حرفهای تکراری فرقه مجاهدین . 15 شهریور 1344

حرفهای تکراری فرقه مجاهدین . 15 شهریور 1344

حرفهای تکراری فرقه مجاهدین . 15 شهریور 1344رضا اسلامی، نجات یافتگان در آلبانی، نوزدهم سپتامبر 2020:… از آنجایی که رجوی تشنه قدرت بود از همان ابتدا سعی نمود در مسیر ضدیت با  انقلاب مردم ایران حرکت کند و شاهد بودیم که با برگزاری جلسات و سخنرانی های مختلف برای نسل جوانی که هنوز به ماهیت واقعی وی پی نبرده بودند با شعارهای مسخره و ظاهر انقلابی و ضد آمریکایی جایگاهی برای خود تهیه کند. در نهایت با عوام فریبی در سی خرداد 60 ماهیت واقعی خود را نشان داد و با انجام جنگ مسلحانه عملاٌ وارد فازی شد که دیگر راه بازگشتی برایش متصور نبود. بعد از این حرکت ضد انسانی و انقلابی به طبع باید تا ته مسیر خیانت به مردم ایران پیش می رفت و بعد از آن شاهد بودیم که دست همکاری به صدام داد و عامل اصلی کشتار نیروهای نظامی ایران در جنگ علیه ایران شد. رجوی فکر  نمی کرد یک روز ی همکار او صدام حسین سرنگون شود. تا اینکه زمان گذشت و با حمله نیروهای آمریکایی در سال ۱۳۸۲ رژیم صدام سرنگون شد . حرفهای تکراری فرقه مجاهدین . 15 شهریور 1344

حرفهای تکراری فرقه مجاهدین . 15 شهریور 1344پانزدهم شهریور 1344 و رویکرد فرقه گرایی و تروریستی رجوی

حرفهای تکراری فرقه مجاهدین . 15 شهریور 1344

تغییر شرایط برای رجوی قابل درک نبود

۱۵ شهریور  1344 و حرفهای تکراری فرقه مجاهدین

رضا اسلامی ، تیرانا ـ سایت نجات یافتگان از مجاهدین خلق در آلبانی ـ ایران آزادی ـ 18.09.2020

رضا اسلامی آلبانی

آقای رضا اسلامی آلبانی

15 شهریور از راه می رسد سرکردگان فرقه مجاهدین خلق بوق و کرنا راه انداخته و از تاسیس این گروه زیاد حرف می زنند و از بنیانگذاران حرف می زنند اما هیچ وقت در رابطه با خیانتی که رجوی در مورد دستگیری آنان انجام داده حرف نمی  زنند و همچنین ازکشتن هزاران آدم بی گناه به دستور رجوی ا نجا شده  اینکه تاسیس سازمان پاسخ به نیاز یک جامعه یعنی ایران بوده است که همه راههای مسالمت آمیز در مقابل شاه از بین رفته و باید دست به سلاح برد و نام خود را تعدادی انقلابی هم گذاشتند. این انقلابیون که تازه از انقلابات دیگر مانند آمریکای لاتین و مبارزات مردم ویتنام و چین بهره می بردند فکر می کردند می توانند با استفاده از شیوه مبارزاتی آنها در ایران نیز انقلابی به مانند آنها پیاده کنند. اما هر روز که می گذشت این استراتژی با شکست روبرو می شد و در نهایت در سال 1354 در درون این گروه انشعاب شده و تعدادی مارکسیست شدند و دست به کشتار همدیگر زدند.  رجوی که دیگر همه گونه همکاری با ساواک انجام داده و از مرگ جسته بود با شارلاتان بازی قدرت را در درون سازمان مجاهدین بدست گرفت و فکر می کرد که می تواند خیلی زود به قدرت برسد .

جوابی به قمپزهای مریم رجوی در جشن سالگرد تأسیس سازمان مجاهدین در اشرف ۳

از آنجایی که رجوی تشنه قدرت بود از همان ابتدا سعی نمود در مسیر ضدیت با  انقلاب مردم ایران حرکت کند و شاهد بودیم که با برگزاری جلسات و سخنرانی های مختلف برای نسل جوانی که هنوز به ماهیت واقعی وی پی نبرده بودند با شعارهای مسخره و ظاهر انقلابی و ضد آمریکایی جایگاهی برای خود تهیه کند. در نهایت با عوام فریبی در سی خرداد 60 ماهیت واقعی خود را نشان داد و با انجام جنگ مسلحانه عملاٌ وارد فازی شد که دیگر راه بازگشتی برایش متصور نبود. بعد از این حرکت ضد انسانی و انقلابی به طبع باید تا ته مسیر خیانت به مردم ایران پیش می رفت و بعد از آن شاهد بودیم که دست همکاری به صدام داد و عامل اصلی کشتار نیروهای نظامی ایران در جنگ علیه ایران شد. رجوی فکر  نمی کرد یک روز ی همکار او صدام حسین سرنگون شود

تا اینکه زمان گذشت و با حمله نیروهای آمریکایی در سال ۱۳۸۲ رژیم صدام سرنگون شد . فرقه رجوی فکر می کرد هدف بعدی ایران است  نیروهای قدری جان گرفتند و این توان را بدست آوردند که حداقل به چیزی که باور دارند به مسئول خود بگویند. ورجوی دریافته بود که دیگر نمی توانند با فریبکاری باز هم افرادش را در اشرف نگهدارد و به همین خاطر تعداد زیادی با آمدن خانواده ها به ماهیت واقعی رجوی و فریبکاری او پی بردند.

ولی از انجایی که رجوی به قرارگاه اشرف نیاز داشت سعی نمود باز هم با فریبکاری نفراتش را متقاعد کند که باید در اشرف و عراق ماند چون دیر زمانی نیست که نیروهای آمریکایی برای حمله به ایران به سازمان نیاز دارند.

اما چیزی که برای رجوی قابل درک نبود تغییر شرایط بعد از سرنگونی صدام بود او فکر می کرد که می تواند با رشوه دادن به نیروهای سابق صدام که هنوز در قدرت حضور داشتند می تواند ماندگاری خود را در عراق پایدار کند ولی هر روز که می گذشت هر کدام از آنان فرار نموده و دست رجوی را در پوست گردو گذاشتند  . در آلبانی هم   افراد زیادی درون این فرقه ناراضی و دنبال  فرار هستند.

لینک به منبع

حرفهای تکراری فرقه مجاهدین . 15 شهریور 1344

***

عبدالرضا نیک بین؛ از بنیانگذاری سازمان مجاهدین خلق تا جدایی از آنعبدالرضا نیک بین؛ از بنیانگذاری سازمان مجاهدین خلق تا جدایی از آن

پانزدهم شهریور 1344 و رویکرد فرقه گرایی و تروریستی رجویآنها نه تنها شکست خوردند که سقوط اخلاقی کردند (به مناسبت درگذشت عبدالرضا نیک بین رودسری – عبدی)ا

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/سازمان-مجاهدین-خلق-کنونی،-فرقه-ای-ابتر/

سازمان مجاهدین خلق کنونی، فرقه ای ابتر که ربطی به آرمان آن بنیانگذاران ندارد (بجای تبریک تسلیت بگویید)ا

محمد حنیف نژادصابر از تبریز (امضاء محفوظ)، ایران اینترلینک، ششم سپتامبر 2017:…  بنابراین چیزی بنام سازمان مجاهدین خلق با آرمان های بنیانگذارش وجود ندارد وآنچه که هست ، جریان ابتری است بنام باند رجویه با چرخش 180درجه ای که از مواضع اولیه کرده واین سازمان را تبدیل به فرقه ای با عملکرد منحط وجنایتکارانه کرده و فدا وصداقت دراین نوع جریانات ، صرفا با اطاعت محض از مراد اعظم معنی میشود وپرواضح است که … 

از کمین مجاهدین سر کوچه ها برای کشتار مستشاران امریکائی تا گماشتگی برای جنگ طلبان امریکائیاز کمین مجاهدین سر کوچه ها برای کشتار مستشاران امریکائی تا گماشتگی برای جنگ طلبان امریکائی

https://iran-interlink.org

سازمان مجاهدین خلق کنونی، فرقه ای ابتر که ربطی به آرمان آن بنیانگذاران ندارد

پیام تبریک جایی ندارد،  عرض تسلیت بهتر بود!

15/06/1396

چکیده ی بیانیه ای که بنام مهدی فراحی شاندیز در وبسایت های گروه رجویه آمده ، چنین است :

” اکنون ۵۲سال از پی افکندن آن بنای شکوهمند گذشته است و سازمان حنیف و سعید و بدیع زادگان با نام سازمان مجاهدین خلق ایران چون خورشیدی در آسمان سیاسی ایران می‌درخشد و در پرتو یک رهبری ذیصلاح و در سایه فدا و صداقت بی‌مانند اعضا و هوادارانش در نبرد با استبداد … به پیش می‌تازد و به دستآوردهای شگرفی دست یافته است. آری مجاهدین از روز آغاز تاکنون ققنوس وار از دل آتش هزاران توطئه و زد و بند برخاستند و اکنون آبدیده‌تر و روئین تر از همیشه عزم شان را برای وارد کردن ضربه نهایی به موجودیت سیاه استبداد جزم کرده‌اند “.

بنیانگذاران فقید سازمان مجاهدین خلق درپی آماده سازی تشکیلاتی بودند که علیرفم حسن نیت زیاد  آنان ، زندگی نشان داد که شیوه ی سازماندهی والگو برداری آنان از مبارزان آمریکای لاتین وفلسطین ،  آنطور که باید وشاید درجهت مبارزات نیم قرنی مردم ایران ، در راستای استقلال ، آزادی وعدالت اجتماعی نبوده وانها هم مثل دیگر دوستان چریک شان ، تحلیل درستی از ساختار جامعه ی ایران وآرایش قوای موجود نداشتند!

اگر انقلاب وهر تحول اجتماعی دورانساز کار مردم است ، سازماندهی متمرکز بر سانترالیزم این بنیانگذاران ، عملا مردم را درامور مربوط به خودشان شرکت نمیداد و رهبران ونخبگان بودند که میبایست رهبری جامعه را دردست میگرفتند ودربهترین حالت ، سیستمی دیوان سالار شبیه شوروی سابق پدید میاوردند که  درهر صورت سرانجام  چندان خوشی درانتظار مردم نبود!

این سیستم تشکیلاتی ، مردم که سهل است ، بلکه اعضای خود سازمان را از خلاقیت باز میداشت و بهترین مکان برای رشد کیش شخصیت و بروزجوجه دیکتاتور هایی مانند مسعود رجوی بود وچنین هم کرد!

بنابراین چیزی بنام سازمان مجاهدین خلق با آرمان های بنیانگذارش وجود ندارد وآنچه که هست ، جریان ابتری است بنام باند رجویه با چرخش 180درجه ای که از مواضع اولیه کرده واین سازمان را تبدیل به فرقه ای با عملکرد منحط وجنایتکارانه کرده و فدا وصداقت دراین نوع جریانات ، صرفا با اطاعت محض از مراد اعظم معنی میشود وپرواضح است که انس والفتی با مردمی وملی بودن ندارد .

مسلما چیزی بنام سازمان مجاهدین در آسمان ایران وجود ندارد تا درخششی هم داشته باشد وبه نویسنده ی این بیانیه توصیه میگرد بگردد تا آن چیز را که در آسمان ایران می درخشد، پیدا کرده وبما هم اطلاع دهد!

درادامه ی این بیانیه میخوانیم :

” من به‌عنوان یک زندانی سیاسی که سالهاست در جست‌وجوی آزادی میهن اسیرم از همه چیزم گذشته‌ام، سالگرد تأسیس سازمان مجاهدین خلق ایران را تبریک می‌گویم و به مردم ایران نوید می‌دهم که با داشتن چنین پشتوانه‌ای از فدا و فداکاری، ایران فردای ما سرای زیبای آزادی و دموکراسی خواهد بود “.

دراین مورد بهتر بود که دو چیز روشن میشد:

اولا مسلم میشد که این بیانیه مال کسی است که امضای اورا درپای آن گذاشته اند تا ما اتهام او را بدانسته وسپس نظر قاطع خود را درموردش ابراز داریم!

ثانیا ، اوچگونه زندانی سیاسی ای است که هم به باند رجوی ارادت دارد وهم درجستجوی آزادی میهن که دوامر متضاد باهم اند و اجتماع نقیضین هم که محال است؟!

درزمانی که ما دیده وشنیده ایم که زندانی سیاسی از مردم ونه یک جریان ضد ملی مانند فرقه ی رجوی دفاع کرده ودموکراسی را با سیستم برده داری وحرمسرا پروری رجوی دفاع میکند!

بنابراین زندانی سیاسی بودن این فرد مورد تشکیک است و ارتباط صدور این بیانیه ازطرف او مشکوک تر!

صابر

*** 

همچنین: