حسن داعی ، چهره ای علنی و بزک کرده ی باند رجوی، خواستار جنگ است!

حسن داعی ، چهره ای علنی و بزک کرده ی باند رجوی، خواستار جنگ است!

 انجمن نجات، مرکز آذربایجان شرقی، یازدهم می 2016:…  البته ما هم مانند آقای داعی میدانیم که این کارشناسان و روسای پنتاگون وسیا بودند که اوباما را قانع کردند که راهی بهتر از کنار آمدن با ایران برای آمریکا وجود ندارد وسربازان ومامورین آنها، قدرت تحمل یک جنگ بزرگ با عاقبتی نامعلوم با ایران را ندارند وبنابراین داعی میخواهد با کم اهمیت دادن به موضوع، تنها یک نفر را متهم کند که نگذاشته جنگ شود وروش نصف ونیمه ی … 

حسن داعی الاسلام رابط مامور مجاهدین خلق در امریکاحسن داعی الاسلام مامور فرقه رجوی (مجاهدین خلق)

Mojahedin Khalq (MKO, MEK, Rajavi cult) Our Men in Iran? (Seymour M. Hersh, The New Yorker, April 2012)

لینک به منبع

حسن داعی ، چهره ای علنی و بزک کرده ی باند رجوی، خواستار جنگ است!

مقاله ی آقای حسن داعی، فردی که سعی میکند در برنامه های صدای آمریکا خود را بعنوان یک کار شناس مستقل معرفی کرده وطوری القا نماید که نظریات ارائه کرده اش خاص خود بوده وابدا از رجوی تبعیت نمیکند و… ، بنام ” ناخدای سیاست خارجی اوباما، فریب افکار عمومی و همکاری با لابی مماشات ” در رسانه های رجوی منتشر شده که نظریات این تحلیلگر مستقل با رجوی مویی نمیزند !

این فرد مزور که جایگاه خوبی در صدای آمریکا هم دارد، مینویسد:

به گفته ساموئلز، تیم “بن رودز- ناخدای سیاست خارجی اوباما” ، با کنترل فضای مجازی و رسانه ای، خط تبلیغی مورد نظر کاخ سفید برای جاانداختن توافق را شروع کرد. کارزاری که از دو تم اصلی تشکیل شده بود، نخست، معرفی سازش با رژیم بعنوان گزینه صلح طلبی و گامی برای جلوگیری از جنگ و در نتیجه، معرفی منتقدان توافق و کسانی که مخالف دادن امتیازات غیرموجه به رژیم بودند، بعنوان مخالفان دیپلماسی و طرفداران جنگ. پایه دیگر کارزار تبلیغی“بن رودز” این بود که سازش هسته ای با رژیم را میوه توافق با حسن روحانی، نماینده بخش معتدل و اصلاح طلب رژیم جلوه میداد تا بدین ترتیب، افکار عمومی آنرا راحت تر بپذیرند و مخالفان آمریکائی سازش هسته ای نیز همطراز تند روهای ایران معرفی شوند…”.

آیا این مرید رجوی ، براستی نمیداند که عدم توافق به جاهای باریک تا سطح یک جنگ بزرگ با نتایج غیر قابل پیش بنی منطقه ای وجهانی میکشید؟ جنگی که وزیر خارجه ی سابق

آمریکا هم راضی بدان بوده واخیرا طی مصاحبه ی مبسوطی ، زوایای آنرا بازکرده است؟؟!!

اما درمورد تم دوم باید گفت که راس حاکمیت ایران وازجمله رهبری کشور دراین مورد با رئیس جمهور وتیم مذاکره کننده هماهنگ بوده وهیچکس دراین خصوص شکی بخود راه نمیدهد.

فقط میماند امتیازات ناموجه که دراین مورد باید گفت چنین نبوده است و آمریکا مانند گذشته فرمانروای کامل جهان نیست و ملزم است که نظریات 5 قدرت مهم جهانی دیگر را هم درنظر بگیرد واوباما کاری بیشتر از این نکرد!

اوبه نوشته ی طولانی اش که من خلاصه ترش کرده ام ، چنین ادامه میدهد:

“بن رودز” در گفتگو با ساموئلز خبرنگار نیویورک تایمز، از اینکه با کارزار تبلیغی پنهان خود موفق شده است تا فضای مجازی و رسانه ای را در کنترل بگیرد تا استدلالات مورد نظر کاخ سفید جابیفتد و ازاینکه توانسته است سازش هسته ای را در زرورق صلح طلبی پیچیده و آنرا با چاشنی روحانی و اصلاح طلبان ایرانی، نزد افکار عمومی جا بیندازد، اظهار شعف کرده است. وی که جامعه رسانه ای و کارشناسان سیاست خارجی را عموما احمق معرفی میکند، از اینکه توانسته با شیادی و عوامفریبی خط کاخ سفید را جلو ببرد، احساس پیروزی میکند “.

یعنی اگر کنترل رسانه ها دراختیار کنگره ی مرتجع تر وجنگ طلب تر ار اوباما بود، به مذاق آقای داعی که هم مرید رجوی است وهم مستقل؟!!خوش میآمد؟!

البته ما هم مانند آقای داعی میدانیم که این کارشناسان و روسای پنتاگون وسیا بودند که اوباما را قانع کردند که راهی بهتر از کنار آمدن با ایران برای آمریکا وجود ندارد وسربازان ومامورین آنها، قدرت تحمل یک جنگ بزرگ با عاقبتی نامعلوم با ایران را ندارند وبنابراین داعی میخواهد با کم اهمیت دادن به موضوع، تنها یک نفر را متهم کند که نگذاشته جنگ شود وروش نصف ونیمه ی مسالمت – که ازنظر گماشتگان رجوی مماشان وخیانت ( حیانت به کی؟؟) بحساب میآید- آقای ” بن رودز” را اینگونه به عرش اعلا برده و خاک برچشم مردم بپاشد!!

حسن داعی معتقد است:

” …در پایان باید گفت که تجریه سه دهه گذشته و بویژه هشت سال ریاست جمهوری اوباما بخوبی نشان میدهد که مماشات با رژیم حاکم بر ایران نه تنها به ضرر منافع مردم ایران و صلح و ثبات در خاورمیانه و در تضاد با منافع استراتژیک غرب و ایالات متحده است، بلکه، نزدیک شدن به این رژیم و تلاش برای دوستی با آن، بقدری زننده و انزجار برانگیز است که برای پیشبرد آن، باید افکار عمومی را فریب داد و برای توجیه آن، از دکان صلح طلبی استفاده کرد. امری که “بن رودز” در آن استاد شده است و نایاک به رهبری تریتا پارسی آنرا به کمال رسانده است “.

ازاین استدلال آقای داعی نتیجه ای جز این نمیتوان گرفت که منافع مردم ایران وخاورمیانه درجنگ بوده وعدم وقوع ان درایران، هم منافع مردم ایران وهم منافع دنیای اسلام را بخطر انداخته ومنافع استراتژیک آمریکا درجنگ تامین میشده واوباما با اتخاذ این سیاست ها- درحالی که دربالا ثابت شد که راه بهتر دیگری برایش موجود نبود – به منافع استراتژیک غرب و آمریکا خیانت کرده است!

بدین ترتیب ، خواننده ی محترم بخوبی ازنیات باند رجوی و چهره ی بزک خورده ی حسن داعی مستقل؟؟!! آگاهی لازم را کسب کرده و وجدان های شریف قضاوت خود را خواهند کرد.

به تریتا پارسی که میرسیم، من شخصا نوشته های او را کمتر خوانده ام واز معدود خوانده هایم درمورد او، میتوانم درک کنم که او یک فرد قرار گرفته دراپوزیسیون جمهوری اسلامی ایران است وظاهرا گناهش دراین مورد خاص این است که حاضر به قبول تام وتمام نظریات رجوی و پادوان او نیست!

نوشته ی حسن داعی، بیش از هرچیز ، دشمنی او با مردم ایران ومنطقه را نشان میدهد و منافع رجوی را نمایندگی میکند که ظاهرا این منافع در جنگ وتنش تامین میشود وجنگ وتنش چه ارتباطی با تکامل بشری دارد که رجوی وفرقه اش درنوک این پیکان تکامل نشسته اند ، مسئله ایست که خودشان باید بدان جواب دهند وخواننده ی محترم نیز به غور وبررسی بنشیند!!

صابر

*** 

رهبری فرقه رجوی به نقش داعی الاسلام در فرقه  اعتراف کرد

Who Is Hassan Daioleslam?


Link to the full description of Mojahedin (MEK, MKO) Logo (pdf file)

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=20587

ماجرای تکدی گری امضا توسط حسن داعی الاسلام عضو فعال فرقه 

الف. مینو سپهر، وبلاگ زنان در اسارت فرقه رجوی، سی و یکم اوت ۲۰۱۵:… بنابر اخبار رسیده این نامه دقیقا پس از اعلام توافق و لغو قطع نامه های شورای امنیت توسط فرقه رجوی نوشته و دراختیار حسن داعی الاسلام قرارگرفت تا نامبرده دیگران را برای امضای نامه تشویق نماید _ حسن داعی الاسلام به مدت بیش از یک ماه با گردن کج والتماس کنان درجامعه ایرانیان پرسه زد تاشاید بتواند دیگران را فریب دهد _تلاش های …

حسن داعی‌السلام، رابط فرقه تروریستی رجوی با جنگ طلبان امریکا


(Rajavi from Saddam to AIPAC)

لینک به منبع

ماجرای تکدی گری امضا توسط حسن داعی الاسلام عضو فعال فرقه درامریکا درمخالفت با توافق هسته ای

الف .مینو سپهر ۲۰۱۵/۰۸/۳۰

مقدمه _ فرقه تروریستی رجوی که با توافق هسته ای ایران با کشورهای ۵+۱ باردیگر شکست سنگینی را بردوش ناتوان خود احساس می نمود در آخرین دست وپازده های بی سرانجام با بهره مند شدن از ۴۰ ملیون دلار صهیونیست ها درامریکا نامه ای درمخالفت بااین توافق نوشت ودرسایت ” دیلی بست ” منتشر نمود ولی این نامه که توسط ۵۲ نفرعموما از طرفداران ومواجب بگیران فرقه رجوی هستند چگونه تهیه گردید _ دراین نوشتارمتن این نامه وامضا کنندگان انرا مورد بررسی قرارخواهم داد

نامه با امضای ۵۲ نفر چگونه تهیه گردید ؟

بنابر اخبار رسیده این نامه دقیقا پس از اعلام توافق و لغو قطع نامه های شورای امنیت توسط فرقه رجوی نوشته و دراختیار حسن داعی الاسلام قرارگرفت تا نامبرده دیگران را برای امضای نامه تشویق نماید _ حسن داعی الاسلام به مدت بیش از یک ماه با گردن کج والتماس کنان درجامعه ایرانیان پرسه زد تاشاید بتواند دیگران را فریب دهد _تلاش های این تروریست کراواتی اما درمجموع باشکست کامل مواجه گردید و بسیاری از ایرانیان مورد مراجعه به این عضو فرقه رجوی ” نه ” گفتند _ نامه در نشریه the daily best

http://www.thedailybeast.com/articles/2015/08/14/iranian-dissidents-against-the-iran-deal.html

ازمیان ۵۲ نفر امضا کنندگان نامه بیش از ۴۰ نام ومشخصات متعلق به حقوق بگیران و هواداران فرقه رجوی قابل شناسایی است _ وبقیه نیز افرادی ناشناس هستند و برخی امضاهای جعلی ونام های تقلبی هم درزیر این نامه وجود دارد .

درمیان این ۵۲ امضا متاسفانه نام دکتر حسین لاجوردی ( مسئول انجمن پژوهشگران ایران ) نیز به چشم می خورد _ نکته قابل تامل وتاسف این است که نام این پژوهشگر درکنار نام هایی چون مهوش علاسوندی ( مادر دوسارق مسلح ومواجب بگیرفرقه رجوی ) و حسن داعی الاسلام ( عضو فعال فرقه رجوی ) قرارگرفته است .

http://www.radiofarda.com/content/f14_iranian_dissidents_against_iran_deal/27191928.html

بن مایه این نامه همانند دیگر نامه های فرقه رجوی برپایه مشتی دروغ و گمانه زنی وادعا های غیر مستند بناگردیده است

کسانی که با فرهنگ ادبیات فرقه رجوی آشنا هستند خوب می دانند که قلم بمزدان این گروه از کلمه ” مماشات ” بطور مرتب استفاده می کنند _ بکارگیری این کلمه معنایی چون نهایت عصبیت ودرماندگی فرقه رجوی از این توافق نمی تواند باشد _ ضمن اینکه درهمان زمان صدها تن از ایرانیان برون مرزی درروز ۲۵ مرداد در ۷۰ شهر جهان درگردهمایی های خود از توافق هسته ای حمایت نمودند

http://www.radiofarda.com/content/f35_iran_deal_supporters/27191284.html

طرح چند سئوال از اقای حسین لاجوردی

جناب لاجوردی

شما که چند دهه به امر پژوهش مشغول هستید وحتما ازسطح جهان بینی وشناخت بالایی برخوردار هستید چگونه حاضر شدید درپای این نامه سیاسی و چند منظوره امضای خودرا قرار داده ودردام تبلیغات فرقه تبهکار رجوی قرارگیرید ؟

آیا امضای شما درکنار نام افراد شناخته شده ضد ایرانی وبعضا مشکوک به همکاری با صهیونیست ها چون حسن داعی الاسلام _ سعید قاسمی نژاد _ رضا تقی زاده _ احمد باطبی وبهزاد مهرانی جای شگفتی ندارد ؟

امروزه اگر کسی دارای کم ترین سطح آگاهی باشد ازپیش مشخص ومعلوم است که نباید فریب این تبلیغات صهیونیست ها را خورد چراکه این توافق توسط کنگره امریکا نیز تائید می گردد _ درچنین صورتی آیا امضای این نامه بعنوان یک نفطه سیاه درپرونده فعالیت های پژوهشی شما باقی نخواهد ماند ؟

بهرصورت این اقدام مایوسانه فرقه تروریستی رجوی هم باشکست کامل روبروگردید چراکه بسیاری از ایرانی ها ازامضا کنندگان اندک این نامه خودرا کنارکشیده و در مورد آن به واکنش پرداختند

گزارش کمپ لیبرتی 1مسعود رجوی دستور حذف فیزیکی زنان مقطوع النسل را صادر کرده

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=4345

در باره حسن داعی الاسلام عضو مجاهدین خلق در آمریکا

آریا ایران، پاریس، هفدهم می ۲۰۱۳: … با این تغییر موضع امکاناتی برای مجاهدین فراهم شد از جمله داشتن نفوذ در صدای آمریکا و جسن داعی بعنوان کادر حرفه ایی و عقیدتی سازمان مجاهدین در ارتباط با صدای آمریکا قرار گرفت . حسن داعی سالها در بخش ارتش در سازمان مجاهدین خلق معاون حسن نظام الملک و از معاونین مرکزیت سازمان بود بخش ارتش قوی ترین سیستم جاسوسی سازمان و ناظر بر تحرکات و آرایش نظامی …

لینکه به منبع

یکی از کاربران سایت با ارسال نامه ای خواستار روشن شدن عضویت حسن داعی الاسلام در سازمان مجاهدین که با نام حسن داعی در آمریکا فعالیت می کند شده است.این کاربر عزیز ضمن ارسال چند مطلب و عکسی که افراد جداشده به نام حسن داعی منتشر نموده اند پرسیده اند که آیا این فرد واقعا حسن داعی است

ضمن تشکر از این کاربر گرامی ،توصیه می کنیم نامه مشابهی را نیز به حسن داعی ارسال کرده و مستقیما از خود او جویا شوند چرا که اکنون دیگر نباید ترسی برای ابراز هویت داشته باشد! با اینحال من  موضوع مورد نظر را با چند تن از اعضای جداشده قدیمی مطرح کردم و نکات تصحیحی در این باره ذکر کردند که همینجا می آورم؛

۱.عکس منتشر شده به نام حسن داعی( عکس بالا یا چپ ) که در بین دو تن از فرماندهان مجاهدین به نام های  حسن نظام الملکی و محمود قجر عضدانلو نشسته است،حسن داعی الاسلام نیست.بلکه نام او علی اکبر حیاتی از مسئولان سازمان است که چند سالی را همراه با حسن نظام الملکی در بخش ارتش و ضد اطلاعات سازمان کار می کرده و بعدها نیز بعنوان فرمانده گردان زرهی ، توپخانه و … فعالیت داشته است.می گویند او برادر کوچک محمد حیاتی از فرماندهان ارشد مجاهدین در کمپ لیبرتی است.نام علی اکبر حیاتی ردیف ۴۸۷  در لیست مسئولین نهاد منتشر شده  پائیز سال ۱۳۷۰ وجود دارد.

۲.حسن داعی الاسلام یا همان حسن داعی از اعضای سازمان مجاهدین بوده و برادری بنام سید حسین داعی الاسلام و خواهری بنام فاطمه داعی الاسلام دارد که احتمال می رود اکنون در کمپ لیبرتی یا اردن باشند.نام حسن داعی در لیست های منتشره سازمان وجود ندارد.اما او توسط مجاهدین از فرانسه به آمریکا اعزام شده و با پشتیبانی علیرضا جعفرزاده و صونا صمصامی به لابی گری برای مجاهدین در طیف نئوکان های آمریکایی و تشویق آنان برای حمله نظامی آمریکا به ایران مشغول می باشد.

ضمنا ۲ مطلبی را که این کاربر گرامی راجع به حسن داعی از سیروس محسن و دانیل لوبان ارسال نموده و سئوالات خود را از روی این مقالات  پرسیده اند ذیلا منتشر میکنم؛

نیما

حسن داعی کیست؟ – مطلبی از سیروس محسن

از ژوئن سال ۲۰۰۵  از زمانی که استاتوی سازمان مجاهدین خلق تحت عنوان نیروهای مسلح صدام توسط آمریکایی ها تحت بررسی بود توسط آمریکایی ها افراد تحت حفاظت نامگذاری شدند و در همین زمان وزارت خارجه آمریکا اعلام حمایت کرد ارگانی که بیش از دو سال مانع هر گونه بند و بست و مورد استفاده قرار کرفتن مجاهدین بود با این تغییر موضع امکاناتی برای مجاهدین فراهم شد از جمله داشتن نفوذ در صدای آمریکا و جسن داعی بعنوان کادر حرفه ایی و عقیدتی سازمان مجاهدین در ارتباط با صدای آمریکا قرار گرفت .

حسن داعی سالها در بخش ارتش در سازمان مجاهدین خلق معاون حسن نظام الملک و از معاونین مرکزیت سازمان بود بخش ارتش قوی ترین سیستم جاسوسی سازمان و ناظر بر تحرکات و آرایش نظامی ارتش ایران در زمان جنگ بود و تمام اطلاعات توسط این ارگان به مسعودرجوی وسپس به عباس داوری و مهدی ابریشمچی داده می شد تا در اختیار ارتش و نیروی هوایی صدام قرار گیرد.

وقتی من توسط سازمان از ایران وارد پایگاهای سازمان در مناطق مرزی شدم پس از چند روز بخش ارتش متشکل از حسن نظام الملک .حسن داعی و دو نفر دیگر به سراغم آمدند به آنها خبر داده شده بود که نفراتی از تشکیلات مخفی من از پرسنل ارتش ایران می توانند باشند و آنها برای کسب اطلاعات و دستیابی به آنها آمده بودند در توضیحاتی که دادند برای من ابهام شد که این افراد مورد نظر محل خدمتشان در غرب و جبهه جنوب است و سازمان چه نیازی به آن دارد واین اطلاعات فخط می تواند به درد ارتش و نیروی هوایی عراق بخورد.

بدین خاطر از دادن هرگونه سرنخی امتناع کردم چون در آنزمان روزانه هزاران نفر در آن مناطق کشته می شدند و این حرکت زشت و سخیف از سازمان قابل هضم نبود .

بدلیل عدم همکاری من با بخش جاسوسی ارتش بیش از یکماه مانع از خروج من از قرنطینه شدند و با اصرار به اینکه من هیچ اطلاعی ندارم مرا رها کردند.

پس از دو سال هر چند ماه یکبار در محلهایی که رجوی در جمع حاضر می شد من نیز بعنوان نیروهای حفاظت در حریان فرار میگرفتم. پندی پیش عکسی برش خورده از نشریه سازمان در بهار۱۳۶۶ در خروجی یکی از سایتهای وابسته به رژیم فرار گرفت که محمود قجر عضدانلو(برادر مریم قجر)حسن نظام الملکی.حسن داعی کنار هم نشسته اند این عکس به همراه عکس دیگری همانموقع منتشر شد که آم ردیف تماما حفاظتی بودند که پشت سر مسعود و مریم نشته بودیم من در کنار حسن نظام بودم که عکس من برش خورده است اگر مجاهدین عکس کامل را منتشر کنند.

و این است آقای حسن داعی جاسوس جنایتکار او دعا خوان و قرآن خوان رجوی هم بود در سال ۵۶ و ۵۷ با آخوندها و طلبه ها هم سرو کار داشته و ز این قماش است او پندین سال پیش برای برقراری و راه اندازی قویترین سیستم جاسوسی و اعتبار بخشی نو به سیستم متلاشی شده توسط آمریکاییها به آمریکا منتقل شد

و بعنوان یک کادر عقیدتی و جلقه به گوش در حال انجام وظیفه به معبود عقیدتی خویش یعنی پیر کفتار مزدور و خاین مسعود رجوی است و تمامی برنامه ها واسناد حقیقی و یا من درآوردی همگی توسط سازمان مجاهدین خلق تهیه می شود.

حسن داعی الاسلام کیست؟ – مطلبی از دانیل لوبان

در مطلب قبلی به حسن داعی الاسلام اشاره کردم -مردی که  او  را در مرکز بحثهای اخیر پیرامون نایاک می بینیم- حسن داعی به گفته چندین منبع با مجاهدین خلق، گروه تروریستی  که وزارت امور خارجه آمریکا  آن رادر فهرست  گروههای تروریستی قرار داده، مرتبط است. گروهی که  ارتباطات نزدیک با رژیم صدام حسین داشت.

جنیفر روبین در یادداشتی در مجله کامنتری نه تنها به این مدعا بدبین است بلکه  من را متهم کرده که وارد بازی تخریب چهره دست چپی ها  شده ام. با وجود آنکه لحن عمومی  جنیفر را لحنی عصبی می بینم اما فکر میکنم خواسته او برای این که من جزییات بیشتری برای پشتیبانی از این ادعا ارائه بدهم درخواست معقولی است. به همین علت اظهارات چند نفر، از جمله  گفته های اعضای سابق مجاهدین خلق  را در اینجا نقل میکنم که همگی به نقش داعی الاسلام در این گروه اشاره می کنند.

به نظر من این گفته ها نشان می دهد که شک و تردید در مورد روابط داعی الاسلام با مجاهدین بی پایه نیست و بر اساس منطق و شواهد است.

مسعود خدابنده عضو سابق مجاهدین  خلق که در حال حاضر از کارشناسان مطرح و از منتقدان این گروه است می گوید:

«بدون هیچ تردیدی می توانم بگویم که حسن داعی الاسلام عضو چیزی است که ما آن را فرقه رجوی می نامیم. روی همین اصل حسن داعی مطیع رهبری رجوی است و اقدامی نخواهد کرد که به نوعی با نیازها و التزامات آنها تناقض داشته باشه و قطعا بدون اطلاع یا رضایت و موافقت آنها نخواهد بود (حالا اگر نخواهیم بگوییم که عملا دستور می گیرد). عبارت «عضو» نوع رابطه داعی را با رجوی ها مشخص می کند. مجاهد ها هم مثل اعضای القاعده کارت عضویت برای اعضایشان صادر نمی کنند. اما من بسیار شک دارم که مجاهدین روزی عضویت او را تکذیب کنند. همانطور که هیچگاه رد نکردند که علیرضا جعفر زاده عضو این گروه است. نوشته های داعی الاسلام در وب سایت  مجاهدین دیده می شود. مجاهدین نوشته های کسی را منتشر نمی کنند جز آنها که در چارچوب قیدها و دستورات سازمانی باشد.»

محمد حسن سبحانی عضو بلند پایه سابق مجاهدین که به دلیل سرپیچی از سیاستهای رسمی مجاهدین  مدت ۸ سال در زندان انفرادی بوده و نهایتا به نیروهای امنیتی  صدام تحویل داده می شود، می گوید:

«حسن داعی الاسلام  که عضو سازمان مجاهدین ( فرقه رجوی) به حساب می آید مدت زمان طولانی مورد انتقاد شدید مسعود رجوی رهبر فرقه بود چرا که حسن داعی حاضر نبود آمریکا را ترک کند و به فرقه که در آن زمان  تحت حکومت صدام حسین در عراق بود بپیوندد. اما اکنون و تحت شرایط جدید که باقی مانده های فرقه رجوی پس از سقوط صدام حسین به کشورهای غربی آمده اند، موقعیت اجتماعی حسن و توانایی اش در تکلم به زبان انگلیسی توجه رجوی را جلب کرده است. به نظر می آید که که او نفر بعدی است که در نوبت است تا برای منافع گروه از او استفاده شود.» ( برگرفته از مقاله ای که سال ۲۰۰۷ به قلم  سبحانی نوشته شد. در این مطلب شرح کاملی از ارتباط و همکاری عمیق خانواده داعی الاسلام  با مجاهدین داده شده است. حسین برادر داعی الاسلام  و فاطمه خواهر او از اعضای کادر رهبری مجاهدین بودند.)

مهدی نوربخش استاد روابط بین الملل در دانشگاه هریسبورگ می گوید:

«من حسن داعی الاسلام را از نزدیک و به طور شخصی می شناسم. او روزنامه نگار نیست بلکه تاجر عطر است. او یک عضو سابق مجاهدین است که برای سالها منتقد سازمان بود. چندین سال در اروپا زندگی می کرد تا اینکه به آمریکا و به فنیکس آریزونا امد. دوباره مجاهدین او را جذب کردند و در حال حاضر در طرح و دفاع از مواضع سازمان تروریستی اش فعال است. کسانی که او را می شناسند به خوبی می دانند که تعهد و التزام او به مجاهدین عملی فرصت طلبانه است.»

افراد مطلع دیگری هم به طور خصوصی با من در مورد پیوندهای داعی الاسلام با مجاهدین صحبت کرده اند، اگر کس دیگری مایل است اطلاعات بیشتری را در این مورد در اختیار عموم بگذارد با من تماس بگیرد.

برای اطلاعات بیشتر در مورد سابقه مجاهدین خلق، شرح وزارت امور خارجه آمریکا از این گروه را در صفحه تروریسم ببینید. دیده بان حقوق بشر هم  سال ۲۰۰۵ گزارشی در مورد جزئیات سوابق گروه در شکنجه و زندان انفرادی اعضای ناراضی آن منتشر کرد.

مجاهدین گروه شبه نظامی بود که با ایدئولوژی ترکیبی از اسلام و مارکسیسم تاسیس شد. گروه امروزه مکررا به عنوان نوعی کالت ( فرقه) توصیف می شود که بر اساس کیش شخصیت محوری شکل گرفته و تحت رهبری مریم رجوی است .

وزارت امور خارجه می گوید که اعضا متعهد میشوند که پیمان طلاق ابدی ببندند و در مراسم هفتگی (غسل ایدئولوژیک هفتگی) شرکت کنند. همچنین گزارش شده که کودکان در سنین نوجوانی از والدینشان  جدا می شدند. بعد از آنکه در سال ۲۰۰۳ رجوی در فرانسه به ظن توطئه تروریستی بازداشت شد اعضای مجاهدین خلق در سراسر اروپا اعتراض و خودسوزی کردند و دو نفر در جریان این خودسوزی ها جان باختند.

دشمنی و نفرت این گروه از جمهوری اسلامی منجر شد که با صدام حسین ائتلاف کرده و متحد شوند و همراه با طرف عراقی در جنگ سالهای دهه ۱۹۸۰ ایران و عراق مقابل ایران بجنگند.

بدنبال جنگ خلیج فارس گزارش شد که مجاهدین با گارد ریاست جمهوری عراق در سرکوب خونین شیعیان عراق و کردهایی که علیه رژیم صدام قیام کرده بودند همکاری می کردند. بر اساس آنچه در گزارش وزارت امور خارجه آمریکا آمده گزارشهای رسانه ها می گوید که مریم رجوی رهبر مجاهدین اعضا را تشویق می کرد که کردها را با تانک زیر بگیرند.

اتحاد گروه با صدام به طور گسترده ای با نفرت و تحقیر عموم جامعه ایرانی همراه شد و این حس تا به امروز هم باقی مانده است.

با این وجود موضع نظامی ضد ایرانی این گروه، محبوب جنگ طلبان در واشنگتن است. برخی از آنها  -شاخص ترین شان تام تانکردو نماینده جمهوری خواه از ایالت کلورادو- سال ۲۰۰۵ در کنفرانسی در حمایت از این گروه  شرکت کرد. همان سال شاهد تاسیس کمیته سیاست ایران بودیم که طرفدار مجاهدین است و ریاست آن با ریموند تانتر از موسسه سیاستهای خاور نزدیک واشنگتن (WINEP) است.

طرفداران نو محافظه کار مجاهدین برای خروج نام این گروه از فهرست تروریستی از سال ۱۹۹۷ فشار می آورند.

طنز ماجرا اینجاست  که با وجود تمام ادعاهای بی اساسی که جنگ طلبان، زمانی که به دنبال جنگ عراق بودند از ارتباط صدام با گروه های تروریستی مطرح می کردند، اینک از یک گروه تروریستی که احتمالا نزدیکترین ارتباط را با صدام داشته حمایت می کنند.

به نظر می آید نو محافظه کاران که با داعی الاسلام در یک بستر افتاده اند ممکن است توضیحی داشته باشند. اگر داعی الاسلام حقیقتا یک عضو عملیاتی مجاهدین باشد -چنانکه شواهد چنین تداعی میکند-  دست کم میتوان گفت بسیار بعید به نظر می رسد که او داعیه دار جنبش دموکراسی و حقوق بشر در ایران باشد.

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=4208

شکست مجاهدین خلق، فرقه رجوی (تحت الحمایه نومحافظه کاران) در متلاشی کردن یک سازمان ضد جنگ امریکایی

واشنگتن اسپکتاتور، ترجمه نیاک، نهم می ۲۰۱۳: …  سر دمدار حملات، سید حسن داعی الاسلام, در یک ایمیل داخلی چنین بیان کرد “از بین بردن” نایک و رئیس آن “بخشی جدایی ناپذیر در مقابله با سیاست پرزیدنت اوباما و هیلاری کلینتون (وزیر سابق امور خارجه) است”. به عبارت دیگر، از بین بردن نایک برابر است با از بین بردن سیاست دولت در جلوگیری از جنگ. داعی الاسلام تبلیغات گسترده افترا آمیز و متهم کردن نایک …

شکست تلاش محافظکاران نوین در جهت متلاشی کردن یک سازمان ضد جنگ آمریکائی
ام. جی. روزنبرگ
۵ مه ۲۰۱۳
ستیز بر سر جنگ با ایران چند جبهه ی مختلف دارد. داخل واشینگتون، خط نبرد میان دو گروه است، از یک طرف ائتلاف یا اتحادیه ی متشکل از گروهای صلح و امنیتی کوچک، حامی عدم اشاعه سلاح های هسته ای و گروهای ضد جنگ که طرفدار یافتن راه حلی مناسب در بن بست (روابط با) ایران، و دیگری ماشین جنگ خواه با پشتوانه مالی زیاد، متشکل از سازمان های محافظه کاران  نوین که بر این باورند که جنگ باید سالیان پیش آغاز میشد.
سازمان مرکزی در جبه ائتلاف ضد جنگ، شورای ملی ایرانیان آمریکا (نایک) است، بزرگترین سازمان مردمی آمریکائی های ایرانی تبار. نایک پیشرو در مخالفت با جنگ، طرفداری از دیپلماسی و مخالفت با تحریم های گسترده ای که تنها به مردم ایران صدمه میزند. و این سازمان هم زمان با این تلاش ها تهران را برای سابقه ناگوار حقوق بشرش سرزنش کرده و می کند.
با دسترسی به کاخ سفید، وزارت امور خارجه، و رسانه ها، نایک بیشتر و بیشتر برای گروه جنگ طلبان مشکل ساز شده است، تا حدی که یکی از اصلی ترین هدف حملات آنان مبدل شده است.
سر دمدار حملات، سید حسن داعی الاسلام, در یک ایمیل داخلی چنین بیان کرد “از بین بردن” نایک و رئیس آن “بخشی جدایی ناپذیر در مقابله با سیاست پرزیدنت اوباما و هیلاری کلینتون (وزیر سابق امور خارجه) است”. به عبارت دیگر، از بین بردن نایک برابر است با از بین بردن سیاست دولت در جلوگیری از جنگ.
داعی الاسلام تبلیغات گسترده افترا آمیز و متهم کردن نایک به لابی گری برای جمهوری اسلامی ایران بوده و می باشد- اتهامی مضحک با توجه به حمایت بدون ابهام نایک از جنبش طرفداران دموکراسی در ایران، اما ادعایی که اثبات صحت آن سازمان را به طور کامل نابود خواهد کرد.
نایک، در واکنش به این امر و در مقابله، در جواب داعی الاسلام را با اتهام افترا به دادگاه فراخواند.
بدون شک نایک از این امر آگاه بود که شکایت کردن و به دادگاه کشیدن داعی الاسلام شروع نبردی مانند نبرد داوود و جالوت (و یا گزشتن از هفت خان رستم رد شدن خواهد بود)،در پرونده ی شکایت از افترا قوانین ایالات متحده بر علیه شاکی است.
در این مقابله اما واقعیت امر و نتیجه حاصل تلخ تر از این بود. علاوه بر قوانین ضد شاکی در آمریکا  و ضعف ملی سازمان نایک در مقایسه با رقیب قابل توجه بود. محافظکاران نوین تصمیم بر وارد کردن ضربه ای کاری و از بین بردن نیروهای ضد جنگ داشتند. در واقع، دانیل پایپس (Daniel Pipes)، بنیه مالی بسیار خوب و بعنوان فعال ضد مسلمان، طرفدار جنگ، و ضد اوباما، از استفاده از بازوی حقوقی سازمان خود (انجمن خاور میانه) قدم به پشتیبانی از داعی الاسلام گذاشت. پایپس یک تیم حقوقی درجه یک از ششمین بزرگترین دفتر وکالت جهان، با رهبری وکیل سابق کاخ سفید (درزمان جورج بوش) بردفورد برنسون (Bradford Berenson) را برای دفاع از داعی الاسلام استخدام کرد.
در ابتدا ادعای داعی الاسلام در دادگاه بر حقیقت اظهارات خود بود و اینکه نایک باید مجبور به رو کردن اسناد و مدارک خود شود تا صحت ادعای ایشان در کنترل تهران بر امور نایک ارزیابی گردد. نایک همکاری کرد تیم حقوقی وابسته به داعی الاسلام جست و جوی خود را در هزاران ایمیل، اسناد و مدارک، و روزشمارهای نایک بطور وسیع انجام داد.
با این وجود، ذره ای از شواهد در جهت تایید از ادعای واهی داعی الاسلام یافت نشد و جست و جو با سر خوردگی تیم ایشان به اتمام رسید. در عوض این اسناد یک حقیقت بسیار ساده را نشان داد:  نایک یک سازمان مردمی مستقل وتحت حمایت  جامعه آمریکایی های ایرانی تبار است، و در جهت همکاری  با تمامی احزاب مناقشه از جمله دولت های ایالات متحده، ایران، و اسراییل تلاش می کند.
بعلت عدم اثبات اتهام وارده، داعی الاسلام از ادعای خویش که نایک لابی جمهوری اسلامی است عقب نشینی کرد. این برای نایک پیروزی بزرگی به حساب میامد و اگر مرافعه دادگاهی درکشور دیگری مطرح شده بود ، نتیجه بر شکست  داعی الاسلام و پیروزی کامل نایک گرفته می بود.
اما در ایالات متحده شاکیان (در این مورد نایک) باید یک قدم فراتر رفته و نه تنها خدشه دار شدن نام خود را باید اثبات برسانند، بلکه شاکیان همچنین باید کینه توزانه بودن عملکرد طرف مقابل را هم به اثبات می رساند. پس نایک باید ثابت میکرد که داعی الاسلام میدانست که دروغ میگوید، امر بسیار مشکلی که تحت شرایط موجود برای و متقاعد کردن قاضی بسیار محافظه کار و منصوب بوش ، جان بیتس (John Bates)، — همان قاضی که در پرونده ی والری پلیم (Valerie Plame) از جرایم دیک چینی (Dick Cheney) چشم پوشی کرده بود و او را از مخمصه نجات داده بود– که داعی الاسلام  کینه توزانه عمل کرده احتمالا امکان ناپذیر بود.
نایک موفق به این کار نشد و قاضی در نتیجه بخشی از هزینه های “تحقیق  و اکتشاف” ( ۱۸۴،۰۰۰$) را از  داعی الاسلام به نایک انتقال داد. اما این تنها پیروزی  داعی الاسلام بود.
در این روند نه تنها ادعای این که نایک لابی خارجی است در هم شکسته است بلکه دانیل پایپس و محافظه کاران نوین هزینه ی بسیار بیشتر از ۱۸۴،۰۰۰$ خرج تلاش های خویش برای نابودی نایک کردند. آن ها امیدوار بودند که قسمتی بزرگتر از از این خرج را بردوش نایک بگذارند تا از طریق بیشتر کردن خزانه سازمان، آن را از پای بیندازند.
اگرچه نایک موفق به حذف هنگفت ترین قلم درخواستی در تومار اهداف داعی الاسلام شد، اما نایک به جا ماند و یک قبض ۱۸۴،۰۰۰$، مبلغی که اکنون درمرحله استیناف است. بطور خلاصه،حمله ی داعی الاسلام نتجیه معکوس داد و ظاهرا ایشان (یا پایپس) را در چاله نشاند. در واقع، در هفته ی گذشته  در حین یک مصاحبه ی تلفنی مطبوعاتی  داعی الاسلام از خبرنگاران برای تامین مخارج  درخواست کمک مالی کرد!
بنابراین در پایان این روند پنج ساله، هیچ مدرکی برای اثبات این اتهام که نایک لابی گری برای رژیم ایران بود پیدا نشد؛ هدف “از بین بردن نایک” به طور کامل شکست خورده این سازمان همچنان به عنوان یکی از برجسته ترین صداها در سیاست ایران در واشنگتن مطرح است؛ و اکثریت هزنیه ی تحقیق و اکتشاف برای متهم و حامیان محافظکاران نوین او باقی مانده است.
یک روز نه چندان خوب برای لابی طرفداران جنگ، اما روزی بسیار خوب برای آمریکایی ها که از ایده درگیر شدن درسومین جنگ در خاور میانه -با وجود درگیری در عراق و همزمان با حضورفعال سربازان ما در افغانستان – کاملا هولناک بنظر میرسد.
ام. جی. روزنبرگ خبرنگار ویژه ‘واشنگتون سپکتیتور ‘(Washington Spectator) میباشد. او ۱۵ سال به عنوان یک  دستیار سنا و مجلس نمایندگان  به مشغول به کار بوده و اخیرا برای “میدیا مترز فرآمریکا” (Media Matters For America) به عنوان پژوهشگر سیاست خارجی کار میکرد. در اوایل کار  سردبیر خبرنامه سازمان ای پک (AIPAC)،”نیر ایست ریپورت” (Near East Report) بود. از ۲۰۰۹-۱۹۸۸، او مدیر سیاست در اسرائیل پالیسی فروم (Israel Policy Forum) بود.
همچنین:
حامد صرافپور، فریاد آزادی، پاریس، پنجم ژوئیه ۲۰۱۱: … حسن داعی الاسلام نماینده و کارگزار آقای رجوی در آریزونای آمریکا، در برنامه تفسیر خبر جمشید چالنگی با سخنانی که ناشی از سوزش شدید ایشان بخاطر عدم حمایت مردم از فرقۀ رجوی بود، ضمن توهین مکرر به جنبش دمکراسی خواهی مردم ایران، چندین بار این جنبش را به عمد «جنبش زرد» لقب داد و رهبران نمادین جنبش سبز را به سازش و خیانت و وادادگی و بی جربزگی متهم نمود. آنچه در سخنان حسن داعی بشدت خنده دار بود اینکه وی دوهفته پس از برگزاری گردهمایی مریم قجرعضدانلو در حاشیه پاریس، فراموش کرده بود آنکس که جنبش «زرد» را رهبری می کند کسی جز خانم عضدانلو نیست! فیلمها و عکسهای مربوط به این گردهمایی که از اساس بر رنگ زرد بنا شده است …
میترا یوسفی، سوئد،  پنجم نوامبر ۲۰۰۹:… باری اعلام برنامه خبرپراکنی بی اعتبار رادیو اسراییل، سخن ازحضور یکی از ایادی معلوم الحال رجوی، « حسن داعی الاسلام »! داد که مدتهاست به عادت معهود منافقی ودر تغییر زننده و محیرالعقول فوق ۱۸۰ درجه یی، فرصت طلبانه از واژه ی « اسلام » در نام فامیلش فاکتور گرفته و تحت اسم « داعی»، ظاهر می شود …
حامد صرافپور، ایران باستان، پاریس، هفتم اکتبر ۲۰۰۹:… به نظر می رسد که مسئولین این فرقه یا همچنان در غار اصحاب کهف رهبرشان خفته اند و یا به حدی اوضاع متشنجی دارند که نمی دانند مردم ایران آن مردم دهها سال قبل نیستند که سخنان بی پایه و اساس اینان را به راحتی بپذیرند و سوآلی به ذهنشان نزند. اما روز شنبه ۳ نوامبر دم خروس این بازیهای سیاسی از دهان آقای حسن داعی الاسلام سخنگو و تحلیل گر سیاسی فرقۀ رجوی در آمریکا بیرون زد و ایشان در حالتی عصبی و بهم ریخته اعلام نمود که این عکسها را از گوگل بیرون کشیده اند! …
شبنم سهندی، خبرنامه گویا، بیست و ششم اوت ۲۰۰۷:…«صدای آمریکا» در نظر داشت که در روز ۷ جولای بار دیگر برنامه‌ای با حضور داعی الاسلام پخش کند. وکیل «نایاک» با ارسال نامه‌ای در تاریخ ۵ جولای، این اقدام را «نشانه آشکار و متقاعد کننده خباثت و بی توجهی به حقیقت» نامید و این موسسه را از اقدامات قانونی و حقوقی خود مطلع ساخت. فردای آن روز، موسسه «صدای آمریکا» از تصمیم خود مبنی بر لغو پخش این برنامه خبر داد…