حیله رجوی برای کشتار 19 فروردین 90 در اشرف – قسمت اول و پایانی

حیله رجوی برای کشتار 19 فروردین 90 در اشرف – قسمت اول و پایانی

انجمن فراق، سیزدهم آوریل 2015:… رجوی در پی یک حیله شیطانی بود که به نحوی از این مظلومان به نفع خودش سودی ببرد یعنی هم از شر جداشده ها رها شود وهم از خون و بعد جسد آنها به نحو احسن برای تبرئه خود در مجامع بین المللی استفاده بهینه کند ، به همین دلیل با هماهنگی قبلی کشتار 1386 یعنی نقشه حمله به اصطلاح رجوی (غافلگیرانه) به اشرف به …

خانواده ها: نفرت در نوشته های اخیر رجوی نگران ترمان می کند (نامه سرگشاده)

کمپ اشرف سپتامبر 2013-1مهندس میثمی: مسعود رجوی کجاست؟

حیله رجوی برای کشتار 19 فروردین 90 در اشرف – قسمت اول

لینک به منبع

Ashraf 04

این بلند گوها، عجب داغی بردل مریم رهائی گذاشت.

مریم به خواب هم ندیده بود که روزی چند صد بلند گو و چند خانواده بتوانند زیروزبر اشرف ودژخیمان اشرفی را به هم بدوزند .

وجود خانوده هاو بلند گوها، سالهای سال تارو پود مریم را خواهد سوزاند

تعداد بلندگو مهم نبود ،بلکه مهم صحبتها وافشاگریهای بود که ازبلند گو ها به گوش اسیران نگون بخت زندانی در اشرف الموتی می رسید، رهبران و فرمانده هان آبکی اشرف از صدای خانواده ها وگریه مادران وپدران پیر و افشاگری جنایتها و فسادهای اخلاقی رجوی نماها می ترسیدند .

Ashraf 05

مریم قجر از افشای رقص رهائی های مسعود وخواجه حرمسرای خودش می ترسید

از صدای قربانیان می ترسید که سی سال چگونه شکنجه شدند و آخر فرار را برقرار ترجیح دادند .

از صدای رسای مادران می ترسید که مبادا این صداها به گوش عزیزانشان برسد تا بفهمند که سی سال رجوی آنها را فریب داده و گفته تمامی اعضای خانواده ها به دلیل منسب بودن به خانواده منافق، درایران اعدام شده اند.

یکی از جداشدگان می گفت : چاپلوسی در گروهک منافقین ذاتی است و گروهک به افرادی که بیشتر ین چاپلوسی را دربین اعضا می کنند بهای بیشتری داده و این افراد نزد سازمان محبوب هستند.

نگارنده چاپلوس مقاله در سایت افتضاحگر(افشاگر) منفور برای دریافت “احسن” بخاطر تعریف و تمجید از مریم رهائی وبه بهانه نوزده فروردین ، مطالبی در مورد” کارزار کبیر فروغ اشرف” درج کرده که نقطه به نقطه آن دروغ است .

Ashraf 02

Ashraf 01

طبق گزارشات وعینی خانواده ها و جداشدگان :

حضور خانواده ها در پشت دربهای زندان اشرف از سال 1382 ، برای ملاقات با اسیران گرفتار در فرقه تروریستی آغاز شد ، این دیدار با درخواست مکرر خانواده ها از سازمان ملل صورت گرفت ، فرماندهان فرقه تمامی اسامی های ملاقات کننده ها را از سازمان ملل دریافت کرده بود به همین دلیل دژخیمان رجوی با نفرات ملاقات شوند عهد و پیمانی مجدد بستند که به طور کل ابراز عاطفه و عشق به مادر و پدر وهمسرممنوع است واین دیدار یک دیدار ساده است و در نهایت ملاقات با تدابیر امینتی شدید و حتی ضرب و شتم و فحاشی از ناحیه دژخیمان منافقین برعلیه خانواده ها ،صورت گرفت .

ملاقات برخی خانواده ها با فرزندان و بستگانشان اولین ضربه بر پیکره فاسد رجوی بود چرا که در اولین ملاقات و دیدار با خانواده ، خیل زیادی از اسیران اعلام جدائی کردند و بیشتر نفرات هم با برنامه ریزهای قبلی از فرقه شیطانی رجوی فرار کردند و به آغوش خانواده ها آمدند ، نفرات جدا شده در بنگالها(کانکس ) زندانی شدند و نفراتی در بین این زندانیان بودند که با دادن تعهد ظاهری ،تا حدودی از شکنجه روحی وروانی رجوی نجات کردند.

رجوی در پی یک حیله شیطانی بود که به نحوی از این مظلومان به نفع خودش سودی ببرد یعنی هم از شر جداشده ها رها شود وهم از خون و بعد جسد آنها به نحو احسن برای تبرئه خود در مجامع بین المللی استفاده بهینه کند ، به همین دلیل با هماهنگی قبلی کشتار 1386 یعنی نقشه حمله به اصطلاح رجوی (غافلگیرانه) به اشرف به اجرا بگذارد ، این نقشه با موفقیت تمام صورت گرفت و دها نفرجداشده در این حمله کشته و زخمی شدند واین بزرگترین زهر چشمی بود که رجوی از جداشدهای سال (1382 )گرفت .

ضربه دوم و اصل انتقام رهبری منافقین از جداشده ها ی اسیر در اشرف درسال 1390بود

و دلیل آن هم اعزام مجدد خانواده ها در سال 1388 بود ، فرماندهان ولد جموش رجوی ، تمامی جداشدگان و اعضای اسیر را مجددا باتوجه به دریافت تعهد نامه ، زیرچشم خوابانده بود و میدانی برای آزمایش این نفرات را فراهم و راهی را باز کرد و ان تجمع نفرات جداشده در مقابل خانواده های خودشان درجلوی درب اسد بود ، در این میدان ،صیادان شیطان رجوی ،نفرات را با نگاه نشان می کردند و گزارش را به مریم پاک دامن به اورسواز ارسال می کردند و این زنک هم دستور مجدد زندانی و شکنجه را صادر می کرد .

اقدامات رهبران گروهک منافقین برای خنثی سازی فعالیت خانواده ها

جداشده ای می گفت ” رهبران گروهک تروریستی رجوی ،هنگام حضور خانواده ها جلوی درب اشرف و یا هر مناسبتی که خانواده روی اعضاء تاثیر می گذاشتند دستور نشست فوری را صادر و دراین نشست (پروژه خوانی) مسعود رجوی با خواندن آیاتی از قرآن با مثال آوردن داستان حضرت نوح و پسرش و سایر پیامبران دستور می داد هرکس در حال حاضر فکر خانواده را درسر دارد خودرا قرنطینه کند (یعنی ویروس زدائی کند چون نگاه کردن به مادر ، نوعی ویروس کشنده دربدن فرزند ایجاد می کند)وبعد از اینکه از این فکر و خیال ویروس زدایی شد به جمع برگردد و این فعالیت ها در داخل کمپ لیبرتی هم اکنون هم در جریان است”.

این جدا شده در ادامه می گفت ” گروهک منافقین علاوه برخرید بلند گوی تکی به قیمت صد دلار برای مقابله با بلند گوی خانواده ها،نشستهایی هم برای اسیران در سالن اجتماعات ستاد برگزار می کرد از جمله نشستی برای فیلم هایی که نفرات گروهک از خانواده ها گرفته بودند.

بیشترین فشارها را رهبران گروهک به اسیرانی می آوردند که خانواده هایشان در جلوی کمپ اشرف حضور داشتند و آنها را بلافاصله پس از نشست هایی که برگزار می کردند جلوی دوربین تلویزیون سیمای نفاق می آوردند و آنها را به مصاحبه ی اجباری وادار می کردند تا به زعم خود ضربه ای به خانواده ها زده باشند و البته کور خوانده اند و ما خانواده ها با این کارهای گروهک رو زبه روز قدم هایمان برای آزادی فرزندانمان استوارتر و گام هایمان محکمتر می شد و خواهد شد

Ashraf 03

ادامه دارد ..

حیله رجوی برای کشتار 19 فروردین 90 در اشرف – قسمت دوم

لینک به منبع

تجمع اسیران برای به اصطلاح مقابله با خانواده های متحصن در سال 1388و1389 به اوج خود رسید ، تمامی زندانیان اشرف با این بهانه با شوق و اشتیاق تمام ، برای شعار دادن به جلوی درب می آمدند ، وغافل از شکارچیان سنگ دل رجوی بودند ، در حقیقت زندانیان به بهانه مقابله با خانواده ، بعد از چندین سال دنیای روشن را می دیدند ومی آمدند تا خانواده هایشان را به صورت پنهانی زیارت کنند و راه مطمئن برای فرار را بررسی کنند .

ashraf 08

مقابله با خانوادها دراین سالها شدت گرفته بود ،اعضای خود فروخته رجوی تمامی بلند گوهارا با سنگ شکستند (شبانه سوار بالابر جرثقیل می شدند وبلندگوها را از نزدیک می شکستند ویا آتش میزدند) خانواده ای نبود که ازسنگ و آتش و آهن پاره این ملعونین در امان باشند ،تمام کانسکها و منبع آب خانواده ها، زیر رگبار سنگهای فرقه بود وقتی که صدای خانم سلطانی و برنامه رقص رهائی پخش می شد واقعا نفرات مستقر در نگهبانی ها دیوانه می شدند ، چندین بار از فرماندهان ارتش عراق مستقر دراشرف پیغام فرستادند که اگر صحبتهای رقص رهائی و گریه مادران وصدای خنده ی بچه (خنده ی کودکی که گریه اکثر اسیران در اشرف در می آورد ) از بلندگوها پخش شود تمام کانکسها و خانواده هارا آتش می زنیم .

ashraf 07

در مقابل تهدیدات اعضای فرقه ، خانواده ها فعالیت خودشان را بیست و چهارساعته کردند ، یعنی دقیقه ای صدای بلندگوها و سخنرانی ها خاموش نشد چراکه جان فرزندان اسیردر خطر بود.ارتش در مقر فرماندهی برای بازپس گیری اشرف آماده می شد

DSC01183

ارتش عراق چند ماه بود که به رهبران فرقه دجال منافقین اعلام کرده بود در سال جدید و درتاریخ فلان و ساعت فلان از منطقه شما ل برای بازپس گیری زمینهای غصب شده عشایر به اشرف خواهیم آمد.

خانواده ها با بلندگوها این مسئله را هر روز و هرساعت نزدیک به شش ماه به اسیران اعلام می کردند که هرچه زودتر اشرف را درمنقطه ذکر شده تخلیه کنید ، دراین فاصله دها نفر فرار کردند یعنی روزی نبود که خانواده ها شاهد فرار نباشند ، همین جداشده اعلام کردند که تمامی سالن غذا خوری ،محل خوابگاهها ، دستشوئی و حمامها حتی محل نگهبانی در تمام اضلاع هم بلند گونصب کردند یعنی تمامی قرارگارهای اسیران را بابلند گوهای قوی بهم بافتند تا کسی صدای شما را نشنود .

ashraf 09

صدای آژیری که از بشقابهای ماهواره ای از سوی دژخیمان اشرفی پخش می شد واقعا” قابل تحمل نبود ، اکثر خانواده ها دچار سردردهای شدید و ناراحتی شنوائی شدند ، گرمای بیش از حد و سرمای طاقت فرسا و خاک ، سد دیگری برسرراه خانواده ها بود مخصوصا” مادرانی که سالخورده مریض بودند ولی عشق مادری نیروی عظیمی است کوه را می جنباند چنانکه اشرف را تکان داد و فرو پاشید .

خانواده ها می دانستند که جان فرزندانشان در خطر است و رجوی دستور کشتار دسته جمعی را قبل از عید سال 90 صادر کرده این مسئله صبر وقرار خانواده هارا گرفته بود .

کسانی که در این سالها از اشرف فرار کرده بودند و از وضعیت زندانیان در بنگالها خبر داشتند اعلام کردند که ساعتهای اوج استراحت و خاموشی زندان اشرف با بلندگوهای سیار در تمامی اضلاع خبر ورود ارتش عراق را به اسیران اعلام کنید ، یعنی دو الی چهار صبح ،به هرصورت حرکت دراین ساعتها با توجه به ناامنی کامل منطقه و وجود روستای کوچکی در شما ل اشرف ودهقانی که درنزدیکی اسکان خانواده ها چوپانی می کرد که جاسوس اصلی رجوی بود باعث ترس ووحشت خانواده ها شده بود ولی باتوکل برخدا خانوادها فعالیتشان را با همراهی ارتش و پلیس ، در این ساعت های شب شروع کردند

باز فراری ها زیادو زیادتر شد و درخواست کمک از خانواده ها وارتش کردند که باید سیم خاردارها راببرید تا بچه هاراه فرار داشته باشند ، سیم ها شبانه بریده شد دکلهای سیم خاردارها کنده شد ولی چه فایده ، دژخیمان رجوی کانسکهای نگهبانی را هر ده قدم به ده قدم کردند ودوربین های دید درشب درتمام اضلاع افزایش دادند نفرات جان به کف در تمام اضلاع مستقر شد.

خانواده ها از دولت عراق درخواست هلی کوپتر کردند که بتوانند اعلامیه “تخلیه اشرف “را در روی بامهای محل اسکان اسیران پخش کنند که متاسفانه موافقت نشد ، خانواده ها دست نوشته های خودشان مبنی براینکه هرچه زودتر نفرات اسیر که دردرب شما اشرف مستقر هستند تخلیه کنند ، ولی فرماندهان فرقه ،اجازه تخلیه به اسیران در شمال اشرف را نداد .

حیله مسعود رجوی برای کشتن نفرات به با ر می نشست ،روز هیجده فروردین بود که تانگهای سازمان ملل برای بار آخر به اشرف آمد وخبر حمله ارتش عراق را برای رهبران دجال فرقه رجوی برای آخرین اخطار داد ولی کو گوش شنوا ! هدف رجوی حمایت از خاک اشرف و جان اسیران نبود بلکه تنها هدف آن از میان برداشتن جداشده های بود که تاریخ مصرف آنها برای فرقه تمام شده بود و واقعا” موی دماغ رجوی ها بودند و به هر نحوی باید کشته می شدند.

تانگ های عراق به اشرف وارد شدند ، اولین کاری که دجلان رجوی انجام دادند، تمام بنگالها که انبار چندین ساله اشرفیان بود منفجر وآتش زدند در اثر انفجار و آتش زدن بنگالها ، دود بود که به هوا می رفت ، هیچ کدام از اسیران جدا شده و مخالفان در فرقه ، از حمله ارتش عراق به اشرف اطلاع نداشتند چراکه رجوی فقط می خواست جداشده ها را قیچی کند ،دستور شلیک از پشت سررا جلوتر صادر کرده بود ، تا جائی که بعضی از فراریان از فرقه ، می گفتند: “اول صدا را شنیدیم نمی دانستیم چه اتفاقی افتاده وقتی تانگهای عراقیها را دیدیم گفتیم ارتش عراق مارا غافلگیر کرده و تصمیم به فرار گرفته بودیم ولی فرماندهان گفتند “نترسید بروید جلو تمام گلوله مشقی است چون “آمریکا در برابر دریافت 122میلیون دلاربرای حفاظت از اشرف از ما حمایت می کند آنها نمی توانند کاری کنند” و وقتی دوستانمان براثر اثابت گلوله ارتش عراق کشته شدند اعلام کردیم مشقی نیست و دیدیم که فرمانده ها پشت خاکریزها پنهان شدند و بچه های بی خبر را به کشتن دادند و ما فریادمی زدیم که بچه ها کشته می شوند ولی بازفرمانده ها از پشت خاکریزها فریاد میزدند “نترسید بروید جلو ” .

تمامی صحنه های این “کار زار)یعنی جنگ نمایشی به صورت زنده پخش میشدیعنی از قبل حتی برای فیلم برداری و پخش زنده آن تدارک دیده بودند ،مکانهای که لازم بود از سیمای منفور(سیمای آزادی ) منافقین پخش می شد و خانواده ها ی متحصن در مقر اسکان (شهرک آزادی) صحنه ها را نگاه می کردند وفریاد یا حسین مدد می زدند .

واقعا” آن روز عاشورا بود ، اعضای دژخیم فرزندان خانواده ها را تشویق می کردند که زیر تانک ارتش عراق بخوابند تا کشته شوند ، ثانیه ها بسختی می گذشت صدای انفجار، گلوله و فریاد ، اشرف را فرا گرفته بود و این وضعیت تا ساعتها ادامه داشت .

نمی دانیم احساس مادران را درآن لحظه چگونه برایتان شرح دهیم ، فقط اشک و بود و دعا و التماس به خدا وائمه ، فرزندان واقعا” بی گناه کشته می شدند تا عده ای (مریم و مسعود ) به بالاترین نقطه نردبان قدر و منم برسند و با ریختن خون جوانان اسیرو بی گناه و بی خبر از همه جا، قدرتشان را به اثبات برسانند .

به هرصورت صحنه کشتار تمام شد ،سیمای منفور تمام کشته ها و زخمی ها را جلوی دروبین سیما می آورد، اکثر کشته شدگان ازپشت سر تیر خلاص خورده بودند و عده کثیری هم بشدت زخمی شده بود ند.

ارتش عراق در شمال اشرف به اضافه قبرستان (قطعه مروارید) مستقر شد ه بودو اجازه دفن کشته شدگان در قبرستان بی جسد رجوی را ندادند .

چهل نفر ازمخالفان و جداشدگان زندانی چندین ساله رجوی در زندان و بنگالهای الموتی اشرف در این جنگ نمایشی کشته شدند تا رجوی و مریم لااقل از جسد و خون این کشته شدگان ، صاحب دولت وقدرت و منصب شوند .

این جنگ نمایشی ، کارزار اشرف نبود بلکه نقشه ای از قبل طراحی شده بود که مسعود ملعون دستور آنرا صادر و مریم اجرا کرد ودژخیمان همچون مژگان ،بهاری و عادل ودیگر خونخواران ،قاتلانی اصلی هستند که ایاب و ذهاب کشتار جداشدگان را دراین ” کار زار” مهیا کردند .

خاطرات از این روزهای نفرین شده بسیار طولانی است که انشالله در کتاب خاطران (مادر زخم دیده) نوشته خواهد شد.

ashraf06

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=17734

حوادث ۱۹ فروردین ، محصول حماقت درتوهین به خانواده ها و ایزوله شدنتان بود!

صابر از تبریز ( امضاء محفوظ)، دهم آوریل ۲۰۱۵:…   مردم ایران با مسئله ای بنام مجاهدین خلق انس والفتی ندارند و تنها این خانواده های خسران دیده ازجاه طلبی های مسعود رجوی ومریم تابان هستند که نگران ازسرنوشت فرزندان به گروگان گرفته شده ی خود ، حساسیتی به موضوع داشته ومشکلی بنام فرقه ی رجوی دارند!  این خانواده های متضرر، سالها درجلوی قرارگاه اشرف متحصن شده وبادرک اوضاع عراق …

خواسته بحق خانواده ها از ارگانهای بین المللی (آلبانی ۸۰۰ نفر دیگر را قبول کرد. رجوی سنگ اندازی می کند)

(با تشکر از صابر دریافت شد – ایران انیترلینک)

حوادث ۱۹ فروردین ، محصول حماقت درتوهین به خانواده ها وایزوله شدنتان بود!

۲۱/۰۱/۱۳۹۴

رسانه های رجوی بیاد حوادث قابل پیشگیری ۱۹فروردین ۹۰ افتاده وبجای تحلیل درست علت العلل این حادثه ، به یاوه سرایی متداول خود روی آورده و چک بی محل دیگری بنام مردم ایران صادر کرد!

یکی ازنوشته های این گروه اصحاب کهف گونه که مانند برادران وخواهران القاعده ای وداعش شان ، در عین عقب ماندگی ذهنی از مدرنترین تکنیک ها هم در انتشار افکار مالیخولیایی خود استفاده میکنند ” ۱۹فروردین۱۳۹۰؛ حماسه دفاع از آزادی و شرافت ملت ایران ” نام دارد که طی اولین سطر نوشته هایشان، ازحساب مردم خرج ولخرجی کرده اند:

” کشتار ۱۹فروردین۹۰ در اشرف توسط دولت نوری مالکی یک صحنة مقدم رویارویی بزرگ میان مردم ایران و فاشیسم مذهبی بود “.

درجواب این ادعا باید گفت که مردم ایران با مسئله ای بنام مجاهدین خلق انس والفتی ندارند و تنها این خانواده های خسران دیده ازجاه طلبی های مسعود رجوی ومریم تابان هستند که نگران ازسرنوشت فرزندان به گروگان گرفته شده ی خود ، حساسیتی به موضوع داشته ومشکلی بنام فرقه ی رجوی دارند!

این خانواده های متضرر، سالها درجلوی قرارگاه اشرف متحصن شده وبادرک اوضاع عراق ، برآن بودند که فرزندان خود را ملاقات نموده وضمن نهادن ملهمی گذرا بردردهای هجران چندین ساله تلنبار شده ی خود، واقعیات موجود را هم با آنها درمیان گذاشته وآنها را برای حفظ جانشان مددکار باشند.

اما مسئولین این اردوگاه با دستور گیری از شخص مسعود و مریم ، درمقابل این درخواست فوق ابتدائی خانواده ها مقاومت کرده وبدتر اینکه به فحاشی برعلیه آنها پرداخته وبه استفاده ازتیر وکمان هم مبادرت ورزیدند تا خانواده های این قربانیان را متقاعد سازند که این بچه ها اینقدر بی اختیار ، فسیل شده ودرمحاصره ی لایه های نگهبانی پادوهای مسعود هستند که دسترسی به آنان ممکن نیست تا بدینوسیله بر تحصن خانواده ها که حضورشان نعمتی برای نرم خویی پلیس عراق بود ، خاتمه داده و با کشته سازی هایی که هرآن وبدون حضور خانواده ها امکان آن وجود داشت ، خوراک تبلیغاتی برای خود دست وپا نمایند!

دراین کشمکش میان خانواده ها ومسئولین بی اختیار اردوگاه ، واقعا هم این مسعود رجوی بود که به خواست خود رسید وتعدادی از فرزندان ولو فریب خورده ی این مرز وبوم را به کشتن داد که با ادامه ی حضور خانواده ها ومخصوصا برقراری ملاقات ها ، براحتی میشد جلوی این فاجعه را گرفت!

این نوشته فرقه ی رجوی، ضمن توضیح تکنیکی این کشتار مشکوک که زمینه های آن بشرحی که رفت بیشتر ازهمه ازطرف رجوی فراهم شده بود، اینطور ادامه می یابد:

آخوندهای حاکم از جمعبندی قیام ۲۵ بهمن ۸۹ به ابعاد اثرگذاری مجاهد‌ین در این قیامها پی ‌بردند و به دنبال آن خامنه‌ای حمله به اشرف، به قصد انهدام آن را در دستور کار رژیم قرار داد. از طرفی دیگر جبهه روبه گسترش مخالفت با برچسب تروریستی علیه مجاهدین در ایالات متحده سرمایه‌گذاریهای ۱۵ساله رژیم آخوندی را روی لیست استعماری-ارتجاعی، به‌خطر انداخته و آنها را بسیار نگران کرده و این موقعیت آنان را بر سر یک دوراهی قرار داده بود:

یا سکوت و پذیرش پیشرویهای بیشتر مقاومت و متلاشی‌شدن جبهه داخلی رژیم یا حمله به اشرف یعنی حمله به کانون مقاومت سازمانیافته ایران به نیت نابودی آن “.

مردم ایران تظاهرات ۲۹بهمن ۸۹ را هرگز بنام قیام نمی خوانند وچیزی بنام تاثیر گذاری مجاهدین خلق درآنرا قبول ندارند واگر درآن مقطع نامی ازشما دراین مسائل برده شد، کاربردهای دیگری میتوانست داشته باشد و… ویا ازآثار تکنولوژی و مونتاژی باشد که هر نوجوان موبایل بدستی میتواند آنرا خلق کند وهرخبرنگار نزدیک بین و… قادر به ارائه ی بهینه ی آن باشد!

اینکه ” مقاومت”! چه پیشروی هایی دراین مسائل داشت، صرفا درحد یک ادعای غیرقابل ثبوت است واتفاقا حرکات بعدی رجوی نشان داد که خارج شدن ازلیست تروریستی ازاین جهت که زمینه را برای انتقال این گروگان های او به خارج فراهم میکرد ، برای او دردسرسازتر ازحالت قبلی بوده وبنابراین درپیام عاشورائی خود واقداماتی که درجهت مسلح شدن مجدد باند خود انجام داد، ثابت نمود که ازنتیجه ی کلیه ی تلاش ها وولخرجی هایش برای درآمدن ازلیست تروریستی ازهم پاشیده شدن لیبرتی وانتقال اهالی آنجا به کشورهای متعدد است وباید که با این درخواست غیر قابل اجابت سلاح ، دوباره درلیست تروریستی قرار گیرد تابلکه باعدم پذیرش پناهندگی ازطرف دیگر کشورها مواجه شده ولیبرتی نشینان درآنجا ماندگار شوند وچرا؟

تحلیل رجوی ازاوضاع عراق آنچنان آشفته بود که فکر میکرد دوام چند صباح بیشتر درآنجا، آمریکا را مجبور خواهد کرد که دوباره شرایط فعال مایشائی آنها درعراق را برقرار نموده ورجوی ها با کمک خرابکارانی مانند تکفیری ها و… ، جا پای محکمتری درعراق پیدا کرده و با نیروها و حامیان توسعه یافته ی خود، درحمله ی نظامی ای که ازنظر او حتما به ایران میشود، چلبی وار بدنبال بمب افکن ها وتوپ وتانک آمریکا وارد ایران شوند!

در پاراگرافی دیگر این نوشته ی گروه مافیایی رجوی چنین آمده است:

” در روزهای ۲۳، ۲۶ و ۲۸فروردین، ۱۸مزدور تحت همین عنوانها{ خانواده ها وجدا شدگان} از داخل ایران به اطراف اشرف اعزام شدند و در روز ۲۸فروردین، زنی به نام خدابنده (سینگلتون) مقیم انگلستان، مأمور شناخته شده اطلاعات آخوندها که در حال خدمتگذاری در شکنجه گاه اوین هم دیده شده است، همراه با یک مزدور عراقی به نام احلام مالکی و شماری از مأموران اطلاعات و نیروی تروریستی قدس که صورتهای خود را پوشانده بودند در نزدیکی سیاج اشرف در حال لجن پراکنی و فیلمبرداری دیده شدند “.

آیا خانم خدابنده ، اینقدر در تشکیلات شما گمنام است که ازاو بعنوان زنی بنام خدابنده (سینگلتون) نام میبرید؟

مسلما ایشان فرد ناشناخته ای برای تشکیلات شما ودنیای مطبوعات نیست ومن علیرغم اینکه چیزهای زیادی دراین مورد میدانم، مایلم که خود این خانم ، توضیحات لازم را در این مورد بدهد.

فقط ذکر این نکته لازم است که من نیز این فیلم را از سیمای جمهوری اسلامی ایران دیده ام و فکر میکنم که افراد حاضر، بیشتردرمورد زندان های موجود دراشرف، کاخ زیر زمینی مقاوم درمقابل بمب اتمی مریم ومسعود و… به خبرنگاران حاضر درصحنه توضیحاتی میدادند و…

دوباره میخوانیم:

” رژیم ۲۸ماه اشرف را محاصره کرد. ۱۴ماه تمام، سیرک مزدوران خودش را دم در اشرف و همة اضلاع اشرف آورد با ۲۱۰بلندگو و شب و روز به مزخرفگویی و به خیال خودش جنگ روانی علیه اشرفیها واداشت. قصد رژیم این بود که ارادة اشرفی ها را تضعیف بکند. یک هدف دیگرش هم زمینه سازی برای کشتار و همین کاری بود که در ۱۹فروردین انجام داد. اما نتیجه چی شد؟ شکست و ننگ و رسوایی برای ولی فقیه ارتجاع و پسرخوانده اش مالکی در برابر حماسه بی نظیر پایداری و پاکبازی و تسلیم ناپذیری مجاهدین و اثبات این که مجاهد اشرفی بر سر آرمان و سوگندش در راه آزادی خلق و میهن خود ایستاده و حاضر است هر قیمتی را بدهد “.

این یکی را خوب فهمیده اید !

برخورد زشت شما با اعضای خانواده های متحصن، بمنزله ی ازدست دادن کورسوی امیدی بود که میتوانستید به خانواده ها داشته باشید!

با اطلاعاتی نامیدن اعضای خانواده ها وبدرفتاری تا حد ممکن برعلیه آنها ، حرف دروغی زدید وبرای اثبات این ادعا های دروغ تان پافشاری کرده واینقدر به این سماجت ابلهانه تاکید داشتید که خانواده ها به ایران برگردند وبشود چیزی که با حضور آنها اتفاق نمی افتاد!

ضمنا بلند گو های شما بمراتب بیشتر وقوی تر از بلندگوهای خانواد ها بود و شما با تعبیه ی این بلندگوهای قوی و پخش نعره وار سرودهایتان ازآنها، مانع انتقال صدای این خانواده های ضرردیده به فرزندانشان شدید والبته نگبانان ضلع شمالی صداهای دلخراش مادران پیر راشنیده ، هویت آنها را شناسائی کرده و اندک اندک به ددیگر دوستان خود گفته بودند و اسرای اشرف وقتی فشار بیشتری بر روی مسئولین آوردند، آنها مجبور به اعلام اسامی متحصنین و ملاقات چی ها شدند واغلب اسرا دریافتند که ماهیت واقعی قضیه چیست و بنابراین این دروغ ها آنها را فانع نخواهد کرد!

” وضعیت فلاکتبار فعلی رژیم ولایت‌فقیه و عقب نشینی تحمیلیِ استراتژیک در موضوع اتمی، از آثار جوشش خون آن شهیدانی است که در نوزده فروردین ۹۰، بی‌سلاح و بی‌سپر، در برابر زرهیها ایستادند و درس پایداری دادند. اکنون مرحله سرنگونی رژیم ولایت با تمام نشانه‌هایش فرا رسیده. راه و رسم اشرف و اشرفی نیز هم‌چنان الهام‌بخش برخاستنها و خروشهاست. در چنین شرایطی، رژیم از مجاهدین و حضورشان در عراق بیش از پیش احساس وحشت میکند، زیرا مجاهدین و ارتش آزادیبخش در هر شقی سمت و سوی سرنگونی به معادلات میدهند “.

خوب وقتی شرایط اینهمه فراهم بنفع شماست، چرا نشسته اید ودلواپسی تان برای چیست؟

آیا این بدان معنی نیست که به گفته های خود باور نداشته ومی ترسید که این عدم باور به اسرای لیبرتی هم سرایت کند؟

راست آنست که تصور نمی رود که رژیم دغدغه ی خاطری ازحضور دست بسته ی شما درلیبرتی داشته باشد ، دغدغه ی موجود ازآن خانواده های ذینفع است که شما با اصرار برنگهداری بچه های آنها درعراق وبخطر انداختن جدی جان آنها، نبرد بی افتخاری را با خانواده ها برگزیده اید!

همچنین:

 شباهت عجیب توصیه های محمد رضا شاه و مریم رجوی به غرب!

مریم رجوی، حجاب اجباریصابر ازتبریز ( امضاء محفوظ)، بیست و ششم مارس ۲۰۱۵:…  باندازه ی طرف مقابل هم قابل اعتماد نیستند ؟ آیا فراموش کرده اید که جورج بوش بعد از اشغال افغانستان وعراق و علیرغم مشاهده ی اینکه ایران هیچ کمکی به رژیم های غیر نرمال این کشورها نکرد و بخاطر این برخوردش میبایست مورد تک

پیام نوروزی خانم رجوی، حکم ایجاد توفان درفنجان آب رادارد!

صابر ازتبریز ( امضاء محفوظ)، بیست و سوم مارس ۲۰۱۵:…  اصلا چرا جای دوری برویم ، همینکه درسازمانی موسوم به مجاهدین خلق ایران ، عوامل عینی وذهنی معینی سبب شد که این سازمان ازنفی سیستم سرمایه داری مترقی تر ، به قبول روابط برده داری درمناسبات خود روی آورد ، نشان میدهد ک�

فرقه ی رجوی وگزارش دهی به مردم؟! – قسمت دوم

صابر ازتبریز( امضاء محفوظ)، پانزدهم مارس ۲۰۱۵:…  اینجا ممکن است که از من بپرسید پس چرا برای کسانی که رهبر بلامنازعشان طوق دیوانگی برگردن داشته ودر پیشاپیش ص�

برخلاف نظر خوله دنیا: ریشه ی اصلی مشکلات منطقه درطمع ورزی آمریکا وزائده های افراطی اش است!

صابر ازتبریز ( امضاء محفوظ)، هشتم مارس ۲۰۱۵:…  وبسایت رسمی مجاهد نماهای خلق ایران نوشته است : “خانم خوله دنیا سخنگوی ائتلاف ملی سوریه: ریشه اصلی مشکلات منطقه رژیم ایران است ” جواب ساده وقاطع این ادعای سرتاپا دروغ این است که این ایران نبوده ونیست که نقشه ی ایجاد خاورمیانه ی بزرگ را د�

ماموریت “یزدان حاج حمزه” در پنهان سازی نام پیمان شکنان!

صابر ازتبریز ( امضاء محفوظ)، اول مارس ۲۰۱۵:…  جرج بوش آمریکائی بود که هنوز ازحملات به عراق و افغانستان عبرت لازم را نگرفته بود، بجای استقبال از این موضع متعادل دولت وقت ایران، ایران را درکنار سوریه و کره شمالی محور شرارت نامید! شما چگونه است که این مسئله را بیاد دوستان واربابان �