حرف های محمد اقبال ، بمنزله ی فتوای قتل لیبرتی نشینان است!

حرف های محمد اقبال ، بمنزله ی فتوای قتل لیبرتی نشینان است!

صابر ازتبریز ( امضاء محفوظ)، بیست و نهم ژانویه 2015:…  اونخستین کسی در جلسات سازمان بود که به زیر میز رفت تا میزان شرمندگی خود را ازمریم ودیگران نشان دهد واین سنت زشت ومادون انسانی تحقیر شخصیت خود را درفرقه ی رجوی بنیان گذاشت ! همو بود که دریکی ازنشست های مسعود رجوی درصدد حمله به مرحوم فتح اله فرمانده ( ازاعضای مغضوب قدیمی وارشد سازمان دردوره ی ستم …

 محمد اقبال تروریسم فرانسهلمپنیزم افسارگسیخته رجوی ها و چماقدار-تروریست های این زوج تبهکار

(با تشکر از صابر، دریافت شد. ایران اینترلینک)
https://iran-interlink.org

حرف های محمد اقبال ، بمنزله ی فتوای قتل لیبرتی نشینان است!

08/11/1393شمسی

محمد اقبال را که میشناسید؟

او ازچاپلوسان درجه یک مهوش سپهری ( نسرین) بود که همواره درنشست های این خانم مسئول حاضر میشد وبدترین صفت ها را بخود و دیگران نسبت میداد تا بیشترین ولیمه را از سفره ی حرام رجوی بگیرد که گرفت وهم اکنون مقاله اش را که فحش نامه ای بیش نیست ازپاریس منتشر کرده ومجبور نشده که در صحرای لیبرتی با مرگ دست وپنجه نرم کند!

او شاید بد دهن ترین عضو سازمان بود و فوق العاده متملق وریاکار و مورد تایید شخص مریم رجوی ، طوری که این خانم به دیگران هم توصیه میکرد که مانند اقبال به سازمان وفادار بمانند واگرتمام نیروهای سازمان مثل او بودند، ما غمی نداشتیم!!

اونخستین کسی در جلسات سازمان بود که به زیر میز رفت تا میزان شرمندگی خود را ازمریم ودیگران نشان دهد واین سنت زشت ومادون انسانی تحقیر شخصیت خود را درفرقه ی رجوی بنیان گذاشت !

همو بود که دریکی ازنشست های مسعود رجوی درصدد حمله به مرحوم فتح اله فرمانده ( ازاعضای مغضوب قدیمی وارشد سازمان دردوره ی ستم شاهی که براثر شکنجه های روحی رجوی درگذشت )، بانگاه خشمگین این فرمانده مواجه شده ودست وپای خود را گم کرده وقدرت تکلم راازدست داد!

گویا که او اسرار مگویی را پیش فرمانده فتح اله داشت که ترسید اززبان فتح اله بیرون بیآید و بنابراین زبانش بند آمد!

محمد اقبال که به یمن این چاپلوسی ها ومردم فروشی ها ، درکمپ نگه داشته نشد وبه پاریس رفت ، حالا درجای گرم ونرمی نشسته وبه نوشتن مقاله که نشان ازبد دهنی وصفت بارز لمپنی او درکمپ اشرف دارد، مشغول شده ودرنوشته ای با نام ” در بازار مکاره خودفروشی ” مندرجه دررسانه های فرقه ی رجوی آورده است:

” موضعگيري «سخنگوی مجاهدین درباره تهدیدهای دائمی رژیم منفور آخوندی علیه جان و امنیت مجاهدان اشرفی در لیبرتی و همچنین روضه خوانیهای تکراری سازمان ملل و برخی مقامات آمریکایی مبنی بر این‌که خطر داعش هم افزوده شده و آنها نمی‌توانند نیروی آمریکایی یا کلاه آبی به حفاظت لیبرتی اختصاص بدهند”.

حرف های کلیشه ای این فرقه این بار اززبان این عنصر بددهان ونان بروز خور درآمده است که البته مورد استعمالش ازآنجا که مقامات سازمان ملل متحد چیزی بنام روضه نمیشناسند وبنابراین اهل روضه خوانی هم نیستند، بی ربط وخنده داراست!

من بعنوان کسی که درزمان حضور نیروهای آمریکایی درعراق، مدتها دربغداد بوده ام ، بخوبی دیده ام که حتی منطقه ی سبز بشدت حفاظت شده هم از تیررس موشک ها وخمپاره ها درامان نیستند وبنابراین حضور دوباره ی این نیروها درد اهالی لیبرتی را درمان نخواهد کرد و شاید که حضور آمریکائی ها سبب شود که راه هایی برای ارتباط گیری شما با تکفیری ها بازنگه داشته شود تا دخالت بیشتری درتشنجات عراق کرده باشید ونیت اصلی تان ازاحضار کلاه آبی ها و… همین است که شوربختانه! این موضوع را دولت عراق هم میداند ومسلما جلوگیری خواهد کرد!

اقبال به نوشته اش چنین ادامه میدهد:

” رژيم آخوندي كه به خوبي معنا و مفهوم اين موضع گيري را كه همانگونه كه شرحش خواهد رفت در راستاي بالاترين منافع ساكنان ليبرتي و حفاظت و نيز باز اسكان آنها در كشورهاي غربي است، درك مي كند، تا 12 روز خفقان گرفت و جرأت هيچ اظهار نظري پيدا نكرد “.

اینکه رژیم ایران درمورد اسکان دائمی این اسرا بعنوان گوشت دم توپ ومضحک تر ازآن درخواست مسلح شدن ازطرف رهبری شما دیر یازود موضع گرفت، کاری ندارم وبنظر می رسد که این درخواست شما آنقدر غیر قابل تصور بود که شاید باور نکرد که چنین درخواست غیر قابل اجابتی مطرح شود، چنانکه شخص اینجانب هم باین وضعیت افتاده وابتدا فکر کردم که شاید خواب می بینم ویا موضوع توسط رهبری فرقه مورد تکذیب قرار خواهد گرفت!

پس مسئله این نیست که حکومت ایران ازاقامت دائمی وغیر ممکن اسرا درلیبرتی دچار هراس باشد ویا اینکه ازترقه هایی که ابدا بشما داده نخواهد شد، بترسد!

مسئله ی اصلی عبارت ازاین است که این نوع برخورد فرقه با سرنوشت اسرا بخاطر اینکه درحکم نابودی این اسرا ست ، اعضای خانواده وآشنایان آنها و انسان های با وجدان را نگران کرده و دولت ناچار میشود دربرابر این نگرانی آنها موضعگیری کند!

محمد خان نوشته است:

” ما وقتي خط مشخص شد، عوامل اصلي از جمله حيوان ليبرتي – ماماچه پليدك – همان ناخواهر من عاطفه اقبال و پس از او قهرمان حيدري (با نام عوضي حنيف حيدر نژاد) و ساير گاو و گوساله هاي اطلاعاتي (با پوزش از اين حيوانات زبان بسته) و همچنين قربانعلي حسين نژاد و سايرين نيز متعاقبا و متواترا وارد صحنه شده و هركس به فراخور حالش به ميل كردن فضولات اطلاعات مشغول شده كمبود مطالب ايران اينترلينك اطلاعات آخوندي را تأمين و وجوه مختلف ترس و وحشت رژيم را به خوبي توضيح دادند “.

خوب!

اینجا هست که ” آفتاب آمد دلیل آفتاب” و آقای اقبال با کاربرد ادبیات لمپنی خاص گروه مافیایی رجوی چهره ی ضدانسانی خود وشخصیت ” چاله میدانی” اش را بنمایش گذاشت و درستی حرف های مرا که درمقدمه ی این نوشته آمده است، به ثبوت رسانید!

خانواده های محترم ساکنین لیبرتی عراق!

حالا متوجه شدید که با چه فشار وکاربرد کدامین الفاظ وبکار گرفتن انسان نماهایی مانند محمد اقبال ، چگونه شخصیت فرزندان دلبند شما را درهم شکسته وتبدیل به مهره ی بی اراده ی شان کرده اند؟!

کسی که در عرصه ی مطبوعاتی وعلنی، اینطور صریح و بی پرده به خواهر و همبند های سابق خودش که اراده ای برای رها شدن دروجودشان مانده بوده ورها شده اند، هتاکی میکند ، در حضور رجوی وبدون حضوراغیار چه برخوردی با فرزندان شما داشته وچگونه آنها را مجبور به اطاعت محض نموده ویا دق مرگ کرده است!!

این فرصت طلب کم همتا چنین نوشته است:

” خلاصه حرف اين مزدوران و فضولات خواران كه به اشكال مختلف تكرار كرده اند، اين است: «سلاح به چه كاري مي آيد؟”.

ادبیات بکار رفته را دیدیم ودیدید که بدون شرح است!

اما این جدا شدگان پر بیراهه نرفته و اظهار نظر کرده اند که برای شما درکشوردیگری که عضورسمی سازمان ملل متحد و دارای حق حاکمیت قانونی است، اسلحه نمیدهند واین کار درهیچ کجای جهان مرسوم نیست.

شما اوقات زیادی ازبرنامه های تلویزیونی خود را صرف دخالت خشن درامور عراق وتضعیف حق حاکمیت آن میکنید و این درخواست اسلحه ازطرف شما درکشوری با این مشخصات چیز عجیب وغریبی است وتنها نتیجه اش تحریک نیروهای افراطی عراقی برای کشتار اسرای رجوی ها ست وبنابراین اینجانب نیز درتایید حرف این رها شدگان شجاع از مناسبات فرقوی ، نوشته های آنها را درراستای حمایت از سلامتی دوستان خود درلیبرتی میدانم که کاری است کاملا انسانی!

فحاشی با متن طویل این باصطلاح قلم بدست رجوی چنین ادامه مییابد:

” همانگونه كه گفتم، مزدوران و فضولات خواران اطلاعات آخوندي و خود رژيم خوب مي دانند كه ورود به اين موضوع از سر نامبردگان زياد است. موضوع به سادگي بحث مشخص «درمان»، و «باز اسكان» و «حفاظت» و مقولات و نيازمنديهاي بسيار اوليه هر انساني است. اتفاقا در اين يادداشت همين بحث را باز خواهم كرد “.

چرا دخول دراین جریان از سر نامبردگان زیاد است واز سرشما نه؟؟ شما ازلحاظ نظری چه رجحانی برآنها دارید که اتفاقا برخلاف شما مودبانه ومتین هم مینویسند ؟

چرا باز اسکان به شما مربوط است وبه دیگران نه؟ اگر واقعا سازمان ملل متحد وسایر ارگان های مرتبط قادر به تامین هزینه ی درمان نیستند که فکر میکنم با توجه به تخصص پزشکی بالای عراق و… هستند، چرا یک هزارم خرج این جلسات پارلمانی بی نتیجه ی مریم رجوی را باین کار اختصاص نمیدهند؟

موضوع حفاظت مگر به دولتی غیر از دولت قانونی عراق بستگی دارد؟

حفاظت لیبرتی که مدتها پیش میبایست ترک شود، بعهده ی عراقی است که شما شبانه روز برعلیه آنها تبلیغ میکنید واحتمالا احساسات ملی پاره ای ازعراقیان را برعلیه ساکنین لیبرتی تحریک میکنید!

گناه پلیس عراق این است که نمیگذارد رجوی ها بطور خود سرانه به بیرون رفته و دخالت مستقیم تری در شدت گرفتن تنش های موجود درعراق بکنند!

شما که بحق لیبرتی نشینان را اسیر میدانید، چگونه درخواست سلاح برای آنها میکنید؟ این توقع احمقانه در چه برهه ای ازتاریخ بشریت اتفاق افتاده که درمورد شما هم عملی شود؟؟!!

سخنان آقای اقبال بشرح زیر ادامه مییابد:

” حتما كه در فرصتي در آينده راجع به تك به تك افراد و گروههاي منتقل شده و كشورهايي كه آنها را پذيرفته اند و پروسه اين پذيرش و هزينه هاي صرف شده توسط مجاهدين، كتابها بايد نوشته شود. اگر روزي شرايط سياسي و امنيتي و به طور خاص شرايط حفاظت و امنيت ساكنان ليبرتي اين امكان را فراهم آورد و مقاومت اين امكان را داشته باشد كه به دور از هرگونه دست بستگي و سوء استفاده از سوي دشمنان و محذوري، جزء به جزء آن چه را كه در پروسه بازاسكان صورت گرفته توضيح دهد، آنگاه خواهيم ديد كه صفحات نامه هاي نگاشته شده تا همين حالا از چند ده هزار گذشته است، و چند هزار ساعت ملاقات در سطوح دولتي و پارلماني و سياسي و مقامات عاليرتبه در آمريكا و اروپا انجام گرفته است و چه ميزان از انرژي مقاومت اصولا در مسير همين بازاسكان صرف شده است؟. علاوه بر اين خواهيم ديد كه چه پروژه هايي درست در مرحله گل دادن و به ثمر نشستن با دخالت رژيم و مماشات گران متوقف شده اند و باز به طور خاص خواهيم ديد چه پروژه هايي اتفاقا به خاطر دخالت امثال ماماچگان پليدك و حيوانات ليبرتي و كمپينهاي كذايي به بن بست كشيده شده و در نتيجه ساكنان ليبرتي از باز اسكان محروم شده و بيشتر در معرض كشتار از سوي رژيم قرار گرفته اند ” .

ادعایی که ثبوت اش غیر ممکن است ومانند حرف ملا نصرالدین درمورد مرکز زمین است که درزمانی که ازاو پرسیده شد ، مرکززمین کجاست جواب داد همین نقطه ای که من ایستاده ام که وقتی درخواست ثبوت صحت حرف اش شد، گفت که اگر باور ندارید، طنابی برداشته وزمین را اندازه گیری کنید وببینید که من راست گفته ام!

اگر مدارکی دارید ازائه کنید که لااقل خانواده های این انتقال یافتگان قسمتی ازگناه های رهبر خودشیفته ی فرقه را براو ببخشند وهیچ عذر امنیتی و… دراین کار پذیرفته نیست! چراکه وقتی دیگر کشورها از اقدامات مثبت فرضی شما باخبر باشند، بقیه وازجمله دولت ایران هم خبر دارند و مسئله حالت محرمانگی خود را ازدست داده وبطور ساده شما دلیل غیر قابل سنجشی شبیه ملا نصرالدین آورده و بسادگی ووقاحت تمام دروغ میگویید!

باز میخوانیم:

” خوب اكنون سخنگوي مجاهدين حرف بسيار ساده و قابل فهمي مي زند و بهترين راه حل را پيش رو مي گذارد: تعهدات را كه نقض كرده ايد، 17500 تي وال حفاظتي را كه برنمي گردانيد، كلاه و جليقه هاي حفاظتي را كه متعلق به خود مجاهدين است نمي گذاريد از اشرف منتقل كنند، حتي كيسه شن و يك موبايل و يك كامپيوتر هم كه اجازه ورود به ليبرتي ندارند، از مانيتورهاي يونامي در ليبرتي هم كه خبري نيست، كميسارياي پناهندگان كه از ترس رژيم جرأت ندارد اعلام كند ليبرتي كمپ پناهندگي است و … ، خوب سلاح شخصي متعلق به خود اين افراد را به آنان بازگردانيد تا امكان دفاع از خود را داشته باشند. كجاي اين حرف ايراد دارد “؟

داشتن سلاح شخصی درکشور بیگانه ای که طبق قوانین اش شما راتروریست دانسته وخواستار خروج سریع تان ازخاک آن کشور میباشد، چه معنی دارد؟

سلاح شخصی یعنی چه؟ اگر این ها راازایران برده بودید وارث پدری تان بوده؟! که بدلیل داشتن سلاح غیر قانونی پس گرفته میشود ومجازات زندان هم دارد!

اگر این سلاح هارا ازصدام گرفته بودید که حکومت جانشین آن میتواند قانونا ازشما بگیرد ویا ازعربستان و… که اربابشان ازشما پس گرفته وجای گله مندی ندارد!

وانگهی، در هیچ جای دنیا جز آمریکا چیزی بنام سلاح شخصی نداریم که شما بتوانید درعراق داشته باشید!

شما حکم یک تجاوزکار شکست خورده به یک کشور بیگانه رادارید ودراین موقعیت است که ازآنها درخواست میکنید که نامردی نکرده واسلحه هایتان را بشما برگردانند تا شما در قد وقواره ی یک اشغالگر مفلوک وشکست خورده ، درکشور خود آنها ازخود دفاع کنید!!!!

به منطق آرائی این هموطن با مشخصات ذکر شده درفوق بیشتر آشنا شویم:

” در واقع هركسي كه از ته قلب خواستار امنيت و حفاظت ساكنان ليبرتي تا زمان انتقال باشد، بايد با تمام وجود از اين اظهارات سخنگو استقبال كند، چرا كه حتي اگر به فرض محال ده روز ديگر همه ساكنان ليبرتي به اروپا يا آمريكا منتقل شوند، بر اساس كدام قانون و كدام ارزش اخلاقي بايد در برابر تهاجمات دشمن پليد بي دفاع بمانند؟ آيا هركس كه با اين امر به هر دليلي مخالفت مي كند، جز همدستي با آخوندهاي حاكم و هموار كردن راه و جاده كشتار ساكنان بي دفاع ليبرتي كار ديگري صورت مي دهد؟ آخر مگر انتقال به خارج از عراق و اروپا و آمريكا با چه هدفي انجام مي شود؟ مگر به هدف حفاظت از جان ساكنان نيست، مگر عنوان نمي شود كه عراق امن نيست، خطر فلان و فلان گروه وجود دارد و «خطر داعش هم افزوده شده»، خوب پس بايد چارهيي انديشيد “.

بله اگر هدف دفاع ازجان لیبرتی نشینان باشد، حرفی نیست اما ما داخل نشینان که دسترسی بیشتری به اخبار داریم میدانیم که این پیشنهاد ابلهانه برضد جان این بیچارگان است.

ازطرف دیگر ، رهبران شما که وضع عراق را ناامن میینند، چرا بجای کنفرانس بازی های بی حد ومرز ، دراین مدت کافی اعضای خود را ازعراق خارج نکردند؟

ما دردرجه ی اول تخلیه ی سریع ازعراق را راهگشاتر دانسته و دردرجه ی دوم از رهبران شما که جان این لیبرتی نشینان برای آنها پشیزی ارزش ندارد، میخواهیم که دندان روی جگر گذاشته وبا پخش شبانه روزی اخبار وتفسیرهای خود ، به دشمنی با دولت عراق ادامه ندهند !!!

درقسمت پایانی این پرنویسی باادبیلات لمپنی محمد اقبال میخوانیم:

” پس بياييد باور نكنيم كه كسي بيشتر از خود اعضا و ياران و حاميان و هواداران اين مقاومت براي ساكنان ليبرتي دل بسوزاند. اينها چيزي نيستند جز مشتي مزدور كه دربازار مكاره «خود فروشي» به دنبال مشتري مي گردند “.

اگر دل رهبری – که شما هم حکم گماشته ی وفادار برای آن دارید وجزو کسانی هستید که اگر رجوی دست بریده ای از مخالفان خود ازشما بخواهد ، بجایش دهها سر بریده ودر طشت زرین برجلوی او میگذارید- برای این اسرای بی همتای تاریخ معاصر ایران دل میسوزاند، کسانی مثل شما را آنچنان تربیت نمیکرد که به خواهر خود ودوستان سابق اش هر اتهام بیشرمانه ای که فوقا زده اید، بزنید!

شما چرا فکر میکنید که جدا شدگان بارها باسوادتر ومودب تر از شما، دلی درگرو اسرای لیبرتی ندارند وبخصوص که بعضا خود فرزندان و… را درگروگان دارند؟؟

 

گزارش سحر، ۲۰۰۹: پادگان مریم رجوی (فرانسه) از بیرون و از درون 

قرارگاه اروپایی سازمان مجاهدین خلق در نزدیکی شهرک حومه ای اورسورواز Auvers-sur-Oise در استان سرژی پونتواز Cergy-Pontoise در کشور فرانسه از زمان پیدایش خود با تأیید دولت وقت فرانسه نقش مقر سرفرماندهی عملیات ترور در کشور های مختلف را به اشکال مختلف ایفا کرده است.

رومین نادال علیه مجاهدین خلق فرقه رجویسخنگوی وزارت خارجه فرانسه: این گروه (مجاهدین خلق، فرقه رجوی) بشدت غیردموکراتیک و خشن است

حمله مزدوران رجوی به آقای کرمی در پاریسSurvivors of Rajavi cult demand security in France (open letter to President Hollande)

تهدید به مرگ آن خدابنده توسط مریم رجوی مجاهدین خلقAnne Khodabandeh (Singleton): In a democracy we don’t beg terrorists not to kill us – Instead we expect our elected leaders to ensure that such crimes are prevented

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=15830

حمله بی سابقه رجوی به شورایی های منتقد

حامد صرافپور، بیست و ششم ژانویه  ۲۰۱۵:… این حمله بی سابقه (برخلاف ظاهر تهاجمی) دقیقاً از موضع تدافعی، و بیانگر ضعف و وحشت مسعود رجوی از گسترش ریزش و اعتراض در درون شورای ملی مقاومت است. این حرکت، یک خودزنی دیگر سیاسی به پیکر فرتوت فرقه مجاهدین می باشد که (همانند سلسله نشست های سرکوب درون تشکیلاتی موسوم به طعمه) اگر چه شاید چند هفته ای بر شورایی ها …

چرا اصرار دارید خودتان را مضحکە کنید؟

رجوی علیه یغماییاطلاعیه جدید کمیسیون شورای ملی مقاومت در مورد فرا خواندن به اقامه دعوا

لینک به منبع (صفحه فیسبوک)

حمله بی سابقه رجوی به شورایی های منتقد

مسعود رجوی در یک حرکت ناشیانه اقدام به انتشار ده ها فیش حقوقی متعلق به آقایان: اسماعیل وفایغمایی، دکتر کریم قصیم و محمدرضا روحانی، سه عضو مستعفای شورای ملی مقاومت تحت عنوان “فراخوان مجدد چاکران ولایت به اقامه دعوا و پیگرد قضایی در مورد مرگ های مشکوک، طلاق های اجباری و کلاهبرداری مالی” نموده است:

حمله رجوی به منتقدین

این اسناد به پیوست یک بیانیه از سوی شورای ملی مقاومت (نام مستعار مسعود رجوی)، انتشار یافته و در گوشه هایی از آن چنین نوشته شده:

حمله رجوی به منتقدین

 

(((اما سرویس‌های رژیم ولایت بیکار ننشسته و برای مقابله با فضیحت، اکنون از طریق ”دریچه زرد“ (اسماعیل یغمایی) با انتشار خزعبلات و الفاظ رکیک که تماماً در دستگاه بازجویان اطلاعات آخوندی است، مدعی کلاهبرداری مالی مجاهدین و مقاومت ایران از یک زن انگلیسی شده‌اند که یغمایی سالها پیش با دوز و کلک و معرفی خود به‌عنوان شاعر مقاومت ایران، با او ازدواج کرده است. یغمایی با این خانم انگلیسی که از سالها قبل از آن به مقاومت ایران کمک می‌کرد و یغمایی را هم نمی‌شناخت طرح دوستی ریخت و نهایتاً با او ازدواج کرد.

یغمایی در خرداد ۹۲ دقیقاً به موازات و پا به پای اطلاعات بدنام آخوندها، مدعی ”مرگهای مشکوک“ و ”طلاقهای اجباری“ در درون مجاهدین شده بود که با جواب دندان شکن خانم اکرم حبیب خانی (مجاهد اشرفی در زندان لیبرتی) که از سوی یغمایی سوژه این توطئه قرار گرفته بود، مواجه شد….

اکنون اطلاعات بدنام آخوندها از طریق دریچه زرد، ”احساسات انسانی“ اش به جوش آمده و ”کلاهبرداری مالی“ از یک زن انسان‌دوست انگلیسی را هم بر دعاوی ”مرگهای مشکوک“ و ”طلاقهای اجباری“ از جانب یک مداح منفور نظام (اسماعیل یغمایی) افزوده است….)))

این حمله بی سابقه (برخلاف ظاهر تهاجمی) دقیقاً از موضع تدافعی، و بیانگر ضعف و وحشت مسعود رجوی از گسترش ریزش و اعتراض در درون شورای ملی مقاومت است. این حرکت، یک خودزنی دیگر سیاسی به پیکر فرتوت فرقه مجاهدین می باشد که (همانند سلسله نشست های سرکوب درون تشکیلاتی موسوم به طعمه) اگر چه شاید چند هفته ای بر شورایی ها اثر گذار باشد، اما در آینده گریبان رجوی را با شدت بیشتر خواهد گرفت، همانگونه که نشست سرکوب دسته جمعی طعمه -یکسال و نیم بعد از برگزاری- معضل جدی رجوی شد و دشمنان زیادی برای او در درون مناسبات تولید کرد. به جرأت می توان گفت همین الان هم درج چنین اسنادی یک ضربه بر دکان عوامفریبی شخص رجوی است که طی سال های متمادی در صدد بود تعدادی مواجب بگیر را تحت عنوان ” اعضای شورای ملی مقاومت” به خورد مردم ایران و دولتمردان خارجی بدهد.

طی سال های گذشته، جداشدگان این واقعیت را برای مردم آشکار نمودند که همه این افراد تنها به دنبال منافع شخصی هستند و حضورشان در شورای رجوی جز برای پر کردن جیب نیست، اما امروز این خود رجوی است که اذعان می کند این افراد جز کاسب کارانی حقیر که حقیقت را به بهایی نازل فروخته اند نیستند.

اگرچه آقای کریم قصیم تا سه سال قبل جداشدگان منتقد فرقه را با شدت تمام می کوبید و برای دفاع از مریم قجرعضدانلو رگ گردن بیرون می زد، اما امروز با فاصله گرفتن از این باند تبهکار شاهد چهره اصلی رجوی است که به هیچ منتقد و مخالفی رحم نمی کند و برای کوچکترین انتقادی، چنگ و ناخن (و سلاح) نشان می دهد و با این کار عملاً بر نمایش “راه حل سوم” مریم قجرعضدانلو و “شیوه های دمکراتیک” او لگد می زند و خوی تروریستی خویشتن را در معرض تماشا می گذارد و اثبات می کند که جداشدگان بدرستی ایشان را در مورد بازی های دمکراتیک در عرصه سیاسی متهم به دغلکاری نموده و آنرا یک حرکت سیاسی جهت برون رفت از لیست تروریستی برخواندند که امروز صحت آن بر همگان آشکار شده است.

در هر صورت، چنانکه در متن بیانیه مشاهده می شود، وی اسماعیل وفایغمایی و سایت “دریچه زرد” ایشان را به “سرویس های رژیم” پیوند زده و در مورد “طلاق های اجباری و مرگ های مشکوک” به دروغگویی متهم کرده است. باید پرسید به فرض که ایشان به دستور و خواست سرویس های امنیتی جمهوری اسلامی این واقعیت های تلخ را بیان نموده باشد، با صدها جداشده که تأیید کننده این واقعیت تلخ هستند چه می کنید؟ با هزاران عضو فرقه خود که گروه گروه دارند از شما فاصله می گیرند چکار می کنید؟ آیا مرگ های مشکوک و طلاق های اجباری را اولین بار آقای یغمایی افشا کرد که امروز می خواهید با تهمت و تهدید آنرا نفی کنید؟

عجبا که نوشته اید یغمایی با این زن انگلیسی که از او شناختی نداشت طرح دوستی ریخت و ازدواج کرد… مگر شما در سلسله “ازدواج های اجباری” سال ۱۳۶۷، آدم ها را با شناخت از هم به ازدواج یکدیگر در می آوردید؟ مگر همه ازدواج ها با دستور و خواست تشکیلات و به اجبار نبود؟ چطور دو نفر در کشورهای غربی می توانند بدون شناخت از همدیگر دوستی کرده و با همان عدم شناخت که ادعا می کنید با یکدگر ازدواج کنند؟ شما آنقدر در تنگنای بحران های مختلف گرفتار شده اید که هر خزئبلاتی را علیه منتقدان به هم می بافید…

در گوشه دیگری از همین بیانیه گفته شده:

(((کمیسیون امنیت و ضدتروریسم شورا در قبال دعاوی رژیم و کاربرانش، موارد زیر را خاطرنشان می‌کند:

۱-اسماعیل یغمایی که اکنون در آستان بوسی و چاکری ولایت از اشعار و سروده‌های پیشین خود سراپا نادم شده و مدعی است که مجاهدین ”جیب زنی“ کرده‌اند، در سه دهه گذشته صدها هزار دلار بابت تأمین کلیه مخارج زندگی و سرودن شعر و ترانه و سفرهای متعدد و متنوع، حتی پول توجیبی، از مجاهدین دریافت کرده است که نمونه‌هایی از اسناد آن ضمیمه است.

۲-کریم قصیم و محمدرضا روحانی نیز که اکنون مدعی مجاهدین و همسنگر مداح منفور نظام، علیه مقاومت ایران شده‌اند، در مجموع یک میلیون و ۲۰۰هزار دلار از مجاهدین گرفته‌اند که آخرین دریافت آنها ماه می‌۲۰۱۳ (قبل از استعفای ۵ژوئن ۲۰۱۳) بوده است. مبلغ واقعی البته با محاسبه هزینه‌های مجاهدین برای سفرها و چاپ کتاب و کمترین کاری که این دو برای شورا کرده باشند، بسیار بیشتر است. اینهم که هزینه‌هایی که سه دهه توسط مجاهدین تأمین می‌شد، اکنون چگونه و با چه ما به‌ازایی جایگزین شده است، موضوع بحث جداگانه‌ای است. اما اقتضای ندامت از تمامی مواضع پیشین و پیدا کردن منابع مالی جدید، در هر مرام و مسلک انسانی، برگرداندن مبالغ دریافتی از مجاهدین بود که در حقیقت دسترنج و پول خون رزمندگان آزادی مردم ایران است.)))

از رجوی باید پرسید شما به چه حقی دسترنج و پول خون قربانیان فرقه خود را طی ده ها سال به جیب شورایی ها ریخته اید؟ به چه دلیل ده ها نفر باید به اسم حضور در شورای دست ساز شما پول های هنگفت به جیب زده و در کشورهای غربی به سیر و سیاحت بپردازند و تنها وظیفه آنها امضا کردن پای بیانیه های شما باشد؟ مگر فرقه شما گداخانه و یا خیریه بود که هرکسی نیازمند وام، پول توجیبی و درمان بود بدان مراجعه کند؟ چرا این بودجه ها را صرف بیماران اشرف و لیبرتی نکردی که امروز بدلیل حاد شدن بیماری دچار مرگ و میر نشوند؟

مگر هیاهوی تبلیغی علیه جداشدگان براه نینداختید که یک میلیون دلار برای ساکنان “تیف” هزینه کرده اید تا به آنها کمک مالی! بدهید؟ پس چرا برای دو تن از اعضای شورای صوری خود یک قلم یک میلیون و دویست هزار دلار خرج کرده اید و هیچ هیاهویی تا زمان استعفای ایشان در میان نبود؟ از همین الان بگویید برای مهدی سامع، زینت میرهاشمی، منوچهر هزارخانی، امیر آرام، محمد شمس، مسلم اسکندر فیلابی، پرویز خزائی، عزیز پاکنژاد و دیگر اعضای شورا چند میلیون دلار هزینه کرده اید و ماهانه چقدر از دسترنج و خون قربانیان فرقه را به کام آنان ریخته اید که در اروپا و آمریکا به تفریح مشغول باشند؟ شما به عمد این اسناد را رو کرده اید تا افسار دیگر اعضای شورا محکم تر شده و به طور غیر مستقیم تهدید شوند که اگر کوچکترین خطایی از آنان علیه شما سر بزند همه فیش های مالی آنها را افشا خواهید کرد.

واقعیت این است که بازی های موش و گربه آقایان یغمایی، قصیم و روحانی با رجوی طی چند سال گذشته او را جری تر ساخته تا حمله را شدیدتر کند. اگر این آقایان در این سه سال چند قلم از جنایت ها و خیانت های جدی رجوی و دیگر اعضای شورا را افشا نموده و با بهانه اینکه فلان افشاگری به نفع جمهوری اسلامی خواهد شد، خود را نفریفته بودند، رجوی ترسوتر از آن بود که بخواهد زیر نقاب فیش مالی به آنان حمله کند. بارها به این آقایان هشدار دادیم که کجدار و مریز نمی توان با رجوی بازی کرد اما متأسفانه در این بازی خود را سرگرم کردند تا شاید رجوی را به ملایمت با خود وادار کنند غافل از اینکه وی یک مرز سرخ دارد و آن انتقاد شدن است. مهم نیست این انتقاد سطحی باشد یا اساسی، چون در هرحال طرف مقابل را دشمن خواهد انگاشت. اما انتقادات سطحی و صوری به جری تر کردن وی خواهد انجامید. اینک مشخص می گردد که چرا برخی از اعضای شورا با وجود جدایی از رجوی همچنان سکوت پیشه کرده و جمله ای از آنچه در شورا گذشت بر زبان نمی آورند. جای تأسف است که آقا و خانم متین دفتری در این سالیان سکوت کردند و اجازه دادند رجوی ها هر روز بیش از پیش در این فضا به جنایت ها و خیانت خود ادامه دهند.

اینکه آقای یغمایی بعد از یک عمر حمد و ثنای مریم و مسعود اینگونه مورد “مرحمت!” قرار می گیرد جای شگفت نیست، اما رجوی نمی گوید اگر به اعضای شورا که در دنیای آزاد زندگی کرده و یک روز هم در اسارت فرقه نبوده اند و حساب های بانکی آنان همیشه دایر بوده اینگونه حاتم بخشی کرده است، چطور کسی که سال ها در داخل تشکل مافیایی ایشان از همه چیز خود دست کشیده نباید در صورت خروج از مناسبات مورد حمایت مالی قرار گیرد تا بتواند زندگی از دست رفته خود را سر و سامان بدهد؟ ضد انسانی ترین اقدام در این جریان، نه حمله به قصیم و روحانی، که حمله و رو کردن سند برای چند دلار هزینه زندگی یغمایی می باشد که سال ها از عمر خود را در مناسبات مجاهدین از دست داده و لاجرم وظیفه سران فرقه بود که زندگی او را تأمین نمایند و این هزینه ها نه از جیب مسعود و مریم که حاصل بخش اندکی از عمر تلف شده یغمایی (که به شکل دلار به رهبری فرقه رسید) می باشد که رجوی ها از یغمایی به یغما برده اند. البته در ابتدا اشاره شد که مسعود رجوی پیش از این نیز بر سر برخی جداشدگان که چند دلار در جیبشان نهاده شده بود منت گذاشت که یک میلیون دلار برایشان هزینه کرده است!. او یادش رفته یک میلیون دلار یک هزارم بیگاری هایی که آنان طی ده ها سال کشیده بودند هم نیست و قطره ناچیزی از صدها میلیون دلاری است که صدام حسین به اسم اعضای فرقه بدیشان داد.

این قضیه، ضمن رسوایی برای رجوی و افشا شدن مسائل پشت پرده شورای دستساز ایشان، پند بزرگی برای بازماندگان شورای افلیج رجوی است تا در آن سرنوشت محتوم خود را مشاهده کنند. بی تردید روزی همگی آنان باید در پیشگاه ملت ایران حساب شراکت در جنایت و خیانت رجوی را پس دهند.

حامد صرافپور

۶ بهمن ۱۳۹۳

۲۶ ژانویه ۲۰۱۵

***

sarrafpour03012015برق موضعگیری سخنگوی مجاهدین!!!!! (اصرار رجوی بر مشروع کردن خون کهنسالان کمپ لیبرتی، چرا؟)

فرقه رجوی وهنرمندان پیوسته و گریخته _ از الاهه ومرضیه تا مرتضی برجسته و شاهپور باستان سیر

ریزش در شورای ملی مقاومت رجویاستعفا از شورا, مبطل اتهامات رجوی علیه جداشدگان؛ «ترتیبات اجرایی استعفا» یا پیشگیری از ریزش !

ایرج شکری کریم قصیم منوچهر هزارخانیزندگی ساده ما و انحطاط آن آقا !

***

همچنین:

برای رفع مشکلات مطرح شده ، کمپ ترا نزیتی لیبرتی را ترک کنید!

صابر از تبریز ( امضاء محفوظ)، بیست و هفتم ژانویه 2015:…  چرا این مشکلات را با نماینده ی کمیساریای عالی مستقر در لیبرتی مطرح نمی کنید وچگونه است که ازدرمانگاه وامکانات موجود در اختیار آنان استفاده نمیکنید؟؟!! درکشوری که شما حکم اسرای رجوی را دارید، چراباید این توقع را داشته باشید که ح�

پیام تسلیت داریم تا پیام تسلیت!

صابر از تبریز ( امضاء محفوظ)، بیست و پنجم ژانویه 2015:…  پیام تسلیت خانم مریم رجوی به‌مناسبت درگذشت ملک عبدالله پادشاه عربستان سعودی ، دارای صفات ومشخصاتی که ذکر شد نبوده و دلیلی برای صدورش وجود �

ریاکاری باند رجوی درمسائل هسته ای!

صابر ازتبریز( امضاء محفوظ)، بیست و یکم ژانویه 2015:…  میبینید که مردم ایران با چه منطق سخیفانه ای مواجه بوده وتحت فشارند که مجبور گردند اخراج 25 هزار مستشار آمریکائی دوران محمد رضا شاه را که برتمامی عرصه های هستی اجتماعی ایران حکم می راندند ، محکوم کرده و احتمالا آنها را با گفتن ” کرم نما وفرود آ

درجواب هیاهوهای ضد سوری فرقه ی رجوی، شنیدن از زبان بشار اسد هم خالی ازفایده نیست!

Maryam Rajavi terrorist syriaصابرازتبریز ( امضاء محفوظ)، نوزدهم ژانویه 2015:…  من روزی را سراغ ندارم که رسانه های وابسته به گروه مافیایی رجوی کینه ی شدی خود برعلیه مردم ودولت سوریه را نشان ندهد! بموجب این اخبار، هر روز هواپیمایی است که ” ارتش باصطلاح آزاد سوریه ” سرنگون میشود ، استانی را درآن کشور وآنه�

برخلاف تبلیغ فرقه ی رجوی، داعش، کماکان دشمن بشار اسد نافرمان است!

صابر ازتبریز( امضاء محفوظ)، هفدهم ژانویه 2015:…  خسته شدم از شنیدن دروغ های فرقه ی رجوی! عرق شرم برتنم نشست وقتی دیدم که این هموطنان من ، چگونه درخدمت نظام جهانی سلطه گر ، هیچ قاعده ی انسانی را رعایت نکرده وهرآنچه اخلاقیات است را زیر پا گذاشته و در کسب برائت برای جهان سلطه گر غ�