حمید صابری از قربانیان اخیر اسارتگاه اشرف

حمید صابری از قربانیان اخیر اسارتگاه اشرف

پور احمد ( عضو سابق ارتش آزادیبخش و مجاهدین خلق )، نیم نگاه، سی ام سپتامبر 2013: … وقتی شنیدم حمید صابری نیز ازجمله قربانیان اخیر در درگیری اشرف هست باورم نشد که چگونه و با چه ترفندی رجوی توانست حمید بغایت منتقد و ناراضی را متقاعد کند که بی دفاع و بی سلاح به بهانه فروش اموال بی مقدار در اشرف بماند و النهایه با برنامه ریزی و تحریک عراقیها به اتفاق شماری …

(Maryam Rajavi directly ordered the massacre of Kurdish people)

لینک به منبع

حمید صابری از قربانیان اخیر اسارتگاه اشرف

ایران ـ استان گیلان

پور احمد ( عضو سابق ارتش آزادیبخش و مجاهدین خلق ) : حمید صابری از قربانیان اخیر اسارتگاه اشرفدر تشکیلات مافیایی و مخوف رجوی از طرفی با کنترل ذهن و مغزشویی و از طرف دیگر با اعمال فشارهای روحی و روانی و در صورت لزوم فیزیکی ، مافوق طاقت و توان انسان و در اشل مافوق تصور روی قربانیان خصوصا اعضای ناراضی ظلم وستم رفته است.

در این خصوص اعضای ناراضی قدیمی و با سابقه و مسئول تر ، بسا بیشتر و بطور مضاعف از این نعمت! رهبری مجاهدین برخواردار بوده و هستند و خواهند بود.

وقتی شنیدم حمید صابری نیز ازجمله قربانیان اخیر در درگیری اشرف هست باورم نشد که چگونه و با چه ترفندی رجوی توانست حمید بغایت منتقد و ناراضی را متقاعد کند که بی دفاع و بی سلاح به بهانه فروش اموال بی مقدار در اشرف بماند و النهایه با برنامه ریزی و تحریک عراقیها به اتفاق شماری دیگر به قربانگاه بفرستد.

آشنایی ام با حمید برمی گردد به مقطع طلاق اجباری درسال ۱۳۶۹درمناسبات درونی سازمان که وی قبل از من در سری دوم وارد نشست انقلاب! شده بود و به اصطلاح از آن واقعه عبور کرده بود! یعنی پذیرفته بود که تحت عنوان انقلاب ایدئولوژیک به دستور شخص رجوی و با معرکه گیری مریم قجر از همسرش جدا شده و حلقه ازدواجش را درهمان جلسه تحویل رجوی بدهد و پس از آن به این سری از آدمها اطلاق میشد “انقلاب کرده “!.

به خاطر اینکه خودم درجریان روند همان جلسات مبتلا به همین موضوع بودم و چون متاهل نبودم می بایست هرآنچه از زن و زندگی در ذهن داشتم طلاق می دادم با فشار مضاعفی روبرو بودم و اینجا بود که در حاشیه جلسه از حمید مشاوره خواستم و اینکه بعنوان یک انقلاب کرده از تجاربش استفاده کنم.

ابتدا به ساکن حمید خیلی تقلا و تلاش کرد که مرا سر موضوع انقلاب و طلاق اجباری متقاعد و مجاب کند و لیکن وقتی با مواضع من بیشتر آشنا شد که نمی توانم توجیهات من درآوردی رجوی را سر طلاق اجباری و از هم گسستن خانواده را بپذیرم و هضم کنم النهایه به من گفت کوتاه بیا و مثل خیلی های دیگر ازجمله خودم این بحث درونی را بپذیر و خودت را راحت کن و برای خودت مساله و مشکل ایجاد نکن که عواقب و مشکلاتش برایت خیلی گران و سنگین تمام می شود!

فرقه ها مرزهای غیرقابل عبور ترسیم کرده ، اعضایشان را به طرق مختلف کنترل می کنند و به کسانی که می خواهند فرقه را ترک کنند تحت عناوین بریده ، مزدور و خائن حمله می کنند

فرقه ها مرزهای غیرقابل عبور ترسیم کرده ، اعضایشان را به طرق مختلف کنترل می کنند و به کسانی که می خواهند فرقه را ترک کنند تحت عناوین بریده ، مزدور و خائن حمله می کنند

رجوی گفته بود که از این پس تمام مسئولیتها و رده های تشکیلاتی قبلی ملغی و رده تشکیلاتی با موضع مسولیت جدید به کسانی ابلاغ می شود که بتوانند از انقلاب مریم! عبور کرده باشند و عضو سازمان بشوند که با این خط یکروز دیدم که حمید ارتقاء رده یافته و بعنوان فرمانده تیپ سازماندهی شده است! و خودم نیز بعنوان انقلاب کرده در موضع فرمانده دسته سازماندهی شدم.

نه اینکه سازماندهی و ابلاغ رده تشکیلاتی جدید متاثر از عبور افراد از جلسات انقلاب بغایت فرمالیته و بی محتوا بود ، دیری نپایید که حمید سر بحث انقلاب و خصوصا طلاق اجباری همسرش بغایت متناقض شده بود و عملا خلع مسولیت شده و بعنوان عضو یگان پشتیبانی به کارخدماتی مشغول شده بود و طبعا فشار مضاعفی را از جانب سران تشکیلات متحمل می شد.

یادم نمیرود که در سال ۱۳۷۴ در جریان جلسات موسوم به حوض که در واقع دادگاهی بود که اعضای ناراضی به توسط شخص رجوی مورد بازجویی قرار می گرفتند؛ دیدم حمید را سوژه کردند و هرچه توانستند به واسطه جمع به وی با فحش و ناسزا هجوم بردند و مورد آزار و اذیت قرار دادند و چون دیدند حمید کوتاه نمی آید به یک ترفند مزورانه کثیفی متوسل شدند شاید که حمید تحت تاثیر قرار گرفته و به جوال رجوی در بیاید.

داستان بدین صورت بود که ناگهان رجوی به جمع مهاجم که با لمپنیسم تمام متاثر از فرهنگ خودش علیه حمید یقه درانی و فحاشی می کردند ، تذکر داد که شلوغ نکنید چونکه پشت خط از فرانسه از مقر اور مریم را داریم که میخواهد با حمید صحبت کند!

در ادامه جلسه مقداری از التهاب افتاد و همه ساکت شدند تا مریم قجر با سناریوی از پیش تعیین شده بتواند به کمک رجوی آمده و حمید را خام کند. با وجود تقلا و تلاش بسیار زیاد مریم قجر در راستای مجاب سازی ، سوژه جلسه لب ازلب نگشود و زیر بار نرفت. النهایه مریم قجر در منتهای ضعف و زبونی و از سراستیصال به حمید صابری گفت ” یعنی تو بخاطر زن و زندگی می خواهی برادر ( رجوی ) را در صحنه جنگ تنها بگذاری!؟ آیا میدانی کسی که رهبرعقیدتی خودش را تنها بگذارد عاقبت به خیر نمی شود!؟ حال خود دانی و این جمع هست که می بایست برایت تصمیم بگیرند!

صحنه خیلی وحشتناک شده بود و جمع حاضر در جلسه به واسطه سخنان تحریک برانگیز مریم قجر خیلی جری شده بودند و یک نفس و مستمر به سوژه جلسه فحش و ناسزا می دادند و نزدیک بود که با هجوم جمع ، حمید زیر مشت و لگد گرفته شود که رجوی که تا آن لحظه روی صندلی اش لمیده بود وارد بحث شد و سعی کرد از تشنج جلسه بکاهد و در ادامه گفت : که از این پس وی نه یک مجاهد خلق بلکه میتواند بعنوان یک پناهنده! نزد ما بماند ، چونکه ازخارجه خبری نیست که بخواهیم وی در آنجا به زندگی عادی برود!.

حمید دیگر تصمیمش را گرفته بود و از آن تاریخ تا لحظه قربانی شدنش همواره در یگانهای پشتیبانی به کارهای صعب و سخت گمارده می شد و بیهوده از عمرش مایه گذاشت.

سالیان دراز در دوران رژیم استبدادی صدام افراد در قرارگاه اشرف تحت اسارت سران مجاهدین و شستشوی مغزی بودند

سالیان دراز در دوران رژیم استبدادی صدام افراد در قرارگاه اشرف تحت اسارت سران مجاهدین و شستشوی مغزی بودند

شرح ملاقات با خانواده حمید صابری

پر واضح است که در قدم اول اعضای ناراضی از قربانیان اصلی مناسبات مخوف و فرقه ای رجوی خائن هستند و عمرشان را تباه می کنند و لیکن خانواده های اعضای گرفتار در فرقه رجوی از این امر مستثنی نیستند و خود نیز از جانب رجوی بسا رنج و مشقت متحمل شدند و لابد مخاطبانم واقفند که همین خانواده ها ازجمله خانواده حمید صابری سالیان بود که نتواسنتند با عزیزشان ملاقاتی داشته باشند و هستند خانواده هایی که نتوانستند ولو دقایقی با تلفن با جگرگوشه هایشان صحبتی داشته باشند. بگذریم که حمید در خلال سالیان حضورش در فرقه رجوی توانسته بود چند بار با خانواده اش تماس داشته باشد و از خانواده اش درخواست پول بکند و به نوعی رجوی از کانال حمید می خواست بدین صورت از خانواده اش اخاذی کند که البته با هشیاری اعضای خانواده اش ، رجوی موفق به دزدی و اخاذی نشد و سرش به سنگ خورد.

در ملاقات صورت گرفته ، آقای رحمت صابری از بابت مرگ عزیزشان بغایت متاثر شدند و رجوی را مورد لعن و نفرین قراردادند که مسبب و عامل مرگ عزیزشان بوده و هیچگاه این خائن را نمی بخشند.

انجمن نجات گیلان ضمن همدردی ، مصیبت وارده را به خانواده محترم صابری تسلیت عرض نموده و برایشان صبر و شکیبایی آرزومند است و امید دارد که به واسطه خونخواهی خانواده های دردمند و آسیب دیده ، مسبب اصلی این جنایت که کسی جز رجوی نیست به پای میز محاکمه کشانده شود.

لازم به ذکراست که متعاقب انتشار خبر درگیری در اشرف و قربانی شدن شماری از اعضای نگون بخت رجوی ، خانواده محترم صابری از قربانی شدن عزیزشان با خبر شدند و بلافاصله ضمن مراجعه به دفتر انجمن نجات گیلان درصدد کسب جزئیات خبر شدند که پس از به اشراف رسیدن نسبت به وقایع تاسف بار اشرف بسیار متاثر شدند و اذعان داشتند که عزیزمان برغم اینکه سالیان از رجوی بریده بود و از قضا اقامت فرانسه را هم داشت، رجوی اجازه خروج از اشرف را به عزیزمان نداد و کاری کرد که وی به اتفاق شماری دیگر قربانی مطامع جاه طلبانه رجوی بشود.

این خانواده داغدار در ادامه افزودند که حمیدمان به دستور رجوی و بطور اجباری همسرش را طلاق تشکیلاتی داد و حتی موفق نشد دیگر فرزندش را ملاقات کند که ما از این همه دیکتاتوری رجوی متحیر و متعجب هستیم که چگونه در قرن حاضر که توام با پیشرفت تکنولوژی است و نفی خشونت و فوران دموکراسی ، چگونه رجوی عده ای را محصور و مغزشویی کرده و توانسته به اسارت خودش دربیاورد و سرانجام آنها را قربانی خودش بکند.

آقای رحمت صابری پدر ۸۲ ساله حمید که از بابت از دست دادن فرزندش که بسیار متاثر شده بود ، زیر لب فقط رجوی را لعن و نفرین می کرد که چرا فرزندش را از وی گرفته است.

خانواده مصیبت دیده صابری در پایان از مجامع بین المللی و تمام وجدانهای بیدار و آگاه بشری مجدانه خواستار استمداد شدند و اینکه اجازه ندهند که بیش از این رجوی بخواهد و بتواند سایر اسیران دربندش را این بار درلیبرتی به قربانگاه بفرستد.

توضیح :

دو نامه خانواده مصیبت دیده صابری بنا به درخواست آقای رحمت ( پدر ) و خانم حمیده صابری ( خواهر ) جهت روشنگری اذهان و اطلاع رسانی فردا در سایت نیم نگاه درج خواهد شد.

تیم مدیریت سایت نیم نگاه

چرا مجاهدین خلق از یک سازمان سیاسی مبدل به یک سکت و فرقه تبهکار ، خشونت طلب و تروریستی شدند؟

چرا مجاهدین خلق از یک سازمان سیاسی مبدل به یک سکت و فرقه تبهکار ، خشونت طلب و تروریستی شدند؟

ببنا به شهادت جدا شدگان مجاهدین ، ساکنین کمپ لیبرتی تحت فشار و کنترل ذهنی و فیزیکی سران فرقه رجوی قرار دارند

همچنین:

نتانیاهو و مریم رجوی یک توهم ، یک بستر

2013/09/25 by

آرش رضایی ( عضو سابق مجاهدین خلق )، نیم نگاه، بیست و پنجم سپتامبر ۲۰۱۳: …  مواضع سخیف و ضد مردمی مجاهدین در سالهای پس از انقلاب ایران نشان داده است مریم رجوی و سایر سران مجاهدین خلق به منافع ملی ایرانیان هرگز اهمیتی نداده اند و همواره سعی کرده اند تا با جلب کمک […]

مصاحبه و گفتگوی سایت نیم نگاه با آقای محمد رزاقی عضو سابق ارتش آزادیبخش و مجاهدین خلق ـ ساکن پاریس ـ قسمت یازدهم

2013/09/24 by

نیم نگاه، بیست و چهارم سپتامبر ۲۰۱۳: … این زنان و اکثر زنان در فرقه رجوی در حقیقت ۲ بار قربانی شده اند یکبار در اسارت فرقه رجوی بودن و یک بار هم مورد سوء استفاده جنسی رجوی قرار گرفتن. این درد را بیشتر می کند این همان چیزی هست که اوج شقاوت و زنبارگی […]

تلاطم شکست و خشم

2013/09/22 by

نیما میهن دوست ( عضو سابق ارتش آزادیبخش و مجاهدین خلق )، نیم نگاه، بیست و دوم سپتامبر ۲۰۱۳: … بیش از بیست روز از حمله گروه شعبانیه (منبعث از قیام مردم کربلا در زمان صدام حسین) میگذرد. ۵۲ کشته گروه مجاهدین روی دست رهبری سازمان مانده است. فرمانده اطلاعات سازمان گیتی گیوه چیان ، […]