برای آنهایی که هنوز مجاهدین خلق را نمی شناسند ، خاطرات غلامعلی میرزایی ـ قسمت چهاردهم

برای آنهایی که هنوز مجاهدین خلق را نمی شناسند ، خاطرات غلامعلی میرزایی ـ قسمت چهاردهم

مجاهدین خلق در آلبانی خاطرات غلامعلی میرزاییغلامعلی میرزایی، نجات یافتگان در آلبانی، چهارم فوریه 2020:… در یک گوشه ای همان اطراف اشپزخانه منتطر ماندیم تا بقیه نفرات آمدند. چون  از بازرسی خبری نبود، همین باعث شد که روزهای بعد زودتربرویم و همان اطراف باشیم تا شاید محل جدیدتری بردند و چیزی پیدا کنیم. چند زوذی گذشت با یک روز ما را بردند به پشت سیاج کمپ که درآنجا یک ساختمان بود که از قبل ما دیده بودیم ، ساختمانی با دیوارهای بلند و پنجره های طوری دار . آن روز ما را به آن محل بردند و چند بیل و کلنگ آوردند که زمین را بکنیم و خاک انجا را به محلی دیگر انتقال دهیم در همان رمان که مشغول کاربودیم یک خودرو آیفا آمد جلو درب ساختمان توقف کرد و درب ساختمان باز شد که به ناگهان متوجه شدیم تعدادی زندانی هم آنجاست  ( البته عرافی  ) که معلوم بود مدتهاست که حتی صورتشان را هم اصلاح نکردند و در همین حین نگهبانها امدند و ما مشغول کندن زمین شدیم . در همان حال که زمین را می کندیم و خاک را جمع می کردیم متوجه شدیم که تعدادی استخوان جمجمعه سر انسان و دندان در زمین دفن شده و چیزهای دیگر… هنوز در حین کار بودیم که امدند ما دو نفررا به محلی دیگر بردند که آنجا تعدادی خودرو شخصی افسران یا درجه داران بود که بایستی تمیز می کردیم. خاطرات غلامعلی میرزایی 

مجاهدین خلق در آلبانی خاطرات غلامعلی میرزاییمجاهدین خلق در آلبانی . گروهی که اعضایش نباید به سکس فکر کنند

برای آنهایی که هنوز مجاهدین خلق را نمی شناسند ، خاطرات غلامعلی میرزایی ـ قسمت چهاردهم

دسترسی مخفیانه به رادیو در  زندان  صدام حسین

غلامعلی میرزایی، تیرانا ـ سایت نجات یافتگان از مجاهدین خلق در آلبانی ـ ایران آزادی ـ 03.02.2020

لینک به قسمت اول و دوم

لینک به قسمت سوم

لینک به قسمت چهارم

لینک به قسمت پنجم 

لینک به قسمت ششم 

لینک به قسمت هفتم

لینک به قسمتهای هشتم و نهم

لینک به قسمت دهم

لینک به قسمت یازدهم

لینک به قسمت دوازدهم 

لینک به قسمت سیزدهم 

در همان حال که در آشپزخانه کارها را ادامه می دادم بطور روزانه متوجه شدم که هر روز صبح بعد از اینکه خودروحمل غذا و تخلیه زباله خارج می شوند .که بعد دریها را برای بقیه باز می کردند سربازان عراقی تعداد نفراتی را به بیرون اردوگاه برای کار بیگاری می بردند و بعد ازچند ساعت بر می گشتند. کار اینها هم بیشتر کندن رمین ودر اوردن خاک برای ساختن خانه های گلی برای سربازان عراقی بود که نگهبانی اطراف اردوگاه بودند .با یکی ازدوستانم صحبت کردم ومی خواستم نطر او را هم بپرسم . موضوع از این قرار بود که ما از هیچ جایی اطلاع نداشتیم و گفتم که بهتر نیست که بعد از تحویل گیری مواد غذایی ما هم برویم جلو درب اردوگاه که شاید ما را هم بیرون ببرند که اگر امکانش بود خبری یا وسیله ای برای بدست آوردن اخبار پیدا کنیم.

یکی از روزها بطور ناگهانی همان جلو آشپزخانه که ایستاده بودیم و هنوز نفرات مشغول کارهایشان بودند یکی از نایب ضابط ها (استوار) آمد و با عجله با اشاره دست مارا صدا زد وبه بیرون کمپ برد در آن موقع هیچ ترددی نبود و ما را برد چند اتاق را به ما نشان داد که نظاقت کنیم و سپس مارا با سمت پارکینگ خودروها برد و گفت بعد از اتاقها بیایید این چند خودرو را که ماشین های شخصی خودشان بودند نظافت کنید.

سپس ما را به سمت همان اتاقها برد که یک مجموعه اتاق کار بود و خودش رفت .ما شروع به نظافت کردیم ولی بیشتر دنبال رادیو بودیم که بتوانیم اخباری از بیرون بدست بیاریم چون ار همه جا بی خبر بودیم .در همان اتاقها که وار می کردیم چند عدد باتری فلمی پیدا کردیم ومقداری پول البته پولی که فقط داخل کمپ اعتبار داشت کاغذ معمولی بود فقط مقدار با مبلغ را روی ان نوشته بودند (که به ما یاد داده بودند اینها فلس هستند که هر هزار فلس می شد یک دینار (پول یا حقوق ماهیانه ای که به یک سرباز اسیر می دادند هزار و پانصد فلس بود که می شد یک و نیک دینار ( البته حفوق درجه داران و افسران اسیر بیشتر بود.ولی فلسی که پیداکردیم یا به نوعی دزدیدم تقریبی حقوق 1 سال یک نفر می شد .

مجاهدین خلق ایران، فرقه مریم رجوی در آلبانی

در همان موقع که مشغول بودیم وخودمان را سرگرم کرده بودیم همان استوار دوبار آمد ویک بار برایمان چای آورد وبار دیگر سیگار. تا اینکه کار تمام شد .گفت به داخل کمپ برگردید .حال ترس ازاین بود که اگر بازرسی بدنی بشود چه بلایی سرمان خواهند اورد .مسایل را مخفی کردیم ولی به هر صورت اگر بازرسی بدنی انجام می شد پیدا می کردند .

ولی همانطور بدون بارزسی فرستادند داخل کمپ . این شدیک تجربه که ار این به بعد هم همینطورخواهد بود. ولی به خاطر اینکه اظمینان کسب کنیم منتظرماندیم تا گروهای دیگر که برای بیگاری برده بودند موقع برگشت با آنها چی کار می کنند .

در یک گوشه ای همان اطراف اشپزخانه منتطر ماندیم تا بقیه نفرات آمدند. چون  از بازرسی خبری نبود، همین باعث شد که روزهای بعد زودتربرویم و همان اطراف باشیم تا شاید محل جدیدتری بردند و چیزی پیدا کنیم. چند زوذی گذشت با یک روز ما را بردند به پشت سیاج کمپ که درآنجا یک ساختمان بود که از قبل ما دیده بودیم ، ساختمانی با دیوارهای بلند و پنجره های طوری دار . آن روز ما را به آن محل بردند و چند بیل و کلنگ آوردند که زمین را بکنیم و خاک انجا را به محلی دیگر انتقال دهیم در همان رمان که مشغول کاربودیم یک خودرو آیفا آمد جلو درب ساختمان توقف کرد و درب ساختمان باز شد که به ناگهان متوجه شدیم تعدادی زندانی هم آنجاست  ( البته عرافی  ) که معلوم بود مدتهاست که حتی صورتشان را هم اصلاح نکردند و در همین حین نگهبانها امدند و ما مشغول کندن زمین شدیم . در همان حال که زمین را می کندیم و خاک را جمع می کردیم متوجه شدیم که تعدادی استخوان جمجمعه سر انسان و دندان در زمین دفن شده و چیزهای دیگر… هنوز در حین کار بودیم که امدند ما دو نفررا به محلی دیگر بردند که آنجا تعدادی خودرو شخصی افسران یا درجه داران بود که بایستی تمیز می کردیم . اولین خودرو را می خواستیم شروع کنیم یک رادیو داخل آن دیدیم و سریع آن را مخفی کردیم بعد از چند خودرو رادیو دومی را هم که گوشه صندلی افتاده بود دیدیم و برداشتیم و سراغ ماشین بعدی رفبیم که لو نرویم و بعد از پایان کار مانند روزهای گذشته بدون بازرسی وارد کمپ شدیم ( البته در ابتدا عراقی ها این چیزها را نمی دانستند ) که هر کس وارد کمپ می شود بازرسی شود بعدها این ها را از طریقی دیگر متوجه شدند )رادیوها را آمدیم مخفی کردیم وشب بعد از آمارگیری یک از ما نگهبانی داد ونفر دیگر در زیر پتو باتری را انداخت و راه اندازی کرد آن شب یعد ار چند ماه احبار جنگ و کشور   را شنیدیم و یاداشت کرده به نفرات دادیم.

ادامه دارد

مجاهدین خلق (فرقه رجوی)؛ دوستان پرسش‌برانگیز واشینگتن

برای آنهایی که هنوز مجاهدین خلق را نمی شناسند ، خاطرات غلامعلی میرزایی ـ قسمت چهاردهم

لینک به منبع

***

The shadowy cult Trump advisors tout as an alternative to the Iranian governmentThe shadowy cult Trump advisors tout as an alternative to the Iranian government

MEK_MKO_Maryam_Rajavi_Kidnaped_Canadian_woman_AlbaniaCanadian family asks Top Channel’s “Fiks Fare for help: “MEK mujahedeens took our daughter”

Albania: MEK rebrands by assassinating unwanted membersAlbania: MEK rebrands by assassinating unwanted members

MSNBC_Massoud_KhodabandehThe MEK’s man inside the White House (Maryam Rajavi cult, Mojahedin Khalq)

US Forces Albania To Take IS Fighters After Hosting MEKUS Forces Albania To Take IS Fighters After Hosting MEK

European_Parliament_Against_Maryam_Rajavi_Mojahedin_Khalq_MEK_MKO_TerroristsMEPs discuss Mojahedine-E Khalq (MEK) Threat in #Albania

مسعود خدابنده تلویزیون ایران اینترنشنال ژوئن 2018گردهمایی سالانه سازمان مجاهدین در پاریس با ایرج مصداقی و مسعود خدابنده و علیرضا نامور حقیقی

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/مجاهدین-خلق-در-آلبانی-غلامعلی-میرزایی/

مجاهدین خلق آلبانی و مشکلات و تناقضات

مجاهدین خلق در آلبانی غلامعلی میرزایی بی بی سینجات یافتگان در آلبانی به نقل از بی بی سی، نهم نوامبر 2019:… آقای غلامعلی میرزایی از اعضای جداشده از مجاهدین خلق در  آلبانی در مصاحبه با بخش انگلیسی رادیو بی بی سی به زوایای پنهان و عریان در تشکیلات فرقه مجاهدین  خلق به رهبری رجوی پرداخت که موجب شگفتی مصاحبه کننده رادیو بی بی سی شد. آقای میرزایی در این مصاحبه اشاره کرد که فرزند خود را از زمانیکه شش ماهه بوده  تا کنون از نزدیک ندیده است و بیش از سی سال  در عضویت سازمان مجاهدین خلق  بوده است  تا اینکه در آلبانی از آنها جدا می شود. او در طول این مدت سازمان مجاهدین اجازه نمی داد که وی با خانواده اش چه در عراق و چه در آلبانی حتی ارتباط تلفنی داشته باشد. مجاهدین خلق آلبانی . مشکلات و تناقضات 

Mujahedin-e Khalq MEK in AlbaniaMojahedin Khalq MEK Testimonies: How to brainwash young Albanians

مجاهدین خلق آلبانی . مشکلات و تناقضات

لینک به متن انگلیسی

آقای میرزایی در مصاحبه با رادیو بی بی سی در مورد فرقه مجاهدین در آلبانی روشنگری کرد

من 38 سال است که اجازه ندارم فرزند و همسرم را ببینم

آقای غلامعلی میرزایی از اعضای جداشده از مجاهدین خلق در  آلبانی در مصاحبه با بخش انگلیسی رادیو بی بی سی به زوایای پنهان و عریان در تشکیلات فرقه مجاهدین  خلق به رهبری رجوی پرداخت که موجب شگفتی مصاحبه کننده رادیو بی بی سی شد.

مجاهدین خلق در آلبانی غلامعلی میرزایی بی بی سیAlbania’s Iranian guests. The Mujahedin-e Khalq (MEK), or People’s Mujahedin Organisation of Iran (PMOI) have been a leading opposition voice against the Islamic Republic of Iran, now relocated to Albania

آقای میرزایی در این مصاحبه اشاره کرد که فرزند خود را از زمانیکه شش ماهه بوده  تا کنون از نزدیک ندیده است و بیش از سی سال  در عضویت سازمان مجاهدین خلق  بوده است  تا اینکه در آلبانی از آنها جدا می شود. او در طول این مدت سازمان مجاهدین اجازه نمی داد که وی با خانواده اش چه در عراق و چه در آلبانی حتی ارتباط تلفنی داشته باشد. پسر خردسال وی اکنون 38 ساله شده است در حالیکه این پدر و پسر نتوانسته اند یکدیدگر را ببینند از سوی دیگر همسر آقای میرزایی نیز در این دوره رنج مستمر کشیده است . لازم به یادآوری است که  غلامعلی میرزایی که از خردادماه سال 1367 به مدت نزديك به سي سال در تشکیلات فرقه رجوی بود. وی  در همان اوایل سال 1359 در 11 مهر ماه در مرزهای جنوب كشور توسط ارتش صدام حسین اسیر شد و نزدیک به نه سال در اردوگاهای مختلف عراق با سخت ترین شرایط سپري شد و در همین سالها بودکه با یک سری تبلیغات فرقه رجوی که در اردوگاه های و زندان هاي صىدام حسين جهت جذب وکشاندن اسراي جنگي به سمت خودشان بود، جذب فرقه مجاهدین خلق شد.

تیرانا ـ سایت نجات یافتگان از مجاهدین خلق در آلبانی ـ ایران آزادی ـ 09.11.2019

مجاهدین خلق آلبانی . مشکلات و تناقضات

لینک به منبع

***

برای آنهایی که هنوز مجاهدین خلق را نمی شناسند، خاطرات غلامعلی میرزایی ـ قسمت هفتممجاهدین خلق ایران، فرقه مریم رجوی در آلبانی

برای آنهایی که هنوز مجاهدین خلق را نمی شناسند،مجاهدین خلق و مریم رجوی از تسخیر سفارت آمریکا تا لهستان (۵۷-۹۷)ا

رهبران مجاهدین خلق عقب مانده و سیاست بین المللمحمد محدثین شورای ملی مقاومت ایران یا عربستان؟

همچنین: