جنگ و جاسوسی

جنگ و جاسوسی

جنگ و جاسوسی مجاهدین خلق مهدی خوشحال، ایران فانوس، سوم نوامبر 2021:… در این مقاله، به موضوع جاسوسی اعضای مجاهد و خانواده ها از همدیگر نمی پردازم بلکه منظورم به امور جاسوسی در ارتباط با بیرون است. همان گونه که در مقالات „روزی که چاروادار شدم“ به بخشی از مقوله جاسوسی از منبع شنود، اشاره کردم در ادامه به موارد دیگر جاسوسی از منابع دیگر، می پردازم. تلفن، رایج ترین و قدیمی ترین ابزار جاسوسی مجاهدین خلق در بیرون و در ارتباط با ایران است. از آن جا که مجاهدین به زبان فارسی حرف می زنند و در دروغ و فریب و کلک و حقه، مرزی نمی شناشند و این امور را کشورهای دیگر به راحتی از عهده انجامش بر نمی آیند لذا تلفن یکی از ابزارهای مهم جاسوسی است.  جنگ و جاسوسی مجاهدین خلق 

جنگ و جاسوسی مجاهدین خلق پایکوبی مجاهدین بخاطر شهادت غواصان ایرانی (رجوی: این کارناوال استخوان بود)

جنگ و جاسوسی مجاهدین خلق

مهدی خوشحال، ایران فانوس، 02.11.2021

جنگ و جاسوسی مجاهدین خلق 

هر چه زمان می گذرد، دشمنان ایران از همسایه تا غیر همسایه، فشارهای سیاسی و تبلیغاتی را علیه کشور ایران افزایش می دهند تا در صورت احیای قرارداد برجام، دست بالا داشته باشند. ولی اگر برجامی صورت نگیرد و احیاناً جنگ اتفاق افتد، جنگ به اطلاعات نیاز دارد و بدون اطلاعات، جنگی اتفاق نخواهد افتاد. لذا در این رابطه می خواهم تلاش یکی از باصطلاح اپوزسیون قلابی ایرانی را در ارتباط با جنگ آتی که تجربه اش را در جنگ ایران و عراق، به خاطر دارم به اطلاع عموم برسانم.

هم اکنون نیز هر از چند گاه و در مناسبت های سیاسی و نظامی حساس و مرتبط با ایران، عوامل مجاهدین خلق، در رسانه ها و مطبوعات کشورهای غربی شروع به افشاگری در باب مراکز نظامی و اتمی ایران می کنند. برای کسانی که به این امور آشنا نیستند شاید گمان کنند که مجاهدین خلق عملیات جاسوسی و هماهنگ با کشورهای متخاصم، را اخیراً آغاز کرده و یا پس از شکست و جداشدن از خاک ایران و عراق و از روی غیظ و غضب به این امور مبادرت می ورزند. این ها اگر درست باشد، اما تمام ماجرا و حقیقت داستان نیست.

مجاهدین خلق، به عنوان یک گروه چریکی و زیرزمینی و فراری و ایدئولوژیک، چه در درون خود و چه در بیرون، به مسایل جاسوسی از همدیگر و دیگران به بهانه حفاظت از خود و تشکیلات و پیشبرد مبارزه، نهایت بهاء را می دهند. جاسوسی، نه یک تاکتیک و استراتژی بلکه ایدئولوژی این سازمان است به گونه ای که در داخل مناسبات مسئله جاسوسی حتی مشمول خانواده و همسران نیز می شده و در این رابطه هیچ حد و مرزی نداشته بلکه با توجیه مبارزه و جنگ و ایدئولوژی و منافع رهبری، جاسوسی از همدیگر که سهل است مسایل بدتر از این نیز قابل توجیه است.

در بیرون نیز همین گونه است و مجاهدین خلق در امر جاسوسی تجربه فراوانی اندوخته و هیچ مرزی را رعایت نمی کنند. برای آن ها هر چه که مهم است نه منافع کشور و مردم، بلکه منافع سازمانی و رهبری است و دیگر هیچ. لذا نمی توان مقوله جاسوسی مجاهدین خلق را به زمان و مکان و داخل و خارج مناسبات و یا این حکومت و آن حکومت و دوست و دشمن، تقلیل داد. آن ها در ارتباط با مقوله جاسوسی که امری ثواب و حیاتی می شمرند به جز منافع سازمانی و رهبری، مابقی مسایل ایران و جهان را مانند گوشت قربانی می دانند.

در این مقاله، به موضوع جاسوسی اعضای مجاهد و خانواده ها از همدیگر نمی پردازم بلکه منظورم به امور جاسوسی در ارتباط با بیرون است. همان گونه که در مقالات „روزی که چاروادار شدم“ به بخشی از مقوله جاسوسی از منبع شنود، اشاره کردم در ادامه به موارد دیگر جاسوسی از منابع دیگر، می پردازم.

روزی که چاروادار ارتش مجاهدین شدم (قسمت دوم و آخر)

تلفن، رایج ترین و قدیمی ترین ابزار جاسوسی مجاهدین خلق در بیرون و در ارتباط با ایران است. از آن جا که مجاهدین به زبان فارسی حرف می زنند و در دروغ و فریب و کلک و حقه، مرزی نمی شناشند و این امور را کشورهای دیگر به راحتی از عهده انجامش بر نمی آیند لذا تلفن یکی از ابزارهای مهم جاسوسی است. در جنگ ایران و عراق، که خطوط تلفن ایران با خارج همواره برقرار بود اپراتور مجاهد که در پاریس نشسته بود خود را به عنوان فردی جعلی که مثلاً مسئولیت و منصبی در داخل ایران دارد با تماس با مقامات و مسئولین و خانواده های شان، اعتماد آنان را جلب کرده و طی گفت و گو اقدام به جمع آوری اطلاعات از طعمه می کردند که این جمع آوری اطلاعات، غیر مستقیم بود و در رابطه با جمع آوری اطلاعات مستقیم نیز از طریق تلفن های عبوری و مغازه داران که از قبل شماره تلفن را از سوژه دریافت می کردند طی تماس تلفنی با سوژه در زمان و مکان مشخص و قراردادی، اقدام به تخلیه تلفنی می کردند. طی سال های 1363 و 1364 در تهران زندگی مخفی داشتم و هفته ای دو بار سر قرار تلفنی می رفتم. یکی از شب ها که هواپیمای عراقی شهر تهران و محله ای به نام امیریه را بمباران کرد و من در حوالی آن محل سکونت داشتم فردای آن روز سر قرار تلفن رفتم. مسئولم که فاضل نام داشت، ضمن گفت و گوی کاری که بیشترش سر کاری بود النهایه رسید به محل اصابت موشک که هواپیمای عراقی کدام نقطه را بمباران کرده است؟ هنوز گفته فاضل تمام نشده بود موضوع دیگری را پیش کشیدم تا مجدداً چنین مسایلی را مطرح نکند. این اولین تمردم در کار تشکیلاتی بود و تا سال 1370 که در سازمان بودم آنان به خاطر چنین تمردهایی به من اعتماد نداشتند. سپس فاضل را همان سال که به سلیمانیه عراق رسیدم، دیدم. مردی جوان و خودشیفته و به شدت ماجراجو و قدرت طلب. فاضل در اولین دیدار و قبل از این که از من بپرسد تهران چه خبر؟ شروع کرد به عملیات هایی که در تهران انجام داده بود. از آن پس هرگز فاضل جاه طلب را در تشکیلات مجاهدین ندیدم. جاه طلبی یا به عبارتی رده خواهی، شاخص بود و نبود مجاهدین خلق بود. اواخر این سال که در شهر سلیمانیه و پایگاه غیور، مشغول کار حفاظت بودم همکاری به نام هادی از لاهیجان، داشتم که او مدت ها منفعل بود. هادی یکی از روزها عزم جزم کرد و اتاق کار کاک جعفر یا همان جلال منتظمی، را که فرمانده آن جا بود زد و وارد اتاق شد و به فرمانده ضمن پیشدستی انتقاد کرد که به من بگویید تا این مدت در تشکیلات مجاهدین بنده چکاره بوده و جایگاه من کجاست؟ کاک جعفر، وقتی فهمید مشکل و مسئله هادی چیست، با مزاح پاسخ داد، برادر هادی، شما عضو ما هستید. هادی وقتی کلمه عضو را شنید انگار نشادر مصرف کرده باشد، سر کار حفاظت آمد و مانند بولدوزر کار کرد. حفاظت در پایگاه غیور، در اصل همان حفاظت مسئولین سازمان بود که آن ایام آن جا استقرار داشتند. مسئولین، معمولاً یک کیف سامسونت خالی به همراه داشتند تا به دیگران بفهمانند که مسئول هستند و ما نیز مسئولیت حراست از چنین مسئولینی را شبانه روز به عهده داشتیم.

از قمارخانه عراق تا قمارخانه آلمان

تخلیه، پس از تخلیه تلفن که مختصری شرحش رفت به تخلیه حضوری می رسیم.  تخلیه، در اصل از سه منبع دریافت می شد که اول، هواداری که در ارتباط مستقیم با سازمان بود و اطلاعات خواسته شده را توسط تلفن و فاکس و نامه های نامرئی، برای آدرس های مشخص در خارج از کشور ارسال می کرد و یا این که هواداری از کشور ایران خارج و به عراق می آمد و وصل به سازمان می شد دوم، مردمی که اعم از شخصی و نظامی از کشور ایران خارج و یا احیاناً فرار می کردند و در کشورهای همسایه مانند پاکستان و ترکیه در تور اطلاعاتی سازمان، تخلیه اطلاعاتی می شدند سوم، اسیران جنگی که در دو نوبت، ابتدا تخلیه اطلاعاتی عمومی می شدند و سپس هنگام جنگ و عملیات های سازمان و یا ارتش عراق، به سراغ پرسنلی می رفتند که مربوط به ارگان های نظامی و منطقه عملیاتی سوژه عملیاتی بودند. در مورد آخر، در سال 1366 سازمان زندانی به نام دبس در حوالی شهر کرکوک در اختیار داشت که مسئول آن سادات دربندی یا همان کاک عادل بود. عادل در گذشته که زندانبان نبود و در کردستان پیشمرگه بود، شخصیت و رفتارش فرق می کرد و انسان دیگری بود ولی همین که زندانبان زندان دبس در کرکوک شد گرگ درون خود را رونمایی کرد و به نمایش گذاشت. زندان دبس در اواخر سال های جنگ بیش از 1500 اسیر شامل نظامیان افسر و درجه دار و سرباز داشت. اسیران را به سه دسته تقسیم کرده بودند. کسانی که همکاری می کردند، کسانی که همکاری نمی کردند و النهایه کسانی که مقاومت می کردند. دسته آخر در زندان های انفرادی به سر می بردند. زمانی که ارتش عراق در منطقه مرزی عملیات داشت، سازمان مجدداً سراغ پرسنلی می رفت که در آن مناطق و ارگان های نظامی، مشغول بودند، تا مجدداً تخلیه اطلاعاتی شوند. سازمان آن ایام ستادی داشت به نام عملیات و اطلاعات که این دو در ارتباط با هم کار می کردند یعنی اطلاعات در خدمت عملیات بود. عملیات های سازمان و ارتش عراق که این دو نیز در بسیاری موارد عملیات های مشترک داشتند.

جنگ بی هزینه – به بهانه حمله مجاهدین به مراکز اخذ رای

مطبوعات، یکی دیگر از منابع اطلاعاتی مجاهدین بود. این منبع شامل همه رسانه ها اعم از رادیو و تلویزیون و مطبوعات به ویژه روزنامه های ایران را شامل می شد که با دید و نگاه امنیتی و اطلاعاتی از اخبار و گاف ها، اطلاعات استخراج می شد که ضمن استفاده برای تبلیغات و جنگ، همچنین در اختیار سایر سرویس های اطلاعاتی قرار می گرفت. اطلاعات به دست آمده، در بخش ستاد اطلاعات و عملیات، تا درجه وثوق بالاتر کار اطلاعاتی می شد.

روابط، همان ارتباط تنگاتنگ با استخبارات عراق که مسئولش افرادی چون مهدی ابریشم چی بودند. روابط، ضمن داد و ستد اطلاعاتی که از منابع مختلف به دست می آوردند همچنین سایر موارد و مشکلات سازمان را در ارتباط با دولت و ارتش عراق شامل می شد.

سایر منابع اطلاعاتی، از گذشته تا به امروز طبعاً تنوع و تکامل و دگردیسی داشته اند از مهره های نفوذی تا ماهواره و غیره، اما، اگر مجاهدین خلق طی سی و چهل سال قبل چنین تجربه و عملکردی در ارتباط با جنگ و وطن خود داشته و از منابع اطلاعاتی و جاسوسی به استعداد 100 تن کادر متخصص استفاده می کردند امروزه اگر احیاناً جنگی در ارتباط با ایران اتفاق افتد مجاهدین خلق با تجربه ای که طی چهل سال اخیر اندوختند می توانند همه نیروهای خود را در ارتباط با جاسوسی علیه ایران به کار گیرند به ویژه این که با پیشرفت اینترنت و فضای مجازی و ماهواره امر جاسوسی به سهولت انجام می گیرد.

„پایان“

لینک به منبع

جنگ و جاسوسی مجاهدین خلق

***

مواضع خائنانه فرقه رجوی در تنش ایران و امریکااز کمین مجاهدین سر کوچه ها برای کشتار مستشاران امریکائی تا گماشتگی برای جنگ طلبان امریکائی

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/جاسوسی-از-ایران-مسبوق-به-سابقه-است/

جاسوسی از ایران مسبوق به سابقه است

مجاهدین خلق موسادمهدی خوشحال، ایران فانوس، سیزدهم فوریه 2020:… طی سال های جنگ مابین ایران و عراق بسیاری از سازمان های جاسوسی بر روی دستگاه نظامی ایران متمرکز بودند. در این میان، صدام حسین ضمن کمک خواستن از شرکای عربی و غربی همچنین از رهبران مجاهدین خلق نیز که تا آن زمان در فرانسه اقامت داشتند و در حال رهبری جنگ چریکی در داخل ایران بودند، درخواست کردند تا به عراق آمده و در ازای امتیازاتی در خدمت دستگاه جنگی عراق قرار گیرند. این مدل همکاری که از سال 1365 و با آمدن مسعود رجوی رهبر مجاهدین خلق، از فرانسه به عراق انجام می گرفت با این وجود مجاهدین ضمن تهیه و تدارک جنگی به نفع دستگاه جنگی صدام حسین علیه نیروهای نظامی ایران، همچنین از امکانات دیگر عراقی ها استفاده می کردند که یکی از آن ها، استفاده از خاک و امکانات جاسوسی عراق علیه ایران بود . جاسوسی از ایران مسبوق به سابقه است 

جناب رجوی ، ضیافتی در کار نیست ، خر داغ می کنندآنها نه تنها شکست خوردند که سقوط اخلاقی کردند 

جاسوسی از ایران مسبوق به سابقه است

مهدی خوشحال، ایران فانوس، 12.02.2020

مجاهدین خلق موسادعملیات جاسوسی که به آن عملیات کودتای قرن نام نهاده اند و مربوط به جاسوسی بعضی از کشورهای غربی چون آمریکا و آلمان از کشورهای دیگر به ویژه ایران، است شاید نه اولین و نه آخرین مدل جاسوسی کشورهای غربی از کشورهایی چون ایران است. این امر، مسبوق به سابقه است و به روش های مختلف صورت می گیرد و خواهد گرفت. عملیات جاسوسی که منجر به تلفات مالی و جانی افراد نیز می گردد. بی بی سی در این رابطه می افزاید،

بی بی سی – بر اساس تحقیق مشترک روزنامه آمریکایی „واشنگتن پست“ و تلویزیون „زِد دی اف“ آلمان، سیا، سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا و سازمان اطلاعاتی آلمان، دهه‌ها مخفیانه صاحب یکی از بزرگترین شرکت‌های تولید تجهیزات رمزگذاری بوده‌اند. بر اساس این پژوهش تجهیزات این شرکت سوییسی به نام „کریپتو اِی‌جی“ به بیش از ۱۲۰ کشور از جمله ایران فروخته شده است.

طی سال های جنگ مابین ایران و عراق بسیاری از سازمان های جاسوسی بر روی دستگاه نظامی ایران متمرکز بودند. در این میان، صدام حسین ضمن کمک خواستن از شرکای عربی و غربی همچنین از رهبران مجاهدین خلق نیز که تا آن زمان در فرانسه اقامت داشتند و در حال رهبری جنگ چریکی در داخل ایران بودند، درخواست کردند تا به عراق آمده و در ازای امتیازاتی در خدمت دستگاه جنگی عراق قرار گیرند. این مدل همکاری که از سال 1365 و با آمدن مسعود رجوی رهبر مجاهدین خلق، از فرانسه به عراق انجام می گرفت با این وجود مجاهدین ضمن تهیه و تدارک جنگی به نفع دستگاه جنگی صدام حسین علیه نیروهای نظامی ایران، همچنین از امکانات دیگر عراقی ها استفاده می کردند که یکی از آن ها، استفاده از خاک و امکانات جاسوسی عراق علیه ایران بود. اگرچه مجاهدین خلق تا زمانی که در خاک عراق حضور داشتند به روش های مختلف جاسوسی، اقدام و اطلاعات کسب می کردند اما آنان همواره و بدون فوت وقت از خاک عراق و نقاط مرزی، توسط شنود اقدام به جمع آوری اطلاعات از نظامیان ایرانی می کردند.

مابین سال های 1365 تا 1366 که مجاهدین خلق عملیات مرزی علیه قوای نظامی ایران را به پیش می بردند در این ایام در چندین نقطه مرزی از غرب تا جنوب ایران را توسط دستگاه های شنود کنترل می کردند که بعداً اطلاعات خود را در هر زمینه و با هر وسیله ای که کسب می کردند پس از تجزیه و تحلیل، دربست در اختیار مقامات مسئول در عراق و سایر کشورهای غربی قرار می دادند.

در همین سال ها یادم است که با یک تیم پنج نفره به فرماندهی سعید چاووشی، درون سنگری محقر در مرز مابین ایران و عراق و مشرف به شهر مریوان، استقرار جاسوسی داشتیم و دستگاه های نظامی ارتش و سپاه و قرارگاه رمضان واقع در کرمانشاه، را پوشش می دادیم و اطلاعات به دست آمده را پس از رمزگشایی به فرماندهی گردان گیلان که در پشت جبهه و در منطقه نالباریس استقرار داشت و فرمانده اش مهدی مددی نام داشت می رساندیم و آن ها اطلاعات به دست آمده را با اخذ امتیازات مالی و سیاسی، در اختیار ارتش عراق قرار می دادند. اما یکی از شب ها، اتفاقی افتاد که تبادل اطلاعات مابین ما و ارتش عراق را به هم زد. یکی از شب ها که ارتش ایران در شرف حمله به ارتش عراق بود، فضا و اطلاعاتش را از طریق شنود دریافت کردیم ولی به عراقی ها چیزی نگفتیم. لازم به ذکر است، یکی از افسران اطلاعاتی عراق در جوار سنگر ما اقامت داشت و آنان نیز در ارتباط با ایران کار اطلاعاتی می کردند. وقتی اطلاعات به دست آمده را پس از حمله قوای ایرانی به خاک عراق و به فرماندهی گردان ارسال کردیم و عراقی ها قادر به پیشگیری از حمله و دفاع از خود نشده بودند، در تجربه و جمع بندی از این نشت اطلاعاتی و ضربه ای که خورده بودند، قرار شد که ما اعضای مجاهدین خلق که در مرز ایران و عراق کار اطلاعاتی می کردیم هر نوع اطلاعات جنگی و با ارزشی را بدون واسطه و بدون اطلاع فرماندهی گردان، در اختیار افسر عراقی قرار دهیم تا آنان در حین جنگ از اطلاعات دریافتی استفاده بهینه ببرند.

در آن ایام، عراقی ها از دستگاه های شنود روسی استفاده می کردند که بسیار پیشرفته بود اما مجاهدین خلق نیز از دستگاه های جاسوسی و بیسیمی غربی استفاده می کردند که در حالت عادی خرید و فروش آن ها و توسط اشخاص معمولی ممکن نیست.

پایان

جاسوسی از ایران مسبوق به سابقه است

لینک به منبع

***

مهدی خوشحال ویرانسازی نیرولینک به متن کامل بحث  مسعود رجوی (جزوه پرچم) که در سال ۱۳۸۲  توسط آقای مهدی خوشحال در کتاب ایشان تحت نام “ویرانسازی نیرو” منتشر شد (انتشارات پیوند، هلند، پاییز ۱۳۸۲) 

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/رجوی-جاسوسی-میکند-تا-تروریست-شناخته-نش/

رجوی جاسوسی میکند تا تروریست شناخته نشود!! (+ رجوی : رفقا عقب نشینی به دامن امپریالیزم)

 انجمن نجات، مراکز آذربایجان شرقی و کرمانشاه، هفتم می 2016:…  یعنی اینکه سازمان علاوه برجاسوسی، تعدادی ازنیروهای خود را دراختیار آمریکا گذاشت تا درصحرای نوادا ودور ازچشم اغیار!! به کسب مهارت های تروریستی مشغول شده اند. ترور دانشمندان هسته ای ایران نمونه ای از عملیات های تروریستی گسترده ی آن ها در ایران است!! یعنی باند رجوی برای ازلیست درآوردن خود ، دست به ترور زد تا تروریست شناخته نشود! … 

مجاهدین خلق ایرانسایت کلمه: مجاهدین خلق ترور می‌کردند تا ماهیت «فتنه خاتمی» را روشن کنند

Mojahedin Khalq (MKO, MEK, Rajavi cult) Our Men in Iran?Mojahedin Khalq (MKO, MEK, Rajavi cult) Our Men in Iran? (Seymour M. Hersh, The New Yorker, April 2012)

افشاگری یا افتضاح جدید مجاهدینافشاگری یا افتضاح جدید مجاهدین. رشته هایی که خیلی زود پنبه شد (دولت امریکا: هیچ مدرکی وجود ندارد)

رجوی جاسوسی میکند تا تروریست شناخته نشود!!

انجمن نجات، مرکز آذربایجان شرقی

این مسئله که دنیای اهل داد وستد غرب ، باند رجوی را از لیست تروریستی خود خارج کند ، آنرا واداشت که درعراق تحت اشغال آمریکا ومتحدین اش به جاسوسی بپردازد تا بعنوان یک تروریست خوب، از لیست تروریستی خود ، حذف کند!

مسئله اما درمورد مجاهدین رجوی چشمگیر تر است . علاوه بر جاسوسی های وسیع اتمی بنفع اسرائیل و گروه های تکفیری که مردم سوریه را به خاک سیاه نشاندند، عوامل مجاهدین در عملیات های تروریستی هم شرکت می کنند.

یعنی اینکه سازمان علاوه برجاسوسی، تعدادی ازنیروهای خود را دراختیار آمریکا گذاشت تا درصحرای نوادا ودور ازچشم اغیار!! به کسب مهارت های تروریستی مشغول شده اند. ترور دانشمندان هسته ای ایران نمونه ای از عملیات های تروریستی گسترده ی آن ها در ایران است!!

یعنی باند رجوی برای ازلیست درآوردن خود ، دست به ترور زد تا تروریست شناخته نشود!

به موجب شواهد موجود، 400 میلیون دلار اختصاص یافته ی آمریکا برای تقویت بنیان های حقوق بشری؟؟!! درایران ، این مبلغ دراختیار اسرائیل قرار گرفت تا به مجاهدین رجوی بدهد وآنها هم ترورهای دلخواه اسرائیل را انجام دهند وهم محللی برای پخش اطلاعات مورد دلخواه اسرائیل برای پرونده سازی علیه ایران و تحریم ظالمانه ی آن باشد!!

با این مقدمه به مصاحبه ی افشين علوي عضو كميسيون خارجي شوراي ملي مقاومت ايران که به ادعای رسانه های رجوی با نشریه ی ليبراسيون شامپاين انجام داده ، نظر کوتاهی می افکنیم.

تیتر این مصاحبه ” ” رژيم ايران ايزوله ميباشد” نام گرفته ودرمتن آن نوشته شده:

” س. چرا سفير اينقدر نسبت به سازمان شما داغ است؟- حكومت ايران به پخش اكاذيب عليه اپوزيسيون اصلي اش دامن ميزند، چرا كه در حفظ برچسب تروريستي عليه آن شكست خورد لذا تلاش ميكند كه به چهره اپوزيسيون خدشه وارد كند. .. “.

یعنی میشود با داشتن پرونده ی ترور هزاران نفری درایران و کم وبیش درعراق و صدها اطلاعیه ای که در توجیه و اثبات درستی آنها ازطرف شما صادر شده- که مثلا میخواستید رژیم را بی آینده کنید ویا بازوهای آنرا بزنید- به این سادگی منکر ترورهای شما شد؟!

آیا دیگر به این ترورها افتخار نمیکنید و انتقاد ازآنها دارید؟ اگر دارید چرا به انتقاد ازخود نپرداخته و ” خلق قهرمان” را درجریان پشیمانی خود قرار نمیدهید؟!

دوباره گفته میشود:

” … شوراي ملي مقاومت ايران ائتلاف اپوزيسيون ايران منجمله سازمان مجاهدين خلق ايران است كه براي برقراري يك جمهوري پلوراليست و لائيك در ايران تلاش ميكند. به دنبال سركوب وحشتناك در ايران، دفاتر شورا از دهه 80 در اور سوراواز (وال دواز) در منطقه پاريس مستقر گرديد. همچنين شورا دفاتر نمايندگي در واشنگتن و پايتختهاي بزرگ اروپايي دارد. اما شبكه آن بخصوص در داخل فعال است. به يمن اين شبكه ها شورا در 2002 موفق شد ه وجود برنامه مخفي هسته اي رژيم ايران را منجمله سايتهاي نطنز و اراك را فاش سازد “.

البته دراوایل تاسیس تشکیلات، تعدادی از شخصیت های سیاسی درشورا جمع شدند که اکثریت آنها درعرض دوماه وبا مشاهده ی ماهیت واقعی مسعود رجوی، کاسه ی خود را ازهرچه شورا و… بود جداکرده وبه دنبال کار خود رفتند و خیر شورا را به رجوی سپردند تا اعضای مطیع تشکیلات فرقوی خود را درآنجا گرد آوری کرده وصفت دموکراتیک به سازمان تروریستی مجاهدین رجوی بدهد که البته این کار درعصر ارتباطات و انتشار وسیع اطلاعات نگرفت وهمه دانستند که شورای ملی مقاومت، همان فرقه ی رجوی ویا ارتش آزادیبخش؟؟!! اوست.

نگارنده ی این سطور تصور نمیکند که مصاحبه کننده ازموضوع بی اطلاع باشد وبرعکس کسی که دراروپا به خبرنگاری مشغول است ، آنقدر شعور دارد که این مسائل ساده را بفهمد ولی متاسفانه خیلی ها هم باداشتن این شعور، خود را به راه دیگر زده ودربرابر دریافت حق الزحمه چنین سئوالاتی را که پاسخ اش پیش ازپیش برآنهاروشن است ، مطرح کرده وجواب دلخواه رجوی را دریافت میکنند وبدین ترتیب قلم ، حرفه وشرافت خبرنگاری خود را می فروشند!

اما این شبکه داخلی ادعایی واقعیت عینی ندارد و باند رجوی هرگز نتوانسته مهری برتحولات شتابان ایران بزند ومسئله ی اتمی وافشاگری های مربوطه، آنگونه است که شرحش رفت!

سعید

 رجوی : رفقا عقب نشینی به دامن امپریالیزم

انجمن نجات مرکز کرمانشاه

روزگاری رجوی، رئیس فرقه مجاهدین افتخارش این بود که به توده ای ها و چریک های فدایی خلق اکثریت و اقلیتی وتمام چپی ها توسری بزند که آنها اهل جنگ و فدا و ازخودگشتگی نیستند .
رجوی با جوسازی و بلوف های خاص خودش داد می زد که آنها هروقت حرف از جنگ و سلاح و خون دادن و پیشتاز بودن وجلودار شدن می شود ، خطر را حس می کنند به شعار “رفقا عقب نشینی” به میان توده ها روی می آورند و این مجاهدین هستند که باید خونش را بدهند .
اما چه شد یک دفعه رجوی شعار “رفقا عقب نشینی به دامن امپریالیزم ” را برگزید؟!

به زبان ساده رجوی همه چیز برای خودش مشروع و برای دیگران ممنوع و حرام و غیرمشروع است . حتی بین خود ومریدان ایدئولوژیک خودش –ازجمله داشتن زن و زندگی و عشق و خوشگذرانی به نام مبارزه .
همه دیدیم که او چگونه با انقلاب سازی و بند بازی و ترفند سوء استفاده از قرآن و احادیث ، همه ی زنان را به خود حلال و به شوهران و همسران شرعی شان حرام کرد .
رجوی ابتدا در سال 60 موقع فرار از ایران نیروهای خود را هم مکلف کرد صحنه را ترک نکنند وخود را به کشتن دهند اما خودش را نجات داد .
در سرفصل خطر در پاریس و بوی پول از طرف صدام دوباره فتوا آمد و مشروعیت تولید شد و رجوی همه را متهم وخود را به صحنه پول و جاسوسی و خیانت رساند .
درمرحله اشغال عراق هم ، رجوی اولین کسی بود که پیشاپیش برای امریکا دم تکان داد و ازماه ها قبل از سقوط صدام رفتن به دامن امپریالیزم راشروع کرد وتمامی تعهداتش را هم امضاء نمود . اینها برای رجوی مشروع است و کسی حق ندارد آنرا به چالش بکشد چون رجوی آنرا خلق کرده وضرورت بوده و درراستای مقاومت خلق است .
رجوی اکنون دیگر نه متعهد به هیچ شعاری است و نه پایبند به هیچ اصولی.چون او دیگر دنبال این چیزها نیست و اساسأ خود را از لحاظ وابستگی به هرقدرتی که طالبش باشد بیمه کرده مثل مقاطعه کار و شرکت پیمانکاری یک روز در خدمت صهیونیزم و روزی هم در خدمت سیاست ضد انسانی آل سعود و امریکا و حتی در خدمت کشورهای کوچک مثل امارات و قطر مزدوری منطقه ای میکنند .
رجوی مثال آن شیرجه روی که با سر به ته استخر بدون آب کوبیده شده باشد است و به ته استراتژی خورده و اکنون شعارعقب نشینی به دامن امریکا علیرغم شعارهای پرطمطراق گذشته و اصولی امریکایی کشی و ضد امپریالیزمی اش اصل و استراتژی شده است و ابایی هم از آن ندارد .
همه ی این واگشت های وحشتناک و غیر انسانی حاصل ضدیت با ملت ایران و اصل خویش است و ضدیت با خانواده خونی و قومی خود وتبدیل شدن به موجودی ددمنش است و لاغیر .

مجاهدین خلق اسرائیللاف پنجاه سالگی؛ در پی هویت نداشته

پارلمان بریتانیا علیه تروریسم مجاهدین خلق فرقه رجویتابلوی ورود ممنوع پارلمان انگلیس مقابل منافقین

جعل رجوی اتمی مزدور مجاهدین خلقBREAKING: Amateur hour at the pro-war media, latest allegations by Mojahedin Khalq (Rajavi cult) FABRICATED


Massoud Khodabandeh ArticleMassoud Khodabandeh
Article first published online: 27 JAN 2015
DOI: ۱۰٫۱۱۱۱/aspp.12164

همچنین: