حمله تروریستی در تهران و واکنش های جهانی

حمله تروریستی در تهران و واکنش های جهانی

 کریم غلامی، ایران فانوس، سیزدهم ژوئن 2017:…  اگر تروریسم محکوم است! اگر اعدام محکوم است! اگر قطع دست و پا محکوم است! چگونه است که سازمان مجاهدین حتی یکبار عربستان سعودی را به دلیل نقض حقوق بشر، محکوم نکرده است. عربستان سعودی، در جوامع جهانی به دلیل قطع اعضای بدن انسان ها و اعدام به وسیله بریدن سر انسان ها محکوم می شود، اما مجاهدین کوچکترین اشاره ای هم حتی به … 

رفسنجانی، بهشتی، فرقه رجوی ترور حزب جمهوریرجوی بنیانگذار تروریسم و عملیات انتحاری

تروریسم مجاهدین خلق فرقه رجوی در تهراناز ترورهای تهران تا ویلپنت پاریس

لینک به منبع

حمله تروریستی در تهران و واکنش های جهانی

روز چهار شنبه 17 خردادماه، تهران شاهد حمله تروریستی به مجلس ایران و آرامگاه خمینی بود. در این میان، ما شاهد موضع گیری های مختلفی بودیم. بسیاری از کشورها این حمله تروریستی را محکوم و به مردم ایران تسلیت گفتند. جالب اینجا است که دشمنان ایران و مردم ایران تماما یک موضع واحد داشتند و آن محکوم کردن خود قربانی این حملات تروریستی بودند. دونالد ترامپ، به عنوان رییس جمهور آمریکا، با تاخیر بسیار زیاد این حملات تروریستی را محکوم کرد و به مردم ایران تسلیت گفت. این در شرایطی بود که بسیاری از خبرگزاری ها، ترامپ را مورد انتقاد قرار داده بودند که اگر هدف شما مبارزه با تروریسم است و همواره آن را محکوم می کنید، چرا ترورهای ایران را محکوم نکردید. مریم رجوی، پا را فراتر از این گذاشته نه تنها این عملیات های تروریستی را محکوم نکرده است، بلکه اقدام به محکوم کردن حکومت و سپاه پاسداران کرده است که تروریسم به پدر خوانده تروریسم چنگ انداخته است. در یک عرف معمول سیاسی، باید این گونه فاجعه ها را محکوم کرد و با قربانیان ابراز همدردی کرد هر چند که بین آنها جنگ و دشمنی وجود داشته باشد، اما مجاهدین حتی این عرف معمول سیاسی را نیز رعایت نکرده اند.

اگر تروریسم محکوم است! اگر اعدام محکوم است! اگر قطع دست و پا محکوم است! چگونه است که سازمان مجاهدین حتی یکبار عربستان سعودی را به دلیل نقض حقوق بشر، محکوم نکرده است. عربستان سعودی، در جوامع جهانی به دلیل قطع اعضای بدن انسان ها و اعدام به وسیله بریدن سر انسان ها محکوم می شود، اما مجاهدین کوچکترین اشاره ای هم حتی به عنوان خبر به این موضوع نمی کنند.

طی چند روز گذشته در رسانه های خبری جهان بطور گسترده ای دستگیری مجدد لجین الهذلول، فعال حقوق زنان که ممنوعیت رانندگی زنان در عربستان سعودی را به چالش کشیده و آن را نقض کرده است، پوشش داده اند. اما در این میان خبری از مجاهدین نیست. معلوم است که آنها اربابان خود را محکوم نمی کنند. این فعال حقوق زنان که بارها توسط عربستان سعودی دستگیر و مورد آزار و اذیت از سوی مقامات عربستان سعودی شده، مریم رجوی که خود را رهبر زنان می داند و خود را منجی رهایی زنان می داند، کجاست؟ که طی 3 سال گذشته حتی یکبار هم در رابطه با این نقض حقوق بشر و حقوق زنان موضع نگرفته است. قطعا که دم تکان دادن کنار ارباب خود ترکی الفیصل و پاچه خواری عرب ها و دریافت پول های کلان از آنان، قطعا نباید حرفی از لجین الهذلول زد.

به مردم ایران می توان ایراد و انتقاد های بسیار زیادی کرد. ولی کی موضع بسیار مهم در بین همه ایرانیان مشترک است و آن اتحاد ملی است. در بسیاری از کشور های همسایه ایران مانند عراق، افغانستان و یا سوریه و سایرین وقتی جنگ در این کشورها رخ می دهد، مردم آن بخصوص جوانان آن کشور، از کشورشان فرار می کنند، اما ایرانیان می ایستند و می جنگند. این خصوصیت نیز مانند خصوصیت اتحاد ملی در بین ایرانیان، منحصر به فرد است. بعد از عملیات تروریستی داعش در تهران، در بین مردم ایران همبستگی بسیار قوی شکل گرفته است، بدور از هرگونه قومیت و یا زبان و مذهب، این اتحاد ملی در واکنش مردم نسبت به این جنایت است و یا می توان آن را در مراسم به خاکسپاری کشته های این عملیات تروریستی، دید. از طرفی هم ایران با موج گسترده حمایت های بین المللی قرار گرفته است.

عملیات تروریستی داعش در تهران، مرز بسیار روشنی بین دوستان ایران و دشمنان ایران، کشیده است. آمریکا به عنوان دشمن دیرین ایران و مردم ایران، در موضع گیری ترامپ رییس جمهور آمریکا و بعضی از پارلمانترهای این کشور خود را نشان داد که آمریکا دشمن شماره یک مردم ایران است. ایرانیها در جریان حمله تروریستی  11 سپتامبر سال 2001 به آمریکا، با مردم آمریکا ابراز همدردی کردند و دولت ایران این عملیات تروریستی را محکوم کرد و مردم ایران برای کشته شده ها شمع روشن کردند. جالب اینجا است که مجاهدین برای کشته شدن چند هزار آمریکایی در یک روز جشن و شادی کردند. اما رییس جمهور آمریکا بعد از انتقاد رسانه ها موضع گرفت. بعضی از نماینده های پارلمان آمریکا از این عملیات تروریستی ابراز خرسندی کردند که آمریکا از عملیات های تروریستی داعش در ایران حمایت بکند. در جریان این عملیات تروریستی، هر کسی ماهیت خودش را نشان داد. می بینیم که آمریکا ادعای مبارزه با تروریسم را دارد چگونه الان از ترویست ها حمایت می کند، آن وقت به ایران مارک حامی تروریست ها را می زنند.

با آرزوی ایرانی قوی و بدور از جنگ و با آرزوی بردباری و صبر برای بازماندگان کشته های عملیات تروریستی داعش در تهران.

„پایان“

*** 

سیرک سعودی ها با بازیگری مریم رجوی علیه ایران و ایرانی

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=29609

دروغ های شیر و خورشید و فردوسی مریم رجوی را باور کنیم یا دم دلارهای عربستان را 

 کریم غلامی، ایران فانوس، سی ام می ۲۰۱۷:… در این میان، مریم رجوی وضعیت سیاسی را بر علیه ایران و بوی جنگ به مشام او رسیده است، در اوج خیانت و وطن فروشی، از صاحبان خود در عربستان سعودی حمایت کرده و آنها را تشویق به ادامه خصومت علیه ایران کرده است. مریم رجوی و مجاهدین، تنها کسانی هستند که از اعراب … 

از قلاده های طلائی صدام تا قلاده های چرمی تل آویو

Wesley Martin Mojahedin Khalq Rajavi cult 3از کمین مجاهدین سر کوچه ها برای کشتار مستشاران امریکائی تا گماشتگی برای جنگ طلبان امریکائی

لینک به منبع

دروغ های شیر و خورشید و فردوسی مریم رجوی را باور کنیم یا دم دلارهای عربستان را

کریمغلامی، ایران فانوس، ۳۰٫۰۵٫۲۰۱۷

مشکلات بزرگ امروزی که دنیا گریبان گیر آن است بی دلیل نیست بلکه پایه ای در شرایط امروزی دنیا دارد. بطور مثال، جرائم اجتماعی عمدتا پایه در فقر دارد. در جوامعی که مردم آن شاغل هستند و درصد فقر در آن بسیار پایین است، در آن کشور جرائم اجتماعی نیز بسیار کمتر است. دزدی عملا پایه در نیاز دارد. اگر کسی که گرسنه است برای رفع گرسنگی خود دست به دزدی می زند. تروریسم نیز پایه در جنگ دارد، کشورهایی که سالیان طی جنگ های مختلف آسیب می بینند، زمینه خوبی برای رشد تروریسم دارند. القاعده در افغانستان، داعش در سوریه، مجاهدین و بسیاری گروه های خرد و ریز دیگر در عراق. البته نمی خواهم به کشورهای دیگر مانند فیلیپین و یا سومالی و یا کشورهای آمریکایی بپردازم. جرمی کوربین، رهبر حزب کارگر بریتانیا، در باره حملات تروریستی در این کشور را با جنگ هایی که بریتانیا در آن شرکت داشته مرتبط دانست.

بزرگترین دشمن تروریسم، آزادی و دمکراسی است. به همین منظور، گروه های تروریستی همواره تلاش می کنند تا کشورهایی که در آن آزادی و دمکراسی برقرار است را تحت حمله قرار بدهند. بعد از انقلاب سال ۱۳۵۷ در ایران ما شاهد آزادی کامل بودیم اما به دلیل عمل کردهای گروه هایی مانند مجاهدین خلق این دوره بسیار کوتاه شد. مجاهدین ابتدا تلاش کردند با شرکت در انتخابات به قدرت برسند، ولی در هیچ یک از انتخابات به پیروزی نرسیدند. برای همین در ۳۰ خرداد اقدام به مبارزه مسلحانه بر علیه دولت کردند. مجاهدین از هشت سال جنگ ایران و عراق، تغذیه کردند، مسلح شدند و قرارگاه درست کردند و تا آنجا که می توانستند نیرو برای خود جمع کردند. اما بعد از آتش بس دوران فروپاشی فیزیکی مجاهدین شورع شد. از سال بعد از مرحوم اول مسعود رجوی، تلاش کردند که شعله جنگ ایران و عراق را دوباره روشن کنند اما به نتیجه ای نرسیدند. در ادامه، مجاهدین تلاش کردند تا بین ایران و آمریکا، جنگ راه بیندازند و همواره جانب جناح های جنگ طلب را گرفتند. تصویر مریم رجوی کنار جان مک کین، خود نمونه ای از خیانت است.

آمریکا برای ادامه حیات اقتصادی خود نیازمند به جنگ است. فروش ۱۱۰ میلیارد دلار سلاح به عربستان سعودی، خود نمونه ای از آن است. دونالد ترامپ به عنوان رییس جمهور آمریکا در اولین سفر خارجی خود وارد عربستان شد. او تلاش کرد تا ایران را به تروریسم و بی ثبات کردن خاورمیانه متهم کند و ایران را یک خطر بزرگ برای کشورهای همسایه نشان بدهد. البته در این راه بنظر می رسد که موفق هم بوده، زیرا تا آنجا که توانسته عرب ها را دوشیده است. تا آنجا که من مطالعه کرده ام، کشور ایران در چند صد سال گذشته حتی یکبار هم به هیچ یک از کشورهای همسایه خود تهاجم نظامی نکرده است، هر چند که ایران بارها مورد تهاجم کشورهای همسایه قرار گرفته و ایران همواره مدافع بوده است. واقعیت اساسی این است که آمریکا اصلی ترین عامل بی ثباتی خاورمیانه است. فروش سلاح به عربستان سعودی، راه حل ثبات منطقه نیست. هر چند که عربستان سعودی خود اصلی ترین کشور منطقه است که این منطقه را بی ثبات کرده است، ریشه ایدئولوژیکی گروه های تروریستی اسلام گرا مانند القاعده و داعش و سایرین، از عربستان تغذیه می کنند. عربستان سعودی بزرگترین حامی تسلیحاتی و مالی و لجستیکی این گروه های تروریستی است. فروش سلاح به عربستان سعودی، یعنی تامین سلاح برای گروه های تروریستی است.

در این میان، مریم رجوی وضعیت سیاسی را بر علیه ایران و بوی جنگ به مشام او رسیده است، در اوج خیانت و وطن فروشی، از صاحبان خود در عربستان سعودی حمایت کرده و آنها را تشویق به ادامه خصومت علیه ایران کرده است. مریم رجوی و مجاهدین، تنها کسانی هستند که از اعراب حمایت می کنند. مریم رجوی، چنان در خیانت و وطن فروشی فرو رفته است که حتی ذره ای شرم برای پوشاندن این خیانتکاری خود ندارد. مریم رجوی در اوج خیانت و وطن فروشی و حمایت از اعراب بر علیه ایران، قصد دارد در نمایش خیمه شب بازی سالیانه خود با سوء استفاده از نام اسطوره های ایران، خود را ایرانی جا بزند. اما مزدوری و خیانت مریم رجوی که دنباله روی شوهر خود مرحوم اول مسعود رجوی است، چنان آشکار است که آنها مجبورند برای پر کردن سالن این خیمه شب بازی از افغانی ها و اعراب و دانشجو های کشورهای فقیر اروپایی استفاده کنند. هر گونه دفاع از حمله خارجی بخصوص آمریکا و اعراب به ایران، یک خیانت آشکار نسبت به ایران و مردم ایران است و ننگ بر هر کسی که از آن حمایت می کند.

„پایان“

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=29527

نتیجه انتخابات ایران، بور شدن مریم رجوی را به همراه داشت 

 کریم غلامی، ایران فانوس، بیست و چهارم می ۲۰۱۷:… انتخابات ریاست جمهور سال ۱۳۹۶ نیز به پایان رسید و روحانی برنده این انتخابات شد. به نظر من بازنده این انتخابات مریم رجوی بود. هر چند که او به عنوان کاندید در این انتخابات شرکت نکرده بود، ولی سرمایه گذاری زیادی روی برنده شدن سید ابراهیم رییسی کرده بود. هر چند که برنده شدن هر یک از کاندیداها تاثیری به حال اسفناک مریم رجوی نداشت، اما او برای سرپوش گذاشتن بر روی سردرگمی خود … 

مزدور مریم رجوی و ترکی الفیصل اربابشمشکل مریم رجوی با کلمه “انتخابات” است. خواه در سازمان مجاهدین باشد، خواه در ایران و یا آلبانی

لینک به منبع

نتیجه انتخابات ایران، بور شدن مریم رجوی را به همراه داشت

 کریم غلامی، ایران فانوس، ۲۴٫۰۵٫۲۰۱۷

انتخابات ریاست جمهور سال ۱۳۹۶ نیز به پایان رسید و روحانی برنده این انتخابات شد. به نظر من بازنده این انتخابات مریم رجوی بود. هر چند که او به عنوان کاندید در این انتخابات شرکت نکرده بود، ولی سرمایه گذاری زیادی روی برنده شدن سید ابراهیم رییسی کرده بود. هر چند که برنده شدن هر یک از کاندیداها تاثیری به حال اسفناک مریم رجوی نداشت، اما او برای سرپوش گذاشتن بر روی سردرگمی خود نیازمند یک هیاهوی سیاسی داشت. مریم رجوی، از اواخر سال ۱۳۹۵ بطور مستمر به آلبانی سفر می کرد و با گذاشتن جلسات شستشوی مغزی، تلاش می کرد اعضای باقی مانده مجاهدین را همچنان در اسارت خود نگه دارد. بر اساس تئوری مریم رجوی، قرار بود که سید ابراهیم رییسی برنده انتخابات سال ۹۶ گردد. بر اساس تحلیل های مریم رجوی، رییسی که از جناح نظامی دولت بود و وجه بین المللی روحانی را نداشت، گزینه حمله خارجی(آمریکا) را بیشتر فراهم می کرد و مانند سال ۱۳۸۸ در جریان انتخابات ریاست جمهوری مردم به خیابان ها ریخته و درگیری ایجاد خواهند کرد و دولت ایران نخواهد توانست اوضاع را کنترل بکند و این یک فرصت درخشانی برای مجاهدین خواهد بود. مردم ایران هیچ دشمنی بدتر از مجاهدین را به خود ندیده است، زیرا آنها همواره دنبال جنگ و آشوب و کشته شدن مردم ایران هستند تا آنها بتوانند از این آب گل آلود برای خود ماهی بگیرند.

من یاد سال ۱۳۷۶ افتادم، مرحوم اول مسعود رجوی، طبق معمول با تحلیل های آبکی و بطور مطلق بدور از واقعیت سیاسی ایران روی سن سالن اردوگاه(شکنجه گاه) باقرزاده در حالی که دست به کمرش زده بود، برای خودش سخنرانی می کرد و جولان می داد. تحلیل او این بود که علی اکبر ناطق نوری رقیب سید محمد خاتمی به علت حمایت سید علی خامنه ای رهبر نظام، برنده انتخابات خواهد شد. تا آنجا که من می دانم خامنه ای بطور مستقیم از هیچ یک از کاندیداها حمایت نکرده است. امسال هم بر اساس شواهد گویا خامنه ای به روحانی رای داده است. هم امسال و هم سال ۱۳۷۶ تحلیل های مجاهدین به واقعیت نه پیوست. به یک نکته بسیار جالب اشاره بکنم، هر چند که در مقاله های قبلی ام نیز به این نکته اشاره کرده ام، مرحوم اول مسعود رجوی، با چند دهه سابقه فعالیت سیاسی و در حالی که رهبر سازمان مجاهدین با منابع بسیار زیاد بود، تا کنون حتی یک مورد وجود ندارد که تحلیل های او به واقعیت پیوسته باشد.

بعد از پیروزی محمد خاتمی، مرحوم اول مسعود رجوی، دوباره جلسات سرکوب و شستشوی مغزی خودش را راه انداخت، زیرا تمام ارکان سازمان به لرزه افتاده بود. از طرفی ریزش نیرو در درون شورای به اصطلاح ملی مقاومت و از طرفی شک و تردیدها و ریزش نیرو در درون تشکیلات مجاهدین. وقتی که مرحوم اول مسعود رجوی، به روی سن سالن شکنجه گاه باقرزاده آمد و بدون مقدمه گفت „ما از اول هم گفته بودیم که رژیم برای فرار از بحران های داخلی و خارجی دست به این مانور می زند و جناح مدره گرا را به روی کار می آورد“ برای چند لحظه همه همدیگر را نگاه می کردیم و تعجب خودمان را نشان می دادیم، زیرا تا چند روز قبل مسعود رجوی، مدعی بود که ناطق نوری، برنده انتخابات خواهد شد و هر کسی که مخالفت می کرد و می گفت که محمد خاتمی برنده خواهد شد، به شدت سرکوب می شد.

در آن روزها سرتاسر مجاهدین دچار ریزش شدند. بسیاری از شخصیت های برجسته شورا، از مجاهدین جدا شدند. مسعود رجوی، برای جلوگیری از ریزش نیروها، عملیات های تروریستی در داخل ایران را گسترده تر کرد و جلسات سرکوب گرایانه به نام „دیگ“ را در داخل تشکیلات به راه انداخت تا هر صدایی را تحت عنوان انقلاب ایدئولوژیک، سرکوب و خفه کند. امسال مجاهدین باید انتظار ریزش بسیار گسترده تری نسبت به دوران محمد خاتمی داشته باشند. از طرفی دیگر، عراق و اشرف در کار نیست و اعضای مجاهدین تماما در اروپا هستند و هر فردی که بخواهد از سازمان جدا شود، بدون ترس از زندان و شکنجه شدن و یا حتی سر به نیست شدن، می تواند جدا شده و به زندگی خود برسد.

„پایان“

*** 

انتخابات ریاست جمهوری ایران مجاهدین خلق فرقه رجویباز هم سرفصل انتخابات (نامه وارده، تیرانا، آلبانی)ا

Albania’s Anti-Trafficking Coordinator Elona Gjebrea praises Maryam Rajavi for keeping modern slaves in Tirana

Elona Gjebrea përgëzon Marjam Raxhavin për mbajtjen e skllevërve modernë në Tiranë

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=29398

سال ۱۳۹۶، سال شومی که مجاهدین برای خود رقم می زنند 

کریم غلامی، ایران فانوس، چهاردهم می ۲۰۱۷:… مرحوم اول مسعود رجوی، گفته بود که „در درون تشکیلات مجاهدین هر گناهی قابل بخشیدن است فقط یک گناه بخشودنی نیست و آن پشت کردن به جنگ (جدا شدن از سازمان) است“. هر چند که مسعود رجوی در تمام طول عمرش حتی یکبار هم نجنگید و هر گاه وضعیت خطرناک می شد، از صحنه جنگ فرار می کرد. به دلیل همین روش شستشوی مغزی … 

جداسازی اجباری زنان در فرقه رجوی مجاهدین خلق دشمنی کور مجاهدین با انتخابات از هر نوع و هر شکل آن 

لینک به منبع

سال ۱۳۹۶، سال شومی که مجاهدین برای خود رقم می زنند

کریم غلامی

کریم غلامی

 از زمان کودکی بخاطر دارم که در هنگام تحویل سال نو خانواده ها تلاش می کردند آغاز سال را در بهترین شرایط سپری کنند، زیرا اعتقاد داشتند که سال نو را همانگونه که آغاز کردند، طول سال نیز همانگونه خواهد بود. آنها تلاش می کردند که تمام و کمال همه جا را تمیز کرده و همه کدورت ها را پاک کنند و همه بدی ها را بزدایند تا در آغاز سال نو، هیچ نقطه شومی در زندگی آنها وجود نداشته باشد. هر چند شاید این یک خرافه بیشتر نباشد، ولی به عنوان یک تفکر خوب و مثبت و یک فرهنگ به آن نگاه کنیم چیز زیبایی است. اگر آغاز سال، با نیکی و خوبی آغاز شود، طول سال نیز چنان خواهد بود، اما اگر سال را با پلیدی و شوم آغاز کنیم، طول سال نیز تماما پلیدی و شوم خواهد بود.

مریم رجوی سال نو خود و سازمان مجاهدین را شوم و همراه با خیانت آغاز کرد. تصویر جان مک کین(دشمن ایران و ایرانی) در کنار مریم رجوی، تصویر شوم و پلیدی است که مجاهدین سال خود را با آن آغاز کرده اند. اما شوم ترین تصویر، ادامه به اسارت نگه داشتن اعضای مجاهدین است. مدتها است که مریم رجوی بطور مستمر به تیرانا می رود و برای اعضای باقی مانده مجاهدین „نشست های ایدئولوژیک و تشکیلاتی“ می گذارد، این „نشست“ ها همان جلسات شستشوی مغزی و سرکوب است. سازمان مجاهدین یک تشکیلات فرقه گرای مذهبی سیاسی و بسیار خطرناک است. البته خطرناک نه به معنی اینکه دارای یک قدرت نظامی باشند و یا تهدید جدی جانی برای انسان ها بلکه خطرناک از دید ایدئولوژیک است. مجاهدین با شستشوی مغزی انسانها، آنها را تبدیل به افرادی بدون احساس و اراده و بدون کوچکترین قدرت تصمیم گیری می کنند. آنها به این شیوه شکل نوینی از برده داری را به راه انداخته اند.

برعکس آنچه که در اذهان عامه مردم وجود دارد و یا در فیلم های تخیلی آن را به نمایش می گذارند، شستشوی مغزی یک روند پیچیده و نیازمند دستگاه ها و داروهای عجبیب و غریب نیست. شستشوی مغزی یا همان کنترل ذهن، یک روند طولانی و مسمتر است که در آن شخصیت و باورها و افکار فرد تخریب می شود، به بجای آن باورها و افکار خاص جایگزین می شود. در سازمان مجاهدین، این حالتهای تجزیه ای که در افراد رخ می دهد که آنها را در معرض دورهای طولانی مدت و شدید و متقاعد سازی اجباری قرار می گیرند. این روش در سازمان مجاهدین به این ترتیب انجام می شود.

اول، ایزوله سازی افراد؛ اولین قدم برای شستشوی مغزی فرد باید او از دنیای واقعی و اطلاعات ایزوله شود در این صورت نیازهای فرد برای بروز شدن اطلاعات از اخبار روزانه تا اقتصادی و سیاسی و فرهنگی و سایر زمینه، کانالیزه می شود. تمامی اطلاعات دروغ و یا تحریف شده و یا واقعی به شکل مورد نظر به فرد داده می شود تا ذهن او را در جهتی که می خواهند سمت و سو بدهند. در اردوگاه اشرف، اعضای مجاهدین از هرگونه دست رسی به رسانه های عمومی محروم بودند. در سازمان مجاهدین افراد کلماتی مانند „موبایل“، „فیسبوک“، „اینترنت“ و خیلی کلمات دیگر را می شنیدند، ولی تا زمانی که در عراق بودند هیچ تصویر عینی از این رسانه ها نداشتند. این تصویر بسیار شبیه به وضعیت کره شمالی دارد. در چند برنامه ای که در رابطه با کره شمالی دیده ام، مردم کره شمالی حتی نمی دانند فیسبوک چیست. به این ترتیب رهبران مجاهدین توانستند اعضای خود را فریب بدهند و دنیا و ایران را به شکل و حالت دیگری در مغز آنها حک کنند.

دوم، وادار کردن فرد به تبعیت از خواسته های سران مجاهدین؛ پذیرفتن ایدئولوژی و استراتژی و سیاست مجاهدین کاملا اجباری است. اگر فردی وارد تشکیلات مجاهدین بشود و حاضر نباشد ایدئولوژی مجاهدین را بپذیرد، این فرد روزانه و بطور مستمر تحت فشار قرار می گیرد تا زمانی که این ایدئولوژی مخرب را بپذیرد. محروم شدن فرد از امکانات مختلف حتی پزشکی، قرار گرفتن در شرایط کاری سخت و خطرناک، تحقیر و توهین مستمر، زندانی و شکنجه شدن. تا سال ۱۳۷۴ من عضو سازمان مجاهدین نبودم و در این سال زیر ضرب جلسات سرکوب و شستشوی مغزی تحت نام „حوض“ مرا واراد کردند که برگه عضویت این ایدئولوژی کثیف را بپذیرم. حتی یک بار در سال ۱۳۷۲ من متوجه شدم که سازمان مجاهدین در پرونده های پرسنلی خود نام مرا تحت عنوان عضو سازمان مجاهدین ثبت کرده اند، به همین دلیل من در یک نامه اعتراضی مطرح کردم که من مجاهد نیستم و ایدئولوژی سازمان مجاهدین را نمی پذیرم. این نامه برای من بسیار گران تمام شد و در کنار جلساتی که برای سرکوب کردن من می گذاشتند، تهدید و محروم کردن من از امکانات بخصوص موارد پزشکی و دارویی نیز تا چند سال ادامه داشت. من تا زمانی که از سازمان مجاهدین خارج شدم، تحت محرومیت پزشکی و امکانات پزشکی و دارویی بودم.

سوم، ایجاد بحران هیویت؛ در سازمان مجاهدین از بدو ورود این موضوع در ذهن فرد حک می شود که آن فرد نیازمند رهبری عقیدتی و سازمان مجاهدین هستند و او هیچ توانمندی و قدرت ندارد و توانایی هایی که او دارد از سازمان و رهبری عقیدتی است و بدون آن او یک فرد بدبخت و نیازمند و هیچکاره است. انقلاب ایدئولوژیک مجاهدین، کثیف ترین شیوه از این نوع بود. با انقلاب ایدئولوژیک در طی سالیان به اعضای مجاهدین القاء شد که دلیل شکست های مجاهدین و سرنگون نشدن رژیم ایران، اعضای سازمان هستند زیرا تمام ذهن و فکر اعضای مجاهدین به دنبال مسائل جنسی است و همه اعضا گناه کار هستند(گناه جنسی). این روش مخرب باعث شد که همه اعضای سازمان مجاهدین اعتماد به نفس خود را بطور کامل از دست بدهند و دچار فلج اراده شوند. افراد دچار تغیرات بنیادی در هویت و ارزشها و باورهای گذشته خود شدند. اعضای مجاهدین توام واپس رو می شدند و حتی در ادراکهای ساده دچار تردید می شدند. تغییر هویت، یک امر همه گیر در سازمان مجاهدین بود، کسانی که زمانی حتی فرمانده هان نظامی لایقی بودند در گذشت زمان حتی بعضا توان اداره کمترین امورات مشکلات را نداشتند.

چهارم، کیش شخصیت، پرستش رهبری عقیدتی؛ اوایل روزهای که به سازمان مجاهدین پیوسته بودم چند تا نمایش و فیلم ویدئویی بود که در آن هواداران خمینی را به تمسخر می گرفت، کسانی که برای خمینی شعار می دادند و یا به دست بوس خمینی می رفتند و برای دیدن او جان فشانی می کردند. وقتی که من جلسات درون تشکیلاتی مجاهدین را دیدم، این فیلم ها به یادم افتاد و با خودم گفتم که اگر شعار دادن و بوسیدن دست و تلاش کردن برای دیدن خمینی بد است، چرا خود مجاهدین همین کار را انجام می دهند. وقتی که مسعود رجوی وارد سالن جلسه می شد، همه از جای خود بلند می شدند و با تمام قدرتی که داشتند دست می زند و شعار می دادند و برای دیدن و نزدیک شدن به او روی صندلی ها می رفتند و همدیگر را زیر دست و پا له می کردند یا برای صحبت کردن با او میکروفون را از دست همدیگر می قاپیدند. یک وحشیگری به تمام عیار. در ذهن افراد این کاشته شده بود که مسعود رجوی فردی بود بی بدیل و معصوم و بیگناه، عاری از هرگونه خطایی است که باید او پرستیده بشود. وقتی که قرآن می خواند و آن را به اصطلاح ترجمه و تفسیر می کرد، طوری که صحبت می کرد که گویا در همه آن واقعه ها بوده و از طرف خدا به او وحی می شود. مجاهدین در تبلیغات درون تشکیلاتی و بعضا در عموم چنان نشان می دادند که گویا مسعود رجوی امام زمان است و از طرف خدا به او وحی می شود و او آینده را پیش بینی می کند، البته هر چند که تا به امروز هیچ کدام از پیش بینی های او به واقعیت نپیوسته است. همه جا عکس های مرحوم اول مسعود رجوی و مریم رجوی، وجود داشت و اگر کسی عکس او را در اتاق و یا کمد شخصی و در وسایل خود نداشت، مورد سرکوب قرار می گرفت حتی بعضا مارک بریده می خورد.

بریده؛ بریده اصطلاحی بود که در سازمان مجاهدین به کسانی گفته می شد که قصد خروج از سازمان مجاهدین را دارند و این بدترین مارکی بود که می شد به یک فرد در تشکیلات مجاهدین زد.

پنجم، ایجاد ترس برای خروج از فرقه مجاهدین؛ بزرگترین گناه در سازمان مجاهدین جدا شدن از سازمان بود که فرد مارک „بریده“ می خورد. مرحوم اول مسعود رجوی، گفته بود که „در درون تشکیلات مجاهدین هر گناهی قابل بخشیدن است فقط یک گناه بخشودنی نیست و آن پشت کردن به جنگ (جدا شدن از سازمان) است“. هر چند که مسعود رجوی در تمام طول عمرش حتی یکبار هم نجنگید و هر گاه وضعیت خطرناک می شد، از صحنه جنگ فرار می کرد. به دلیل همین روش شستشوی مغزی، در مغز اعضای سازمان جدا شدن از سازمان یک گناه بزرگ است حک شده بود. همچنین افراد به دلیل از دست دادن اعتماد به نفس خود و عدم اطلاع از دنیای بیرون خروج از سازمان مجاهدین یک کار بسیار ترسناک و وحشتناکی به نطر می رسید. فرار کردن از سازمان کار بسیار دشواری بود، در طول سالیان شاید فقط سه یا چهار نفر توانستند از اشرف فرار بکنند. دور تا دور اردوگاه اشرف با چند لایه سیم خاردار و مین گذاری، بسته شده بود و هر چند صد متر (به دلیل اینکه منطقه دشتی و کاملا صاف بود، یک برج مراقبت می توانست تا چندین کیلومتر دید داشته باشد) یک برج دیدبانی وجود داشت که هدف آن دیدبانی از داخل اشرف بود، نه خارج از اشرف (حفاظت اشرف تا شعاع ده کیلومتری به دست نیروهای ارتش عراق بود). اینگونه به اعضای مجاهدین تلقین شده بود که، هر آنچه که دارند از سازمان مجاهدین است و آنها در سازمان مجاهدین عاقل تر شده اند و همه چیز را در آنجا آموخته اند، در نتیجه اگر از سازمان جدا بشوند، همه چیز خود را از دست می دهند.

مسئولیت من و ما به عنوان جداشدگان از سازمان فرقه گرای مجاهدین، مبارزه برای هویت انسانها و نجات جان انسان های اسیر در این فرقه است، شاید روزی این مبارزه فرهنگی و سیاسی ما گسترده تر گردد و آن مبارزه با هرگونه فرقه گرایی و خشونت طلبی باشد.

„پایان“

*** 

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=29303

دیدگاه مجاهدین نسبت به کار و طبقه کارگر 

کریم غلامی، ایران فانوس، هفتم می ۲۰۱۷:… بیماری و درمان و از کار افتادگی در سازمان مجاهدین، بیمار شدن و بیمار بودن در سازمان مجاهدین یک جرم و گناه بزرگی است. در سازمان مجاهدین همه باید کار کنند. کار اجباری حتی شامل افراد مسن بالای ۷۰ و ۸۰ ساله هم می شد. معلولین جنگی نیز از این مستثنی نبودند. زمان کار و شرایط کار آنها مانند افراد سالم بود. چنانکه حتی بعضا دچار ضایعات جسمی بیشتری … 

روز زن مجاهدین خلق فرقه رجوی شورای ملی مقاومت ایرانمصاحبه با خانم مریم سنجابی به مناسبت روز جهانی زن

زنان برده در کمپ لیبرتی مجاهدین خلق فرقه رجویدر آستانه روز جهانی کارگر نگاهی به اراجیف تازه عباس داوری 

لینک به منبع

دیدگاه مجاهدین نسبت به کار و طبقه کارگر

بعضی وقتها به این فکر می کنم که چه بر سر دنیا آمده و خرد مردم به کجا رفته است. رییس جمهور کشور آمریکا چیزی به نام دونالد ترامپ است. کشور عربستان، بزرگترین حامی گروه های تروریستی مانند القاعده و داعش، جایزه بین المللی مبارزه با تروریست را دریافت می کند و همین کشور که زن ستیزترین کشور دنیاست، عضو کمیسیون زنان سازمان ملل است کشوری که زنان حتی حق رانندگی ندارند. تقریبا هزار نفر کاندید ریاست جمهوری ایران شده اند، شاید به سختی بتوان یک نفر پیدا کرد که صلاحیت کاندید شدن را داشته باشد. مریم رجوی، فکر نمی کنم در تمام عمرش حتی یک ساعت کار فیزیکی کرده باشد، برای کارگران پیام می فرستد.

اگر نگاهی به منشا روز کارگر و شرایط کار در سازمان مجاهدین بکنیم، عمق فاجعه را خواهیم فهمید. روز اول ماه می روز جهانی کارگر است. منشا این روز جنبش کارگری در اواخر قرن نوزدهم در آمریکا بود. در روز اول ماه می سال ۱۸۸۶ تعداد زیادی از کارگران آمریکایی، دست به اعتصاب زدند و خواستار ساعت کاری استاندارد یعنی ۸ ساعت کار در روز شدند. در چهارم ماه می یعنی در چهارمین روز اعتصاب کارگران در شهر شیکاگو آمریکا، پلیس به روی کارگران آتش گشود. تعدادی کشته و تعدای مجروح شدند و در همین رابطه چهار تن دیگر اعدام شدند. با رسیدن اخبار مربوط به این تظاهرات، کشتار و اعدام به سایر کشورها، در گوشه و کنار جهان مراسم یادبود برگزار و هر سال هم تکرار شد که به تدریج اول ماه مه، روز جهانی کارگر عنوان گرفت. برای اولین بار در سال ۱۹۳۳ حزب نازی آلمان روز اول ماه می را تعطیل عمومی و روز ملی خواند، زیرا اعدام شدگان شیکاگو عمدتا آلمانی بودند. در جریان انقلاب سفید در ایران به دستور شاه ۲۰ درصد از سود خالص کارخانه ها می بایست در بین کارگران تقسیم می شد، چیزی که حتی امروزه در کشورهای اروپایی نیز دیده نمی شود.

سازمان فرقه گرای مجاهدین، طبق معمول که در هر رابطه ای مانند دمکراسی و انتخابات و بسیاری موارد دیگر موضع می گیرند و خود را پیشرو می دانند، به تمام کارگران تبریک گفته اند. خانم برگزیده، رییس جمهور منتصب توسط مرحوم اول مسعود رجوی، در پیامی از اعتراض کارگران حمایت کرد. طبق معمول، سئوال این که آیا مجاهدین به طبقه کارگر و حقوق آنها احترام قائل هستند؟ اگر به موضوع کار در درون تشکیلات سازمان فرقه گرای مجاهدین نگاه کنیم، خواهیم فهمید که مجاهدین بطور واقع چه دیدگاهی نسبت به کار و کارگر دارند.

ساعت کار، اصلی ترین محور اعتصاب کارگران شیکاگو آمریکا به کاهش ساعت کار از ۱۰ ساعت به ۸ ساعت در روز بود. اما استاندارد ساعت کار در مجاهدین وجود ندارد. اعضای مجاهدین بین ساعت ۴ الی ۵ صبح (بستگی به زمستان و تابستان دارد) از خواب بیدار می شوند و در بهترین شرایط ساعت ۱۲ شب (ساعت ۲۴) می خوابند. از مجموع ۲۰ ساعت اگر ۲ ساعت برای غذا خوردن و کارهای فردی مثل دوش گرفتن کم کنیم ۱۸ ساعت باقی می ماند. اعضای مجاهدین روزانه بین ۲ الی ۴ ساعت جلسات شستشوی مغزی دارند، با این حساب یک مجاهد روزانه بین ۱۲ تا ۱۴ ساعت کار یا بهتر بگویم بیگاری می کند. در سازمان مجاهدین چیزی به نام روز تعطیل و یا جمعه وجود ندارد. اعضای مجاهدین تمام روزهای سال بدون تعطیلی کار می کنند.

حقوق کار، در سازمان مجاهدین، افراد از هیچ گونه حق و حقوقی برخودار نیستند. به گفته شخص مرحوم اول مسعود رجوی، مجاهد فقط یک حق دارد و آن فدا شدن(مصرف شدن) است. یکی از ایراد هایی که مجاهدین از دولت جمهوری اسلامی می گیرند، حقوق پایین کارگران است. البته که حقوق نه تنها کارگران بلکه تمامی قشرها پایین است. فکر نکنید که این وضعیت در اروپا بهتر است، در همین کشور آلمان یک کارگر حدود ۱۰۰۰ یورو ماهیانه حقوق می گیرد. بخش بزرگ آن در همان یکی دو روز اول ماه از حساب او کم می شود. این پرداخت ها شامل کرایه خانه و برق و آب و بسیاری موارد دیگر، در بهترین حالت برای یک فرد مجرد حدود ۳۰۰ تا ۲۰۰ یورو در ماه باقی می ماند که آن هم هزینه خورد و خوراک فرد می شود. این را هم باید بدانید که زندگی اروپا بسیار گران است. پس در نتیجه فرق چندانی بین حقوق کارگران ایران و اروپا وجود ندارد. در درون تشکیلات مجاهدین هر فرد در ماه ۴ دلار (۱۲ هزار دینار) دریافت می کرد. البته به افراد پول داده نمی شد بلکه کوپن داده می شد تا وسایل مورد نیاز خود را بخرند، امروزه ۵۰۰ یورو به هر فرد داده می شود که این حقوق پناهندگی افراد است و هیچ ربطی به سازمان مجاهدین ندارد.

وضعیت معاش در سازمان مجاهدین، اعضای سازمان مجاهدین همواره دو آرزو داشتند، اولی استراحت کافی حداقل ۸ ساعت در روز و خوردن غذا تا سیر شوند. از آنجایی که به اعضای مجاهدین پول داده نمی شد و آنها اجازه خروج از اردوگاه اشرف را نداشتند تا بیرون از اشرف مواد غذایی تهیه بکنند(البته پول آن را هم نداشتند)، تنها دست رسی آنها به مواد غذایی همان موادی بود که سازمان در اختیار اعضای خود قرار می داد. میزان مواد غذایی که به اعضاء داده می شد، بسیار کم بود به همین دلیل همواره اعضای مجاهدین گرسنه بودند.

در سازمان مجاهدین اعضای آن فاقد مالکیت شخصی هستند، در همان بدو ورود به سازمان مجاهدین (این را هم باید بدانید که به دلیل تلاش بی وقفه جداشدگان از سازمان، سالیان است که دیگر کسی عضو سازمان مجاهدین نمی شود) تمامی وسایل با ارزش فرد از او گرفته می شود. این حتی شامل لباس نیز می شود. اعضای مجاهدین، حتی از داشتن رادیو محروم هستند شاید باور این برای شما سخت باشد، ولی تا زمانی که مجاهدین در عراق بودند، اعضای آنها حتی تلفن همراه(موبایل) را به چشم خود ندیده بودند و کمترین تصوری از اینترنت نداشتند. بطور مستمر وسایل شخصی افراد بررسی می شد مبادا آنها یک وسیله با ارزش داشته باشند.

بیماری و درمان و از کار افتادگی در سازمان مجاهدین، بیمار شدن و بیمار بودن در سازمان مجاهدین یک جرم و گناه بزرگی است. در سازمان مجاهدین همه باید کار کنند. کار اجباری حتی شامل افراد مسن بالای ۷۰ و ۸۰ ساله هم می شد. معلولین جنگی نیز از این مستثنی نبودند. زمان کار و شرایط کار آنها مانند افراد سالم بود. چنانکه حتی بعضا دچار ضایعات جسمی بیشتری می شدند. در سازمان مجاهدین اصطلاح تمارض به بیماران نسبت داده می شد. تمارض، یعنی فردی که بیمار نباشد اما خود را به بیماری بزند. به دلیل کار یا بهتر بگویم بیگاری، بسیار سختی که از افراد کشیده می شد عمدتا افراد دچار ضایعات جسمی شدیدی می شدند کمر درد، پا درد و دست درد، یک بیماری رایج در سازمان مجاهدین است. بیماران از ترس اینکه مارک „تمارض“ نخورند، ابراز بیماری نمی کردند و هر فرد که بیمار بودنش را مطرح می کرد، در جلسات سرکوبگرایانه که روزانه برقرار می شد فرد را مورد توهین و تحقیر قرار میدادند که او تمارض می کند و می خواهد از زیر کار فرار بکند.

انتصاب ها در درون تشکیلات مجاهدین، یکی از ایرادهایی که سازمان مجاهدین از رژیم می گیرد انتصاب های آقازاده ها در امور کشوری و اداری است. شخص مریم رجوی به عنوان رییس جمهور برگزیده مقاومت، در اساس هیچ انتخاباتی وجود نداشت، بلکه مرحوم اول مسعود رجوی، او را به این عنوان به شورای به اصطلاح ملی مقاومت و مجاهدین قالب کرد. شاید باور این سخت باشد، ولی عمده مسئولین سازمان فاقد صلاحیت اداره امور آن بودند، تنها کارشان سرکوب اعضای تحت مسئولیت شان بود. یکی از اصلی ترین دلایل سقوط مجاهدین، همین انتصاب ها بود، آنها بجای رشد و پیشروی، روز به روز پس رفت داشتند که امروزه به این نقطه رسیده اند.

مسعود رجوی هرگز کار فیزیکی نکرده و حتی کارهای شخصی خود را هم خودش انجام نمی داد. همواره کسانی بودند که کارهایش را انجام می دادند. این در حالی بود که ۱۲ ساعت کار برای همه یک اجبار بود. بیماران، افراد از کار افتاده، مجروحین جنگی و سالخورده ها، همه می بایست کار می کردند. سران سازمان مجاهدین، کسانی هستند که فقط به خودشان و پول و قدرت فکر می کنند و جان و مال و احساسات دیگران برایشان کوچکترین اهمیتی ندارد، شعارها و تبلیغاتی که می کنند و قصد عوام فریبی دارند و تماما دنبال منافع خودشان هستند. مردم و طبقات مختلف جامعه بخصوص کارگران هیچ جایی برای آنها ندارد.

„پایان“

*** 

عباس داوری مجاهدین خلق فرقه رجویروز جهانی کارگر و بازی‌های تبلیغاتی مجاهدین 

روز جهانی کارگر مجاهدین خلق فرقه رجوییادی از ۱۱۹۲ کارگری که به‌دست منافقین شهید شدند

مزدور عباس داوری رابط استخبارات صدام. وطن فروشی و ترور در مقابل دلار و دینار

https://youtu.be/UEwFH7uzTOg

عباس داوری مجاهدین خلق فرقه رجویروز جهانی کارگر و کمیسیون کار! فرقه رجوی

معصومه ملک محمدی و عباس داوریمعصومه ملک محمدی و عباس داوری از کشتار ۱۹ فروردین سال ۹۰ اشرف. زمینه سازان واقعی فاجعه 

کسانیکه دست در خون کارگران ایرانی دارند لطفا دم از حقوق کارگر نزنند

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=29141

انتخابات در ایران و چهل سال خیانت مجاهدین خلق 

 کریم غلامی، ایران فانوس، بیست و چهارم آوریل ۲۰۱۷:… مجاهدین یک فرقه ایدئولوژیک بسیار خطرناکی هستند که برای بدست گرفتن قدرت، از هر گونه خیانت و جنایت فروگذار نمی کنند. طرح مجاهدین برای ایران آینده آمیخته ای از نوع حکومت کره شمالی و حکومت پل پوت(خمرهای سرخ) در کامبوج است. مهدی ابریشمچی، یکی از مغزهای مرتجع و فاسد مجاهدین، آینده شهرهای ایران را اینگونه توصیف کرد، با دیواری شهرها را … 

McCain Mojahedin Khalq Maryam Rajavi Terrorism Albania میلاد آریایی: حرف حساب آمریکا با مردم ایران چیست ؟ 

ISIS ISIL Mojahedin Khalq Rajavi cult Flaqsرضا تقی زاده، کیهان لندن: تمرین مجاهدین نوحه‌خوان و سینه‌زن برای رقص «تانگو» با «عمو ترامپ»!ا 

لینک به منبع

انتخابات در ایران و چهل سال خیانت مجاهدین خلق

به دلیل انتخابات در ایران این روزها شعار سرنگونی مد شده و یا می توان روی دیوار این شعار را دید „رای من سرنگونی است“. تا اینجا مشکلی نیست، هر فردی آزاد است هر شعاری بدهد، اما این پرسش را هم باید پاسخ داد که فرض بگیریم جمهوری اسلامی سرنگون شد! چه کسی و چه چیزی را می خواهید جایگزین آن بکنید؟ دادن شعار سرنگونی، کار سختی نیست، اما قسمت سخت آن جایگزینی است.

سوال، چرا سرنگونی نه، اما آزادی و دمکراسی بله؟

پاسخ به این موضوع هر چند که بسیار حساس و سخت می باشد را تلاش می کنم به بیان ساده مطرح بکنم.

„انقلاب و سرنگونی نه، اما تغییر و اصلاحات و دمکراسی و آزادی، آری“ این شعار من است. از همه یک سئوال مطرح می کنم. پرسش این است:

فرض را به این بگیریم که حکومت حاکم بر ایران سرنگون بشود و یک انقلاب نوین در ایران صورت بگیرد! چه چیزی را می خواهید جایگزین این حکومت فعلی بکنید؟

بعضی ها می گویند آزادی و دمکراسی، بله این حرف بسیار زیبا است، اما همه می گویند که آزادی و دمکراسی را به ایران خواهند آورد و کدام یک بطور واقع به آزادی و دمکراسی معتقد است. آیا می خواهید مسعود رجوی و یا مریم رجوی، را جایگزین بکنید؟ هر ایرانی که نام این دو خائن را می شنود، آشکارا تنفر خود را از این دو نشان می دهد. اما پایه ای ترین اصل دمکراسی انتخابات آزاد است! طی ۴۵ سال گذشته در سازمان مجاهدین چند بار انتخابات برگزار شده است؟ و کدام فرد بر اساس صلاحیت و انتخاب بر سرد قدرت رسیده است؟ من طی ۲۵ سالی که در سازمان مجاهدین بودم، حتی یک مورد انتخابات به چشم ندیده ام. به یک نمونه بسیار بارز اشاره می کنم، „مریم رجوی رییس جمهور برگزیده مقاومت“. ابتدا مجاهدین تلاش کردند که مریم رجوی را به عنوان رییس جمهور برگزیده مردم ایران جا بزنند، اما با واکنش عمومی مردم ایران، مجاهدین با غلط کردم های پی در پی مریم رجوی را „رییس جمهور برگزیده شورای ملی مقاومت برای دوران گذار“ معرفی کردند. معنی واژه ها در سازمان مجاهدین، بسیار متفاوت با دنیای واقعی است. انتخابات به طور ساده به این شکل است که موضوعی برای انتخاب شدن مانند ریاست جمهوری مطرح می شود و هر فردی آزاد است که خود را کاندید این سمت بکند و عموم با دادن رای فرد مورد نظر خود را انتخاب می کند و هر فردی که بیشترین آرا را به دست بیاورد، این مسند را به دست می گیرد(هر چند که انتخابات کمی پیچیده تر این است).

اما انتخابات در سازمان مجاهدین، به این شکل می باشد: به همان نمونه رییس جمهور اشاره می کنم. مسعود رجوی، مریم رجوی را به عنوان رییس جمهور منتصب می کند و از همه می خواهد که به او رای مثبت بدهند و هر کسی که مخالف باشد، به اصطلاح شخص مسعود رجوی او را „قانع“ می کند. مسعود رجوی این اصطلاح را جایگزین انتخابات کرد، او در یکی از جلسات درون تشکیلاتی مجاهدین، صحبت از شورای ملی مقاومت می کرد، او با توهین به اعضای شورا آنها را نا آگاه و گوسفند مانند می خواند که بدون حضور مسعود رجوی، توان پیش برد هیچ کار سیاسی را ندارند. او توضیح داد که در درون شورا وقتی موضوعی را می خواست به مفاد شورای ملی مقاومت اضافه بکند، ابتدا با تک به تک اعضای شورا صحبت می کرد و آنها را قانع می کرد که به آن مصوبه ی شورا رای مثبت بدهند. شیوه اقناع، در مجاهدین به این شکل است که ابتدا فرد را با مادیات مجاب می کنند و در صورت جواب منفی او موضوع به تهدید و حتی عمل کشیده می شود. در رابطه با اعضای شورا مجاهدین، مشکل را با دادن پول و یا مسافرت های تفریحی و غیره، و در غیر این صورت آنها تهدید می شوند که مدارک مزدوری آنها افشا خواهد شد. مجاهدین طی سالیان نشان داده اند هر فردی که از شورا جدا می شود، مدارک گسترده ای از حقوق مزدوری و مسائل اخلاقی و غیره آن فرد را رو می کنند، برای همین اعضای شورا همواره به مصوبات مسعود رجوی رای مثبت می دهند.

مجاهدین یک فرقه ایدئولوژیک بسیار خطرناکی هستند که برای بدست گرفتن قدرت، از هر گونه خیانت و جنایت فروگذار نمی کنند. طرح مجاهدین برای ایران آینده آمیخته ای از نوع حکومت کره شمالی و حکومت پل پوت(خمرهای سرخ) در کامبوج است. مهدی ابریشمچی، یکی از مغزهای مرتجع و فاسد مجاهدین، آینده شهرهای ایران را اینگونه توصیف کرد، با دیواری شهرها را به دو قسمت تقسیم می کند که در یک طرف مردان و در یک طرف زنان باشند. مجاهدین که اعضای خود را مجبور به طلاق های اجباری می کنند و آنها را از داشتن هر گونه امکانات معمولی زندگی و تفریحی محروم می کنند، مجاهدین که اعضای خود را از داشتن هر گونه رسانه عمومی حتی رادیو محروم می کنند و هر مخالف را زندانی و شکنجه و سر به نیست می کنند و با دشمنان قسم خورده ایران مانند آمریکا و عربستان، عکس یادگاری می گیرند و برای رسیدن به قدرت هر گونه خیانتی نسبت به ایران و مردم ایران می کنند.

پرسش: آیا می خواهید مجاهدین را جایگزین رژیم ایران بکنید؟

یکی دیگر از مدعیان سرنگونی و انقلاب، سلطنت طلبها با نام های رنگارنگ. حکومت پادشاهی، نوع حکومت در دوران فئودالی است، قرنها است که دوران این نوع حکومت ها به پایان رسیده است، هر چند که امروزه در بعضی از کشورها به دلیل عقب ماندگی اجتماعی و سیاسی آنها این نوع حکومت ها حاکم هستند. سلطنت طلبها، تحت نام های مختلف مانند مشروطه خواهی، به دنبال بازگرداندن حکومت پادشاهی به ایران هستند. مشروطه خواهان می گویند که می خواهند شاه را به عنوان رهبر به قدرت برسانند و قدرت او مشروط به وجود پارلمان و غیره است. پرسش اینجا است که چه چیزی تغییر می کند؟ هم اکنون حکومت ایران دارای یک رهبر به نام ولایت فقیه است که در کنار آن این حکومت دارای پارلمان و رییس جمهور و استانداری و شهرداری و بسیاری ارگان های دیگر کنترل قدرت. تنها خواسته کسانی که خواهان انقلاب و سرنگونی هستند، رسیدن آنها به قدرت و حاکمیت و پول است و خواسته مردم ایران جایی در کنار آنان ندارد.

جامعه ایران نیازمند انقلاب است، اما نه از نوع سرنگونی بلکه از نوع انقلاب فرهنگی. مشکل جامعه ایران نا آگاهی عمومی و بی فرهنگی است. طی ۴۰ سال گذشته، جنگ خارجی و ترورهای داخلی جامعه ایران را دچار کم بود شدید قشر روشنفکر و فرهیخته کرده است. اگر خیانت گروه هایی مانند مجاهدین نبود و اگر آنها مبارزه مسلحانه راه نمی انداختند، امروزه صفی از روشنفکران و فرهیخته گان و دانشمندان برای ریاست جمهوری داشتیم. باشد که روزی این صف را برای ایران آینده ببینیم.

„پایان“

***

انتخابات ریاست جمهوری ایران مجاهدین خلق فرقه رجویتحریم انتخابات از سوی مجاهدین و پارادوکسهای موجود در آن

مزدوران ارتش خصوصی صدام مجاهدین خلق ایران فرقه رجویYes, We Do Know the MEK (Mojahedin Khalq, Rajavi cult) Has a Terrorist Past

Captain Lewis Lee Hawkins killed by Mojahedin Khalq terrorists.
Wondering at those Americans who stand under the flag of Mojahedin Khalq (MKO, MEK, NCRI, Rajavi cult) only to LOBBY for the murderers of their servicemen

link to one of the Mojahedin Khalq songs advocating killing Americans celebrating killing of Captain Hawkins
(Recorded and distributed by MEK even years after the revolution. In Persian) 

The MEK’s dirty past includes the anti-Imperialist inspired murder of six Americans in pre-revolution Iran which it later celebrated in songs and publications

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=29050

تقدیم کتاب لیست شهدا به مک کین خیانت به ایران و ایرانی است (+ تسلیت به مردم بالاخص آذربایجان )ا 

کریم غلامی، ایران فانوس، نوزدهم آوریل ۲۰۱۷:… از اولین سرودهایی که از سازمان مجاهدین شنیدم سرود“سر کوچه کمینه، مجاهد پر کینه“ بود. مجاهدین همواره خود را ضد امپریالیسم و دشمن اصلی آمریکا می خوانند. در جلسات سرکوب گرایانه مجاهدین که در سال ۲۰۰۱ برگذار کردند، برابر بود با حمله ۱۱ سپتامبر به آمریکا و فاجعه انسانی آن زمان. مسعود رجوی چند روز بعد از این واقعه در یکی از همین جلسات … 

مزدوران فرقه رجوی مجاهدین خلق در خدمت جنگ و امریکاعکس فوق: مریم رجوی در کنار سناتور جان مک کین آمریکائی
عکس زیر: خواهران و برادران مجاهد خلق به صف در مقابل پرچم آمریکا 

Wesley Martin Mojahedin Khalq Rajavi cult 3از کمین مجاهدین سر کوچه ها برای کشتار مستشاران امریکائی تا گماشتگی برای جنگ طلبان امریکائی

لینک به منبع

تصویر مریم رجوی در کنار جان مک کین و تقدیم کتاب لیست شهدا به او

جنایت و خیانت به ایران و مردم ایران است

 کریم غلامی، ایران فانوس، ۱۹٫۰۴٫۲۰۱۷

از اولین سرودهایی که از سازمان مجاهدین شنیدم سرود“سر کوچه کمینه، مجاهد پر کینه“ بود. مجاهدین همواره خود را ضد امپریالیسم و دشمن اصلی آمریکا می خوانند. در جلسات سرکوب گرایانه مجاهدین که در سال ۲۰۰۱ برگذار کردند، برابر بود با حمله ۱۱ سپتامبر به آمریکا و فاجعه انسانی آن زمان. مسعود رجوی چند روز بعد از این واقعه در یکی از همین جلسات سرکوب گرایانه با ستایش از „محمد عطا“(فرمانده عملیات تروریستی) یاد آور شد که مجاهدین و ایدئولوژی آنها یعنی „جامعه بی طبقه توحیدی“ یک ایدئولوژی ضد آمریکایی است و مجاهدین دشمن اصلی آمریکایی ها هستند و بعد از سرنگون کردن رژیم خمینی به سراغ آمپریالیسم خواهند رفت.

ایستادن در کنار سناتور رسوا و جنگ طلب آمریکایی، قوی ترین تصویری است که مجاهدین می توانند از دشمنی خود با مردم ایران را، به نمایش بگذارند.

جان مک کین (John Sidney McCain) هم اکنون ریاست کمیتهٔ نیروهای مسلح سنای آمریکا را بر عهده دارد و سناتور ایالت آریزونا است. او همچنین در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا، شرکت کرد و از باراک اوباما، شکست خورد. او در جریان جنگ ویتنام هنگام بمباران ویتنامی ها هواپیمایش سقوط کرده و اسیر شد.

جان مک کین، یکی از جنگ طلبان سر سخت است که دشمنی دیرینه ای با ایران دارد و همواره خواستار حمله به ایران بوده است. او در آوریل ۲۰۰۷ در جلسه ای در کارلینای جنوبی در آوازی پشت میکروفون چنین می خواند „بر روی ایران بمب بمب بمب بمب بریزیم“. مک کین، همچنین با تاریخ ایران نیز کینه می ورزد. او در یکی از سخنانش گفته است „من همچنان اندیشناک جاه طلبی آنان (ایرانی ها) هستم که چیرگی ایرانی بر منطقه به درازای تاریخ است.“ جان مک کین طی سالیان همواره طرفدار سخت گیری بیشتر آمریکا در برخورد با ایران بود. او همواره خواهان تشدید تحریم ها بر علیه ایران بود و اولین خواسته او حمله نظامی به ایران است. جان مک کین، در راه اندازی آشوب و جنگ و بنیان گذاری „داعش“ در سوریه نقش کیفی داشت. حمایت و عکس های او در کنار ارتش آزادی سوریه که بعدها تبدیل به „داعش“ شد، بیانگر شدت جنگ طلبی اوست.

ایستادن مریم رجوی در کنار فرد ضد ایرانی و جنگ طلب، به خودی خود نشان دهنده دشمنی مریم رجوی و مجاهدین با ایران و ایرانی هستند، این خیانت او هرگز از یاد مردم ایران و تاریخ ایران نخواهد رفت.

تسلیت به مردم ایران بخصوص مردم شریف آذربایجان

سیل بزرگی در روز جمعه ۲۵ فروردین ۱۳۶۵ در استان آذربایجان شرقی و غربی رخ داد، متاسفانه تلفات سنگینی در شهرستان های عجب شیر و آذرشهر به همراه داشت به گفته خبرگزاری های ایران تعداد کشته شدگان این حادثه به ۴۸ نفر می رسد. با تسلیت به تمامی خانواده هایی که عزیزان خود را از دست داده اند و برای همه باقی مانده ها، آرزوی سلامتی و شکیبایی و تن درستی دارم.

سوانح طبیعی همواره تلفات و خرابی های بسیار به همراه دارد. همواره می توان با پیشگیری و اخطار دادن، میزان تلفات و خسارات را کم کرد و دولت ایران در این رابطه مسئول و پاسخگو می باشد. چنانکه بعضی از نماینده ها با انتقاد های شدید از دولت و استان داری ها به این موضوع پرداخته اند. من هیچ تخصصی در این پهنا ندارم که بتوان قضاوت بکنم که آیا مقصر وزارت راه بوده و یا عدم واکنش نیروهای امداد رسان. در زمان کودکی این شهرها را دیده ام. شهرستان هایی مانند آذرشهر و عجب شیر و بناب و میان دوآب و مراغه و امسال آن ساختار قدیمی دارند هر چند که طی چندین سال گذشته تغییرات بسیار چشمگیری در این شهرها صورت گرفته است. این شهرستان ها از آن حالت روستایی و ساختار قدیمی خارج شده و مدرن تر شده اند. متاسفانه بستر رودخانه که در آن مناطق مردم جان خود را از دست داده اند، ترمیم پیدا نکرده و دست خوش ویرانی شده است. هر چند که گویا به مردم مناطق هشدار داده شده بود، ولی در اساس دولت تمام و کمال مسئول می باشد.

در این میان اپوزسیون های راحت طلب خارجه نشین، در اشک تمساح ریختن برای مردم ایران روی دست هم بلند می شوند. باید از مجاهدین پرسید که اگر دلسوز مردم ایران هستید، چرا بجای هزینه کردن هزاران دلار برای نمایش جان مک کین در کنار مریم رجوی در آلبانی، آن را کمک مردم سیل زده و نیازمند آذربایجان نکردید؟

با تسلیت مجدد به همه خانواده های عزادار و آرزوی شکیبایی و بردباری و تن درستی برای همه بازمانده ها.

„پایان“

*** 

در رابطه با امریکایی هاای که برای لابی کردن قاتلین سربازانشان زیر پرچم مجاهدین خلق می ایستند چه باید گفت؟!!

McCain Is the MEK’s Newest Fan (aka Mojahedin Khalq, Rajavi cult)

ISIS ISIL Mojahedin Khalq Rajavi cult Flaqsgrooming Mojahedin Khalq (MEK, Rajavi cult) in Tirana part of bigger agenda for Albania

The MEK’s dirty past includes the anti-Imperialist inspired murder of six Americans in pre-revolution Iran which it later celebrated in songs and publications

Trump’s MEK version of events won’t secure victory against Iran, lets ISIS off the hook

مجاهدین خلق تحت نامهای مستعار در کنگره امریکا شکستن رکورد وقاحت توسط مجاهدین خلق بدلیل سکوت ماست (نفوذ تروریسم به قلب کنگره امریکا تحت لوای “نوروز”؟!)ا

افشای اعتصاب غذای دروغین مجاهدین خلق فرقه رجویSitting Down with the MEK (Mojahedin Khalq, Rajavi cult, NCRI, …)

2016-06-30-1467308500-6000440-download.jpgMaryam Rajavi — MEK Propaganda Queen — Advertises Her Services For Iran’s Enemies

*** 

همچنین:

  • کریم غلامی، ایران فانوس، هفتم می ۲۰۱۷:… بیماری و درمان و از کار افتادگی در سازمان مجاهدین، بیمار شدن و بیمار بودن در سازمان مجاهدین یک جرم و گناه بزرگی است. در سازمان مجاهدین همه باید کار کنند. کار اجباری حتی شامل افراد مسن بالای ۷۰ و ۸۰ ساله هم می شد. معلولین جنگی نیز از این مستثنی نبودند. زمان کار و شرایط کار آنها مانند افراد سا

     کریم غلامی، ایران فانوس، بیست و چهارم آوریل ۲۰۱۷:… مجاهدین یک فرقه ایدئولوژیک بسیار خطرناکی هستند که برای بدست گرفتن قدرت، از هر گونه خیانت و جنایت فروگذار نمی کنند. طرح مجاهدین برای ایران آینده آمیخته ای از نوع حکومت کره شمالی و حکومت پل پوت(خمرهای سرخ) در کامبوج است. مهدی ابریشمچی، یکی از مغزهای مرتجع و فاسد مجاهدین، آیند

    کریم غلامی، ایران فانوس، نوزدهم آوریل ۲۰۱۷:… از اولین سرودهایی که از سازمان مجاهدین شنیدم سرود“سر کوچه کمینه، مجاهد پر کینه“ بود. مجاهدین همواره خود را ضد امپریالیسم و دشمن اصلی آمریکا می خوانند. در جلسات سرکوب گرایانه مجاهدین که در سال ۲۰۰۱ برگذار کردند، برابر بود با حمله ۱۱ سپتامبر به آمریکا و فاجعه انسانی آن زمان. مسعود رج

    Maryam Rajavi, leader of the Council of Resistance of Iran (NCRI), takes part in a rally in Villepinte, near Parisکریم غلامی، ایران فانوس، چهاردهم آوریل ۲۰۱۷:… مجاهدین برای ایران یک دیکتاتوری به مانند دیکتاتوری کره شمالی در نظر گرفته است. رهبر کره شمالی، هیچ فرقی با مسعود رجوی ندارد. من قبلا مقاله ای به نام „زنان ذوب شده در رهبر“ را نوشتم و به این موضوع پرداختم که می توانی

    کریم غلامی، ایران فانوس، ششم آوریل ۲۰۱۷:… اما مشکل مجاهدین با انتخابات در داخل ایران چیست؟ بعد از سال ۱۳۵۷، مجاهدین تلاش کردند که در انتخابات شرکت بکنند، ولی با شکست روبرو شدند و هرگز نتوانستند حتی یک نماینده به پارلمان و یا شورای شهرها بفرستند. از آنجایی که مجاهدین می دانستند که هیچ شانسی در انتخابات ندارند، همه پرسی … 

    ۲۰۱۷/۰۳/۲۰ شادباش نوروزی و جمع بندی یک ساله تحولات در فرقه رجوی

    Iran_Fanous_Persian_New_Year_2017ایران فانوس، بیستم مارس ۲۰۱۷:… در آخرین ساعات سال ۱۳۹۵ خورشیدی، تعدادی از اعضای کانون سیاسی/ فرهنگی ایران فانوس، از فرصت پایانی سال استفاده کرده و گرد هم جمع شدند تا ضمن ارسال پیام نوروزی به مردم ایران همچنین آرزوی نجات و آزادی برای اسرای فرقه رجوی در آلبانی کرده باشند. د

     کریم غلامی، ایران فانوس، هجدهم مارس ۲۰۱۷:… هر چند امسال دیگر خبری از اشرف و لیبرتی و مرحوم اول مسعود رجوی، نیست تا سازمان فرقه گرای مجاهدین تحت این عناوین شعار پردازی بکند، ولی با این حال امسال از یک ماه پیش تر سازمان فرقه گرای مجاهدین، دست به فراخوان زدند و طی این روزها مدعی هستند که مردم ایران بشکل گسترده ای به این … 

    Women's day Mojahedin Khalq Rajavi cult 3کریم غلامی، ایران فانوس، نهم مارس ۲۰۱۷:… یکی از تاسف بارترین این سوء استفاده ها از روز جهانی زنان، توسط مجاهدین خلق صورت می گیرد. مجاهدین که دارای سابقه طولانی در سرکوب و استثمار زنان در درون فرقه مجاهدین هستند، این روز را جشن می گیرند و مریم رجوی در این روز برا

     Maryam Rajavi news of Massoud Rajavi deathکریم غلامی، ایران فانوس، چهارم مارس ۲۰۱۷:… سعود رجوی مرحوم به لحاظ فیزیکی زنده و یا مرده باشد اهمیت چندانی ندارد، اگر حتی مسعود رجوی بطور فیزیکی زنده باشد، مرده متحرکی بیش نیست. هر چند که اطلاعات کافی در رابطه با گذشته مسعود رجوی در دسترس نیست. تا قبل از سال ۱۳۵۱ را نمی توانم نظری بدهم. ولی این را

    2015-10-29-1446141457-4261917-syria2013Aleppo.jpgکریم غلامی، ایران فانوس، نوزدهم فوریه ۲۰۱۷:… می خواهم به همه ایرانی ها هشدار بدهم که هوشیار باشند، ما در زمانه بسیار بحرانی به سر می بریم، بخصوص کسانی که خواهان حمله آمریکا به ایران هستند. آیا فکر می کنید که آم

     mujahedin_khalq_iraq_20162کریم غلامی، ایران فانوس، هشتم فوریه ۲۰۱۷:… یک مطلب تحت عنوان „زوزه‌های وحشت اطلاعات آخوندی از قدرت و پیشروی روزافزون مجاهدین“، باور کنید من هم مثل شما از تیتر این مطلب خنده ام گرفت „قدرت و پیشروی روز افزون مجاهدین“ به نظر من باید این تیتر را به عنوان خنده دارترین جمله سال انتخاب کرد. بگذریم هر چند مجاه

    rafsanjani_beheshti_rajavi_3کریم غلامی، ایران فانوس، بیستم ژانویه ۲۰۱۷:… بر اساس همین تئوری، مسعود رجوی حساب زیادی روی مرگ خمینی باز کرده بود و فکر می کرد که با مرگ خمینی رژیم ایران سرنگون خواهد شد و مجاهدین خواهند توانست در خیابان های تهران رژه بروند. خمینی سال ۱۳۶۸ مرد و نه تنها حکومت ایران سرنگون و متز

     کریم غلامی، ایران فانوس، هشتم ژانویه ۲۰۱۷:… شکل دیگری از تولیدات شخصیت در سازمان مجاهدین، تولید مبارز و یا زندانی مقاوم بود. البته بارها این موضوع به یک افتضاح برای مجاهدین تبدیل شد. یکی از این موارد معصومه ملک(مرجان) بود. او در جریان خمپاره باران های تهران، شرکت داشت و در شهر ارومیه دستگیر شد. کمدی تلخ این داستان آنجا است که