خاطرات غلامرضا شکری از زندان سازمان مجاهدین خلق – قسمتهای اول و دوم

خاطرات غلامرضا شکری از زندان سازمان مجاهدین خلق – قسمتهای اول و دوم

غلامرضا شکری نجات یافته از مجاهدین رجویغلامرضا شکری، نجات یافتگان در آلبانی، بیست و دوم ژوئیه 2020:… من درحین اماده شدن بودم که هوشنگ دودکانی صدایم زد و گفت کارت دارن وقتی گفتم کی کار دارد گفتند اف ام کل که دیدم اسدلله مثنی جلوی درب ایستاده رفتم سوار ماشین شدم که بااسدلله به محل مقر اف کل برویم  که دیدم به مسیر دیگری میرود سوال کردم که اینجا نیست گفت نه جابجا شدند و یک کار کوچکی با تو دارند که با خودم گفتم حتما در رابطه با رفتن به داخل ایران است که بخواهم از اعضای خانواده ام را بیاورم که در ذهنم داشتم حرفها را مرور میکردم که رسیدیم به مقر خالی لکشر ۶۰ که وقتی از ماشین پیاده شدم یک نفر بیشتر انجا بیرون نبود و وارد اولین اتاق شدم دیدم خواهری در کار نیست یک نفر که اسم او یادم نیست در اتاق بود که اسدلله به من گفت بشین بعد ان نفر یک برگه را جلوی من گذاشت و گفت این را بخوان و امضا بکن وقتی خواندم چشمم چهارتا شد گفتم . خاطرات غلامرضا شکری از زندان سازمان مجاهدین خلق – قسمتهای اول و دوم 

غلامرضا شکری اشپیگل آلمان آلبانی مجاهدین خلق مریم رجویFormer People’s Mujahedin member Gholamreza Shekari (ALESSANDRO INCHES / DER SPIEGEL)
Prisoners of Their Own Rebellion.The Cult-Like Group Fighting Iran

خاطرات غلامرضا شکری از زندان سازمان مجاهدین خلق – قسمتهای اول و دوم

1- خاطرات غلامرضا شکری از زندان سازمان مجاهدین خلق : روزهای سیاه – قسمت اول

غلامرضا شکری ، تیرانا ـ سایت نجات یافتگان از مجاهدین خلق در آلبانی ـ ایران آزادی ـ 12.07.2020

زندانی که هیچ وقت باور نمی کردم

دیماه سال ۱۳۷۳ تا۱۷ اردیبهشت ۱۳۷۴ خاطرات زندان رجوی خائن

غلامرضا شکری نجات یافته از مجاهدین رجوی

آقای غلامرضا شکری، ترانا، آلبانی

تا کنون شاید خیلی ها به دنبال این بودند که یک مستندی از زندان رجوی بسازند و یا بازگو بکنند اما تا کنون کسی به دنبال ان نبوده و تمام این موضوعاتی که میگویم حاضرم در هر دادگاهی شهادت ان را بدهم و هیچ گونه دروغی در این خاطرات بکار نبرده ام و تماما بر واقعیتی هست که در ان زندان بچشم دیده ام.

قبل از این که خاطراتم را در زندان شروع بکنم باید به یک یا دو ماه و شاید هم بیشتر به عقب برگردم و از انجا شروع بکنم.

من ان زمان در محور هشتم تحت فرماندهی مریم اکبری بودم که فرمانده دسته من یک خانوم بود که تازه به عنوان فرمانده دسته من معرفی شده بود که با من چندان خوب نبود و همیشه بهانه میاورد که طی یک ماه تحت نظر بودم ولی کاری میکردند که من شک نکنم ولی از کارهای که برای من میگذاشتند مشخص بود که یک حرفی دارند ولی به زبان نمیاورند برای کارها هیچ نفر کمکی نمیدادند و میگفتند خودت درستش بکن هر چند سخت بود ولی یک چیزهای داشت اتفاق میافتاد که من و دیگران خبر نداشتیم  تا یک روزی بود که همه نفرات را به سالن غذا خوری که در پایین مقر بود و به سالن اف ام دو معروف بود بردند و انجا گفتند یک توجیه داریم که به هر کسی برگه ای دادند و گفتند که هر کسی میخواهد خواهر یا برادرش یا اقوام جوانی که دارد را برای پیوستن بیاورد را در این برگها با مشخصات کامل و ادرس کامل شهر و محله بنویسید که همه مشغول ان شدند و گفتند هر کسی داوطلب است میتواند خودش را برای این کار بنویسد تا بفرستیم که اینجا خیلی شک برانگیز بود  که مشخص بود میخواهند کاری بکنند .

پیوستن آلبانی به اتحادیه اروپا – نامه سرگشاده به مذاکره کنندگان اروپایی

دو ماه از این ماجرا گذشت که کم کم دیدیم نفرات مقر دارند کم میشوند که همه به این باور بودند که نفرات خودشان داوطلب شده اند که بروند نیرو از داخل ایران بیاورند که همه ازیک دیگر سوال میکردیم ولی جرات نمیکردیم از فرماندهان سوال بکنیم تا این که روز موعود فرا رسید.

لینک به منبع

2- خاطرات غلامرضا شکری از زندان سازمان مجاهدین خلق : روزهای سیاه ـ قسمت دوم

غلامرضا شکری ، تیرانا ـ سایت نجات یافتگان از مجاهدین خلق در آلبانی ـ ایران آزادی ـ 21.07.2020

روزهای سیاه ، زندانی که هیچ وقت باور نمیکردم

بله در قسمت اول تا انجای رفتیم که به روز موعود رسیدیم

در اواسط دیماه بود روز پنج شنبه در نزدیکی محل ورودی اف ام هشتم زمین فوتبال بود که انهای که دوست داشتند برای بازی میرفتیم این با هوشنگ دود کانی که از فرماندهان کثیف فرقه هست بود برایم عجیب بود که چرا مده مسابقه رسمی که نداریم ولی حالا چرا او امده و خودش ترکیب نفرات را میچیند برایم سوال شد از یکی از نفرات سوال کردم که چرا هوشنگ این کار را میکند گفت نمیدانم بعداز چیدن نفرات برگشت گفت تو فعلا بیرون بمان گفتم چرا گفت تعویض میکنیم یکی از نفرات  نگاهی به من کرد و گفت من کار دارم چند دقیقه دیگر میروم که قبول کردم نشسته بودم ذهنم کاملا درگیر بود که این برخوردها برای چه هست و چرا طی این یکی دو ماه برخورد انها عوض شده نکندخبری هست در حین فکر کردن بودم که شاهپور قربانی امد کنارم گفت چیه در خودی چیزی نگفتم که دوستم امد بیرون و گفت من میروم تو بجای من بازی بکن رفتم داخل که دودکانی برگشت گفت چرا تو امدی داخل گفتم مگر چه شده چون عصبانی هم بودم با صدای بلند گفتم که همه بشنوند گفت هیچی مقداری بازی کردم که هوشنگ دود کانی امد نزدیک من گفت برو بیرون و با فلانی عوض بکن گفتم من تازه امدم داخل چرا من را عوض میکنی بیشتر عصبانی شدم و گفتم چیه پیله کردی گفت تو حرف گوش نمیکنی که خودم گفتم بادا باد هر چه میخواهد بشود به بازی ادامه و تا اخر بازی ماندم بعد از بازی سریع رفتم دوش گرفتم که بروم سالن غذا خوری را بچینم برای شام  چون نوبت دسته ما بود و ان خواهر که فرمانده وقت من بود فرح حاتمی نام داشت که اندیمشکی بود من درحین اماده شدن بودم که هوشنگ دودکانی صدایم زد و گفت کارت دارن وقتی گفتم کی کار دارد گفتند اف ام کل که دیدم اسدلله مثنی جلوی درب ایستاده رفتم سوار ماشین شدم که بااسدلله به محل مقر اف کل برویم  که دیدم به مسیر دیگری میرود سوال کردم که اینجا نیست گفت نه جابجا شدند و یک کار کوچکی با تو دارند که با خودم گفتم حتما در رابطه با رفتن به داخل ایران است که بخواهم از اعضای خانواده ام را بیاورم که در ذهنم داشتم حرفها را مرور میکردم که رسیدیم به مقر خالی لکشر ۶۰ که وقتی از ماشین پیاده شدم یک نفر بیشتر انجا بیرون نبود و وارد اولین اتاق شدم دیدم خواهری در کار نیست یک نفر که اسم او یادم نیست در اتاق بود که اسدلله به من گفت بشین بعد ان نفر یک برگه را جلوی من گذاشت و گفت این را بخوان و امضا بکن وقتی خواندم چشمم چهارتا شد گفتم این دیگر چیست گفت تو مزدور وزارت اطلاعات هستی و باید این را امضا بکنی و جواب بدهی نه در اینجا بلکه در جایی که خودت میدانی کجاست که من امضا نکردم و عصبانی از این که مریم اکبری این امضا را کرده بود خیلی ناراحت بودم که بعد از پنج سال جان و عمرم را برای چه کسانی به خطر انداختم 

تابستان داغ مریم رجوی – سخنرانی بقایای صدام برای ایران اینترنشنال عربستان

آسمان تاریک شده بود و مرا به زور وارد یک ماشین سر پوشیده کردند ان هم با مشت لگد و تا توانستند چرخواندند که من نفهمم به کجا مرا میبرند ولی از انجای که کل پادگان مثل کف دستم بود فهمیدم که کجا رفتیم و در چه محلی مرا پیاده میکنند که در ورود یک پزیرای درستی ازم کردند با کتکهای که میزدند وارد اتاقی شدم  ک…..

ادامه دارد

لینک به منبع

خاطرات غلامرضا شکری از زندان سازمان مجاهدین خلق – قسمتهای اول و دوم

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/رانده-شدگان-در-عراق،-واماندگان-در-آلبا/

رانده شدگان در عراق، واماندگان در آلبانی

رانده شدگان در عراق، واماندگان در آلبانیغلامرضا شکری، نجات یافتگان در آلبانی، هشتم ژوئیه 2020:… اما سوال اینجاست، چرا طی این سالیان نتوانستند به آن اهداف کثیف خود برسند؟ تا زمانی که در عراق بودند و زیر بال و پر صدام قرار داشتند و میگفتند سید رئیس مسیر را باز میکند و خودش میداند چه زمانی باید چکار بکند به قول آن مزدور امریکایی رجوی خائن چند میخ طویله !!!!!! . حالا که بعد از چهار سال از عراق رانده شدند و در حال حاضر هم در مانز در یک روستای دور افتاده نزدیک شهر دورس اسکان دارند بازم آن دوهل را میگوبند و به دنبال سرنگونی و به قدرت رسیدن هستند. با وضعیت درماندگی که نمیتوان کاری انجام داد. هر چقدر هم بخواهید با سیلی صورت خودتان را سرخ نگه دارید هیچ فایده ای ندارد. رانده شدگان در عراق، واماندگان در آلبانی

رانده شدگان در عراق، واماندگان در آلبانیشعار سیمرغ رهایی رجوی تداوم وطن فروشی و خیانت

رانده شدگان در عراق، واماندگان در آلبانی

( زندان سازمان مجاهدین خلق )

غلامرضا شکری ، تیرانا ـ سایت نجات یافتگان از مجاهدین خلق در آلبانی ـ ایران آزادی ـ 06.07.2020

فرقه رجوی  طبق روش جاری که دارد همیشه بر طبل تو خالی میکوبد و به دنبال بر هم زدن ارامش عمومی مردم ایران است .اما سوال اینجاست، چرا طی این سالیان نتوانستند به ان اهداف کثیف خود برسند تا زمانی که در عراقبودندو زیر بال و پر صدام قرار داشتند و میگفتند سید ریئس  مسیر را باز میکند و خودش میداند چه زمانی باید چکار بکند به قول آن مزدور امریکایی رجوی خائن چند میخ طویله !!!!!!

حالا که بعد از چهار سال از عراق رانده شدند و در حال حاضر هم در مانز در یک روستای دور افتاده نزدیک شهر دورس اسکان دارند بازم ان دوهل را میگوبند و به دنبال سرنگونی و به قدرت رسیدن هستند با وضعیت درماندگی که نمیتوان کاری انجام داد هر چقدر هم بخواهید با سیلی صورت خودتان را سرخ نگه دارید هیچ فایده ای ندارد

در حال حاضر وضعیت فرقه به صورتی است که هر چقدر میخواهد با این وضعیت نیرو ها را سرگرم بکند نمیتواند و روبه گردش گری و خرج کردن و جشن گرفتن برای روز ازادی عجوزه ای مثل مریم غجر و این که از زندان ازاد شده است .

اما خودش خوب میداند در مانز با چه دجالیتی بچه  های مردم را نگه داشته است ولی دور نیست که بادکنک مانز هم بترکد و همه راها ها بر او بسته شود.

لینک به منبع

رانده شدگان در عراق، واماندگان در آلبانی

( زندان سازمان مجاهدین خلق )

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/وحشت-رجوی-از-اسم-خانواده/

وحشت رجوی از اسم خانواده

وحشت رجوی از اسم خانوادهوحشت رجوی از اسم خانوادهغلامرضا شکری، نجات یافتگان در آلبانی، دوازدهم ژوئن 2020:… خوب ببینید شیادی به این میگویند . و بعد اضافه میکند که برای مقامات البانی نوشته اند و بگویند بچه های ما انجا به گروگان گرفته شده اند واقعا مرغ پخته هم به خنده میافتد از دست این محدثین که باید گفت اخوند کراواتی ! حالا این اخوند فکول کراواتی میگه که چون رژیم ایران زیر ضرب شورای زورگوی و فرقه سراپا دروغ و کانونهای چند نفره عکس گیرنده در  بیابان و کوهستان که همیشه از پشت عکس میگیرند تحت فشار است و رو به خانوادهای مجاهدین اورده  مگر رجوی خائن نمیگفت هر خانواده ای با ما نباشد بر ما است حالا چه شده مزدورات سابق شدند خانوادهای لایق شما . خوب در ادامه اسمان و ریسمان را به هم می بافد که بگه بابااینها خانواده نیستند وزارت اطلاعاته و به دنبال چسب دو قلو میگرده که کسان دیگری را هم به این موضوع وصل بکنه  اما هیچ گریزی از دست خانواده ها ندارید. وحشت رجوی از اسم خانواده 

وحشت رجوی از اسم خانوادهخانواده مجاهدین در آلبانی – موانع رجوی و وظیفه انسانی ما

وحشت رجوی از اسم خانواده

فرقه مجاهدین خلق هیچ راه گریزی از دست خانواده ها ندارد

غلامرضا شکری ، تیرانا ـ سایت نجات یافتگان از مجاهدین خلق در آلبانی ـ ایران آزادی ـ 11.06.2020

با سلام خدمت خوانندگان عزیز

به راستی چرا رجوی از اسم خانواده وحشت میکند و طی این مدت که خانوادها طوماری نوشته اند وان را امضا کرده اند . مستمر در تلوزیون خودش با نفرات متعدد جلسه میگزارد و همه انها هم یک حرف دارند و درست مشخص است که دست نوشته های ستاد فرشته یگانه جلوی انها است و باید طبق  ان صحبت بکنند که من میخواهم به چند نفر از انها که در این تلویزیون شیاد رجوی صحبت میکردند اشاره بکنم به حرفهای خود انها .

مثلا فردی به نام سید محدثین که به قول رجوی کرسی وزارت خارجه شورای  کثافت کاری رجوی را برعهده دارد، این فرد کثیف در ابتدای حرفهایش به یک نکته اشاره میکرد که میخواست قمپزی در بکند و بگوید که اری منم بلدم حرف بزنم که میگفت رژیم ایران با (پروپاگاندا)و فلان فلان علیه مجاهدین ابعاد جدیدی راه انداخته خوب یکی نیست به این محدثین بگه خوب چرا نمیگی تبلیغات بعد میای بزرگش میکنی که چه بشه و بعد اضافه میکنه که هزاران پدر و مادر مجاهدین که در البانی هستند را دست پا کردن که تومار امضا بکنن ..(چی شد نفهمیدیم حالا نفرات داخل تشکیلات پدر مادر دار شدن تا دیروز میگفتید که این پدر مادران مزدور هستند و برای وزارت اطلاعات کار میکنند ) خوب ببینید شیادی به این میگویند . و بعد اضافه میکند که برای مقامات البانی نوشته اند و بگویند بچه های ما انجا به گروگان گرفته شده اند واقعا مرغ پخته هم به خنده میافتد از دست این محدثین که باید گفت اخوند کراواتی !

حالا این اخوند فکول کراواتی میگه که چون رژیم ایران زیر ضرب شورای زورگوی و فرقه سراپا دروغ و کانونهای چند نفره عکس گیرنده در  بیابان و کوهستان که همیشه از پشت عکس میگیرند تحت فشار است و رو به خانوادهای مجاهدین اورده  مگر رجوی خائن نمیگفت هر خانواده ای با ما نباشد بر ما است حالا چه شده مزدورات سابق شدند خانوادهای لایق شما .

خوب در ادامه اسمان و ریسمان را به هم می بافد که بگه بابااینها خانواده نیستند وزارت اطلاعاته و به دنبال چسب دو قلو میگرده که کسان دیگری را هم به این موضوع وصل بکنه  اما هیچ گریزی از دست خانواده ها ندارید.

تاکنون نزدیک به ۱۱۰۰۰ امضای درخواست از سوی خانواده ها و حامیان حقوق بشر در سرتاسر جهان در آن ثبت شده است.

غلام رضا شکری  نجات یافته در البانی  تیرانا

لینک به منبع

وحشت رجوی از اسم خانواده

***

وقاحت فرقه رجویسوءاستفاده مریم رجوی از ماه رمضان و یک یادآوری

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/آهای-فرقه-رجوی-به-کجا-چنین-شتابان/

آهای فرقه رجوی ! به کجا چنین شتابان

آهای فرقه رجوی ! به کجا چنین شتابانغلامرضا شکری، نجات یافتگان در آلبانی، بیست و یکم ژانویه 2020:… آمریکا در ظاهر  آنچنان دست دم دنبالچه های فرقه رجوی را با اطلاعیه پمپئو  قطع کرد که فکر بکنم رجوی و سران آنها هنوز دارند گیج میزنند، هر چند که بعد از چند روز می گویند پشیمان شده اند. در هر صورت وقتی که خدا بخواهد پس گردنی بزند اینجوری میزند بیصدا چون خوب میدانند که خائن و خیانت کار چه کسی است و چه کسی دنبال ریختن خون مردم بیگناه است. در یک کلام فرقه رجوی و سران آنها با مصاحبه های تکراری با خودشان و تحلیل های آب دوغ خیاری رجوی باز هم سرشان به سنگ خورد . سنگی که باور نمی کردند چنین سخت است و  چنین ضربه هولناکی بخورند . رجوی همان خط کار چلبی را در پیش گرفت که در مورد عراق پیش برده شد و همیشه بعد سرگونی صدام خود رجوی میگفت که دروغهای که چلبی به امریکا گفته بود باعث جنگ و سرنگونی برادر خوانده رجوی شد. حالا هم دیگر همه فهمیدند رقص میمون وار برای لابی های امریکایی و پول خرج کردن برای انها فایده ای ندارد… آهای فرقه رجوی ! به کجا چنین شتابان 

آهای فرقه رجوی ! به کجا چنین شتابانرابطه با مجاهدین خلق را قطع کنید اما بیائید پشت پرده را هم بنگریم

آهای فرقه رجوی ! به کجا چنین شتابان

غلامرضا شکری نجات یافتگان مجاهدین خلق در آلبانی

آقای غلامرضا شکری

غلامرضا شکری ، تیرانا ـ سایت نجات یافتگان از مجاهدین خلق در آلبانی ـ ایران آزادی ـ 20.01.2020

توی این روزها که موضوع جنگ ایران و امریکا در میان بود فرقه رجوی انچنان

شتابان میتاختند که گویی چند ده متری تهران بزرگ بودند و با پای کوبی و رقص کنان جلوی کمپ سالمندان به ای کوبی پرداخته بودند ، ولی دیری نگزشت که این پای کوبی تبدیل به عزاداری برای سران فرقه شد ،

به راستی چی شد که فرقه رجوی از ریختن خون جوانان و دلاوران ایران انچنان به وجد آمد مثل این که همه چیز را تمام شده دیدند ولی دیری نپایید که یک ضربه هولناک وارد فرقه رجوی ملعون شد و سکوت پیشه کرد .

آمریکا در ظاهر آنچنان دست دم دنبالچه های فرقه رجوی را با اطلاعیه پمپئو  قطع کرد که فکر بکنم رجوی و سران انها هنوز دارند گیج میزنند، هر چند که بعد از چند روز می گویند پشیمان شده اند. در هر صورت وقتی که خدا بخواهد پس گردنی بزند اینجوری میزند بیصدا چون خوب میدند که خائن و خیانت کار چه کسی است و چه کسی دنبال ریختن خون مردم بیگناه است .

در یک کلام فرقه رجوی و سران انها با مصاحبه های تکراری با خودشان و تحلیل های آب دوغ خیاری  رجوی باز هم سرشان به سنگ خورد ، سنگی که باور نمی کردن چنین سخت است و  چنین ضربه هولناکی بخورند .

رجوی همان خط کار چلبی را در پیش گرفت که در مورد عراق پیش برده شد و همیشه بعد سرگونی صدام خود رجوی میگفت که دروغهای که چابی به امریکا گفته بود باعث جنگ و سرنگونی برادر خوانده رجوی شد حالا هم دیگر همه فهمیدند رقص میمون وار برای لابی های امریکایی و پول خرج کردن برای انها فایده ای ندارد .

حالا امریکا تلویحا دوباره فرقه رجوی را در لیست سیاه قرار داد و انچنان باید دوباره دست پای دیگران را ببوسند که باز دری به رویشان باز شود ولی کو تا کوه موش بزاید .

پس عاقبت مزدوری برای دشمتان ایران و ایرانی ثمره سنگینی به بار خواهد اورد شما فقط فزولات بیگانگان محسوب میشود و هیچ جایگاهی در بین مردم ایران ندارید پس به پای کوبی ادامه بدهید .
کور خواندهاید که روزی خودتان را در جایگاه قدرت ببینید پس به فکر چاره باشید چون دیگر جایی ندارید که بروید .

آلبانی تیرانا  نجات یافته از فرقه رجوی

غلامرضا شکری

آهای فرقه رجوی ! به کجا چنین شتابان

لینک به منبع

***

مجاهدین خلق از کمین سر کوچه علیه امریکایی ها تا امروز قتل مستشاران امریکایی توسط مجاهدین خلق ایران فرقه رجوی 

Former People's Mujahedin member Gholamreza ShekariFormer People’s Mujahedin member Gholamreza Shekari (ALESSANDRO INCHES / DER SPIEGEL)

حسرت به دلی رجوی برای قدرترئیس جمهور مریم رجوی – پیرزن متوهم

تظاهرات مردمی عراق نهایتا به ضرر اربابان رجوی استمرحوم رجوی ماموریت سرنگونی و هزار سوال

سی دیماه 1379 آزادی مسعود رجوی از زندان ساواک-5اشرف، چه پایان بد فرجامی!

Albania: MEK rebrands by assassinating unwanted membersAlbania: MEK rebrands by assassinating unwanted members

Saddam’s Private ArmySaddam’s Private Army
How Rajavi changed Iran’s Mojahedin from Armed Revolutionaries to an Armed Cult

life of camp AshrafThe Life of Camp Ashraf
Mojahedin-e Khalq – Victims of Many Masters
By Anne Khodabandeh (Singleton)  and Massoud Khodabandeh

کنفرانس ورشو شکست دشمنان ایران مجاهدین خلق مریم رجویThe Proof of US Cold shoulder to Maryam Rajavi

همچنین: