جنگ داخلی سوریه و موضع‌گیری های فرقه رجوی

جنگ داخلی سوریه و موضع‌گیری های فرقه رجوی

 Ali Jahaniعلی چهانی، وبلاگ آیینه، هفتم می 2016:… اکنون سوالم از خانم مریم عضدانلو رییس جمهور مادام العمر و منصوب شده از طرف شوهر فراری اش آقای رجوی که خودش را رهبر عقیدتی مادام العمر می پندارد ؛ اینست که آخر مسایل سیاسی و جنگ داخلی سوریه و سرنوشت مردم این کشور و کشور عراق چه ربطی به شما دارد؟ و مگر شما خود را اپوزیسیون دولت ایران نمی دانید و مدعی نیستید که تنها آلترناتیو هستید؟ … 

غلط کردم مریم رجوی در مقابل جمهوری اسلامیمریم رجوی: سرنگونی رژیم در ایران منوط به سرنگونی دولت سوریه است. خنده حضار. 

لینک به منبع

جنگ داخلی سوریه و موضع‌گیری های فرقه رجوی

 علی جهانیمی گویند طرف را به ده راه نمی دادند سراغ کدخدا را می گرفت. حالا این حکایت سازمان به اصطلاح مجاهدین خلق ایران است که اکنون بعد از سی و پنج سال اقدامات تروریستی تحت عنوان مبارزه مسلحانه علیه مردم ایران و مرتکب شدن به خیانت ها و جنایات بیشمار علیه مردم ایران ؛ همان مردمی که رجوی به دروغ تحت عنوان خلق قهرمان سنگ حمایت از آنها را به سینه می زند و مدعی است که می خواهد آزادی را برایش به ارمغان بیاورد. حاصل این اپوزیسیون نمایی و بقول خودشان تنها آلترناتیو بودن در این سالیان چیزی جز خیانت به مردم ایران و کشته شدن شمار زیادی از نیروهای سازمان نبوده است و بخاطر همین این سازمان فرقه گرا نه تنها از هیچ پایگاه و جایگاه مردمی برخوردار نیست بلکه به شدت مورد تنفر و انزجار شدید آحاد ملت ایران قرار گرفته است. لذا رجوی بعد از سرنگونی رژیم صدام حسین و بسته شدن پرونده ارتش به اصطلاح آزادی بخش با خلع سلاح شدن و از دست دادن پایگاه استراتژیکی اشرف ؛ تصمیم گرفت که به دستور کشور های عربی نظیر عربستان سعودی در نقش اپوزیسیون مردم عراق و دولت منتخب مردم عراق ایفای نقش کند و در همین راستا در امور سیاسی و اجتماعی مردم عراق دخالت های بیجا می کند.لذا به همین دلیل و همچنین بخاطر خیانت ها و جنایاتی که در زمان صدام حسین دیکتاتور علیه مردم شریف عراق مرتکب شده است که در این رابطه لازم به یادآوری است که مردم عراق هیچگاه عملیات کرد کشی و سرکوب شیعیان جنوب عراق را در زمان صدام حسین توسط سازمان فراموش نمی کنند. بنابراین مردم و دولت منتخب مردم عراق خواستار خروج سازمان از عراق شده است و سیاست های این سازمان فرقه گرا در رابطه و همسویی اش با عربستان سعودی بطور خاص بعد از حمایت فرقه رجوی از گروه تروریستی داعش تحت عنوان عشایر انقلابی عراق به شکست انجامیده است. لذا اکنون با شروع جنگ داخلی سوریه به دستور اربابان منطقه ای اش در نقش اپوزیسیون مردم سوریه عمل می کند و با حمایت از گروههای تروریستی در کشور سوریه عملا در امور داخلی این کشور دخالت می کند و اگر در این رابطه به اخبار و موضع‌گیری های فرقه رجوی در تنها رسانه به شدت سانسور شده خودش تحت عنوان سیمای آزادی نگاه کنید ملاحظه می فرمایید که تمام اخبار راجع به سوریه و جنگ داخلی این کشور هست و اصلا یک خبر راجع به ایران نیست.

اکنون سوالم از خانم مریم عضدانلو رییس جمهور مادام العمر و منصوب شده از طرف شوهر فراری اش آقای رجوی که خودش را رهبر عقیدتی مادام العمر می پندارد ؛ اینست که آخر مسایل سیاسی و جنگ داخلی سوریه و سرنوشت مردم این کشور و کشور عراق چه ربطی به شما دارد؟ و مگر شما خود را اپوزیسیون دولت ایران نمی دانید و مدعی نیستید که تنها آلترناتیو هستید؟ پس چرا اکنون در نقش اپوزیسیون مردم عراق و سوریه وارد می شوید؟
می خواهم در پایان به این زوج رجوی بگویم که همانطوری که مردم ایران نه تنها شما را به عنوان اپوزیسیون قبول ندارند بلکه به شدت از شما منتفر هستند و شما را دشمن خلق می دانند. مردم عراق و همچنین مردم سوریه به هیچ وجه گول تبلیغات دروغین شما را قبول ندارند و شما را حامی گروههای تروریستی در این کشور می دانند و به شدت از شما متنفر هستند و پیام شان به شما اینست ما نیاز به قیم نداریم و خودمان بهتر بلد هستیم که در مورد سرنوشت آیند کشور خود تصمیم گیری کنیم و نیازی به شما نداریم و شما اگر راست می گویید بروید کاری کنید تا مردم ایران شما را قبول داشته باشند.
البته رهبری این سازمان فرقه گرا همه اینها را می داند ولی از آنجایی که رجوی دارای هیچ استقلال سیاسی نیست و همواره به عنوان غلام حلقه به گوش کشور های دیگر بوده است. لذا اکنون هم آلت دست کشور عربستان سعودی است و به دستور آنان در نقش اپوزیسیون مردم عراق و بطور خاص سوریه وارد شده است و اخبار آن کشور پوشش می دهد.

*** 

کمپ بدنان اشرف تعطیل شدرجوی همچنان در بند صبر و انتظار 

مریم رجوی: سرفرازی بجای سرنگونیَشعار جدید مجاهدین در سال ۱۳۹۵، «سرافرازی» بجای «سرنگونی»

مریم رجوی داعش اسرائیل غزهحرکات میمون وار رجوی برای این بار برای شیوخ مرتجع

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=24878

روز معلم و نگاهی به سوءاستفاده های فرقه رجوی از مناسبت ها 

Ali Jahaniعلی جهانی، وبلاگ آیینه، دوم می ۲۰۱۶:… اصولا فرقه رجوی و بطور خاص رهبری این فرقه تروریستی سعی می کند که با عوامفریبی و شیادی خاص خودش برای مصرف داخلی و مشغول کردن نیروهای سازمان به شیوه های گوناگون متوسل شود . که از جمله این شیوه ها اعلام پیروزی های پوشالی مقاومت که همان اسم مستعار سازمان فرقه گرایش می باشد و فراخوانهای پوشالی به مناسبت های مختلف و سوء استفاده … 

فریبا هشترودی تلویزیون ایران فرداانعکاس مصاحبه افشاگرانه دکتر فریبا هشترودی در خبرگزاری “الرای” عراق

لینک به منبع

روز معلم و نگاهی به سوءاستفاده های فرقه رجوی از مناسبت ها

 اصولا فرقه رجوی و بطور خاص رهبری این فرقه تروریستی سعی می کند که با عوامفریبی و شیادی خاص خودش برای مصرف داخلی و مشغول کردن نیروهای سازمان به شیوه های گوناگون متوسل شود . که از جمله این شیوه ها اعلام پیروزی های پوشالی مقاومت که همان اسم مستعار سازمان فرقه گرایش می باشد و فراخوانهای پوشالی به مناسبت های مختلف و سوء استفاده از مناسبت ها و شعایر مذهبی ، هستند . و اکنون که سازمان تروریستی و فرقه گرای رجوی دیگر نمی تواند با شعار ارتش آزادی بخش کذایی اش به نیروهای سازمان وعده سرنگونی بدهد وحسابی در باتلاق عراق گیر کرده است و بطور همه جانبه ای در شرایط اسف باری قرار گرفته است سعی می کند که بیشتر با آویزان شدن به مناسبتها صورت خودش را باسیلی سرخ کرده و اینطور وانمود کند که نه تنها تشکیلات قرون وسطایی و استالینی اش در حال نابودی و فروپاشی کامل قرار ندارد بلکه در میان اقشار مختلف از جمله زنان و جوانان و کارگران و معلمان از طرفداران زیادی برخوردار هست و بدین وسیله برای فریب نیروهای ارتش به اصطلاح آزادیبخش خود که اکنون به قول معروف به یک شیر بی یال و دم و اشکم بیشتر شبیه هست و تبدیل به خانه سالمندان شده است ، به دروغ بگوید ما الان در اوج قله هستیم و حکومت ایران در حال سرنگونی است . در صورتی که بطور واقعی الان این سازمان تروریستی رجوی هست که در حال فورپاشی و نابودی هست . ولی رجوی و باندش سعی می کنند این واقعیت ها را صد و هشتاد درجه عکس وانمود کنند .

بله دوستان به همین دلیل هست که بعد از سرنگونی صدام این حامی و پدر خوانده فرقه رجوی و خلع سلاح و تخلیه اشرف این قلعه اتراتژیکی و ظرف فرقه گرایی اش ، رجوی بیشتر از گذشته خود را نیازمند آویزان شدن به مناسبتها و سوءاستفاده تبلیغاتی از این مناسبت ها می داند . لذا در این رابطه همگان شاهد هستند که رجوی اکنون در این شرایط وخیم تشکیلاتش مستمرا با سوء استفاده از مناسبت ها سعی می کند خودش و تشکیلات قرون وسطایی اش را سر پا نشان دهد و درست به همین دلیل هست که سعی می کند خودش را حامی مناسبتهایی نظیر روز زن و روز دانشجو و روز کارگر و روز معلم نشان دهد و با تبلیغات دروغین این اقشار آگاه و زحمتکش جامعه را موافق خودش وانمود کنند . در این رابطه یکی از مناسبتهایی که فرقه رجوی همه ساله سعی می کند از آن به نفع خودش سوءاستفاده های تبلیغاتی بکند ، روز معلم می باشد .

لذا امروز دوازدهم اریبهشت ماه به مناسبت روز معلم ضمن اینکه از صمیم قلب به قشر آگاه و دلسوز و زحمتکش معلمان ایران تبریک عرض می کنم ، می خواستم نگاهی هم به سو ء استفاده های فرقه رجوی از اینگونه مناسبتها در جامعه ایران داشته باشیم و همچنین نکاتی را خدمت خوانندگان عزیز عرض کنم .

یکم) فرقه رجوی اکنون با از دست دادن ارتش به اصطلاح آزادیبخشش خود را بیش از هر زمان دیگری نیازمند آویزان شدن به اینگونه مناسبتها می بیند تا بتواتد برای مشغول کردن و سرکار گذاشتن نیروهای سازمان به دروغ به انها بگوید که سازمان نه تنها در حال فروپاشی نیست بلکه اقشار مهم جامعه مخالف نظام هستند و موافق سازمان می باشند و همین روزها هست که سازمان به کمک همین اقشار رژیم ایران را سرنگون کرده و جایگزینش گردد و اینطور انها را با وعده های دروغین و تکراری سرنگونی فریب داده و در تشکیلاتش نگه دارد و همچنین بدین وسیله از ریزش نیرویی اش که این روزها سیر صعودیپیدا کرده است جلوگیری نماید .

دوم) برای فریب افکار عمومی جامعه ایرانی که بدین وسیله ضمن لاپوشانی وضعیت وخیم تشکیلاتی اش به دروغ وانمود کند که مهمترین اقشار فعال جامعه ایران از جمله کارگران و زنان و دانشجویان و معلمان طرفدار سازمان هستند و سازمان از حمایت مردمی قشر عظیم ملت ایران برخوردار هست در صورتی که نه تنها چنین چیزی واقعیت ندارد بلکه این گروه تروریستی به خاطر خیانتها و جنایاتی که علیه مردم ایران مرتکب شده است به شدت مورد انزجار و تنفر احاد ملت ایران از جمله همین اقشار فعال و زحمتکش جامعه ایران قرار دارد

سوم) سازمان فرقه گرای رجوی سعی می کند که بدین وسیله به کشورهای اروپایی وانمود کند که نه تنها یک فرقه تروریستی نیست بلکه یک سازمان سیاسی و انقلابی هست که از حمایت این اقشار قرار دارد و دارای پایگاه عظیم اجتماعی هست و می تواند التر ناتیو انهم از نوع تنها آلتر ناتیو حکومت ایران باشد و روی این سازمان حساب کنند و این طوری به خیال واهی خودش دولتمردان اروپایی را بفریبد

چهارم) نکته آخر و پایانی اینکه این سازمان فرقه گرا و تروریستی که معتقد به مبارزه مسلحانه و راه حل های جنگ و خونریزی و خشونت طلبانه می باشد نه تنها به هیچ وجه نمی تواند طرفدار قشر اگاه و زحمتکش جامعه یعنی معلمان باشد بلکه صد هشتاد درجه ضد این جامعه معلمان حرکت می کند . چون که این قشر آگاه معلم با قلم و زبان گویایش به ما می آموزند و به ما آگاهی می بخشند و اشتباهات ما را گوشزد می کنند و راه راست را به ما نشان می دهند . ولی این سازمان فرقه گرا مخالف آگاهی و قلم هست و می خواهد همه چیز را با زور اسلحه و با خشونت گرایی به جامعه تحمیل کند و در این رابطه نه تنها تحمل شنیدن کوچکترین انتقادی را ندارد بلکه مخالفان و منتقدان را تهدید به قتل می کند و سایت های ایترنتی را حک می کند و معتقد به استراتژی خشونت و ترور می باشد و بدان اصرار هم می ورزد و همچنین این سازمان فرقه گرا و تروریستی خیلی از همین معلمان را به خاطر اینکه حاضر نشده اند شغل شریف معلمی را رها کرده و به سازمان تروریستی رجوی بپیوندند ، به بهانه اینکه دارند با حکومت همکاری می کنند و مزدور هستند ترور کرده است و من خیلی از همین معلمین را می شناسم که توسط فرقه تروریستی رجوی ترور شده اند .در این رابطه من یادم هست که رجوی همیشه در نشستها به دکتر شریعتی که معلم بود ایراد می گرفت که ایشان مخالف مبارزه مسلحانه بودند و به همین دلیل مورد تایید سازمان نیستند و طرفداران شریعتی از جمله پسرشان را خاین می دانست .

بنا براین این فرقه تروریستی به هیچ وجه نه تنها نمی تواند طرفدار و حامی قشر معلم باشد بلکه صد و هشتاد درجه خلاف جهت و اهداف والای معلمان شریف و آگاه و زحمتکش ایران حرکت می کند . و درست به همین دلیل نه تنها از هیچ جایگاه و ارزشی در بین اقشار مختلف از جمله قشر معلمان برخوردار نیست بلکه به شدت مورد تنفر این جامعه روشفکر قرار دارد و این تلاشهای مذبوهانه و شیادانه رجوی و باندش راه به جایی نمی برد و کسی را نمی فریبد .

در پایان ضمن تبریگ مجدد این روز فرخنده به همه معلمان شریف و آگاه ایران ، امیدوارم که از طرف رجوی و باندش گوش شنوایی برای آموختن از معلمان جامعه ما وجود داشته باشد و دست از اصرار بر استراتژی خشونت و ترور بردارند و از ادامه راه حلهای جنگ جویانه و خشونت طلبانه بردارند .

*** 

کودکان سرباز در قرارگاههای مجاهدین خلق و صدام حسین

کودکان فرقه

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=24759

در آستانه روز جهانی کارگر نگاهی به اراجیف تازه عباس داوری 

Ali Jahaniعلی جهانی، وبلاگ آیینه، بیست و پنجم آوریل ۲۰۱۶:… در پایان در آستانه روز جهانی کارگر ضمن تبریک به همه کارگران و زحمتکشان ایران و جهان ؛ باید به سران فرقه رجوی و بطور خاص عباس داوری جنایتکار یادآوری کنم که مردم ایران و بطور خاص کارگران و زحمتکشان ایران نه تنها هیچ ارزشی برای اراجیف شما و فرا خوان های پوشالی  سازمان فرقه گرا و تروریستی تان قایل نیستند بلکه به شدت از سازمان فرقه گرا و … 

زنان برده در کمپ لیبرتی مجاهدین خلق فرقه رجویروز جهانی کارگر و بازی‌های تبلیغاتی مجاهدین

لینک به منبع

لینک در “ایران قلم”

در آستانه روز جهانی کارگر نگاهی به اراجیف تازه عباس داوری

 داشتم اخبار روز را دنبال می کردم در سایت بالاترین ترین به نامه عباس داوری یکی از سران جنایتکار فرقه رجوی به آقای گای رایدر رییس سازمان بین المللی کار برخورد کردم. لذا به همین خاطر در آستانه اول ماه می که روز جهانی کارگر می باشد ؛ می خواستم نگاهی بیندازم به اراجیف تازه عباس داوری تحت عنوان رئیس کمیسیون کار شورای دست ساز رجوی که به آقای گای رایدر رییس سازمان بین‌المللی کار نوشته است و همچنین نگاهی گذرا داشته باشیم به تنظیمات ضد کارگری و ضد حقوق بشری سازمان فرقه گرای مجاهدین با مقوله کار و کارگرو سوءاستفاده های تبلیغاتی سازمان از روز جهانی کارگر, که هیچ ربطی به سازمان فرقه گرا و تروریستی رجوی ندارد.

همانطور که همه در جریان هستند عباس داوری فردی است که یک کارگر ساده خیاطی در تبریز بود که به سازمان پیوست. ایشان با نام مستعار رحمان بخاطر تملق گویی بیش از حدش از رجوی شهره عام و خاص در سازمان هست و همچنین به همین دلیل به سرعت در سازمان به رده های بالای تشکیلاتی رسید و همچنین ایشان که فقط در حد خواندن و نوشتن سواد دارد بخاطر همین مجیز گویی های تهوع آورش توسط رجوی تحت عنوان رئیس کمیسیون کار شورای دست سازش گماشته شد.

ایشان درحالی از نقض حقوق کارگران در ایران حرف می زند که در سازمان فرقه گرایش نقض فاحش حقوق بشر در همه زمینه ها بیداد می کند و از افراد در سازمان بیگاری می کشند و تعداد زیادی از افراد بر اثر همین بیگاری ها و کار های سخت جسمی نظیر جابجایی مهمات توپخانه ای و زرهی که حتی از کمترین ابزار ایمنی مثل دستکش و عینک کار برخوردار نبودند ؛ کمری شده اند و به انواع و اقسام بیماری های جسمی مبتلا گشته اند.

ایشان در این اراجیف نامه اش در حالی از حداقل حقوق و دستمزد کارگران صحبت می کند که در سازمان تروریستی اش چیزی به نام دست مزد معنی ندارد و افراد موظف هستند روزانه چهارده ساعت بدون هیچ حقوق و مزایا یی به بیگاری گرفته شوند و حق اعتراض هم ندارند و در این رابطه من یادم هست که مهوش سپهری با نام مستعار نسرین که آنزمان مسول اول سازمان ضد کارگران مجاهدین بود ؛ در جواب اعتراض تعدادی از نیروهای سازمان نسبت به کار های سخت و طاقت فرسا و زمان کار زیاد و زمان استراحت کم ؛ وقیحانه می گفت هیچ اشکالی ندارد که کسی در اثر کار کردن و در حال کار کردن بمیرد چون کار متعلق به مسعود و مریم هست و در این رابطه اگر در حین کار کسی بمیرد اشکالی نداره و شهید محسوب می شود. و همچنین من یادم هست که سازمان کارگران سودانی و عراقی را در قرارگاه اشرف با کمترین حقوق استثمار می کرد و در کارهای سخت ساختمانی و حتی در جابجایی مهمات در صحنه عملیات های سازمان از آنان  به عنوان کارگر روز مزد سوءاستفاده و بهره کشی ظالمانه می کرد.

بله ایشان در حالی از حقوق کارگران دم می زنند که سازمان تروریستی اش به رهبری مسعود رجوی تحت عنوان عملیات ارتش به اصطلاح آزادی بخش در جنگ ایران و عراق تعداد زیادی از همین کارگران ایران را بخاطر گذراندن دوره سربازی در مناطق مرزی کشته و خانواده های شان را داغدار و بی نان آوار کرده است و یا در عملیات تروریستی داخل کشور تحت عنوان زدن سر انگشتان کلی از کارگران ساده و دستفروش را ترور کرده است

و همچنین ایشان در حالی از حقوق کارگران دم می زنند که سازمان تروریستی اش تعداد زیادی از جوانان ایرانی که برای کار یابی می خواستند از کشور خارج شوند ؛را به بهانه کار یابی و استخدام در شرکت های کار با حیله و نیرنگ به ارتش به اصطلاح آزادی بخش کشانده است و از آنان بیگاری کشیده است

در پایان در آستانه روز جهانی کارگر ضمن تبریک به همه کارگران و زحمتکشان ایران و جهان ؛ باید به سران فرقه رجوی و بطور خاص عباس داوری جنایتکار یادآوری کنم که مردم ایران و بطور خاص کارگران و زحمتکشان ایران نه تنها هیچ ارزشی برای اراجیف شما و فرا خوان های پوشالی  سازمان فرقه گرا و تروریستی تان قایل نیستند بلکه به شدت از سازمان فرقه گرا و تروریستی تان متنفر هستند. و همچنین همگان نسبت به سیاست های ضد کارگری و اندیشه فرقه گرا یانه سازمان تروریستی و خشونت طلب شما که مخالف کارگران هست آگاهی کامل دارند و شما با اینگونه اشک تمساح ریختن ها کسی از جمله کارگران و زحمتکشان شریف ایران را نمی توانید فریب دهید و حنای شما در این زمینه رنگی ندارد. چونکه برای همگان پرواضح هست که یک گروه تروریستی و فرقه گرا که معتقد به راه حل های خشونت طلبانه هست و همه چیز را از دهانه لوله سلاح نگاه می کند و همه مسایل را می خواهد بوسیله خونریزی و کشتن و مبارزه مسلحانه حل کند و معتقد به استراتژی خشونت و ترور می باشد ؛ نه تنها نمی تواند و نخواهد توانست حامی و پشتیبان حقوق کارگران باشد بلکه ضد حقوق اقشار کارگر و زحمتکش حرکت می کند. لذا قشر کارگر ایران بخوبی می داند و آگاه هست که بقول معروف هیچگاه افعی کبوتر نمی زاید و همچنین قشر زحمتکش و شریف کارگر از آنچنان آگاهی بالایی برخوردار هستند که بتوانند از حقوق خود دفاع کنند و نیازی به اراجیف فرد بیسوادی مثل عباس داوری ندارند که با تملق گویی هایش به عنوان مسئول کمسیون به اصطلاح شورای ملی مقاومت منصوب شده است ؛ تا بخواهد با این نامه نگاری های دیکته شده اش از جانب رجوی از حقوق کارگران دفاع کند.

*** 

معصومه ملک محمدی و عباس داوریمعصومه ملک محمدی و عباس داوری از کشتار ۱۹ فروردین سال ۹۰ اشرف. زمینه سازان واقعی فاجعه 

عباس داوری مجاهدین خلق فرقه رجویروز جهانی کارگر و کمیسیون کار! فرقه رجوی

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=24679

چرا فرقه رجوی از جدا شدگان در کمپ تیرانا می ترسد؟ 

 Ali Jahaniعلی جهانی، وبلاگ آیینه، نوزدهم آوریل ۲۰۱۶:… رجوی و باندش در صدد هستند که کمپ تیرانا را جایگزین کمپ اشرف بکنند و در این رابطه مستمراً با مقامات کشور آلبانی در حال ملاقات و مهمانی دادن و هدیه دادن هستند و با مدره نمایی می خواهند دولتمردان کشور آلبانی را متقاعد سازند که با اهداف سازمان در رابطه با طرح جایگزینی اشرف با کمپ تیرانا موافقت کنند. لذا این جدا شدگان با افشاگری های خود دست سازمان را رو کرده و … 

احسان بیدی سیاوش رستارEhsan Bidi and Siavosh Rastar – who have no accommodation or money because this is supposed to be provided by Mojahedin Khalq terrorist group which they left

لینک به منبع

لینک به مطلب در “ایران قلم”

چرا فرقه رجوی از جدا شدگان در کمپ تیرانا می ترسد؟

همانطور که همه در جریان هستند سران فرقه رجوی و بطور خاص رجوی نه تنها تحمل کوچکترین انتقاد و مخالفتی را از جانب هیچکس حتی از جانب جداشدگان سازمان فرقه گرا و تروریستی اش را ندارد بلکه از مخالفان و منتقدان و بطور خاص از جدا شدگان سازمان به شدت وحشت دارد و بخاطر همین از انواع و اقسام ترفند ها و تهدید ها برای پشیمان کردن نیروهایی که قصد جدایی دارند استفاده می کند تا هر طور شده از جدا شدن منصرف شوند.

و اما اینکه چرا رجوی و باند تروریستی و فرقه گرایش از جدا شدگان و بطور خاص اکنون از جدا شدگان سازمان در کمپ تیرانا می ترسد دلایل مختلف دارد که از نظر بنده مهمترین آنها عبارتند از :

یکم) از افشاگری ها و روشنگری این جدا شدگان از خیانت و جنایات رجوی و باندش و بطور خاص افشاگری این جدا شدگان از اینکه مسبب اصلی کشته شدن نیروهای سازمان در عراق توسط گروههای تروریستی رهبری سازمان هست و همچنین سران این سازمان هستند که مانع خروج نیروها از کشور نا امن عراق می شوند و در مسیر انتقال نیروها به کشور ثالث سنگ اندازی و کار شکنی می کنند و یا برخورد های ضد حقوق بشری سران فرقه علیه خانواده های اسیران را که چطور سازمان مانع ملاقات شان با عزیزیان شان می گردد را افشا می کنند و این باعث خشم و عصبانیت و کینه هیستریک رجوی علیه جدا شدگان و بطور خاص جدا شدگان آلبانی شده است

دوم) رجوی ترس و وحشت شدید دارد که در کشور آلبانی مهار تشکیلات زوار در رفته اش را از دست بدهد و نفرات دیگر سازمان که قصد جدایی دارند ولی هنوز جرات بیان آنرا ندارند با تاثیر پذیری از جدا شدگان در کمپ تیرانا جرات اعلام جدایی کرده و کنترل تشکیلات در حال فروپاشی سازمان از دست مسولین در برود و موج جدایی و ریزش نیرویی رو به افزایش برود

سوم) رجوی و باندش در صدد هستند که کمپ تیرانا را جایگزین کمپ اشرف بکنند و در این رابطه مستمراً با مقامات کشور آلبانی در حال ملاقات و مهمانی دادن و هدیه دادن هستند و با مدره نمایی می خواهند دولتمردان کشور آلبانی را متقاعد سازند که با اهداف سازمان در رابطه با طرح جایگزینی اشرف با کمپ تیرانا موافقت کنند. لذا این جدا شدگان با افشاگری های خود دست سازمان را رو کرده و در مسیر رسیدن سازمان به اهداف شوم خود سد می شوند و این امر مثل خاری در چشم رجوی و باندش هست.

بنابراین رجوی برای کنترل تشکیلاتش در کمپ تیرانا محدودیت های زیادی برای نیروهای سازمان برقرار کرده است که از جمله گذاشتن نشست های مغز شویی تحت عنوان نشست های عملیات جاری و غسل هفتگی بطور مستمر و روزانه و یا اینکه به کمیساریای عالی پناهندگان گفته است که حقوق پناهندگی افراد را به سازمان بدهد و به افراد ندهد تا افراد بخاطر وابستگی مالی نتوانند جدا شوند و در این زمینه با فشار و خریدن مسولین کمپ تیرانا آنها را وادار کرده است که حقوق پناهندگی جدا شدگان را قطع کنند و همچنین نیروهای سازمان را وادار کرده است که به دروغ به مقامات کمیساریای عالی پناهندگان بگویند از اول مجرد بوده و مسئله طلاق های اجباری را مطرح نکنند تا اگر کسی در آینده جدا شده و بخواهد زن و بچه اش را از ایران بیاورد نتواند چنین کاری بکند و اداره پناهندگی قبول نکند و یا با هدیه دادن به نیروهای مسئله دار سعی می کند آنها را از تصمیم جدا شدن منصرف نماید.

و اما ریشه اصلی همه این ترس و نگرانی های شدید و اذیت و آزار جدا شدگان و محدودیت های مختلف برای جلوگیری از جدا شدن نیروهای سازمان برای اینست که این سازمان تحت رهبری رجوی نه تنها یک سازمان انقلابی و یک سازمان سازمان سیاسی نیست بلکه رجوی آنرا با اندیشه فرقه گرا یانه اش بصورت فرقه ای اداره می کند و با اصرار بر استراتژی خشونت و ترور و اقدامات تروریستی هیچگاه نمی تواند و نمی خواهد مخالفان و منتقدان و بطور خاص جدا شدگان سازمان را تحمل کند و به همین خاطر اولا تا آنجا که امکان دارد با شیوه های مختلف از جدا شدن افراد جلوگیری می کند و در ثانی برای جدا شدگان ایجاد فشار و محدودیت می کند و حتی آنها را تهدید به قتل می نماید تا حداقل آنها را وادار به سکوت و عدم افشاگری علیه اهداف شوم رجوی نماید. اما تجربه در این زمینه طی سالیان ثابت کرده است که جدا شدگان نه تنها تحت تاثیر فشار های رجوی و باند تروریستی و خطرناکش عقب نشینی نخواهند کرد و از افشاگری های خود دست بر نمی دارند بلکه با اتحاد عمل بیشتری مصمم تر از همیشه دست به افشاگری زده و به فعالیت های حقوق بشری خودشان سرعت و شتاب بیشتری می دهند

*** 

https://youtu.be/VFA3eml9a1g

Albanians should be wary of Mojahedin Khalq activities in their country

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=24517

مسبب اصلی حمله تروریستی ۱۹ فروردین چه کسی بود؟ 

 Ali Jahaniعلی جهانی، وبلاگ آیینه، نهم آوریل ۲۰۱۶:… رجوی مسبب اصلی فاجعه کشته شدن نیروها در نوزده فروردین سال نود بود و این اولین و آخرین اشتباه رجوی نبوده نیست که باعث کشته شدن نیروهای سازمان می گردد و اصلا رجوی این عمل را اشتباه نمی داند و از آن استقبال می کند و خوشحال می شود که چنین وقایعه ای تکرار شود تا بتواند با گوشت دم توپ قرار دادن نیروهای سازمان به حیات ننگینش چند صباحی ادامه دهد … 

فاجعه کمپ اشرف نوزدهم فروردیسالگرد فاجعه ۱۹ فروردین ۹۰ و شیپورچی های رهبری مجاهدین

لینک به منبع

مسبب اصلی حمله تروریستی ۱۹ فروردین چه کسی بود؟
در سال نود خورشیدی رجوی با تحریک گروههای تروریستی در عراق و با شعار بیا بیا موجب کشته و مجروح شدن شمار زیادی از نیروهای نگونبخت سازمان شد و رجوی انرا پیروزی نامید و گفت فتح المبین بوده است و همان فروغ جاویدان این یکی فروغ اشرف بوده است و خلاصه کسی که بیشتر از گروههای تروریستی که این حمله را انجام داده بودند خوشحال بود مسعود رجوی بود چون که به اهداف شوم و پلید خودش در به کشتن دادن تعدادی از نیروهای سازمان رسیده بود چون که رجوی همانند زالو برای ادامه حیات خار و خفیف و خائنانه اش نیاز به خونریزی دارد و اکنون که بخاطر خلع سلاح شدن نمی تواند تیم های عملیات تروریستی را تحت عنوان تیم های عملیات داخله به ایران بفرستد تا دست به اقدامات تروریستی بزنند و خون مردم بیگناه را بریزند و یا اکنون چون دیگر نمی تواند به صفت ارتش به اصطلاح ازادیبخش که در حقیقت ارتش کوچکی برای مزدوری صدام حسین بود دست به عملیات در مناطق مرزی بزند و بقول خودش عملیات فروغ جاویدان را انجام دهد و به سرباز کشی و تلف کردن نیروهای سازمان مشغول گردد . لذا مجبور هست برای خونریزی و مکیدن خون با شعار تحریک آمیز بیا بیا نیروهای بی سلاح و بی دفاع سازمان را به کشتن دهد و بعد هم با کمال وقاحت و پر رویی آنرا پیروزی و فتح المبین و فروغ اشرف بنامد .

بله این چنین بود که رجوی مسبب اصلی فاجعه کشته شدن نیروها در نوزده فروردین سال نود بود و این اولین و آخرین اشتباه رجوی نبوده نیست که باعث کشته شدن نیروهای سازمان می گردد و اصلا رجوی این عمل را اشتباه نمی داند و از آن استقبال می کند و خوشحال می شود که چنین وقایعه ای تکرار شود تا بتواند با گوشت دم توپ قرار دادن نیروهای سازمان به حیات ننگینش چند صباحی ادامه دهد و به همین خاطر هم هیچگاه مسولیت این اشتباهات را نمی پذیرد و سعی می کند دیگران را مقصر بداند و به مظلوم نمایی بپردازد و در این رابطه ما شاهد هستیم که بلافاصله بعد از کشته شدن نیروهای بی دفاع سازمان مریم رچوی ریئس جمهور مادام العمر به کمک شوهر فراری اش مسعود رجوی که خود را رهبر عقیدتی مادام العمر می پندارد می شتابد و برای تکمیل سناریو به کشتن دادن نیروهای سازمان عکس کشته شدگان را این طرف و آن طرف در اروپا می چرخاند و مظلوم نمایی کرده و دنبال جلب حمایت برای خط ماندن در عراق می گردد و خلاصه از خون ریخته شده نیروهای سازمان هم اینطوری سوء استفاده های سیاسی اش را برای مقاصد سیاسی خاص خودشان می کنند . البته دیگر همگان مطلع شده اند که مسبب اصلی فاجعه نوزده فروردین سال نود خورشیدی و همه فجایع قبل و بعد آن کسی جز رهبری سازمان نبوده و نیست و بایستی روزی سر انجام این رهبر به بقول خودش عقیدتی از سوراخ موش مخفیگاه بیرون امده و پاسخگو باشد.

*** 

مسعود رجوی قبل از فرارانجمن خانواده ها (انجمن فراق): حیله رجوی برای کشتار ۱۹ فروردین ۹۰ در اشرف – قسمت اول و پایانی 

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=24391

نگاهی به حمله تروریستی در بلژیک 

Ali Jahaniعلی جهانی، ایران قلم، سی و یکم مارس ۲۰۱۶:… نکته قابل توجه در این عملیات تروریستی اینست که کشور بلژیک در آماده باش کامل بود و نیروهای امنیتی این کشور در حال تعقیب و دستگیری تروریستها بودند . حالا سوال اساسی اینست که چرا گروه ترورریستی حکومت اسلامی اینطور براحتی می تواند در کشور های اروپایی نظیر فرانسه و بلژیک جولان دهد و دست به عملیات جنایتکارانه تروریستی بزند و خون افراد بیکناه را … 

کمپ بدنان اشرف تعطیل شدمروری بر یک تجربه تلخ ـ خاطرات علی جهانی ـ قسمت ۱۲ :نشست های دیگ و دیگچه در اروپا

لینک به منبع (وبلاگ آقای علی جهانی)

لینک در کانون ایران قلم

نگاهی به حمله تروریستی در بلژیک

علی جهانی ـ وبلاگ آیینه

در سومین روز از سال جدید خورشیدی بازم تروریستها دست به عمل جنایتکارانه دیگری زدند و اینبار در شهر بروکسل مرکز کشور بلژیک طی دو انفجار در فرودگاه بروکسل و یک انفجار در متروی این شهر جان دهها نفر شهروندان بیگناه راگرفته و بیشاز صد نفر هم در این عملیات تروریستی مجروح شدند.

نکته قابل توجه در این عملیات تروریستی اینست که کشور بلژیک در آماده باش کامل بود و نیروهای امنیتی این کشور در حال تعقیب و دستگیری تروریستها بودند . حالا سوال اساسی اینست که چرا گروه ترورریستی حکومت اسلامی اینطور براحتی می تواند در کشور های اروپایی نظیر فرانسه و بلژیک جولان دهد و دست به عملیات جنایتکارانه تروریستی بزند و خون افراد بیکناه را بر زمین بریزد ؟ عده ای می گویند با شروع سرازیر شدن موج جدید و گسترده پناهندگان به اروپاه این اتفاقات روی می دهد و عده دیگری با راه اندازی موج اسلام هراسی در بین شهروندان اروپایی مسلمانان و اسلام را عامل چنین حوادث دلخراشی می پندارند که به نظر من هیچکدام از این دلایل درست نیست و از نظر من دلیل اصلی فعال شدن و گستاخ شدن تروریستهای گروه افراطی داعش در کشورهای اروپایی انفعال و پاسیو برخورد کردن کشور های اروپایی در مقابل پدیده شوم تروریزم بین المللی هست و همه کشورها علی رغم گفتار و ظاهر در عمل با هم یکپارچه نیستند و اتحاد عمل ندارند و هنوز در کشور های اروپایی و امریکا تروریستها را به تروریست خوب و تروریست بد تفکیک می کنند و برخوردی دوگانه و متناقض با مقوله تروریسم دارند . در این رابطه می خواستم به فعالیت فرقه تروریستی رجوی در اروپاه اشاره کنم این گروه فرقه گرا که مقر اصلی اش در پاریس هست به ظاهر خودش را یک گروه دمکراتیک وانمود می کند ولی در عمل تروریست های بلقوه هستند که اگر روزی به تروریستهای بلفعل تبدیل شوند بسیار خطر ناکتر از گروه تروریستی داعش هستند این گروه فرقه گرا در عراق تحت عنوان عشایر انقلابی از گروه تروریستی داعش حمایت می کند و اخبار آنرا پوشش خبری می دهد و همچنین این گروه از گروههای تروریستی کشور سوریه حمایت می کند و همچنین رهبر این گروه تروریستی دستور قتل جدا شدگان و منتقدان ستزمان را صادر کرده است و همچنین این گروه تروریستی توسط چماقدارانش به آکسیونهای اعتراضی و آرام منتقدان سازمان در کشورهای اروپایی بخصوص در فرانسه و شهر پاریس حمله می کند و منتقدان خودش را مورد ضرب و شتم قرار می دهد . بنابراین تا زمانی که چنین برخورد منفعل و دوگانه ای با مقوله تروریسم وجود دارد و تروریستهای بلفعلی نظیر فرقه رجوی در اروپاه آزادانه فعالیت می کنند ،تروریستهای بلقوه همچنان دست به جنایات تروریستی می زنند بنابراین زمان آن فرا رسیده است که کشورهای اروپایی با اتحاد عمل بیشتری با مقوله تروریسم برخورد کنند و کشورهای اروپایی را از لوث وجود تروریستهای بلفعل و بلقوه پاک نمایند و از حالت انفعال در آمده و یک برخورد قاطع جامعی با تروریست نمایند و با وحدت عمل بیشتر می تواند ائتلاف جهانی براحتی و با سرعت گروه تروریستی داعش را از بین ببرد و از فعالیت آزادانه گروههای تروریستی بلقوه نظیر فرقه رجوی در اروپا جلوگیری کند . تا صلح و آرامش دوباره به کشورهای اروپایی باز گردد.

*** 

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=24118

نگاهی به سخنرانی خانم مریم عضدانلو در آستانه روز جهانی 

علی جهانی، ایران قلم، نهم مارس ۲۰۱۶:… همچنین خانم عضدانلو در حالی از حقوق بشر و آزادی در این مراسم مسخره صحبت می کنند که در سازمان تحت رهبری شان زنان و مردان از کوچکترین آزادی برخوردار نیستند و نقض فاحش حقوق بشر و سانسور و خفقان شدید در مناسبات قرون وسطایی اش بیداد می کند و افراد در تشکیلات حتی اجازه ندارند که با خانواده‌های خودشان ملاقات حضوری داشته باشند و یا حتی اجازه تماس تلفنی … 

An Unfinished documentary for my daughter – Trapped in Rajavi cult, Mojahedin Khalq

http://youtu.be/CEb5-ZBuk4k?list=UU0l93Nsn8szy9D4G7mhvfEQ

لینک به منبع

نگاهی به سخنرانی خانم مریم عضدانلو در آستانه روز جهانی

به دنبال شکست های پی در پی فرقه رجوی و لابی های اسرائیلی و آمریکایی شان در زمینه جلوگیری از توافق هسته‌ای ایران و کشور های پنج بعلاوه یک و اجرایی شدن برجام و همچنین شکست تلاش های فرقه برای تحریم انتخابات مجلس در ایران که مردم ایران با شرکت گسترده در انتخابات یک بار دیگر به فرقه نشان دادند که خودشان بلد هستند که در مورد سرنوشت آیند کشور شان تصمیم گیری کنند و نیازی به قیم هایی نظیر فرقه تروریستی رجوی ندارند. لذا به همین دلیل درست یک روز بعد از انتخابات یعنی در روز بیست و هفتم فوریه خانم مریم عضدانلو رییس جمهور مادام العمر فرقه رجوی بعد از اینکه مثل همیشه تحلیل های آبکی اش در مورد انتخابات در ایران غلط از آب در آمد و تلاش هایش در مورد تحریم انتخابات با شکست مواجه شد. در حالیکه که هنوز حدود ده روز مانده بود به هشت مارس ؛روز جهانی زن یک مراسمی در پاریس راه اندازی کرده و طبق معمول و روال همیشگی در سالن اجاره‌ای و سخنران های کرایه ای و سخنرانی تکراری اش راجع به رهایی زنان و حقوق بشر افاضاتی کردند. در مورد خواستم نگاهی گذرا داشته باشیم به این سخنرانی تکراری ایشان به مناسبت روز جهانی زن.

ایشان در حالی از آزادی پوشش زن حرف می زنند که در سازمان فرقه گرای شان حجاب زنان اجباری هست و حتی یک تار موی زنان بیرون باشد باید در نشست های مغز شویی تحت عنوان عملیات جاری و غسل هفتگی که در مورد زنان غسل روزانه هست جواب داده و مورد حسابرسی و انتقاد قرار گرفته و با الفاظ رکیک و زشت و حتی مورد کتک کاری قرار می گیرند .

و همچنین ایشان در حالی از رهایی زن و مشارکت سیاسی زنان حرف می زند و به دروغ خودش را حامی جنبش زنان می پندارد و مدعی است که مخالف آزار و اذیت جنسی زنان می باشد که در سازمان تحت رهبری اش زنان را تحت عنوان انقلاب کذایی ایدیولوژیک وادار به طلاق های اجباری کرده و آنان را از فرزندان خردسال شان جدا نموده و فرزندان خردسال شان را آواره کشور های اروپایی کرد تا حتی مادران از دیدن جگر گوشه هایشان محروم باشند و در این رابطه با زنان مخالف برخورد شدید کرده و آنها را زندانی و شکنجه و در مواردی به طرز مشکوکی به قتل رسانده است. و همچنین شوهر فراری شان تحت عنوان شورای رهبری و شورای مرکزی برای خودش از زنان نگون بخت سازمان که مجبور به طلاق های اجباری شده بودند ؛ یک حرمسرا راه انداخته است و زنان را مورد آزار و اذیت جنسی قرار می دهد .

همچنین خانم عضدانلو در حالی از حقوق بشر و آزادی در این مراسم مسخره صحبت می کنند که در سازمان تحت رهبری شان زنان و مردان از کوچکترین آزادی برخوردار نیستند و نقض فاحش حقوق بشر و سانسور و خفقان شدید در مناسبات قرون وسطایی اش بیداد می کند و افراد در تشکیلات حتی اجازه ندارند که با خانواده‌های خودشان ملاقات حضوری داشته باشند و یا حتی اجازه تماس تلفنی هم ندارند و در راستا اکنون بعد از سرنگونی رژیم صدام حسین بارها خانواده های نیروهای سازمان برای ملاقات با عزیزان شان جلوی درب قرار گاه سازمان در عراق آمده اند ولی سران فرقه رجوی به آنها اجازه ملاقات با عزیزان شان را نداده اند و در اینجا از خانم رجوی سوال می کنم؛ آیا شما که دم آزادی و حقوق بشر می زنید و خود را مدافع عنوان سینه چاک حقوق بشر می دانید ؛ این خانواده ها که عمدتا پدران و مادران سالخورده و مسن هستند و خواستار دیدار با عزیزان شان هستند ؛ این خواسته بر حق شان شامل این حقوق بشری که شما از آن دم می زنید نمی شود؟ و آیا این مادران پیر و خواهران که به امید دیداری کوتاه با عزیزان شان تمام مشکلات و خطرات امنیتی را به جان خریده اند و به عراق آمده اند ؛ شامل آن زنانی نمی شوند که شما خود را حامی حق و حقوق شان می دانید و دم از رهایی آنان می زنید؟
و همچنین سوال دیگرم از خانم عضدانلو اینست که چرا در این مراسم کذایی تان حتی یک شخصیت زن ایرانی حضور نداشت و سخنرانی نکرد و شما مجبور شده بودید از این طرف و آن طرف سخنران کرایه ای جور کنید تا متن دیکته شده و کلیشه ای تان را تحت عنوان سخنرانی بلغور نمایند؟ خوب جواب مشخص است که هیچ زن آزاده ایرانی نه تنها انقلاب کذایی شما را قبول ندارد و شما را مدافع حقوق زنان و حامی جنبش زنان نمی داند بلکه شما و سازمان فرقه گرای تان را ضد جنبش زنان می داند. لذا هیچکس از زنان آزاده ایرانی حاضر نیستند که در این گونه مراسم رسوای شما شرکت کنند. و درست به همین دلیل هست که شما جرات ندارید در مورد طلاق های اجباری تحت عنوان انقلاب کذایی تان حرف بزنید و به اصطلاح از عواقب بیرونی کردن آن می ترسید و در این رابطه چندی پیش خبری خواندم که در کمپ آلبانی به نیروهای سازمان گفته اید که بحث طلاق را در ملاقات با کمیساریای عالی پناهندگان نکنند و بگویند که مجرد هستند و تا بحال ازدواج نکرده اند و طلاق نداده اند .

بله اینست سرنوشت خفت بار کنونی سازمان فرقه گرای رجوی در شرایط کنونی که مجبور است برای سرپا نشان دادن خودش متوسل به چنین خیمه شب بازی های تکراری با سخنران های کرایه ای بشود و بدین وسیله شکست استراتژی خشونت و ترور و وضعیت وخیم و اسف بار سازمانش را بپوشاند .

شورای رهبری ، بهانه ایی برای شروع تجاوز (بتول سلطانی: سوء استفاده جنسی رجوی از زنان صدای دبیر دوم سفارت امریکا را هم در آورد)

Comrades in Arms – Sexual abuse by Massoud and Maryam Rajavi

https://youtu.be/jpDUMaIntS8

مستندی ناتمام برای دختر سمیه (گرفتار در مجاهدین خلق، فرقه رجوی)Silencing the victims of Mojahedin Khalq (MKO, MEK, Rajavi cult, PMOI, NCRI …) to promote Maryam Rajavi

*** 

همچنین:

فرقه تروریستی و جبهه ضد بنیادگرایی!؟

علی جهانی، ایران قلم، یازدهم مارس ۲۰۱۵:…  آیا می شود یک گروه همزمان ادعای مبارزه علیه بنیاد گرایی داشته باشد ؛ ولی رهبری این گروه نه تنها تحمل شنیدن کوچک ترین انتقاد از جانب دیگران را نداشته باشد بلکه فرمان قتل منتقدان خودش را صادر کند؟ و شما هیچ تناقضی بین این دو مشاهده نمی کنید؟ در پایان می خواستم خطاب به این زوج رجوی ه
 
علی جهانی، ایران قلم، سوم مارس ۲۰۱۵:… در پایان خطاب به مریم عضدانلو رییس جمهور مادام العمر و برگزیده شوهر فراری اش و مسعود رجوی رهبر عقیدتی مادام العمر عرض می کنم که شما بایستی از آن دنیای حقیر و تنگ و تاریک و غیر واقعی بیرون آمده و نگاهی به وضعیت اسف بار درونی سازمان بکنید و همچنین نگاهی به واقعیت های موجود در این جهان ام
 
علی جهانی، ایران قلم، دوم مارس ۲۰۱۵:… نکته اولی که بسیار برای من جالب و خنده دار بود اینکه فرقه رجوی در فراخوان خودش جوانان ایران را اشرف نشان نامیده است که معلوم نیست کدام اشرف از هزار اشرف نداشته اش منظورش می باشد و همچنین یک نکته دیگر خنده دار در این فراخوان این بود که رجوی در فراخوان از جوانان خواسته که با این بر گزار
 
علی جهانی، ایران قلم، بیست و ششم فوریه ۲۰۱۵: … یکی دیگر در از واقعیت ها اینست که همه مردم دنیا کانون خانواده رادر شکل گیری جامعه و تربیت فرزندان خود بسیار مهم می دانند و سعی می کنند که کانون خانواده را همیشه گرم نگه دارند ولی در دنیای حقیر و تنگ و تاریک رجوی خانواده کانون فساد است و باید این کانون را منفجر کرد و بر اساس این
 
علی جهانی، ایران قلم، هجدهم فوریه ۲۰۱۵: … رجوی می خواهد کمپ آلبانی را جایگزین اشرف نماید و اور سور واز بعنوان قرار گاه فرماندهی کل و کمپ آلبانی بعنوان قرار گاه بدنه سازمان مجاهدین خلق باشد .همچنین رجوی برای فرار از پاسخگویی و توجیه شکست استراتژی مبارزه مسلحانه و ترور و خشونت و به گل نشستن کشتی استراتژی خشونت طلبی اش می