از مرحوم اول مسعود رجوی، تلاش کردند که شعله جنگ ایران و عراق را دوباره روشن کنند اما به نتیجه ای نرسیدند. در ادامه، مجاهدین تلاش کردند تا بین ایران و آمریکا، جنگ راه بیندازند و همواره جانب جناح های جنگ طلب را گرفتند. تصویر مریم رجوی کنار جان مک کین، خود نمونه ای از خیانت است.

آمریکا برای ادامه حیات اقتصادی خود نیازمند به جنگ است. فروش ۱۱۰ میلیارد دلار سلاح به عربستان سعودی، خود نمونه ای از آن است. دونالد ترامپ به عنوان رییس جمهور آمریکا در اولین سفر خارجی خود وارد عربستان شد. او تلاش کرد تا ایران را به تروریسم و بی ثبات کردن خاورمیانه متهم کند و ایران را یک خطر بزرگ برای کشورهای همسایه نشان بدهد. البته در این راه بنظر می رسد که موفق هم بوده، زیرا تا آنجا که توانسته عرب ها را دوشیده است. تا آنجا که من مطالعه کرده ام، کشور ایران در چند صد سال گذشته حتی یکبار هم به هیچ یک از کشورهای همسایه خود تهاجم نظامی نکرده است، هر چند که ایران بارها مورد تهاجم کشورهای همسایه قرار گرفته و ایران همواره مدافع بوده است. واقعیت اساسی این است که آمریکا اصلی ترین عامل بی ثباتی خاورمیانه است. فروش سلاح به عربستان سعودی، راه حل ثبات منطقه نیست. هر چند که عربستان سعودی خود اصلی ترین کشور منطقه است که این منطقه را بی ثبات کرده است، ریشه ایدئولوژیکی گروه های تروریستی اسلام گرا مانند القاعده و داعش و سایرین، از عربستان تغذیه می کنند. عربستان سعودی بزرگترین حامی تسلیحاتی و مالی و لجستیکی این گروه های تروریستی است. فروش سلاح به عربستان سعودی، یعنی تامین سلاح برای گروه های تروریستی است.

در این میان، مریم رجوی وضعیت سیاسی را بر علیه ایران و بوی جنگ به مشام او رسیده است، در اوج خیانت و وطن فروشی، از صاحبان خود در عربستان سعودی حمایت کرده و آنها را تشویق به ادامه خصومت علیه ایران کرده است. مریم رجوی و مجاهدین، تنها کسانی هستند که از اعراب حمایت می کنند. مریم رجوی، چنان در خیانت و وطن فروشی فرو رفته است که حتی ذره ای شرم برای پوشاندن این خیانتکاری خود ندارد. مریم رجوی در اوج خیانت و وطن فروشی و حمایت از اعراب بر علیه ایران، قصد دارد در نمایش خیمه شب بازی سالیانه خود با سوء استفاده از نام اسطوره های ایران، خود را ایرانی جا بزند. اما مزدوری و خیانت مریم رجوی که دنباله روی شوهر خود مرحوم اول مسعود رجوی است، چنان آشکار است که آنها مجبورند برای پر کردن سالن این خیمه شب بازی از افغانی ها و اعراب و دانشجو های کشورهای فقیر اروپایی استفاده کنند. هر گونه دفاع از حمله خارجی بخصوص آمریکا و اعراب به ایران، یک خیانت آشکار نسبت به ایران و مردم ایران است و ننگ بر هر کسی که از آن حمایت می کند.

„پایان“

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=29527

نتیجه انتخابات ایران، بور شدن مریم رجوی را به همراه داشت 

 کریم غلامی، ایران فانوس، بیست و چهارم می ۲۰۱۷:… انتخابات ریاست جمهور سال ۱۳۹۶ نیز به پایان رسید و روحانی برنده این انتخابات شد. به نظر من بازنده این انتخابات مریم رجوی بود. هر چند که او به عنوان کاندید در این انتخابات شرکت نکرده بود، ولی سرمایه گذاری زیادی روی برنده شدن سید ابراهیم رییسی کرده بود. هر چند که برنده شدن هر یک از کاندیداها تاثیری به حال اسفناک مریم رجوی نداشت، اما او برای سرپوش گذاشتن بر روی سردرگمی خود … 

مزدور مریم رجوی و ترکی الفیصل اربابشمشکل مریم رجوی با کلمه “انتخابات” است. خواه در سازمان مجاهدین باشد، خواه در ایران و یا آلبانی

لینک به منبع

نتیجه انتخابات ایران، بور شدن مریم رجوی را به همراه داشت

 کریم غلامی، ایران فانوس، ۲۴٫۰۵٫۲۰۱۷

انتخابات ریاست جمهور سال ۱۳۹۶ نیز به پایان رسید و روحانی برنده این انتخابات شد. به نظر من بازنده این انتخابات مریم رجوی بود. هر چند که او به عنوان کاندید در این انتخابات شرکت نکرده بود، ولی سرمایه گذاری زیادی روی برنده شدن سید ابراهیم رییسی کرده بود. هر چند که برنده شدن هر یک از کاندیداها تاثیری به حال اسفناک مریم رجوی نداشت، اما او برای سرپوش گذاشتن بر روی سردرگمی خود نیازمند یک هیاهوی سیاسی داشت. مریم رجوی، از اواخر سال ۱۳۹۵ بطور مستمر به آلبانی سفر می کرد و با گذاشتن جلسات شستشوی مغزی، تلاش می کرد اعضای باقی مانده مجاهدین را همچنان در اسارت خود نگه دارد. بر اساس تئوری مریم رجوی، قرار بود که سید ابراهیم رییسی برنده انتخابات سال ۹۶ گردد. بر اساس تحلیل های مریم رجوی، رییسی که از جناح نظامی دولت بود و وجه بین المللی روحانی را نداشت، گزینه حمله خارجی(آمریکا) را بیشتر فراهم می کرد و مانند سال ۱۳۸۸ در جریان انتخابات ریاست جمهوری مردم به خیابان ها ریخته و درگیری ایجاد خواهند کرد و دولت ایران نخواهد توانست اوضاع را کنترل بکند و این یک فرصت درخشانی برای مجاهدین خواهد بود. مردم ایران هیچ دشمنی بدتر از مجاهدین را به خود ندیده است، زیرا آنها همواره دنبال جنگ و آشوب و کشته شدن مردم ایران هستند تا آنها بتوانند از این آب گل آلود برای خود ماهی بگیرند.

من یاد سال ۱۳۷۶ افتادم، مرحوم اول مسعود رجوی، طبق معمول با تحلیل های آبکی و بطور مطلق بدور از واقعیت سیاسی ایران روی سن سالن اردوگاه(شکنجه گاه) باقرزاده در حالی که دست به کمرش زده بود، برای خودش سخنرانی می کرد و جولان می داد. تحلیل او این بود که علی اکبر ناطق نوری رقیب سید محمد خاتمی به علت حمایت سید علی خامنه ای رهبر نظام، برنده انتخابات خواهد شد. تا آنجا که من می دانم خامنه ای بطور مستقیم از هیچ یک از کاندیداها حمایت نکرده است. امسال هم بر اساس شواهد گویا خامنه ای به روحانی رای داده است. هم امسال و هم سال ۱۳۷۶ تحلیل های مجاهدین به واقعیت نه پیوست. به یک نکته بسیار جالب اشاره بکنم، هر چند که در مقاله های قبلی ام نیز به این نکته اشاره کرده ام، مرحوم اول مسعود رجوی، با چند دهه سابقه فعالیت سیاسی و در حالی که رهبر سازمان مجاهدین با منابع بسیار زیاد بود، تا کنون حتی یک مورد وجود ندارد که تحلیل های او به واقعیت پیوسته باشد.

بعد از پیروزی محمد خاتمی، مرحوم اول مسعود رجوی، دوباره جلسات سرکوب و شستشوی مغزی خودش را راه انداخت، زیرا تمام ارکان سازمان به لرزه افتاده بود. از طرفی ریزش نیرو در درون شورای به اصطلاح ملی مقاومت و از طرفی شک و تردیدها و ریزش نیرو در درون تشکیلات مجاهدین. وقتی که مرحوم اول مسعود رجوی، به روی سن سالن شکنجه گاه باقرزاده آمد و بدون مقدمه گفت „ما از اول هم گفته بودیم که رژیم برای فرار از بحران های داخلی و خارجی دست به این مانور می زند و جناح مدره گرا را به روی کار می آورد“ برای چند لحظه همه همدیگر را نگاه می کردیم و تعجب خودمان را نشان می دادیم، زیرا تا چند روز قبل مسعود رجوی، مدعی بود که ناطق نوری، برنده انتخابات خواهد شد و هر کسی که مخالفت می کرد و می گفت که محمد خاتمی برنده خواهد شد، به شدت سرکوب می شد.

در آن روزها سرتاسر مجاهدین دچار ریزش شدند. بسیاری از شخصیت های برجسته شورا، از مجاهدین جدا شدند. مسعود رجوی، برای جلوگیری از ریزش نیروها، عملیات های تروریستی در داخل ایران را گسترده تر کرد و جلسات سرکوب گرایانه به نام „دیگ“ را در داخل تشکیلات به راه انداخت تا هر صدایی را تحت عنوان انقلاب ایدئولوژیک، سرکوب و خفه کند. امسال مجاهدین باید انتظار ریزش بسیار گسترده تری نسبت به دوران محمد خاتمی داشته باشند. از طرفی دیگر، عراق و اشرف در کار نیست و اعضای مجاهدین تماما در اروپا هستند و هر فردی که بخواهد از سازمان جدا شود، بدون ترس از زندان و شکنجه شدن و یا حتی سر به نیست شدن، می تواند جدا شده و به زندگی خود برسد.

„پایان“

*** 

انتخابات ریاست جمهوری ایران مجاهدین خلق فرقه رجویباز هم سرفصل انتخابات (نامه وارده، تیرانا، آلبانی)ا

Albania’s Anti-Trafficking Coordinator Elona Gjebrea praises Maryam Rajavi for keeping modern slaves in Tirana

Elona Gjebrea përgëzon Marjam Raxhavin për mbajtjen e skllevërve modernë në Tiranë

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=29398

سال ۱۳۹۶، سال شومی که مجاهدین برای خود رقم می زنند 

کریم غلامی، ایران فانوس، چهاردهم می ۲۰۱۷:… مرحوم اول مسعود رجوی، گفته بود که „در درون تشکیلات مجاهدین هر گناهی قابل بخشیدن است فقط یک گناه بخشودنی نیست و آن پشت کردن به جنگ (جدا شدن از سازمان) است“. هر چند که مسعود رجوی در تمام طول عمرش حتی یکبار هم نجنگید و هر گاه وضعیت خطرناک می شد، از صحنه جنگ فرار می کرد. به دلیل همین روش شستشوی مغزی … 

جداسازی اجباری زنان در فرقه رجوی مجاهدین خلق دشمنی کور مجاهدین با انتخابات از هر نوع و هر شکل آن 

لینک به منبع

سال ۱۳۹۶، سال شومی که مجاهدین برای خود رقم می زنند

کریم غلامی

کریم غلامی

 از زمان کودکی بخاطر دارم که در هنگام تحویل سال نو خانواده ها تلاش می کردند آغاز سال را در بهترین شرایط سپری کنند، زیرا اعتقاد داشتند که سال نو را همانگونه که آغاز کردند، طول سال نیز همانگونه خواهد بود. آنها تلاش می کردند که تمام و کمال همه جا را تمیز کرده و همه کدورت ها را پاک کنند و همه بدی ها را بزدایند تا در آغاز سال نو، هیچ نقطه شومی در زندگی آنها وجود نداشته باشد. هر چند شاید این یک خرافه بیشتر نباشد، ولی به عنوان یک تفکر خوب و مثبت و یک فرهنگ به آن نگاه کنیم چیز زیبایی است. اگر آغاز سال، با نیکی و خوبی آغاز شود، طول سال نیز چنان خواهد بود، اما اگر سال را با پلیدی و شوم آغاز کنیم، طول سال نیز تماما پلیدی و شوم خواهد بود.

مریم رجوی سال نو خود و سازمان مجاهدین را شوم و همراه با خیانت آغاز کرد. تصویر جان مک کین(دشمن ایران و ایرانی) در کنار مریم رجوی، تصویر شوم و پلیدی است که مجاهدین سال خود را با آن آغاز کرده اند. اما شوم ترین تصویر، ادامه به اسارت نگه داشتن اعضای مجاهدین است. مدتها است که مریم رجوی بطور مستمر به تیرانا می رود و برای اعضای باقی مانده مجاهدین „نشست های ایدئولوژیک و تشکیلاتی“ می گذارد، این „نشست“ ها همان جلسات شستشوی مغزی و سرکوب است. سازمان مجاهدین یک تشکیلات فرقه گرای مذهبی سیاسی و بسیار خطرناک است. البته خطرناک نه به معنی اینکه دارای یک قدرت نظامی باشند و یا تهدید جدی جانی برای انسان ها بلکه خطرناک از دید ایدئولوژیک است. مجاهدین با شستشوی مغزی انسانها، آنها را تبدیل به افرادی بدون احساس و اراده و بدون کوچکترین قدرت تصمیم گیری می کنند. آنها به این شیوه شکل نوینی از برده داری را به راه انداخته اند.

برعکس آنچه که در اذهان عامه مردم وجود دارد و یا در فیلم های تخیلی آن را به نمایش می گذارند، شستشوی مغزی یک روند پیچیده و نیازمند دستگاه ها و داروهای عجبیب و غریب نیست. شستشوی مغزی یا همان کنترل ذهن، یک روند طولانی و مسمتر است که در آن شخصیت و باورها و افکار فرد تخریب می شود، به بجای آن باورها و افکار خاص جایگزین می شود. در سازمان مجاهدین، این حالتهای تجزیه ای که در افراد رخ می دهد که آنها را در معرض دورهای طولانی مدت و شدید و متقاعد سازی اجباری قرار می گیرند. این روش در سازمان مجاهدین به این ترتیب انجام می شود.

اول، ایزوله سازی افراد؛ اولین قدم برای شستشوی مغزی فرد باید او از دنیای واقعی و اطلاعات ایزوله شود در این صورت نیازهای فرد برای بروز شدن اطلاعات از اخبار روزانه تا اقتصادی و سیاسی و فرهنگی و سایر زمینه، کانالیزه می شود. تمامی اطلاعات دروغ و یا تحریف شده و یا واقعی به شکل مورد نظر به فرد داده می شود تا ذهن او را در جهتی که می خواهند سمت و سو بدهند. در اردوگاه اشرف، اعضای مجاهدین از هرگونه دست رسی به رسانه های عمومی محروم بودند. در سازمان مجاهدین افراد کلماتی مانند „موبایل“، „فیسبوک“، „اینترنت“ و خیلی کلمات دیگر را می شنیدند، ولی تا زمانی که در عراق بودند هیچ تصویر عینی از این رسانه ها نداشتند. این تصویر بسیار شبیه به وضعیت کره شمالی دارد. در چند برنامه ای که در رابطه با کره شمالی دیده ام، مردم کره شمالی حتی نمی دانند فیسبوک چیست. به این ترتیب رهبران مجاهدین توانستند اعضای خود را فریب بدهند و دنیا و ایران را به شکل و حالت دیگری در مغز آنها حک کنند.

دوم، وادار کردن فرد به تبعیت از خواسته های سران مجاهدین؛ پذیرفتن ایدئولوژی و استراتژی و سیاست مجاهدین کاملا اجباری است. اگر فردی وارد تشکیلات مجاهدین بشود و حاضر نباشد ایدئولوژی مجاهدین را بپذیرد، این فرد روزانه و بطور مستمر تحت فشار قرار می گیرد تا زمانی که این ایدئولوژی مخرب را بپذیرد. محروم شدن فرد از امکانات مختلف حتی پزشکی، قرار گرفتن در شرایط کاری سخت و خطرناک، تحقیر و توهین مستمر، زندانی و شکنجه شدن. تا سال ۱۳۷۴ من عضو سازمان مجاهدین نبودم و در این سال زیر ضرب جلسات سرکوب و شستشوی مغزی تحت نام „حوض“ مرا واراد کردند که برگه عضویت این ایدئولوژی کثیف را بپذیرم. حتی یک بار در سال ۱۳۷۲ من متوجه شدم که سازمان مجاهدین در پرونده های پرسنلی خود نام مرا تحت عنوان عضو سازمان مجاهدین ثبت کرده اند، به همین دلیل من در یک نامه اعتراضی مطرح کردم که من مجاهد نیستم و ایدئولوژی سازمان مجاهدین را نمی پذیرم. این نامه برای من بسیار گران تمام شد و در کنار جلساتی که برای سرکوب کردن من می گذاشتند، تهدید و محروم کردن من از امکانات بخصوص موارد پزشکی و دارویی نیز تا چند سال ادامه داشت. من تا زمانی که از سازمان مجاهدین خارج شدم، تحت محرومیت پزشکی و امکانات پزشکی و دارویی بودم.

سوم، ایجاد بحران هیویت؛ در سازمان مجاهدین از بدو ورود این موضوع در ذهن فرد حک می شود که آن فرد نیازمند رهبری عقیدتی و سازمان مجاهدین هستند و او هیچ توانمندی و قدرت ندارد و توانایی هایی که او دارد از سازمان و رهبری عقیدتی است و بدون آن او یک فرد بدبخت و نیازمند و هیچکاره است. انقلاب ایدئولوژیک مجاهدین، کثیف ترین شیوه از این نوع بود. با انقلاب ایدئولوژیک در طی سالیان به اعضای مجاهدین القاء شد که دلیل شکست های مجاهدین و سرنگون نشدن رژیم ایران، اعضای سازمان هستند زیرا تمام ذهن و فکر اعضای مجاهدین به دنبال مسائل جنسی است و همه اعضا گناه کار هستند(گناه جنسی). این روش مخرب باعث شد که همه اعضای سازمان مجاهدین اعتماد به نفس خود را بطور کامل از دست بدهند و دچار فلج اراده شوند. افراد دچار تغیرات بنیادی در هویت و ارزشها و باورهای گذشته خود شدند. اعضای مجاهدین توام واپس رو می شدند و حتی در ادراکهای ساده دچار تردید می شدند. تغییر هویت، یک امر همه گیر در سازمان مجاهدین بود، کسانی که زمانی حتی فرمانده هان نظامی لایقی بودند در گذشت زمان حتی بعضا توان اداره کمترین امورات مشکلات را نداشتند.

چهارم، کیش شخصیت، پرستش رهبری عقیدتی؛ اوایل روزهای که به سازمان مجاهدین پیوسته بودم چند تا نمایش و فیلم ویدئویی بود که در آن هواداران خمینی را به تمسخر می گرفت، کسانی که برای خمینی شعار می دادند و یا به دست بوس خمینی می رفتند و برای دیدن او جان فشانی می کردند. وقتی که من جلسات درون تشکیلاتی مجاهدین را دیدم، این فیلم ها به یادم افتاد و با خودم گفتم که اگر شعار دادن و بوسیدن دست و تلاش کردن برای دیدن خمینی بد است، چرا خود مجاهدین همین کار را انجام می دهند. وقتی که مسعود رجوی وارد سالن جلسه می شد، همه از جای خود بلند می شدند و با تمام قدرتی که داشتند دست می زند و شعار می دادند و برای دیدن و نزدیک شدن به او روی صندلی ها می رفتند و همدیگر را زیر دست و پا له می کردند یا برای صحبت کردن با او میکروفون را از دست همدیگر می قاپیدند. یک وحشیگری به تمام عیار. در ذهن افراد این کاشته شده بود که مسعود رجوی فردی بود بی بدیل و معصوم و بیگناه، عاری از هرگونه خطایی است که باید او پرستیده بشود. وقتی که قرآن می خواند و آن را به اصطلاح ترجمه و تفسیر می کرد، طوری که صحبت می کرد که گویا در همه آن واقعه ها بوده و از طرف خدا به او وحی می شود. مجاهدین در تبلیغات درون تشکیلاتی و بعضا در عموم چنان نشان می دادند که گویا مسعود رجوی امام زمان است و از طرف خدا به او وحی می شود و او آینده را پیش بینی می کند، البته هر چند که تا به امروز هیچ کدام از پیش بینی های او به واقعیت نپیوسته است. همه جا عکس های مرحوم اول مسعود رجوی و مریم رجوی، وجود داشت و اگر کسی عکس او را در اتاق و یا کمد شخصی و در وسایل خود نداشت، مورد سرکوب قرار می گرفت حتی بعضا مارک بریده می خورد.

بریده؛ بریده اصطلاحی بود که در سازمان مجاهدین به کسانی گفته می شد که قصد خروج از سازمان مجاهدین را دارند و این بدترین مارکی بود که می شد به یک فرد در تشکیلات مجاهدین زد.

پنجم، ایجاد ترس برای خروج از فرقه مجاهدین؛ بزرگترین گناه در سازمان مجاهدین جدا شدن از سازمان بود که فرد مارک „بریده“ می خورد. مرحوم اول مسعود رجوی، گفته بود که „در درون تشکیلات مجاهدین هر گناهی قابل بخشیدن است فقط یک گناه بخشودنی نیست و آن پشت کردن به جنگ (جدا شدن از سازمان) است“. هر چند که مسعود رجوی در تمام طول عمرش حتی یکبار هم نجنگید و هر گاه وضعیت خطرناک می شد، از صحنه جنگ فرار می کرد. به دلیل همین روش شستشوی مغزی، در مغز اعضای سازمان جدا شدن از سازمان یک گناه بزرگ است حک شده بود. همچنین افراد به دلیل از دست دادن اعتماد به نفس خود و عدم اطلاع از دنیای بیرون خروج از سازمان مجاهدین یک کار بسیار ترسناک و وحشتناکی به نطر می رسید. فرار کردن از سازمان کار بسیار دشواری بود، در طول سالیان شاید فقط سه یا چهار نفر توانستند از اشرف فرار بکنند. دور تا دور اردوگاه اشرف با چند لایه سیم خاردار و مین گذاری، بسته شده بود و هر چند صد متر (به دلیل اینکه منطقه دشتی و کاملا صاف بود، یک برج مراقبت می توانست تا چندین کیلومتر دید داشته باشد) یک برج دیدبانی وجود داشت که هدف آن دیدبانی از داخل اشرف بود، نه خارج از اشرف (حفاظت اشرف تا شعاع ده کیلومتری به دست نیروهای ارتش عراق بود). اینگونه به اعضای مجاهدین تلقین شده بود که، هر آنچه که دارند از سازمان مجاهدین است و آنها در سازمان مجاهدین عاقل تر شده اند و همه چیز را در آنجا آموخته اند، در نتیجه اگر از سازمان جدا بشوند، همه چیز خود را از دست می دهند.

مسئولیت من و ما به عنوان جداشدگان از سازمان فرقه گرای مجاهدین، مبارزه برای هویت انسانها و نجات جان انسان های اسیر در این فرقه است، شاید روزی این مبارزه فرهنگی و سیاسی ما گسترده تر گردد و آن مبارزه با هرگونه فرقه گرایی و خشونت طلبی باشد.

„پایان“

*** 

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=29303

دیدگاه مجاهدین نسبت به کار و طبقه کارگر 

کریم غلامی، ایران فانوس، هفتم می ۲۰۱۷:… بیماری و درمان و از کار افتادگی در سازمان مجاهدین، بیمار شدن و بیمار بودن در سازمان مجاهدین یک جرم و گناه بزرگی است. در سازمان مجاهدین همه باید کار کنند. کار اجباری حتی شامل افراد مسن بالای ۷۰ و ۸۰ ساله هم می شد. معلولین جنگی نیز از این مستثنی نبودند. زمان کار و شرایط کار آنها مانند افراد سالم بود. چنانکه حتی بعضا دچار ضایعات جسمی بیشتری … 

روز زن مجاهدین خلق فرقه رجوی شورای ملی مقاومت ایرانمصاحبه با خانم مریم سنجابی به مناسبت روز جهانی زن

زنان برده در کمپ لیبرتی مجاهدین خلق فرقه رجویدر آستانه روز جهانی کارگر نگاهی به اراجیف تازه عباس داوری 

لینک به منبع

دیدگاه مجاهدین نسبت به کار و طبقه کارگر

بعضی وقتها به این فکر می کنم که چه بر سر دنیا آمده و خرد مردم به کجا رفته است. رییس جمهور کشور آمریکا چیزی به نام دونالد ترامپ است. کشور عربستان، بزرگترین حامی گروه های تروریستی مانند القاعده و داعش، جایزه بین المللی مبارزه با تروریست را دریافت می کند و همین کشور که زن ستیزترین کشور دنیاست، عضو کمیسیون زنان سازمان ملل است کشوری که زنان حتی حق رانندگی ندارند. تقریبا هزار نفر کاندید ریاست جمهوری ایران شده اند، شاید به سختی بتوان یک نفر پیدا کرد که صلاحیت کاندید شدن را داشته باشد. مریم رجوی، فکر نمی کنم در تمام عمرش حتی یک ساعت کار فیزیکی کرده باشد، برای کارگران پیام می فرستد.

اگر نگاهی به منشا روز کارگر و شرایط کار در سازمان مجاهدین بکنیم، عمق فاجعه را خواهیم فهمید. روز اول ماه می روز جهانی کارگر است. منشا این روز جنبش کارگری در اواخر قرن نوزدهم در آمریکا بود. در روز اول ماه می سال ۱۸۸۶ تعداد زیادی از کارگران آمریکایی، دست به اعتصاب زدند و خواستار ساعت کاری استاندارد یعنی ۸ ساعت کار در روز شدند. در چهارم ماه می یعنی در چهارمین روز اعتصاب کارگران در شهر شیکاگو آمریکا، پلیس به روی کارگران آتش گشود. تعدادی کشته و تعدای مجروح شدند و در همین رابطه چهار تن دیگر اعدام شدند. با رسیدن اخبار مربوط به این تظاهرات، کشتار و اعدام به سایر کشورها، در گوشه و کنار جهان مراسم یادبود برگزار و هر سال هم تکرار شد که به تدریج اول ماه مه، روز جهانی کارگر عنوان گرفت. برای اولین بار در سال ۱۹۳۳ حزب نازی آلمان روز اول ماه می را تعطیل عمومی و روز ملی خواند، زیرا اعدام شدگان شیکاگو عمدتا آلمانی بودند. در جریان انقلاب سفید در ایران به دستور شاه ۲۰ درصد از سود خالص کارخانه ها می بایست در بین کارگران تقسیم می شد، چیزی که حتی امروزه در کشورهای اروپایی نیز دیده نمی شود.

سازمان فرقه گرای مجاهدین، طبق معمول که در هر رابطه ای مانند دمکراسی و انتخابات و بسیاری موارد دیگر موضع می گیرند و خود را پیشرو می دانند، به تمام کارگران تبریک گفته اند. خانم برگزیده، رییس جمهور منتصب توسط مرحوم اول مسعود رجوی، در پیامی از اعتراض کارگران حمایت کرد. طبق معمول، سئوال این که آیا مجاهدین به طبقه کارگر و حقوق آنها احترام قائل هستند؟ اگر به موضوع کار در درون تشکیلات سازمان فرقه گرای مجاهدین نگاه کنیم، خواهیم فهمید که مجاهدین بطور واقع چه دیدگاهی نسبت به کار و کارگر دارند.

ساعت کار، اصلی ترین محور اعتصاب کارگران شیکاگو آمریکا به کاهش ساعت کار از ۱۰ ساعت به ۸ ساعت در روز بود. اما استاندارد ساعت کار در مجاهدین وجود ندارد. اعضای مجاهدین بین ساعت ۴ الی ۵ صبح (بستگی به زمستان و تابستان دارد) از خواب بیدار می شوند و در بهترین شرایط ساعت ۱۲ شب (ساعت ۲۴) می خوابند. از مجموع ۲۰ ساعت اگر ۲ ساعت برای غذا خوردن و کارهای فردی مثل دوش گرفتن کم کنیم ۱۸ ساعت باقی می ماند. اعضای مجاهدین روزانه بین ۲ الی ۴ ساعت جلسات شستشوی مغزی دارند، با این حساب یک مجاهد روزانه بین ۱۲ تا ۱۴ ساعت کار یا بهتر بگویم بیگاری می کند. در سازمان مجاهدین چیزی به نام روز تعطیل و یا جمعه وجود ندارد. اعضای مجاهدین تمام روزهای سال بدون تعطیلی کار می کنند.

حقوق کار، در سازمان مجاهدین، افراد از هیچ گونه حق و حقوقی برخودار نیستند. به گفته شخص مرحوم اول مسعود رجوی، مجاهد فقط یک حق دارد و آن فدا شدن(مصرف شدن) است. یکی از ایراد هایی که مجاهدین از دولت جمهوری اسلامی می گیرند، حقوق پایین کارگران است. البته که حقوق نه تنها کارگران بلکه تمامی قشرها پایین است. فکر نکنید که این وضعیت در اروپا بهتر است، در همین کشور آلمان یک کارگر حدود ۱۰۰۰ یورو ماهیانه حقوق می گیرد. بخش بزرگ آن در همان یکی دو روز اول ماه از حساب او کم می شود. این پرداخت ها شامل کرایه خانه و برق و آب و بسیاری موارد دیگر، در بهترین حالت برای یک فرد مجرد حدود ۳۰۰ تا ۲۰۰ یورو در ماه باقی می ماند که آن هم هزینه خورد و خوراک فرد می شود. این را هم باید بدانید که زندگی اروپا بسیار گران است. پس در نتیجه فرق چندانی بین حقوق کارگران ایران و اروپا وجود ندارد. در درون تشکیلات مجاهدین هر فرد در ماه ۴ دلار (۱۲ هزار دینار) دریافت می کرد. البته به افراد پول داده نمی شد بلکه کوپن داده می شد تا وسایل مورد نیاز خود را بخرند، امروزه ۵۰۰ یورو به هر فرد داده می شود که این حقوق پناهندگی افراد است و هیچ ربطی به سازمان مجاهدین ندارد.

وضعیت معاش در سازمان مجاهدین، اعضای سازمان مجاهدین همواره دو آرزو داشتند، اولی استراحت کافی حداقل ۸ ساعت در روز و خوردن غذا تا سیر شوند. از آنجایی که به اعضای مجاهدین پول داده نمی شد و آنها اجازه خروج از اردوگاه اشرف را نداشتند تا بیرون از اشرف مواد غذایی تهیه بکنند(البته پول آن را هم نداشتند)، تنها دست رسی آنها به مواد غذایی همان موادی بود که سازمان در اختیار اعضای خود قرار می داد. میزان مواد غذایی که به اعضاء داده می شد، بسیار کم بود به همین دلیل همواره اعضای مجاهدین گرسنه بودند.

در سازمان مجاهدین اعضای آن فاقد مالکیت شخصی هستند، در همان بدو ورود به سازمان مجاهدین (این را هم باید بدانید که به دلیل تلاش بی وقفه جداشدگان از سازمان، سالیان است که دیگر کسی عضو سازمان مجاهدین نمی شود) تمامی وسایل با ارزش فرد از او گرفته می شود. این حتی شامل لباس نیز می شود. اعضای مجاهدین، حتی از داشتن رادیو محروم هستند شاید باور این برای شما سخت باشد، ولی تا زمانی که مجاهدین در عراق بودند، اعضای آنها حتی تلفن همراه(موبایل) را به چشم خود ندیده بودند و کمترین تصوری از اینترنت نداشتند. بطور مستمر وسایل شخصی افراد بررسی می شد مبادا آنها یک وسیله با ارزش داشته باشند.

بیماری و درمان و از کار افتادگی در سازمان مجاهدین، بیمار شدن و بیمار بودن در سازمان مجاهدین یک جرم و گناه بزرگی است. در سازمان مجاهدین همه باید کار کنند. کار اجباری حتی شامل افراد مسن بالای ۷۰ و ۸۰ ساله هم می شد. معلولین جنگی نیز از این مستثنی نبودند. زمان کار و شرایط کار آنها مانند افراد سالم بود. چنانکه حتی بعضا دچار ضایعات جسمی بیشتری می شدند. در سازمان مجاهدین اصطلاح تمارض به بیماران نسبت داده می شد. تمارض، یعنی فردی که بیمار نباشد اما خود را به بیماری بزند. به دلیل کار یا بهتر بگویم بیگاری، بسیار سختی که از افراد کشیده می شد عمدتا افراد دچار ضایعات جسمی شدیدی می شدند کمر درد، پا درد و دست درد، یک بیماری رایج در سازمان مجاهدین است. بیماران از ترس اینکه مارک „تمارض“ نخورند، ابراز بیماری نمی کردند و هر فرد که بیمار بودنش را مطرح می کرد، در جلسات سرکوبگرایانه که روزانه برقرار می شد فرد را مورد توهین و تحقیر قرار میدادند که او تمارض می کند و می خواهد از زیر کار فرار بکند.

انتصاب ها در درون تشکیلات مجاهدین، یکی از ایرادهایی که سازمان مجاهدین از رژیم می گیرد انتصاب های آقازاده ها در امور کشوری و اداری است. شخص مریم رجوی به عنوان رییس جمهور برگزیده مقاومت، در اساس هیچ انتخاباتی وجود نداشت، بلکه مرحوم اول مسعود رجوی، او را به این عنوان به شورای به اصطلاح ملی مقاومت و مجاهدین قالب کرد. شاید باور این سخت باشد، ولی عمده مسئولین سازمان فاقد صلاحیت اداره امور آن بودند، تنها کارشان سرکوب اعضای تحت مسئولیت شان بود. یکی از اصلی ترین دلایل سقوط مجاهدین، همین انتصاب ها بود، آنها بجای رشد و پیشروی، روز به روز پس رفت داشتند که امروزه به این نقطه رسیده اند.

مسعود رجوی هرگز کار فیزیکی نکرده و حتی کارهای شخصی خود را هم خودش انجام نمی داد. همواره کسانی بودند که کارهایش را انجام می دادند. این در حالی بود که ۱۲ ساعت کار برای همه یک اجبار بود. بیماران، افراد از کار افتاده، مجروحین جنگی و سالخورده ها، همه می بایست کار می کردند. سران سازمان مجاهدین، کسانی هستند که فقط به خودشان و پول و قدرت فکر می کنند و جان و مال و احساسات دیگران برایشان کوچکترین اهمیتی ندارد، شعارها و تبلیغاتی که می کنند و قصد عوام فریبی دارند و تماما دنبال منافع خودشان هستند. مردم و طبقات مختلف جامعه بخصوص کارگران هیچ جایی برای آنها ندارد.

„پایان“

*** 

عباس داوری مجاهدین خلق فرقه رجویروز جهانی کارگر و بازی‌های تبلیغاتی مجاهدین 

روز جهانی کارگر مجاهدین خلق فرقه رجوییادی از ۱۱۹۲ کارگری که به‌دست منافقین شهید شدند

مزدور عباس داوری رابط استخبارات صدام. وطن فروشی و ترور در مقابل دلار و دینار

https://youtu.be/UEwFH7uzTOg

عباس داوری مجاهدین خلق فرقه رجویروز جهانی کارگر و کمیسیون کار! فرقه رجوی

معصومه ملک محمدی و عباس داوریمعصومه ملک محمدی و عباس داوری از کشتار ۱۹ فروردین سال ۹۰ اشرف. زمینه سازان واقعی فاجعه 

کسانیکه دست در خون کارگران ایرانی دارند لطفا دم از حقوق کارگر نزنند

The MEK’s dirty past includes the anti-Imperialist inspired murder of six Americans in pre-revolution Iran which it later celebrated in songs and publications

Trump’s MEK version of events won’t secure victory against Iran, lets ISIS off the hook

مجاهدین خلق تحت نامهای مستعار در کنگره امریکا شکستن رکورد وقاحت توسط مجاهدین خلق بدلیل سکوت ماست (نفوذ تروریسم به قلب کنگره امریکا تحت لوای “نوروز”؟!)ا

افشای اعتصاب غذای دروغین مجاهدین خلق فرقه رجویSitting Down with the MEK (Mojahedin Khalq, Rajavi cult, NCRI, …)

2016-06-30-1467308500-6000440-download.jpgMaryam Rajavi — MEK Propaganda Queen — Advertises Her Services For Iran’s Enemies

*** 

همچنین:

  • کریم غلامی، ایران فانوس، هفتم می ۲۰۱۷:… بیماری و درمان و از کار افتادگی در سازمان مجاهدین، بیمار شدن و بیمار بودن در سازمان مجاهدین یک جرم و گناه بزرگی است. در سازمان مجاهدین همه باید کار کنند. کار اجباری حتی شامل افراد مسن بالای ۷۰ و ۸۰ ساله هم می شد. معلولین جنگی نیز از این مستثنی نبودند. زمان کار و شرایط کار آنها مانند افراد سا

     کریم غلامی، ایران فانوس، بیست و چهارم آوریل ۲۰۱۷:… مجاهدین یک فرقه ایدئولوژیک بسیار خطرناکی هستند که برای بدست گرفتن قدرت، از هر گونه خیانت و جنایت فروگذار نمی کنند. طرح مجاهدین برای ایران آینده آمیخته ای از نوع حکومت کره شمالی و حکومت پل پوت(خمرهای سرخ) در کامبوج است. مهدی ابریشمچی، یکی از مغزهای مرتجع و فاسد مجاهدین، آیند

    کریم غلامی، ایران فانوس، نوزدهم آوریل ۲۰۱۷:… از اولین سرودهایی که از سازمان مجاهدین شنیدم سرود“سر کوچه کمینه، مجاهد پر کینه“ بود. مجاهدین همواره خود را ضد امپریالیسم و دشمن اصلی آمریکا می خوانند. در جلسات سرکوب گرایانه مجاهدین که در سال ۲۰۰۱ برگذار کردند، برابر بود با حمله ۱۱ سپتامبر به آمریکا و فاجعه انسانی آن زمان. مسعود رج

    Maryam Rajavi, leader of the Council of Resistance of Iran (NCRI), takes part in a rally in Villepinte, near Parisکریم غلامی، ایران فانوس، چهاردهم آوریل ۲۰۱۷:… مجاهدین برای ایران یک دیکتاتوری به مانند دیکتاتوری کره شمالی در نظر گرفته است. رهبر کره شمالی، هیچ فرقی با مسعود رجوی ندارد. من قبلا مقاله ای به نام „زنان ذوب شده در رهبر“ را نوشتم و به این موضوع پرداختم که می توانی

    کریم غلامی، ایران فانوس، ششم آوریل ۲۰۱۷:… اما مشکل مجاهدین با انتخابات در داخل ایران چیست؟ بعد از سال ۱۳۵۷، مجاهدین تلاش کردند که در انتخابات شرکت بکنند، ولی با شکست روبرو شدند و هرگز نتوانستند حتی یک نماینده به پارلمان و یا شورای شهرها بفرستند. از آنجایی که مجاهدین می دانستند که هیچ شانسی در انتخابات ندارند، همه پرسی … 

    ۲۰۱۷/۰۳/۲۰ شادباش نوروزی و جمع بندی یک ساله تحولات در فرقه رجوی

    Iran_Fanous_Persian_New_Year_2017ایران فانوس، بیستم مارس ۲۰۱۷:… در آخرین ساعات سال ۱۳۹۵ خورشیدی، تعدادی از اعضای کانون سیاسی/ فرهنگی ایران فانوس، از فرصت پایانی سال استفاده کرده و گرد هم جمع شدند تا ضمن ارسال پیام نوروزی به مردم ایران همچنین آرزوی نجات و آزادی برای اسرای فرقه رجوی در آلبانی کرده باشند. د

     کریم غلامی، ایران فانوس، هجدهم مارس ۲۰۱۷:… هر چند امسال دیگر خبری از اشرف و لیبرتی و مرحوم اول مسعود رجوی، نیست تا سازمان فرقه گرای مجاهدین تحت این عناوین شعار پردازی بکند، ولی با این حال امسال از یک ماه پیش تر سازمان فرقه گرای مجاهدین، دست به فراخوان زدند و طی این روزها مدعی هستند که مردم ایران بشکل گسترده ای به این … 

    Women's day Mojahedin Khalq Rajavi cult 3کریم غلامی، ایران فانوس، نهم مارس ۲۰۱۷:… یکی از تاسف بارترین این سوء استفاده ها از روز جهانی زنان، توسط مجاهدین خلق صورت می گیرد. مجاهدین که دارای سابقه طولانی در سرکوب و استثمار زنان در درون فرقه مجاهدین هستند، این روز را جشن می گیرند و مریم رجوی در این روز برا

     Maryam Rajavi news of Massoud Rajavi deathکریم غلامی، ایران فانوس، چهارم مارس ۲۰۱۷:… سعود رجوی مرحوم به لحاظ فیزیکی زنده و یا مرده باشد اهمیت چندانی ندارد، اگر حتی مسعود رجوی بطور فیزیکی زنده باشد، مرده متحرکی بیش نیست. هر چند که اطلاعات کافی در رابطه با گذشته مسعود رجوی در دسترس نیست. تا قبل از سال ۱۳۵۱ را نمی توانم نظری بدهم. ولی این را

    2015-10-29-1446141457-4261917-syria2013Aleppo.jpgکریم غلامی، ایران فانوس، نوزدهم فوریه ۲۰۱۷:… می خواهم به همه ایرانی ها هشدار بدهم که هوشیار باشند، ما در زمانه بسیار بحرانی به سر می بریم، بخصوص کسانی که خواهان حمله آمریکا به ایران هستند. آیا فکر می کنید که آم

     mujahedin_khalq_iraq_20162کریم غلامی، ایران فانوس، هشتم فوریه ۲۰۱۷:… یک مطلب تحت عنوان „زوزه‌های وحشت اطلاعات آخوندی از قدرت و پیشروی روزافزون مجاهدین“، باور کنید من هم مثل شما از تیتر این مطلب خنده ام گرفت „قدرت و پیشروی روز افزون مجاهدین“ به نظر من باید این تیتر را به عنوان خنده دارترین جمله سال انتخاب کرد. بگذریم هر چند مجاه

    rafsanjani_beheshti_rajavi_3کریم غلامی، ایران فانوس، بیستم ژانویه ۲۰۱۷:… بر اساس همین تئوری، مسعود رجوی حساب زیادی روی مرگ خمینی باز کرده بود و فکر می کرد که با مرگ خمینی رژیم ایران سرنگون خواهد شد و مجاهدین خواهند توانست در خیابان های تهران رژه بروند. خمینی سال ۱۳۶۸ مرد و نه تنها حکومت ایران سرنگون و متز

     کریم غلامی، ایران فانوس، هشتم ژانویه ۲۰۱۷:… شکل دیگری از تولیدات شخصیت در سازمان مجاهدین، تولید مبارز و یا زندانی مقاوم بود. البته بارها این موضوع به یک افتضاح برای مجاهدین تبدیل شد. یکی از این موارد معصومه ملک(مرجان) بود. او در جریان خمپاره باران های تهران، شرکت داشت و در شهر ارومیه دستگیر شد. کمدی تلخ این داستان آنجا است که