خاطرات تلخ مجاهد خلق منصور براهویی (قسمت دوم)

خاطرات تلخ مجاهد خلق منصور براهویی (قسمت دوم)

خاطرات تلخ مجاهد خلق منصور براهوییمنصور براهویی، نجات یافتگان در آلبانی، بیست و دوم اکتبر 2021:… عبدالله به من گفت صحبتهایی که دیروز با همشهریت کردی را داخل این برگه بنویس! من که بعد از پنج ساعت بدون خوردن یک لیوان آب بشدت تحت فشاربودم از روی صندلی بلند شدم گفتم مگر من مرتکب چه جرمی شده‌ام که اینقدر من را  سوال و جواب  کرده و وادار به پر کردن فرم کردید؟ می خواهی پول بدهید یا ندهید من می روم همین الان کمیساریا و رمسا و همه چیز را به آنها می گویم و از اتاق بازجویی بیرون آمدم. یکی از شکنجه گران بنام محمدرضا که داخل راهرو ایستاده بود جلو من را گرفت و گفت بیا پولت دسته من است بگیر و برو! محمدرضا  از ترس و وحشت حتی یادش رفت که فرم مالی را به من بدهد تا امضاء کنم. من که از گرسنگی و تشنگی ضعف کرده بودم خودم را بیک رستوران رساندم و غذا خوردم و بعد باتاکسی خودم را رساندم خانه و رفتم  مثل یک جسد روی تخت دراز کشیدم و دیگه نفهمیدم چه شد تا فردا دیروقت! بله این هم  یکی دیگر از جنایت های فرقه رجوی و شکنجه گرانش که بر سر ما جداشدگان در کشور آلبانی آورده آند. خاطرات تلخ مجاهد خلق منصور براهویی .

خاطرات تلخ مجاهد خلق منصور براهوییپس از سی سال خدمت به رجوی گرسنه در غار میخوابیدم

خاطرات تلخ مجاهد خلق منصور براهویی (قسمت دوم) 

منصور براهویی: خاطرات تلخ من از فرقه مجاهدین خلق 

قسمت دوم

با سلام به دوستان و هموطنان عزیز

بعد از اینکه من تلفن خریدم که با خانواده ام تماس بگیرم فشارهای روانی از طریق عبدالله تهرانچی هر روز به بهانه‌های مختلف بر من بیشتر شد. مستمرا با من تماس می گرفت و از من می پرسید که با به خانواده ام تماس گرفتم یا نه؟

من که هنوز بعد از چند ماه که از فرقه رجوی جدا شده بودم وردی هم از خانواده نداشتم شماره تلفن خانواده ام را پیدا نکرده بودم که باخانواده ام تماس بگیرم.عبدالله این رامی دانست وقصدا هرروزاین را از من سوال می کردم هربار چیزی می گفت. مثلا بابا خانواده بفکر تونیست ویا دیدی فقط داری خودت را اذیت می کنی ول کن بفکر خودت باش و…. و با اینکار عبدالله تهرانچی مرا تحت فشار قرار داده بود که هر طوری شده است جلو من را بگیرد که با خانواده ام تماس نگیرم!

تحت فشار جنگ روانی که فرقه رجوی توسطشکنجه گرانش به راه انداخته بود که من نتوانم با خانواده ام بعد از سالیان که

از این فرقه جنایتکار رها شدم تماس بگیرم داشتم دیوانه می شدم و نمی دانستم چگونه خودم را از این فرقه و شکنجه گرانش خلاص کنم.

دنائت در فرقه رجوی حد و مرز ندارد

بعدها که فهمیدم که هدف فرقه رجوی و شکنجه گرانش این است که هر طوری شده آنقدر به من فشار بیاورند که من از تمامی گرفتن با خانواده ام صرفنظر کنم تا فرقه به هدفش برسد به همین خاطربرای اینکه پوزه آنها را به خاک بمالم تلاشم را بیشتر کرده و با پرس وجو و راهنمایی بقی بچه هااز طریق یکی از همشهری هایم توانستم یک شماره ای ازیکی ازافراد خانواده  را بدست بیاورم و با خانواده ام تماس بگیرم. فرقه رجوی و شکنجه گرانش که از طریق نفراتی که برای فرقه رجوی جاسوسی می کردند فهمیده بودند که من با خانواده ام تماس گرفته ام بشدت بهم ریخته بودند و دنبالاین بودند که هر طوری شده مرا بخاطر آن اذیت کنند.

عبدالله تهرانچی که از اینکه من با خانواده ام تماس گرفته ام بشدت ناراحت شده بود. فردا همان روز با من تماس گرفت و بدون سلام احوالپرسی از من پرسید بالاخره با خانواده آت تماس گرفتی؟

من گفتم؛ بله تماس گرفتم.

به من گفت؛ پس چرا به من اطلاع ندادی؟

من  هم ناراحت شده وگفتم؛ مگر من با خانواده ام تماس میگیرم به شما باید گزارش بدهم این موضوع شخصی است و به هیچ کسی رپطی ندارد.

عبدالله تهرانچی گفت؛ باشه بعداً می فهمی! و تلفن را قطع کرد.

چند روزی عبدالله تهرانچی با من تماس نگرفت. این موضوع گذشت تا اینکه چند روزی مانده بود به پرداخت پول ماهانه داشتم ناهار درست می کردم که عبدالله تهرانچی تماس گرفت و به گفت؛  ساعت یک بیا دفتر باهات کار دارم.

به عبدالله تهرانچی گفتم؛ نمی شود فردا بیایم؟  الان دارم غذا درست می کنم.

شکست توطئه فرقه رجوی در آلبانی ( آقای احسان بیدی )

عبدالله  گفت نه همین امروز باید بیایی!

من هم که می دانستم عبدالله تهرانچی از اینکه من با خانواده ام تماس گرفته ام بدجوری سوخته است غذا را نیمه تمام گذاشتم و گاز خاموش کردم از خانه زدم بیرون و رفتم ایستگاه اتوبوس و سوار اتوبوس شدم که بموقع راس ساعت آنجا باشم، چون اگر دیر می رسیدم می پرسید چرا دیر آمدی و مشاجره و… خلاصه کنم رسیدم به دفتر سازمان یا بهتر است بگویم محل بازجویی بعد از چک و بازرسی بدنی و تحویل تلفن همراه مرا بردند تو اتاق بازجویی و گفتند همینجا بشین تا برادر عبدالله بیاید.

بعد از بیست دقیقه که در اتاق بازجویی  در انتطاربودم درب اتاق بازجویی باز شد یک مرتبه دیدم جواد خراسان همراه با یک نفر بنام بیژن (که از نفرات قدیمی اطلاعات فرقه رجوی  است) و عبدالله تهرانچی داخل اتاق بازجویی شدند. جواد خراسان در حالیکه به من نگاه می کرد و سرش را تکان می داد پوشه ای را باز کرد و یک فرم چاپ شده در آورد و جلو من گذاشت و به من گفت:

این را بخوان تا من بعد بگویم چکار کنی !

من برداشتم و شروع به خواندن کردم.

در این فرم بعداز نوشتن اسم و نام خانوادگی گفته شده بود هر گونه ارتبات با مزدوران وزارت اطلاعات و مزدور غلامرضا شکری و حسن حیرانی و سایر مزدوران را عبور از مرز سرخ سازمان است  در صورت ارتباط با هر یک از این مزدوران به محض اطلاع بلافاصله سازمان پول شما را قطع می کند و در آخر هم امضاء اسم و نام خانوادگی و تاریخ  ذکر شده بود.

رجوی و حقوق بشر – امتناع اسیر جنگی صدام و رجوی خلیل انصاریان از موضعگیری قابل انتشار

من بعد از اینکه خواندم به جواد خراسان گفتم این موضوع چه ربطی به من دارد؟

جواد خراسان یک نگاهی به من کرد وگفت یا این فرم را پر وامضاء می کنی یا ما دیگر پولی به تو نخواهیم داد!

من هم که خودم تحت فشار بودم و جند روز مانده بود که پول صاحبخانه و پول برق و پول آب را بدهم تادر سرمای زمستان بی سر پناه نشوم واز سرما بدلیل مشکلات جسمی یخ نکنم (با اینکه تمایلی به نوشتن چنین مزخرفاتی نداشتم و دستم به جای بند نبود) مجبور شدم که به خواسته فرقه رجوی تن بدهم و اوامر را اجرا کنم.

بعد جواد خراسان یک برگه سفید  به من داد و گفت اینها را باخط خودت بنویس!

من هم با کلی تناقض نوشته و به او دادم.

جواد خراسان بعد از چک  نوشته گفت این تمام، اماهنوز تمام نشده و بعد به عبدالله تهرانچی گفت تو هم نکاتی که می گفتی بگو همین الان بنویسد!

Families Welcome Ehsan Bidi , denounce Rajavi plots in Albania

عبدالله به من گفت صحبتهایی که دیروز با همشهریت کردی را داخل این برگه بنویس!

من که بعد از پنج ساعت بدون خوردن یک لیوان آب بشدت تحت فشاربودم از روی صندلی بلند شدم گفتم مگر من مرتکب چه جرمی شده‌ام که اینقدر من را  سوال و جواب  کرده و وادار به پر کردن فرم کردید؟ می خواهی پول بدهید یا ندهید من می روم همین الان کمیساریا و رمسا و همه چیز را به آنها می گویم و از اتاق بازجویی بیرون آمدم.

یکی از شکنجه گران بنام محمدرضا که داخل راهرو ایستاده بود جلو من را گرفت و گفت بیا پولت دسته من است بگیر و برو! محمدرضا  از ترس و وحشت حتی یادش رفت که فرم مالی را به من بدهد تا امضاء کنم.

من که از گرسنگی و تشنگی ضعف کرده بودم خودم را بیک رستوران رساندم و غذا خوردم و بعد باتاکسی خودم را رساندم خانه و رفتم  مثل یک جسد روی تخت دراز کشیدم و دیگه نفهمیدم چه شد تا فردا دیروقت!

بله این هم  یکی دیگر از جنایت های فرقه رجوی و شکنجه گرانش که بر سر ما جداشدگان در کشور آلبانی آورده آند.

نفرین خدا و لعنت خدا بر مسعود رجوی و مریم قجر باد.

ادامه دارد

لینک به منبع

تا کی میتوانید اعضای مجاهدین  را گمراه  و مغز شویی شده نگه دارید؟

خاطرات تلخ مجاهد خلق منصور براهویی (قسمت دوم)

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/چگونه-زنده-ماندم-نجات-یافتن-از-مرگ/

چگونه زنده ماندم ؟ نجات یافتن از مرگ با کمک دوستان

منصور براهویی - چگونه زنده ماندم ؟ نجات یافتن از مرگ با کمک دوستانمنصور براهویی، نجات یافتگان در آلبانی، بیست و سوم می 2021:… من تا قبل از اینکه جدایی رسمی خودمرا از این فرقه اعلام کنم چندین بار به سرکردگان فرقه رجوی پیام دادم که من در ناحیه شکم دچار درد شدیدی شده ام تورو خدا به من کمک کنید از درد دارم میمیرم.  علی رغم خواهش های مستمر من از عبدالله تهرانچی و جواد خراسان نه تنها به من کمکی نکردند من را که نه سر پناهی داشتم ونه پشت پناهی و از شدت درد بخودم می پیچیدم به حال خود رها کردند. عبدالله تهرانچی ( عبدالله استواری ) به من پیام داد که این موضوع به ما هیچ رپطی ندارد و به ما مربوط نمیشود و خودت برو مشکلت را حل کن این در حالی بود که جواد خراسان یکی دیگر از شکنجه گران فرقه رجوی قول داده بود که همه مسائل ما راحل و فصل کند. چگونه زنده ماندم ؟ نجات یافتن از مرگ با کمک دوستان 

منصور براهویی - چگونه زنده ماندم ؟ نجات یافتن از مرگ با کمک دوستانهمچنان با همه توظئه های فرقه مجاهدین لبخند می زنیم

چگونه زنده ماندم ؟ نجات یافتن از مرگ با کمک دوستان

خاطرات تلخ مجاهد خلق منصور براهویی 

منصور براهویی ، تیرانا،  سایت نجات یافتگان از مجاهدین خلق در آلبانی ـ ایران آزادی  ـ 22.05.2021

با سلام به دوستان و همه هموطنان عزیز

منصور براهویی

آقای منصور براهویی

من منصور براهویی هستم که بدلیل مشکل سنگ صفرا با کمک دوستان توانستم بعد از دو سال که دوچار چنین مشکلی همراه با درد شدید و بی خوابی های مستمر اخیراً به یمن جوانمردی و فداکاریهای همه دوستان که خود آنها نیز

از بیماری رنج می برند در بیمارستان ننه ترزا در تیرانا، کشور آلبانی مورد عمل جراحی قرار بگیرم و از مرگ نجات پیدا کنم.!

لازم میدانم که جهت آگاهی شما دوستانکه ماهیت ضد بشری این فرقه جنایتکار که دم از حقوق بشر می زند مختصری بهاین موضوع بپردازم تا شما دوستان هم  بیشتر با ماهیت ضد بشری این فرقه جنایتکار آشنا شوید.

من تا قبل از اینکه جدایی رسمی خودمرا از این فرقه اعلام کنم چندین بار به سرکردگان فرقه رجوی پیام دادم که من در ناحیه شکم دچار درد شدیدی شده ام تورو خدا به من کمک کنید از درد دارم میمیرم.

علی رغم خواهش های مستمر من از عبدالله تهرانچی و جواد خراسان نه تنها به من کمکی نکردند من را که نه سر پناهی داشتم ونه پشت پناهی و از شدت درد بخودم می پیچیدم به حال خود رها کردند.

عبدالله تهرانچی به من پیام داد که این موضوع به ما هیچ رپطی ندارد و به ما مربوط نمیشود و خودت برو مشکلت را حل کن این در حالی بود که جواد خراسان یکی دیگر از شکنجه گران فرقه رجوی قول داده بود که همه مسائل ما راحل و فصل کند و لی همه آن قول‌های که داده بودند همه اش دروغی بیش نبود

چرا که فرقه مجاهدین خلق اهمیتی برای ما اسیران جنگی قایل نبود این در حالی بود که تمام مسائل پزشکی آقازاده‌ها ی خودشان را که از این فرقه جنایتکار جداشده بودند را بلافاصله حل و فصل می کردند و یا آنها را برای درمان بلافاصله به آلمان و فرانسه منتقل می کردند تا مورد درمان قرار بگیرند.

من که از شدت درد بیماری روز به روز به لحاظ جسمی ضعیف شده بودم و توانایی راه رفتن نداشتم خودم را به کافه ایرانیان رساندم و دوستان به محض اینکه من را دیدند واز وضعیت بیماری من با خبر شدند بسیاراز اینکه من را در این وضعیت به لحاظ جسمی دیدند به شدت ناراحت شدند.

این دوستان مهربان بلافاصله مراحل درمانی من را حل و فصل کردند تا من که در یک قدمی مرگ رسیده بودم به یومن جوانمردی تک تک دوستان و شخص آقای حسن حیرانی و دیگر دوستان از جمله رحمان محمدیان  و پرویز حیدر زاده و علی هاجری و حسن شهباز و رضا مرادی و رضا مزگی و باقر محمدی و مالک بیت مشعل و موسی  دامرودی وبه کوری چشم فرقه رجوی از مرگ نجات پیدا کردم و توانستم بعد از آزمایشات مختلف مورد عمل جراحی قرار بگیرم.

همین جا خاطر نشان کنم که دکتری که می خواست من را عمل کند بدلیل وضعیت جسمی که من داشتم بار اول حاضر نشد که من را عمل کند.

دکتر به آقای حسن حیرانی گفته بود که بدلیل اینکه دوست شما به لحاظ جسمی ضعیف شده است من می ترسم که اگر او را عمل کنم قلبش از کار بیفتد. ولی بعد از آزمایشات متعدد که مثبت بود تصمیم گرفته شد که من را عمل کند که عمل من با موفقیت انجام شد.

من ضمن قدردانی از همه دوستان که جوانمردی کردند و من را از مرگ نجات دادند از آنان بسیار سپاسگزارم.

بله دوستان این فرقه همانطور که بارها اعلام کرده آند به مرگ ما جدا شدگان راضی هستند این آن حقوق بشری است که سران فرقه از آن برای سواستفاده های تبلیغاتی و سیاسی از آن به دروغ حرف می زنند!

لینک به منبع

چگونه زنده ماندم ؟ نجات یافتن از مرگ با کمک دوستان 

خاطرات تلخ مجاهد خلق منصور براهویی 

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/ضوابط-کنترل-نیرو-در-فرقه-مجاهدین-خلق/

ضوابط کنترل نیرو در فرقه مجاهدین خلق

منصور براهویی ضوابط کنترل نیرو در فرقه مجاهدین خلقمنصور براهویی، نجات یافتگان در آلبانی، بیست و چهارم آوریل 2021:… یکی از ضوابط ورزش کردن دو نفره بود! فرماندهان فرقه رجوی بعد از اینکه تعداد زیادی از افراد فرار کردند و خودشان را به تیپ آمریکایها رساندند از ترس و وحشت برای جلوگیری از فرار افراد به تیپ آمریکایی‌ها که در اشرف مستقر بودند به بهانه های مختلف ضوابط ورزش فردی ممنوع  را به افراد ابلاغ کردند تا نفرات نتوانند فرار کنند و خودشان را از جهنمی که رجوی برایشان ساخته بود نجات دهند. یکی دیگر از ضوابط این بود که افراد بدون اجازه فرمانده قرارگاه حق خارج شدن از مقر را نداشتند . ضوابط کنترل نیرو در فرقه مجاهدین خلق 

برده داری در آلبانی - منصور براهوییبرده داری در آلبانی – منصور براهویی تحت فشار فرقه مافیایی رجوی – از متهم کردن بی بی سی به مزدوری برای حکومت ایران تا متهم شدن به مزدوری برای حکومت ایران

ضوابط کنترل نیرو در فرقه مجاهدین خلق – چگونه زنده ماندم

خاطرات تلخ مجاهد خلق منصور براهویی 

منصور براهویی ، تیرانا،  سایت نجات یافتگان از مجاهدین خلق در آلبانی ـ ایران آزادی  ـ 23.04.2021

فرقه رجوی از ترس و وحشت برای اینکه ضوابط کنترل نیرو در فرقه مجاهدین خلق افراد با هم رابطه نداشته باشند هربار به بهانه های مختلف ضوابط تعیین می کرد تا ازاین طریق جلو نفرات را بگیرد که نتوانند با هم ارتباط برقرار کنند و از این طریق کنترل کامل افراد را بدست بگیرند.

در اینجا می خواهم به چند نمونه از این ضوابط جنایتکارانه فرقه رجوی اشاره مختصری بکنم.

یکی از ضوابط ورزش کردن دو نفره بود!

فرماندهان فرقه رجوی بعد از اینکه تعداد زیادی از افراد فرار کردند و خودشان را به تیپ آمریکایها رساندند از ترس و وحشت برای جلوگیری از فرار افراد به تیپ آمریکایی‌ها که در اشرف مستقر بودند به بهانه های مختلف ضوابط ورزش فردی ممنوع  را به افراد ابلاغ کردند تا نفرات نتوانند فرار کنند و خودشان را از جهنمی که رجوی برایشان ساخته بود نجات دهند.

یکی دیگر از ضوابط این بود که افراد بدون اجازه فرمانده قرارگاه حق خارج شدن از مقر را نداشتند درحالیکه فرماندهان مجاز بودند به هر کجا که دلشان می خواست تردد کنند اما افراد رده پایین حق و اجازه خروج را نداشتند و در محوطه محدود که فرماندهان فرقه رجوی برای آنها مشخص کرده بودند در زمانهایکه خودشان مشخص و بصلاح خودشان بود به افراد اجازه می‌دادند که تردد کنند.

یکی دیگر از ضوابط جنایتکارانه فرقه رجوی تحت پوشش ضابطه اجازه ندادن به افراد برای مراجعه به دکترهای متخصص عراقی بود که دولت عراق در کمپ لیبرتی برای درمان بیماران گذاشته بود فرقه رجوی بدلیل اجازه ندادن به افراد که نزده دکترهای عراقی بروند باعث مرگ افراد زیادی شد و با فریب کاری مدعی شده بود که دولت عراق اجازه دسترسی بیماران را برای درمان نمی دهد!  که تماماً دورغ بود.

هر کسی که در لیبرتی و اشرف جانش را از دست داد باعث مرگش خود فرقه رجوی بوده و هست.

چراکه من که خودم شاهد بودم که دکترهای عراقی چقدر انسانهای با شرفی بودند و با برخوردهای بسیار محترمانه و دلسوزانه با افراد که بیماربودند برخورد می کردند ولی فرقه رجوی سعی می کرد  که با دورغ و فریبکاری واقعیت ها را بپوشاند و مرگ افرادی که بیمار بودند که خود فرقه رجوی باعث مرگشان شده بود به گردن دولت عراق و دکترهای عراقی بیندازند در حالی که دولت عراق بهترین دکترهای متخصص را در اشرف و لیبرتی برای درمان مجاهدین گذاشته بود ولی فرقه رجوی که در فریبکاری لنگه ندارد انعکاس منفی می داد تا سواستفاده های سیاسی از مرگ افراد بی گناهی که خود فرقه رجوی باعث مرگشان شده بود؛ ببردو مرگ بیماران را بگردن دولت و دکترهای متخصص عراقی بیندازد.

ببینید که این جنایتکاران برای به قدرت رسیدن و حمایت سیاسی دست به چه جنایت ضد بشری می زنند!

مرگ مشکوک منصور کوفه ای و علی سالاری از جمله این جنایت‌ها ی این فرقه رجوی است.

رجوی و همسرش مریم خانم بارها در نشستها و پیام های که ارسال می کردند می گفتند برای رسیدن هدف؛ بردن مریم به تهران ( به قدرت رسیدن رجوی) شما باید بیشتر و بیشتر قیمت بدهید و از جان و زندگی و خانواده خودتان بزنید تا مریم  بشود رییس‌جمهور! اگر شما قیمت ندهید بدرد چه میخورید. و علنا می گفت تنها رسالت و ارزش شما فدا شدن در این راه است که در این صورت رستگار می شوید.

این ماهیت واقعی رجوی و مریم رجوی بوده و هست و تا همه افراد را بکشتن ندهند دست از این جنایت ضد بشری خودشان بر نخواهند داشت.

ضوابط کنترل نیرو در فرقه مجاهدین خلق – چگونه زنده ماندم

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/آقازاده-های-فرقه-رجوی/

آقازاده های فرقه رجوی

اشرف ابریشمچی آقازاده های فرقه رجویمنصور براهویی، نجات یافتگان در آلبانی، پانزدهم مارس 2021:… مریم و مسعود رجوی که هر کدامشان یک بچه داشتند، آنها غذایشان ویژه بود، در بهترین خانه ها با بهترین امکانات زندگی می کردند. همچنین فرزندان مسولین بالای سازمان از جمله عباس داوری با اسم مستعار رحمان، احمد واقف و سایر مسولین بالای فرقه رجوی در خانه های شیک و با بهترین امکانات زندگی می کردند و بهترین ماشین هارادر اختیار داشتند. اما طرف دیگر اسیران جنگی من و دوستانم بودیم که از هیچ حقی برخوردار که نبوده و از هیچ امکاناتی هم برخوردار نبودیم و حتی حق بیان کردن حقایق را نیز از ما گرفته بودند این در حالی بود که فرقه رجوی در برنامه دوازده ماده ای خود جهت ژست سیاسی و فریب افکار عمومی مدعی آزادی بیان برای همگان شده بود؛ ما این را بعینه  در عمل دیدیم و با گوشت وپوست لمس کردیم که همه چیز هایی که فرقه رجوی و شخص مسعود رجوی و مریم رجوی مدعی آن بودند  مزخرفاتی بیش نبودند. آقازاده های فرقه رجوی 

آقازاده های فرقه رجویفرزندان مسعود رجوی و مریم قجر عضدانلو

آقازاده های فرقه رجوی 

امکانات و پول در فرقه رجوی برای آقازاده ها

منصور براهویی ، تیرانا،  سایت نجات یافتگان از مجاهدین خلق در آلبانی ـ ایران آزادی  ـ 14.03.2021

باسلام به دوستان گرامی؛.

من منصور براهویی هستم که اخیراً جدایی رسمی خودم را از فرقه رجوی اعلام نموده ام.

می خواهم به یکی دیگر از جنایت‌های فرقه رجوی جهت آگاهی شما دوستان گرامی اشاره مختصری کرده و آنچه در طول این سی سال مشاهده نموده ام را به عرض شما دوستان عزیز برسانم.

فرقه رجوی با فریبکاری در برنامه دوازده ماده ای شورای ملی ضد مردمی خود مدعی حقوق و برابری زن و مرد شده است! چیزیکه با آنچه من در طول مدت سی سال از نزدیک مشاهده کردم هیچ واقعیتی که ندارد هیچ همه این حرفها دروغی بیش نیست چراکه من که خودم از نزدیک شاهد نابرابر های زیادی در فرقه رجوی بودم هیچ وقت حقوق برابر در تشکیلات فرقه رجوی ندیده ام و هر چه مشاهده کردم نابرابر ی مطلق در فرقه رجوی بود وبس.

مریم و مسعود رجوی که هر کدامشان یک بچه داشتند، آنها غذایشان ویژه بود، در بهترین خانه ها با بهترین امکانات زندگی می کردند. همچنین فرزندان مسولین بالای سازمان از جمله عباس داوری با اسم مستعار رحمان، احمد واقف و سایر مسولین بالای فرقه رجوی در خانه های شیک و با بهترین امکانات زندگی می کردند و بهترین ماشین هارادر اختیار داشتند.

اما طرف دیگر اسیران جنگی من و دوستانم بودیم که از هیچ حقی برخوردار که نبوده و از هیچ امکاناتی هم برخوردار نبودیم و حتی حق بیان کردن حقایق را نیز از ما گرفته بودند این در حالی بود که فرقه رجوی در برنامه دوازده ماده ای خود جهت ژست سیاسی و فریب افکار عمومی مدعی آزادی بیان برای همگان شده بود؛ ما این را بعینه  در عمل دیدیم و با گوشت وپوست لمس کردیم که همه چیز هایی که فرقه رجوی و شخص مسعود رجوی و مریم رجوی مدعی آن بودند  مزخرفاتی بیش نبودند.

زمانیکه آقازاده‌های خودشان از فرقه جداشدند در همین کشور آلبانی همه امکانات و پول در اختیاراین آقازاده‌های خودشان قرار دادند و بعد هم آنها را به کشورهای اروپایی منتقل کردند و آنجا هم امکانات و پول بی حساب و کتاب(فراوان)سهم این آقازاده‌ها بود. همه مسایل آنها را حل و فصل کردند.

اما فرقه رجوی که در نوشتار مدعی حقوق برابر و برابری و حق مساوی برای همه  شده بود برای ما نه تنها کاری انجام نداد بلکه با توطئه و فریبکاری رابطه کمیساریا و رمسا را برای همیشه با ما قطع کردند! و بعد سر کرده فرقه مسعود رجوی و مریم رجوی پیام تبریک هم دادند و جشن هم گرفتند!

بله باند رجوی که با ما بپاس اینکه سی سال از عمر مان را برای خدمت به این فرقه جنایتکار از دست دادیم چنین کرد؛ مدعی آزادی بیان و حقوق برابر هم هستند!!!

باید بگویم که شما جنایتکاران هیچ وقت به حاکمیت نخواهید رسید.

برنامه ده ماده ای تان بدرد عمه تان می خورد چون  الان طرف حساب شما جنایتکاران، ما اسیران جنگی هستیم که خواب را ازچشم شما خواهیم گرفت. شما دیگر قادر نیستید مردم ایران را فریب بدهید.

تف برشما بی شرفهای کثافت که در حق ما اسیران جنگی چنین کردید.

وشماهموطنان و دوستان گرامی خارج کشور اگر تا الان شناختی از جنایت‌های فرقه رجوی نداشتید و فریب مزخرفات مریم رجوی را خوردید بعنوان  کسی که 30سال از نزدیک شاهد ترفندها و جنایت‌های این فرقه بودم، از شما میخواهم که این  فرقه جنایتکار و ضد بشر را بیشتر بشناسید و پول و امکانات خودتان را که با زحمت بدست می آورید به این فرقه بدنام ندهید.

آقازاده های فرقه رجوی

***

مصطفی رجوی، آقازاده های فرقه رجویزندگی اشرافی تحصیلی پسر مسعود رجوی در نروژ ، جوانان کمپ اشرف و آلبانی محروم از تحصیلات

همچنین: