حوادث 19 فروردین ، محصول حماقت درتوهین به خانواده ها و ایزوله شدنتان بود!

حوادث 19 فروردین ، محصول حماقت درتوهین به خانواده ها و ایزوله شدنتان بود!

صابر از تبریز ( امضاء محفوظ)، دهم آوریل 2015:…   مردم ایران با مسئله ای بنام مجاهدین خلق انس والفتی ندارند و تنها این خانواده های خسران دیده ازجاه طلبی های مسعود رجوی ومریم تابان هستند که نگران ازسرنوشت فرزندان به گروگان گرفته شده ی خود ، حساسیتی به موضوع داشته ومشکلی بنام فرقه ی رجوی دارند!  این خانواده های متضرر، سالها درجلوی قرارگاه اشرف متحصن شده وبادرک اوضاع عراق …

خواسته بحق خانواده ها از ارگانهای بین المللی (آلبانی ۸۰۰ نفر دیگر را قبول کرد. رجوی سنگ اندازی می کند)

(با تشکر از صابر دریافت شد – ایران انیترلینک)

حوادث 19 فروردین ، محصول حماقت درتوهین به خانواده ها وایزوله شدنتان بود!

21/01/1394

رسانه های رجوی بیاد حوادث قابل پیشگیری 19فروردین 90 افتاده وبجای تحلیل درست علت العلل این حادثه ، به یاوه سرایی متداول خود روی آورده و چک بی محل دیگری بنام مردم ایران صادر کرد!

یکی ازنوشته های این گروه اصحاب کهف گونه که مانند برادران وخواهران القاعده ای وداعش شان ، در عین عقب ماندگی ذهنی از مدرنترین تکنیک ها هم در انتشار افکار مالیخولیایی خود استفاده میکنند ” 19فروردين1390؛ حماسه دفاع از آزادی و شرافت ملت ایران ” نام دارد که طی اولین سطر نوشته هایشان، ازحساب مردم خرج ولخرجی کرده اند:

” کشتار ۱۹فروردين90 در اشرف توسط دولت نوري مالکي يک صحنة مقدم رويارويي بزرگ ميان مردم ايران و فاشيسم مذهبي بود “.

درجواب این ادعا باید گفت که مردم ایران با مسئله ای بنام مجاهدین خلق انس والفتی ندارند و تنها این خانواده های خسران دیده ازجاه طلبی های مسعود رجوی ومریم تابان هستند که نگران ازسرنوشت فرزندان به گروگان گرفته شده ی خود ، حساسیتی به موضوع داشته ومشکلی بنام فرقه ی رجوی دارند!

این خانواده های متضرر، سالها درجلوی قرارگاه اشرف متحصن شده وبادرک اوضاع عراق ، برآن بودند که فرزندان خود را ملاقات نموده وضمن نهادن ملهمی گذرا بردردهای هجران چندین ساله تلنبار شده ی خود، واقعیات موجود را هم با آنها درمیان گذاشته وآنها را برای حفظ جانشان مددکار باشند.

اما مسئولین این اردوگاه با دستور گیری از شخص مسعود و مریم ، درمقابل این درخواست فوق ابتدائی خانواده ها مقاومت کرده وبدتر اینکه به فحاشی برعلیه آنها پرداخته وبه استفاده ازتیر وکمان هم مبادرت ورزیدند تا خانواده های این قربانیان را متقاعد سازند که این بچه ها اینقدر بی اختیار ، فسیل شده ودرمحاصره ی لایه های نگهبانی پادوهای مسعود هستند که دسترسی به آنان ممکن نیست تا بدینوسیله بر تحصن خانواده ها که حضورشان نعمتی برای نرم خویی پلیس عراق بود ، خاتمه داده و با کشته سازی هایی که هرآن وبدون حضور خانواده ها امکان آن وجود داشت ، خوراک تبلیغاتی برای خود دست وپا نمایند!

دراین کشمکش میان خانواده ها ومسئولین بی اختیار اردوگاه ، واقعا هم این مسعود رجوی بود که به خواست خود رسید وتعدادی از فرزندان ولو فریب خورده ی این مرز وبوم را به کشتن داد که با ادامه ی حضور خانواده ها ومخصوصا برقراری ملاقات ها ، براحتی میشد جلوی این فاجعه را گرفت!

این نوشته فرقه ی رجوی، ضمن توضیح تکنیکی این کشتار مشکوک که زمینه های آن بشرحی که رفت بیشتر ازهمه ازطرف رجوی فراهم شده بود، اینطور ادامه می یابد:

آخوندهاي حاکم از جمعبندي قيام ۲۵ بهمن 89 به ابعاد اثرگذاري مجاهد‌ين در اين قيامها پي ‌بردند و به دنبال آن خامنه‌اي حمله به اشرف، به قصد انهدام آن را در دستور کار رژيم قرار داد. از طرفي ديگر جبهه روبه گسترش مخالفت با برچسب تروريستي عليه مجاهدين در ايالات متحده سرمايه‌گذاريهاي ۱۵ساله رژيم آخوندي را روي ليست استعماري-ارتجاعي، به‌خطر انداخته و آنها را بسيار نگران کرده و اين موقعيت آنان را بر سر يک دوراهي قرار داده بود:

يا سکوت و پذيرش پيشرويهاي بيشتر مقاومت و متلاشي‌شدن جبهه داخلي رژيم يا حمله به اشرف يعني حمله به کانون مقاومت سازمانيافته ايران به نيت نابودي آن “.

مردم ایران تظاهرات 29بهمن 89 را هرگز بنام قیام نمی خوانند وچیزی بنام تاثیر گذاری مجاهدین خلق درآنرا قبول ندارند واگر درآن مقطع نامی ازشما دراین مسائل برده شد، کاربردهای دیگری میتوانست داشته باشد و… ویا ازآثار تکنولوژی و مونتاژی باشد که هر نوجوان موبایل بدستی میتواند آنرا خلق کند وهرخبرنگار نزدیک بین و… قادر به ارائه ی بهینه ی آن باشد!

اینکه ” مقاومت”! چه پیشروی هایی دراین مسائل داشت، صرفا درحد یک ادعای غیرقابل ثبوت است واتفاقا حرکات بعدی رجوی نشان داد که خارج شدن ازلیست تروریستی ازاین جهت که زمینه را برای انتقال این گروگان های او به خارج فراهم میکرد ، برای او دردسرسازتر ازحالت قبلی بوده وبنابراین درپیام عاشورائی خود واقداماتی که درجهت مسلح شدن مجدد باند خود انجام داد، ثابت نمود که ازنتیجه ی کلیه ی تلاش ها وولخرجی هایش برای درآمدن ازلیست تروریستی ازهم پاشیده شدن لیبرتی وانتقال اهالی آنجا به کشورهای متعدد است وباید که با این درخواست غیر قابل اجابت سلاح ، دوباره درلیست تروریستی قرار گیرد تابلکه باعدم پذیرش پناهندگی ازطرف دیگر کشورها مواجه شده ولیبرتی نشینان درآنجا ماندگار شوند وچرا؟

تحلیل رجوی ازاوضاع عراق آنچنان آشفته بود که فکر میکرد دوام چند صباح بیشتر درآنجا، آمریکا را مجبور خواهد کرد که دوباره شرایط فعال مایشائی آنها درعراق را برقرار نموده ورجوی ها با کمک خرابکارانی مانند تکفیری ها و… ، جا پای محکمتری درعراق پیدا کرده و با نیروها و حامیان توسعه یافته ی خود، درحمله ی نظامی ای که ازنظر او حتما به ایران میشود، چلبی وار بدنبال بمب افکن ها وتوپ وتانک آمریکا وارد ایران شوند!

در پاراگرافی دیگر این نوشته ی گروه مافیایی رجوی چنین آمده است:

” در روزهاي 23، 26 و 28فروردين، 18مزدور تحت همين عنوانها{ خانواده ها وجدا شدگان} از داخل ايران به اطراف اشرف اعزام شدند و در روز 28فروردين، زني به نام خدابنده (سينگلتون) مقيم انگلستان، مأمور شناخته شده اطلاعات آخوندها كه در حال خدمتگذاري در شكنجه گاه اوين هم ديده شده است، همراه با يك مزدور عراقي به نام احلام مالكي و شماري از مأموران اطلاعات و نيروي تروريستي قدس كه صورتهاي خود را پوشانده بودند در نزديكي سياج اشرف در حال لجن پراكني و فيلمبرداري ديده شدند “.

آیا خانم خدابنده ، اینقدر در تشکیلات شما گمنام است که ازاو بعنوان زنی بنام خدابنده (سينگلتون) نام میبرید؟

مسلما ایشان فرد ناشناخته ای برای تشکیلات شما ودنیای مطبوعات نیست ومن علیرغم اینکه چیزهای زیادی دراین مورد میدانم، مایلم که خود این خانم ، توضیحات لازم را در این مورد بدهد.

فقط ذکر این نکته لازم است که من نیز این فیلم را از سیمای جمهوری اسلامی ایران دیده ام و فکر میکنم که افراد حاضر، بیشتردرمورد زندان های موجود دراشرف، کاخ زیر زمینی مقاوم درمقابل بمب اتمی مریم ومسعود و… به خبرنگاران حاضر درصحنه توضیحاتی میدادند و…

دوباره میخوانیم:

” رژيم 28ماه اشرف را محاصره كرد. 14ماه تمام، سيرك مزدوران خودش را دم در اشرف و همة اضلاع اشرف آورد با 210بلندگو و شب و روز به مزخرفگويي و به خيال خودش جنگ رواني عليه اشرفيها واداشت. قصد رژيم اين بود كه ارادة اشرفي ها را تضعيف بكند. يك هدف ديگرش هم زمينه سازي براي كشتار و همين كاري بود كه در 19فروردين انجام داد. اما نتيجه چي شد؟ شكست و ننگ و رسوايي براي ولي فقيه ارتجاع و پسرخوانده اش مالكي در برابر حماسه بي نظير پايداري و پاكبازي و تسليم ناپذيري مجاهدين و اثبات اين كه مجاهد اشرفي بر سر آرمان و سوگندش در راه آزادي خلق و ميهن خود ايستاده و حاضر است هر قيمتي را بدهد “.

این یکی را خوب فهمیده اید !

برخورد زشت شما با اعضای خانواده های متحصن، بمنزله ی ازدست دادن کورسوی امیدی بود که میتوانستید به خانواده ها داشته باشید!

با اطلاعاتی نامیدن اعضای خانواده ها وبدرفتاری تا حد ممکن برعلیه آنها ، حرف دروغی زدید وبرای اثبات این ادعا های دروغ تان پافشاری کرده واینقدر به این سماجت ابلهانه تاکید داشتید که خانواده ها به ایران برگردند وبشود چیزی که با حضور آنها اتفاق نمی افتاد!

ضمنا بلند گو های شما بمراتب بیشتر وقوی تر از بلندگوهای خانواد ها بود و شما با تعبیه ی این بلندگوهای قوی و پخش نعره وار سرودهایتان ازآنها، مانع انتقال صدای این خانواده های ضرردیده به فرزندانشان شدید والبته نگبانان ضلع شمالی صداهای دلخراش مادران پیر راشنیده ، هویت آنها را شناسائی کرده و اندک اندک به ددیگر دوستان خود گفته بودند و اسرای اشرف وقتی فشار بیشتری بر روی مسئولین آوردند، آنها مجبور به اعلام اسامی متحصنین و ملاقات چی ها شدند واغلب اسرا دریافتند که ماهیت واقعی قضیه چیست و بنابراین این دروغ ها آنها را فانع نخواهد کرد!

” وضعيت فلاکتبار فعلي رژيم ولايت‌فقيه و عقب نشيني تحميليِ استراتژيك در موضوع اتمي، از آثار جوشش خون آن شهيداني است که در نوزده فروردين ۹۰، بي‌سلاح و بي‌سپر، در برابر زرهيها ايستادند و درس پايداري دادند. اکنون مرحله سرنگوني رژيم ولايت با تمام نشانه‌هايش فرا رسيده. راه و رسم اشرف و اشرفي نيز هم‌چنان الهام‌بخش برخاستنها و خروشهاست. در چنين شرايطي، رژيم از مجاهدين و حضورشان در عراق بيش از پيش احساس وحشت ميكند، زيرا مجاهدين و ارتش آزاديبخش در هر شقي سمت و سوي سرنگوني به معادلات ميدهند “.

خوب وقتی شرایط اینهمه فراهم بنفع شماست، چرا نشسته اید ودلواپسی تان برای چیست؟

آیا این بدان معنی نیست که به گفته های خود باور نداشته ومی ترسید که این عدم باور به اسرای لیبرتی هم سرایت کند؟

راست آنست که تصور نمی رود که رژیم دغدغه ی خاطری ازحضور دست بسته ی شما درلیبرتی داشته باشد ، دغدغه ی موجود ازآن خانواده های ذینفع است که شما با اصرار برنگهداری بچه های آنها درعراق وبخطر انداختن جدی جان آنها، نبرد بی افتخاری را با خانواده ها برگزیده اید!

خانواده ها: نفرت در نوشته های اخیر رجوی نگران ترمان می کند (نامه سرگشاده)

کمپ اشرف سپتامبر 2013-1مهندس میثمی: مسعود رجوی کجاست؟

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=17594

نمایش بیسوادی یا غرض ورزی؟! (مهرداد هرسینی لازم داشت این را بخواند)

صابر ازتبریز ( امضاء محفوظ)، دوم آوریل ۲۰۱۵:…  فرقه ی رجوی که منافع ننگین وگذرای خود را درهمراهی وهمکاری با این مرتجعین واربابان بزرگتر نئو کان آنها دانسته به تکاپو افتاده وعلاوه برتکرار شبانه روزی اخبار دروغین رسانه هایی که تحت تسلط وال استریت ، صهیونیست ها ونئو کان ها هستند، خود نیز تفاسیری بدان اضافه میکند! هموطن ما مهرداد هرسینی که در رسانه های رجوی قلم میزند ، با ارائه ی …

مجاهدین خلق فرقه رجوی العربیه تروریسموقت دفاع از جنایات عربستان هم رسید! (رجوی آبرو را خورد و حیا را …)

(با تشکر از صابر دریافت شد – ایران اینترلینک)

نمایش بیسوادی یا غرض ورزی؟!

مهرداد هرسینی لازم داشت که نوشته ی فریدون اورموی را بخواند!

۱۳/۰۱/۱۳۹۴

مریم رجوی کشتار یمن

درمورد اوضاع یمن وگذشته ای که این کشور پرتلاطم داشته ، رسانه های صهیونیستی که متاسفانه فعلا نحوه ی پخش اخبار وارائه ی تفاسیر را اغلب آنها تعیین میکنند، با پخش اخبار وارائه ی تفاسیر خودخواسته که قلب تمام عیار واقعیات است ، کمتر اجازه میدهند که مردم درجریان واقعی امور قرارگیرند تا بدین وسیله ماهیت تجاوزات مرتجعین منطقه راکه مسلما با چراغ سبز آمریکا آغاز شده ، تشخیص دهند.

فرقه ی رجوی که منافع ننگین وگذرای خود را درهمراهی وهمکاری با این مرتجعین واربابان بزرگتر نئو کان آنها دانسته به تکاپو افتاده وعلاوه برتکرار شبانه روزی اخبار دروغین رسانه هایی که تحت تسلط وال استریت ، صهیونیست ها ونئو کان ها هستند، خود نیز تفاسیری بدان اضافه میکند!

هموطن ما مهرداد هرسینی که در رسانه های رجوی قلم میزند ، با ارائه ی تحلیل های آبکی ناشی از سوء نیت و با چاشنی کم سوادی مفرط ، دراین مورد خاص وارد میدان شده ونوشته ای را با نام ” اشتباه محاسبه دیکتاتوری ولی فقیه در یمن “ منتشر کرده است که طی آن میخوانیم:

” دیکتاتوری ولی فقیه در یک اشتباه محاسبه استراتژیک و در تلاشی بیست ساله سرانجام یمن را با سیاست‌های کشور گشایانه و صدور انقلاب خود از طریق نیروهای دست نشانده و بنیادگرا به آتش کشید. سخن از اشغالگری بغایت خطرناک و صدوربنیادگرایی از سوی ولی فقیه طلسم شکسته و غرق در بحرانی است که متاسفانه در سایه سیاست مماشات و بی تفاوتی طرف‌های مقابل، عملاً دستان خونین خود را برای هرگونه دخالت آشکار در کشورهای همسایه و مسلمان از طریق نیروی تروریستی قدس و حمایت‌های مالی، لجستیک و تسلیحاتی از گروه‌های بنیادگرا در منطقه خاورمیانه و بویژه از حوثی‌ها در شاخ آفریقا، دراز کرده است “.

اینکه ایران شیعه چگونه میتواند انقلاب خود را به یمنی که اکثریت آن سنی هستند، صادر کند، بماند!

تاسف ازاین است که مبارزات دویست ساله ی مردم یمن که ابتدا با انگلستان وبرسر ممانعت از اشغالگری انگلستان- این استعمار پیر – به این بیست سالی محدود میشود که حکومت جمهوری اسلامی درایران برسرکار بوده است!

این شیوه ی برخورد با مسئله هرابعادی که داشته باشد، مهمترین بعدش کمک به قتل عام مردم یمن ازطرف ارتجاع وامپریالیزم جهانی است!

طبیعی است که درکنار تحرکات عظیم عربستان و… درسوریه، لبنان، عراق و… که بدرجات مختلف متحد ایران محسوب میشوند، نمیتواند ازطرف ایران بابرخورد لاقیدانه ای مواجه شود وایران برای کند کردن شمشیر دولبه وتیز وهابیون که جهاد نامقدسی را برعلیه مردم ایران اعلام کرده ، خواهد کوشید که آثار زخم های این شمشیر بران وزهر آلود تکفیری را کمتر کرده ودست به اقدامات سیاسی لازم بزند وکمک مالی وحمایت سیاسی و…، ازکسان دیگری که این شمشیر تکفیری را بنوعی کند میکنند، میتواند جزئی ازاین کمک ها باشد که امری طبیعی است واتفاقا میزان اقدامات ایران درکمترین صورت ممکن است وچه بسا که ناظران بیطرف از این عملکرد محتاطانه ی ایران بدین نتیجه برسند که ایران بادخالت کمتر درامور یمن ، هنوز هم میخواهد که تا میتواند روابطش را باعربستان تیره تر ازاین نکند وکمکی به برقراری آرامش درمنطقه بنماید!

ذکر این نکته نیز ضروری است که حوثی ها ومتحدان آن که ازاقشار زحمتکش مردم یمن- بشمول سنی های آن- باوجود موفقیت هایی که درقیام عدالت خواهانه ی خود بدست آورده، همه ی احزاب وگروههای کشور را برای ایجاد یک دولت وحدت ملی فراخوانده اند و خود هرگز درصدد کسب قدرت بلامنازع نبوده وچیزی جز سهم خود ازکشور خود را نمیخواهند!

برای توضیح بیشتر اوضاع یمن وگذشته ی تاریخی اش که در حال حاضر نمود پیدا میکند ، لازم دانستم که از نوشته ی خوب هموطن ام فریدون اورموی بنشانی :

http://www.nimnegah.org/farsi/?p=13378

بهره گیرم وآرزو کنم که ای کاش مهرداد خان قبل ازنوشتن مطلب اش، نگاهی باین نوشته میانداخت یا بعد ازنوشتن، این مطلب خود را ازسایت برمیداشت ( اگر اجازه ی این کار را داشته باشد؟!) ودرته وجدان خود نتیجه میگرفت که این مطلب خود را ننویسد ویا منتشر نکند!

” فریدون اورموی: زیدی های یمن که اینک به حوثی ها شهرت یافته اند ، شیعه هایی تقریبا ۵ امامی هستند و تفکرات مذهبی شان با شیعیان ایران و دیگر کشورهای شیعه نشین فرق قابل توجهی داشته و درعدم داشتن تعصب مذهبی شدید معروفیت دارند.

مذهبی مداراگر داشته و اهل تسامح و تساهل هستند.

درطول دوسده ی گذشته، اقداماتشان بیش ازآنچه جنبه ی مذهبی داشته باشد، جنبه ی سیاسی و ضداستعماری داشته است.

دولت انگلیس که نفوذ استعمارگرانه ی دریایی تدریجی خود به هندوستان را از یمن آغاز کرده بود ، درسال ۱۸۳۲ با مقاومت سرسختانه ی همین زیدی (حوثی ها) قرار گرفت و با این حساب میتوان نتیجه گرفت که حوثی ها کارنامه ی درخشان مبارزات ضد استعماری دارند.

دراوایل قرن بیستم، عربستان تازه سرهم بندی شده نی، به یمن حمله کرد و قسمتی از خاک آنجا را اشغال کرد و به همین علت است که قسمتی از اراضی زیدی ها اجبارا به ترکیب عربستان درآمد که سرشار ازچاه های نفت است و مردم آنجا فقیرترین اقشار مردم عربستان بشمار میآیند!

سرانجام این تجاوز، مردم یمن را ناچار به دادن قسمتی از اراضی خود به عربستان تازه تشکیل یافته کرد و در قبال آن اجازه یافتند که یک میلیون نفر از اهالی خود را بعنوان کارگر شرکت اوکسان موبیل آمریکا که نفت عربستان را درمقابل ۵میلیون دلار در اختیار گرفته بود ، به عربستان بفرستند!

یمن نخستین کشور عربی بود که به حمله ی آمریکا برعلیه عراق اعتراض نمود و عربستان بعنوان پادوی پولدار آمریکا، یک میلیون کارگر یمنی راازخاک خود اخراج کرد و مردم یمن را که سخت فقیر هستند و به دستمزدهای این کارگران احتیاج شدیدی داشتند، درتنگنای مالی شدیدی قرار داد و سرانجام علی عبدالله صالح ( رئیس جمهور اسبق یمن ) تسلیم شد!

قبلا و در سال ۱۹۶۰ مردم یمن انقلاب کرده و موفق شدند که قسمت جنوبی این کشور را به جمهوری دموکراتیک یمن جنوبی تبدیل کنند و جمال عبدالناصر که از قسمت جنوبی یمن حمایت میکرد، درمقابل عربستانی قرار گرفت که از رژیم سلطنتی مستقر درشمال حمایت میکرد.

بعدها یمن شمالی هم به یک جمهوری فرمالیته تبدیل گردید.

درسال ۲۰۱۱، مانند بیشتر کشورهای عربی، بهارعربی در یمن نیز شروع به شکوفه دادن کرد.

نکته ی بسیار حائز اهمیت در جنبش بزرگ میدانی مردم یمن درآن سال این است که هیچ نوع خشونتی از طرف مردم انجام نشد و این درحالی است که یمن کشوری است که تعداد اسلحه های دردست مردم، بیش از اهالی آنست!

تصاویری از حضور گسترده مردم یمن در محکومیت تجاوزگران و توطئه گران منطقه ای و بین المللی

تصاویری از حضور گسترده مردم یمن در محکومیت تجاوزگران و توطئه گران منطقه ای و بین المللی

اما حکومت عبدالله صالح که از سالها قبل تسلیم آمریکا و عربستان شده بود ، دست به خشونت زده و این جنبش بزرگ را با یاری کشورهای شورای همکاری خلیج فارس درهم شکست!

خانم توکل که درابتدا رهبری میدان را در دست داشت، وازد و بعلت این خیانت و تسلیم طلبی اش برنده ی جایزه ی صلح نوبل گردید!

بعد از درهم کوبیده شدن این جنبش بزرگ و مدنی مردم یمن، یک انتخابات قلابی و تنها با شرکت یک کاندید بنام منصور هادی ( معاون عبداله صالح) برگزار شد و…

لازم به توضیح است که حوثی ها همواره معترض و ناآرام از عدم برقراری عدالت اجتماعی بوده اند، بطوری که درسال ۲۰۰۴بمباران شدند و اولین رهبرشان در این بمباران کشته شد.

برداشتن سوپسیدهای حامل انرژی باعث فقر هرچه بیشتر مردم و تشدید نارضایتی ها شد که نهایتا حوثی ها با کمک هموطنان سنی و دموکرات خود، درسال گذشته پایتخت را به تصرف درآورده و خواستار تشکیل دولت ائتلافی شدند که با وجود پذیرفتن هادی (رئیس جمهور) این پیشنهاد معقول و صلح طلبانه، از طرف آمریکا و عربستان مقبول نیافتاد و با برداشتن سفارت خانه ها توسط آمریکا و دیگران ، رئیس جمهور مستعفی را مجبور به رفتن به عدن و تشکیل دولت کردند!

عبدالله صالح (رئیس جمهور اسبق برکنار شده توسط شورای همکاری خلیج فارس)، بهمراه بخش بزرگی ازارتش با حوثی ها همکاری دارند.

این شرح مختصر و مفیدی از اوضاع تاریخی- سیاسی واقعی یمن بود “.

باز تکرار مکررات وادعاهای ثابت نشده ایست که ازقلم هرسینی سرریز میشود:

” سخن از رژیمی است که به تائید جامعه جهانی” پدرخوانده تروریسم و داعش “ است. … حمایت از گروه‌های تروریستی مانند داعش، عصائب الحق و کتائب و راه اندازی نیروی جدید دیگری در یمن به نام انصارالله، ابزارهای دیکتاتوری ولی فقیه برای پیشبرد این سیاست در منطقه است “.

این استعمار پیر وامپراطوری جدید هست که درکنار شیوخ مرتجع هم ام وهم ابو داعش تکفیری بشمار میآیند وایران ازنظر عقیدتی وحتی مالی قادر به آفریدن چنین گروه های تکفیری نیست که در سر بزنگاه بلای جان خودش بشوند!

دوباره به بذر افشانی های مهرداد خان توجه میکنیم:

” دیکتاتوری تروریستی ولی فقیه از سال ۱۹۹۱ در تلاش برای پیداکردن جای پایی برای دخالت‌های مستقیم در یمن بود و با توجه به روابط دو طرفه میان حوثی‌ها و رژیم آخوندی و به ویژه جذب سران آن‌ها و تعلیم و آموزش سران قوم حوثی در ایران، قرعه این بازی مداخله جویانه اینبار بنام این گروه بنیاد گرا افتاد “.

من نیز مانند آقای اورموی که معتقد است حوثی های ۵امامی ابدا بنیادگرا نبوده و اهل مدارا ، تسامح ومبارزات مدنی بوده وتاریخ درخشانی دراین مورد دارند، فکر میکنم و این اتهام زنی آقای هرسینی را وقیحانه میدانم وسایر صفات منتسبه ی دیگر باین گروه را درست ندانسته وایراد این اتهامات ازطرف دست بقلم های باند رجوی دراین مورد خاص را خائنانه ودرخدمت گمراهی اذهان عمومی میدانم!

هرسینی میگوید:

” طرح خامنه ای برای اشغال یمن که بواقع براه انداختن آتشی دیگر در منطقه بحرانی خاورمیانه است سرانجام طی روزهای گذشته با واکنش و اقدام مشترک سهمگین از سوی کشورهای عربی روبرو شد و رژیم آخوندی را با تمامی باندها و دستجات اش آچمز کرد. برای مثال کشورهای مصر، عربستان، کویت، ترکیه، اردن و همچنین حاشیه خلیج فارس در یک برنامه مشترک در شرم الشیخ حمایت خود را از حملات ائتلاف منطقه ای علیه نیروهای دست نشانده رژیم آخوندی در یمن اعلام کردند “.

لطفا مشکلات عربستان و بزرگان نئوکان اورا به حساب ایران نگذارید ! مشکلات آنها که فکر میکنند ومیکنید با صدور بحران حل می شود، ازقماش مشکلات ما نیست که ما نیز چنین کنیم!

ما تاوان عقب مانده نگه داشته شدن تدریجی ۴۰۰ ساله ی خود را میدهیم وبخاطر علاقه به داشتن استقلال سیاسی ، مورد بغض وکینه ی قدرتمداران جهانی قرار گرفته وبطور ظالمانه ای مورد تحریم قرار گرفته ایم تا از انقلاب خود که دست مستشاران خارجی را ازکشور کوتاه کرد ، متنفر شده ودوباره بگوییم که بفرمایید تو آقایان!

ازنظر آقای هرسینی:

” همچنین از تجربیات گذشته و تاریخ معاصر میهنمان آموخته‌ایم که سیاست صدور بحران بخش جداناپذیری از سیاست‌های کلی رژیم آخوندی است. فشارهای داخلی و بین المللی و بویژه وجود بحران عظیم نارضایتی عمومی در داخل، قفل بزرگ بر مذاکرات و تله اتمی و بویژه چشم انداز تیره و تاریک خروج از آن، افت درآمدهای مالی حکومت و بویژه بهای نفت، بیکاری، تورم و بحران‌های اقتصادی، جملگی اکنون خامنه ای را وادار نموده تا در مراحل آخر عمر خود دست به قماری دیگر بزند. قماری که براساس آن می‌باید مردم میهنمان یکبار دیگر با تحمل سختی‌ها و مصائب هرچه بیشتر بهای آن را بپردازند “.

این نوع صدور بحران خاص قدرتمندان ودنبالچه های آن است که به منابع مالی ونظامی کافی دسترسی دارند وحال آنکه قدرت نظامی ایران ازنوع بازدارنده ودفاعی بوده ومنابع مالی لازم را برای دست زدن به این امورندارد !

ایران برای حل بحران خود راههای دیگری را باید انتخاب کند و تلاش مضاعف برای انجام یک انقلاب صنعتی ورسیدن به خود کفایی نسبی ، درراس این امور قرار دارد که این تلاش ها درسایه ی صلح بادوام وزندگی مسالمت آمیز بادیگران ودروهله ی نخست با همسایگان است که خوشبختانه به سیاست اصلی دولت روحانی تبدیل شده است.

ایران باندازه ای توان بالقوه وثروت های زیر زمینی ونیروی انسانی کارآمد دارد تا باتخاذ روش های مسالمت آمیز، گلیم خودرا ازبحران های موجود خارج سازد واین عمل درشرایط جنگ و … برای ایران سخت وشاید غیر ممکن است!

همانطور که درهیچ یک ازنحله های فرقوی نمیتوان بدون تعظیم وتکریم به رئیس ومراد سخن بپایان رساند، آقای هرسینی هم طبق قاعده درآخر نوشته اش قربان صدقه ی مریم گشته است:

” خانم رجوی در پیامی در این رابطه ضمن اشاره به” اتحاد عمل اجتناب ناپذیر“ از سوی کشورهای عربی از جمله گفت: «ریشه بحران‌های این منطقه از جهان و کانون بنیادگرایی و صدور تروریسم و افراطی گری رژیم ضد بشری آخوندی است و هیچ راه حلی جز قاطعیت در مقابل این رژیم و خلع ید از آن در منطقه و سرنگونی رژیم ولایت فقیه در ایران ندارد».

این خانم محترمه، شق القمر نکرده که این حرف های تکراری تمامی دروغگویان و سلطه گران را بازگو نموده است!

فقط به حال آقای هرسینی باید گریست که بدون تعریف از مراد ورهبر عقیدتی، شبی را باید بدون شام بگذراند وخواب های طلایی گرسنگی راببیند!

***

اگر رجوی این انرژی را بجای مزدوری و دریوزگی، برای مردم گذاشته بود

کلمه: توصیف منافقین (فرقه رجوی) و رسانه‌های عربستان از اقدامات تروریستی داعش: حرکت انقلابی مردم مظلوم عراق!

مریم رجوی صدامیان داعش تروریسمحنیف حیدر نژاد: جنایتکار خوب، جنایتکار بد!

پیام تسلیت داریم تا پیام تسلیت!

همچنین:

 شباهت عجیب توصیه های محمد رضا شاه و مریم رجوی به غرب!

مریم رجوی، حجاب اجباریصابر ازتبریز ( امضاء محفوظ)، بیست و ششم مارس ۲۰۱۵:…  باندازه ی طرف مقابل هم قابل اعتماد نیستند ؟ آیا فراموش کرده اید که جورج بوش بعد از اشغال افغانستان وعراق و علیرغم مشاهده ی اینکه ایران هیچ کمکی به رژیم های غیر نرمال این کشورها نکرد و بخاطر این برخوردش میبایست مورد تک

پیام نوروزی خانم رجوی، حکم ایجاد توفان درفنجان آب رادارد!

صابر ازتبریز ( امضاء محفوظ)، بیست و سوم مارس ۲۰۱۵:…  اصلا چرا جای دوری برویم ، همینکه درسازمانی موسوم به مجاهدین خلق ایران ، عوامل عینی وذهنی معینی سبب شد که این سازمان ازنفی سیستم سرمایه داری مترقی تر ، به قبول روابط برده داری درمناسبات خود روی آورد ، نشان میدهد ک�

فرقه ی رجوی وگزارش دهی به مردم؟! – قسمت دوم

صابر ازتبریز( امضاء محفوظ)، پانزدهم مارس ۲۰۱۵:…  اینجا ممکن است که از من بپرسید پس چرا برای کسانی که رهبر بلامنازعشان طوق دیوانگی برگردن داشته ودر پیشاپیش ص�

برخلاف نظر خوله دنیا: ریشه ی اصلی مشکلات منطقه درطمع ورزی آمریکا وزائده های افراطی اش است!

صابر ازتبریز ( امضاء محفوظ)، هشتم مارس ۲۰۱۵:…  وبسایت رسمی مجاهد نماهای خلق ایران نوشته است : “خانم خوله دنیا سخنگوی ائتلاف ملی سوریه: ریشه اصلی مشکلات منطقه رژیم ایران است ” جواب ساده وقاطع این ادعای سرتاپا دروغ این است که این ایران نبوده ونیست که نقشه ی ایجاد خاورمیانه ی بزرگ را د�

ماموریت “یزدان حاج حمزه” در پنهان سازی نام پیمان شکنان!

صابر ازتبریز ( امضاء محفوظ)، اول مارس ۲۰۱۵:…  جرج بوش آمریکائی بود که هنوز ازحملات به عراق و افغانستان عبرت لازم را نگرفته بود، بجای استقبال از این موضع متعادل دولت وقت ایران، ایران را درکنار سوریه و کره شمالی محور شرارت نامید! شما چگونه است که این مسئله را بیاد دوستان واربابان �