جناب ابریشمچی گاهی خیلی خنده دار می شوی!

جناب ابریشمچی گاهی خیلی خنده دار می شوی!

ایران دیدبان، هفتم دسامبر 2013: … اما گفته‌اید که اگر جنگ نمی‌افروختید صلح نمی‌شد و به همان سیاق اگر بلوای هسته ای به راه نمی‌انداختید، رژیم حاضر به توافق نمی‌شد. مطمئن باشید هر کسی که رفتار همین چند روز شما به هنگام «افشای پروژه اتمی» را دیده باشد به شما حق می‌دهد که این حرف را بزنید، اگر این کار نکنید از خشم خواهید ترکید، این ادعا فقط روزگار خنده دار شما را وامی نماید. این ادعا بیش از آن که …

رمز گشایی از نماد «مهدی ابریشمچی»

لینک به منبع

آیینه چون نقش تو بنمود راست؛ خود شکن آیینه شکستن خطاست

جناب ابریشمچی گاهی خیلی خنده دار می شوی!

جناب ابریشمچی؛

در تحلیل علل همراهی شما با رجوی که از همه به ماهیت عملکردش و کنه روابط تشکیلاتی مجاهدین آشناترید گفته اند که میل وافری به تحقیر و بی آبرویی دارید و رجوی با شناخت همین خصلت شما، آن بلای تاریخی را برسرشما آورد و آنجا که نیاز دارد، ماله‌کشی خرابکاریهایش را به شما می سپارد، تا مضحکه عام و خاص شده و ارضا شوید، با این همه هیچگاه از طعن و توهین و توبیخش هم مصون نبوده و نیستید.

بعید به نظر می رسد که همین یک انگیزه، منشاء این همه جان نثاری و سرسپاری باشد، احتمالاً در این سن و سال راهی پیش روی خود نمی بینید، حکایت شما تلخ و دردناک است، بدجوری رکب خورده و عمر را باخته اید و ناگزیرید برای آرامش هم که شده، از آنچه کرده اید به هر شکل و زبان دفاع کنید. با این حال گاهی حرفهایی می زنید که خیلی خنده دار می شوید، مثل همان دست زدنتان در عروسی مسعود و مریم!

یکی از نمونه های این رفتار و بیان به کلی مسخره، نوشته ای است که به تازگی در سایت همبستگی ملی گذاشته اید: ” زنده باد صلح، زنده باد آزادی “ که کافی است با مرور بخشهایی از آن متوجه شوید تا چه پایه خنده دار شدید و بفهمید رجوی چه لذتی می برد از این همه حماقت.

در همان ابتدا نوشته اید: «رژیم مثل هر دیکتاتور دیگر بدلیل محروم بودن از حمایت و پایگاه مردمی خواه ناخواه باید به یک اهرم خارجی تکیه کند.» و آنقدر این حرف نچسب و مسخره و بی پشتوانه است که بلافاصله و در ادامه همین جمله برای رفع و رجوع آن، آورده اید:« برخوردار از تجارب ضد مردمی دیکتاتوری سلطنتی و نیز بدلیل ماهیت قرون وسطایی، نه می توانست و نه می خواست برای اعمال دیکتاتوری و سرکوب به کشورهای غربی تکیه نماید.» و چون بایستی چیزی به هم می بافتید تا بالاخره تکیه بر اهرم خارجی درست درآید، ادامه دادید:« از این رو از اولین روزهای حاکمیت، تلاش کرد با برخورداری از خصوصیت ویژه رژیمش یعنی حاکمیت تحت نام اسلام رژیمها و جریانهای بنیادگرا و تروریست را به مثابه وزنه تعادل خارجی جهت سرکوب داخلی بکار بگیرد.»

بی تردید موقع نوشتن این جملات سازمانتان را روبروی آئینه گذاشته بودید، در آئینه دیدید چه شد که از ایران فرار کردید، چه شد به عراق پناه بردید و حالا به آمریکا آویزان شده اید، لابد به علت آن که از حمایت و پایگاه مردمی برخوردار بودید.

وقتی تکیه بر غرب را سیاست دیکتاتوری سلطنتی معرفی می کنید، لابد می فهمید که آویختن به غرب ، خصوصاً آویزان شدن از نهادهای نظامی و امنیتی آمریکا یک تجربه سوپرانقلابی نیست و دلیل آن حفظ سلطنت دیکتاتورانه رجوی بر تشکیلات مجاهدین است!

بی تردید وقتی درباره وزنه تعادل ساختن جریانهای بنیادگرا و تروریست جهت سرکوب داخلی می نوشتید، روبروی آئینه زلفهای پریشانتان را شانه می‌کردید و خود را تمام قد و تمام رخ می‌دید، چرا که هم اکنون صدها شاهد زنده شهادت می‌دهند که این مجاهدین بودند که با تکیه به استخبارات صدام و زندان مخوف ابوغریب، دست به سرکوب نیروهای ناراضی داخل تشکیلات زدند، که البته یکی از عاملین اصلی این سرکوب شما بودید. شهودی که در سینه خاک خوابیده اند و قربانی این سیاست سرکوبگرانه بوده اند را شما بهتر از هرکسی می شناسید، بنابراین به نظر می رسد که اگر این فرافکنی به قصد تشفی خاطر نبوده باشد، به قصد خودنمایی بوده است!

هنوز که هنوزست و پس از سالها، نتوانسته اید حتی برای نزدیکترین افراد به خود، نوکری صدام و خیانت به کشور را توجیه کنید و برای همین هر از گاهی ناگزیرید با استفاده از شعار صلح و آزادی، روایتی جدید از خیانتهای مجاهدین ارائه کنید. مهمترین ادعایی که برای پوشش نوکری صدام و خیانت به میهن می آورید این است که : « شورای ملی مقاومت و قبل از هرکس مسئول شورا بدور از هر نوع فرصت طلبی و نان به نرخ روز خوردن و بدون ترس از انواع توطئه ها و مارکهای آخوندی، با شجاعت بی نظیری بلافاصله اعلام کرد که از روز خروج نیروهای عراقی از خاک ایران و اعلام آمادگی دولت عراق برای پذیرش صلح، این جنگ، ضد میهنی ، ضد اسلامی و ضد انسانی است.»

علاقه رهبری مجاهدین از جمله شما به این که حرفهای خنده دار بزنید و هر بار تاریخ را با ویرایشی جدید روایت کنید برکسی پوشیده نیست، اما لااقل چیزهایی بگویید که خلاف آن برای میلیونها انسان روی کره زمین اثبات نشده باشد. ارتش صدام تا آخر جنگ حتی یک روز هم خاک ایران را از اشغال خود خارج نساخت و قسمتهای زیادی از خاک ایران را در اشغال داشت، اگر منظور خروج از خرمشهر است که در آنجا به یمن دلاور مردی سربازان و پاسداران میهن پرست مجبور به خروج شد و چاره ای جز آن نداشت. چه دلیلی روشن تر از به خدمت گرفتن مجاهدین برای جنگ با ایران وجود دارد که اثبات کند، صدام هیچگاه آماده صلح نبود و ادعاهایش فقط مانورهای سیاسی بود؛ مگر در جنگ صدام علیه ایران، مجاهدین سرپیاز بودند یا ته پیاز که با آنها قرارداد صلح ببندد، اتفاقا صدام معدوم مثل شما علاقه ای به کارهای مضحک نداشت که «قرارداد صلح» را با مجاهدین بست، بلکه به این علت بست که در جنگ بسیار هم جدی بود و می خواست از همه ابزارهای موجود برای هل دادن ماشین جنگش بهره ببرد!

وانگهی اگر این آسمان و ریسمان بافتن شما در باره نوکری صدام روزی روزگاری جواب می داد، پس از افشای اسناد خیانت و مزدوری شما و نمایش فیلم‌های ملاقاتها و معاملاتتان با رؤسای استخبارات که یکسره در خدمت جنگ است، دیگر جواب نمی‌دهد، باید فکر دیگری بکنید چون این حرفها حتی خنده دار هم نیست.

اما گفته‌اید که اگر جنگ نمی‌افروختید صلح نمی‌شد و به همان سیاق اگر بلوای هسته ای به راه نمی‌انداختید، رژیم حاضر به توافق نمی‌شد. مطمئن باشید هر کسی که رفتار همین چند روز شما به هنگام «افشای پروژه اتمی» را دیده باشد به شما حق می‌دهد که این حرف را بزنید، اگر این کار نکنید از خشم خواهید ترکید، این ادعا فقط روزگار خنده دار شما را وامی نماید.

این ادعا بیش از آن که خنده دار باشد، نشانه ای از حماقت است. چرا که اگر مبنا همین حرفها و ادعاهای امروز شما باشد، از دید یک سرنگونی طلب باید به شما گفت لطفاً به خودتان زحمت ندهید و اگر امکان دارد هیچ کاری نکنید، چون همانقدر که صلح طناب دار رژیم شد این توافقنامه هم خواهد شد!

این از صلح طلبیتان !

اما در مورد آزادی خواهی، بهتر است نگاهی به اظهارات همین اعضای تازه جداشده از شورا بیندازید تا میزان آزادیخواهی شما برای خودتان معلوم شود، ضرورتی ندارد به دردهای صدها نفری که طعم داغ و درفش و زندان و شکنجه را در اردوگاههای عراق چشیده اند و اکنون در گوشه و کنار جهان به عنوان محک آزادیخواهی مجاهدین عمل می کنند، توجه کنید، چون چاره ای نخواهید داشت جز این که اقرار کنید، در این سالها در عراق کاری جز تولید مأمور وزارت اطلاعات نداشته اید که لابد مستحضر هستید تا به همان میزان که خنده آور و مضحک است بیانگر آن است که مجاهدین هم به سرکوب مخالفان داخلی مبادرت کرده اند و هم اصولاً اعتقادی به آزادی ندارند.

این هم از آزادیخواهی؛ لابد شنیده اید که بسیاری از منتقدان شما در صف مخالفان حکومت ایران، خطاب به مجاهدین می گویند شما با وجود نداشتن حکومت چنین فجایعی به بار می آورید، اگر روزی حکومت به دستتان بیفتد چه خواهید کرد؟ یادآوری پاسخ های شما به این قبیل منتقدان نیز ضرورتی ندارد چون خودتان بهتر از هر کسی می دانید که چه پاسخهای دندان شکنی به آنها داده اید…

از آنجا که تقریباً تمام افرادی که در باره مجاهدین موضع گیری می کنند، شما را شریک اصلی رجوی در تمام مصائب به بار آمده از سوی مجاهدین و شخص وی می دانند، هیچگاه به این فکر نیفتادند که به شما هم بگویند، کمی تأمل کنید، پیرانه سر نگاهی در آیینه بیندازید و به حرفهایی که می زنید فکر کنید. شما بهتر از هر کس می دانید که پیروزی نمایی به هر قیمت دردی از مجاهدین دوا نمی کند، شما می دانید که حضیض ابتذال خیانت و وطن فروشی فرو رفته اید و تا خرخره در آن غرقید، با این همه اگر فکر کنید که راه بازگشتی ندارید، زندگیتان تبدیل به یک تراژدی خواهد شد. آن وقت دیگر هیچ چیزی برای خندیدن وجود ندارد!

(Mehdi Abrishamchi and Massoud Rajavi taking orders from Saddam’s head of secret services)


(Rajavi from Saddam to AIPAC)

همچنین:

مهدی ابریشمچی، قاتل و شکنجه گر یا مدافع صلح و آزادی!؟

2013/12/03 by

جواد فیروزمند، سوم دسامبر ۲۰۱۳: … مهدی ابریشمچی اعتراف نماید چه کسانی را شخصا زندانی و شکنجه نموده،زیر برگه اعدام چه کسانی امضا زده ،چه کسانی را اعدام کرده، “آزادی” را از چه کسانی سلب نموده و بر علیه چه کسانی در عراق و اروپا به توطئه چینی و شیطان سازی مشغول می باشد!؟ آقای ابریشمچی،هنوز […]

نتانیاهو و سگ زنجیری اش؛ حفاظت از توافق ژنو وظیفه جدید باند رجوی!

2013/12/03 by

ایران دیدبان، سوم دسامبر ۲۰۱۳: … رهبری مفلوک مجاهدین که پیش از این به کمتر از اجرای کامل قطعنامه های شورای امنیت از سوی ایران رضایت نمی داد و قدرتهای غربی را از موافقت با ایران بر حذر می داشت و توافق با ایران را فرصتی برای ساخت بمب اتم اعلام می کرد( البته همه […]

موفقیت هسته ای ایران طناب دار مجاهدین خلق (فرقه رجوی)

2013/11/27 by

حجت سیداسماعیلی، ایران دیدبان، بیست و هفتم نوامبر ۲۰۱۳: … گویی همین دیروز نبود که مهدی ابریشمچی دلال اطلاعاتی رجوی با چوب اشاره به عکس های هوایی اشاره رفته و با انداختن بادی در غب غب ، مراکز جدید هسته ای ایران را افشا میکرد تا شاید بتوانند به هر نحوی شده بر مذاکرات هسته […]