خاطرات سعید ناصری – قسمت اول: از شکنجه در عراق تا فرار از قرارگاه رجوی

خاطرات سعید ناصری – قسمت اول: از شکنجه در عراق تا فرار از قرارگاه رجوی

خاطرات سعید ناصری کمپ اشرف صدام و رجویسعید ناصری، انجمن یاران ایران، بیست و چهارم فوریه 2021:… من که یک جوان پانزده ساله بودم و کاملا خام و بدون تجربه وارد خاک عراق شدم تا خود را از طریق سازمان ملل و کمپهای پناهندگی به یک کشور اروپایی برسانم برای ادامه تحصیل و یک زندگی جدید که در عالم کودکانه در سر خود میپروراندم بماند که در این مسیر و چه مشقتهایی کشیدم که خودش نیاز به یک کتاب نوشتن دارد به محض ورود به خاک عراق از خط مرزی خانقین نیروهای امنیتی عراق در آن زمان مرا دستگیر کرد و این یک امر کاملا طبیعی بود. در ادامه من را به چند تا بازداشتگاه بردند و در نهایت سر از زندان ابوغریب بغداد در آوردم. فکر کنم اسم این زندان مخفوف را خیلی ها شنیده باشند. به مدت یک ماه دراطاق انفرادی بودم تا اینکه یک روز قبل از ظهر بود خوب بخاطر دارم نگهبان شماره مرا صدا زد  خاطرات سعید ناصری – قسمت اول: از شکنجه در عراق تا فرار از قرارگاه رجوی 

تشکیلات مافیایی مریم رجوی ، از سرکوب در عراق تا اعتراف گیری در آلبانیتشکیلات مافیایی مریم رجوی ، از سرکوب در عراق تا اعتراف گیری در آلبانی

خاطرات سعید ناصری – قسمت اول: از شکنجه در عراق تا فرار از قرارگاه رجوی 

قسمت اوّل، شکنجه،فیزیکی و روحی من، تا فرار از قعله الموت رجوی

سعید ناصری، انجمن یاران ایران، بیست و چهارم فوریه ۲۰۲۱

سعید ناصری

آقای سعید ناصری ، پاریس

بعد از سالیان جدایی از تشکیلات مخوف رجوی و استارت یک زندگی جدید در اروپا ی آزاد هنوز هنوزه خاطرات تلخ و شکنجه های روحی که فرقه رجوی بر من جوان ایرانی تحمیل کردند از یاد نمیبرم و در خلوت خود به انها فکر میکنم اخه چرا این همه شکنجه روحی و روانی و جسمی نه تنها من بلکه افراد زیادی هم بودند که از ببین رفتند و هنوز کسانی هستند که مخالف تشکیلات خود ساخته رجوی هستند و صداشان به جایی نمیرسد و به امید خدا و تلاش ازادی خواهان به زودی ازاد خواهند شد و به دنیای اری از تشکیلات رجوی پا میگذارند و طعم رندگی اراد را خواهند چشید و من به شخصه هر چی در توان دارم کمک خواهم کرد که این عزیزانی که ناخواسته مثل من در دام تشکیلات خود ساخته افتاده اند به ازادی برسند  وچشمشان را به واقعیتها باز کنیم هر چند  که امروزه شاهد ان هستیم کسی تره برای این تشکیلات خود ساخته خورد نمیکند,

در اینجا تصمیم گرفتم برای رهایی از این کابوسی که فرقه و تشکیلات رجوی بر من تحمیل کرد و برای عزیزان و جوانهای دیگری که آگاهی کافی ندارند و با وعده پول و خارج کشور و غیره گول این حرفهای به ظاهر قشنگ تشکیلات رجوی را نخورند تجربه شخصی خودم و خاطرات تلخم را در مقالات مختلفی بیان خواهم کرد که بلکه مرحمی بشود به زخمهای روحی فرقه و تشکیلات رجوی به من وارد کردند.

من که یک جوان پانزده ساله بودم و کاملا خام و بدون تجربه وارد خاک عراق شدم تا خود را از طریق سازمان ملل و کمپهای پناهندگی به یک کشور اروپایی برسانم برای ادامه تحصیل و یک زندگی جدید که در عالم کودکانه در سر خود میپروراندم بماند که در این مسیر و چه مشقتهایی کشیدم که خودش نیاز به یک کتاب نوشتن دارد به محض ورود به خاک عراق از خط مرزی خانقین نیروهای امنیتی عراق در آن زمان مرا دستگیر کرد و این یک امر کاملا طبیعی بود. در ادامه من را به چند تا بازداشتگاه بردند و در نهایت سر از زندان ابوغریب بغداد در آوردم. فکر کنم اسم این زندان مخفوف را خیلی ها شنیده باشند. به مدت یک ماه دراطاق انفرادی بودم تا اینکه یک روز قبل از ظهر بود خوب بخاطر دارم نگهبان شماره مرا صدا زد و درب سلول را باز کرد و به من فهماند که بایستی با اون بروم در ان زمان من زبان عربی بلد نبودم بلاخره نگهبان من را با خود به سالن بزرگی برد که  در انجا خیلی افراد نشسته بودند همه لباس نظامی بر تن داشتند  و یک مترجم برای من اورده بودند مترجم گفت این دادگاه است که برای بررسی وضعیت تو برگزار شده است من که خیلی ترسیده بودم که خدایا چی میشود چکار باید کرد در این فکر بودم که دو شخص به زبان فارسی صحبت میکردند به سمت من امدند و خیلی خوش برخورد بودند و گفتند اصلا نگار نباش تو تا زمانی که با ما باشی در امان هستی من دچار شوک شده بودم خدایا چه اتفاقی دارد میافتد چند دقیقه بعد قاضی دادگاه که یک نظامی بود و الان که میدانم یک بحثی عراقی بود متنی را خواند و مترجم برای من ترجمه کرد دال بر اینکه من بطور غیر قانونی وارد خاک عراق شدم دو راه کار دارم یا بایستی متحمل هفت سال در زندان ابوغریب بشوم و بعد از هفت سال تبدیل اسرا شوم با ایران یا اینکه به مجاهدین بپیوندم و عضو انها شوم در این لحظات انگاری دنیا روی سر من خراب شد در این فکر بودم خدایا اخه چرا چکار باید کرد در همین فکر بودم که ان دو ایرانی نما که بعدا فهمیدم از فرماندهان فرقه رجوی بودند که برای عضو گیری امد بودند ان دو به من پشنهاد دادند بیا پیش ما تمام امکانات را بهت میدهیم درس بخوانی به خارج کشور بروی و غیره و از مجاهدین برای من مقداری صحبت کردند من که شناختی از این گروه مخوف نداشتم وقبول کردم که با سازمان انها بپیوندم جلسه تموم شد و مرا به سلول خودم بردند و فردای ان روز حکم ازادی مرا دادند و ان دو مسول مجاهدین مرا با خود به بغداد پایگاهی که داشتند منتقل کردند.

خاطرات سعید ناصری کمپ اشرف صدام و رجوی

نکتته اینکه این دو شخص به اسمهای سعید نقاش و شخص دیگری بود به اسم اسدالله که بعدها در قرارگاه مجاهدین شنیدم فوت شده در نگاه اول شاید جالب باشه واسه خواننده رابطه این دو شخص به اسم مجاهدین با دولت وقت ان موقع عراق و قدرت نفوذ در میان عراقی ها در اینجا اگر با ذهن ساده اندیشی به این موضوع نگاه کنیم خوب نتیجه میگیریم مجاهدین و سران انها چقدر قدرت داشتند که به راحتی در میان افسران و دولت عراق پرسه میزدند و تصمیم میگرفتند و به راحتی در امور انان دخالت میکردند که این قدرت مجاهدین است اما این یک دیدگاه یک انسان کاملا ساده لوح میباشد که هیچ تجربه ای از دور ور خود و جامعه و سیاست ندارد اما نکته مهم و قابل تامل و سوال اصلی اینجاست دلیل مستحکم بودن رابطه فرقه رجوی و حزب بحث ان زمان از کجا منشا میگرفت و سرچشمه ان چی بوده است بطور کلی تلاش میکنم اشاره بکنم که بحث خاطرات رو عوض نکنم دلیل اصلی بنظر من خاین بودن و فاسد بودن سران مجاهدین و شخص مسعود رجوی بود چرا این را میگم اگر به هویت اصلی خودمان برگردیم ما همه ایرانی هستیم و وطن پرست به دلیل شرایط یکی در ایران زندگی میکند و یکی هم در خارج کشور ولی ایران مملکت ما بوده هست و خواهد بود و ما بایستی در حفظ اسرار ان بکوشیم و به قواعدهایی که منفعت کشورمان هست پایبند باشیم در این میان سران خاین و فاسد فرقه بی دلیل نبود انقدر دست بوس صدام وبودند و دولت ان زمان انها را در خانه خود جای داده بود و اسکان داده بود دلیلش این بود این خاینان به وطنمان اطلاعات کلیدی مملکتمون را به اسانی به دست سران عراقی داده بودند و مستمر در حال معامله بودندو گرنه عراق ارزشی برای انها قایل نمیشد سران فرقه برای حفظ خود و تشکیلات پوسیدشان دست به هر کثافت کاری از اول زدن و همچنان میزنند که امروزه خوشبختانه به یومن روشنگری ها دستشون رو شده و در نقطه ای دور افتاده در وطن که حقشان هست در حال پوسیدن هستند,

اسرای جنگی سازمان مجاهدین خلق . از عراق تا آلبانی

بر گردیم به خاطرات در روزهای اول که ناخواسته وارد تشکیلات مجاهدین شدم برخوردهای کاملا خوب با من شد شروع کردند به درس دادن تشکیلات و مغز شویی کردن من و افراد تازه وارد  مدتی که گذشت شرایط هر روز سخت و سخت سختر میشد بطوری که حتی یک لحظه نمتوانستی به خودت و ارزوهایی که داری فکر بکنی همیشه بجز زمان استراحت شب بایستی تحت نظر تشکیلات میبودی کار به جایی رسیده که نفراتی از جوانها به تشکیلات پیوسته بودند دست به خود کشی زدند که نمونه های زیادی است اگر نیاز شد اسم خواهم برد در اینجا بود که کاسه صبرم پر شده بود روزی به مسولم گفتم من جوان هستم میخواهم بروم دنبال زندگی شخصی خودم و تحمل تشکیلات شما را ندارم این جمله را گفتم انگاری کفر کردم و ضربه سنگینی به تشکیلات زدم اینجا بود که داستان نشستهای درونی تشکیلات برای من شروع شد از تهمت زدنهای نادرست تا فهش های رکیک و شکنجه های روحی فراوان تلاش میکنم یک نمونه از ان تجمعات که بیش از صدو پنجاه نفر روی سر من ریختن و هر چه که لیاقت سران و تشکیلات فرقه بود به من تهمت مزدور و خاین زدند براتون به اختصار توضیح بدهم.

فرمانده ای داشتم به  اسم سعید چاوشی که بعدا فهمیدم نیروهای تشکیلات رجوی ان را به زور جلوی نیروهای عراقی فرستادن و در دفاع از اشرف ننگین قرارگاه مجاهدین کشته شده چاوشی مرا صدا زد دم عصر بود نیم ساعت قبل از صرف شام گفت مسول قرارگاه برادر ابریشمچی با شما کار دارد و بایستی به سمت ستاد بری گفتم الان که نمیشود بگذارید یک فرصت دیگر اما فرمانده ام اصرار داشت و من رفتم اتاق کاظم ابریشمچی که فرمانده قرارگاه بود که شنیدنم به درک واصل شده و حقش بود این خوک کثیف درب اتاق را زدم و وارد شدم انجا جمعی از مسولین مجاهدین بودند چند تا زن و مردان دیگر از فرماندهان و خود فروختگان تشکیلات بودند و سینه چاک مسعود بودند قبل از سلام گفتن هر چی بد و بیراه و فهش بود نثار من کردند به مدت نیم ساعت بعد از نیم ساعت شروع کردند مرا دلداری دادن که بایستی در درون تشکیلات بمانی و هیچ کسی حق خروج از تشکیلات را ندارد و حرفهای تکراری و تکراری من که زیر بار نمیرفتم و اصرار داشتم که بایستی از تشکیلات بیرون بروم و دنبال زندگی معمولی بروم انجا بود که تهمت مزدوری را به من زدند و با شکل شنییی مرا به باد فهش گرفتن در این میان انها میدانستند من زیر بار حرفهای انها نمیروم از پیش حدث زده بودند برای همین اماده سازی کرده بودند که نشست جمعی برای من بگذارند  همه شام خورده بودند فرمانده ها تمام افراد قرارگاه را جمه کرده بود در سالن غذا خوری که من را با زور در حالی که شام نخورده بودم به سالن بردند در مقابل افراد یک قرارگاه و مسولین فرقه جنایتکار جلسه شروع شد مسول جلسه موضوع را مطرح کرد دال بر اینکه سعید میخواهد از تشکیلات بیرون برود انجا بود که افراد حاضر شروع به داد و بیداد و فهش دادن کردن و مرا دو بار زیر باد کتک گرفتن خلاصه جلسه ادامه داشت تا ساعت دو صبح همه از من توضیح میخواستند و من پافشاری میکردم روی حرفهای خودم و هر بار یک مشت تهمت و ناسزا که سزاوار سران خود فروخته بود و هست به من میزدند جلسه به سرانجام نرسید همه افراد حاضر را برای استراحت فرستادن در حالی که به شدت ضعف کرده بودم و تحت فشار بودم چند مسول فرقه مرا سوار بر ماشین کردند و به ستاد بردند انجا مجدد جلسه شروع شد با این تفاوت من بودم و انها بیش از ده تن از مسولین تشکیلات ننگین فرقه بودند  جلسه تا صبح ادامه داشت اما بینتیجه ماند دم صبح مرا در درون یک بنگال یا کانتینر زندانی کردند

ادامه دارد…

لینک به منبع

ماجرای اسرای جنگی و سوء استفاده مجاهدین از آنها

خاطرات سعید ناصری – قسمت اول: از شکنجه در عراق تا فرار از قرارگاه رجوی 

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/خود-فروختگی-و-نوکری-رجوی-با-یک-دنیا-سردر/

خود فروختگی و نوکری رجوی با یک دنیا سردرگمی

خود فروختگی و نوکری رجوی با یک دنیا سردرگمیسعید ناصری، انجمن یاران ایران، هجدهم فوریه 2021:… مجاهدین خلق با نوکری و خود فروختگی و به اصطلاح استحاله یافته سالیان سال تلاشهای زیادی کردند که نظام و طرز تفکر فاسد خود رابه اسراییل و امریکا بقبولاند و این کشورها انها را به رسمیت بشناسد و با تسخیر ایران به قول خودشان این فرقه فاسد و ضد مردمی را به عنوان کد خدا و بشارت دهنده ملت ایران به سر کار بگمارد که تاکنون هیچ موفقیتی جز رسوایی خودشان و پدر خواندشان نداشته اند و با این منفوریتی که نه تنها در ایران بلکه در خارج کشور هم دارند بعدها هم نخواهند توانست به این موفقیت شومشان برسند پس با این وجود این مفلس وتفاله ی جریانهای سیاسی ایران چکار کند. خود فروختگی و نوکری رجوی با یک دنیا سردرگمی 

خود فروختگی و نوکری رجوی با یک دنیا سردرگمیآب مزدوری مریم و مسعود رجوی که از سر گذشت چه یک وجب چه صد وجب

خود فروختگی و نوکری رجوی با یک دنیا سردرگمی

مجاهدین خلق با نوکری و خود فروختگی و به اصطلاح استحاله یافته سالیان سال تلاشهای زیادی کردند که نظام و طرز تفکر فاسد خود رابه اسراییل و امریکا بقبولاند و این کشورها انها را به رسمیت بشناسد و با تسخیر ایران به قول خودشان این فرقه فاسد و ضد مردمی را به عنوان کد خدا و بشارت دهنده ملت ایران به سر کار بگمارد که تاکنون هیچ موفقیتی جز رسوایی خودشان و پدر خواندشان نداشته اند و با این منفوریتی که نه تنها در ایران بلکه در خارج کشور هم دارند بعدها هم نخواهند توانست به این موفقیت شومشان برسند پس با این وجود این مفلس وتفاله ی جریانهای سیاسی ایران چکار کند

اما خودشان به این نتیجه رسیده اند که سراغ لنین رفته و با نقل دست و پا شکسته ی تئوری های انقلاب او ، راهی برای خود درمیان روشنفکران باز کنند و یک ماکیاول بازی تمام عیار براه اندازند.

این مریدان دست اول رجوی با نقل قول نظریه های لنین- و البته بدون اشاره بنام و مواضع او- جنین جملاتی را در وبسایت های فرقه ی رجوی نوشته اند:

” وضعیت انقلابى، اصولا شرایطى است که وقوع انقلاب، به عنوان آخرین راه حل براى تغییر وضع موجود، شدنى و در دسترس است. اما عوامل مکملى لازم است تا انقلاب را از پتانسیل و قابلیت شدن به واقعیت شدن سوق بدهد. چنین عوامل لازمه اى را، عمدتاً و در اصطلاح، در حوزه عوامل ذهنى- یعنى رهبرى کننده، مى شمارند “.

بلی لنین نوشته است که برای فراهم شدن شرایط انقلاب ، علاوه براینکه اوضاع اقتصادی یک کشور باید طوری وخیم باشد که سران آن حکومت ( بالایی ها) نتوانند کاری درترمیم اوضاع بکنند ودرضمن قدرت سرکوب خودراازدست بدهند ( شرایط عینی انقلاب ) ، اقشار وطبقات پایین خلق هم بقدری متشکل وسازمانیافته  وتحمل ناپذیرباشند که انقلاب بکنند ( شرایط ذهنی انقلاب) ، شرط لازم وکافی است.

اما برخلاف تصورات واراده گرایی های باند رجوی ، حکومت ایران قادر است ودر سربزنگاه از پتانسیلهای بسیار بالای کشور استفاده کرده و سر رشته ی امور را با کیفیتی بهتر دردست گیرند.

اعتراضات اقشار فرودست جامعه جنبه ی ابتدائی دارد و حکومت قادر به کنترل ومدیریت آنست و معترضین هم درعدم ارتباط تشکیلاتی با هم قرار گرفته واحزاب وسازمان هایی که قادر به کنترل وهدایت این اعتراضات باشد،وجود خارجی ندارد.

” پس چه عامل یا عواملى میتوانند به هویت جامعه شکل، و به آن آمادگى‌هاى لازم انقلابى را بدهند؟ بى‌تردید تاریخچه مبارزاتى و هویت نیروهاى شرکت کننده در آن، نقشى اساسى را در شکل‌گیرى این وجه پایه اى از هویت ملى خواهند داشت. پس مشروعیت و پشتوانه عنصر “ذهنى” رهبرى کننده در اصل به قبل از وقوع شرایط انقلابى بر میگردد، وقتى که او متعهد میشود که نه به لحاظ “ذهنى”، بلکه به صورت عملى و “عینى” با اتکاء به خود، در جهت تسریع شکل‌گیرى شرایط انقلابى- از جمله با تاثیرگذارى مثبت بر هویت ملى، کوشا و مسئول باشد “.

شما نمیتوانید که این عنصر ذهنی تعیین کننده را به خواننده ی خود وآنهم درجامعه ی ایران نشان دهید و اگر زمانی موفق به نشان دادن این عنصر ذهنی شدید، ناچارید که نام خود را از این فهرست حذف کنید!

بدان خاطر حذف کنید که بعنوان یک نیروی میرا و دنبالچه ی ضد انقلاب وارتجاع جهانی ، جایی را دراین صف پیدا نخواهید کرد و این نوشته ی شما ارزشی درحد یک بازی کودکانه و ذهنی میماند,

زمانی که ما به عینه میبینیم که فرقه داغون رجوی یک انسجام در درون تشکیلات خودش ندارد چطوری و با چه اگاهی میتواند جامعه به این بزرگی را هدایت کند زمانی که فرقه و تشکیلات بهم ریخته قدرت تحمل یک ناراضی را ندارد چگونه در فردای ایران میتواند ملیت ایران را سرو سامان بدهد نتیجه اینکه فرقه رجوی شعاری سر دادند که همین شعارشان باعث ریختن خونهای زیادی شده بماند که بایستی جوابگو پدران و مادران داغ دیده ای باشند که فرزندانشان به فرمان رجوی ها کشته شدند حالا فرقه شعاری که علم کرده توش مانده و ناچار هرزگاهی ان را نشخار میکند بدون اینکه اقدام عملی نشان بدهد,

زنده با ایران آزاد

لینک به منبع

خود فروختگی و نوکری رجوی با یک دنیا سردرگمی

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/مریم-رجوی-تحریم-خواست-مردم-و-مقاومت-ایر/

مریم رجوی: تحریم خواست مردم و مقاومت ایران بوده

مریم رجوی ترکی الفیصل عربستانسعید ناصری، یاران ایران، پاریس، بیست و چهارم آوریل 2019:… حرفهای مریم رجوی، مجاهدین خلق ایران، نه تنها بی حرمتی به مردم ایران است بلکه بی حرمتی به جامعه جهانی است و این حرفهای بی دلیل و مفت قابل بخشش نیست و باید سیاستمداران و شخصیتهای حقوق بشری این اقدام  و حرفها را محکوم کنند. زیرا این حرفها فقط و فقط خواست این فرقه بوده و نباید مردم ایران و ایرانی را قاطی این بی حرمتی ها کنند.  مریم رجوی: تحریم خواست مردم و مقاومت ایران بوده. 

گاردین: نجات یافتگان مریم رجوی متهم میکنند که زمینه تجاوز مسعود رجوی به زنان را آماده می کرده استگاردین: نجات یافتگان مریم رجوی متهم میکنند در تجاوز مسعود رجوی به زنان با وی همکاری میکرده است

لینک به منبع

مریم رجوی:تحریم نفتی و تسلیحاتی از چهار دهه پیش خواست مردم و مقاومت ایران بوده است.

(مریم رجوی: تحریم خواست مردم و مقاومت ایران بوده)

سعید ناصری

سعید ناصری، پاریس

حرفهای مریم رجوی نه تنها بی حرمتی به مردم ایران است بلکه بی حرمتی به جامعه جهانی است و این حرفهای بی دلیل و مفت قابل بخشش نیست و باید سیاستمداران و شخصیتهای حقوق بشری این اقدام  و حرفها را محکوم کنند. زیرا این حرفها فقط و فقط خواست این فرقه بوده و نباید مردم ایران و ایرانی را قاطی این بی حرمتی ها کنند.

مگر می‌شود مردمی که برای کشورش برای زادگاهش برای کشوری که دران به دنیا آمده وقد راست کرده چنین خواسته‌ای داشته باشد این حرفها تنها از زبان مریم رجوی بوده وانها هستند که برای به قدرت رسیدن درایران به هر حیله گری ودروغی دست میزنند مگر می‌شود مردمی که بخاطر همین تحریمها وهمین کارهایی که فرقه رجوی علیه مردم ایران پولهای کلان خرج میکند که این مردم بیشتر تحریم شوند زیر فشار نیستند مگر همین مردم چوب دروغ ودغلهای این فرقه را نمیخورند مگر می‌شود کسی دوست داشته باشد خودش وکشورش را تحریم کنند حرفهای مریم رجوی به مردم ایران ربط ندهید واین حرفهای مفت مربوط به سران فرقه است

هرچند که این حرفهای دروغ تنها کسانی باور میکنند که دشمن ایران وایرانی هستند واینها هم از این استفاده میکنند تا مردم ایران بیشتر تحریم شوند تا این فرقه بتواند از اینآب گل آلود ماهی خودش را صید کند واین دروغها را از زبان ایرانی ایرانی تحویل کشورهایی که چشم دیدن ایران وایرانی را ندارند میدهند وانها هم باور میکنند مریم رجوی حق ندارد از زبان ایران وایرانی چیزی را بگوید که هیچ وقت خواسته مردم ایران وایرانی نبوده ونیست این حرفهای بیدلیل وپوچ خواست سران فرقه وشخص مریم رجوی بوده که از زبان مردم ایران به همدستانشان تحویل میدهند تا با این کار بتوانند ایران وایرانی را زیر فشار تحریمها خم کنند تا شاید اینطور بتوانند به خواسته‌های شوم خود برسند

هرچند که ایران وایرانی قبل از جنگ ایران وعراق جواب این فرقه را داده وهیچ جایگاهی درمیان مردم ایران ندارند لذا از شخصیتهای حقوقی سیاسی سیاستمداران وسازمانهای حقوق بشری میخواهیم که حرفهای مفت وپوج ودروغ این فرقه را به پای مردم ایران وایرانی نگذارند وخواهان این هستیم کهبه این فرقه هشدار دهند تنها از زبان خودشان حرف بزنند زیرا حساب مردم ایران با این فرقه جداست واز روز بنیانگذاری به این فرقه نه گفته وهرگز حاضر نیستند که اسم ایران وایرانی را خراب کنند

تحریمهایی که این فرقه برای آن پولهای کلان خرج میکنند هیچ تأثیری در پرونده ایران و ایرانی ندارد و اجازه نخواهند داد ایران وایرانی به دست بیگانگان ووطن فروشان بیفتد واین اجازه را نخواهنددادکه کسی از زبان آن‌ها حرفی بزنند و سران فرقه بدانند که سخت در اشتباه هستند که بتوانند روزی در ایران به قدرت برسند

سعید ناصری

*** 

مزدور مریم رجوی و ترکی الفیصل اربابشافشای کمک مالی هنگفت عربستان به گروهک تروریستی منافقین (مجاهدین خلق، فرقه رجوی)ا

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/شادی-وپایکوبی-مریم-رجوی-مجاهدین-خلق-ای/

شادی وپایکوبی مریم رجوی (مجاهدین خلق ایران) از تهدیدات همدستانش برای ایران

شادی وپایکوبی مریم رجوی از تهدیدات همدستانش برای ایرانسعید ناصری، یاران ایران، پاریس، یازدهم آوریل ۲۰۱۹:… تا مشکلی برای مردم پیش می آید سریع مریم رجوی برای اسیران دربند مجاهدین خلق ایران پیام میفرستد و جشن میگیرند و وعده سرنگونی میدهد. قافل از اینکه بزرگ‌تر از این‌ها هم تهدید کردند ولی نتوانستند کاری کنند. موضعگیری دشمنان ایران بدون شک هیچ کاری نمیتواند بکند و شادیهای این فرقه آب در هاونگ کوبیدن است و تنها سودی که برای این فرقه دارد این است که با این حرفها مدتی سر اسیران در بند را کلاه میگذارد تا شاید چند روزی بیشتر بمانند. 

شادی وپایکوبی مریم رجوی از تهدیدات همدستانش برای ایرانتارنمای آمریکایی لوبلاگ : منافقین (مجاهدین خلق، فرقه رجوی) به آخر خط رسیده اند

لینک به منبع

شادی وپایکوبی مریم رجوی (مجاهدین خلق ایران) از تهدیدات همدستانش برای ایران

 وقتی که یک شخصیت سیاسی ویا حتی یک مردم عادی از ایران اسمی میبرد و یا حرف بدی میزند که به سود سازمان باشد فکر میکنند دیگر تمام است و سریع مریم رجوی برای اسیران دربند پیام میفرستد و جشن میگیرند وعده سرنگونی میدهد قافل از اینکه بزرگ‌تر از این‌ها هم تهدید کرد ولی نتوانست کاری کند موضعگیری دشمنان ایران بدون شک هیچ کاری نمیتوانند بکند وشادیهای این فرقه آب در هاونگ کوبیدن است وتنها سودی که برای این فرقه دارد این است که با این حرفها مدتی سر اسیران دربند را کلاه میگذارد تا شاید چند روزی بیشتر بمانند نگاه داشتن این همه ناراضی در البانی نیاز به صدام وقدرتی مثل اشرف وحصاری محکم وتشکیلاتی شکنجه گر میخواهد که سران فرقه دیگر این امکانات را ندارند ونمیتوانند جلوی ریزشهای اسیران ناراضی را بگیرند حال شبانه روزی مریم رجوی پیام سرنگونی بدهد وهر سال با دروغی آن‌ها را سرگرم کند راستی قرار بود یکسال که از اقامتشان در البانی تمام شد به ایران بروند وسرنگون کنند با پشتیبانی اسرائیل وامریکا وعربستان پس چه شد که ۲۰۱۹ هم دارد تمام می‌شود وهر روز دروغی بزرگ‌تر سرهم میکنند

البته هرچند که تنها این دروغها برای سرگرم کردن اسیران است وخودشان هم این را میدانند که این حرفها خوابی بیش نیست پولهای کلانی که این فرقه صرف تحریم وتروریست ورشوه میکند میتوانست برای اسیران وخودشان بهترین زندگی را فراهم میکرد زیرا حکومت کردن درایران دقیقاً یک رؤیا برای این فرقه است وتنها وقت خود واسیران را بیهوده دراین راه هدر میدهند زیرا همین حرفها بیست سال پیش مسعود رجوی گفته بود وتا زمانی که ناپدید شد هرسال به شگل وگویش دیگری می‌گفت ودیدید که نشد ونخواهد شد که امروز مریم رجوی همان حرفها را تکرار میکند البته نکته جالب آن کجا است که از زبان خود مسعود این حرفها میزنند شادی بیهوده ویا بهتراست گفت دلخوش کنی الکی این فرقه به آمریکا واسرائیل وعربستان کاری از پیش نخواهد برد ومردم ایران این را به خوبی میدانند که نه آمریکا ونه اسرائیل ونه عربستان ونه فرقه رجوی هرگز نمیتوانند قدرت درایران را به دست بگیرند واجازه نخواهند داد که ایران به تاراج رود البته اگر به یاد داشته باشید آن زمان که مسعود به عراق رفت قسمتی از خاک ایران را به آن‌ها داده بود هرچند که هنوز نه سرنگون کرده بودند ونه خبری از سرنگون کردن بود آن زمان صدام بود که نصف خاک ایران را کادو داد حال که دوکشور دیگر به آن اضافه شده پس بیگمان کل ایران را میخواهند به تاراج بدهند شتر درخواب بیند پنبه دانه گهی لپ لپ خورد گه دادنه دانه وباید این را بدانند با حرف زدن چند جیره خوار نمیتوانند کاری از پیش ببرند واز خواب خرگوشی بیدارشوید که دیگر تاریخ مصرفتان تمام شده است

سعید ناصری

(پایان)

*** 

همچنین: