حاج مسعود رجوی تا کی اعضای اسیرو بی هویتت حق سوال و اعتراض ندارند

حاج مسعود رجوی تا کی اعضای اسیرو بی هویتت حق سوال و اعتراض ندارند

مجید روحی، ایران اینترلینک، چهاردهم فوریه 2016:…  حاج مسعود رجوی در راستای همین بی هویت کردن اعضای اسیر فرقه اش چنان پیش رفت که  دیگر هیچ کار و هیچ برنامه ای در اختیار کسی نبود و افراد مهره ای بیش در دستان حاج مسعود رجوی نیستند که امروز می بینیم صورت های خود را پوشانده و با فحش و ناسزا و اعمالی غیرطبیعی و هیستریک همچون بیماران روانی از خانواده های داغدیده و گریان خود پذیرایی می کردند و این مسئله  بی هویتی … 

خانواده های گروگانهای مجاهدین خلق (فرقه رجوی) خواستار ملاقات با فرزندانشان در کمپ لیبرتی عراق

https://youtu.be/bX9hO885Oj4

لینک به صفحه فیسبوک آقای روحی

حاج مسعود رجوی تا کی اعضای اسیرو بی هویتت در فرقه حق سوال و اعتراض ندارند

Majid_rohiحاج مسعود رجوی چقدر بی شرمانه است که یک انسان را از جامعه دور کنید و با شعارهای تحریک کنندi و قهرمان سازی از ناآگاهی این افراد سوء استفاده کنید و اینها در فضایی بسته قرار گیرند بدون هیچ ارتباطی و در کنار آن با عملیات روانی و مغزشویی، افراد فریب خورده را بی وهویت کنید.

یکی از اموزش های پایه ای که از روز اول ورود هر فرد به فرقه رجوی داده میشد این بود که تو آلوده به زنگار های جامعه بیرون هستی و از این بابت بایستی خودت را پاک کنی . در درجه اول و بالاتر از هر چیری به افراد در ظاهر تحت عنوان صداقت و درباطن تفتیش عقاید این آموزش داده میشد که هر چه درذهنت می گذرد و هر کاری اعم از گناه و…… بایستی به آنها اعتراف کرده و بگویی. و مکتوب با دست خط از فرد میخواستند که بنویسد و البته توصیه میکردند حاج مسعود رجوی شخصا از تو خواسته که همه مطالب را که نوشتی در جمع بگویی و به همین مناسبت جلساتی با صد و پنجاه  نفر تشکیل میشد و از افرد میخواستند که تمام خطا و گناهان خود در گذشته را بیان کنند . و بعد از اعترافات این افراد در نشستها و در سلسله مراتب تشکیلاتی منتشر میشد و البته هیچ وقت از حاج مسعود رجوی گرفته تا مسئولین بالای فرقه رجوی هیچ حریم و حرمتی برای کسی قائل نبودند. مسئولین بالای فرقه همیشه این حرف را به ما میزدند که وقتی کسی حاج مسعود رجوی را رهبر عقیدتی خود انتخاب کند ازخودش دیگر هیچ هویتی نبایستی داشته باشد و دیگر هیچ هویتی از خود ندارد و همه چیزش متعلق به حاج مسعود رجوی است که انتخاب شده است.

می گفتند خوبی های شما دیگر مال خودتان نیست و نکات مثبت و توانمندی هایتان دیگر مال خودتان نیست و به شما ربطی ندارد و بدی هایی هم که داشتید  وقتی بیان کردید دیگر مال خودتان نیست. یعنی افراد هیچ هویت و هیچ شخصیتی از خود نباید داشته باشد وبه این ترتیب حاج مسعود رجوی میخواست با ایجاد فاصله بین خودش و اعضای اسیرش شخصیتی خداگونه از خودش ترسیم کند که به راحتی به همه مقاصد دیکتاتوری و خودخواهانه اش برسد که آن دوران تقریبا هم به آن رسید.

مسئولین بالای فرقه در نشستها بیشتر به تعدادی از افراد با تحصیلات بالاتر گیر میدادند و آنها را سوژه میکردند. اینها کسانی بودند که از کشورهای خارجی آمده بودند و کسانی بودند که ادامه تحصیل و زندگی خود را رها کرده بودند به خاطر مغزشویی های که شده بودند. و اینها الان به فرقه رجوی آورده شده بودند و از صبح تا شب برای کارهای یدی و بیگاری بکار گرفته میشدند. در صورتیکه اگر این افراد در کشورهای خارجی تلاش میکردند، خیلی از کارها را به یمن سابقه تحصیلاتی و توانمندی ها ی خود و امکانات حرفه ای خودشان میتوانستند پیش ببرند و در عین اینکه شخصیت همه این افراد را درجمع تعداد نفرات صد و پنجاه تا سیصد نفره خرد میکردند به انها گفته میشد که فکر نکنند هنری کرده اند که اگر فکر کنند انها نماینده فرقه رجوی در کشورها خارجی بودند و هستند و کاری را خودشان پیش میبرند سخت در اشتباهند و از مسئولیت ساقط هستند بلکه همه این کارها را حاج مسعود رجوی دارد انجام میدهد و انها ابزاری و برده ای و سیاه لشگری بیش نیستند.

هر فرد در فرقه رجوی طبق “کسر انقلاب” که صورت آن “خون” و مخرج آن “نفس” بود، که  یعنی “خون و نفسش” متعلق به حاج مسعود رجوی رهبر عقیدتی فرقه است. دقیقتر یعنی “خون همه افراد متعلق به  حاج مسعود رجوی است و نفس انان متعلق به مریم قجر عضدانلو است”. یعنی هر لحظه و هر زمان آنها تصمیم بگیرند بایستی جانشان را فدا کنند و هم چنین افراد هیچ اندیشه و فکری از خود ندارند و حتی نفس کشیدن آنها متعلق به مریم قجر عضدانلو است.

بر پایه این معیار ازآن پس تشکیلات فرقه رجوی اجازه داشت هرکاری که میخواهد با افراد انجام بدهد. بعنوان مثال…. تقریبا هر وقت مسئولین دلشان میخواست افراد اسیر در فرقه را از شغلی که داشتند جابجا میکردند هر وقت تصمیم میگرفتند هر فردی را میخواستند از محلی به محل دیگر جابجا میکردند. از عراق به کشورهای اروپایی یا از دل اروپا و امریکا به عراق  و یا غیره. ازقسمت نظامی فرقه به سیاسی و یا بالعکس … و هیچ کس هم حق هیچ اعتراضی که نداشت هیچ حتی حق سوال و توضیح هم به وی نمیدادند و سوال کردن جرمی بزرگ بود. بعضی وقتها هم مسئولین نفرات مسخره میکردن و میگفتن ارتش چرا نداره.

 هروقت تصمیم میگرفتند فردی را از کار برکنار میکردند و هر وقت میخواستند امکانات کاری یک فرد را از وی گرفته و یا اضافه میکردند و یا برای هر کسی تصمیم میگرفتند که به کدام کلاس اموزشی برود یا نرود و در چه سطح تشکیلاتی باشد و چه افرادی تحت مسئولیت اش باشند و چه افرادی مسئولش و همه بدون چون و چرا بایستی اطاعت میکردند. اینها البته جز امور ساده و پیش افتاده ای در فرقه رجوی بود که در طی سالیان افراد با ان خو گرفته و تقریبا به ان تن میدادند ولی انچه که روز به روز وحشتناک تر میشد درخواست و در واقع اجبارات تشکیلات بود که پایانی بر ان نبود و وقتی بحث های باصطلاح انقلاب ایدئولوژیک در فرقه رجوی شروع شد سیل تناقضات و ناباوری های افراد نیز شروع شد و از آن پس علاوه بر اینکه فرقه رجوی با افت جذب نیرو مواجه شد، در درون نیز افراد خیلی بصورت جدی اعتقادی به این بحث انقلاب درونی نداشتند و مستمرا برسر آن تناقض و حرف داشنند بطوریکه دیگر یکی از کارهای جدی فرقه رجوی و مسئولین بالای فرقه برگزاری نشست هایی بصورت فشرده بود که برای تثبیت این ایدئولوژی تلاش میکردند.

 شاید صدها هزار ساعت وقت مسئولین و کادرها در نشست های شبانه روزی می گذشت و حال دیگر شرکت در این نشست ها نیز یکی از پایه های این فرقه رجوی شده بود و کسی را از آن گریزی نبود.

 ساعت ها و ساعت ها وقت صرف این می شد که کاری کنند افراد به آنچه فرقه رجوی اسمش را “انقلاب” گذاشته بود ایمان بیاورند و بگویند این کار فرقه رجوی حق بوده  و در فرقه رجوی  نباید خانواده باشد  و نباید کسی فرزندی داشته باشد و همه باید فقط حاج مسعود رجوی رهبر عقیدتی فرقه را دوست داشته و همه چیر همه حاج مسعود رجوی باید باشد و کسی از خودش نباید هویتی داشته باشد و به این ترتیب هر روز فاصله افراد را با رجوی بیشتر و بیشتر میکردند.

 در طی این سالیان حاج مسعود رجوی به صراحت به همه افراد میگفت در بحث هایی که من میکنم شما درکتان ماکزیمم ۵/۲ درصد است و این اصطلاحی عام در بین نفرات شده بود که هر بار صحبت میکردند میگفتند که ما بیش از ۵/۲ درصد فهم نمیکنیم و هر روز که میگذشت خود را بیشتر به عرش برده ونفرات را به زیر زمین هل میداد و اعضای اسیر درنشستهای فرقه حق سوال و اعتراضی کردن را نداشتند.

 در نشستهای عمومی حاج مسعود رجوی بارها و بارها به تمام اعضای اسیر توهین میکرد و میگفت شماها مغز هایتان به اندازه مغز گنجشک هست (یعنی قادر به درک حرف های من نیستید ).

همچنین در سال های اخیر که خانواده ها به جلوی اسارتگاه اشرف و لیبرتی امده اند حکم قتل همه انها نیز توسط  حاج مسعود رجوی در نشست های عمومی ابلاغ شده و حاج مسعود رجوی ریاکارانه با یاد کردن از حضرت علی میگفت حق آنان این است که همه کشته و در چاه ریخته شوند.

و خطاب به نفراتی که خانواده هایشان به درب اسارتگاه اشرف و لیبرتی امده اند حاج مسعود رجوی میگفت هیچکس هیچ خانواده ای ندارد و همه این خانواده ها متعلق به من هستند خوب یا بد شما هیچکدام هیچ خانواده ای ندارید و نباید به فکر انها باشید و نه تنها اجازه دیدار که نداشتند بلکه تصمیم گیر مطلق تشکیلات و فرقه رجوی بود. ازکشاندن نفرات به موضعگیری های تلویزیونی و تا تظاهرات در مقابل خانواده ها و ایستادن و قطع ارتباط خانواده ها با فرزندان.

حاج مسعود رجوی در راستای همین بی هویت کردن اعضای اسیر فرقه اش چنان پیش رفت که  دیگر هیچ کار و هیچ برنامه ای در اختیار کسی نبود و افراد مهره ای بیش در دستان حاج مسعود رجوی نیستند که امروز می بینیم صورت های خود را پوشانده و با فحش و ناسزا و اعمالی غیرطبیعی و هیستریک همچون بیماران روانی از خانواده های داغدیده و گریان خود پذیرایی می کردند و این مسئله  بی هویتی اعضای اسیر در فرقه را نشان میدهد.

و انچه که مشخص است حاج مسعود رجوی و تشکیلات فرقه گرایانه مخوف اش هیچگاه راه به جلو نخواهد داشت و تاریخ در آینده نشان خواهد داد که  حاج مسعود رجوی و فرقه اش هیچگاه نمیتواند با دروغ و نیرنگ یک ایدئولوژی غلط و به گل نشسته و سر در گم را تبلیغ کند و اعضای اسیر و بیگناه را در فرقه اش برای مدت های طولانی فریب داده  و نگه دارد.

*** 

کمپ اشرف سپتامبر 2013-1حاج مسعود رجوی سرنگون نکردی، بد سرنگونت کردن

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=23406

مسعود و مریم رجوی نوک شاغول مبارزه رو گرفتید سمت خانواده ها؟ (+ فیلم ) 

مجید روحی، ایران اینترلینک، سی ام ژانویه ۲۰۱۶:… مسعود و مریم رجوی مفلوک باید بدانند که از سوزوگداز، دروغ و اتهام زنی های خود علیه خانواده های اسیران دربند فرقه و تلاش های آنها درراه نجات فرزندانشان نه تنها نتیجه ای نخواهند گرفت بلکه باعث بی آبرویی و افشای هرچه بیشترماهیت دروغین خود و فرقه خود درافکارعمومی خواهند شد و همینجا باید به خانواده های دردمند اسیران دربند فرقه درود فرستاد چرا …

کمپ لیبرتی خانواده گروگانهای مجاهدین خلق فرقه رجویلیبرتی: سودای ارتش آزادی و ماجراجویی رهبرانش

لینک به صفحه فیسبوک آقای روحی

مسعود و مریم رجوی نوک شاغول رو اشتباه گرفتید سمت خانواده ها.

تاریخ نشان میدهد کسانی می توانند وارد خط و حیطه سیاست بشوند که سواد و تجربه وادبیات سیاسی کافی داشته باشند تا بتوانند با سیاست وحفظ آداب سیاست ، به قلب دنیا نفوذ کنند ، می دانیم که ادبیات گفتاری و روابط عمومی، امروزه درتمام امور زندگی لازم و واجب است ، کسانی که با بی حرمتی و حد شکنی وارد میدان سیاست بشوند در همان وحله اول حرکت به ضرر و زیان خود آنها تمام خواهد شد، انسانهای مبارز خود الگوی بزرگی هستند برای پیشرفت در اجتماع کوچک یعنی خانواده و اجتماع بزرگ یعنی سیاست

از آنجایی که مسعود و مریم رجوی جنایتکار و خیانتکار و بدبخت در عمرشان حتی یکی از قول هایشان را نتوانستند اجرا کنند در حالیکه با صدای خودشان در نشستهای عمومی فریاد میزدنند و میگفتن اگر خانواده ها بیایند ما حاضر به پذیرش آنها هستیم خانواده ها همان خلق قهرمان ایران هستن و ما برای آزادی و رهایی آنها با آخوندهای دجال مبارزه میکنیم، ولی مسعود و مریم رجوی هست و نیست شان از رفتن تعدادی خانواده به درب کمپ لیبرتی برای پنج دقیقه ملاقات حضوری با فرزندانشان به لرزه افتاده است.

مسعود و مریم رجوی. شما میگفتید که برای رهایی مردم ایران “مبارزه” میکنید. مگر این خانواده ها که از شهر و دیار خود بلند میشوند و برای ملاقات با فرزندانشان به عراق میآیند خلق قهرمان ایران نیستند؟ مگر این افراد افغانی یا روسی یا امریکایی هستند که از ملاقات آنها با فرزندانشان به لرزه و وحشت افتاده اید و میترسید؟

مسعود و مریم رجوی واقعا از چه میترسید و وحشت دارید؟

مسعود و مریم رجوی آخر یک پیرزن یا پیرمرد یا خواهر و برادری که اینهمه راه را برای دیدن عزیزش آمده است ترس و وحشت دارد که شما مانع ملاقات آنها میشوید؟

و نه تنها مانع ملاقات میشوید که “نوک شاغول مبارزه” با رژیم ایران را هم عوض کرده اید و به اعضای فرقه گفته اید “نوک شاغول مبارزه” فرقه را از سمت رژیم ایران برگردانید. مبارزه با رژیم ایران تعطیل شده است و الان دشمن اصلی کنار گوشتان پشت درب کمپ لیبرتی هست؟

مسعود و مریم رجوی و مسئولین فرقه رجوی چنان رنگ می گذارند و بر می دارند که هیچ بوقلمونی به پایشان نمی رسد.

در این چند سال هم که مردم تمام دنیا شاهد بودند که نوک شاغول مبارزه مسعود و مریم رجوی با خانواده ها همان خلق قهرمان ایران بوده است و مسعود و مریم رجوی و مسئولین فرقه رجوی چه توهینهایی به این خانواده ها که نکردند.

هراس مسعود و مریم رجوی از خانواده ها به خوبی بیانگر این است که آنها جای درستی را برای رهایی عزیزانشان نشانه گرفته اند.

در چند سال گذشته نزدیک به یک سوم از اسرای فرقه رجوی رهایی خویش را باز یافته و درصد بالایی از اسرای فرقه منتظر مهیا شدن شرایط جهت ترک تشکیلات ضد بشری فرقه رجوی بوده و مسعود و مریم رجوی نیز این امر را بهتر از هرکس دیگری میدانند و به همین دلیل است که هدف به قول خودشان ” جنگ سیاسی ” شان شده و نوک شاغول مبارزه را به سمت خانواده ها قرار داده اند. اما از طرف دیگر خانواده ها نیز می دانند که وجودشان و تلاششان برای آزادی عزیزان در بندشان تا چه اندازه اهمیت دارد و حیاتی است.

همانطور که حضور خانواده ها پشت سیم خاردارهای اسارتگاه اشرف به فروپاشی آن اسارتگاه و فرار و رهایی بسیاری از اسیران تشکیلات از فرقه رجوی منجر شد ، امروز نیز آمدن خانواده ها پشت دیوارهای کمپ لیبرتی نوید بخش امید و رهایی برای کسانی است که در حصارهای ذهنی و فیزیکی فرقه رجوی قرار دارند. کما اینکه پس از حضور خانواده ها شاهد فرار تعدادی از این اسیران نیز در ماه های گذشته بودیم.

کارزار قانونی و به حق خانواده ها برای نجات فرزندان اسیرشان وارد فازجدیدی شده است. آنها بعد ازاینکه موفق به حضور در اطراف کمپ لیبرتی شدند توانستند با نمایندگان یونامی و کمیساریا و در سفر اخیر هم با نمایندگان مجلس عراق در پارلمان این کشور برای بیان خواسته های به حق خود دیدارکنند اما مسعود و مریم رجوی در وحشت از اوج گرفتن کارزار موفقیت آمیز خانواده ها در راه نجات فرزندانشان طبق معمول این روزها دررسانه های دروغ پردازخود به نحو هیستریکی علاوه برتکرار اراجیف سخیف قبلی خودعلیه آنها، دست به دامن اربابان منطقه ای و بین المللی خود شدند تا به زعم خود بتوانند از پیشروی موفقیت آمیز خانواده ها جلوگیری کنند.

مسعود و مریم رجوی مفلوک باید بدانند که از سوزوگداز، دروغ و اتهام زنی های خود علیه خانواده های اسیران دربند فرقه و تلاش های آنها درراه نجات فرزندانشان نه تنها نتیجه ای نخواهند گرفت بلکه باعث بی آبرویی و افشای هرچه بیشترماهیت دروغین خود و فرقه خود درافکارعمومی خواهند شد و همینجا باید به خانواده های دردمند اسیران دربند فرقه درود فرستاد چرا که درچند سال گذشته با صبر و بردباری دربرابرتهدید و اتهام زنی های مسعود و مریم رجوی و شورای ملی مقاومت دست ساز فرقه رجوی علیه خود استقامت کرده و ذره ای ازخواسته های به حق خود یعنی آزادی فرزندانشان از چنگال اهریمنی مسعود و مریم رجوی کوتاه نیامدند.

مسعود و مریم رجوی خواسته خانواده ها یک خواسته انسانی است و هیچ کس با هر مرام و مسلکی که داشته باشد نمی تواند این خواسته را نادیده بگیرد.

نادیده گرفتن این خواسته از سوی مسعود و مریم رجوی بهای سیاسی سنگینی برایشان دارد و همانطور که شاهد بودیم حضور مستمر خانواده ها در کمپ لیبرتی سرانجام مقامات بین المللی را مجبور کرد تا تن به انتقال اعضا به کشور ثالث را بدهند.

از این روست که مسعود و مریم رجوی تلاش کرده و می کنند با تهت و افترا فضایی ایجاد کنند که بگویند مراجعه کنندگان خانواده نیستند. از آنجا که دروغ یکی از مهمترین ابزار های مورد استفاده مسعود و مریم رجوی و شورای ملی مقاومت دست ساز رجوی هاست و از دروغگویی ابایی ندارند ، آنها خانواده هایی که با شناسنامه و گذرنامه و اسم و رسم معین ، برای ملاقات مراجعه می کنند را با وقاحت ماموران نظامی یا امنیتی ایران در وزارت اطلاعات یا نیروی قدس سپاه می خوانند که برای کشتار یا زمینه سازی کشتار اعضای فرقه رجوی به عراق می آیند. مسعود و مریم رجوی به خیال خام خود می خواهند این گونه وانمود نمایند که طرف حساب شان خانواده ها نیستد تا دشمنی خود با خانواده ها را با این نیرنگ بپوشانند ، اما واقعیت آنقدر آشکار است که نتیجه ای جز بی آبرویی بیشتر برای مسعود و مریم رجوی نخواهد داشت و دیر یا زود اعضا متوجه می‌شوند که مراجعه کنندگان خانواده های آنها بودند و همین هم سر آغاز مسئله داری خیلی از آنها خواهد شد.

و در پایان سلام و درود میفرستم به خانواده های عزیز و گرامی که با تحمل رنج و مشقات فراوان خودشان را به کمپ لیبرتی در عراق رسانده اند

پدران و مادران ؛خواهران و برادران عزیز و گرامی؛

از راه دور سلام و عرض ادب دارم و از خداوند می خواهم که با عزم و اراده ای که شما از خودتان نشان داده اید به ملاقات با عزیزانتان نائل شوید.

ناله و فریاد های یکی از مادران را در کلیپ ویدئویی دیدم و شنیدم. سنگ را آب می کند اما مسعود و مریم رجوی خائن دلشان سنگ تر از آن است که ناله های این مادر و فریاد های از عمق جان سایرین در انها اثر بگذارد.

خانواده های عزیز و گرامی، ما فرزندان جدا شده شما از این حرکت قهرمانانه تان بیش ار پیش انگیزه می گیریم و آنرا توشۀ راه خود در مبارزه با مسعود و مریم رجوی کرده ایم و همدل و هم زبان با شما از عمق وجودمان فریاد می زنیم که “ملاقات حضوری حق مسلم خانواده هاست”.

ما اعضای جدا شدۀ فرقۀ رجوی در اروپا با تمام فهم و اندیشه مان در این حرکت انسانی و خدایی همگام و همراه شما خانواده ها خواهیم بود و صدای شما را به هر جا که نمی رسد خواهیم رساند

به امید رهایی همۀ اسیران از چنگال مسعود و مریم رجوی و بازگشت پیروزمندانه شان به آغوش گرم خانواده هایشان

مجید روحی قربانی فرقه رجوی

***

Will President Rouhani meet genuine human rights advocates halfway?

حاج مسعود رجوی سرنگون نکردی، بد سرنگونت کردن

مجید روحی، ایران اینترلینک، سیزدهم فوریه 2016:… حاج مسعود رجوی چه شده؟ تو که خودت را رهبر مقاومت و مسئول سرنگونی آخوندهای دجال میدونستی ولی حالا همه شعارهای قبلی را کنار گذاشته و صرفا مسئول آخرت نیروهای خود شده ای؟ حاج مسعود رجوی حالا چرا به جای وعده سرنگونی آخوندهای دجال و کسب قدرت در این دنیا به وعده رستگ
Majid_rohiمجید روحی، ایران اینترلینک، دوازدهم فوریه 2016:… جا دارد از مسعود رجوی سوال کنیم چرا تعداد و اسامی کسانی را که در پروژه ی رفع ابهام پایشان به زندانهای اشرف افتاد اعلام و شفاف سازی نمیکنید؟ حاجی مسعود رجوی با دستور شما بود که در زندانهای اشرف از افراد زیر شکنجه و آزار و اذیت و نیرنگ مجبور میکردید … 

حاج مسعود رجوی! برای مارک زدن هایت مدرک هم داری؟

Majid_rohiمجید روحی، ایران اینترلینک، دهم فوریه ۲۰۱۶:… داشتم تو اینترنت دنبال جوک خنده دار میگشتم که یکی از سایتهای فرقه رجوی را دیدم صفحه را باز کردم و چند مطلبش را خواندم درباره جداشده ها بود که مرغ پخته را هم به خنده در می آورد. دستگاه دروغ پرداز رجوی ها دیگر برایشان مهم نیست که چه چیزی را در سایت های کثیف خود سر هم می کنند
Majid_rohiمجید روحی، ایران اینترلینک، نهم فوریه ۲۰۱۶:…باید یه مسعود رجوی و فرقه اش گفت این نتیجۀ وطن فروشی و بریدن از مردم ایران و ایرانیان خارج کشور و رفتن زیر پرچم بیگانگان و آویزان شدن به دامن هر کس و ناکسی است که برای جمع کردن سیاهی لشکر جهت تظاهرات به چه کثافتکاری هایی که تن در نمی دهی! 
Majid_rohiمجید روحی، ایران اینترلینک، هشتم فوریه ۲۰۱۶:… مسعود رجوی بیش از چندین دهه است که رهبری فرقه خود را به دست گرفته. مسعود رجوی نظر و ایده هیچ کس را قبول نداشته و به جز خودش چه در درون و چه در بیرون از تشکیلات فرقه ای کسی را به رسمیت نمی شناخت و نمی شناسد … 
مجید روحی، ایران اینترلینک، اول فوریه ۲۰۱۶:…  چگونه مسعود رجوی مدعی بر پایی جامعه بی طبقه توحیدی است که در نشستهای عمومی به خانواده ها و خلق قهرمان توهین و اهانت میکند. چگونه مسعود رجوی مدعی بر پایی جامعه بی طبقه توحیدی است که چند سال است به خانواده ها اجازه ملاقات نمی دهد که با فرزندان اسیرشان ملاقات کنند .
مجید روحی، ایران اینترلینک، سی و یکم ژانویه ۲۰۱۶:… تلاش های چندین ساله مسعود رجوی و فرقه رجوی به همراه شرکای منطقه ای‌شان برای تحریک غرب به ایجاد جنگی دیگر با ایران هم با توافق ها پنج بعلاوه یک به شکست انجامید و سایه جنگ از سر مردم ایران