حسین ابریشمچی چه کسی بود

حسین ابریشمچی چه کسی بود

محمد کرمی، وبلاگ عیاران، پاریس، یازدهم نوامبر 2015:…  سال 1372، بعد از انحلال هیئت اجرائی سازمان در نشست سالن بدیع زادگان ( منطقه ابوغریب ) ، مسعود رجوی حسین ابریشم چی را صدا کرد و گفت طلب چی داری : وقتی که حسین ابریشم چی خلاف ریل نشست حرکت کرد .شروع به گردن کشی کرد. مهری حاجی نژاد مسئول ضد اطلاعات سازمان میگرون را گرفت و کل پروسه تشکیلاتی وی را بیان کرد .خلاصه …

مهدی ابریشمچی مزدور صدام حسینسخنرانی مهدی ابریشمچی، نشانگر اراده برای کشتار بازماندگان لیبرتی بعد از پیام زوج رجوی است

لینک به منبع

حسین ابریشمچی چه کسی بود

در 15 خرداد 82 ، 5 ژوئن 2003 بود . تو محل استقرا ستاد مرکز 7 بودم . تحت کنترل و نظارت خواهروجیهه کربلائی ، حسین ابریشمچی ،محمد رضا محدث

جسته گریخته شنیده بودم که قرار است *استاتو تسلیم به ارتش امریکا ،آن روز ها توسط تمامی افراد امضا شود. قراربود برویم ستاد برای امضای استاتو تسلیم به ارتش امریکا. امریکایی ها کنترل قرارگاه اشرف را در دست داشتند

حسین ابریشم چی امد گفت محمد حاضر شو بریم .

کمی این پا و ان پا کردم گفتم سری اول بچه ها را ببر . سری بعد من میام .

بعداز بیست دقیقه حسین ابریشمچی برگشت گفت برویم . گفتم تا چایی بخوری منهم اومدم .

زدم بیرون . هوا ی گرم بالای 45 درجه عراق نفس ادم را به شماره می انداخت .

زمان زیادی نداشتم بین اسارت در تشکیلات رجوی و یا اینده ای نه چندان روشن در مقر امریکایی ها .

طرح فرار را که با چند تا از دوستان از جمله: آقایان محمد رزاقی ، بهزاد علیشاهی ، حامد صرافپور،حمید هادی بیگی ، هادی شعبانی ، یونس و من مخفیانه کشیده بودیم را اجراء کردیم .با کامیون سنگین در توی خیابان های قرارگاه با حمید حرکت کردیم و در محل های مختلف که با دوستان قرار داشتیم یکی یکی سوار کردیم چند دقیقه بعد به مقر امریکایی ها در شمال قرارگاه اشرف رسیدیم پشت سر ما هادی با یونیس هم با ماشین دوم رسیدند .

تو ستاد امریکایی ها نشسته بودم. چشمای م را بستم و مسیر تلخ طولانی از پیوستن به سازمان مجاهدین از سال 1355 تا تا زندان ساواک ، تا فراز از اعدام از زندان جمهوری اسلامی ، مبارزه با امپریالیزم امریکا تا رهایی از دست رجوی با کمک سربازان امریکایی مانند یک فیلم مستند تاریخی جنایی از جلوی چشمانم رد می شد .

انگاری همین دیروز بود

پنج شنبه 29 اکتبر برابر 7 آبان 1394 بود که خبر موشک باران کمپ لیبرتی را خواندم . . از جنایتی که اتفاق افتاده بود . لیست کشته و زخمی شدن دوستانی که سالهای دراز در کنار بودیم را دیدم . اسم حسین ابریشم چی در راس لیست بود .. انگاری همین دیروز بود خرداد 82 که حسین ابریشم چی را قال گذاشته بودم و از دست وی به سلامت فرار کرده بودم .

دوباره روی صندلی تکیه کردم . حس اینکه دیگر شکنجه گرت زنده نیست که یک روزی رودر رویش از ش بپرسی ، چرا ؟ و دهها چراهای دیگر ؟ یک حس قابل توصیفی نیست .

حسین ابریشم چی هم رفت و مانند صدام و لاجوردی هزاران پاسخ را با خود به گور برد .

، از اعلامیه شماره 5 سازمان ، شروع به برجسته کردن مرگ حسین ابریشم چی کرد .

سایت مجاهد نوشت . ( مجاهد خلق حسین ابریشمچی ، ا زبرجسته ترین فرماندهان ارتش آزادی بخش و مسئولان مجاهدین خلق ایران ، و عضو شورای ملی مقاومت ….)

با گذشت روز ها از میان کشته شدگان اخیر فقط حسین ابریشم چی برجسته تر می شد .

مریم رجوی وی را «کهکشان حسین » نامید.

مهدی ابریشمچی برادر حسین مرد شماره دو سازمان و مرد اول در غیاب مسعود رجوی ، با کشته برادرش کنفرانس مطبوعاتی تشکیل داد و گفت ایکاش من هم با شما بودم .

عده ای از هموطنان از من می پرسند حسین ابریشم چی کی بود ؟

روی همان صندلی تجارب شخصی ام و شنیده ها از حسین ابریشم چی را شروع به نوشتن کردم . نوشتن خاطراتی که بعضا با ازار روح نویسنده توام می شود.

حسین ابریشمچی در سال 1353 توسط ساواک بجرم هواداری از سازمان مجاهدین دستگیر و زندانی شد . این دستگیری در اوج تغیر ایدئولوژی سازمان و کودتای جریان مارکسیستی در سازمان در غیاب بنیانگذاران و ایدئولوگ های ان در زندان بود . .در جریان این کودتا ی ایدئولوژیک 1353 ،حسین ابریشمچی به سمت جریان مذهبی لطف الله میثمی و محمد محمدی گرگانی گرایش پیدا کرد . جریانی که بعداز انقلاب به نام نهضت مجاهدین خلق شروع به فعالیت کرد ( ا زهمان ابتدا بشدت توسط مسعود رجوی به عنوان جریان راست ارتجاعی مورد حمله قرار گرفت . )

حسین از سال 53 تا 59 عضو این گروه بود . .بعد از پیروزی انقلاب 57 وی جز نیروهای راست مذهبی با جریان میثمی به سپاه پاسداران پیوستند. حسین در جریان غائله گند کاوس (ترکمن صحرا ) و درگیریهای چریکهای فدایی با سپاه در بهمن 58 شرکت داشت . شرکت داشت .

سال 59 حسین ابریشمچی در تصادفی پایش شکست که .چندین ماه در خانه بستری بود این .فرصتی بود که مهدی برادر بزرگتر وی را قانع کرد که به سازمان مجاهدین که هر چند تحت شورای مرکزی اداره می شد ولی مسعود رجوی چهره بیرونی ان بود بپیوندد.

حسین در سال 1360 یکی از مسئولین بخش اطلاعات سازمان شد .

بعد از فاز نظامی که در گیری های نظامی با جمهوری اسلامی روزبروز شدت می یافت و خانه های تیمی سازمان پی در پی لو می رفت و بسیاری از اعضا و هواداران دستگیر و اعدام شده بودند خانه موسی خیابانی در زعفرانیه در بهمن 60 که ضربه بزرگی به سازمان خورد و راه را برای قدرت انحصاری رجوی بازکرد .

طرح «مهندسی

حسین ابریشمچی یکی ازطراحان و فرماندهان طرح «مهندسی » در تهران بود . .

براساس این طرح در اوایل 61 ، طی عملیات مسلحانه مختلفی 3 پاسدار کمیته های ضد ترور و یک کفاش و یک معلم ( با قیافه پاسداری) را ربودند و در یکی از خانه های تیمی که ازقبل به عنوان زندان و شکنجه گاه تبدیل کرده بودند انتقال دادند ، مرداد 61 این پایگاه در خیابان بهار درتهران قرار داشت . تعدادی از افراد سازمان افراد ربوده شده را بشدت مورد شکنجه خود قرار داده بودند تا اطلاعات مربوط به لو رفتن خانه های تیمی سازمان را بدست اوردند .

. بر اساس اعتراف اعضای دستیگر شده عضو سازمان، برای اعتراف گیری از روش هایی همچون شلاق زدن با کابل ، سوزاندن با آب جوش ، کشیدن دندان ها با انبردست ، سوزاندن بدن با اتو ،بریدن گوش ها و بینی ، سوزاندن الت تناسلی مردان با سیخ داغ ، کندن پوست سر و صورت ، بیرون آوردن چشم ها و شیوه های دیگر استفاده شده بود. . بعضی از قربانیان را در باغ فیض زنده به گور کرده بودند.

درون سازمان مجاهدین بامسله شکنجه پاسداران برخورد و نقد جدی نشد. در قبال سوال کسانی که درمورد شکنجه سوال کرده بودند ، گفته شده بود که در ازایش جان چند تن از اعضای مرکزیت حفظ شده است که ارزش داشته است . به همین دلیل شکنجه مخالفان رجوی در سال های بعد به صورت سازمان یافته و رسمی شد و مسئولین از گفتن نام علنی ان ابایی نداشتند .

حسین ابریشم چی یکی از فرماندهان عملیاتی در عملیات فروغ جاودان بود .

بعداز شکست نظامی سازمان در جریان فروغ جاودان و ریزش نیروها و اتش بس ایران و عراق ، مسعود رجوی که نمی توانست سوالات منتقدان را براحتی در نشست ها پاسخ بدهد ، منتقدان سیاست ها ی خود را زندانی میکرد .

حسین ابریشم چی که عضوشورای ملی مقاومت منصوب شده بود به عنوان فرمانده «کاظم » مسول لشگر 100 نفره ای بود که قرار بود جماران را تصرف کنند از سوی مسعود رجوی تعیین شده بود .

درپروسه زندانهای سال 1373 در قرارگاه اشرف ،حسین ابریشم چی یکی از بازجویان و شکنجه گران آن پروسه بود.

دست وی در خون مجاهدینی که مخالف و یا منتقد سیاست های رجوی و وابستگی سازمان به صدام بودند ، اغشته بود . وی در جریان سرکوب مردم کرد و شیعه عراق در جربان قیام علیه صدام مشارکت داشت .

افراد دیگری هم همراه با حسین ابریشم چی کشته شدند بسیاری از انها قربانی بودند ولی

حسین ابریشم چی یک شکنجه گربود که اگاهانه این را ه را انتخاب کرده بود . مردی که انسان نبود.

جنس نامرد عوض نمی شود

گاه جنسی عوضی

عوضی تر می شود

پاورقی : 1

سال 1372، بعد از انحلال هیئت اجرائی سازمان در نشست سالن بدیع زادگان ( منطقه ابوغریب ) ، مسعود رجوی حسین ابریشم چی را صدا کرد و گفت طلب چی داری : وقتی که حسین ابریشم چی خلاف ریل نشست حرکت کرد .شروع به گردن کشی کرد. مهری حاجی نژاد مسئول ضد اطلاعات سازمان میگرون را گرفت و کل پروسه تشکیلاتی وی را بیان کرد .خلاصه آن به شرح زیر است:

پروسه 3 سال زندان که با جریان مذهبی های راست فعالیت می کردی ، پس از زندان و پیروزی انقلاب ، نقش در سپاه پاسدارن ، شرکت در غائله گنبد کاوس ، تا آخر سال 1359 عضو سپاه بوده و با جریان میثمی بوده .

پروسه تشکیلاتی وی از اول 1360 که وارد سازمان مجاهدین مسعود رجوی شد ، را حساب کردند و بر اساس سابقه واقعی، رده تشکیلاتی وی معاون نهاد به وی در همان نشست اعلام کردند)

* خلاصه استاتو این بود: تمامی اقدامات مسلحانه قبل را محکوم می کردند . تعهد داده می شد که هیچ گونه سلاحی به دست نگیرند . هر گونه خشونتی را محکوم می کردند .تعهد داده می شد که هیچ گونه افدام خشونت آمیز انجام ندهند .تعهد داده می شود که طبق قوانین کشور عراق عمل کنند ….

***

مسعود رجوی، مهدی ابریشمچی، ژنرال حبوش و کشتار اکراد عراقی

رمز گشایی از نماد «مهدی ابریشمچی»

مهدی ابریشمچی مزدور مریم قجر عضدانلو و مسعود رجوی مهدی ابریشمچی را بیشتر بشناسیم!

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=21651

راکت باران جنایت کارانۀ کمپ موقت لیبرتی را قویا محکوم می کنیم

محمد کرمی، وبلاگ عیاران، پاریس، سی و یکم اکتبر ۲۰۱۵:… تا زمانی که این اسیران در این اردوگاه هستند، مسعود رجوی با همدستی مریم قجرعضدانلو آنها را تا نفر آخر به کشتن خواهند داد. اگر به *پیام عاشورای ۱۱ آبان ماه ۱۳۹۳ مسعود رجوی توجه کنید مهندسی این جنایت توسط مسعود رجوی در این پیام بخوبی روشن است. مسعود رجوی در زمان ۱:۳۳:۰۶ از این پیام چنین می گوید: « پاسخ من به ابلاغیه ترک این …

Rajavi Ideology – ‘shed blood for publicity’

لینک به منبع

راکت باران جنایت کارانۀ کمپ موقت لیبرتی را قویا محکوم می کنیم

طبق اعلام مقامات عراقی شب گذشته ساعت ۱۹۴۰ دقیقه کمپ موقت لیبرتی مورد اصابت ۱۵ راکت قرارگرفته است که در جریان این جنایت تعداد ۲۶ تن از اعضای اسیر در اردوگاه لیبرتی کشته و تعداد ۲۲ نفر دیگر هم زخمی شده اند. همچنین تعداد ۳ سرباز عراقی کشته و و ۱۶ نفر دیگر از آنان مجروح شده اند. این جنایت از جانب هر دولت یا گروهی که باشد یک جنایت بر علیه بشریت محسوب می شود زیرا تعدادی اسیر اردوگاه را که فاقد هر گونه وسیلۀ دفاع از خود هستند هدف گرفته است.

واقعیت پشت این جنایتی که انجام شده است، مهندسی آن توسط شخص مسعود رجوی است و متهم اصلی شخص وی می باشد که به عمد این افراد را سالیان متمادی در اشرف و بعد از آن هم در اردوگاه لیبرتی به اسارت گرفته و آنها را این چنین به کشتن می دهد.

همانطور که در کشتار های قبلی هشدار داده بودم، مجددا هشدار می دهم تا زمانی که این اسیران در این اردوگاه هستند، مسعود رجوی با همدستی مریم قجرعضدانلو آنها را تا نفر آخر به کشتن خواهند داد. اگر به *پیام عاشورای ۱۱ آبان ماه ۱۳۹۳ مسعود رجوی توجه کنید مهندسی این جنایت توسط مسعود رجوی در این پیام بخوبی روشن است. مسعود رجوی در زمان ۱:۳۳:۰۶ از این پیام چنین می گوید: « پاسخ من به ابلاغیه ترک این مقدس ترین رزمگاه این است که خیر چون یاران حسین استوار و سرشار تا به آخر و همچون خودش خدا رابه زیبای ابتلائات لیبرتی شکر می کنم ونگاهم به انتهای صفوف دشمن است ….». به سادگی مشخص است که چه نقشه شومی مسعود رجوی برای اسیران لیبرتی برنامه ریزی کرده بود که سال گذشته گفت و امسال آن وعده اش را محقق ساخت.

مسعود رجوی بخوبی می داند به خاطر کشتار شیعه ها در جنوب ( جریان شعبانیه) وکرد کشی در شمال وهمد ستی اش با صدام حسین در سرکوب مردم عراق، مردم عراق به اشکال مختلف به دنبال گرفتن انتقام از این فرقه هستند. اینجا است که مسعود رجوی دست در دست رژیم و ایادی رژیم در عراق به دنبال از بین بردن این اسیران هستند. درغیر این صورت اگر دلش برای این اسیران می سوخت در اولین فرصت باهمکاری کمیساریای عالی پناهندگی این افراد را به کشور ثالث انتقال می داد.

از این رو برای نجات جان تمامی اسیران در کمپ موقت لیبرتی، وظیفۀ تمام مدافعین حقوق بشری ، سازمان های بین المللی و دولت های ذیربط است که تمام فشار خود را بر سران فرقه رجوی وارد کنند . تا راه خروج این اسیران و موانع پوشالی را که درست کرده اند کنار بگذارند و کمال همکاری را برای خروج هرچه سریع تر این اعضا از جهنم عراق با سازمان ملل به عمل آورند. محکوم کردن این جنایت توسط کشور ها و نمایندگان پارلمانها هیچ مسأله ای را حل نمی کند و باعث می شود که سران این فرقه نقشه شوم را اجرا کنند.

ضمن عرض تسلیت به خانواده های این اسیران که خونشان را به ناحق مسعود رجوی و مریم قجر عضدانلو در راه اهداف شوم خود ریختند آرزو می کنم که این خون ها حداقل باعث شود به طور جد مدافعین حقوق بشر و مجامع بین المللی دست بکار شوند تا این عزیزان را از جهنم لیبرتی و عراق نجات بدهند.

قابل توجه هست که در بین کشته شدگان حسین ابریشمچی ( حسین ابر ) دیده می شود . حسین ابریشم چی از مسولان مجاهدین انقلاب اسلامی بود که در سال ۵۹ به مجاهدین پیوست . در سال ۰ ۶ مسول بخش اطلات سازمان بود که در ربودن و شکنجه و اتو کشیدن و زنده خاک کردن ۳ پاسدار در خیابان بهار در سال ۶۱ بنام مهندسی دست داشت. به گفته مسولین سازمان از شکنجه این پاسدارها شبکه عبدالله پیا م که شناسایی شد . در این شبکه ماموران دادستانی منجمله هادی غفاری با جازدن خود به عنوان وانتی ، میوه فروش سیار و دست فروش خانه های تیمی سازمان را شناسایی می کردند .

به گفته مسولین سازمان ، انها توانستند چند تن از رهبران سازمان خفظ کنند .

هیچگاه درون سازمان مجاهدین با این مسله برخورد و نقد نشد . به همین دلیل شکنجه مخالفان رجوی بعداز سالهای ۶۸ و شکست نظامی و ریزش نیروها به صورت سازمان یافته رسمی شد و مسولین از گفتن علنی ان ابایی نداشتند. ۳ پاسدار شکنجه شده عملیات مهندسی عنوان عملیاتی است در سال ۱۳۶۱ توسط سازمان مجاهدین خلق که طی آن تعدادی از نیروهای کمیته‌های انقلاب اسلامی و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و یک کفاش و یک معلم به ظن سپاهی بودن ربوده و در یک شکنجه گاه مخفیانه سازمان مجاهدین در خیابان بهار تهران برای دست آوردن اطلاعات تحت شکنجه قرار گرفتند. همه این افراد تحت شکنجه کشته شده و اجساد آنان دفن شد. پس از شناسایی و دستگیری اعضای سازمان مجاهدین اجساد این افراد مجدداً تشیع و دفن شد. بنا به اظهارات دستگیر شدگان برخی از قربانیان در محل باغ فیض تهران منتقل و زنده بگور شده‌اند. برخی از این افراد بر خلاق تصور ربایندگان نظامی نبوده‌اند و برخی دیگر نیز که نظامی بوده‌اند تحت شکنجه‌ها تا حد مرگ مقاومت کردند. برای جلوگیزی از لو رفتن عملیات همه افراد در هر حال باید به قتل می‌رسیدند.

شاهرخ طهماسبی ۲۸ ساله مجرد عضو کمیته مرکزی عضویت در کمیته.[

طالب طاهری کمیته چی

محسن میر جلیلی کمیته چی

بر اساس اعترافات اعضای دستگیر شده سازمان از روش‌هایی همچون شلاق با کابل، سوزاندن با آب جوش کشیدن دندانها با انبر، سوزاندن بدن با اتو، بردین گوشها و بینی، سوزاندن آلت مردان با سیخ داغ، کندن پوست سر و صورت، بیرون آوردن چشم‌ها و … برای شکنجه افراد استفاده شده است.

نکته این کار مهندسی : پس از موشک باران و کشته شدن نفرات یک ساعت بعد در تورنتو عکس نفرات قاب شده و تظاهرات برپا کردند !!

http://www.irannewsonline.com/?p=11144*

***

2015-10-29-1446141457-4261917-syria2013Aleppo.jpgSyrian Negotiations Won’t Provide One Winner But Will Ensure Violence Is Absolute Loser

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=21564

زخمی شدن مسعود رجوی درصحنه رقص رهائی بود ، نه در صحنه جنگ

محمد کرمی، وبلاگ عیاران، پاریس، بیست و ششم اکتبر ۲۰۱۵:… این یک سناریو است که توسط خود سران فرقه در اورسور اواز تهیه شده است و این سناریو توسط لابی های استخدامی اجرا شد به سه دلیل : یک، نیروهای که درون تشکیلات مسأله درا هستند با توجه به اینکه در حال انتقال به کشور البانی هستند.تمام آنها به نوعی با این مسأله درگیر می کنند که ماه ها مشغول گزارش نویسی و نشست های متعدد می کنند. دوم، با این …

(یکی از آخرین عکس های دجال رجوی قبل از فرار)
کارشناس وزارت اطلاعات: ماجرای انقلاب طلاق/ رجوی در اروپا ولی بالاجبار مخفی است

لینک به منبع

زخمی شدن مسعود رجوی درصحنه رقص رهائی بود ، نه در صحنه جنگ

سوال بود سر این موضوع که درست است مسعودرجوی زخمی شده است!؟ والان هم در فرانسه می باشد ؟

مسعودررجوی در طول عمر سیاسی در هیچ صحنه جنگی ابدا شرکت نداشته است .البته این مسأله نفی نمی کند که وی در کشوری بوده که جنگ بوده است و ممکن است در شعاع چند صد کیلو متری وی بمبارانی صورت گرفته باشد . از سال ۱۳۷۰ تا سال ۱۳۸۲ یعنی سرنگونی صدام حسین . آقای مسعود رجوی بیشترین زمان و عمر خود را در صحنه های رقص رهائی می گذراند

این یک سناریو و یا شعبده بازی است که فرقه رجوی با هزینه ای گزاف یعنی با دلار های بی زبان انجام داده است .که با لابی های اجرا کرد که در اکثر برنامه های فرقه به عنوان سخنران شرکت می کنند .عبارت بودند از : ژنرال وسلی مارتین سخنگوی غیر رسمی فرقه که باخاطر پول خوبی که دریافت می کرد حتی دخترش را هم فعال کرده است .جان مک کین که همه این فرد جنگ طلب را می شناسند ، ژنرال جمیز جونز، جوزف لیبرمن ، جو منشن .این سناریو که اجرا شده، سوال و جواب های است که توسط سران فرقه در فرانسه تهیه شده و آنها این سناریو را اجرا کردند. وصحنه گردان این برنامه هم وسلی مارتین بود که الان دارد نقش سخنگوی غیر رسمی انها را اجرا می کند . اولا همه فیلم پناهگاه ضد بمب اتمی او را دیدند که بعد از ۱۰ سال یعنی سال ۸۲ که صدام سقوط کرد تا سال ۹۲ که اشرف سقوط کرد خشی به این پناهگاه ضد اتمی نیفتاده بود . چند ماه قبل من در برنامه ای کامل توضیح دادم که ستاد فرماندهی ارتش ازادی بخش در بنیاد علوی در دل کوه های حمرین بود. یک ماه قبل که شروع کردند نیروها را در توی کوه های حمرین مستقر می کردند. مسعود رجوی با ستاد فرماندهی خود به بنیاد علوی نقل مکان کرد. مدتی بود که در این ستاد مسقر شده بودند و کار ها را پیگیری می کرد. روز قبل از بمب باران مسعود رجوی ازقرارگاه خارج شد ، شب انجا را با خاک یکسان کردند. تعدادی از زنان ستاد فرماندهی که در آنجا مانده بودند کشته و زخمی شدند . از جمله خانم مهناز بزازی( مسئول بخش ضد اطلاعات مجاهدین ) در قرارگاه بنیاد علوی که ستاد فرماندهی بود دوپایش قطع شد. بعد از منهدم شدن مقر فرماندهی ، در روستای منصوره جبل که از قبل یک خانه ای در ظاهر مانند خانه اهالی بود ولی درون آن کاملا با انچه که خواسته بودند و ضرورت داشت درست کرده بودند مسعود رجوی با تعداد معدودی از محافظین مستقر شد . در روستای مرفوع بزرگ در ضلع شمال شرقی قرارگاه اشرف باز سازمان یک خانه به ظاهر مانند خانه های اهالی مردم درست کرده بود مانند روستای منصوره جبل مجهر بود. بعد از مدتی مسعود رجوی را از روستای منصوره جبل به روستای مرفوع کبیر انتقال دادند که بیش از ۳ ماه در آن خانه مستقر بود . سپس به اردن انتقال داده شد و در اردن اسکان داشت. چطور می شود کسی که درون سنگر ضد بمب بود زخمی شود . اگر ناصرالدین شاه در جنگ چالدران زخمی شد ، مسعود رجوی هم در این سالیان زخمی شده است .

این نکته هم که بیان می کنند به فرانسه آمده است امکان ندارد . بدلیل اینکه ریسک زیادی برای انها داشت چون سال ۱۳۶۵ رجوی را از فرانسه بیرون کردند .در آذر ۱۳۶۶ تعدا ۱۵ تن را به کشورافریقائی گابن اخراج کردند. در سال ۱۳۷۳ که مریم رجوی را از فرانسه برای دیدار به نروژ رفته بود اجازه بازگشت نمی دادند . سال ۱۳۸۲ در زمانی که ژاگ شیراک رئیس جمهور بود . به اور سور اواز و دیگر پایگاه های انها پلیس حمله کرد که بیش از ۱۶۰ را دستگیر کرد اگر چنانچه مسعودرجوی هم بود، مانند مریم قجر عضدانلو دستگیر می کردند. همیشه فرقه این مسأله را مد نظر داشت که فرانسه قابل اتکا نیست به خاطر معامله های اقتصادی فرانسه به ایران نزدیک می شود اگر نیاز باشد انها وجه ال مصالحه قرار خواهند گرفت. مگر مریم رجوی تاقبل از دستگری در سال ۸۲ کسی می دانست کجا هست می گفتند همین جا ها یک جائی هست که وقتی دستگیر شد همه چیز لو رفت . الان هم این بازی است فقط برای نیروهای تشکیلات است که سر این که رجوی کجا است مسأله دار شده اند . این یک فریب و نیرنگ است والا غیر .دقیقا مانند سال ۱۳۸۲ زمانی که مریم قجر عضدانلو دستگیر شد تا ماه ها نفرات می بایست در نشست شرکت میکردند و گزارش از کم کاری خود می نوشتند و شرم می کردند که چرا مریم قجر دستگیر شده است .و حالا تا مدت ها نیروهای تشکیلات باید انواع گزارش ها و نشست ها با این دروغ اجرا کنند و به نوعی این وسیله برا ی خاموش کردن صدای معترضین است

نتیجه گیری : این یک سناریو است که توسط خود سران فرقه در اورسور اواز تهیه شده است و این سناریو توسط لابی های استخدامی اجرا شد به سه دلیل : یک، نیروهای که درون تشکیلات مسأله درا هستند با توجه به اینکه در حال انتقال به کشور البانی هستند.تمام آنها به نوعی با اینمسأله درگیر می کنند که ماه ها مشغول گزارش نویسی و نشست های متعدد می کنند. دوم، با این شعبده بازی نیروهای معترض را سرکوب می کنند که رجوی به خاطر آنها مجروح شده بعد آنها میخواهند فرقه را ترک کنند.سوم ، اذهان دیگر نیرو ها و جریانات را از وی دور کنند که به دلیل زخمی بودن در صحنه ظاهر نمی شود. از نظر من رجوی مرده است و وجودش با یک مرده هیچ فرقی ندارد . چون هر دو را نمی توان دید و ظاهر نمی شوند .این نوار های صوتی به هیچ وجه معتبر نیست چون با تکنولوژی می توان این صدا ها راتولید کرد.بعد این سالیان اگر ظاهر هم بشود باید آزمایش دی ان ای انجام شود که مشخص شود خود ش هست یا نه.

(رجوی در آخرین وداع با طوطی اش)
استراتژی که در عراق جا ماند

مجاهدین خلق و داعش دو روی یک سکهWhat does it mean when we say ISIS operates as a mind control cult

همچنین:

پژوهش در رابطه با هویت , ساختار سازمان مجاهدین از آغاز تاسیس تا….قسمت سوم

محمد کرمی، وبلاگ عیاران، پاریس، بیست و دوم اکتبر 2015:… تشکیل گروه روستا درواقع انقلاب چین سر مشق این مسله بود که و باعث شد که این گروه تشکیل شود . تحقیق کنند که ایا روستا های ایران آن شرایط روستاهای چین را دارد که بخواهند حرکتی مانند مائو در ایران انجام بدهند . که در جمعبندی نهائی به این نتیجه رسید

گزارشی ازشرایط و وضعیت درونی سازمان در قبل و بعد از عملیات فروغ : قسمت آخر

محمد کرمی، وبلاگ عیاران، پاریس، بیست و دوم سپتامبر 2015:… قسمت دوم جنجالی بحث با رجوی مربوط به افرادی بود که در ارتش های شاه و جمهور اسلامی خدمت کرده بودند . اینها صرفا از بعد یک فرد نظامی با رجوی بحث می کردند ….. بحث به درازا کشید که انگشت روی خود شخص رجوی گذاشتند که شما که علم و علوم نظامی نداشتی چرا این نفرات را

آیا صداقت و پاکی در عمل هست یا در شعار دادن ؟!

محمد کرمی، وبلاگ عیاران، پاریس، نوزدهم سپتامبر 2015:… فرمانده هادی افشار…اما واقعیت این بود که تفکر شما همان تفکررجوی بود، درست بود که شما به تیف آمده بودید .اما دیدگاه وتفکر شما اساسا فرقی نکرده بود . خوب است الان یک بار عمل کرد های خودتان در تیف را مرور کنید. یک فرد دیگر را به جای سعید جمالی فرض ک

خاطراتی از فصای بعد از فروغ جاودان از قرارگاه

محمد کرمی، وبلاگ عیاران، پاریس، بیست و هفتم ژوئیه 2015:… نشست جمعبندی عملیات دورغ جاویدان که قرار بود مدت چهار روز با تمامی نفرات برگذار شود که هرروز میان گین 15 ساعت بود. اما از آنجائی که اکثر نفرات که صحبت می کردند درواقع مسعود رجوی و سیستم فرماندهی را بی کفایت می دانستند و شخص رجوی به صلابه کشیده می شد ، با هیچ