حمله رجوی به مصداقی ، یاری رسانی به حکومت

حمله رجوی به مصداقی ، یاری رسانی به حکومت

حمله رجوی به مصداقی ، یاری رسانی به حکومتحنیف حیدرنژاد، سایت حیدرنژاد، نوزدهم نوامبر 2019:… مجاهدین ادعا می کنند که وزارت اطلاعات آخوندها با همکاری ایرج مصداقی، یکی از دست اندرکاران جنایت بر علیه بشریت در سال 1367 را قربانی کرده تا در سوئد دستگیر شود تا از این طریق ایرج مصداقی اعتبار کسب کند، تا دیگر کسی به او (ایرج مصداقی) به چشم مامور وزرات اطلاعات نگاه نکند. حالا چرا وزارت اطلاعات این کار را کرده؟ تا با “سفید سازی” ایرج مصداقی، او بتواند در “مقابل جایگزین دمکراتیک”، یعنی تشکیلات رجوی، خودش را مطرح کند. کافی است کمی عقل و شعور و منطق را بکار گرفت تا مشخص شود بجز تشکیلات رجوی، به سختی می توان فرد دیگری را پیدا کرد که چنین سناریوی احمقانه ای را بتواند هضم و باور کند. حمله رجوی به مصداقی ، یاری رسانی به حکومت . حمله رجوی به مصداقی ، یاری رسانی به حکومت 

حمله رجوی به مصداقی ، یاری رسانی به حکومتفراخوان مرگ برعلیه ایرج مصداقی و تائید آن توسط مهدی ابریشمچی نماینده سازمان مجاهدین خلق در شورای ملی مقاومت ایران

حمله رجوی به مصداقی ، یاری رسانی به حکومت

دستگیری حمید نوری در سوئد و یاری رسانی رجوی به حکومت جنایتکاران در ایران از طریق حمله به ایرج مصداقی

26 آبان 1398

حنیف حیدرنژاد

آقای حنیف حیدرنژاد

حنیف حیدرنژاد- پس از دستگیری حمید نوری (عباسی) از دست اندرکاران کشتار زندانیان سیاسی در سال 1367 در فرودگاه استکهلم سوئد، سازمان مجاهدین خلق ایران بعدا از چند روز سکوت با صدور اطلاعیه ای بنام شورای ملی مقاومت با عنوان “ماجرای دژخیم بازداشت شده در سوئد”، فرصت بدست آمده برای محاکمه یک جنایتکار دستگیر شده را به فرصتی برای حمله به ایرج مصداقی زندانی سیاسی سابق که در دستگیری حمید نوری نقش اساسی داشته است تبدیل کرد. با کمی تعمق در این اطلاعیه می توان به خوبی دید که این اقدام سازمان مجاهدین یاری رسانی به جمهوری اسلامی و “دژخیم” دستگیر شده می باشد.

اعتراف می کنم که فهمِ زبان و اطلاعیه مجاهدین برای خوانندگان عادی که در تشکیلات رجوی نبوده اند، سخت و حتی سردرد آور است، از اینرو تلاش می کنم با توضیح نوشته، مفهوم آنرا منتقل کنم.

تشکیلات رجوی در اطلاعیه خود، ایرج مصداقی را “مامور وزارت اطلاعات” نامیده و ادعا می شود که دستگیری حمید نوری یک “شو” ی وزارت اطلاعات برای “سفید سازی برگ های سوخته… علیه جایگزین دمکراتیک است.”

به زبان ساده تر مجاهدین ادعا می کنند که وزارت اطلاعات آخوندها با همکاری ایرج مصداقی، یکی از دست اندرکاران جنایت بر علیه بشریت در سال 1367 را قربانی کرده تا در سوئد دستگیر شود تا از این طریق ایرج مصداقی اعتبار کسب کند، تا دیگر کسی به او (ایرج مصداقی) به چشم مامور وزرات اطلاعات نگاه نکند. حالا چرا وزارت اطلاعات این کار را کرده؟ تا با “سفید سازی” ایرج مصداقی، او بتواند در “مقابل جایگزین دمکراتیک”، یعنی تشکیلات رجوی، خودش را مطرح کند.

کافی است کمی عقل و شعور و منطق را بکار گرفت تا مشخص شود بجز تشکیلات رجوی، به سختی می توان فرد دیگری را پیدا کرد که چنین سناریوی احمقانه ای را بتواند هضم و باور کند.

چندین پیش شرط این نوشته که سازمان مجاهدین آنرا به خواننده الغاء می کند این است که:

یکم: ایرج مصداقی مامور وزارت اطلاعات است

دوم: وزارت اطلاعات در همکاری با ایرج مصداقی سناریوی دستگیری حمید نوری را برنامه ریزی کرده

سوم: از آنجا که سازمان مجاهدین تنها آلترناتیو دمکراتیک برعلیه جمهوری اسلامی است و از آنجا که دنیا بر محور این سازمان می گردد، و رژیم از پیروزی مجاهدین وحشت کرده، به دنبال آن است تا در مقابل مجاهدین فرد دیگری را علم کند و از اینرو روی ایرج مصداقی سرمایه گذاری کرده است.
واقعا خود شما، خواننده این سطور هیچ ربط منطقی در این اطلاعیه و ادعاها می بینید؟ بنای یک سناریو بر روی ادعاهای غیر واقعی، فقط یک خودفریبی و فریبکاری آشکار است.

پاسخ دولت آلمان در مورد نقش «سازمان مجاهدین خلق ایران» در اپوزیسیون ایران

اما سوال این است که اصلا چنین سناریو سازی پیچ در پیچی برای چیست و خلاصه رجوی به دنبال چیست؟ برای پاسخ به این سوال به این جمله در اطلاعیه مزبور توجه کنید: “همچنانکه با سازمانهای معتبر بین المللی در میان گذاشته شده است، خلع ید از ایادی رژیم در پرونده حمید نوری لازمه هرگونه رسیدگی جدی قضایی و عاری از معامله و زد و بند است. نباید اجازه داد رژیم و ایادی آن برای مطامع خود قتل عام زندانیان را مورد سوءاستفاده قرار دهند.”

ترجمه: منظور رجوی این است که لازمه رسیدگی جدی قضائی به پرونده حمید نوری، کنار گذاشتن ایرج مصداقی و تیم حقوقی همراه او از پرونده می باشد. در این جمله چند پیشداوری و چند حرف مهم نهفته است:

– دستگاه قضائی سوئد در رسیدگی به این پرونده جدی نیست
– دستگاه قضائی سوئد توان تشخیص اینکه پیچیدگی های موضوع چیست را ندارد و خودش هم خبر ندارد که دارد بازی می خورد
– دستگاه قضائی سوئد اهل معامله و زد و بند است

رجوی بجای آنکه خوشحال باشد که یک جنایتکار دستگیر شده و اختلاف و دشمنی خود با ایرج مصداقی را کنار گذاشته و اعلام آمادگی کند که برای حقیقت یابی حاضر است با تمام امکانات به دستگاه قضائی سوئد کمک کند، همه امکانات خودش را خرج مخالفت با ایرج مصداقی کرده است. آیا این یاری رسانی به جمهوری اسلامی نیست؟

مشکل سازمان مجاهدین کجاست؟

سازمان مجاهدین ادعا می کند که قوی ترین نیروی اپوزیسیون است، تنها آلترناتیو دمکراتیک است، از شبکه گسترده ای در داخل ایران برخوردار است، یک تیم قوی از وکلای بین المللی در اختیار دارد و … این سازمان هر چند وقت یک بار کنفرانس و جلسه های پر زرق و برق و گرانقیمت در اروپا و آمریکا راه اندازی کرده و با دستگاه های تبلیغاتیِ بیست و چهار ساعته اش آن را پوشش می دهد و…. با وجود همه این هیاهوها اما، تا کنون هیچ اقدام عملی از طرف این سازمان برای دستگیری و به دام انداختن جنایتکاران انجام نشده است. چرا؟ آیا منطقی نیست اگر انتظار داشت، آنچه ایرج مصداقی با حمایت حقوقی کاوه موسوی، حقوقدان در به دام انداختن حمید نوری انجام دادند را باید سال ها پیش سازمان مجاهدین انجام می داد؟ چه تعداد از دست اندرکاران رژیم که متهم به جنایت بر علیه بشریت هستند در 40 سال گذشته به اروپا رفت و آمد داشته اند؟ سازمان مجاهدین می توانست بجای هزینه کردن پول و نیرو در پای برنامه های تبلیغی بی ثمر و بجای حمله به مخالفین و منتقدین و در راس آن حمله کینه توزانه به ایرج مصداقی، امکانات مالی و نیروئی خودش را صرف شناسائی و به دام انداختن این جنایتکاران کند. سازمان مجاهدین و رجوی در راس آن، از همین ناراحت هستند، در واقع  رجوی بجای پاسخ دادن به این سوال و بی عملی، راه گریز از پاسخگوئی را حمله به ایرج مصداقی و اتهام زنی به آن یافته است که نتیجه عملی آن دامن زدن به یک جنگ روانی است که نهایتا نوعی یاری رساندن به جنایتکاران است.

فرصتی برای همبستگی ملی

در حالی که با دستگیری حمید نوری (عباسی) دل های هزاران هزار خانواده های زخم خورده از رژیم جمهوری اسلامی شاد شده، در حالی که برای اولین بار در یک کشور متکی به قانون و عدالت و حقوق بشر فرصتی ایجاد شده تا حمید نوری به نمایندگی از سوی یک رژیم جنایتکار در یک روند بین المللی به محاکمه کشیده شود و در حالی که باید با تمام قوا به ایرج مصداقی و پیشبرد روند عادلانه دادگاه کمک کرد، حمله به ایرج مصداقی و درگیر کردن وقت و ذهن و عاطفه او با اتهامات بی شرمانه به سود کیست؟

دستگیری حمید نوری فرصتی برای همبستگی ایرانیان با یکدیگر است، فرصتی ست برای آنکه بتوان از آن طریق در یک روند بین المللی به دادخواهی خون هزاران هزار زندانی سیاسی کشته شده برخواست، فرصتی که شاید بتوان بر پایه آن در دیگر کشورها نیز رژیم حاکم بر ایران را زیر فشار قرار داده و جنایتکاران دیگر را نیز به دام انداخت و سرنخ بسیاری از حقایق پنهان را آشکار کرد. همه این اقدامات می تواند به مردمِ جان به لب رسیده ایران که بر علیه حکومت اسلامی به خیابان ها ریخته اند، امید داده و به آنها در مبارزه شان بر علیه رژیم حاکم انگیزه بیشتری دهد. از طرف دیگر، دستگیری حمید نوری پیام هشدار دهنده ای است به جنایتکاران در ایران که عقب نشسته و از سرکوب مردم دست بردارند. در چنین وضعیتی وظیفه هر انسان عدالت جو و باورمند به حقوق بشر یا هر جریان سیاسی مسئول و ایراندوست آن است که با حمایت از ایرج مصداقی و کاوه موسوی، حقوقدان، تلاش کند تا دادگاه رسیدگی به پرونده حمید نوری در سوئد هر چه موفق تر به پیش برود.

http://www.hanifhidarnejad.com

مجاهدین خلق ایران، فرقه مریم رجوی در آلبانی

حمله رجوی به مصداقی ، یاری رسانی به حکومت

لینک به منبع

(پایان)

*** 

حنیف حیدرنژاد: سالگرد عملیات “فروغ جاویدان”حنیف حیدرنژاد: سالگرد عملیات “فروغ جاویدان”

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/ادعای-جدید-فرقه-صاحب‌مرده-رجوی-مبنی/

ادعای جدید فرقه «صاحب‌مرده» رجوی مبنی بر عضویت من در هیأت کشتار ۶۷! (+ دو مطلب مرتبط دیگر)

ترور شخصیتی منتقدین فرقه رجوی سازمان مجاهدین خلقایرج مصداقی، سعید جمالی و حنیف حیدر نژاد، پژواک ایران، سیزدهم اوت 2016:… این ادعاهای رذیلانه در حالی صورت می‌گیرد که هیچ‌کس به اندازه‌ی من در ارتباط با کشتار ۶۷ و مستند‌سازی آن نکوشیده است. جدا از روزشمار کشتار ۶۷ در کتاب نه زیستن نه مرگ و اختصاص یک جلد از کتاب به وقایع آن دوران، یک کتاب تحقیقی همراه با عکس ۴۰۰ قبر زندانیان مجاهد در بهشت‌زهرا در جهت مستند کردن … 

اسماعیل وفا یغمایی: چرا حیرت میکنیم! باور کنیم!اسماعیل وفا یغمایی: چرا حیرت میکنیم! باور کنیم!

ادعای جدید فرقه «صاحب‌مرده» رجوی مبنی بر عضویت من در هیأت کشتار ۶۷!

ایرج مصداقی، دوازدهم اوت 2016
لینک به منبع

«فرقه صاحب‌مرده» رجوی، در سراشیبی سقوط هر روز ابعاد جدیدی از پستی و رذالت را به نمایش می‌گذارد. این فرقه با سرقت نام «پژواک ایران» و با راه‌اندازی وبلاگ جعلی «پژواک ایران زمین»، با دست‌بردن در نوار صوتی دیدار آیت‌الله منتظری با اعضای هیأت کشتار ۶۷ و تغییر بخشی از آن، مدعی شده است که در جریان کشتار ۶۷ من به اعضای هیأت کشتار ۶۷ در مورد اعدام زندانیان «مشورت» داده‌ام. و مرا به عنوان یکی از «عاملان و دست‌اندرکاران قتل‌عام‌های دهه‌ ۶۰» معرفی کرده‌اند.

ترور شخصیتی منتقدین فرقه رجوی سازمان مجاهدین خلق

عکس من در میان عکس جانیان

مسئولان این فرقه، با انتشار عکس من در میان عکس اعضای هیأت کشتار ۶۷ مدعی‌شده‌اند:‌

«یکی از نفرات هیئت مرگ میگوید « ما با نفراتي كه در زندان بودند مشورت مي كرديم» این نفرات چه کسانی بودند . آیا تواب تشنه به خون ایرج مصداقی که اکنون درلباس صدای بازجویان و زندانبانان اوین درهمه جا ظاهر میشود و سعیدشاهسوندی و… نیزیکی از آنها میباشند؟ وضعیت شاگرد جلاد که مشخص است ولی بنا به اعترافات ایرج مصداقی نیز در زندان تعهد اطلاعاتی داده بود و درست به همین دلیل هم او در اوج پستی وحقارت جان کثیفش را بدر برده است و اکنون به آرمان همان سربداران با خشم وکینه حیوانی چنگال میکشد.»

http://pezhvake-iranzamin.blogspot.se/2016/08/67.html

در نوار گفتگوی آیت‌الله منتظری با اعضای هیأت کشتار آمده است:‌

«ما با برادرانی که در زندان بودند مشورت می‌کردیم»

مسئولان فرقه رجوی که هیچ شرم و حیایی ندارند و پیشتر در قرارگاه اشرف دست در خون و شکنجه‌ بهترین فرزندان مردم ایران داشتند و از انجام هیچ جنایتی کوتاهی نکردند، «برادرانی که در زندان بودند» را تبدیل به «نفراتی که در زندان بودند» کرده‌اند تا ادعای رذیلانه‌ی خود را مطرح کنند.

منظور اعضای هیأت از «برادران»، بازجویان، دادیاران، مسئولان امنیتی زندان‌ها و کارشناسان وزارت اطلاعات است. و این سیاه‌دلان با تبدیل آن به «نفراتی» مدعی شده‌اند که من مبادرت به چنین کاری کرده‌ام.

«بیت رهبری» این فرقه در «اورسورواز» فرانسه، برای فرار از پیگیری حقوقی و گریز از تبعات سیاسی، ادعاهای بیشرمانه‌شان را ابتدا در یک ویلاگ جعلی منتشر کرده‌اند و سپس به بازنشر آن در سایت‌های تابعه‌‌شان پرداخته‌اند.

این ادعاهای رذیلانه در حالی صورت می‌گیرد که هیچ‌کس به اندازه‌ی من در ارتباط با کشتار ۶۷ و مستند‌سازی آن نکوشیده است. جدا از روزشمار کشتار ۶۷ در کتاب نه زیستن نه مرگ و اختصاص یک جلد از کتاب به وقایع آن دوران، یک کتاب تحقیقی همراه با عکس ۴۰۰ قبر زندانیان مجاهد در بهشت‌زهرا در جهت مستند کردن این کشتار کوشیده‌ام. ده‌ها گفتگو در مورد این کشتار داشته‌ام. در برنامه‌‌های اختصاصی رادیو تلویزیون‌های مختلف شرکت کرده‌ام و از سخنگویان و شاهدان دادگاه مردمی «ایران تریبونال» بوده‌ام و یک در تهیه فیلم «آن‌هاکه گفتند نه» و چندین فیلم دیگر مشارکت داشته‌ام. در تحقیق قاضی جفری رابرتسون و دیگر تحقیق‌های صورت گرفته در ارتباط با کشتار ۶۷ یکی از منابع اصلی‌ بوده‌ام.

اکثر عکس‌هایی که در این به اصطلاح افشاگری «فرقه صاحب‌مرده» آمده، از نوشته‌های من برداشته شده بدون آن که به منبع آن اشاره کنند.

این فرقه‌ی تاریک اندیش، که کوچکترین تلاشی طی سالیان گذشته برای تکمیل اسناد مربوط به کشتار ۶۷ نداشته، سال‌ها حسنیعلی نیری رئیس هیأت کشتار ۶۷ را جعفر نیری معرفی می‌کرد که در سال ۱۳۶۴ در سانحه‌ی هوایی کشته شده بود.

من با نوشتن یک مقاله نام صحیح حسینعلی نیری را برای اولین بار افشا کردم.

http://www.irajmesdaghi.com/page1.php?id=104

این فرقه تا سال‌ها بعد حتی در کتاب‌ها و نشریاتش خیره‌سرانه همچنان او را جعفر نیری می‌خواند و حاضر به تصحیح اشتباه‌شان نبودند.

عکس نیری و اشراقی دو تن از اعضای هیأت کشتار ۶۷ را من برای اولین بار انتشار دادم .

http://www.bidaran.net/spip.php?article136

http://pezhvakeiran.com/maghaleh-29823.html

عکس مجتبی حلوایی عسگر و ‌اکبر کبیری آرانی را من انتشار داده و راجع به آن‌ها مقاله نوشتم.

http://www.irajmesdaghi.com/page1.php?id=294

http://www.irajmesdaghi.com/page1.php?id=290

در مورد سلیمی و علیرضا آوایی دو تن از مسئولان کشتار ۶۷ من مقاله نوشته با انتشار عکس هایشان در مورد سوابق و جنایاتشان توضیح دادم.

http://pezhvakeiran.com/maghaleh-35129.html

http://www.irajmesdaghi.com/maghaleh-542.html

عکس علی مبشری را برای اولین بار من انتشار دادم.

مجاهدین، مجید قدوسی را به غلط پسر آیت‌الله قدوسی معرفی می‌کردند. من با نوشتن مقاله ضمن انتشار نام صحیح وی که مجید ملاجعفر است توضیح دادم قدوسی نام مستعار اوست و عکس او را انتشار دادم.

http://www.pezhvakeiran.com/maghaleh-32496.html

http://www.irajmesdaghi.com/page1.php?id=301

در مورد غلامحسین بلندیان برای اولین بار من در فیلم «آن‌ها که گفتند نه» روشنگری کردم. در این فیلم بخشی از گفتگوی من با او که مخفیانه فیلم‌برداری شده بود انتشار پیدا کرد.

در مورد مهدی نادری فرد یکی از عوامل کشتار ۶۷ من پیشتر روشنگری کرده‌ام

http://irajmesdaghi.com/maghaleh-387.html

در مورد داوود لشکری (تقی عادی) یکی از عوامل کشتار ۶۷ هم من مطلب نوشته و نام اصلی او را فاش کرده‌ام

http://irajmesdaghi.com/maghaleh-387.html

این در حالی است که فرقه رجوی در جهت افشای عوامل کشتار ۶۷ هیچ کوششی به خرج نداده و این جا و آن‌جا از مطالب منتشر شده‌ی من بدون ذکر منبع استفاده می‌کند.

فرقه رجوی با کنار هم گذاشتن اسناد، مدارک و عکس‌هایی که منتشر کردم و قرار دادن عکس من در میان مسئولان کشتار ۶۷، مدعی‌ شده‌ است من هم یکی از اعضای هیأت کشتار ۶۷ بوده‌ام.

به این لینک نگاه کنید تا متوجه شوید تمامی عکس‌ها را مجاهدین از مطلب من سرقت کرده‌اند:

http://pezhvakeiran.com/page1.php?id=122

این فرقه صاحب‌مرده که کوچکترین تعهدی به بیان حقایق دهه‌ی ۶۰ ندارد، برای عقب نماندن از قافله و این که مثلا نشان دهد کاری کرده است، تنها مبادرت به انتشار عکسی تحت نام «قاضی محمد مقیسه» کرده که آن هم ربطی به وی ندارد و ادعای ابلهانه است. این عکس مربوط به موسی‌الرضا مقیسه است. من قبلا راجع به این فرد توضیح داده بودم.

http://www.aftabir.com/photoblog/photo/5367

موسی‌الرضا مقیسه دادستان و قاضی دادگاه های بروجرد و دورود بود که نقش عمده ای در سرکوب و جنایت در لرستان داشت و در فروردین ۱۳۶۳ احتمالا توسط مجاهدین کشته شد! حالا این فرقه که هیچ صاحبی ندارد وی را به عنوان قاضی محمد مقیسه که مشغول جنایت است معرفی می‌کند.

برادر موسی الرضا مقیسه، محمدتقی مغیثی است که مدت ها رئیس شورای سرپرستی زندان های کشور، دادستان کل استان لرستان، رئیس کل دادگستری استان لرستان، مشاور ارشد نخست وزیر، معاون حقوقی بنیاد شهید ، قاضی دادسرای انتظامی قضات و مستشار دادگاه های تجدید نظر دیوان عدالت اداری بوده است.

در مورد شیخ محمد مقیسه من به اندازه کافی نوشته‌ام. اما عکس او در جایی نیست و من همچنان می‌کوشم عکس او را به دست آورم.

http://www.irajmesdaghi.com/maghaleh-554.html

فرقه‌ی رجوی که خود دست به خون و جنایت آلوده، مطلقاً صلاحیت اظهار نظر راجع به قربانیان کشتار ۶۷ که قرابت و سنخیتی با آن‌ها نداشتند ندارد. مسئولان این فرقه می‌بایستی به عنوان ارتکاب اعمال جنایتکارانه در مقابل عدالت پاسخگو باشند.

این فرقه تعدادی از کسانی را که از راهروهای مرگ در سال ۱۳۶۷ جان به دربرده بودند در زندان‌های اشرف به بند کشید و یا در اقدامی خائنانه تحویل رژیم خمینی داد.

ایرج مصداقی جمعه ۲۲ مرداد ۱۳۹۵

منبع:پژواک ایران

سازمان مجاهدین خلق و تصفیه حساب شنیع با مخالفین

حنیف حیدرنژاد، دوازدهم اوت 2016
لینک به منبع

پس از انتشار نوار صوتی آیت الله منتظری در رابطه با کشتار زندانیان سیاسی در تابستان 1367، رسانه های عمومی بطور بی سابقه ای به این موضوع توجه نشان می دهند. این نخستین بار در سه دهه گذشته است که توجه به این موضوع اینچنین گسترده است. این خواست جان به دربردگان، خانواده های قربانیان و فعالین حقوق بشری بود که این جنایت نباید به فراموشی سپرده شود. توجه و حساسیت افکار عمومی به این موضوع فرصت مناسبی برای آن است که تا آنجا که راه کارهای بین المللی اجازه می دهند سران جمهوری اسلامی به پاسخگوئی کشانده شوند. درست در چنین زمانی و در حالی که نگاه ها بر سران جمهوری اسلامی متمرکز شده است، سازمان مجاهدین خلق در تلاش است تا تمرکز بر روی جانیان و کارگذاران این کشتار بزرگ را منحرف و بدین ترتیب عملا آنها را از پاسخگوئی فراری می دهد.

سازمان مجاهدین خلق با انتشار مطلبی در یکی از سایت های غیر رسمی خود عکسی از ایرج مصداقی، از زندانیان سیاسی سابق را در کنار عکس هائی از اعضای هیئت مرگ و برخی از جانیان رژیم جمهوری اسلامی قرار داده است.[1] این سازمان در متن پیاده شده ی سخنان آقای منتظری، واژه “برادارنی” را حذف و بجای آن “واژه “نفراتی” را قرار داده و سپس می نویسد: “یکی از نفرات هیئت مرگ میگوید «ما با نفراتي كه در زندان بودند مشورت مي كرديم» این نفرات چه کسانی بودند. آیا تواب تشنه به خون ایرج مصداقی که اکنون در لباس صدای بازجویان و زندانبانان اوین در همه جا ظاهر میشود و سعید شاهسوندی و… نیز یکی از آنها میباشند؟ وضعیت شاگرد جلاد که مشخص است ولی بنا به اعترافات ایرج مصداقی نیز در زندان تعهد اطلاعاتی داده بود و درست به همین دلیل هم او در اوج پستی و حقارت جان کثیفش را بدر برده است و اکنون به آرمان همان سربداران با خشم و کینه حیوانی چنگال می کشد.”

سازمان مجاهدین اگرچه ادعا دارد که با جمهوری اسلامی مبارزه می کند، اما نشان داد که فرصت بزرگِ به پاسخگوئی کشاندنِ رهبران جمهوری اسلامی در قبال کشتار بزرگ سال 67 را به فرصتی برای تصفیه حساب با مخالفین خود بدل کرده است. این سازمان با وجود همه امکاناتی که دارد نتوانست و نخواست که در سه دهه گذشته موضوع کشتار زندانیان سیاسی را در عرصه بین المللی بطور جدی دنبال کند. ایرج مصداقی اما که خود ده سال در زندان های جمهوری اسلامی بوده و انواع شکنجه را تحمل کرده است موفق شد با همکاری برخی از جان به دربردگان و زندانیان سیاسی سابق، آنهم با وجود همه کمبودها و کاستی ها اما با حمایت بسیاری از اعضای خانواده های جان به دربردگان و زندانیان سیاسی سابق، کمپین “ایران تریبونال”[2] را سازماندهی کند. دادگاهی سمبلیک که با حضور حقوق دانانی برجسته و با استناد به شهادت شاهدین بسیار، جمهوری اسلامی را در رابطه با کشتار سال 67 مسئول معرفی کرد.[3] سازمان مجاهدین خلق اما، بجای مبارزه با جمهوری اسلامی، تلاش خود را بر مبارزه و حذف مخالفین و منتقدین خود متمرکز کرده است.

دست کاری، تغییر و تحریف سندِ تاریخی بسیار مهمِ سخنان آقای منتظری در ارتباط با کشتار زندانیان سیاسی در سال 67 که بطور گسترده در اینترنت و شبکه های اجتماعی منتشر شده و برای همه مردم قابل دسترس و قابل تطبیق دادن است نشان می دهد که سازمان مجاهدین خلق برای رسیدن به اهداف خود از هر شیوه ای برای فریبکاری افکار عمومی در جهت توهین و اتهام زدن به مخالفین و جداشدگان خود استفاده می کند. براستی یک تشکیلات سیاسی تا کجا باید بی اعتبار و شنیع باشد که خون هزاران زندانی سیاسی و درد و رنج جان بدربردگان و خانواده این قربانیان را وسیله تصفیه حساب های خود با مخالفینش قرار دهد. چنین تشکیلاتی بی اعتبار تر از آن است که مدعی مبارزه با جمهوری اسلامی باشد.

مطلب منتشر شده در سایت وابسته به سازمان مجاهدین خلق همچنین به آقایان همنشین بهار (محمد جعفری) و سعید شاهسوندی اتهام می زند که “همدست” قاتلین هستند. دلیل این اتهام زنی سلسه گفتگوهای همنشین بهار با سعید شاهسوندی است که در آن تاریخچه سازمان مجاهدین و برخی رویدادهای مهم مربوط به این سازمان مرور می شوند. سازمان مجاهدین که در نوشته ها و سخنرانی های رهبرانش مدعی است که اصل “برائت” را قبول دارد، نشان داده که به راحتی و بی آنکه هیچگونه صلاحیت قضائی داشته باشد و بدون هیچ سند و مدرکی به هر کس که بخواهد اتهام می زند. این یک شیوه مافیائی برای ترور شخصیت و ترساندن مخالفین با هدف به سکوت کشاندن آنهاست. روشی که البته تاکنون نتیجه نداده و تنها باعث بی اعتباری هرچه بیشتر این تشکیلات شده است.

در ارتباط با کشتار زندانیان سیاسی و جنایات رژیم جمهوری اسلامی باید تلاش تمام شخصیت ها و سازمان های سیاسی بر روی رژیم جمهوری اسلامی متمرکز باشد. هرگونه وسیله قرار دادنِ خون اعدام شدگان برای تصفیه حساب های شخصی و گروهی عملی است شنیع که باید محکوم شده و تقبیح گردد.

حنیف حیدرنژاد

22 مرداد1395/ 12 آگوست 2016

http://www.hanifhidarnejad.com

توضیح: سایت وابسته به سازمان مجاهدین خلق از بعد از ظهر روز جمعه 22 مرداد 1395/ 12 آگوست 2016 متن مرتبط با ایرج مصداقی که در نوشته ی حاضر به صورت نقل قول به آن اشاره شده و نیز عکس او در کنار جانیان را حذف کرده است.[4]

منابع:

1.

http://pezhvake-iranzamin.blogspot.se/2016/08/67.html

2.

http://www.irantribunal.com/index.php

3.

http://www.irantribunal.com/index.php/support-us

4.

http://pezhvake-iranzamin.blogspot.se/2016/08/67.html

مطلب مرتبط از ایرج مصداقی

ادعای جدید فرقه «صاحب‌مرده» رجوی منبی بر عضویت من در هیأت کشتار ۶۷

http://pezhvakeiran.com/maghaleh-80657.html

منبع:پژواک ایران

روحی پلید

سعید جمالی، دوازدهم اوت 2016
لینک به منبع

نمیدانم مسعود رجوی هنوز در قید حیات فیزیکی است یا خیر اگر چه همه قرائن نشان میدهند ـ آنچنان که در عالم سیاست ـ مردار شده است.

…. اما فرقی نمی کند، این روح پلید در بود و نبودش معنایی جز خیانت، دروغ و تهمت و مزدوری چیزی نبود و نیست.

تهمت های ناروایی که از این روح و روان پریش جاری میشود هیچ حد و مرزی ندارد. قلب انسان از اینهمه آلودگی و ناجوانمردی بدرد می آید، و باز آدم از خودش سوال میکند: خدا مگر میشود اینهمه بی شرمی و دروغ و آلودگی؟!

مزخرفاتی که امروز درباره ایرج مصداقی منتشر کرده اند جز اشمئزاز هر چه بیشتر از این جریان آلوده بر نمی انگیزد. کسی که به سهم خود دست در خون بسیاری دارد، از سر کین حیوانی اش آدرس اشتباهی میدهد تا رد گم کند.

نام ایرج مصداقی با نام شهدای زندان و افشاء جنایات رژیم گره خورده است. او تمامی زندگی اش را وقف این راه نموده است. بیچاره آنان که از دل سیاهی و ظلمت به خورشید چنگ می کشند.

حساب مسعود رجوی و باند مافیائی اش با مردم ایران، با این سرزمین، با تاریخ این سرزمین و همه افراد و گروههای مبارز روشن است. خوب است اگر هنوز کسی از این جریان بخاطر منافع حقیرش هواداری میکند، از این همه «شاهد» درس عبرتی گرفته و بیش از این خود را آلوده نکند. باقی ماندن در کنار این جریان، دیگر، بیان سقوط تمام عیار اخلاقی است.

باقی ماندن در کنار این جریان جز باقی ماندن در کنار لعنت شدگان تاریخ این سرزمین نیست.

سعید جمالی

منبع:پژواک ایران

*** 

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=25799

بدون شرح!‌ آیا مسعود رجوی پاسخی برای این اسناد دارد؟ 

 Massoud Rajavi before revolution 1ایرج مصداقی، پژواک ایران، چهارم ژوئیه ۲۰۱۶:…  آن‌چه در زیر مشاهده می‌کنید اسناد محرمانه ساواک در مورد مسعود رجوی است که هیچگاه اصالت آن توسط او و نزدیکانش زیر سؤال برده نشد. از نظر من مسعود رجوی پس از دستگیری در بازجویی‌های ساواک از خود ضعف و سستی نشان داده بود. تصور کنید اسناد زیر یا بسیار سست‌تر و ضعیف‌تر از آن‌ها علیه یکی از چهره‌های مخالف مسعود رجوی انتشار یافته بود آیا او و نزدیکانش  … 

مسعود رجوی دادگاه شاه سی  فروردین ۱۳۵۱، یادآور چهل و چهارمین سال خیانت مسعود رجوی به بنیاگذاران سازمان

لینک به منبع

بدون شرح!‌ آیا مسعود رجوی پاسخی برای این اسناد دارد؟

پس از انتشار گفتگوی من با آقای پرویز معتمد و اشاره کوتاه ایشان به مسعود رجوی و همکاری او با ساواک که منجر به تخفیف مجازات او شد، نامبرده با بسیج تمامی امکاناتش ضمن انکار ضعف و سستی در بازجویی‌های ساواک می‌کوشد من را که در مقام گفتگوگر بوده ام به همکاری با دستگاه اطلاعاتی و امنیتی رژیم جمهوری اسلامی متهم کند! مسعود رجوی نه شرافتی دارد و نه پرنیسیبی و توقع انصاف از او بی‌جاست. او در خیانت به آرمان شهدا و رنج‌دیدگان و همچنین منافع ملی از مرزهای بسیاری عبور کرده است. بدیهی است آقای معتمد مسئول گفته‌هایشان هستند و نه من که در ابتدای گفتگو نیز آن را به روشن ترین وجه مطرح کرده ام.

آن‌چه در زیر مشاهده می‌کنید اسناد محرمانه ساواک در مورد مسعود رجوی است که هیچگاه اصالت آن توسط او و نزدیکانش زیر سؤال برده نشد.

از نظر من مسعود رجوی پس از دستگیری در بازجویی‌های ساواک از خود ضعف و سستی نشان داده بود.

تصور کنید اسناد زیر یا بسیار سست‌تر و ضعیف‌تر از آن‌ها علیه یکی از چهره‌های مخالف مسعود رجوی انتشار یافته بود آیا او و نزدیکانش آبرو برای او باقی می گذاشتند؟ آیا به او فرصت دفاع از خود می دادند؟ آیا توضیحات او را می پذیرفتند؟

گفتنی در مورد این اسناد بسیار است و از زوایای گوناگون می توان آن‌ها را مورد بررسی قرار داد اما فعلا به طرح پرسش و انتشار بدون شرح آن‌ها اکتفا می‌کنم.

مسعود رجوی می‌تواند تمام اعوان و انصارش را برای تأیید خود به صحنه بیاورد. داستان جعل کنند. خاطره بگویند. از «قهرمانی‌» های او بگویند اما با این اسناد «محرمانه» که گزارشات داخلی ساواک است چه می‌کنند؟

مدارک خیانت مسعود رجوی به سازمان مجاهدین خلق

به: ریاست اداره دادرسی نیروهای مسلح شاهنشاهی (دادستانی)

از: ساواک

شماره: ۳۱۲/۶۵۵

تاریخ ۵۱/۱/۲۸

درباره مسعود رجوی فرزند حسین

پیرو شماره ۵۰/۹/۱۶-۳۱۲/۷۶۱۱

نامبرده بالا که در دادگاه‌های بدوی و تجدید نظر آن اداره باعدام محکوم گردیده از همکاران این سازمان بوده که در جریان کشف سازمان آزدیبخش ایران همکاریهای ارزنده و موثری داشته است. مراتب جهت آگاهی اعلام میگردد.

رئیس سازمان اطلاعات و امنیت کشور- ارتشبد نصیری

مدارک خیانت مسعود رجوی به سازمان مجاهدین خلق

مدارک خیانت مسعود رجوی به سازمان مجاهدین خلق

*** 

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=25632

مهدی سامع سرباز «ولی فقیه» در غیبت و «ارتجاع مغلوب» (+ آقای سامع چند بار با من ملاقات کردید؟) 

 ایرج مصداقی و پرویز معتمد، پژواک ایران، هفدهم ژوئن ۲۰۱۶:…  ذکر این نکته لازم است که آخرین دیدار مهدی سامع با آقای پرویز معتمد در شب چهارشنبه سوری گذشته در فرهنگسرای پویا با حضور آقایان عباس بختیاری مدیر فرهنگسرا و محمدرضا شاهید خبرنگار صدای آمریکا صورت گرفت. مهدی سامع از اولین دیدار از نقش آقای پرویز معتمد در پیگیری و تعقیب و مراقبت حمید اشرف و دیگر چریک‌های فدایی خلق و مجاهدین آگاه بود. پیشتر … 

ایرج مصداقی: داستان «استاد ادبیات از خراسان سرفراز» و «دیپلمات اسکاندیناوی»ایرج مصداقی: داستان «استاد ادبیات از خراسان سرفراز» و «دیپلمات اسکاندیناوی»

گزارش ۹۳ / واکاوی و بررسی فرهنگ و رفتار توتالیتاریستی مسعود رجویگزارش ۹۳ / واکاوی و بررسی فرهنگ و رفتار توتالیتاریستی مسعود رجوی

مهدی سامع سرباز «ولی فقیه» در غیبت و «ارتجاع مغلوب»

ایرج مصداقی، پژواک ایران
لینک به منبع

پس از انتشار یک سلسله گفتگوی من با آقای پرویز معتمد مسئول تیم‌های تعقیب و مراقبت ساواک، مهدی سامع در یک فرار به جلو به اشاره‌ی مسعود رجوی و «بیت رهبری» در اورسورواز، پا به میدان نهاد تا بلکه افتضاحات صورت گرفته را جمع و جور کند. او که پیشتر ۵ ملاقات با آقای پرویز معتمد در کافه‌های پاریس داشت و ایشان را به صرف قهوه دعوت می‌کرد و می‌کوشید او را به دیدار محسن رضایی یکی از مسئولان «بیت رهبری» مغلوب در اورسورواز ببرد، یکباره خواب نما شده و در مقاله‌ی شریرانه‌ای که در سایت‌های مجاهدین و سایت خودش انتشار یافت و توسط دلدادگان «ارتجاع مغلوب» در تلگرام و فضای مجازی انتشار یافت، مدعی کشف «جعلیات ساواکی و ساوامایی (معتمد – مصداقی) شد. او در مقاله‌ی مذکور با حماقتی عجیب به انتشار نامه‌ی آقای پرویز معتمد به مجاهدین که در اختیار او گذاشته شده بود، دست زد. من پیشتر در گفتگویی که با آقای معتمد داشتم تأکید کرده بودم که کپی نامه مزبور را دیده‌ام و همین کافی بود تا او مجبور به انتشار آن شود چرا که می‌‌ترسید من شخصاً آن را انتشار دهم.

ذکر این نکته لازم است که آخرین دیدار مهدی سامع با آقای پرویز معتمد در شب چهارشنبه سوری گذشته در فرهنگسرای پویا با حضور آقایان عباس بختیاری مدیر فرهنگسرا و محمدرضا شاهید خبرنگار صدای آمریکا صورت گرفت. مهدی سامع از اولین دیدار از نقش آقای پرویز معتمد در پیگیری و تعقیب و مراقبت حمید اشرف و دیگر چریک‌های فدایی خلق و مجاهدین آگاه بود.

پیشتر در مقاله‌ی «مهدی سامع و سه تفنگدارش» اشاره‌ی کوتاهی به همراهان او و مسئولان «سازمان چریک‌های فدایی‌ خلق» که او مقام «سخنگویی» اش را سه دهه است که یدک می‌کشد، داشتم.

http://pezhvakeiran.com/maghaleh-78928.html

در گفتگوی حاضر به سوابق او و جیره‌خوارشی از «بیت‌المال» تحت اختیار «ولی فقیه مغلوب» و در «غیبت» و چگونگی باز کردن دکان و محل درآمدی که از آن به عنوان «سازمان چریک‌های فدایی خلق» یاد می‌کند، اشاره می‌کنم.

تارهای عنکوبتی از مهدی سامع تا کامران دانشجو در گفت و گو با ایرج مصداقی


https://youtu.be/C0D3H-hx1XU

ایرج مصداقی

۱۶ ژوئن ۲۰۱۶

(پایان)

آقای سامع چند بار با من ملاقات کردید؟

پرویز معتمد، پژواک ایران
لینک به منبع

جناب آقای مهدی سامع

شما را از چندی قبل از حادثه سیاهکل می‌شناسم. آخرین بار هم در عصر چهارشنبه سوری سال ۱۳۹۴ شما را ملاقات کردم. البته ذکری از آن در نامه‌تان نکرده‌اید. ما یک ملاقات نکردیم. من که از شما مسن تر هستم کلیه ملاقات‌ها را با جزئیات یادم هست. کتمان تعداد ملاقات‌هایتان با من ناشی از چیست؟

شما در نامه تان ادعاهای من را تصدیق کرده‌اید، «توطئه ساواکی – ساوامایی» یعنی چی؟ چه توطئه‌ای قرار بود علیه مجاهدین بکنم؟ اگر توطئه بود چرا زودتر نگفتید.

من قبل از شهید شدن ۳۷- ۵۲ – ۱ نفر (مجموعاً ۹۰ نفر) مجاهد، خبری داشتم که مایل بودم با کمک این سازمان (نه شما) ، مانع آن شوم. به همین دلیل مورد را با شما مطرح کردم. مایل بودم با محمد شمس و محمد حیاتی که من را می‌شناختند مورد را با مسئول اطلاعاتی مجاهدین باز کنم و طرحی را آماده و به اتفاق بکوبیم تو سر سید علی.

شما پیشنهاد کردید بدیدن محسن رضایی برویم در شهرک پُن تواز،‌ من قبول کردم و به شما گفتم اجازه بدهید بعد از رسیدن نامه من، مادر گرامی ایشان و خود محسن را می‌بینم.

من قصدم از شروع تماس با مجاهدین، کمک به انسان ها بود و لازم می‌دیدم از کشتار آن‌ها جلوگیری کنم. این موضوع مربوط به ۳ ماه قبل از این کشتار بیرحمانه بود نه بعد از حادثه. بعد از حادثه شما را دیدم و تاریخ دقیق آن را ذکر کردم.

فرموده‌اید چرا از اول از طریق ایمیل با شما تماس نگرفتم. ایمیل شما را نداشتم. در عرایضم توضیح دادم کی و چگونه به دست آوردم.

آقای سامع ده‌ها مورد بود و هست و لازم می‌بینم با شما در هر رسانه‌‌ای ترجیحاً تلویزیون خودتان برخورد حضوری داشته باشم. قضاوتش با مردم. حتماً من اشتباه می‌کنم . به نظر شما اگر مستقل هستید بهتر نیست بر این بدگمانی‌ها پایان بدهیم و با حضور من فرمایشات‌تان را تکرار بفرمایید.

سپاسگزار شما

پرویز معتمد

شنبه ۱۱ ژوئن ۲۰۱۶

منبع:پژواک ایران

(پایان)

*** 

همچنین: