جوابی به مقاله ازاین مرده به آن مرده فرجی است , آقای محمد اقبال

جوابی به مقاله ازاین مرده به آن مرده فرجی است , آقای محمد اقبال

میرباقر صداقی مجاهدین خلق فرقه رجویمیرباقر صداقی، ایران ستارگان، سوئیس، بیست و سوم فوریه 2015:… آقای محمد اقبال من که غریبه نیستم روزی توی خونه و صاحب خانه بودم شاید شما به بیماری آلزایمر دچار شدید ودزدیهای نجومی فرقه رجوی را در دوران فروپاشی صدام حسین را فراموش کردید شاید یاد آوری بعضی مشاهدات سال 82 در اینجا برای شنونده خوب باشد در سال 82 دولت صدام برای حفظ سرمایه هایش قبل از وقوع جنگ تعداد …

ستارگان ژنو سپتامبر 2014 چرا فرقه رجوی سعی دارد خانواده ها را به خانواده حقیقی و غیر حقیقی تقسیم کند و واقعیت چیست؟

لینک به منبع

جوابی به مقاله ازاین مرده به آن مرده فرجی است , آقای محمد اقبال

آقای محمد اقبال در این مقاله خواسته از آب گل آلود ماهی گرفته و به خواننده القا کند که به لحاظ مالی هیچ ریگی توی کفش فرقه رجوی وجود ندارد ملاک او هم به ظاهر حکم منع تعقیب دستگاه قضایی فرانسه در مورد اعضای فرقه رجوی است اما در روز دستگیر خانم مریم رجوی در 17 ژوئن مبلغ 7 میلیون دلارپول کثیف از دفتر و میز کار خانم مریم رجوی در فرانسه توسط پلیس ضبط شد طبق تعریف انواع پول , پولها شامل :

1. پول سیاه: درآمد کسب شده از جرمهای سنگین مانند: قاچاق کالا. آدم ربایی. قاچاق اسلحه و دزدی.

2. پول خونین: درآمد کسب شده از جرمهای قاچاق مواد مخدر و تروریسم.

3. پول خاکستری:درآمد کسب شده از جرمهای سبک عملیات غیر قانونی و حتی قانونی که از نظارت دولت به دور می ماند مانند: فرار مالیاتی صاحبان فعالیتهای تولیدی و پرداخت رشوه.

4. پول سفید: درآمد کسب شده از راههای قانونی و مشروع.

آیا خانم مریم رجوی بخاطر فرار مالیاتی این مقدارپول نقد را دفترکارش نگه میداشت ؟

آقای محمد اقبال من که غریبه نیستم روزی توی خونه و صاحب خانه بودم شاید شما به بیماری آلزایمر دچار شدید ودزدیهای نجومی فرقه رجوی را در دوران فروپاشی صدام حسین را فراموش کردید شاید یاد آوری بعضی مشاهدات سال 82 در اینجا برای شنونده خوب باشد در سال 82 دولت صدام برای حفظ سرمایه هایش قبل از وقوع جنگ تعداد زیادی از خودروهای نظامی و ماشین آلات مهندیس و هم چنین توپ , تانک , اتوبوس و خودروهای جیب لندکروز لودرو بولدوزر و تریلی و کمرشکن و ژنراتور را در بیابانهای عراق پخش و استتار کرده بود این اخبار توسط عشایر و یک سری نفرات مزدور به گوش فرقه رجوی خورد فرقه رجوی تمامی نیروهایش را برای جمع آوری این ماشین آلات و سلاحها بسیج کرد از جمله خود من جزو گروهی بودم که هر روز صبح با کمرشکن از قرارگاه اشرف خارج میشدیم و تا 12 شب کارمان انتقال این خودروها و لودر وبولدوزر و ژنراتور به قرارگاه اشرف بود حتی برای بالا بردن راندمان کارمان به اهالی منتطقه گفته بودیم هرکس که به ما در جمع آوری این ماشین آلات کمک کند پول میدهیم کار به جائی کشیده بود که راننده اتوبوسهای خط واحد بغداد اتوبوسهای خط واحد بغداد را با قیمت 100 دلار به درب قرارگاه اشرف میاوردند و این کار ما تقریبا یک ماه ادامه داشت .در اولین حکم اخراج فرقه رجوی از عراق در دروان نخست وزیری عیاد علاوی سیستم پول شوئی فرقه رجوی در قرارگاه اشرف شروع شد در طی یک هفته تمامی اموال منقول و غیر منقول در قرارگاه اشرف لیست برداری شد و صاحب پیدا کرد اموال بین اعضا تقسیم شده بود و برای تمامی اموال سند خرید جعل شده بود در این دوران تعداد زیادی از خودروها که بیم میرفت دردسر ساز شوند از جمله اتوبوسهای خط واحد بغداد با تغییر رنگ و با اسناد جعلی به فروش رفتند.

حال میتواند سیستم قضائی کشوری بدلیل کمبود اطلاعات حکم اشتباهی صادر کند یا بدلیل اینکه پول سیاه بدست آمده در کشور دیگری بدست آمده است شامل مجازات دولت فرانسه نشود اگر به اسناد مالی سه تفنگدار کذایی آقای محمد اقبال نگاه کنیم مبلغ دریافت شده بیش از1200000 است که اگر ضریب پرداخت آنرا با اعضای غیر مجاهد شورا نگاه کنیم بالغ بر 40 میلیون یورو میشود این فرقه کدام منبع مالی مشخصی دارد که میتواند حقوق و توی جیبی اعضای غیر مجاهد شورا را تا به امروز تامین کند البته تمامی اسناد معتبر توی یو تیوب است دادن اطلاعات نظامی و مختصات موشکهای اصابت شده به صدام حسین و دریافت 30 میلیون دلار ماهانه از سهم نفت عراق و کوپن نفتی که هدیه صدام حسین به این فرقه بابت وطن فروشی بود .

وقتی آقای محمد اقبال مطرح میکند مساله مقاومت مسئله در رابطه با سه تفنگدار هرگز مالی نبوده و نیست و مدعی میشود فرقه رجوی در قبال پاکسازی شغلی این و آن گفته است نگران نباشید هر چه داریم با هم میخوریم ودعوت از این و آن سناتور از دور خارج و جنگ طلب و پرداخت هزینه سفر و هتل و 20 هزار تا 30 هزار دلار برای هر سخنرانی حضرات آنهم به تعداد بیست تا چهل نفر یعنی متوسط 600000 دلار برای یک شب تجمع این حضرات را چنان نازل میکند که گوئی فرقه تعدادی را برای یک شام دور هم جمع کرده است و با دو یا سه هزار دلار این مهمانی تهش بسته شده است باید سنگ پای قزوین باشی در حالیکه ما خوب میدانیم هر سال در ویلپنت پاریس فرقه رجوی بیش از 2 میلیون یورو هزینه میکند آنهم برای دعوت از افغانیها , لهستانیها و غیره .

به باور من اگر هزینه های این فرقه از کمپ لیبرتی تا البانی و تمامی کشورهائیکه این فرقه دفتر دارد تا پاریس را حساب کنیم سالانه بیش از 200 میلیون دلار میشود و این اغراق نیست وقتی این فرقه اطلاعیه صادر میکند که بیش از 4 میلیون یورو صرف هزینه درمان این و آن کرده است و هزینه سه هزار نفر از اعضایش در تمامی کشورهای دنیا را تقبل میکند مبلغ دویست میلیون یورو در سال رقم واقعه ای است . و باز به باور من تامین این میزان پول تنها توسط دولتها میسر است این فرقه باید چقدر سرمایه گذاری کرده باشد که بتواند از سود آن 200 میلیون یور در سال خرج کند به گفته این فرقه این فرقه تمامی مخارجش را از طریق کمکهای مالی در تلویزیون این فرقه بدست میآورد و من که عضو قدیمی این فرقه هستم میدانم تمامی کمکهای مالی که در برنامه گلریزان پخش میشود دروغ است و چنین کمکهای صورت نمیگیرد و نفرات این فرقه بخاطر پول شوئی به برنامه گلریزان زنگ میزنند تا به بیرون القا شود به این فرقه کمک مالی میشود .

در ادامه آقای محمد اقبال میگوید در درون فرقه اعضای مقاومت هیچوقت بر سر هیچ کس بر سر پول و اموال منت نمیگذارد شاید این حرف آقای محمد اقبال در مورد اعضای فرقه رجوی صادق باشد اما در مورد رهبری این فرقه باید بگویم بارها و بارها مسعود رجوی در بحث امام زمان منت خوردو خوراکی که به ما میداد را بر سرمان میزد که کوفت بخورید غذای اما زمان را میخورید لباسش را میپوشید اما عنایت نداریم بالای سن امام زمان ( مسعود رجوی ) ایستاده است . مسعود رجوی به تمامی اعتماد ما خیانت کرد به گفته خودش خائن خسرالدنیا والاخرت میشود .

در تمامی این نوشته بایدد تنها به این جمله آقای محمد اقبال نمره بیست داد آنجایکه میگوید

اين كلام مقاومت را بارها شنيده ايم كه در جنگ بين مقاومت و رژيم بدون وارد كردن هيچ عامل ديگري اگر بحث پول باشد و مال و اموال و غارت و چپاول، رژيم برنده خواهد شد در اینجا بنوعی آقای محمد اقبال قبول میکند که آنها هم غارت و چپاول میکنند اما نه بدرجه ای که رژیم خمینی غارت میکند.

در تمامی نوشته های آقای محمد اقبال بخوبی مشخص است که بحث بر سر حاکمیت مردمی نیست تمامی تلاش فرقه رجوی قبضه تمامی سهم این سفره و خوان به یغما رفته است . و تمامی این القاب و عناوین مقاومت , مبارزه , شورا و ….. دروغی بیش نیستند .

اکر به واقع آقای محمد اقبال به قیامت و معاد و جزا و پاداش معتقد بود حتما باید بینه های آنرا در مورد شخص رجوی هم میدید که با چه خفتی از تمامی شعارهایش کوتاه آمد وقراگاه اشرف را ترک نمود و با دست خود شورای رهبری متشکل از زنان را منحل کرد و دیگر شورای رهبری صفی تا تهران معنی ندارد و حال رجوی خسرالدنیا والاخرت شده است .

میر باقر صداقی

23.02.2015

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=15915

حرف های محمد اقبال ، بمنزله ی فتوای قتل لیبرتی نشینان است!

صابر ازتبریز ( امضاء محفوظ)، بیست و نهم ژانویه ۲۰۱۵:…  اونخستین کسی در جلسات سازمان بود که به زیر میز رفت تا میزان شرمندگی خود را ازمریم ودیگران نشان دهد واین سنت زشت ومادون انسانی تحقیر شخصیت خود را درفرقه ی رجوی بنیان گذاشت ! همو بود که دریکی ازنشست های مسعود رجوی درصدد حمله به مرحوم فتح اله فرمانده ( ازاعضای مغضوب قدیمی وارشد سازمان دردوره ی ستم …

 محمد اقبال تروریسم فرانسهلمپنیزم افسارگسیخته رجوی ها و چماقدار-تروریست های این زوج تبهکار

(با تشکر از صابر، دریافت شد. ایران اینترلینک)
https://iran-interlink.org

حرف های محمد اقبال ، بمنزله ی فتوای قتل لیبرتی نشینان است!

۰۸/۱۱/۱۳۹۳شمسی

محمد اقبال را که میشناسید؟

او ازچاپلوسان درجه یک مهوش سپهری ( نسرین) بود که همواره درنشست های این خانم مسئول حاضر میشد وبدترین صفت ها را بخود و دیگران نسبت میداد تا بیشترین ولیمه را از سفره ی حرام رجوی بگیرد که گرفت وهم اکنون مقاله اش را که فحش نامه ای بیش نیست ازپاریس منتشر کرده ومجبور نشده که در صحرای لیبرتی با مرگ دست وپنجه نرم کند!

او شاید بد دهن ترین عضو سازمان بود و فوق العاده متملق وریاکار و مورد تایید شخص مریم رجوی ، طوری که این خانم به دیگران هم توصیه میکرد که مانند اقبال به سازمان وفادار بمانند واگرتمام نیروهای سازمان مثل او بودند، ما غمی نداشتیم!!

اونخستین کسی در جلسات سازمان بود که به زیر میز رفت تا میزان شرمندگی خود را ازمریم ودیگران نشان دهد واین سنت زشت ومادون انسانی تحقیر شخصیت خود را درفرقه ی رجوی بنیان گذاشت !

همو بود که دریکی ازنشست های مسعود رجوی درصدد حمله به مرحوم فتح اله فرمانده ( ازاعضای مغضوب قدیمی وارشد سازمان دردوره ی ستم شاهی که براثر شکنجه های روحی رجوی درگذشت )، بانگاه خشمگین این فرمانده مواجه شده ودست وپای خود را گم کرده وقدرت تکلم راازدست داد!

گویا که او اسرار مگویی را پیش فرمانده فتح اله داشت که ترسید اززبان فتح اله بیرون بیآید و بنابراین زبانش بند آمد!

محمد اقبال که به یمن این چاپلوسی ها ومردم فروشی ها ، درکمپ نگه داشته نشد وبه پاریس رفت ، حالا درجای گرم ونرمی نشسته وبه نوشتن مقاله که نشان ازبد دهنی وصفت بارز لمپنی او درکمپ اشرف دارد، مشغول شده ودرنوشته ای با نام ” در بازار مکاره خودفروشی ” مندرجه دررسانه های فرقه ی رجوی آورده است:

” موضعگیری «سخنگوی مجاهدین درباره تهدیدهای دائمی رژیم منفور آخوندی علیه جان و امنیت مجاهدان اشرفی در لیبرتی و همچنین روضه خوانیهای تکراری سازمان ملل و برخی مقامات آمریکایی مبنی بر این‌که خطر داعش هم افزوده شده و آنها نمی‌توانند نیروی آمریکایی یا کلاه آبی به حفاظت لیبرتی اختصاص بدهند”.

حرف های کلیشه ای این فرقه این بار اززبان این عنصر بددهان ونان بروز خور درآمده است که البته مورد استعمالش ازآنجا که مقامات سازمان ملل متحد چیزی بنام روضه نمیشناسند وبنابراین اهل روضه خوانی هم نیستند، بی ربط وخنده داراست!

من بعنوان کسی که درزمان حضور نیروهای آمریکایی درعراق، مدتها دربغداد بوده ام ، بخوبی دیده ام که حتی منطقه ی سبز بشدت حفاظت شده هم از تیررس موشک ها وخمپاره ها درامان نیستند وبنابراین حضور دوباره ی این نیروها درد اهالی لیبرتی را درمان نخواهد کرد و شاید که حضور آمریکائی ها سبب شود که راه هایی برای ارتباط گیری شما با تکفیری ها بازنگه داشته شود تا دخالت بیشتری درتشنجات عراق کرده باشید ونیت اصلی تان ازاحضار کلاه آبی ها و… همین است که شوربختانه! این موضوع را دولت عراق هم میداند ومسلما جلوگیری خواهد کرد!

اقبال به نوشته اش چنین ادامه میدهد:

” رژیم آخوندی که به خوبی معنا و مفهوم این موضع گیری را که همانگونه که شرحش خواهد رفت در راستای بالاترین منافع ساکنان لیبرتی و حفاظت و نیز باز اسکان آنها در کشورهای غربی است، درک می کند، تا ۱۲ روز خفقان گرفت و جرأت هیچ اظهار نظری پیدا نکرد “.

اینکه رژیم ایران درمورد اسکان دائمی این اسرا بعنوان گوشت دم توپ ومضحک تر ازآن درخواست مسلح شدن ازطرف رهبری شما دیر یازود موضع گرفت، کاری ندارم وبنظر می رسد که این درخواست شما آنقدر غیر قابل تصور بود که شاید باور نکرد که چنین درخواست غیر قابل اجابتی مطرح شود، چنانکه شخص اینجانب هم باین وضعیت افتاده وابتدا فکر کردم که شاید خواب می بینم ویا موضوع توسط رهبری فرقه مورد تکذیب قرار خواهد گرفت!

پس مسئله این نیست که حکومت ایران ازاقامت دائمی وغیر ممکن اسرا درلیبرتی دچار هراس باشد ویا اینکه ازترقه هایی که ابدا بشما داده نخواهد شد، بترسد!

مسئله ی اصلی عبارت ازاین است که این نوع برخورد فرقه با سرنوشت اسرا بخاطر اینکه درحکم نابودی این اسرا ست ، اعضای خانواده وآشنایان آنها و انسان های با وجدان را نگران کرده و دولت ناچار میشود دربرابر این نگرانی آنها موضعگیری کند!

محمد خان نوشته است:

” ما وقتی خط مشخص شد، عوامل اصلی از جمله حیوان لیبرتی – ماماچه پلیدک – همان ناخواهر من عاطفه اقبال و پس از او قهرمان حیدری (با نام عوضی حنیف حیدر نژاد) و سایر گاو و گوساله های اطلاعاتی (با پوزش از این حیوانات زبان بسته) و همچنین قربانعلی حسین نژاد و سایرین نیز متعاقبا و متواترا وارد صحنه شده و هرکس به فراخور حالش به میل کردن فضولات اطلاعات مشغول شده کمبود مطالب ایران اینترلینک اطلاعات آخوندی را تأمین و وجوه مختلف ترس و وحشت رژیم را به خوبی توضیح دادند “.

خوب!

اینجا هست که ” آفتاب آمد دلیل آفتاب” و آقای اقبال با کاربرد ادبیات لمپنی خاص گروه مافیایی رجوی چهره ی ضدانسانی خود وشخصیت ” چاله میدانی” اش را بنمایش گذاشت و درستی حرف های مرا که درمقدمه ی این نوشته آمده است، به ثبوت رسانید!

خانواده های محترم ساکنین لیبرتی عراق!

حالا متوجه شدید که با چه فشار وکاربرد کدامین الفاظ وبکار گرفتن انسان نماهایی مانند محمد اقبال ، چگونه شخصیت فرزندان دلبند شما را درهم شکسته وتبدیل به مهره ی بی اراده ی شان کرده اند؟!

کسی که در عرصه ی مطبوعاتی وعلنی، اینطور صریح و بی پرده به خواهر و همبند های سابق خودش که اراده ای برای رها شدن دروجودشان مانده بوده ورها شده اند، هتاکی میکند ، در حضور رجوی وبدون حضوراغیار چه برخوردی با فرزندان شما داشته وچگونه آنها را مجبور به اطاعت محض نموده ویا دق مرگ کرده است!!

این فرصت طلب کم همتا چنین نوشته است:

” خلاصه حرف این مزدوران و فضولات خواران که به اشکال مختلف تکرار کرده اند، این است: «سلاح به چه کاری می آید؟”.

ادبیات بکار رفته را دیدیم ودیدید که بدون شرح است!

اما این جدا شدگان پر بیراهه نرفته و اظهار نظر کرده اند که برای شما درکشوردیگری که عضورسمی سازمان ملل متحد و دارای حق حاکمیت قانونی است، اسلحه نمیدهند واین کار درهیچ کجای جهان مرسوم نیست.

شما اوقات زیادی ازبرنامه های تلویزیونی خود را صرف دخالت خشن درامور عراق وتضعیف حق حاکمیت آن میکنید و این درخواست اسلحه ازطرف شما درکشوری با این مشخصات چیز عجیب وغریبی است وتنها نتیجه اش تحریک نیروهای افراطی عراقی برای کشتار اسرای رجوی ها ست وبنابراین اینجانب نیز درتایید حرف این رها شدگان شجاع از مناسبات فرقوی ، نوشته های آنها را درراستای حمایت از سلامتی دوستان خود درلیبرتی میدانم که کاری است کاملا انسانی!

فحاشی با متن طویل این باصطلاح قلم بدست رجوی چنین ادامه مییابد:

” همانگونه که گفتم، مزدوران و فضولات خواران اطلاعات آخوندی و خود رژیم خوب می دانند که ورود به این موضوع از سر نامبردگان زیاد است. موضوع به سادگی بحث مشخص «درمان»، و «باز اسکان» و «حفاظت» و مقولات و نیازمندیهای بسیار اولیه هر انسانی است. اتفاقا در این یادداشت همین بحث را باز خواهم کرد “.

چرا دخول دراین جریان از سر نامبردگان زیاد است واز سرشما نه؟؟ شما ازلحاظ نظری چه رجحانی برآنها دارید که اتفاقا برخلاف شما مودبانه ومتین هم مینویسند ؟

چرا باز اسکان به شما مربوط است وبه دیگران نه؟ اگر واقعا سازمان ملل متحد وسایر ارگان های مرتبط قادر به تامین هزینه ی درمان نیستند که فکر میکنم با توجه به تخصص پزشکی بالای عراق و… هستند، چرا یک هزارم خرج این جلسات پارلمانی بی نتیجه ی مریم رجوی را باین کار اختصاص نمیدهند؟

موضوع حفاظت مگر به دولتی غیر از دولت قانونی عراق بستگی دارد؟

حفاظت لیبرتی که مدتها پیش میبایست ترک شود، بعهده ی عراقی است که شما شبانه روز برعلیه آنها تبلیغ میکنید واحتمالا احساسات ملی پاره ای ازعراقیان را برعلیه ساکنین لیبرتی تحریک میکنید!

گناه پلیس عراق این است که نمیگذارد رجوی ها بطور خود سرانه به بیرون رفته و دخالت مستقیم تری در شدت گرفتن تنش های موجود درعراق بکنند!

شما که بحق لیبرتی نشینان را اسیر میدانید، چگونه درخواست سلاح برای آنها میکنید؟ این توقع احمقانه در چه برهه ای ازتاریخ بشریت اتفاق افتاده که درمورد شما هم عملی شود؟؟!!

سخنان آقای اقبال بشرح زیر ادامه مییابد:

” حتما که در فرصتی در آینده راجع به تک به تک افراد و گروههای منتقل شده و کشورهایی که آنها را پذیرفته اند و پروسه این پذیرش و هزینه های صرف شده توسط مجاهدین، کتابها باید نوشته شود. اگر روزی شرایط سیاسی و امنیتی و به طور خاص شرایط حفاظت و امنیت ساکنان لیبرتی این امکان را فراهم آورد و مقاومت این امکان را داشته باشد که به دور از هرگونه دست بستگی و سوء استفاده از سوی دشمنان و محذوری، جزء به جزء آن چه را که در پروسه بازاسکان صورت گرفته توضیح دهد، آنگاه خواهیم دید که صفحات نامه های نگاشته شده تا همین حالا از چند ده هزار گذشته است، و چند هزار ساعت ملاقات در سطوح دولتی و پارلمانی و سیاسی و مقامات عالیرتبه در آمریکا و اروپا انجام گرفته است و چه میزان از انرژی مقاومت اصولا در مسیر همین بازاسکان صرف شده است؟. علاوه بر این خواهیم دید که چه پروژه هایی درست در مرحله گل دادن و به ثمر نشستن با دخالت رژیم و مماشات گران متوقف شده اند و باز به طور خاص خواهیم دید چه پروژه هایی اتفاقا به خاطر دخالت امثال ماماچگان پلیدک و حیوانات لیبرتی و کمپینهای کذایی به بن بست کشیده شده و در نتیجه ساکنان لیبرتی از باز اسکان محروم شده و بیشتر در معرض کشتار از سوی رژیم قرار گرفته اند ” .

ادعایی که ثبوت اش غیر ممکن است ومانند حرف ملا نصرالدین درمورد مرکز زمین است که درزمانی که ازاو پرسیده شد ، مرکززمین کجاست جواب داد همین نقطه ای که من ایستاده ام که وقتی درخواست ثبوت صحت حرف اش شد، گفت که اگر باور ندارید، طنابی برداشته وزمین را اندازه گیری کنید وببینید که من راست گفته ام!

اگر مدارکی دارید ازائه کنید که لااقل خانواده های این انتقال یافتگان قسمتی ازگناه های رهبر خودشیفته ی فرقه را براو ببخشند وهیچ عذر امنیتی و… دراین کار پذیرفته نیست! چراکه وقتی دیگر کشورها از اقدامات مثبت فرضی شما باخبر باشند، بقیه وازجمله دولت ایران هم خبر دارند و مسئله حالت محرمانگی خود را ازدست داده وبطور ساده شما دلیل غیر قابل سنجشی شبیه ملا نصرالدین آورده و بسادگی ووقاحت تمام دروغ میگویید!

باز میخوانیم:

” خوب اکنون سخنگوی مجاهدین حرف بسیار ساده و قابل فهمی می زند و بهترین راه حل را پیش رو می گذارد: تعهدات را که نقض کرده اید، ۱۷۵۰۰ تی وال حفاظتی را که برنمی گردانید، کلاه و جلیقه های حفاظتی را که متعلق به خود مجاهدین است نمی گذارید از اشرف منتقل کنند، حتی کیسه شن و یک موبایل و یک کامپیوتر هم که اجازه ورود به لیبرتی ندارند، از مانیتورهای یونامی در لیبرتی هم که خبری نیست، کمیساریای پناهندگان که از ترس رژیم جرأت ندارد اعلام کند لیبرتی کمپ پناهندگی است و … ، خوب سلاح شخصی متعلق به خود این افراد را به آنان بازگردانید تا امکان دفاع از خود را داشته باشند. کجای این حرف ایراد دارد “؟

داشتن سلاح شخصی درکشور بیگانه ای که طبق قوانین اش شما راتروریست دانسته وخواستار خروج سریع تان ازخاک آن کشور میباشد، چه معنی دارد؟

سلاح شخصی یعنی چه؟ اگر این ها راازایران برده بودید وارث پدری تان بوده؟! که بدلیل داشتن سلاح غیر قانونی پس گرفته میشود ومجازات زندان هم دارد!

اگر این سلاح هارا ازصدام گرفته بودید که حکومت جانشین آن میتواند قانونا ازشما بگیرد ویا ازعربستان و… که اربابشان ازشما پس گرفته وجای گله مندی ندارد!

وانگهی، در هیچ جای دنیا جز آمریکا چیزی بنام سلاح شخصی نداریم که شما بتوانید درعراق داشته باشید!

شما حکم یک تجاوزکار شکست خورده به یک کشور بیگانه رادارید ودراین موقعیت است که ازآنها درخواست میکنید که نامردی نکرده واسلحه هایتان را بشما برگردانند تا شما در قد وقواره ی یک اشغالگر مفلوک وشکست خورده ، درکشور خود آنها ازخود دفاع کنید!!!!

به منطق آرائی این هموطن با مشخصات ذکر شده درفوق بیشتر آشنا شویم:

” در واقع هرکسی که از ته قلب خواستار امنیت و حفاظت ساکنان لیبرتی تا زمان انتقال باشد، باید با تمام وجود از این اظهارات سخنگو استقبال کند، چرا که حتی اگر به فرض محال ده روز دیگر همه ساکنان لیبرتی به اروپا یا آمریکا منتقل شوند، بر اساس کدام قانون و کدام ارزش اخلاقی باید در برابر تهاجمات دشمن پلید بی دفاع بمانند؟ آیا هرکس که با این امر به هر دلیلی مخالفت می کند، جز همدستی با آخوندهای حاکم و هموار کردن راه و جاده کشتار ساکنان بی دفاع لیبرتی کار دیگری صورت می دهد؟ آخر مگر انتقال به خارج از عراق و اروپا و آمریکا با چه هدفی انجام می شود؟ مگر به هدف حفاظت از جان ساکنان نیست، مگر عنوان نمی شود که عراق امن نیست، خطر فلان و فلان گروه وجود دارد و «خطر داعش هم افزوده شده»، خوب پس باید چارهیی اندیشید “.

بله اگر هدف دفاع ازجان لیبرتی نشینان باشد، حرفی نیست اما ما داخل نشینان که دسترسی بیشتری به اخبار داریم میدانیم که این پیشنهاد ابلهانه برضد جان این بیچارگان است.

ازطرف دیگر ، رهبران شما که وضع عراق را ناامن میینند، چرا بجای کنفرانس بازی های بی حد ومرز ، دراین مدت کافی اعضای خود را ازعراق خارج نکردند؟

ما دردرجه ی اول تخلیه ی سریع ازعراق را راهگشاتر دانسته و دردرجه ی دوم از رهبران شما که جان این لیبرتی نشینان برای آنها پشیزی ارزش ندارد، میخواهیم که دندان روی جگر گذاشته وبا پخش شبانه روزی اخبار وتفسیرهای خود ، به دشمنی با دولت عراق ادامه ندهند !!!

درقسمت پایانی این پرنویسی باادبیلات لمپنی محمد اقبال میخوانیم:

” پس بیایید باور نکنیم که کسی بیشتر از خود اعضا و یاران و حامیان و هواداران این مقاومت برای ساکنان لیبرتی دل بسوزاند. اینها چیزی نیستند جز مشتی مزدور که دربازار مکاره «خود فروشی» به دنبال مشتری می گردند “.

اگر دل رهبری – که شما هم حکم گماشته ی وفادار برای آن دارید وجزو کسانی هستید که اگر رجوی دست بریده ای از مخالفان خود ازشما بخواهد ، بجایش دهها سر بریده ودر طشت زرین برجلوی او میگذارید- برای این اسرای بی همتای تاریخ معاصر ایران دل میسوزاند، کسانی مثل شما را آنچنان تربیت نمیکرد که به خواهر خود ودوستان سابق اش هر اتهام بیشرمانه ای که فوقا زده اید، بزنید!

شما چرا فکر میکنید که جدا شدگان بارها باسوادتر ومودب تر از شما، دلی درگرو اسرای لیبرتی ندارند وبخصوص که بعضا خود فرزندان و… را درگروگان دارند؟؟

 

گزارش سحر، ۲۰۰۹: پادگان مریم رجوی (فرانسه) از بیرون و از درون 

قرارگاه اروپایی سازمان مجاهدین خلق در نزدیکی شهرک حومه ای اورسورواز Auvers-sur-Oise در استان سرژی پونتواز Cergy-Pontoise در کشور فرانسه از زمان پیدایش خود با تأیید دولت وقت فرانسه نقش مقر سرفرماندهی عملیات ترور در کشور های مختلف را به اشکال مختلف ایفا کرده است.

رومین نادال علیه مجاهدین خلق فرقه رجویسخنگوی وزارت خارجه فرانسه: این گروه (مجاهدین خلق، فرقه رجوی) بشدت غیردموکراتیک و خشن است

حمله مزدوران رجوی به آقای کرمی در پاریسSurvivors of Rajavi cult demand security in France (open letter to President Hollande)

تهدید به مرگ آن خدابنده توسط مریم رجوی مجاهدین خلقAnne Khodabandeh (Singleton): In a democracy we don’t beg terrorists not to kill us – Instead we expect our elected leaders to ensure that such crimes are prevented

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=15830

حمله بی سابقه رجوی به شورایی های منتقد

حامد صرافپور، بیست و ششم ژانویه  ۲۰۱۵:… این حمله بی سابقه (برخلاف ظاهر تهاجمی) دقیقاً از موضع تدافعی، و بیانگر ضعف و وحشت مسعود رجوی از گسترش ریزش و اعتراض در درون شورای ملی مقاومت است. این حرکت، یک خودزنی دیگر سیاسی به پیکر فرتوت فرقه مجاهدین می باشد که (همانند سلسله نشست های سرکوب درون تشکیلاتی موسوم به طعمه) اگر چه شاید چند هفته ای بر شورایی ها …

چرا اصرار دارید خودتان را مضحکە کنید؟

رجوی علیه یغماییاطلاعیه جدید کمیسیون شورای ملی مقاومت در مورد فرا خواندن به اقامه دعوا

لینک به منبع (صفحه فیسبوک)

حمله بی سابقه رجوی به شورایی های منتقد

مسعود رجوی در یک حرکت ناشیانه اقدام به انتشار ده ها فیش حقوقی متعلق به آقایان: اسماعیل وفایغمایی، دکتر کریم قصیم و محمدرضا روحانی، سه عضو مستعفای شورای ملی مقاومت تحت عنوان “فراخوان مجدد چاکران ولایت به اقامه دعوا و پیگرد قضایی در مورد مرگ های مشکوک، طلاق های اجباری و کلاهبرداری مالی” نموده است:

حمله رجوی به منتقدین

این اسناد به پیوست یک بیانیه از سوی شورای ملی مقاومت (نام مستعار مسعود رجوی)، انتشار یافته و در گوشه هایی از آن چنین نوشته شده:

حمله رجوی به منتقدین

 

(((اما سرویس‌های رژیم ولایت بیکار ننشسته و برای مقابله با فضیحت، اکنون از طریق ”دریچه زرد“ (اسماعیل یغمایی) با انتشار خزعبلات و الفاظ رکیک که تماماً در دستگاه بازجویان اطلاعات آخوندی است، مدعی کلاهبرداری مالی مجاهدین و مقاومت ایران از یک زن انگلیسی شده‌اند که یغمایی سالها پیش با دوز و کلک و معرفی خود به‌عنوان شاعر مقاومت ایران، با او ازدواج کرده است. یغمایی با این خانم انگلیسی که از سالها قبل از آن به مقاومت ایران کمک می‌کرد و یغمایی را هم نمی‌شناخت طرح دوستی ریخت و نهایتاً با او ازدواج کرد.

یغمایی در خرداد ۹۲ دقیقاً به موازات و پا به پای اطلاعات بدنام آخوندها، مدعی ”مرگهای مشکوک“ و ”طلاقهای اجباری“ در درون مجاهدین شده بود که با جواب دندان شکن خانم اکرم حبیب خانی (مجاهد اشرفی در زندان لیبرتی) که از سوی یغمایی سوژه این توطئه قرار گرفته بود، مواجه شد….

اکنون اطلاعات بدنام آخوندها از طریق دریچه زرد، ”احساسات انسانی“ اش به جوش آمده و ”کلاهبرداری مالی“ از یک زن انسان‌دوست انگلیسی را هم بر دعاوی ”مرگهای مشکوک“ و ”طلاقهای اجباری“ از جانب یک مداح منفور نظام (اسماعیل یغمایی) افزوده است….)))

این حمله بی سابقه (برخلاف ظاهر تهاجمی) دقیقاً از موضع تدافعی، و بیانگر ضعف و وحشت مسعود رجوی از گسترش ریزش و اعتراض در درون شورای ملی مقاومت است. این حرکت، یک خودزنی دیگر سیاسی به پیکر فرتوت فرقه مجاهدین می باشد که (همانند سلسله نشست های سرکوب درون تشکیلاتی موسوم به طعمه) اگر چه شاید چند هفته ای بر شورایی ها اثر گذار باشد، اما در آینده گریبان رجوی را با شدت بیشتر خواهد گرفت، همانگونه که نشست سرکوب دسته جمعی طعمه -یکسال و نیم بعد از برگزاری- معضل جدی رجوی شد و دشمنان زیادی برای او در درون مناسبات تولید کرد. به جرأت می توان گفت همین الان هم درج چنین اسنادی یک ضربه بر دکان عوامفریبی شخص رجوی است که طی سال های متمادی در صدد بود تعدادی مواجب بگیر را تحت عنوان ” اعضای شورای ملی مقاومت” به خورد مردم ایران و دولتمردان خارجی بدهد.

طی سال های گذشته، جداشدگان این واقعیت را برای مردم آشکار نمودند که همه این افراد تنها به دنبال منافع شخصی هستند و حضورشان در شورای رجوی جز برای پر کردن جیب نیست، اما امروز این خود رجوی است که اذعان می کند این افراد جز کاسب کارانی حقیر که حقیقت را به بهایی نازل فروخته اند نیستند.

اگرچه آقای کریم قصیم تا سه سال قبل جداشدگان منتقد فرقه را با شدت تمام می کوبید و برای دفاع از مریم قجرعضدانلو رگ گردن بیرون می زد، اما امروز با فاصله گرفتن از این باند تبهکار شاهد چهره اصلی رجوی است که به هیچ منتقد و مخالفی رحم نمی کند و برای کوچکترین انتقادی، چنگ و ناخن (و سلاح) نشان می دهد و با این کار عملاً بر نمایش “راه حل سوم” مریم قجرعضدانلو و “شیوه های دمکراتیک” او لگد می زند و خوی تروریستی خویشتن را در معرض تماشا می گذارد و اثبات می کند که جداشدگان بدرستی ایشان را در مورد بازی های دمکراتیک در عرصه سیاسی متهم به دغلکاری نموده و آنرا یک حرکت سیاسی جهت برون رفت از لیست تروریستی برخواندند که امروز صحت آن بر همگان آشکار شده است.

در هر صورت، چنانکه در متن بیانیه مشاهده می شود، وی اسماعیل وفایغمایی و سایت “دریچه زرد” ایشان را به “سرویس های رژیم” پیوند زده و در مورد “طلاق های اجباری و مرگ های مشکوک” به دروغگویی متهم کرده است. باید پرسید به فرض که ایشان به دستور و خواست سرویس های امنیتی جمهوری اسلامی این واقعیت های تلخ را بیان نموده باشد، با صدها جداشده که تأیید کننده این واقعیت تلخ هستند چه می کنید؟ با هزاران عضو فرقه خود که گروه گروه دارند از شما فاصله می گیرند چکار می کنید؟ آیا مرگ های مشکوک و طلاق های اجباری را اولین بار آقای یغمایی افشا کرد که امروز می خواهید با تهمت و تهدید آنرا نفی کنید؟

عجبا که نوشته اید یغمایی با این زن انگلیسی که از او شناختی نداشت طرح دوستی ریخت و ازدواج کرد… مگر شما در سلسله “ازدواج های اجباری” سال ۱۳۶۷، آدم ها را با شناخت از هم به ازدواج یکدیگر در می آوردید؟ مگر همه ازدواج ها با دستور و خواست تشکیلات و به اجبار نبود؟ چطور دو نفر در کشورهای غربی می توانند بدون شناخت از همدیگر دوستی کرده و با همان عدم شناخت که ادعا می کنید با یکدگر ازدواج کنند؟ شما آنقدر در تنگنای بحران های مختلف گرفتار شده اید که هر خزئبلاتی را علیه منتقدان به هم می بافید…

در گوشه دیگری از همین بیانیه گفته شده:

(((کمیسیون امنیت و ضدتروریسم شورا در قبال دعاوی رژیم و کاربرانش، موارد زیر را خاطرنشان می‌کند:

۱-اسماعیل یغمایی که اکنون در آستان بوسی و چاکری ولایت از اشعار و سروده‌های پیشین خود سراپا نادم شده و مدعی است که مجاهدین ”جیب زنی“ کرده‌اند، در سه دهه گذشته صدها هزار دلار بابت تأمین کلیه مخارج زندگی و سرودن شعر و ترانه و سفرهای متعدد و متنوع، حتی پول توجیبی، از مجاهدین دریافت کرده است که نمونه‌هایی از اسناد آن ضمیمه است.

۲-کریم قصیم و محمدرضا روحانی نیز که اکنون مدعی مجاهدین و همسنگر مداح منفور نظام، علیه مقاومت ایران شده‌اند، در مجموع یک میلیون و ۲۰۰هزار دلار از مجاهدین گرفته‌اند که آخرین دریافت آنها ماه می‌۲۰۱۳ (قبل از استعفای ۵ژوئن ۲۰۱۳) بوده است. مبلغ واقعی البته با محاسبه هزینه‌های مجاهدین برای سفرها و چاپ کتاب و کمترین کاری که این دو برای شورا کرده باشند، بسیار بیشتر است. اینهم که هزینه‌هایی که سه دهه توسط مجاهدین تأمین می‌شد، اکنون چگونه و با چه ما به‌ازایی جایگزین شده است، موضوع بحث جداگانه‌ای است. اما اقتضای ندامت از تمامی مواضع پیشین و پیدا کردن منابع مالی جدید، در هر مرام و مسلک انسانی، برگرداندن مبالغ دریافتی از مجاهدین بود که در حقیقت دسترنج و پول خون رزمندگان آزادی مردم ایران است.)))

از رجوی باید پرسید شما به چه حقی دسترنج و پول خون قربانیان فرقه خود را طی ده ها سال به جیب شورایی ها ریخته اید؟ به چه دلیل ده ها نفر باید به اسم حضور در شورای دست ساز شما پول های هنگفت به جیب زده و در کشورهای غربی به سیر و سیاحت بپردازند و تنها وظیفه آنها امضا کردن پای بیانیه های شما باشد؟ مگر فرقه شما گداخانه و یا خیریه بود که هرکسی نیازمند وام، پول توجیبی و درمان بود بدان مراجعه کند؟ چرا این بودجه ها را صرف بیماران اشرف و لیبرتی نکردی که امروز بدلیل حاد شدن بیماری دچار مرگ و میر نشوند؟

مگر هیاهوی تبلیغی علیه جداشدگان براه نینداختید که یک میلیون دلار برای ساکنان “تیف” هزینه کرده اید تا به آنها کمک مالی! بدهید؟ پس چرا برای دو تن از اعضای شورای صوری خود یک قلم یک میلیون و دویست هزار دلار خرج کرده اید و هیچ هیاهویی تا زمان استعفای ایشان در میان نبود؟ از همین الان بگویید برای مهدی سامع، زینت میرهاشمی، منوچهر هزارخانی، امیر آرام، محمد شمس، مسلم اسکندر فیلابی، پرویز خزائی، عزیز پاکنژاد و دیگر اعضای شورا چند میلیون دلار هزینه کرده اید و ماهانه چقدر از دسترنج و خون قربانیان فرقه را به کام آنان ریخته اید که در اروپا و آمریکا به تفریح مشغول باشند؟ شما به عمد این اسناد را رو کرده اید تا افسار دیگر اعضای شورا محکم تر شده و به طور غیر مستقیم تهدید شوند که اگر کوچکترین خطایی از آنان علیه شما سر بزند همه فیش های مالی آنها را افشا خواهید کرد.

واقعیت این است که بازی های موش و گربه آقایان یغمایی، قصیم و روحانی با رجوی طی چند سال گذشته او را جری تر ساخته تا حمله را شدیدتر کند. اگر این آقایان در این سه سال چند قلم از جنایت ها و خیانت های جدی رجوی و دیگر اعضای شورا را افشا نموده و با بهانه اینکه فلان افشاگری به نفع جمهوری اسلامی خواهد شد، خود را نفریفته بودند، رجوی ترسوتر از آن بود که بخواهد زیر نقاب فیش مالی به آنان حمله کند. بارها به این آقایان هشدار دادیم که کجدار و مریز نمی توان با رجوی بازی کرد اما متأسفانه در این بازی خود را سرگرم کردند تا شاید رجوی را به ملایمت با خود وادار کنند غافل از اینکه وی یک مرز سرخ دارد و آن انتقاد شدن است. مهم نیست این انتقاد سطحی باشد یا اساسی، چون در هرحال طرف مقابل را دشمن خواهد انگاشت. اما انتقادات سطحی و صوری به جری تر کردن وی خواهد انجامید. اینک مشخص می گردد که چرا برخی از اعضای شورا با وجود جدایی از رجوی همچنان سکوت پیشه کرده و جمله ای از آنچه در شورا گذشت بر زبان نمی آورند. جای تأسف است که آقا و خانم متین دفتری در این سالیان سکوت کردند و اجازه دادند رجوی ها هر روز بیش از پیش در این فضا به جنایت ها و خیانت خود ادامه دهند.

اینکه آقای یغمایی بعد از یک عمر حمد و ثنای مریم و مسعود اینگونه مورد “مرحمت!” قرار می گیرد جای شگفت نیست، اما رجوی نمی گوید اگر به اعضای شورا که در دنیای آزاد زندگی کرده و یک روز هم در اسارت فرقه نبوده اند و حساب های بانکی آنان همیشه دایر بوده اینگونه حاتم بخشی کرده است، چطور کسی که سال ها در داخل تشکل مافیایی ایشان از همه چیز خود دست کشیده نباید در صورت خروج از مناسبات مورد حمایت مالی قرار گیرد تا بتواند زندگی از دست رفته خود را سر و سامان بدهد؟ ضد انسانی ترین اقدام در این جریان، نه حمله به قصیم و روحانی، که حمله و رو کردن سند برای چند دلار هزینه زندگی یغمایی می باشد که سال ها از عمر خود را در مناسبات مجاهدین از دست داده و لاجرم وظیفه سران فرقه بود که زندگی او را تأمین نمایند و این هزینه ها نه از جیب مسعود و مریم که حاصل بخش اندکی از عمر تلف شده یغمایی (که به شکل دلار به رهبری فرقه رسید) می باشد که رجوی ها از یغمایی به یغما برده اند. البته در ابتدا اشاره شد که مسعود رجوی پیش از این نیز بر سر برخی جداشدگان که چند دلار در جیبشان نهاده شده بود منت گذاشت که یک میلیون دلار برایشان هزینه کرده است!. او یادش رفته یک میلیون دلار یک هزارم بیگاری هایی که آنان طی ده ها سال کشیده بودند هم نیست و قطره ناچیزی از صدها میلیون دلاری است که صدام حسین به اسم اعضای فرقه بدیشان داد.

این قضیه، ضمن رسوایی برای رجوی و افشا شدن مسائل پشت پرده شورای دستساز ایشان، پند بزرگی برای بازماندگان شورای افلیج رجوی است تا در آن سرنوشت محتوم خود را مشاهده کنند. بی تردید روزی همگی آنان باید در پیشگاه ملت ایران حساب شراکت در جنایت و خیانت رجوی را پس دهند.

حامد صرافپور

۶ بهمن ۱۳۹۳

۲۶ ژانویه ۲۰۱۵

***

sarrafpour03012015برق موضعگیری سخنگوی مجاهدین!!!!! (اصرار رجوی بر مشروع کردن خون کهنسالان کمپ لیبرتی، چرا؟)

فرقه رجوی وهنرمندان پیوسته و گریخته _ از الاهه ومرضیه تا مرتضی برجسته و شاهپور باستان سیر

ریزش در شورای ملی مقاومت رجویاستعفا از شورا, مبطل اتهامات رجوی علیه جداشدگان؛ «ترتیبات اجرایی استعفا» یا پیشگیری از ریزش !

ایرج شکری کریم قصیم منوچهر هزارخانیزندگی ساده ما و انحطاط آن آقا !

***

همچنین:

از حرمسرا تا فروپاشی (تهدید به مرگ جداشدگان نشانه اضمحلال فرقه رجوی )

میرباقر صداقی مجاهدین خلق فرقه رجویمیر باقر صداقی، ایران ستارگان، سوئیس، دهم دسامبر ۲۰۱۴:… هنوز آغاز حرمسرا سازی مسعود رجوی در سال ۷۲با معرفی ۱۲ کاندید شورای رهبری با شعار صفی تا تهران از یادم نرفته است آنروز مسعود برای کودتای علیه مردان با صلاحیت نیاز داشت همه

نگاه متفاوت به ابلاغیه چراغ خاموش مسعود رجوی

میرباقر صداقی مجاهدین خلق فرقه رجویمیر باقر صداقی، ایران ستارگان، سوئیس، سوم دسامبر ۲۰۱۴:… تضاد اصلی یک جنبش وقتی بختک مالکی است من نوعی حتی به اندازه سر سوزنی عنصر و عناصر مبارزه با رژیم در آن نمیبینم تا چه برسد بخواهم با آن همراهی کنم آقای رجوی اگر من جدا شده �

بیائید هم بر مرده ها وهم بر زنده های فرقه رجوی گریه کنیم .

میرباقر صداقی مجاهدین خلق فرقه رجویمیر باقر صداقی،  ایران ستارگان، سوئیس، سیزدم نوامبر ۲۰۱۴:… در این ماه شاهد فوت آقای یعقوب ترابی و خانم فریده ونایی از اعضای قدیمی و با سابقه فرقه رجوی بودیم طبق معمول تشکیلات فرقه رجوی در بهره برداری تبلیغی از این اجساد متوس�

مریم رجوی رذالت تا کجا ؟

میرباقر صداقی مجاهدین خلق فرقه رجویمیر باقر صداقی، ایران ستارگان، سوئیس، بیست و ششم اکتبر ۲۰۱۴: … منابع آمریکایی اعلام کردند که اگر مداخله بالگردهای آپاچی برای مقابله با حمله گروه داعش که در ۲۰ کیلومتری فرودگاه بین المللی بغداد حضور داشتند نبود , فرودگاه در آس

و در کسب برائت برای جهان سلطه گر غ�