“حیدر نژاد: “حمام خون و مسئولیت رجوی”. جمالی: “شب هفت

“حیدر نژاد: “حمام خون و مسئولیت رجوی”. جمالی: “شب هفت

سایتهای حیدرنژاد و پژواک ایران، هفتم نوامبر 2015:…  حمله موشکی به کمپ لیبرتی و جنایت و کشتار مجاهدین در عراق بی شک به دستور و فرماندهی رژیم جمهوری اسلامی و توسط نیروهای وابسته به او در عراق انجام می شود. حتی اگر اسناد و مدارک محکمه پسندی در این زمینه وجود نداشته باشد، اما بر مبنای تحلیل سیاسی و موضع گیریهای رژیم و نیروهای وابسته به او در عراق پس از هر حمله، می توان بر نقش …

مقتولین کمپ لیبرتی اکتبر 2015نگوئید کشته شدند ؛ بگوئید رجوی به کشتن داد !

حنیف حیدر نژاد، سایت حیدر نژاد:
لینک به منبع

حمام خون در لیبرتی، و مسئولیت مسعود رجوی

حمله موشکی به کمپ لیبرتی و جنایت و کشتار مجاهدین در عراق بی شک به دستور و فرماندهی رژیم جمهوری اسلامی و توسط نیروهای وابسته به او در عراق انجام می شود. حتی اگر اسناد و مدارک محکمه پسندی در این زمینه وجود نداشته باشد، اما بر مبنای تحلیل سیاسی و موضع گیریهای رژیم و نیروهای وابسته به او در عراق پس از هر حمله، می توان بر نقش آمرانه ی رژیم در این جنایات تاکید کرد. آیا این موضوعی است که کسی نسبت به آن تردید داشته باشد؟

آیا در اینکه این کشتارها عملی جنایتکارانه است کسی تردید دارد؟ آیا در اینکه نظر به تخاصم ایدئولوژیک بین ولی فقیه در قدرت (خامنه ای)، و رهبر عقیدتیِ مانده از قدرت (رجوی) تکرار چنین جنایت هائی قابل انتظار است، کسی تردید دارد؟

نیازی به تکرار واضحات نیست. آنچه باید به آن پرداخت این است: چرا نیروهای مجاهدین در عراق باقی مانده اند؟ چرا خروج آنها از عراق چندین سال است به درازا کشیده است؟ چه کسی در طولانی شدن این مدت مقصر است؟ چرا مسعود رجوی بر ماندن در لیبرتی و در عراق تاکید می کند (سخنرانی 11 آبان 1393)؟ چرا با وجود آنکه مشخص است کشتارهائی از این قبیل ممکن است هر روز در لیبرتی تکرار شود، باز هم مسعود رجوی بر ماندن در عراق تاکید می کند؟ و چرا وقتی منتقدین و مخالفین مسعود رجوی و سازمان مجاهدین خلق به تحلیل این سوالات می پردازند زمینه ساز کشتار معرفی می شوند؟ چرا مسعود رجوی شهامت سیاسی و اخلاقی برای پذیرشِ عواقب سیاست گذاری های خودش را ندارد و بجای آن دیگران را متهم می کند؟

چند سوال

مریم رجوی در سخنرانی مراسم کشته شدگان لیبرتی می گوید: “در ماههای اخیر دیدید که چطور زمینه‌سازی برای این حمله را شروع کردند. ابتدا اکیپهای وزرات اطلاعات را تحت عنوان خانواده به ورودی لیبرتی فرستادند.”

سوال: گیریم که واقعا این خانواده ها را وزارت اطلاعات فرستاده است. در حالی که کمپ لیبرتی بطور کامل در محاصره نیروهای نظامی و اطلاعاتی دولت عراق است، در حالی که این نیروها به داخل این کمپ رفت و آمد داشته یا به راحتی می توانند از بالا، وضعیت داخل کمپ را زیر نظر داشته باشند، نقش این خانواده ها به لحاظ اطلاعاتی یا نظامی در زمینه سازی این حمله چیست؟ چرا فقط ادعا و اتهام.؟ چرا هیچ فاکت و سند روشن و مشخصی در این زمینه منتشر نمی شود؟

مریم رجوی: “آشکارا یک تقسیم کار شناعت‌بار در کار است. رژیم ولایت‌فقیه بخش نظامی حمله را برعهده دارد و موشکها را شلیک می‌کند و سرانگشتانش در خارج ایران، بخش سیاسی حمله را برعهده‌ دارند و هم‌وزن همان حمله موشکی، افترا و هتاکی را به بالاترین حد می‌رسانند.”

سوال: کدام “افترا و هتاکی”؟ آیا اگر از شما در مقابل سیاست هایتان سوال شود، آیا اگر خانواده ها از شما در مورد عزیزانشان سوال کنند، این یعنی هتاکی و افترا؟ گیریم که چنین باشد، این از مسئولیت شما در اصرار برای ماندن در عراق و در نتیجه کشته شدن افرادِ بیشتر، چیزی کم نمی کند.

مریم رجوی: “جریان انتقال آنها [ساکنین لیبرتی] به ‏‏کشورهای خارج که وعده خیانت‌ شده ملل‌متحد و آمریکا بود با مخالفت و کارشکنی روبه‌روست.”

معنی ظاهری این گفته این است که: ما خواهان انتقال به خارج از عراق هستیم، اما دیگران “کارشکنی” می کنند.

سوال: این “دیگران” که کارشکنی می کنند، چه کسانی هستند؟ نام و مشخصات آنها چیست؟ شما بر علیه این “دیگران” چه اقدامات قانونی یا دیپلماتیک انجام داده اید. نتیجه آن چه بوده است؟ چرا افکار عمومی را از این “کارشکنی ها” مطلع نمی کنید؟ اگر آنطور که در این سخنرانی آمده همین کارشکنی ها موجب به راه افتادن “حمام خون در اشرف و لیبرتی” شده است، چرا هیچ اقدام قانونی بر علیه این جنایتکاران انجام نداده اید؟ آیا مشکل مالی داشته و پول کم دارید؟ مسلما نه! آیا تیم حقوقدان بین المللی کم دارید؟ مسلما نه! پس دلیل بی عملی شما چیست؟

اگر شما خواهان خروج از عراق هستید و “کارشکنی دیگران” مانع شده است، پس چرا مسعود ر جوی عاشوراگونه بر ماندن در عراق و لیبرتی تاکید می کند؟ پاسخ شما به این تناقضات چیست؟ آیا صرف طرح این پرسش ها کافی است تا منتقدین و مخالفین شما زمینه ساز کشتار معرفی شوند؟ بر اساس چه منطقی به خود اجازه میدهید که اینگونه با شعور و فهم مردم بازی کنید؟

نکته دیگر: در حالی که مریم رجوی در سخنرانی اش “نیاز مبرم” در ارتباط با لیبرتی را ” تأمین ابزارها و وسائل و مصالح مورد نیاز برای ترمیم مناطق ویران شده و تأمین الزامهای امنیتی و حفاظتی از جمله برگرداندن تی‌والها، ‏‏‏کلاهها و جلیقه‌های حفاظتی” تعریف می کند، کمیساریای عالی سازمان ملل متحد در بیانیه ای در ارتباط با حمله موشکی به لیبرتی تاکید دارد: “موقعیت خطرناک کمپ لیبرتی ایجاب میکند که به شکل اورژانس کمپ لیبرتی تخلیه شده و ساکنان لیبرتی همگی به محلی امن منتقل شوند تا زمانی که به صورت دائمی به کشور ثالث منتقل شوند.”

سوال: چرا همین خواسته ی “انتقال اورژانس به محلی امن” را مسعود یا مریم رجوی مطرح نمی کنند؟ کدام راه حال بطور جدی و موثر و دراز مدت تر امنیت جانی ساکنین لیبرتی را تامین می کند، انتقال به خارج از عراق یا تامین کلاه خود و جلیقه حفاظتی، آنهم برای مقابله با موشک باران؟ و چرا اگر مخالفین و منتقدین رهبری مجاهدین بر این سوالات ساده و ابتدائی اشاره کنند، مورد حمله و تهدید قرار می گیرند؟ به این ترتیب آیا میتوان ادعای مریم رجوی در مورد اینکه دیگران برای خروج مجاهدین از عراق کارشکنی می کنند را جدی گرفت و باور کرد؟ چرا از نقش و مسئولیت خودتان چیزی نمی گوئید و چرا همه اش این دیگرانند که مقصرند؟

اطلاعیه کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل همچنین یادآور می شود که تاکنون 900 نفر از لیبرتی به خارج از عراق منتقل شده اند و تا پایان سال 2015 260 نفر دیگر نیز قرار است منتقل شوند.

سوال: اگر تاکنون این عده از عراق خارج شده اند، پس چرا نباید بقیه خارج شوند؟ و چرا مسعود رجوی در سخنرانی 11 آبان 1393 با تمثیلی عاشورا گونه بر طبل ماندن در لیبرتی و عراق می کوبد؟ چرا سازمان مجاهدین خود لیستِ افراد خارج شدگان از لیبرتی و عراق را منتشر نمی کند و چرا باید این اطلاعات از کانال های دیگر به بیرون منتقل شود؟

در شرایط سیاسی و نظامی و امنیتی حاکم بر عراق و به دلیل خصومت، کینه و تنفر حاکم بینِ رژیم جمهوری اسلامی و سازمان مجاهدین (که هیچ ربطی به مردم ایران و منافع ملی ایران ندارد)، ماندن مجاهدین در عراق یعنی پذیرش کشتارهای باز هم بیشتر. تصمیم ماندن در عراق را مسعود رجوی اعلام کرده و این اوست که در قبال خون های بر زمین ریخته شده مسئول است. مسئولیت جنایتکاران به دلیل آمریت و اجرای کشتار بر سر جای خود محفوظ است، اما آن کسی که با اصرار بر ماندن در عراق عملا زمینه این کشتارها را فراهم کرده است، مسعود رجوی می باشد. جار و جنجال و فحاشی و توهین و اتهام زنی به مخالفین و منتقدینِ مجاهدین چیزی از این واقعیت کم نمی کند.

حنیف حیدرنژاد

15 آبان 1394/ 6 نوامبر 2015

http://www.hanifhidarnejad.com

(پایان)

***

سعید جمالی، پژواک ایران:
لینک به منبع

«شب هفت»

اجساد سرد شده اند و همین روزها به زیر خاک خواهند رفت!

شهید کلمه‌ی مقدسی نیست اما مهم است. شهید یعنی شاهد و گواهی دهنده!

کشته های جنگ عراق و ایران تا زمان آزاد سازی خرمشهر گواهی و شاهدی بر تجاوز صدام به سرزمین ما بودند…. و پس از آن گواهان جنگ طلبی خمینی و دار و دسته اش… و هر دوی آنها ماندگار خواهند شد چون با خون آغشته گشته….مثال زیاد است.

با چشم دیده ام و میدانم هیچ کسی از این جماعت ناراحت و عزادار نیست. رهبران و مسئولین بالا به نشست های توطئه آمیزشان ادامه میدهند و در پی پوشاندن رد پاهایشان هستند و بفکر توطئه های بعدی برای خونهای هر چه بیشتر….. متأسفانه و با هزار تأسف در «پائین» هم هیچ خبری نیست…. ربات وار و با قلب ها و مغزهایی تکیده و خشکیده به حیات «خفیف»شان ادامه میدهند….. و این اوج شرم انسانی است!

لطفا بروید این مقاله را در سایت مردک توتونچی بخوانید….. کجا دیده اید که بعد از از دست دادن عزیزی کسی تا بدین حد هزل باشد، محتوا مهم نیست اما ببینید که چه بر سر انسانها آورده اند!

http://aftabkaran.com/maghale.php?id=5146

و شورائیهای بی شرف به زندگی زالو وار و ننگین شان ادامه میدهند و کوچکترین خللی در زندگی روزمره شان بوجود نیامده، ککشان هم نگزیده. اتهام بسیار سنگینی است اما گردنم و دنیا و آخرتم را در گرو آن میگذارم، روزی همه چیز روشن خواهد شد.

باز هم اگر نخوانده اید در همانجا بخوانید که رجوی(حسن افتخاری) با چه وقاحت ضد انسانی از به کشتن دادن انسانها دفاع میکند:

«….و همفکران می بایست یادآور شد که مجاهدین مستقر در لیبرتی کودک کمتراز 18 سال نیستند که ایشان اشک تمساح می‌ریزد. واقعیت این است که کشته شدن و یا صدمه روحی و جسمی هر کدام از آنان جنایت علیه بشریت است اما سازمان ملل، کمیته پناهندگان و دیگر سازمان های مسئول جهانی به تک تک آنان پیشنهاد ترک لیبرتی و مراجعت به کشورهای دیگر داده اند و آنان با آگاهی کامل از خطرات، ماندن در لیبرتی را ترجیح داده اند. هر کدام که تمایل داشته اند اشرف و لیبرتی را ترک کرده اند…»

اگر ذره ای شرف در شورائی و امثالهم باقی مانده باشد قابل فهم نیست که رجوی چه میگوید و در مغز سیاه و کثیف اش چه میگذرد و چه القاء کرده؟

……….

با معنای شهید شروع کردیم:

راستی زهرا کاظمی و ستار بهشتی یادتان هست؟ هیچگاه با خود اندیشیده که چطور خون این دو فرد گمنام تا چه حد جوشید و تاثیر گذار بود؟ و چرا کشته های پنجاه تائی و بیست تائی لیبرتی و اشرف حتی صاحب عله گان را هم نمی آزارد و شعاع تاثیر آن فقط آزردن دلهایی امثال من است؟ بگذریم….

آقای رجوی!

زمانه دیگر عوض شده…. دیگر نخواهی توانست از خون لیبرتی نشینان تغذیه کنی، تنها تاثیر آن افشاء هر چه بیشتر سبعیت درون توست. دیگر این معامله خون و جان منفعتی برایت ندارد. دست بردار!

سعید جمالی

جمعه 15 آبان 94/ 06 نوامبر 2015

(پایان)

***

(رجوی در آخرین وداع با طوطی اش)
استراتژی که در عراق جا ماند

(یکی از آخرین عکس های دجال رجوی قبل از فرار)
کارشناس وزارت اطلاعات: ماجرای انقلاب طلاق/ رجوی در اروپا ولی بالاجبار مخفی است

خانواده ها کمپ لیبرتی سپتامبر 2015کیهان لندن: لیبرتی: سودای ارتش آزادی و ماجراجویی رهبرانش

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=21774

اسامی مجروحان را منتشر کنید (+ دو واکنش به مطلب پرویز خرائی)

کمپ لیبرتی مجاهدین خلق اکتبر 2015عاطفه اقبال، از طرف کمپین برای انتقال فوری ساکنان لیبرتی به کشور ثالث، پنجم نوامبر ۲۰۱۵:… پنج روز از حمله موشکی جنایتکارانه به کمپ لیبرتی گذشت. در اطلاعیه هایی که تا کنون از طرف مجاهدین منتشر شده همچنان از اسامی مجروحان این حمله خبری نیست. گویا فقط خانواده های کشته شدگان حق دارند از اسامی آنها، آذین شده به لقب پرطمطراق ” مجاهد قهرمان “!! آگاه شوند. خانواده های دیگر ساکنان لیبرتی …

کمپ لیبرتی مجاهدین خلق اکتبر 2015متاسفیم که نمیتوانیم محکوم کنیم
حلوا برای مرده ها چندان سودی ندارد وبیشتر به کار زنده های گرسنه می آید.

لینک به منبع

هشدار به مجاهدین : با خانواده های نگران بازی نکنید!

!اسامی مجروحان را منتشر کنید

پنج روز از حمله موشکی جنایتکارانه به کمپ لیبرتی گذشت. در اطلاعیه هایی که تا کنون از طرف مجاهدین منتشر شده همچنان از اسامی مجروحان این حمله خبری نیست. گویا فقط خانواده های کشته شدگان حق دارند از اسامی آنها، آذین شده به لقب پرطمطراق ” مجاهد قهرمان “!! آگاه شوند. خانواده های دیگر ساکنان لیبرتی هیچ خبری از وضعیت عزیزانشان ندارند. تماس های این خانواده ها از لحظه اول حمله تا کنون با کمپین قطع نشده است. چون هیچ مرجع پاسخ دهنده دیگری نه از طرف مجاهدین و نه از طرف ارگانهای بین المللی وجود ندارد. همه نگران هستند و می خواهند خبری از عزیزشان بیابند. تعدادی به شماره تلفن هایی که از اعضای مجاهدین در کشورهای مختلف دارند زنگ زده اند ولی جز برخوردهای عصبی هیچ پاسخی نگرفته اند. چگونه است که تشکیلاتی به عریض و طویلی مجاهدین هیچ دفتر و شماره تلفن عمومی برای تماس خانواده ها منتشر نمیکند؟ چرا هیچ مرجع پاسخگو به نگرانی خانواده ها وجود ندارد. در هر کشور متمدنی در زمانی که حوادث این چنینی از قبیل زلزله، افتادن هواپیما، حمله تروریستی و غیره اتفاق می افتد، اولین کار فوری در اختیار قرار دادن یک تلفن سبز برای اطلاع رسانی به خانواده های کشته شدگان و مجروحین و مفقودین می باشد. بلافاصله در این کشورها اکیپ هایی تشکیل میشود که به خانواده ها که اولین قربانیان چنین حملاتی محسوب میشوند و از نظر روانی بسیار در چنین شرایطی شکننده و آشفته هستند کمک میکنند که از عزیزانشان بلافاصله خبری بیابند. اما مجاهدین همچنان از اطلاعی رسانی در چنین مواقعی به خانواده ها خودداری کرده و هر کس را که پیگیری وضعیت فرزندش را دارد جاسوس و مزدور می نامند و قصد خانواده ها را بصورت طنزآلودی ” گرا” دادن به دشمن می نامند. اسامی مجروحان را منتشر کنید تا خانواده هایشان در جریان قرار گیرند. یک شماره تلفن و یک دفتر برای مراجعه و پاسخگویی خانواده های ساکنان لیبرتی در اختیار مردم قرار دهید. ساکنان لیبرتی ملک شخصی رهبران مجاهدین نیستند. آنها هر کدام خانواده ای دارند که سالها است چشم براه آنها میباشند و منتظر خبری از آنها هستند. به این نگرانی ها پاسخ دهید. اگرنه باور کنید نتیچه این نگرانی ها بر سر خود شما آوار خواهد شد. هیچ کس تا بحال از در افتادن با خانواده های نگران نتیجه ی خوبی ندیده است. در رژیم جمهوری اسلامی اینروزها شاهد تجمع روزافزون خانواده های زندانیان سیاسی هستیم. با اینکه آنها حداقل با عزیزانشان ملاقات دارند و میتوانند با آنها تماس داشته باشند. به شما هشدار می دهیم با مادران و پدران و خانواده هایی که در پی عزیزانشان هستند بازی نکنید. وگرنه این وضعیت دامن خود شما را خواهد گرفت و پشیمانتان خواهد کرد.

این هشداری است به سازمان مجاهدین از طرف خانواده های ساکنان لیبرتی، خانواده ها را از وضعیت عزیزانشان مطلع کنید. به این وضعیت پایان دهید. فحش و ناسزا و تهمت به خانواده ها کافیست. پاسخگو باشید.

عاطفه اقبال – ۱۲ آبان ۹۴ برابر با ۳ نوامبر ۲۰۱۵

از طرف کمپین برای انتقال فوری ساکنان لیبرتی به کشور ثالث

(پایان)

کورش رشیدی، پژواک ایران، پنجم نوامبر ۲۰۱۵
لینک به منبع

اعضای شورای ملی مقاومت تا دیرتر نشده خود را از نجاست خامنه ای- رجوی پاک کنید

آقای خزایی در مقاله ی اخیر خود” عقابان سرفراز میهن و کرکسان در انتظار” بخوبی عنوان مقاله ی خود, در مرثیه ای برای قهرمانان لیبرتی را انتخاب کرده است اما سرنا را از سمت گشادش زده و در پایان بطرز تهوع آور قاجاریه ای به آستانبوسی کرکسان نشسته است! چه عنوان با معنایی!

نمی دانم که خودش چقدر این مفهوم را در لحظه انتخاب عنوان می فهمیده! اما در هر حال اکنون می تواند با نیم نگاهی به واقعیت صحنه ی تعزیه های پس از جنایت لیبرتی, کرکسان را با دو چشم خویش ببیند و باور کند! کی می کشه قصاب باشی(خامنه ای جانی و تمامیت این ولایت ضد بشری خونخوار), کی می پزه آشپزباشی(بانو) کی می خوره؟ حکیم باشی(رجوی) گنجشکک اشی مشی(عقابان سرفراز) …بله, چون نیک نظر کرد پر خویش در آن دید!

آقای خزائی روزگار غریبی است نازنین! عقابان سرفراز لیبرتی! که “نوبت خود را انتظار می کشند, بی هیچ خنده ای” و کرکسان در اور سوراواز در جشن جسد خواری زنجیره ای, کبوتران را به پرواز در می آورند! و شما هم حلوایشان را می خورید(بی هیچ فاتحه ای! زیرا که جنابعالی به خود مارک لائیک قدیم الایام هم زده ای!) ای زهرتان باد! نامردهای روزگار که به جسد خواری نشسته اید! آنهم جسد عقابان سرفراز میهن! ننگ بر شما باد!…زیرا پس از کشتار اخیر بچه ها در لیبرتی دیگر سکوت کردن عین خیانت به خون همین عقابان سرفرازیست که شما برایشان مرثیه می خوانید!

صادق هدایت فقید چه خوب توصیف کرده است(ایرانی متخصص عزاداری است! به زنده اهمیت نمی دهد ! و بعد از مرگ همیشه قدردان و وظیفه شناس خودش را معرفی می کند!…درست مثل این دریدگی بی حدی که آقا و بانو دارند و هر بار می گویند ما که گفته بودیم!) آقای خزایی درست است که آلزایمر یکی از تبعات پیری است اما پیرانه سر به خیانت نشستن و در جرم کرکسان شریک شدن حرف دیگریست! شما فراموش کرده اید که همین سرهنگ اشلوفنبرگ بخاطر خودشیفتگی جنون آسای دیکتاتور بزرگ در مقابل او ایستاد! و حالا شما جربزه ی ایستادن در مقابل دیکتاتور کوتوله ای مانند مسعود را هم ندارید؟ خاک بر سر همه شما که با یدک کشیدن دوستی شکرالله پاکنژاد کبیر و خیابانی و … این قدر ته کشیده اید!

تمامی ادعاهای مشابه و لولو ترسان های رجوی که شما هم نشخوارش می کنید(مشابه اینکه اگر رهبر برود همه چیز از دست می رود, مقاومت سازمانیافته! خطر دشمن اصلی!, سوءاستفاده او از زنان برای دستگاه سرکوبش و…) صد بار بیشتر توسط دیکتار بزرگ و گوبلز و دستگاه تبلیغاتیش تکرار و تکرار می شد! تا هیچ کس به تهدید اصلی فکر نکند! تمامی منتقدان و مخالفان را هم به مرگ تهدید می کرد و یا از سر راه بر می داشت! بلحاظ شخصیت فردی نیز او حتی بر خلاف این کوتوله ی عقده ای سعی می کرد خودش را پاک نگهدارد! و به تمامی دختران گارد محافظ خود نیز سیانور داده بود که به دست متفقین اسیر نشوند!…نمیدانم چقدر در مورد سرهنگ اشلوفنبرگ و تمامی وقایع دیکتار بزرگ تا رسیدن او به جنون خود شیفتگی و سقوط آلمان خوانده اید؟ اما این آسمان و ریسمان تاریخ را به هم بافتن چه دردی از شما و عقابان سرفراز میهن حل می کند؟…

آقای خزائی از بد حادثه اینها را کسی نمی گوید که مانند جنابعالی در اسکاندیناوی زندگی خود را سپری کرده باشد! بلکه کسی می گوید که تمامی عمرش را از فاز سیاسی و زندان های سال ۶۰ تاکنون با همین عقابان سرفراز پرواز کرده است! پس اجازه بدهید من اندکی به جمله ی انیشتن اضافه کنم: جهان جای خطرناکی است!

نه بخاطر وجود افراد ستمگر دد منش، مانند خامنه ای جنایتکار و رجوی خیانتکار

بلکه بخاطر وجود افرادی که در برابر آنها نمی ایستند” !…این خطر هر ساعت عقابان سرفراز میهن! و بچه های لیبرتی را تهدید می کند! ننگ بر شما که به خونخواری نشسته اید! آنهم خون بهترین بچه های میهن که از قتل عام ۶۷ زنده مانده اند تا بدست رجوی خائن به خامنه ای جنایتکار و جلادانش تقدیم شوند!(مقایسه هم بسیار ساده است و نیازی به آسمان و ریسمان بافتن تاریخ ندارد!

گفته اید مگر ۱۹بهمن و قتل عام ۶۷ و …لیبرتی نبود؟ بله فرض کنید حالا هنگامه ی تابستان خونین و کشتار وحشیانه ی ۶۷ هست! آیا اگر کسی امکان بیرون کشیدن همان بچه های قتل عام ۶۷ وجود می داشت و کسی اصرار بر ماندن بچه ها در آن زندان می کرد همدست خمینی و جلادان نبود؟ و مگر رجوی و بانو و هر جیره خوار حقیری که نغمه های شوم آنها برای باقی نگه داشتن بچه ها در لیبرتی و ادامه ی کشتار آنها را پژواک و فریاد می کنند…اکنون جز این نقش را بازی می کنند؟ ننگ بر این خودفروشان سیاسی و دگر دیسان شخصیتی! شرم بر این کولی دادن و سواری به خامنه ای جنایتکار و جلادانش و ننگ ابدی بر این خونخواری شرم آور!…آیا شک دارید که اگر سردار خیابانی و اشرف ربیعی و شکرالله پاکنژاد شهید نمی شدند هرگز و هرگز نه به مسعود رجوی اجازه می دادند که در یک کودتای کثیف و خائنانه با شیادی “پرچم”نوین انقلاب ایدئولوژیک با بانو! تمامی گنجینه ی مردم ایران را به سرقت ببرد! و نه به این واداده ی زندان های شاه تاکنون فرصت و اجازه می دادند که در همدستی با خامنه ای جنایتکار اینچنین ماموریت خمینی را در تمام کش کردن باقیمانده ی مجاهدین قتل عام ۶۰ تاکنون این گونه بی شرفانه در سکوت بیشرمانه ی شمایان اجرا کند!

ای شرم بر شما که حتی به اندازه ی خانم مرکل هم جربزه انسانی سیاسی برایتان نمانده است(آنجا که در مقابل عکس کودک غرق شده ی مهاجر و رو به همه ی رهبران اروپا با شجاعت اعلام کرد مرگ این کودک شرم است برای همه ما!…پس آقا پرویز و آقا عزیز و…نامردها بچه ها دارند در لیبرتی لت و پار می شوند چرا دم بر نمی آورید؟ شرم بر شما(و بهتر بود که در پایان مقاله قاجاری! لااقل بجای آستانبوسی و شعار “های هیتلر!” اینقدر شرم سیاسی در شما باقیمانده بود که مانند همان رز های سفید و قهرمانان جنگ اسپانیا حداقل می نوشتید زنده باد آزادی!…آه وقتی که جهان خالی از چه گواراها و همرزمش تانیا و پاکنژادها و اسکویی ها و خیابانی ها و اشرف ها و…می شود چه شبه انسان های کوتوله! و بزک کرده ای! میدان دار می شوند! و چه عنترهای لوطی مرده ای! معرکه گردان نمایشات خیابانی و رو حوضی آنها می گردند! ای ننگ بر همه شما باد

اگر بجای شما می بودم, بجای آسمان و ریسمان تاریخ را به هم بافتن و چنگ زدن به رزهای سفید جنگ جهانی دوم! از رزهای سفید معاصر میدان می آرژانتین! و مادران پارک لاله و مادران داغدار و نگران همین عقابان سرفراز یادی و شرمی می کردم و رهبر خودشیفته ی عقده ای فراری و بانو را مورد سوال قرار می دادم که(بقول خانم عاطفه اقبال) چرا اسامی مجروحین را برای تسلی خاطر خانواده های نگران اعلام نمی کنند؟ چرا عقابان این خانواده های سرفراز را در قفس لیبرتی نگه داشته اند تا به نوبت توسط سلاخان خامنه ای جنایتکار سر بریده شوند؟ آیا این کبوتر به هوا فرستادن های تهوع آور بانو و گلاب پاشی مرثیه های کشتار زنجیره ای مجاهدان اشرف و لیبرتی و همراهی و همدستی شمایان و…جز این بوده و هست که آبی به همین عقابان و کبوتران لیبرتی بنوشانند, از آن پیشتر که خنجر قصابان خامنه ای جلاد را دیگر بار بر گلوگاهشان نهند؟!..

اکنون علیرغم مرثیه های تکراری کرکسان فراری در آشیان های امن اروپا! و جغدها و طوطی های ارزن خوار و ارزان خرشان در نشخوار مرثیه های تکراری حاج آق کوتوله ی فراری مانند وای هنوز خون شهیدان روی زمین خشک نشده …آه واویلا…چرا از من حمایت نمی کنید و چرا منتقدین سکوت نمی کنند و …بله اکنون پس از آخرین کشتار خامنه ای جنایتکار, سکوت کردن عین خیانت است! اکنون دیگر شاخص یک ایرانی آزاده! یک ایرانی خواهان سرنگونی ولایت ضد بشری! یک ایرانی وطن پرست! یک هوادار بچه های لیبرتی! و یک انسان! تنهاو تنها و تنها, فریاد کردن و پای فشردن برای خارج کردن هر چه سریعتر باقیمانده ی ساکنان لیبرتی است! هر گونه اصرار بر ادامه حضور ساکنان بیدفاع لیبرتی, با هر شعار و ادعا و توجیهات مالی و … همانا ایستادان در صف جلادان قتل عام ۶۷ و قاتلان ساکنان لیبرتی و همدستی آشکار با خامنه ای جنایتکار در کشتن باقیمانده ی ساکنان لیبرتی است!

به یقین مردم ایران تمامیت این رژیم ضد بشری را جارو خواهند کرد و آن روز دور نیست! اما تاریخ ایران زمین این همدستی شما در به کشتن دادن بهترین فرزندانش را فراموش نخواهد کرد!

آقای خزایی و دیگر اعضای شورا حالا دیگر مانند همه ایرانیان آزاده یقین کنید که این کشتار وحشیانه ی لیبرتی یک سرفصل است! و اکنون دیگر هر ایرانی آزاده, هر ایرانی وطن پرست, هر ایرانی خواهان سرنگونی این ولایت ضد بشری, هر ایرانی هوادار جان بچه های لیبرتی و عقابان سر فراز میهن و هر انسان!بله تنها شاخص مرزبندی با خامنه ای و تمامیت این رژیم ضد بشری, و همدستی خائنانه ی رجوی, همانا اصرار و فریاد کردن آزادی بچه های لیبرتی و خروج سریع همه ی آنها از این جهنم خود ساخته ی رجوی برای آنهاست! اکنون دیگر هر نوع سکوت و اصرار یا تشویق به ماندن و نگه داشتن باقیمانده ی بچه های لیبرتی در عراق, تنها برای هارترین جنایتکاران ولایت خونریز خریدار دارد! و هیچ ایرانی با شرفی را نمی فریبد! اکنون دیگر هر گونه همراهی با سیاست کشتار باقیمانده ی مجاهدین در سناریوی مشترک خامنه ای- رجوی(که در یک بستر و دو رویا سالهاست که در تقسیم ۵۰-۵۰ به اجرای آن مشغولند) عین خیانت به خون شهدا و مجاهدین باقیمانده از قتل عام ۶۷ در لیبرتی است! به شما و دیگر اعضای شورا پیشنهاد می کنم که تا دیرتر نشده است, خود را از این نجاست خامنه ای- رجوی و از تجارت و ارتزاق خون مجاهدان آزادی پاک کنید! به یقین جوانان ایران زمین تمامیت این رژیم ولایت ضد بشری را از خاک میهن جارو خواهند کرد و آن روز دور نیست! اما تاریخ ایران زمین مشارکت هیچ کس در ریختن خون مجاهدان و فرزندان ایران زمین را نخواهد بخشید و فراموش نخواهد کرد! سرنگون باد تمامیت این رژیم ضد بشری حاکم بر ایران, سلام بر شهیدان لیبرتی و همه ی شهدای آزادی میهن, زنده باد آزادی(ک.ر)

کورش رشیدی

بهروز ریحانی، پژواک ایران، پنجم نوامبر ۲۰۱۵
لینک به منبع

موشک باران مجاهدین خلق و دیپلمات «کافه گرانده»

حکومت جرم و جنایت جمهوری اسلامی به گفته‌ی مجاهدین با هشتاد موشک، اردگاه لیبرتی را به خاک و خون کشید. البته این جنایت از ذات این رژیم خونریز برمی‌آید. آخوند‌ها روزانه اعدام، حلق‌آویز، حبس، شکنجه، سرکوب و موشک‌باران نکنند، روزی‌شان نمی‌گذرد.

دیپلمات «کیچن‌نشین کافه گرانده» و همه فن حریف که وقت و بی وقت به تجارب جنگ جهانی دوم استناد می‌فرمایند، موشک‌باران اردوگاه لیبرتی را بهانه قرار داده تا «حقد و حسد» خود را بر سر عده‌ای منتقد سیاست مجاهدین خالی کند. ایشان مرقوم فرموده‌اند که « اگر اشتباه مخرب قوه مجریه ایالات متحده آمریکا و نابودی ستونهای ملی و نهادی عراق و خاورمیانه و اشغال و سونامی پشت سر آن اشغال نظامی نبود و قبل وبعد، مماشات یو اس و اروپا و نامگذاری شرم آور و به خفت شکست کشانده شده در لیست تروریستی و بدنبال آن دعوت از چنگالهای خونین رژیم فاشیستی خمینی به عراق نبود و استقرار مزدوران و نمایندگان ولایت مطلقه در عراق باستانی و همیشه خونفشان و ایضا و ایضا به بیراهه کشاندن قیام ملت ایران در سال ۲۰۰۹ میلادی نبود و” سبز” و بی محتوا کردن آن- و ارتش آزادیبخش ملی در حصر و حصار در جوار خاک میهن گرفتار نمیامد، من بدون اغراق میگویم و به آن ایمان دارم که سیر تحولات بسوی دیگر میرفت و استراتژی همیشگی و پایدار و عوض نشده شورای ملی مقاومت و سازمان مجاهدین خلق- یعنی قیام ملی توام با حرکت مسلحانه برای حفاظت و پیشبرد آن- تحقق می یافت. آری تا اینجا دوپایه از سه پایه استراتژی مقاومت تحقق پیوسته است. آب خنک نثار آتش حقد و حسدها باد!

تجربه و تاریخ نشان داده است این استراتژی، علیرغم هرچه پیش آمده- که سرمویی گناه مقاومت سازمان یافته و همیشه در صحنه نبرد- چه مسلحانه و چه غیر آن- نبوده ونیست، هیچ وقت غلط از آب در نیامده است و تنها راه ممکن و تعیین کننده است. برای تحلیل علت دیرکرد سررسید آن البته، با صدور فرمان جمع آوری کلیه ذخیره آب دهان تاریخ، باید تف و لعنت نثار طرفهای مقابل کرد!. استراتژی مقاومت نه تنها عوض نشده و به شکست نرسیده است بلکه هنوز وهنوز و تا محو این رژیم فاشیستی جدید، تنها و تنها و تنها راه است و غیر از آن راهی نیست. حالا هرچه تحقق آن طولانی شود باید علت را در عوامل بالا دانست.»

http://aftabkaran.com/maghale.php?id=5131

استدلال‌‌های «دیپلمات لر» مرا یاد داستان ملانصر‌الدین و میخ طویله‌اش می‌اندازد.

از ملانصرالدین پرسیدند مرکز زمین کجاست؟

او جواب داد همینجا که میخ طویله را بر زمین کوبیده ام

از او پرسیدند از کجا بدانم که درست میگویی ؟

ملا گفت : خب اندازه بگیرید

حالا ما مانده‌ایم و چگونگی اندازه‌گیری ادعاهای «دیپلمات کیچن‌نشین»!

البته دیپلمات ساکن اسکاندیناوی، مخفی نمی‌کند که سیر تحولات به سوی کدام طرف می‌رفت، در سال ۲۰۰۹ میلادی که ایشان غصه‌ی آن را می‌خورد، استراتژیست شورای ملی مقاومت، مسعود رجوی جهتی را که نشان می‌داد این بود که به آخوندهای مجلس خبرگان نامه نوشت و بعد از چاق سلامتی از آنان خواست آیت‌الله منتظری را به عنوان ولی فقیه انتخاب کنند، بگذریم که حال شعار مرگ بر اصل ولایت فقیه را می‌دهند. حال بد نیست که دیپلمات کارکشته تنها آلترناتیو مشخص کند که آیا منظور ایشان از استراتژی همیشگی و پایدار شورای ملی مقاومت حفظ نظام ولایت فقیه بود یا نفی تام و تمام آن؟ هرچند که به استناد خاطرات، مصاحبه‌ها و نوشته‌های مرحوم منتظری، ایشان ولی فقیه که جای خود دارد، حتی لقای جانشینی آن را هم به عطای خمینی دجال بخشید.

جناب دیپلمات کیچن نشین که سطر به سطر تاریخ جنگ‌ها، جنبش‌ها و تحولات گذشته و حال جهان را مطالعه فرموده‌اند، تمام سعی‌شان بر این است که ثابت کنند، مو لای درز استراتژی شورای ملی مقاومت نرفته و نمی‌رود و ‌آنجه پیش آمده و لابد در آینده پیش خواهد آمد ناشی از عوامل خارجی، به ویژه قوه مجریه ایالات متحده آمریکا می‌باشد. معلوم نیست چرا قوه مقننه آمریکا را ایشان حذف کرده ‌اند، گویا فراموش کرده‌اند که اکثریت قوه مقننه ایالات متحده آمریکا به اشغال عراق رای مثبت داده‌اند و از قضا همین آقای باراک اوباما که همکیشان دیپلمات ما، شبانه‌روزی فحش و ناسزا نثارش می‌کنند از نادر نمایندگانی بود که در آن زمان با دخالت نظامی و اشغال عراق مخالفت ورزیده بود.

دیپلمات کارکشته‌ی سابق بخوبی می داند که هر نیرویی که بخواهد پیشبرد استراتژی‌اش را اساساً‌ به عوامل خارجی و خارج از میهن و کشور و مردم خود متصل کند لاجرم به بن‌بست خواهد رسید و چاره‌ای ندارد به جز آن که همچون دایی جان ناپلئون آمریکا و انگلیس و دول خارجی و عوامل بیرون از وطن خود را عامل عدم پیشبرد استراتژی خود بداند.

جنگ خانمان‌سوز ایران – عراق در سال ۸۸ میلادی خاتمه یافت، دولت ایالات متحده آمریکا به ناحق در سال ۹۷ میلادی مجاهدین خلق را در لیست تروریستی گنجاند، نه سال مجاهدین و ارتش آزادیبخش در لیست تروریستی نبودند و در عراق مستقر بودند که به قول جناب پرویز خزایی ستون‌های ملی و نهادی عراق پا برجا بودند و هیچ گونه سونامی و اشغالی در عراق انجام نگرفته بود. جناب دیپلمات کیچن نشین توضیح دهند که «تنها آلترناتیو» در آن ۹ سال چند تا عملیات نظامی انجام دادند؟ برای پیشبرد استراتژی ارتش (سرنگونی) چگونه و چطور از بازوی نظامی اش ، ارتش آزادی بخش استفاده کرده‌اند.

آیا در آن ۹ سال هم در «حصر و حصار» بودند؟ اعضای شورای ملی مقاومت ، از جمله آقای دیپلمات در آن ۹ سال چند بار به عراق تردد کردند و هر بار چگونه از آن‌ها با سان‌های نظامی و کبکه و دبدبه پذیرایی شد؟

آیا هیچ‌گاه سؤال فرودید که چرا پشت مرزهای ایران قفل هستید؟ آیا سوال سؤال کردیدکه چرا ارتش آزادیبخش دیگر عملیاتی همچون «آفتاب» و «چلچراغ»‌ را نمی‌تواند انجام دهد؟‌ آیا از استراتژیست شورای ملی مقاومت سؤال فرمودید که اگر جنگ تنها طناب دار آخوندها می‌بود چرا آن جنایتکاران سر و مر و گنده به قتل عام‌های هزار هزار متوسل شدند؟‌

آیا این سؤالات راه به استراتژی به بن‌بست رسیده‌ی شورای ملی مقاومت نمی‌برد؟ مگر استراتژی ارتش آزادی‌بخش ورد زبان امثال شمایان نبود؟ و به ر استی در جریان قیام‌های ۲۰۰۹ میلادی که لرزه‌های مداوم سرنگونی بر تن فرتوت آخوندها وارد آمد، ارتش آزادیبخش اگر در حصر و حصار نبود، که نبود، می‌توانست کاری از پیش ببرد؟ اگر اینچنین بود چرا در سال ۷۸ شمسی که آخوندهای سلفه مردم و به ویژه دانشجویان مظلوم را سلاخی می‌کردند،‌«تنها آلترناتیو»‌کاری از پیش نبرد؟ آیا این گونه نبود که به خاطر به بن‌بست رسدن استراتژی‌تان نمی‌توانستید کاری از پیش ببرید؟ چرا که تابع سیاست‌های منطقه‌ای حکومت پیشین عراق، صدام حسین بودید. منظورم این نیست که مزدور بودید، نه عوامل خارجی، یعنی حکومت عراق، اجازه نمی ‌داد استراتژی شما پیش برود. چرا که تابع تغییر و تحولات داخل ایران و مردم ایران نبود. مردم خواهان نقی و سرنگونی حکومت آخوندها بودند. رژیم در سال ۷۸ به هر جنایتی دست یازید تا از بحران سرنگونی جان به در برد، اما «تنها آلترناتیو» و البته مجاهدین خلق در خواب خرگوشی بندهای انقلاب ایدئولوژیک‌شان بودند و می‌رفتند تا بحث‌های «طعمه» را سازمان دهند. همان به اصطلاح انقلابی که اعضای غیر ماهدن تنها آلترناتیو اساساً حتی صابون یکی از بندهای آن به تن مبارکشان نخورده بود .

دیپلمات عزیز، شما که این همه استراتژی را حلوا حلوا می‌کنید، مختصر و مفید توضیح دهید که استراتژی شورای ملی مقاومت چیست؟ ابزار این استراتژی چه می‌باشد و مکانیزم پیاده شدن آن ، کلی و نه ذکر جنبه‌های مخفی چه می‌باشد؟ به قول خودتان تف و آب دهانتان را برای آخوندها ذخیره گردانید و استراتژی را برای مردم ایران تشریح نمایید؟ استراتژی قبلی را متوجه شدیم که قوه مجریه ایالات متحده آمریکا نگذاشت پیش برود، از این بعد استراتژی شما چیست و چگونه قرار است اجرایی شود؟

صادقانه و بدون هیچ گونه شگرد دیپلماتیک و به قول سرکار استوار پلتیکی توضیح بفرمایید در عراق کنونی که از نظر شورای ملی مقاومت حکومتش دست نشانده‌ی آخوند است و امثال سیلمانی و نیروی تروریستی سپاه قدس در تار و پود ارگان‌های نظامی و امنیتی ‌اش رخنه کرده است و به لحاظ جغرافیایی و اداری همچون جگر زلیخا چند پاره است، جنایتکاران داعش بخشی از آن را در اشغال دارند، حکومت مرکزی و آخوندها باچنگ و دندان بغداد و استان دیالی را چسبیده‌اند، احزاب کردی حداقل بر یک چهارم آن حکومت می‌‌کنند، احزاب و گروه‌های تروریستی دست‌ساز حکومت جمهوری اسلامی ایران در تمام آن سرزمین جولان می‌‌دهند و یک قلم در ده دقیقه ۸۰ موشک مرگ آور بر سر پناهندگان و ساکنین لیبرتی می‌ریزند ، این «تنها آلترناتیو» به دنبال چه چیزی می‌باشد؟

از این که افراد بی دفاع را در لیبرتی نگاه داشته است چه اهدافی را دنبال می‌کند؟‌

شما و نویسندگان سیاست‌های «تنها آلترناتیو» که این همه تف و آب دهان و لعنت را روزانه نثار چند منتقد ضد رژیم آخوند‌ها می‌کنید، فکر نمی‌کنید اگر این هم تف و آب دهان و لعنت را ذخیره می‌کردید و آنرا یک جا نثار سر و ریش آخوندها می‌نمودید ، چه بسا تاکنون استراتژی‌تان قدری پیش رفته بود و پایه‌های حکومت آخوندها تکانی می‌خورد؟‌

جناب دیپلمات لر شورای ملی مقاومت، از انیشتن نقل قول می‌کند که «جهان جای خطرناکی است، نه به خاطر وجود افراد ستمگر و ددمنش، بلکه به خاطر وجود افرادی که در برابر آن نمی‌ایستند» و خود اضافه می‌کند «که بدتر بدتر به خاطر وجود افرادی که نه تنها خود کاری نمی‌کنند و در ایران سلامت می‌نشینند، بلکه برای سرپوش گذاشتن بر نایستادن و نجنگیدن و بریدن و لو دادن و خیانت‌های خود، مدام در حال سنگ‌اندازی و مل بار همیه برای آتش مخرب دشمن اصلی ملت و میهن و جهان هستند. حالا هر نامی برخود می‌گذارند فاقد اهمیت است. »

آری به راستی جهان جای خطرناکی است، به ویژه این که در دوران انیشتن فقید، بنیادگرایان و آخوند‌های مرتجع هنوز سر در حجره داشتند، اما حال نگاهی به قلمزنان خودتان در سایت‌های وابسته به شورای ملی مقاومت و مجاهدین خلق بیاندازید که بفرموده چگونه یقه چندتا منتقد ضد ظلم و ستم آخوندی‌های جنایتکار را گرفته‌اند. راستی چندتای این قلم‌زنان حتی برای یک روز مناسبات تشکیلاتی مجاهدین خلق را تجربه‌کرده‌اند. در چند جنگ ارتش آزادیبخش شرکت داشته‌‌اند؟ کی و کجا چشم بر عواطف و علایق شخصی و خانوادگی بسته ، و از منافع مالی و اقتصادی و رفاهی خود گذشته و یا سلامتی‌‌‌شان را به خاطر مبارزه به مخاطره‌ انداخته‌اند.

بریدن ا زمبارزه در دیدگاه مجاهدین یعنی فرد و شخصی که وارد یک مناسبات منظبط ، تشکیلاتی و سخت می‌شود و به هر دلیلی درست یا نادرست از آن مناسبات جدا و یا به قول مجاهدنی می‌برد و بریده محسوب می‌شود .آیا اساساً‌ شما و امثال شمایان مفهوم بریدن از مبارزه را می‌دانید؟‌

از تک تک این قلم‌زنان فحاش و هتاک بخواهید سوابق تشکیلاتی و مبارزاتی خود را قلمی کنند تا مشخص شود چه کسانی در «ایوان سلامت» نشسته‌اند و با معیار شهید اصغر بدیع‌زادگان کدامشان مبارزند؟

آن شهید بزرگوار می‌گفت «ارزش هر فرد در مبارزه به اندازه نیرویی است که در راه مبارزه می‌گذارد». حال از دستگاه مجاهدین خلق بپرسید با این معیار، شمایان در کجای صفحه‌ی شطرنج مبارزاتی قرار گرفته اید؟ هندوانه زیر بغل گذاشتن مجاهدین را بگذارید کنار، خودشان بهتر از هر فرد و جریانی می دانند که قلمزنان کیچن نشین با شاخص‌ها و معیارهای ایدئولوژیک – تشکیلاتی شان در کجا قرار دارند.

منتقدین سیاست‌های مجاهدین خلق و نه مزدوران آخوند‌ها اساساً حاصل و برآمده از دستگاه مجاهدین هستند. حق دارند و باید سیاست‌ها، استراتژی، تاکتیک، عملکرد و … آن‌ها را زیر سؤال ببرند و مورد پرس و جو قرار دهند. بلند کردن چماق آخوند‌ها از طرف شما، هیچ دردی از مردم ایران دوا نخواهد کرد. ممکن است برای چند صباحی به دلیل شقاومت و جنایت آخوند‌های ستمگر تف و آب دهان خود را نثار منتقدین صادق مجاهدین خلق کنید، اما این به خود شما برخواهد گشت. این‌ها به گفته‌ قرآن کف روی آب می‌باشد و سیاهی به ذغال خواهد ماند. به دوستان مسلمان توصیه کنید به مردم ایران و منتقدین خود پاسخگو باشند. با شانتاژ ، تهمت و افترا، خامنه‌ای با این همه امکانات دولتی و کشوری به پهناوری ایران زمین به جایی نرسید و نخواهد رسید،‌ آلترناتیوی که ادعا دارد در جنگ تمام عیار با آخوند‌ها می‌باشد، از همان متدها، روش‌ها و شیوه‌های آخوندهای دجال و خونریز استفاده نمی‌کند و به قول شما « حال هر نامی بر خود می‌‌گذارد، فاقد اهمیت است» .

بهروز ریحانی ۱۳ آبان ۱۳۹۴

(پایان)

دکتر نوری زاده، مارس ۲۰۱۵: سرکار خانم رئیس جمهور مقاومت! وقتی جشن میگیری در فرانسه بیاد بچه های لیبرتی باش

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=21634

جیش المختار مسئولیت حمله را بر عهده گرفت (+ گزارش و عکس)

خبرگزاری فارس، سی ام اکتبر ۲۰۱۵:…  این دو عملیات را جیش المختار و رهبر آن «وثیق البطاط» بر عهده گرفته است. جیش المختار یا حزب الله عراق در سال ۲۰۱۳ شکل گرفت. این گروه متشکل از شیعیان جنوب عراق است که تعداد زیادی از بستگان خود را در انتفاضه شعبانیه در سال ۱۹۹۱ میلادی از دست دادند. این قیام که شیعیان جنوب عراق به راه انداختند توسط ارتش بعث و با کمک سازمان تروریستی منافقین …

خبرگزاری فارس: نگاهی به عملیات علیه اردوگاه منافقین در بغداد/ چرا آتش خشم ملت عراق از منافقین خاموش نمی‌شود+عکس

لینک به منبع

به گزارش خبرگزاری فارس، ساعت ۱۹ به وقت محلی روز پنجشنبه اردوگاه لیبرتی در نزدیکی فرودگاه بغداد که محل نگهداری عناصر گروهک تروریستی منافقین است، مورد حمله خمپاره‌ای قرار گرفت.

سران منافقین ادعا کردند که در این حمله بیش از ۸۰ موشک از انواع مختلف به لیبرتی اصابت و خسارات جانی و مالی بسیاری را به این گروهک تحمیل کرده است.

 

 

تصویر اردوگاه لیبرتی

منابع امنیتی عراق تعداد موشک‌های شلیک شده را ۲۰ قبضه و منافقین نوع موشک‌ها را کاتیوشا و فلق اعلام کردند.

پلیس عراق نیز اعلام کرد که کامیونی که موشک‌ها از آن شلیک شده را در منطقه بکریه در غرب بغداد یافته است.

مریم رجوی که در پاریس به سر می‌برد نیز به سرعت این عملیات را محکوم و از آمریکایی‌ها خواست تا حمایت خود را از اردوگاه لیبرتی به عنوان یک «کمپ موقت اسکان» بر عهده بگیرند. جالب اینکه خود سران منافقین اذعان دارند که این یک کمپ موقت است، اما از سال ۲۰۱۱ تاکنون در آن مستقر بوده و حاضر به خارج شدن از آن نیستند.

نام حسین ابریشمچی برادر مهدی ابریشمچی و مسئول عملیات مهندسی که در آن چند تن از اعضای سپاه پاسداران و نیز مردم عادی و مؤمن به بدترین شکل ممکن شکنجه و بعد به شهادت رسیدند نیز در بین کشته‌شدگان این عملیات بود.

 

تصویر حسین ابریشمچی از فرماندهان رده بالای سازمان منافقین و عضو مرکزی تیم علمیات مهندسی

حسین ابریشمچی، با نام‌های مستعار محمود، شیرزاد و رحمت، عضو مرکزیت نهاد و مسئول اجرایی عملیات تروریستی و عملیات مهندسی بود.

 یکی از قربانیان عملیات مهندسی که به شکل وحشیانه ای شکنجه و بعد زنده سوزانده شد

درباره عملیات موسوم به مهندسی باید گفت که در پی ضربات شدید در اوایل سال ۶۱ و لو رفتن بسیاری ازخانه‌های تیمی، سازمان دستور داد تا افراد مشکوکی را که در حوالی خانه‌های تیمی مشاهده می‌کردند، ربوده و سپس آنها را برای کسب اطلاعات مورد شکنجه قرار دهند. این عملیات نوظهور توسط سازمان «عملیات مهندسی» نام گرفت. به همین دلیل است که نام عمیات مهندسی انزجار و نفرت زیادی را در بین ملت ایران به همراه دارد.

درخصوص عملیات لیبرتی، سازمان منافقین تا این لحظه اسامی ۲۵ نفر از کشته شدگان خود را به این شرح اعلام کرده است: مهدی توکل، بهزاد میرشاهی، حسین اداوی، رجب قربانی، رضا وادیان، شریف ویسی، حسین سروآزاد، احمد مسچیان، جاسم قصیر، نیره ربیعی، ابوطالب هاشمی، حمید دهقان، کیومرث یوسفی، حسین گندمی، حسین ابریشمچی، اکبرعلیدوست، حسن ابراهیمی، جواد سالاری، حسن توفیق، رجبعلی قربانی، رضا ایمنی، فرشید ربیعی، سهراب همایونفر، منوچهر براتی و محمد علی میرزایی.

وزیر خارجه آمریکا و برخی نمایندگان پارلمان اروپا این حمله را محکوم و خواستار التزام دولت عراق به وظایف خود شدند.

یادآور می‌شود که پیش از این نیز حمله‌ای به محل حضور منافقین در کمپ اشرف در استان دیالی در شهریور ماه ۹۲ شده بود که منجر به کشته شدن بیش از ۵۷ عضو این سازمان شد.

این دو عملیات را جیش المختار و رهبر آن «وثیق البطاط» بر عهده گرفته است. جیش المختار یا حزب الله عراق در سال ۲۰۱۳ شکل گرفت. این گروه متشکل از شیعیان جنوب عراق است که تعداد زیادی از بستگان خود را در انتفاضه شعبانیه در سال ۱۹۹۱ میلادی از دست دادند. این قیام که شیعیان جنوب عراق به راه انداختند توسط ارتش بعث و با کمک سازمان تروریستی منافقین به شدت سرکوب شده و تعداد زیادی از انقلابیون به شهادت رسیدند.

جیش المختار و مردم عراق خواهان اخراج منافقین از این کشور هستند و در همین راستا بود که کمپ اشرف تعطیل و باقی ماندگان گروهک به کمپ لیبرتی منتقل شدند تا به سرعت عراق را ترک کنند. علیرغم تسهیلات در نظر گرفته شده از سوی کشورهای اروپایی نظیر فرانسه و آلبانی اما سران منافقین اجازه انتقال اعضا به خارجه از عراق را نمی‌دهند زیرا ماهیت وجودی فرقه را با رفتن از عراق در معرض نابودی می‌بینند.

اردوگاه لیبرتی در سال ۲۰۱۱ از محل اسکان ارتش آمریکا به محل حضور منافقین تبدیل شد اما روند انتقال آنها به خارجه از عراق طی ۴ سال گذشته به کندی انجام می‌گیرد.

در همین خصوص وثیق البطاط در گفت‌وگو با فارس ضمن بر عهده گرفتن عملیات روز گذشته لیبرتی عنوان داشت: جیش المختار که متشکل از خانواده‌های قربانیان انتفاضه شعبانیه است، بارها به سران گروهک منافقین اعلام کرده بود که باید هر چه سریعتر خاک عراق را ترک کنند، اما آنها علیرغم تسهیلات در نظر گرفته شده از سوی کشورهای اروپایی و آمریکایی اصرار بر اشغال بخشی از خاک ما را دارند که این موضوع ما را ناچار به واکنش کرده است.

رهبر جیش المختار به سران گروهک تروریستی منافقین هشدار داد که اگر هر چه سریعتر خاک عراق را ترک نکنند احتمال تکرار اینگونه عملیات‌ها وجود دارد.

 

کشته شدگان فرقه منافقین

در این عملیات بیش از ۲۵ نفر کشته و ۲۰۰ نفر زخمی شده‌اند و به نظر می‌رسد که سازمان ملل، کشورهای اروپایی و آمریکا که مرتب دم از حقوق اعضای فرقه منافقین می‌زنند باید به فکر مردم عراق نیز باشند و برای خروج سریعتر تروریست‌های منافق از عراق دست به کار شوند. مردم عراق جنایات منافقین به همراه ارتش بعث در حق خود چه در سرکوب انتفاضه شعبانیه در جنوب عراق و چه در عملیات انفال در کردستان که منجر به شهادت بیش از ۲۰۰ هزار شهروند عراقی شد را فراموش نخواهند کرد.

انتهای پیام/

در گفت‌وگو با فارس رهبر جیش‌المختار حمله به مقر منافقین را بر عهده گرفت

لینک به منبع

خبرگزاری فارس: رهبر جیش‌المختار حمله به مقر منافقین را بر عهده گرفت«وثیق البطاط» رهبر جیش المختار در گفت‌وگو با خبرنگار خبرگزاری فارس، حمله دیروز به پایگاه لیبرتی را بر عهده گرفت.

البطاط افزود: این گروه که متشکل از خانواده‌های قربانیان انتفاضه شعبانیه است، بارها به سران گروهک منافقین اعلام کرده بود که باید هر چه سریعتر خاک عراق را ترک کنند اما آنها علیرغم تسهیلات در نظر گرفته شده از سوی کشورهای اروپایی و آمریکایی اصرار بر اشغال بخشی از خاک ما را دارند که این موضوع ما را ناچار به واکنش کرده است.

وی به سران گروهک تروریستی منافقین هشدار داد، اگر زودتر خاک عراق را ترک نکنند، احتمال تکرار این عملیات‌ها وجود دارد.

به گزارش فارس، دیروز در عملیات موشکی دیروز از ۲۵ عضو گروه ترویستی منافقین کشته و ۲۰۰ نفر از آنها زخمی شدند که حال برخی از آنها وخیم است.

حسین ابریشمچی عضو این گروهک و برادر مهدی ابریشمچی و مریم ابریشمچی همسر مسعود رجوی، سرکردگان این گروهک در بین کشته شدگان این عملیات است.

سران گروهک تروریستی منافقین باوجود آمادگی برخی کشورهای غربی و آلبانی برای پذیرش اعضای این گروهک، همچنان اصرار بر ماندن در خاک عراق دارند، زیرا ادامه حیات خود را منوط به این حضور می دانند.

انتهای پیام/

***

همچنین:

پایان اعتصاب غذای مجاهدین، شکست یا پیروزی؟

حجت سیداسماعیلی، ایران دیدبان، هجدهم دسامبر ۲۰۱۳: … بنظر میرسد مریم رجوی علاوه بر اعتیاد به بزرگ نمایی و دروغگویی به بیماری فراموشی نیز دچار شده و یادش رفته است که هدف از اعتصاب غذای مجاهدین در لیبرتی و چند کشور دیگر آزادی بی قید و شرط ” ۷ گروگان اشرفی” بود که باید با آزادی آنها اعتصاب غذا پایان می‌یافت. گوی

دولت عراق و سوژه جدیدی به نام اجساد منافقین (مجاهدین خلق، فرقه رجوی)

ایرنا، بغداد، بیست و پنجم دسامبر ۲۰۱۳: … این اجساد مربوط به اعضای فریب خورده گروهک تروریستی منافقین از جمله ۱۰ نفر از مسئولان این فرقه و اعضای شورای رهبری این گروهک است که در فراموشخانه اشرف به هلاکت رسیده اند. در جریان درگیری های روز ۱۰ شهریور ماه امسال مردم و مجاهدین عراقی با شماری از ساکن

گزارش خبرنگاران از مخفی گاه رجوی در کمپ اشرف، عراق

ایران اینترلینک، بیستم دسامبر ۲۰۱۳: …در فوریه سال ۲۰۱۲ آقای فالح الفیاض مشاور امنیت ملی دولت عراق و مارتین کوبلر ریاست نمایندگی سازمان ملل در عراق در کنفرانس مطبوعاتی مشترک اعلام کردند که ضرب العجل تخلیه کمپ عراق جدید (سابقا اشرف) را بخاطر رعایت مسائل انسانی مدتی تمدید می کنند. نفرات ا