حمایت از تشکل جداشدگان فرقه رجوی در آلبانی ضروری است

حمایت از تشکل جداشدگان فرقه رجوی در آلبانی ضروری است

آرش سهرابی، سایت نجات یافتگان در آلبانی، سوم می ۲۰۱۵:…  مسئولین تشکیلات در آلبانی در تمام جلساتی که برگزار می کنند ، با تهدید ما جداشدگان از ارتباط با دیگر جداشدگانی که در مورد فرقه افشاگری میکنند و دیگر فعالین حقوق بشر ، هراس خود را از منتقدین فرقه به عیان ترین صورت به نمایش می گذارند و به طور خاص از متشکل شدن جداشدگان ساکن آلبانی و …

اعزام مهدی ابریشمچی و زهرا مریخی به آلبانی از سوی مریم رجوی

لینک به منبع

حمایت از تشکل جداشدگان فرقه رجوی در آلبانی ضروری است

قبل از آغاز خواهش می کنم که نام اصلی من نزد مدیر سایت امانت باشد. از ابتدای آمدن ما به آلبانی ، فرقه رجوی و مسئولین سرکوبگر تشکیلات با تمام تلاش در پی این بودند که ما جداشدگان را به هر قیمت در بند تشکیلات خود نگه دارند و حتی با اشراف به این که بسیاری از ما علنا اعلام جداشدن کرده بودیم اما به حضور فیزیکی افراد قانع بودند .

واقعیت این است که دلیل اصلی ارتباط من و سایر دوستانم با تشکیلات فرقه از سر اجبار و ازطرفی به خاطر تامین مسائل صنفی بود و همانطور که می دانید سازمان با معامله با کمیساریا و دولت آلبانی ابتدا هزینه های افراد جداشده را به عهده گرفت اما پس از آن ، این موضوع را به حربه ای برای فشار به جداشدگان تبدیل کرد .

از طرف دیگر مشخص نبودن وضعیت حقوقی ما و ترس از اعمال نفوذ فرقه و کارشکنی در این روند دلیل دیگر سکوت بسیاری از ما بود .

مسئولین تشکیلات در آلبانی در تمام جلساتی که برگزار می کنند ، با تهدید ما جداشدگان از ارتباط با دیگر جداشدگانی که در مورد فرقه افشاگری میکنند و دیگر فعالین حقوق بشر ، هراس خود را از منتقدین فرقه به عیان ترین صورت به نمایش می گذارند و به طور خاص از متشکل شدن جداشدگان ساکن آلبانی و افشاگری ما می ترسند .

ما به عنوان جداشدگانی که سالها در تشکیلات فرقه ای مجاهدین رنج ها و به عدالتی های بسیاری متحمل شده ایم و اعتمادی را که بر مبنای آن تمام عمر و جوانی و همه چیز خود را در اختیار سازمان قرار داده بودیم خیانت شده می بینیم ، دیگر سکوت را جایز ندانسته و عزم خود را جزم کرده ایم که با تشکیل انجمنی در آلبانی به افشای خیانت ها و جنایت های این فرقه بپردازیم .

هدف ما این است که سایر قربانیان و اعضای مجاهدین خلق بتوانند از زیر سایه کنترل فرقه ای و مغزشویی خارج شوند و قادر شوند که به همراه خانواده های خود زندگی جدیدی را آغاز کنند .

در این زمینه ما از سویی اخبار و تحولات مربوط به جداشدگان را در اختیار افکار عمومی قرار می دهیم و از سوی دیگر تمام تلاش خود را خواهیم کرد که به سهم خود وضعیت موجود را برای نهاد های ذیربط در اینجا به روشنی تشریح کنیم تا دست فرقه در بازی کردن با سرنوشت ما جداشدگان در آلبانی بسته شود .

ما از از دولت آلبانی درخواست می کنیم که مرز واضح و روشنی بین کسانی که نماینده رجوی هستند و افراد را در اسارت خودشان می گیرند و استفاده ابزاری از ما و آنها می کنند با تک به تک نفرات داشته باشند و ضمن به رسمیت شناختن حقوق افراد ، به تشکیلات و کسانی که خود را نماینده و قیم افراد جای می زنند فرصت سوء استفاده ندهند .

از طرف دیگر کمیساریای پناهندگان نیز می بایست وظیفه خود را در ارتباط با تامین جداشدگان و حمایت از آنها به عهده بگیرد و به فرقه امکان اعمال فشار به جداشدگان را ندهد .

فروپاشی در تقدیر تشکیلات فرقه در آلبانی است و البته ممکن است کمی طول بکشد. اما سازمان دیگر نمی تواند مثل عراق جلوی جریان آزادی و آگاهی افراد را بگیرد و آنچه که به ما بر می گردد دیگر در مقابل تهدیدات و شانتاژ سران سرکوبگر فرقه تسلیم نشده و این راه را تا به آخر ادامه خواهیم داد.

ما به عنوان جداشدگانی که در شرایطی خطیر و زیر ضرب تهدیدات فرقه آغاز به عمل افشاگرانه کرده ایم از دیگر دوستانمان در انجمن های دیگر که سابقه بیشتری در این امر داشته و راه را پیش ازاین آغاز کرده اند تقاضای حمایت و یاری داریم باشد که ما را در بلند تر کردن صدایمان همراهی کنند .

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=18133

زندگی بر باد رفته ـ خاطرات یکی از اعضای جداشده در آلبانی

محمد دلاوری، نجات یافتگان در آلانی، سی ام آوریل ۲۰۱۵:…  من بنا به دلایل امنیتی و از آنجاییکه سازمان مجاهدین تهدیدات بسیار ، و فشار های روز افزون بر ما دارد ناچارم که از اسم اصلی خودم در این خاطرات استفاده نکنم و با اسم مستعار مطالب خود را درج نمایم که البته نام اصلی من نزد مدیر سایت نجات یافتگان درآلبانی محفوظ میباشد. من قضاوت حرفهایم را …

تیرانا ژوئیه 2014اولین کسی که از اشرف فرار کرد

لینک به منبع

زندگی بر باد رفته ـ خاطرات یکی از اعضای جداشده در آلبانی

محمد دلاوری ، تنظیم و ویرایش توسط سایت نجات یافتگان در آلبانی

با سلام خدمت خوانندگان عزیز و دیگر جداشده گان از فرقه مسعود رجوی

من بنا به دلایل امنیتی و از آنجاییکه سازمان مجاهدین تهدیدات بسیار ، و فشار های روز افزون بر ما دارد ناچارم که از اسم اصلی خودم در این خاطرات استفاده نکنم و با اسم مستعار مطالب خود را درج نمایم که البته نام اصلی من نزد مدیر سایت نجات یافتگان درآلبانی محفوظ میباشد.

من قضاوت حرفهایم را به وجدانهای بیدار شما میگذارم که میدانم بیشتر و بهتر از من با این دردهای ما آشنا هستید ولی ازانجاییکه این فرصت برایم به وجود آمده و از آنجاییکه احساس دین به خودم و دیگر هموطنان عزیزم دارم دوست دارم ازاین فرصت استفاده کرده و حرفهای خود را به گوش شماها برسانم.

حرفهای درسینه نگهداشته شده، گوشه ای از درد ها و زخم های من است، واقعیت هایی است که با آنها روبه روبوده ام و عمرم و تمامی هستی ام را در این راه ازدست داده ام و به اعتماد من خیانت شد ، به عبارتی بایستی بگویم که خیانتی بزرگ به من و امثال من مسعود رجوی کرده است.

روزی که ازایران خارج شدم و بطور قانونی به ترکیه پا گذاشته بودم بنا به شرایط اقتصادی قصد داشتم که از ترکیه به یکی از کشورهای اروپایی بروم تا در آنجا که یک زندگی نوینی را برای خود آغاز کنم.

بعد از مدتی اقامت در ترکیه و از انجاییکه تمامی کارهای من آماده شده بود که به کشور دلخواه خودم بروم ، در یک روز سیاه در استانبول ترکیه سرنوشت من تغییر کرد. در این روز سیاه برحسب اتقاق با نفرات سازمان مجاهدین که مسولیت یارگیری من و امثال من را شداتند برخورد و به تورانداخته شدم.

دراینجا صلاح میدانم که مختصری توضیح بدهم.

آنها با پوشی که خیلی ماهرانه و خائنانه بود به من گفتند که ما دنبال برادر خودمان میگردیم که از ایران به ترکیه آمده و ما از آن خبری نداریم و او را گم کرده ایم .

وقتی من این حرف را شنیدم و از انجاییکه مدتی در ترکیه بودم دلم به رحم آمد و خواستم که کمکی کرده باشم تا آنها برادرشان را پیدا کنند.

در همان روز من تا شب برای پیدا کردن برادر آنها از این سوی شهر به انسوی شهر رفتم تا اینکه ردی از ان پیدا کنیم غافل از اینکه تمامی اینها دروغ بوده است.

متوجه شدم که قصد اینها پیداکردن برادرشان نیست و نیت دیگری دارند و آن هم به دام انداختن امثال من میباشد.

وقتی به همراه همدیگر دنبال برادر آنها بودیم مدام از مسایل سیاسی داخل ایران صحبت میکردند که من بارها گفتم شما به جای آن باید نگران برادر خودتان باشید و من از سیاست خوشم نمیاید و قصد کمک دارم.

تا اینکه شب بعد از کلی صحبت کردن من را به یک نفر معرفی کرد که تلفنی با او صحبت کنم .

من با کمال تعجب صدای یک زن را شنیدم که گفت من از اروپا هستم و هنوز متعجب بودم داستان از چه قرار است.

در تماسهای بعدی با این زن او من را فریب داد و گفت که در اروپا شاغل و مشغول به کار است و گفت چرا میخواهی قاجاق بروی من راهی قانونی را برای تو پیشنهاد میکنم و آنکه بیایی در عراق و انجا ما یک قاچاقجی داریم که تو را قانونی به آلمان و یا فرانسه میبرد.

من گفتم که تمامی مسایل من حل شده و نیازی ندارم که باز با من صحبت کرد و دست آخر من را متقاعد کرد که بروم عراق. این نفرات به دروغ اسامی و عکسهایی را به من نشان دادند که تمامی این نفرات الان در اروپا زندگی میکنند و حتی با یکی از انها که نشناختم از اروپا با من صحبت کرد و او هم تاکید می کرد که به همین شیوه به اروپا آمده است. آن موقع من کم کم متقاعد شدم که چقدر خوب است که قانونی به اروپا بروم.

بعد از چند روز آن نفرات امدند و به من گفتند که بایستی محل زندگی خودم را تغییر بدهم و با آنها بروم. من هم قبول کردم و دیدم سر از یک خانه ای در آوردم که فقط من بودم و این برای من دلگرمی بود.

در طول اقامت من در آن خانه از من عکس گرفتند و برای من لیس پاسه عراقی گرفته بودند که اسم و تمامی مشخصات من عراقی بود.

دران مدت برای اینکه وانمود کنند کارشان بی عیب و نقض است و من شکی به آنها نکنم ، من را به دیسکو و کازینو میبردند و با نفراتی از قبل تعیین شده آشنا میکردند که دلم قرص شود که دارم قانونی میروم اروپا.

آنها سپس به من گفتند که به هتلی در بغداد می روم و در انجا اقامت می کنم و از آنجا من را قانونی به اروپا می فرستند.

بعد از اینکه لیس پاسه عراقی برای من صادرشد با هواپیما ابتدا به سوریه و بعد به بغداد پروازکردم و به من گفتند که در آنجا نفرات ما حضور داردند و تو را از فرودگاه به هتل می برند و بعد از چند روز من در فرانسه یا آلمان هستم.

زمانیکه از هواپیما پیاده شدم دو نفر مرد مسلح منتظرمن بودند و من را از دولت عراق تحویل گرفتند و سوار بر یک ماشین کردند و به هتل بردند. هنگام رفتن به هتل سوالی که برای من پیش آمده بود این بود که چرا نفرات مسلح بودند و داستان از چه قرار است؟

در طول مسیر هیچ صحبتی با من نمی کردند و بعد از انکه به هتل رسیدیم من را تفتیش کردند و تمامی لباسهای من و وسایل شخصی من را نیزگرفتند و هیچکدام از آنها را تا این لحظه به من نداده اند و من همچنان گیج بودم که داستان از چه قراراست؟

آنها به من گفتند به دلایل امنیتی این وسایل چک میشود و به من پس داده خواهدشد و وقتی که میگفتم کی میرویم اروپا ؟ با خنده جواب میدادند که بهتر از اروپا میبریمت که صفا کنی.

آنها پاسپورت و تمامی مدارک قانونی من را نیز گرفتند . بعد از چند روز که از اقامتم در هتل در بغداد میگذشت دو نفر مرد که مسلح بودند، امدند و به من گفتند که آماده سفر باشد. کارهایت را کرده ایم که بروی اروپا و قبل ازان گفتن دوست داری در کدام کشور ببریمت که گفتم آلمان انها هم لبخندی زدند.

سوار بر ماشینی که پرده هایش را کشیده بودند، شدم و بعد از چندساعت گفتند که رسیدیم و تو از اینجا میروی اروپا. من خوشحال و سرحال از ماشین پیاده شدم و اطراف خود را نگاه کردم همه لباسهای نظامی برتن داشتند و روی سر در درب ورودی خواندم اشرف.

زهره قائمی فرمانده ترور صیاد شیرازیافشای مزدوران اعزامی ارتش خصوصی صدام، مجاهدین خلق، در کشور البانی (افشین ابراهیمی، علی رئوسان، سید حمید ملکی، عطا حسینی، …. )

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=18103

مجاهدین اعضای جداشده در آلبانی را با حربه تهدید و تطمیع به ذلت دعوت می کنند

سایت نجات یافتگان در آلبانی، بیست و نهم آوریل ۲۰۱۵:…  افشین ابراهیمی که یکی از سرچماقداران میدانی مجاهدین در آلبانی هست. او به اعضای جداشده می‌گوید:  دیدید که دولت امریکا تعدادی از شما را که نزدیک به ۱۲ نفر بودید، را نپذیرفت و حتی هیچکدام از آنهاییکه با ما همکاری نمیکردند را دولت آمریکا قبول نکرده است و همه قبول شدگان از بچه‌های میلیشیا و آن‌هایی …

احسان بیدی :افشای توطئه سازمان مجاهدین خلق درالبانی برعلیه اعضاء جدا شده شماره ۳

لینک به منبع

مجاهدین اعضای جداشده در آلبانی را با حربه تهدید و تطمیع به ذلت دعوت می کنند

هئیت تحریریه سایت نجات یافتگان در آلبانی

گزارش‌ها دریافت شده توسط سایت نجات یافتگان در لیبرتی حاکیست که فرستادگان مریم رجوی از فرانسه به آلبانی خط موازی تهدید و تطمیع را برای به سکوت واداشتن اعضای جداشده و همچنین سایر ناراضیان دنبال می‌کند . در همین ارتباط افشین ابراهیمی چند روز قبل به جمعی از اعضای جداشده پیغام می‌دهد که کار مهمی دارد و آن‌ها را به محل کارش فرا می‌خواند . لازم به یاداوری است که افشین ابراهیمی که یکی از سرچماقداران میدانی مجاهدین در آلبانی هست. او به اعضای جداشده می‌گوید:

دیدید که دولت امریکا تعدادی از شما را که نزدیک به ۱۲ نفر بودید، را نپذیرفت و حتی هیچکدام از آنهاییکه با ما همکاری نمیکردند را دولت آمریکا قبول نکرده است و همه قبول شدگان از بچه‌های میلیشیا و آن‌هایی هستند که سازمان معرفی کرده بوده است.

افشین ابراهیمی در ادامه اعضای جداشده را تهدید می‌کند و خطاب به آن‌ها می‌گوید که:

« حواستان باشد اگر با سازمان همکاری نکنید استاتوی شما چه در اینجا و چه در کشورهای دیگر به مخاطره می‌افتد»

افشین ابراهیمی چماقدار توضیح نمی داد که چرا و چگونه استاتوی اعضای جداشده به مخاطره می‌افتد، مگر غیر از خود سازمان و مسئولین گماشته سازمان در ارتباط با کمیساریا و بقیه ارگان های آلبانی هستند.

افشین ابراهیمی در پایان تأکید کرده است که ما کسانی را از آلبانی به آمریکا و یا کشورهای دیگر می فرستیم که با سازمان همکاری کافی را داشته باشند و گفته است که آمریکا تا حالا ۱۸ نفر را قبول کرده است . ۱۵ نفر تا به حال رفته اند و اسامی سه نفر دیگر را به ترتیب زیر اعلام کرده است.

محسن کهوند

فردین ملکی

مجید کفاش ـ ام قدیم

لازم به یادآوری است که سه نفر یادشده از افراد مورد اعتماد فرقه رجوی می باشند.

sarkoobgaran

افشین ابراهیمی تروریست مزدور در آلبانیخبرچین و جاسوس افشین ابراهیمی

علی رئوسانخبرچین و جاسوس علی رئوسان

علی رئوسانخبرچین و جاسوس علی رئوسان

سید حمید ملکیخبرچین و جاسوس سید حمید ملکی

عطا حسینیخبر چین و جاسوس عطا حسینی

***

همچنین:

هشدار احسان بیدی به مقامات دولت آلبانی در مورد توطئه سازمان مجاهدین درالبانی علیه جانش

سایت نجات یافتگان در آلبانی، بیست و سوم آوریل ۲۰۱۵:… هنوز بیش از ۳۰ دقیقه نگذشته بود که سعید داوری از مسئولین سازمان مجاهدین در البانی که درکلاس حضورداشت،

ضرورت آغاز بکار سایت نجات یافتگان در آلبانی

تیرانا ژوئیه 2014احسان بیدی، سایت نجات یافتگان در آلبانی، بیست و سوم آوریل ۲۰۱۵:… با توجه به اینکه مسعود رجوی در پی شکست های متوالی درعراق و زیر پای گذاشتن تمامی مرز سرخ های موجود که اشرف و در پی آن لیبرتی را به دولت عراق تقدیم کرده است . همچنین با توجه به ای�

ننگ بر دیو اشرف و سلام برآنانی که میدانستند و رفتند

احسان بیدی، تیرانا، آلبانی، نهم آوریل ۲۰۱۵:…  یادم میاد ساعت ۵ صبح مژگان پارسایی امده بود به همه ناسزا میگفت و تهدید میکرد که نباید نیروهای عراقی ازاین خاکریز جلوتر بیایند و همه شما هم اگر کشته شدید فدای یک وجب خاک اشرف و بعد سوار ماشین خودش شد و مثل یک “شیرزن مجاهد خلق انقلاب کرده مریمی الم�

هشدار! مزدور تحت تعقیب مسعود رجوی، در تدارک فاجعه انسانی دیگر. دوستانمان در لیبرتی در خطرند.

احسان بیدی، تیرانا، آلبانی، سی و یکم مارس ۲۰۱۵:…  دوستان من. گویا باز وحی جدیدی بر مسعود رجوی نازل شده. باز مدعی است که شخص خامنه ای میخواهد با موشک به کمپ ترانزیت لیبرتی حمله کند. میدانم که دیگر حنای مسعودرجوی رنگی ندارد. نه برای من، نه برای شما و نه برای گرفتاران در کمپ لیبرتی. ولی چه کنند؟ �