خاطرات غلامرضا شکری از زندان سازمان مجاهدین خلق – قسمتهای سوم و چهارم

خاطرات غلامرضا شکری از زندان سازمان مجاهدین خلق – قسمتهای سوم و چهارم

خاطرات غلامرضا شکری از زندان سازمان مجاهدین خلقغلامرضا شکری، نجات یافتگان در آلبانی، اول سپتامبر 2021:… شب در حین صحبت بودیم که سرو صدای بلند شد. یکی را داشتند می‌زدند مشخص بود چندین نفر بودند و یک نفر را خوب داشتند با کابل و چوب میزنند که من از لهجه و صدایش  فهمیدم یکی از بچه‌ای ایلام است که داشت به مختار دشنام میداد ولی آنقدر چند نفره او را زدند که در یک نقطه دیگر صدایش در نمی‌آمد. تمام کسانی که در اتاق ما بودند سکوت کرده بودند و فقط گوش میکردند. یک دفعه مثل این که سکوت در همه اتاقها حاکم بود که یکی از پشت درب محکم به درب کوبیدو گفت:  مزدورها چرا سکوت کردید نوبت شما هم میرسه . برای لحظاتی همه ترسیده بودیم بخصوص سر حرف یکی از نفرات که فکر بکنم صدای نقی ارانی بود که گفت: همه رو زیر تانک میزاریم و کار رو با شما مزدوران یک سره میکنیم. خاطرات غلامرضا شکری از زندان سازمان مجاهدین خلق  

غلامرضا شکری اشپیگل آلمان آلبانی مجاهدین خلق مریم رجویFormer People’s Mujahedin member Gholamreza Shekari (ALESSANDRO INCHES / DER SPIEGEL)
Prisoners of Their Own Rebellion.The Cult-Like Group Fighting Iran

خاطرات غلامرضا شکری از زندان سازمان مجاهدین خلق – قسمتهای سوم و چهارم

لینک به قسمت اول و دوم 

1- خاطرات غلامرضا شکری از زندان سازمان مجاهدین خلق : روزهای سیاه ـ قسمت سوم

غلامرضا شکری ، تیرانا ـ سایت نجات یافتگان از مجاهدین خلق در آلبانی ـ ایران آزادی ـ 04.09.2020

زندانی که هیچ وقت باور نمیکردم

خاطرات غلامرضا شکری از زندان سازمان مجاهدین خلقدر قسمت دوم تا جای رفتیم که بعد از کلی گردش با ماشین که مشخص بود از زندانهای شاه یاد گرفته بودن بلاخره من را از ماشین پیاده کردند و تحویل دو شکنجه گردادند یکی مجید عالمیان و مختار جنت زاده که دو شکنجه گر و سلاخ بودند وقتی تحویل این دو داده شدم مجید گفت مزدور تو رو هم گرفتیم که دست بند را باز کرد و گفت این لباس شرف و افتخار ما را دربیار مزدور خودت را چگونه جازدی که امدی داخل ما که هر چند که ذهنم خیلی شلوغ بود و این چه کاری است و این حرفها چه هست ولیاز حرف مجید شکنجه گر خندم گرفته بود لباسایم را از تنم دراوردند و لخت مادر زاد در برابر انها ایستاده بودم که و مختار شروع به زدن من کرد و یک دست لباس خواب که مربوط به بیمارستان بود به من داد بدون لباس زیر و تنم کردم که چند مشت توی سرم زدن که فقط میترسیدم که مشت را روی زخم سرم بزند که جای خطرناکی بود که دستم را بالا بردم که با لگد زد توی کمرم که بعد ریس اصلی که بهش میگفتند کاک عادل امد اشاره کرد که ببریدش روی چشمهایم را بستن وبعد از چرخاندن در محوطه اتاقها درب یک اتاق باز شد و چشم بند را باز کردند و مرا حول داد که وقتی چشمم را باز کردم دیدم توی همان اتاق نزدیک به ده نفر دیگه هستند که اکثرا کورد بودند و هم شهری های خودم و دو نفر هم ڵر بودند که در ورود برگشتم گفتم نگزاشتن کتلت شام پنج شنبه با نوشابه را بخوریم بعد بندازن توی زندن که همه نفرات خندیدن از یک طرف احساسراحتی میکردم ولی از طرف دیگر استرسی به جانم افتاده بود که نمیتوانستم کنترل بکنم فقط دنبال این بودم که علت این کار را پیدا بکنم توی ان اتاق نفراتی بودیم که همه راننده زرهی یا توپچی زرهی بودیم و یا تعمیرکار که از هر کدام سوال میکردم که چکار کردهای جوابی نداشتن و مشخص بود از دو یا سه هفته  گزشته شروع به جمع اوری نفرات کردهاند و یک بار انها را جابجا کردهاند و از چند نفر هم بازجویی کردند نفراتی که در ان اتاق بودیم  من و سعدلله صیفی  بهمن اعضمی عادل اعضمی محمود حافظ تقوی و سه نفر دیگر که اسامی انها یادم رفته که در حین فکر کردن بودم که علت چیست صدای درب امد که غذا را دادن داخل اش بود و برای هر نفر بک تیکه نان که دیدم بچها زیر لب میخندند گفتم چیه نوشابه میخواد که صدای من را مختار شکنجه گر شنید که گفت کی بود که گفتم من بودم گفت بعد سراین حرفت حقت رو کف دستد میزارم سرم را پایین انداختم و گفتم دستم بسته است والا میدانستم چطوری بهت بگم حق چگونه است که رفت

شام را خوردیم و ظرف را شستیم زمان امار گیری بود همه به ستون سه در سه نشیتیم و سر را پایین انداختیم من که گوشه نشسته بودم از کنار چشم نگاه کردم ببینم چه کسی است که دیدم کاک عادل و یکی دیگر هستند که خوب دیده نمیشد درب را بستن و رفتند و گفتند حق خاموش کردن چراغ را ندارید و یکی ضوابط را به نفرات جدید بگویند که یکی از نفرات به اسم حسین به من گفت ظوابط این است   .یک  روی پنجره نباید بری .دوم روی دیوار نباید چیزی بکشی .سوم یک تیغ اصلاح برای سه نفر .چهارم .با کسی حق دعوا ندارید .پنجم کنار درب کسی نباید بشیند .ششم هر کسی کار دارد درب میزند و سرو صدا نمیکند .هفتم نفرات حق صحبت با هم ندارند .

رانده شدگان در عراق، واماندگان در آلبانی

من بعد از صحبت دوستم حسین رفتم درب زدم که کاک عادل آمد گفت چه میخواهی گفتم معده درد دارم دارو میخواهم و یک خودکار و یک کاغذ که گفت برای چه میخواهی گفتم میخواهم چند نکته بنویسم که خندید و رفت که من منتظر ماندم که بیاید اما خبری نشد یکی از بچها گفت چه میخواستی گفتم الکی گفتم دارو میخوام ولی دنبال کاغذ و قلم بودم که گفت برای چی میخواهی اعتراف بکنی گفتم اعتراف چیه میخواهم نامه برای رجوی بنویسم که گفت کاعذ نمیدهند ولی فردا میبرند تا بخوای کتکت میزنن و دمت میکنن که گفتم باشه با دست بسته هم من حرفم را میزنم که بعد متوجه شدم که یکی از نفرات دارد حرفهای من و دوستم را گوش میکند گفتم چیزی شده گفت نه که گفتم کنار بکش والا با من طرف میشوی که دیگر چیزی نگفت و رفت گوشه اتاق نشست حسین گفت هواست باشه تمام نفرات را نصبت به هم انتن میزارن که هر حرفی بزنی سریع به انها میرسانند و از پا اویزانت میکنن انقدر با لگد میزنن که خون بالا میاری تا ساعت دو شب بیدار بودم که وقتی چشم باز کردم سریع صبح شد . که اول صبح صدایم کردند و با یک مشت صبحانه را صرف کردم که بعد شکنجه گر مجید عالمیان گفت نوبت تو هم میرسد و گذاشت و رفت و من منتظر بودم تا صدایم بزنند .

2- خاطرات غلامرضا شکری از زندان سازمان مجاهدین خلق : روزهای سیاه ـ قسمت چهارم

غلامرضا شکری ، تیرانا ـ سایت نجات یافتگان از مجاهدین خلق در آلبانی ـ ایران آزادی ـ 31.04.2021

خاطرات غلامرضا شکری اززندان فرقه رجوی  در سالهای  73و74

روزهای سیاه

در قسمت قبلی گفتم که بعضی از نفرات را به عنوان جاسوس در درون ما جامیدادند اما این فردی که در اتاق ما بود که اسم او هم سیامک بود و یک‌ پایش را هم از دست داده بود  پیش یک بیک بچه ها می‌رفت و می‌گفت که چیزهای که من  میگویم  گوش کن والا اینها آنچنان تو را کتک خواهند زد که فکر نکنم سالم ازاتاق بازجویی بیرون بیایی، چون سازمان دنبال این است که جاسوس رژیم ایران را پیدا بکند.( معلوم بود که  تمام این حرفها را به او گفته و خوب در این رابطه  تمرین کرده است)

می‌گفت حتی اگر از تو خواستند مصاحبه بکنی بکن و حتی دروغ هم بگو که رژیم ایران تو را فرستاده آنوقت ترا می بحشند  و بهترین غذا ها راهم به تو خواهند داد.

وقتی پسش من آمد به او گفتم:

سیامک من کاری به کسی ندارم و آنچه که واقعیت بوده را به آنها گفتم در ضمن من اصلا نمی‌خواستم به اینها بپیوندم خود اینها دنبال من آمدند و به من قول رفتن به اروپا را دادند، حتی اسامی نفراتی هم که با من صحبت کردند را هم یادم است پس خواهشاً در رابطه با این مزخرفات با من صحبت نکن .

عصری شد سیامک خواب بود من به محمود اشاره کردم بیا کنارم  بشین که محمود آمد و گفت اینها فقط میخواهند تو دروغ بگویی که گفتم چه شده برگشت گفت من دو روز پیش با سیامک صحبت میکردیم که وقتی برای باز جویی رفتم حرفهای که به سیامک زده بودم در باز جویی به من گفتند که برایم مشخص شد که سیامک  جاسوس اینها شده است .

همه نفرات اتاق خواب بودند که صدای درب آمد محمود سریع رفت سرجایش که درب اتاق را باز کردند و مجید عالمیان گفت تیغ آورده ام هر کسی صورتش را زد تیغ را برگرداند.  برای اصلاح صورت به هر نفری یک تیغ دادند و رفتند که یک به یک می‌رفتیم صورتمان را اصلاح میکردیم  تا عصری این کار طول کشید و شب که غذا آوردند مختار جنت زاده گفت که تمام تیغ ها را توی این کیسه بگذارید و به من بدهید که این لا به لا یکی از تیغ ها را ندادیم  و نگه داشتیم برای درآوردن تیغ داخلی که بتوانیم سیگاری که به ما می‌دهند را نصف بکنیم آما نباید سیامک میفهمید چون سریع می‌رفت به مختار یا عالمیان می‌گفت .

شب در حین صحبت بودیم که سرو صدای بلند شد. یکی را داشتند می‌زدند مشخص بود چندین نفر بودند و یک نفر را خوب داشتند با کابل و چوب میزنند که من از لهجه و صدایش  فهمیدم یکی از بچه‌ای ایلام است که داشت به مختار دشنام میداد ولی آنقدر چند نفره او را زدند که در یک نقطه دیگر صدایش در نمی‌آمد.

وحشت رجوی از اسم خانواده

تمام کسانی که در اتاق ما بودند سکوت کرده بودند و فقط گوش میکردند. یک دفعه مثل این که سکوت در همه اتاقها حاکم بود که یکی از پشت درب محکم به درب کوبیدو گفت:

مزدورها چرا سکوت کردید نوبت شما هم میرسه .

برای لحظاتی همه ترسیده بودیم بخصوص سر حرف یکی از نفرات که فکر بکنم صدای نقی ارانی بود که گفت:

همه رو زیر تانک میزاریم و کار رو با شما مزدوران یک سره میکنیم.

این حرف خیلی وحش ناک بود، یکی از نفرات به اسم فریدون زد زیر گریه، گفتم چه شده چرا گریه می‌کنی؟

برگشت گفت این چه بدبختی است که سر ما می‌آورند اینها خودشون ما رو آوردن اینجا حالا مامزدور شدیم که شروع به دلداری دادن اون کردم و گفتم نه اینها فقط حرف میزنن ناراحت نباش ولی ته دل خودم هم این بود یک علامت سوال در ذهنم بود که واقعا این کا را به سر ما می‌آورند؟

آن روز نفهمیدیم چگونه شب شد و صبح شد از ترس کسی حرفی نمی‌زند.

روز بعد صبح متوجه باز شدن درب کوچک شدم که دیدم کاک عادل با یک لبخند مرموز  داره نفرات را نگاه می‌کنه و صدا زد یکی بیاد صبحانه بگیره !

وقتی من بلند شدم گفت تو اسمت چی؟

گفتم غلامرضا، گفت باشه!

بعد از دادن صبحانه به من گفت تو درخواست داده بودی بازجو را ببینی؟

گفتم نه چون کاری نکردم که بخوام با کسی حرفی بزنم!

عصبانی شد گفت برو بشین مزدور عوضی بعد خدمت تو میرسیم معلومه پوست کلفت هستی خوب تورا آموزش دادن که چی بگی!

گفتم من اینجا آموزش دیدم .

عصبانی شد وگفت غلط کردی برو بشین سرجات من میدانم تو رو چکار بکنم باید زبانتو در بیارم!

هر چند که ته دلم ترس بود ولی گفتم آنقدر هم بیصاحب نیستیم که تو بخوای کاری بکنی!

رفتم سرجایش خودم نشستم و تا عصرمنتظر باز جو بودم و انتظارمثل خوره منو می خورد ولی خبری نشد این خودش از هر کتک کاری آزاردهنده تر بود ومشخص بود که میخواهند ته دل آدمها رو خالی بکنند .

ادامه دارد

لینک به منبع

خاطرات غلامرضا شکری از زندان سازمان مجاهدین خلق – قسمتهای سوم و چهارم

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/وحشت-رجوی-از-چیست/

وحشت رجوی از چیست ؟

وحشت رجوی از چیست غلامرضا شکریغلامرضا شکری، نجات یافتگان در آلبانی، بیست و سوم ژوئیه 2021:… فرقه مجاهدین خلق روی پیروزی  حزب  دمکرات آلبانی که با آنها سرو سری دارد حساب باز کرده بود و وعده ها کرده بود که با پیروزی حزب دمکرات وضعیت ما چنین و چنان میشودو با این وعده ها فکر می کرد  که میتواند  جلوی ریزش نیرودر  فرقه را بگیرد. او همچنین فکر می کرد که با همکاری دولت احتمالی آینده این کشور روی جدا شده ها فشار وارد کند  که این کشور روترک بکنند ولی سر فرقه به سنگ خورد واوضاع بر منوالی که او فکر کرده بود پیش نرفت. از طرف دیگرقول قرار های فرقه مجاهدین خلق در باره سی خرداد آبکی از آب درآمد  اوضاع در درون فرقه بهم ریخت و نفرات داخل فرقه بیش از پیش مسئله دار شدند.  در این اوضاع و احوال خیلی از نفرات خواستار جدایی بودند  و هر روز فشار بیشتری روی فرقه و سران آن می‌آمد  در این شرایط بازهم  این ملعون  فیل دیگری هوا کرد به اسم موسسان پنجم که این کار باعث شود که ریزش توی فرقه کمتر بشه  اما تاثیر انتخابات آلبانی  روی فرقه هر روز عمیق تر می شود و آب پاکی را روی دست فرقه ریخت. وحشت رجوی از چیست ؟ 

وحشت رجوی از چیست غلامرضا شکریکمپ مجاهدین در آلبانی – از وطنفروشی رجوی تا فروپاشی تشکیلات

وحشت رجوی از چیست ؟

غلامرضا شکری ، تیرانا،  سایت نجات یافتگان از مجاهدین خلق در آلبانی ـ ایران آزادی  ـ 22.07.2021

این دور که رجوی بحث موسسان پنجم را کرد در شرائطی هستیم که «ادی راما »نخست وزیر آلبانی  دوباره درانتخابات این کشور پیروز شد . این پیروزی بر خلاف تحلیل و تصور رجوی بود.

فرقه مجاهدین خلق روی پیروزی  حزب  دمکرات آلبانی که با آنها سرو سری دارد حساب باز کرده بود و وعده ها کرده بود که با پیروزی حزب دمکرات وضعیت ما چنین و چنان میشودو با این وعده ها فکر می کرد  که میتواند  جلوی ریزش نیرودر  فرقه را بگیرد. او همچنین فکر می کرد که با همکاری دولت احتمالی آینده این کشور روی جدا شده ها فشار وارد کند  که این کشور روترک بکنند ولی سر فرقه به سنگ خورد واوضاع بر منوالی که او فکر کرده بود پیش نرفت.

از طرف دیگرقول قرار های فرقه مجاهدین خلق در باره سی خرداد آبکی از آب درآمد  اوضاع در درون فرقه بهم ریخت و نفرات داخل فرقه بیش از پیش مسئله دار شدند.  در این اوضاع و احوال خیلی از نفرات خواستار جدایی بودند  و هر روز فشار بیشتری روی فرقه و سران آن می‌آمد  در این شرایط بازهم  این ملعون  فیل دیگری هوا کرد به اسم موسسان پنجم که این کار باعث شود که ریزش توی فرقه کمتر بشه  اما تاثیر انتخابات آلبانی  روی فرقه هر روز عمیق تر می شود و آب پاکی را روی دست فرقه ریخت .

آثار حرکت دولت آلبانی به سمت عضویت در اتحادیه اروپا و زمزمه تصمیم دولت  ادی راما در خصوص دادن کارت شناسایی به خارجیان مقیم این کشور که البته جدا شدگان از این فرقه را هم شامل می شود برای اینکه بتوانند در این کشور کار کنند؛  شغل ایجاد کرده وبتوانن حساب بانکی داشته باشند تاثیر زیادی روی فرقه داشته و در درون این باصطلاح سازمان ولوله براه انداخته است.

یکی ازگند کاریهای فرقه هم اینجا بیرون زده که در زمانی که در عراق بودیم کوبلر نماینده سازمان ملل با خود سران فرقه صحبت کرده که همه نفرات را بین کشورهای بالکان تقسیم کرده اند وبعضی از کشورهای اروپایی  هرکدام  تعدادی از نفرات را پذیرفته و در اداره مهاجرت این کشورها اسم این افراد ثبت شده است اما فرقه به نفرات اطلاع نداده و در آن زمان فقط گفتند که کوپلر توطئه کرده بود که ما را تجزیه کند و ما نپدیرفتیم و اگر به شما مراجعه و گفتند که فلان کشور شما را می پذیرد شما قبول نکنید چون این یک توطئه و دروغ است. با این ترفند رجوی شانس پذیرفته شدن افراد در کشورهای اروپایی را سوزاند و سر افراد کلاه گذاشت.  حالاکه  نفرات برای گرفتن کارت شهر وندی میروند مشخص میشود که شهروند  کشور دیگری مثلا سوئیس هستند و اسمشان در لیست متقاضیان کشور سوئیس ثبت شده است.

رجوی خائن  هم از این موضوع می ترسه که به گوش نفرات داخل برسه و ریزش بیشتر بشه و با توجه به موارد ذکر شده در بالا زود جنبید و موسسان پنجم رو اعلام کرد با این کار ماها نفرات سرگرم سازماندهی جدید و اینکارهای تکراری در فرقه می کند تا چند صباحی دیگر آنها را نگه دارد.

این یکی از سیاستهای کثیف این فرقه است که هیچ شک ندارم روزی انتقام تمام این دروغ پردازی ها و رنج عذاب را خواهیم گرفت. دور نیست آن روز.

لینک به منبع

وحشت رجوی از چیست ؟

***

گاردین: نجات یافتگان مریم رجوی متهم میکنند که زمینه تجاوز مسعود رجوی به زنان را آماده می کرده استگاردین: نجات یافتگان مریم رجوی متهم میکنند در تجاوز مسعود رجوی به زنان با وی همکاری میکرده است

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/غلامرضا-شکری-میهمان-هفته-مردم-تی-وی/

غلامرضا شکری میهمان هفته مردم تی وی

غلامرضا شکری میهمان هفته مردم تی ویکانون آوا (مردم تی وی)، هجدهم ژوئیه 2021:… آقای غلامرضا شکری عضو سابق مجاهدین از آلبانی  دررابطه با – چگونه مسعود رجوی منتقدین خود را با توطئه چینی به زندان آلبانی می اندازد – نمونه غلامرضا شکری  صحبت کردند. مجری برنامه آقای پارساسربی مدیر تلویزیون مردم بودند. ببنندگان وشنوندگان تلویزیون مردم درطول برنامه از طریق تلفن، ایمیل ویا فیسبوک مسنجر با مهمان برنامه تماس حاصل نموده و سئوالات خودرا مطرح کردند.توجه همه علاقمندان را بدیدن و شنیدن این برنامه جالب جلب می کنیم.غلامرضا شکری میهمان هفته مردم تی وی 

اعدامهای دهه 60اهدای کتاب “جعلی” شهدای “جامعه بی طبقه توحیدی” مجاهدین خلق “ضد امپریالیست” به جان مک کین 

غلامرضا شکری میهمان هفته مردم تی وی – وحشت رجوی از چیست ؟

غلامرضا شکری میهمان هفته مردم تی وی

آقای غلامرضا شکری

آقای شکری دربرنامه زنده این هفته کانون آوا درتلویزیون مردم

برنامه های زنده مصاحبه با جداشدگان ومنتقدین سازمان مجاهدین در تلویزیون MardomTv.com

روزجمعه 16 ژوئیه 2021 برابر با 25 تیر ماه 1400 ساعت 12 ظهربوقت واشنگتن، ساعت 18 بوقت آلمان و ساعت 20:30 بوقت ایران  آقای غلامرضا شکری عضو سابق مجاهدین از آلبانی  دررابطه با – چگونه مسعود رجوی منتقدین خود را با توطئه چینی به زندان آلبانی می اندازد – نمونه غلامرضا شکری  صحبت کردند.

مجری برنامه آقای پارساسربی مدیر تلویزیون مردم بودند. ببنندگان وشنوندگان تلویزیون مردم درطول برنامه از طریق تلفن، ایمیل ویا فیسبوک مسنجر با مهمان برنامه تماس حاصل نموده و سئوالات خودرا مطرح کردند.توجه همه علاقمندان را بدیدن و شنیدن این برنامه جالب جلب می کنیم.

لینک به منبع

غلامرضا شکری میهمان هفته مردم تی وی – وحشت رجوی از چیست ؟

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/جفنگ-گویی-مریم-رجوی-در-اطلاعیه-شورای-مل/

جفنگ گویی مریم رجوی در اطلاعیه شورای ملی مقاومت

جفنگ گویی مریم رجوی در اطلاعیه شورای ملی مقاومتغلامرضا شکری، نجات یافتگان در آلبانی، بیست و یکم اوت 2020: اما این که در کمسیون پوشالی خودتان اطلاعیه صادر میکنید باید بگویم تناقضات داخل آن که من دیده ام کم نیست پس بهتر است از ستاد سیاسی خودت بخواهی که یک بار دیگر اطلاعیه خودتان را مروز بکند واز اینجا به شما میگویم اجازه نمیدهم هر غلطی میخواهید در رابطه با خانوده من بکنید و بگوید دست از سرتان برنمیدارم حتی اگر باشد رو در با شما بایستم و در دادگاه باشم و میگویم مرگ بررجوی خائن امریکای و مریم قجر که زنان و مردان را به بند مزخرفاتی همچون انقلاب در بند خود نگهداشته. جفنگ گویی مریم رجوی در اطلاعیه شورای ملی مقاومت

تعریف رجوی از بیدی غلط از آب در آمد احسان بیدی پیروز شدتعریف رجوی از بیدی غلط از آب در آمد

جفنگ گویی مریم رجوی در اطلاعیه شورای ملی مقاومت

 وقتی رجوی به جفنگ گویی می افتد

غلامرضا شکری ، تیرانا ـ سایت نجات یافتگان از مجاهدین خلق در آلبانی ـ ایران آزادی ـ 20.08.2020

پاسخ به فرقه رجوی که بامزخرفاتی که مزدوران مزد بگیر او به خورد او میدهند هر تحلیل آبکی که میخواهد میکند و به خودش حق میدهد که با بدنام کردن نفرات جدا شده و خانوادهای آنها هر چرندی که بخواهد بگوید.

در صورتی که اگر بخواهم تیز و روشن بگویم از آنجایی که خودت بیشرف هستی و با پست فطرتی کارت را پیش میبری من هم باید بگویم هیچ گاه در برابر  این چرندیات شما کوتاه نخواهم آمد بارها من گفته ام چیزی برای ازدست دادن ندارم این شما هستید که به فکر زندان کردن ما و یا اخراج از کشور آلبانی هستید ولی کور خوانده اید شما هستید که این بار هم در تویتر شکست خوردید و مردم ایران پاسخ شما را خوب دادن که این غلط کردنها به شما نیامده .

آن مزدوری که این اطلاعات در رابطه با پول گرفتن و مزخرافت دیگر به شما داره چرندی بیش نیست و فقط دنبال این است خودش را در چشم شما بالا ببرد و هیچ شک ندارم یک روز همه حقایق برای مردم و نفرات جدا شده روشن میشود .

اما این که در کمسیون پوشالی خودتان اطلاعیه صادر میکنید باید بگویم تناقضات داخل ان که من دیده ام کم نیست پس بهتر است از ستاد سیاسی خودت بخواهی که یک بار دیگر اطلاعیه خودتان را مروز بکند واز اینجا به شما میگویم اجازه نمیدهم هر غلطی میخواهید در رابطه با خانوده من بکنید و بگوید دست از سرتان برنمیدارم حتی اگر باشدرودر با شما بایستم و در دادگاه باشم و میگویم مرگ بررجوی خائن امریکای و مریم قجر که زنان و مردان را به بند مزخرفاتی همچون انقلاب در بند خود نگهداشته

حق همیشه پس گرفتنی است حقم را از شما میگیرم

آلبانی . تیرانا غلام رضا شکری

جفنگ گویی مریم رجوی در اطلاعیه شورای ملی مقاومت

***

جفنگ گویی مریم رجوی در اطلاعیه شورای ملی مقاومتMaryam Rajavi (Mojahedin Khalq, MEK leader) just doesn’t get it does she

همچنین: