حمایت ریاکارانه مسعود رجوی از کاندیداتوری آیت الله رفسنجانی (وقتی مزدور رجوی میخواهد ادای سیاسی بودن در بیاورد)

حمایت ریاکارانه مسعود رجوی از کاندیداتوری آیت الله رفسنجانی (وقتی مزدور رجوی میخواهد ادای سیاسی بودن در بیاورد)

آریا ایران، دوازدهم می 2013: …  ماهیت ضد ایرانی و ضد انسانی رجوی برای همگان ثابت نموده است،او به دنبال ایجاد شکاف و بهره برداری گروهی از وقایعی است که ممکن است بعدها بوجود بیاید.برای این کار هم از سرویس های بیگانه پول می گیرد.او نه سیاسی است و نه دردی از مردم سیاست زده را حل نموده است.بعبارتی سنگ مفت رجوی که اکنون آقای رفسنجانی را نشانه رفته است،بعدها ممکن است به ابزار طرفین درگیر در رقابت …


(Izzat Ebrahim and Massoud Rajavi still at large)


(Rajavi from Saddam to AIPAC)

لینک به منبع

بنا به گزارش رسانه های ایرانی و بین المللی در آخرین دقایق ثبت‌نام ،آیت‌الله هاشمی رفسنجانی رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام و اسفندیار رحیم‌مشایی به صورت همزمان در ستاد انتخابات کشور حضور یافته و در فهرست رسمی داوطلبان انتخابات ریاست جمهوری یازدهم قرار گرفتند.

چند ساعت پیش از این یعنی ظهر روز ۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۲ ،مسعود رجوی سرکرده سازمان تروریستی مجاهدین خلق طی پیامی به رهبران ایران، از کاندیداتوری آیت الله رفسنجانی اعلام حمایت نمود.این پیام که از تلویزیون موسوم به “سیمای آزادی” پخش گردید تاریخ ۱۸ اردیبهشت ۱۳۹۲ را بر خود دارد.

radjavi_terrorisme_iran

او در این پیام ضمن چند توصیه به آیت الله رفسنجانی از او خواسته است که برای ریاست جمهوری نامزد شود.رجوی گفته است؛” رفسنجانی باید پیرانه سر، ترس را کمی کنار بگذارد و بلادرنگ برای انتخابات ریاست جمهوری رژیم ثبت نام کند. “

رجوی در این نوار ویدئویی که پیام اش قرائت می گردید،با یاد آوری سخنان آقای رفسنجانی در هفته گذشته که گفته بود؛” من بدون موافقت رهبر جمهوری اسلامی وارد عرصه نخواهم شد ” ،تاکید کرده آقای رفسنجانی با این سخنان “رهبر جمهوری اسلامی را در محذوریت قرار داده“و به رئیس مجمع تشخیص مصلح نظام سفارش کرده است که از این “تعارف” دست بردارد؛” این تعارف که من «بدون موافقت ایشان وارد عرصه نخواهم شد» در محذور گذاشتن مضاعف آیت الله خامنه ای است و باید از آن دست بکشد. “

طبعا هیچ ارتباطی بین آقای رفسنجانی و رجوی نمی توان پیدا نمود.و اگر بنا به تاکیدات رجوی، “هاشمی از مجاهدین دهه ۴۰ و ۵۰ حمایت نموده” دلیلی بر پشتیبانی او از رجوی و گروه تروریست مجاهدین بعد از انقلاب نیست.اما اینکه مسعود رجوی با چنین زمینه سازی هایی به حمایت از کاندیداتوری آیت الله رفسنجانی پرداخته،جای حرف و تردیدهای بسیاری را در فعالیت انتخاباتی گروه ها بجای می گذارد که امید است برای آقای رفسنجانی قابل درک باشد!

چرا که ماهیت ضد ایرانی و ضد انسانی رجوی برای همگان ثابت نموده است،او به دنبال ایجاد شکاف و بهره برداری گروهی از وقایعی است که ممکن است بعدها بوجود بیاید.برای این کار هم از سرویس های بیگانه پول می گیرد.او نه سیاسی است و نه دردی از مردم سیاست زده را حل نموده است.بعبارتی سنگ مفت رجوی که اکنون آقای رفسنجانی را نشانه رفته است،بعدها ممکن است به ابزار طرفین درگیر در رقابت ها برای کسب قدرت تبدیل گردد که نفعی برای مردم ایران نخواهد داشت.البته بعدها بهتر مشخص خواهد شد که رجوی چرا چنین سنگی را درست در روز ثبت نام آقای رفسنجانی برداشته است .

رجوی اگر راست می گوید روی ۴ دهه ترور،آدمکشی،خیانت،جاسوسی،آزادی کشی و عامل سرویس های بیگانه شدن دست بگذارد.او ابتدا از خود شروع کند و اگر راه برون رفت یافت برای دیگران نسخه بپیچد.رجوی حقی در ارتباط با مردم و انتخابات ایران ندارد.رای دادن یا ندادن،کاندید شدن یا نشدن،تحریم یا انتخاب نیز چیزی است که به مردم ایران مربوط می شود.او اگر به رای مردم باور دارد باید بپذیرد آنهایی که در ایران زندگی میکنند موضوع را تعیین تکلیف نمایند نه آنهایی که در کنار کاخ سفید دفتر جاسوسی زده و مردم خود را در آنسوی دنیا به حراج گذاشته اند.آزموده را آزمودن خطاست!

۱۱ می ۲۰۱۳ –۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۲ – نیما


(Alejo Vidal-Quadras , Mojahedin Khalq logo, Struan stevenson )


(Chemical attack on Halabche, Kurdistan, Iraq)


(MKO members in European Countries 2003)


Mojahedin Khalq (MKO, MEK, Rajavi cult)continued terror campain

همچنین
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=4131

نامۀ علی حسین نژاد به آقای کوبلر در مورد ضرورت دیدارهای خانوادگی در کمپ لیبرتی و انتقال ساکنان آن به کشورهای ثالث

قربانعلی حسین نژاد، ایران قلم، ششم می ۲۰۱۳: … این روزها جامعۀ جهانی و همۀ شخصیت ها و محافل و نهادهای بین المللی و کسانی که ذره ای شرف و وجدان انسانی دارند خواهان بیرون آوردن این انسانهای اسیر از جهنم عراق و فرستادن آنها به کشور ثالث هستند، چنان که کشورهای آلبانی و آلمان برای پذیرش تعدادی از این اسیران اعلام آمادگی کرده اند، ولی متاسفانه سران سازمان مجاهدین خلق ایران (MEK) منجمله مریم رجوی در پاریس …

لینک به منبع

آقای مارتین کوبلر نمایندۀ دبیر کل سازمان ملل در عراق و رئیس هیأت همیاری ملل متحد با عراق (یونامی)،

اینجانب علی حسین نژاد جدا شده از سازمان مجاهدین خلق ایران (MEK) در آوریل ۲۰۱۲، با درود برای شما وتمامی دست اندکاران یونامی و دیگر ارگانهای ملل متحد در عراق،

قبل از هر نکته ای می خواستم از زحمات وتلاشهای شبانه روزی شما برای نجات جان اسیران فرقۀ رجوی در کمپ لیبرتی صمیمانه تشکر و قدردانی کنم.

آقای رئیس،

درست یک سال پیش در همین روزها یعنی اوائل ماه می ۲۰۱۲ به دنبال خروجم از کمپ لیبرتی و از صفوف سازمان مجاهدین خلق ایران (MEK) به کمک آقای نیکولا رئیس هیأت دیدار کنندۀ بخش مانیتورینگ حقوق بشر یونامی از لیبرتی به حضور شما در بغداد رسیدم و با شما از نزدیک و با حضور آقای نیکولا دیدار و گفتگو کردم و وضعیت دوستمانم را در آنجا برایتان شرح داده و ضرورت نجات آنها از جمله دختر بزرگم زینب حسین نژاد از دست این فرقه را به شما یادآور شدم.

این سومین نامه ای است که در این یک سال به دنبال دیدار و گفتگوی حضوری اینجانب با شخص جنابعالی در محل دفتر نمایندگی سازمان ملل (یونامی) در بغداد برایتان می نویسم. بعد از آن نامه ها که در آنها تقاضای فشار بر رهبری سازمان مجاهدین خلق ایران (MEK) برای اجازۀ ملاقات با دخترم و نیز ملاقات دختر کوچکترم که مقیم ایران می باشد با خواهرش زینب را (دو خواهری که هرگز در عمرشان همدیگر را ندیده اند) کرده بودم،  تمام تلاشهای من و کمیساریای عالی پناهندگان ملل متحد که به دستور و لطف شما صورت گرفت و نیز تلاشهای وزارت حقوق بشر دولت عراق برای دیدار من با دخترم زینب (۳۵ ساله) ساکن کمپ لیبرتی و نیز دیدار خواهرش آذر (مونا) (۳۱ ساله) با او به علت مخالفت رهبری سازمان با این دیدارها به شکست انجامید و نه من و نه دختر کوچکم موفق به دیدار با دخترم زینب نشدیم بویژه اینکه دختر کوچکترم آذر (مونا) حسین نژاد حتی موقع بازگشتش به تهران به دم در کمپ لیبرتی رفت تا شاید مسئولان سازمان مجاهدین خلق ایران (MEK) به ترحم آمده و به او اجازۀ دیدار برای اولین بار و لو از دور با خواهرش زینب را بدهند ولی چنین اجازه ای به او داده نشد و او سرانجام با چشمانی گریان در لیبرتی را به سوی فرودگاه بغداد ترک کرد و به ایران بازگشت و اکنون وقتی  در نامه هایش از ایران برایم می نویسد که چگونه هر شب خواب دیدار با خواهرش را می بیند شما می توانید تصور کنید که من به عنوان پدر این دو فرزند دور از هم و همه مان دور از همدیگر چه حالی پیدا می کنم؟.

درست است که کمیساریا و وزارت حقوق بشر عراق گفتند تنهایی با او صحبت کردیم ولی او با این دیدراها موافقت نکرد، ولی شما خودتان بهتر می دانید که این خواستۀ واقعی یک فرد انسانی با عواطف شناختۀ شده بین پدر و فرزند و بین دو خواهر آن هم دو خواهری که همدیگر را اصلا ندیده اند نمی تواند باشد بنابراین به طور حتم این رهبری سازمان و اطاعت کور از این رهبری است که مانع این دیدارهای خانوادگی است، بنابراین تنها راه پاسخ به این نیاز ضروری و اولیۀ حقوق بشری یعنی حق دیدار بین اعضای درجه اول یک خانواده فشار جامعۀ بین المللی بر رهبری این سازمان از جمله مریم رجوی مقیم پاریس است که رهبر علنی آن می باشد چنانکه همین فشارها موجب شد رهبری سازمان، کمپ اشرف را که سرزمین مقدس می نامید تخلیه کند و به انتقال افراد به کمپ لیبرتی رضایت دهد. اکنون نیز تنها فشار جامعۀ جهانی است که می تواند برای دیدار خانواده ها با اسیران کمپ لیبرتی و انتقال آنها به کشورهای ثالث که رهبری سازمان مجاهدین خلق ایران (MEK) در این راه کارشکنی می کند، کارساز باشد بویژه اینکه نزدیک به یک سوم افراد ساکن کمپهای لیبرتی و اشرف دارای مدارک اقامت و پناهندگی در کشورهای اروپا و آمریکا و بسیاری از آنان تحصیلکرده ها و فارغ التحصیلان دانشگاههای این کشورها هستند که حق دارند به کشورهای مربوطه بازگردند از جمله دخترم زینب که تحصیلکردۀ فرانسه و دارای مدارک اقامت و پناهندگی در فرانسه می باشد حق دارد که به کشور فرانسه انتقال یابد و من نیز که به فرانسه آمده ام در این سنین پیری بیصبرانه منتظر او هستم.

این روزها جامعۀ جهانی و همۀ شخصیت ها و محافل و نهادهای بین المللی و کسانی که ذره ای شرف و وجدان انسانی دارند خواهان بیرون آوردن این انسانهای اسیر از جهنم عراق و فرستادن آنها به کشور ثالث هستند، چنان که کشورهای آلبانی و آلمان برای پذیرش تعدادی از این اسیران اعلام آمادگی کرده اند، ولی متاسفانه سران سازمان مجاهدین خلق ایران (MEK) منجمله مریم رجوی در پاریس این پیشنهاد خیرخواهانه و انسان دوستانۀ این کشورها را با بهانۀ «یا همه یا هیچ کس» رد کردند و با هزینۀ پول های کلان رودرروی جامعه جهانی ایستاده وخواهان برگرداندن این اسیران به قتلگاه سابقشان اشرف هستند و دقیقا در این راستا و به منظور کارشکنی در تلاشهای انتقال افراد به کشورهای ثالث مصاحبه ها با کمیساریای عالی پناهندگان ملل متحد را تحریم کرده اند و مسعود رجوی رهبر سازمان مجاهدین خلق ایران (MEK)  چنانکه افراد جدیدا بیرون آمده از کمپ لیبرتی می گویند طی پیامی داخلی هر گونه خواست و علاقۀ رفتن به کشور ثالث را ویروس توصیف کرده و هر فردی را که بخواهد برای مصاحبه با کمیساریا برود خائن نامیده است.

همین چندی پیش هم مریم رجوی با کمک  لابیهای خریداری شدۀ خود جلسه ای را در ژنو برگزار کرده و خواهان نگه داشتن ساکنان کمپ لیبرتی در خاک عراق به بهانۀ غیر ممکن بازگشت به اشرف گردید.

آقای رئیس،

اینجانب چنانکه برایتان در ملاقات حضوری شرح دادم مانند همۀ جدا شدگان سازمان مجاهدین خلق ایران (MEK) شاهد بودم که در تشکیلات این سازمان کسی حق انتقاد به سران و رهبری آن را ندارد و هر گونه انتقاد و کوچکترین شک و تردید در مورد خط و خطوط و سیاستهای رهبری حتی در ذهن فرد گناهی نابخشودنی به شمار رفته و آن فرد مورد انواع توهینها و دشنامها  و تحقیرها در برابر جمع یعنی مورد بدترین شکنجه و آزار روانی قرار می گیرد. در بیرون سازمان نیز هر کسی خلاف خواسته های رهبری این فرقه عمل کند یا دست به افشای ترفندها و اعمال و دروغهای آنها بزند از جمله ما جدا شدگان از آن که سالیان طولانی در داخل سازمان مجاهدین خلق ایران (MEK) بودیم بلافاصله توسط رهبری آن با عناوینی مانند مزدور وعامل رژیم ایران و با انواع تهمتها و ناسزاها و با تبلیغات سنگین خریداری شده مورد هجوم قرار می گیرد همچنان که همواره علیه شخص شما هم  دست به این قبیل لجن پراکنیها زده  و می زنند که خوشبختانه اخیرا با دفاع کاملا روشن شخص آقای دبیر کل ملل متحد از شما در قبال این تهمتها و لجن پراکنی ها علیه شما تمام این کارهایشان بر ضد خود آنها تبدیل شد و این بار شیوه های غیر اخلاقی رهبری سازمان مجاهدین خلق ایران (MEK) در سطح جهانی نیز به طور بیسابقه ای رسوا و افشا گردید.

اینجانب ضمن محکوم کردن تهمتها و ناسزاهای رهبری این سازمان علیه شما و ضمن حمایت از موضعگیری اخیر شخص دبیر کل ملل متحد آقای بان کی مون در دفاع از شما و انتقاد شدید اللحنشان از این شیوۀ رهبران سازمان به هدف نگهداری افراد در عراق، از زحمات شما برای نجات انسانهای اسیر در کمپهای لیبرتی و اشرف در عراق و انتقال آنها به کشورهای ثالث قدردانی کرده و ایستادگی شما را در برابر ترفندهای رهبری سازمان ارج می نهم و شما را به ادامۀ این ایستادگی و پایداری و تلاش بیشتر برای وادار کردن دولتهای کشورهای ثالث به پذیرفتن هر تعداد از دوستان اسیر ما در کمپهای لیبرتی و اشرف در عراق و فشار بیشتر بر رهبری سازمان مجاهدین خلق ایران (MEK) برای تن دادن به دیدارهای خانوادگی در کمپ لیبرتی و موافقت با انتقال افراد به کشورهای ثالث به هر طریق و با هر تعداد، فرا می خوانم.

علی حسین نژاد – پاریس
۳ مه ۲۰۱۳
Ghorbanali1329@gmail.com

رونوشت به:
دبیر کل سازمان ملل آقای بان کی مون
دفتر مانیتورینگ حقوق بشر یونامی
دفتر مرکزی کمیساریای عالی پناهندگان ملل متحد
دفتر کمیساریای عالی پناهندگان ملل متحد – عراق – پروژۀ أشرف – لیبرتی
نخست وزیری عراق
وزارت حقوق بشر عراق
دفتر مرکزی کمیتۀ بین المللی صلیب سرخ
نمایندگی صلیب سرخ جهانی در عراق
سازمان عفو بین الملل
دیدبان حقوق بشر

همچنین:
از خاطراتم با شادروان دکتر شریعتی در زندان و حسینیه ارشاد و علت شریعتی ستیزی
میزگرد بررسی مواضع اخیرمریم رجوی و فرقه مجاهدین (قسمت چهارم ، پایانی)
امروز چند بار به دستشوئی رفتی؟
مصاحبه سایت ایران قلم با آقای قربانعلی حسین نژاد مترجم ارشد سابق در بخش روابط خارجی مجاهدین ـ قسمت دوم


(Rajavi from Saddam to AIPAC)

(Mehdi Abrishamchi and Massoud Rajavi taking orders from Saddam’s head of secret services