خاطرات کمپ بدنام اشرف ، ریزش نیرو از عراق تا آلبانی

خاطرات کمپ بدنام اشرف ، ریزش نیرو از عراق تا آلبانی

خاطرات کمپ بدنام اشرف ، ریزش نیرو از عراق تا آلبانیعلی شیرزاد، وبلاگ وطنم ایران، پنجم ژانویه 2020:… مشکلات تشکیلاتی و موریانه خورشدن سیستم خود را در جنگ و دعواهای روزانه با عواقبش وخروجها نشان میداد. دربحث انقلاب خیلی ها رفتند. بعد با تهدید زندان ابو غریب و بستن شکاف خروج دردرون توانست تا جلو گیری کند ولی موریانه ها عمل میکردند. بعد حمله امریکا چه حین جنگ و چه بعد آمدن امریکا بیش از 700 نفر خارج شدند. داستان همچنان ادامه داشت تا به آلبانی رفتند. درآنجا بنده خبرندارم ولی حدس میزنم چند صد نفری خارج شده اند با توجه به آمارها از 5000نفردراشرف زمان صدام اکنون در آلبانی فکر میکنم کمتراز2000 نفر مونده باشند و طبق خبرهایی که در شبکه های اجتماعی میخونم در درون تشکیلات نارضایتی و مشکلات تشکیلاتی غوغا میکند. طوری که اگردرب راباز کند فکرکنم همان دویست نفری که همیشه رجوی میگفت برای من کافیست باقی بمانند. خاطرات کمپ بدنام اشرف ، ریزش نیرو از عراق تا آلبانی 

خاطرات کمپ بدنام اشرف ، ریزش نیرو از عراق تا آلبانیپور احمد، ژانویه 2008: كمپ آمريكائي،‌ راه نفس اعضاي دربند فرقه رجوي دركمپ اشرف

خاطرات کمپ بدنام اشرف ، ریزش نیرو از عراق تا آلبانی

1- رجویها ازدرد کشیدن ما لذت میبردند

یکی ازاصلی ترین مشکلاتی که نیروها داشتند بحث بیماری بود ازانجایی که رجوی قدرت وتوان انرا نداشت که به الزامات ان تن بدهد ازبیخ وبن با اتهام زدن وتهمت تمارض انرا انکارمیکرد که دوسه مورد درباره خودم را نوشته ام دراین نوشتارفقط به دومورد ازده مورد مشکلات دندان اشاره میکنم

بدلیل اینکه رسیدگی درست انجام نمیشد ویا با اتهام وتهمت روبرو بودیم تمام سعی وتلاش این بود که تا انجایی که امکان داشت دکترنرویم یکی ازافراد اینچنینی بنده بودم دندان درد امانم رابریده بود بلاجباربه دندانپزشک مراجعه وحکم به کشیدن دندان داد ، دندان را کشیدند تا چهارپنج ماه دندان درد میکشیدم هربارمراجعه کردم که دندان کشیده شده دوسه روز درد میکند بعد می افتد مدام میگفتند عادی ست منهم جواب میدادم عادی نیست یا درست نکشیدید ودندان درریشه مونده یا دندان خرد شده وتکه ها دردرون لثه وزخم است که درد میکند وزخم خوب نمیشود عکس بگیرید گوش نمیکردند ، بعد ازهربارمراجعه به دندانپزشک گزارشی ودرد سری درست میشد که بهانه میاوری تمارض داری و…..تا اینکه بعد ازچند ماه یک روز زبانم به محل دندان خورد وپاره شد با زبان لمس کردم فهمیدم چیزی درون لثه است جلو اینه نگاه دیدم دوتکه سفید ازلثه بیرون امده چند روزصبرکردم کمی که بیشتربیرون امد جلو اینه با انبردست هردو تکه را بیرون کشیدم ، بعد ازچند ماه دندان دردم افتاد وزخم دوروزه خوب شد

یکباردیگرحکم به کشیدن دندان دادند زیرا هرچه مراجعه کردم گفتند حساسیت است رسیدگی نشد تادندان به مرحله کشیدن رسید دندان را کشیدم بازمحل دندان درد وامانم رابرید وعفونت کرد ازما مراجعه ازانها انکارکه عادی ست وزیرتیغ که چرا اینقدربه دندان پزشکی میروم سازمان کلی انرژی گذاشته وبا خرج زیاد دندانت را کشیده کمی صبرکن خوب میشود دکترمفت است هرچیزی میشه میروید دکترسازمان چه گناهی کرده والی اخر، تقریبا دو هفته ای گذشت یک شب زدم به سیم اخرومستقیم رفتم امداد اشرف ودرخواست چک توسط دندانپزشک دادم اول زیربارنمیرفتند که هماهنگ نشده باید تشکیلاتی اقدام کنی منهم عصبی شده گفتم خواهربنده هیچ نیازی به راهنمایی ویاد اوری مسایل تشکیلاتی وقوانین امداد ندارم همه را فول فول هستم یا امشب دندانپزشک مشگل مرا حل میکند یا ازاینجا تکون نمیخورم هرجاهم میخواهی بروزنگ بزن وگزارش بده کوتاه سخن فرستادند پیش دندان پزشک تا نگاه کرد گفت اینکه عفونت کرده ومحل دندان خونابه خشک شده چرا شستشو ندادی شستشوداد ودرد کمی ارام شد وما برگشتیم وگزارش که بعله امده وپا دریک کفش و….گفتم من باید تمیز کنم نباید دندانپزشک بعد کشیدن بگوید دوسه روز دیگربیا چک کنم یا اگرخونابه مونده تمیز کنم مسولیت کیست اگرمن دست بزنم ویه ذره خون بیاید الم شنگه راه میافتد که بدون اجازه پزشک دستکاری وفلان وبهمان مگه دندان قبلی ده بارمراجعه نکردم گفتند عادی ست من ده بارزیرتیغ مراجعه به پزشک رفتم چندماه دندان درد داشتم بعد هم خودم جلو اینه دو تکه دندان رابا انبردست بیرون کشیدم شما هیچ چیزی را نمیذیرید فقط اتهام ومارک وتهمت تمارض می زنید ومنت سرما میگذارید معلوم نیست ما که عمرمون را پای رهبری گذاشتیم کی باید به دردهای ما رسیدگی ومشکلات را حل کند من پول دارم با بیرون ارتباط دارم که مسایلم را مثل جامعه حل کنم ؟ …….این دونمونه مشتی ازخرواربود که بدانید نگاه سازمان به مسایل چگونه بود وبا چه شیوه هایی نسخ ادمها را میکشیدند وازدردکشیدن وناله نیروها لذت میبردند شکنجه گران روانی ازهرچیزی برای شکنجه دادن ، بالاترین استفاده را میکردند

لینک به منبع

2- نمونه دیگری ازکتک زدن درنشست

قبلا دونمونه ازکتک زدن درنشستها را نوشته وبه یک نمونه دیگراشاره میکنم یک روز بمن گفتند این ساعت برواتاق کاربرادران نشست است ساعت ومحل شک برانگیز بود با خودم فکرکردم اینها برای من نشست با برادران نمیگذارند وخواهران هم به اتاق کاربرادران نمیایند پس نشست برای من نیست اگرنشست اسایشگاه باشد دروسط هفته واین ساعت نمیگذارند خلاصه عمدا با ده دقیقه تاخیررفتم وارد شده دیدم یکی را جلو بقیه سرپا نگه داشته وروی سراو ریخته اند منهم دراخراتاق نشستم وگوش میدادم بقیه داد وبیداد وسوژه هم درسکوت فقط نگاه میکرد هرچقدرفحش وفضیحت به اومیدادند او ساکت بود یکباره مسول نشست که چند سالی بود بقول ما ارپی جی خورده وهیچکاره بود وبتازگی اورا کمی ارتقا داده ومسول نشست کرده بودند برای اینکه جایگاه دوباره بازیافته را حفظ کند گفت او جواب نمیدهد شما هم ساکت هستید بی غیرتها  یعنی اینکه بلند شید وبکوبید تا حرف ازدهانش درامد چماقدارها ولگدپرانها بلند شده اورا زیرمشت ولگد گرفتند وسوژه همچنان ایستاده وساکت بود

مسول نشست گفت بنشینید وبقیه نشستند بعد دوسه دقیقه حرف زدن روبمن کرد وگفت علی تو هیچ حرفی نداری بلند شده گفتم چرا دارم با اینگونه برخوردها میخواهید مجاهد بسازید ویا طرف رابه اشکالاتش اگاه کنید همانطورکه میدانید بنده اینگونه برخوردها را نه انسانی میدانم ونه مجاهدی ومیدانید که اینگونه نشستها راهم قبول ندارم چرا مرا برخلاف ریل همیشگی به نشست صدا کردید نمیفهمم طرف که میدانست بعد نشست مشکلاتی برایم پیش خواهد امد برای نجات من گفت علی هیچ اشکالی ندارد بقیه مرا کتک میزنند توهم دوتا فحش بده ناراحت نمیشوم انقدربهم ریختم که نشست راترک کرده رفتم ،همان شب بمن گفتند برو اتاق فلان خواهرکه مسول کل بود چند دقیقه به زمان رفتم دیدم درمحوطه بیرون ایستاده سلام کردم وگفتم خواهربا من کارداشتید مسولم گفته بیایم اتاق شما گفت اره بیا درخیابون قدم بزنیم میخواهم درباره نشست امروزباهات صحبت کنم جواب دادم خواهرمن حرفم رازده ام حتما گزارش داده وشما خبردارید حرف اضافی ندارم وبا صحبت هم مشگل ندارم بفرمایید حرفهای خود رابزنید گوش میدهم کمی ازاینکه من مجاهدم و مسئول صحبت کرد وبعد گفت انتظار داریم که ازمجاهدین دفاع کنی واشکالات برادرت رابگویی جواب دادم خواهراگردم ازمجاهدی میزنی بما بگو کجا اینگونه برخورد مجاهدی وانسانی ست انتظارداری بلند بشوم وبزنم دماغ ودندان طرف راخردوبا لگد شکمش راپاره کنم میدونید بنده چنین مجاهد ومسولی نیستم گفت برخورد اشتباه بوده به فلانی انتقاد کردم که نتوانسته نشست را کنترل کند گفتم خواهربحث کنترل نیست رسما به ملت میگوید بلند شید وکتک بزنید اگرمیخواهد رده وفرماندهی ازدست رفته قبلی وبدست اورده فعلی راحفظ کند باید ازخودش صلاحیت نشان بدهد نه اینکه با کتک زدن وپا را روی شانه های دیگران گذاشتن به الاف وعلوف برسد اینگونه عمل ها بغایت زشت وزننده است شما مرا میشناسید وازتمامی دیدگاهها ونظراتم اگاهید اینکه بگویید اشتباه کرده را کافی نمیدانم اگرواقعا معتقد هستید اشتباه کرده انهم این چنین راه درست این است که طرف را دوباره به حالت اول برگردانید اگراینکاررا نکنید بنده استنباطم این است که میخواهید سربنده با گفتن اشتباه شده شیره بمالید دوم مگربدون صحبت واطلاع شما وبدون دستوروخط ازبالا فرد میتواند اینگونه رفتارکند مگه نمیگویید فقط پاسداران ونگهبانان وشکنجه گران خمینی درزندانها وزیرشکنجه مجاهد را میزنند اسم این برخورد چیست وکارچه کسانی دردرون مناسبات اجرا میشود انقدرحرفها منطقی وحساب شده بود که هیچ حرفی نزد فقط سکوت کرد گفت بعدا باهات صحبت میکنم که هیچ وقت هم صحبت نکرد (هروقت میگفتند بعدا صحبت میکنیم میدونستم که قصد فرارازپاسخگویی دارند) ولی بدان من ازطرف سازمان بهت میگویم برخورد اشتباه بوده وصحبت تمام شد انوقت انتظاردارید جدا شده ها را تهدید به مرگ ودادگاههای ذهنی نکند ؟

لینک به منبع

3- مشکلات تشکیلاتی بدترین بحران

خیلی ازبحرانهادردرون تشکیلات نمود بیرونی وهمه فهم وهمگانی ندارد مثلا هویت وسیاست واستراتژی برای خیلی ها شاید قابل درک نباشد ویا بی تفاوت ازکناران بگذرند وبگویند بما چه کما اینکه رجوی ومسولین همیشه میگفتند شما چکاربا اید ئولوژی واستراتژی دارید رهبری هست همه را حل وفصل میکند ویا خواهرمریم مسایل انقلاب راحل میکند ما فقط کافیست هرچه میگویند به ان عمل کنیم درحقیقت نمیخواستند نفرات ازموضوعات سردراورده وبه اشراف برسند چون اگاهی وفهم مسایل دشمن رجوی بود وقتی نیروها میفهمیدند اقای رجوی نمیدونست هریاوه ای رابخورد خلق الله بدهد برایش بهتربود نیروها رابا این حرفها ازوارد شدن به اینگونه مسایل دوروبا پرهیزدادن ازورود خود راخلاص کند موضوع دوم وقتی نیروها اگاه میشدند رهبری او زیرعلامت سوال میرفت که این موضوع برای اقای رجوی هرگزوبه هیچ قیمت قابل پذیرش نبود اساسا تمامی عملکردها وبه کشتن دادن نیروها وکشتن ایرانی ها وتحمیل تمامی مسایل به کشوروملت بخاطربدست اوردن هژمونی ورهبری جامعه بود ایا میتوانست با دستان خود درون تشکیلات چنین چیزی رابپذیرد ؟ ولی موضوعات تشکیلاتی را نه میتوانست ونه خواهان ان بود که نیروها دربرابران بی تفاوت باشند چرا ؟ چون مشکلات روز مره تشکیلاتی با روح وروان ملت بازی وهردقیقه با تمام تاروپود لمس میکردن ودربرابران موضع وعکس العمل داشتند انهایی که با مسایل تشکیلاتی ونیرویی اشنایی دارند خوب میدونند که یک دونه مشکل تشکیلاتی همانند میلیونها موریانه عمل وازدرون بدون اینکه دیده شود همه چیزرا جویده وپودرمیکند زمانی متوجه میشوند که پوسته ازهم فروبریزد بعد معلوم میشود ازدرون چیزی باقی نمونده است بهمین دلیل رجوی با توجه به شرایط ومحیط زندگی نمیتوانست جلو گیری کند ازطرف دیگربه خیلی ازمسایل درونی وتشکیلاتی افراد اشراف پیدا نمیکرد مگراینکه خود نفرات بگویند اصلی ترین دلیلی که رجوی بحث غسل هفتگی ویا نوشتن وخوندن مسایل جنسی وعملیات جاری یا چماق سرکوب را وارد دستگاه اندیشه کرد برای این بود که خود نفرات بگویند واورابه اشراف برسانند ویا مارکهای شعبه سپاه پاسداران ووزارت مطرح کردن برای مقابله با همین پدیده بود گرچه تاحدودی جلو گیری میکرد ولی هیچ کدام ابزارمناسب نبود بخاطراینکه مشگل بنیادی وهویتی واستراتژیک ودوری نیروها اززندگی عادی جامعه والزاماتش ومحبوس بودن درکشوربیگانه انهم درون سیم های خارداربود که نمیتوانست حل کند

مشکلات از درون رجوی و دم ودستگاهش را ثانیه ای میجوید یا بهتربگویم آب ازسرچشمه گل الود بود. مشکلات تشکیلاتی و موریانه خورشدن سیستم خود را در جنگ و دعواهای روزانه با عواقبش وخروجها نشان میداد. دربحث انقلاب خیلی ها رفتند. بعد با تهدید زندان ابو غریب و بستن شکاف خروج دردرون توانست تا جلو گیری کند ولی موریانه ها عمل میکردند. بعد حمله امریکا چه حین جنگ و چه بعد آمدن امریکا بیش از 700 نفر خارج شدند. داستان همچنان ادامه داشت تا به آلبانی رفتند. درآنجا بنده خبرندارم ولی حدس میزنم چند صد نفری خارج شده اند با توجه به آمارها از 5000نفردراشرف زمان صدام اکنون در آلبانی فکر میکنم کمتراز2000 نفر مونده باشند و طبق خبرهایی که در شبکه های اجتماعی میخونم در درون تشکیلات نارضایتی و مشکلات تشکیلاتی غوغا میکند. طوری که اگردرب راباز کند فکرکنم همان دویست نفری که همیشه رجوی میگفت برای من کافیست باقی بمانند. می بینید مشکلات تشکیلاتی چگونه نیروها وسیستم راازدرون موریانه خورمیکند با توجه به شناختی که دارم شک ندارم که تشکیلات موریانه خورشده ازدرون پوک وپوسیده وپودرشده است فقط پوسته مونده انهم که وقتی مغزتمام شود موریانه ها به پوسته هجوم اورده وانرا میشکافند انموقع مشخص میشود که درون نابود شده است این بحران بنیان کن را اقاوخانم رجوی نمتیوانند ازبین برده وخودراازمهلکه بیرون بکشند

لینک به منبع

(پایان)

خاطرات کمپ بدنام اشرف ، ریزش نیرو از عراق تا آلبانی

***

مسعود خدابنده سمپوزیوم دانشگاه بغداد 2008ترجمه اولین گزارش ویژه مسعود خدابنده، ایران اینترلینک (2008) از بغداد، قرارگاه اشرف و مجاهدین خلق

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/تیرکمان-معضل-تشکیلات-رجوی/

تیرکمان معضل تشکیلات رجوی

تیرکمان معضل تشکیلات رجویعلی شیرزاد، وبلاگ وطنم ایران، بیست و دوم دسامبر 2020:… یک روز گفتند طرح فلاخن بزرگ اماده شده وستاد فرماندهی ارتش ازادیبخش هم چک واوکی کرده ( انگارموشک فضا پیما طراحی واوکی کرده بودند ) درست کنیم باید هریگانی یک دونه ازاین فلاخنها درست وداشته باشد درست کردند که نقش اتش پشتیبان واتش تهیه وحکم توپخانه را داشت فقط شانس اوردیم یگان توپخانه تشکیل نشد خلاصه کلام هرمقری اول یک دونه درست کرد بعد هم کلاس برای شلیک که دوسه نفررابردند وامدند وشد کرسی انها که به هیچ خدایی دیگه بندگی نمیکردند فلاخن را هم با هردوسه پرتاب کش پاره میشد یک روز مارابرای تماشای ان بردند درشلیک حرکت میکرد. تیرکمان معضل تشکیلات رجوی

تیرکمان معضل تشکیلات رجوی - آن سینگلتون در پی درگیری های خشونت آمیز فدائیان فرقه رجوی، نماینده ایران اینترلینک خانم سینگلتون، از کمپ عراق جدید (سابقه اشرف) دیدار کرد

تیرکمان معضل تشکیلات رجوی

علی شیرزاد

آقای علی شیرزاد

بدلیل حجم عظیم اخبارومسایلی که پیش میاید فرصت پرداختن به یک صدم خبرها هم نیست که باعث شده است که  به مسایل درونی نپردازم بهمین خاطرمیخواهم گاهی مسایل درونی را هم بنویسم تا مردم ایران بدونند دردرون مناسبات چی میگذشت تا اشراف بیشتری پیدا کرده واگاه ترهرمسیری که میخواهند بروند راانتخاب کنند یعنی اینکه ازتجارب ما استفاده کنند همانطورکه ما ازتجارب دیگران استفاده میکنیم

اما وقتی مالکی امد ودرگیری ها شروع شد وبلافاصله سروکله خانواده ها اطراف اشرف پیدا شد رجوی که دید شیرازه ازدستش درحال دررفتن است بحث تیرکمان وجنگ با فلاخن وچماق را بمیان کشید باچماق نگهبانی با تیرکمان وفلاخن بجنگ خانواده باب شد ازانجایی که نیروها چیزی برای دلخوش کردن خود نداشتند ازهرچیزی استفاده ، انرا کرسی خود کرده با همان کرسی خود ساخته درافکارروزگاررا سپری میکردند جنگ ودعواها با فرماندهان شروع شد که شما وقت مارابرای درست کردن تیرکمان وفلاخن وچماق باز نمیکنید اگرمزدوران مالکی ووزارت اطلاعت وخانواده الدنگ وزارتی امدند ما با چی بجنگیم جنگ ودعوا وفاکتهای عملیات جاری شده بود فاکت چماق وفلاخن وتیرکمان وانواع تناقضات ، حرفها را می بایست نشسته می شنیدیم ، دستورروزانه شده بود فلانی وفلانی امروز بروند تیرکمان خود رادرست کنند می رفتند چون چوب اوکالیپتوس بود وکش ازتیوب ماشین دوسه بارکه میکشیدند میشکست ویا پاره میشد روز ازنو روزی ازنو بعد قرارشد هرکس برای خودش از میلگرد تیرکمان درست کند البته چون بنده وارد این مسایل نمیشدم فرمانده ام میداد برایم درست کرده بمن تحویل میداد خودش معضل بعدی بود

تیرکمان معضل تشکیلات رجوی

تیرکمان معضل تشکیلات رجوی

عده ای دنبال این بودند که تیرکمان خود را مثل بافوروقلیان ناصرالدین شاهی نقره کوب وطلاکاری کنند چون نقره وطلا پیدا نمیشد واشرفنری را دوتکه کرده وازسروکله تیرکمان اویزان میکردند وانرا میکردند کرسی خود که ببینید من چه تیرکمانی درست کردم بقیه هم فاکت خونی ودعوا که چرا به فلانی وقت وامکانات داده اید تیرکمانش را واشرکوبی کند ولی بما نمیدهید بین نفرات فرق قائل میشوید والی اخر چماق وفلاخن هم همین داستانها را داشتیم یک روز گفتند طرح فلاخن بزرگ اماده شده وستاد فرماندهی ارتش ازادیبخش هم چک واوکی کرده ( انگارموشک فضا پیما طراحی واوکی کرده بودند ) درست کنیم باید هریگانی یک دونه ازاین فلاخنها درست وداشته باشد درست کردند که نقش اتش پشتیبان واتش تهیه وحکم توپخانه را داشت  فقط شانس اوردیم یگان توپخانه تشکیل نشد

خلاصه کلام هرمقری اول یک دونه درست کرد بعد هم کلاس برای شلیک که دوسه نفررابردند وامدند وشد کرسی انها که به هیچ خدایی دیگه بندگی نمیکردند فلاخن را هم با هردوسه پرتاب کش پاره میشد یک روز مارابرای تماشای ان بردند درشلیک حرکت میکرد من گفتم این مثل خمپاره 120 باید توی زمین تثبیتش کنید تا موقع شلیک تکونها باعث خطا نشود بعد مارا صدا کرده گفتند تو همه چیزرا مسخره میکنی چرا این حرف را پیش بقیه زدی وبحث بالا گرفت  همین فلاخن علاوه براینکه کرسی یک عده شده من همانم که مسولیت فلاخن بزرگ رادارم سایرین هم جنگ ودعواراشروع کردند که چرا برای هرتیمی که بهش میگفتند (اف ا ) امکانات ووقت نمیدهید درست کنیم معضلات عدیده دیگرشروع شد ما با چنین وضعیتی روبروبودیم

چون مادریگان تولید بودیم وخراطی داشتیم نجاریک چماق خودش برای من تراشیده وبمن داد توی کمد بود یکباردیدم نیست ازتوی کمدم چوب را یکی دزدیده وبه مقردیگربه دوستش داده وازاو کفش گرفته بود  بنده باخودم فکرمیکردم به چه روزی ازنظرایدئولوژیک وسیاسی ونظامی وفکری رسیده ایم که نفرات با سی سال سابقه تشکیلاتی وبا عبورازفازسیاسی ونظامی وزندان وجنگهای کردستان وجنگهای بزرگ وکوچک ونامنظم ومنظم  فکروذکرشون شده تیرکمان اوقشنگه تیرکمان من چوبش خوب نیست وقت نمیدهند منهم مثل فلانی تیرکمان درست کنم انقدرافتضاح بود انرژی نیروها چگونه تلف میشد کلی کشته ومعلول برکشورتحمیل وخانواده ها داغدارشدند که درنهایت مشگل ذهنی نفرات با سابقه طول ودراز که نوشتم بشود کش وچوب تیرکمان اینهم یکی ازنتایج سحرایدئولوژی وخط وخطوط سیاسی واستراتژیک رجوی وانقلاب مریم بود روح وروان ودل راازنفرات گرفته ملت را درگیرچنین خزعبلاتی کرده بودند با این وضعیت که شک ندارم درآلبانی خیلی بدترشده میخواهد سرنگون هم بکند بیخود که نیست دنبال آدمخواران میدود چیزی ازخودش باقی نمونده است

لینک به منبع

تیرکمان معضل تشکیلات رجوی

***

کانونهای شورشی عراق رجوی و توک توک هاکانونهای شورشی عراق رجوی و توک توک ها

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/ریزش-نیرو-در-فرقۀ-رجوی-مجاهدین-خلق-و-دل/

ریزش نیرو در فرقۀ رجوی (مجاهدین خلق) و دلایل آن

عیسی آزاده، پیوند رهایی، پاریس، هشتم اکتبر 2018:…  فشارهای سیستماتیک و فوق طاقت انسان در تشکیلات برای برده سازی فکری در فرقه نیروها را به مرز جنون می رساند که یک دفعه مانند چله از کمان خارج می شوند و با قبول همه نوع خطرات از فرقه جدا می شوند. اعمال خشونت طلبانۀ فرقه باعث یک تنش و اصطکاک مستمر بین نیروها شده است. در تشکیلات هیج کس … 

Mojahedin_Khalq_MKO_MEK_Maryam_Rajavi_MerceariesInside the MEK: The Secluded Group Scheduled to Overthrow the Iranian Regime (Mojahedin Khalq, Rajavi cult)

لینک به منبع

ریزش نیرو در فرقۀ رجوی (مجاهدین خلق) و دلایل آن

نوشتۀ عیسی آزاده از مسئولان و فرماندهان سابق سازمان مجاهدین

مقدمه :

موضوع ریزش نیرو یا همان جدا شدن افراد از فرقه رجوی یک پدیده جدید و منحصر به عراق و آلبانی و یا سایر کشورهای اروپایی نیست. در همان سال های اولیه تاسیس سازمان یکی از بنیانگزاران آن یعنی مرحوم عبدالرضا نیک بین از این سازمان جدا شد. دردرون زندان در دهه پنجاه هم تعدادی از مسئولین و کادرهای آن روز سازمان جدا شده و به جریانهای چپ و راست متمایل شدند که شاخص ترین انها آقای مهندس لطف الله میثمی می باشد. در سال 1354 هم که سازمان شقه شد و اکثریت کادرها و مسئولین آنروز سازمان مجاهدین را که وجهه ای اسلامی داشت رها کرده و مارکسیست شدند و عملا در خارج از زندان سازمان مجاهدین به کلی از بین رفت.

در دهۀ 60 با اعلام استراتژی جنگ مسلحانه تعداد قابل توجهی از بدنۀ سازمان جدا شدند و یا به سازمانهای دیگر پیوستند و یا پی زندگی و تحصیلاتشان رفتند و تعداد زیادی هم به صرف خواندن یک اعلامیه یا نشریه روانه زندان شده و اکثریت آنها اعدام شدند.

از سال 1361 تا کنون هم که سازمان مجاهدین ماهیتش توسط آقای رجوی تغییر کرد و به یک فرقه تبدیل شد، ریزش نیرویی بطور مستمر ادامه داشته و خواهد داشت.

قبلا در نشست های دورنی شخص رجوی معمولا سالانه یک بیلان از وضعیت نیرویی سازمان می داد و در آن دوران معتقد بود که جذب و دفع نیرو یک امر کاملا طبیعی است. زیراسازمان ما یک ارگانیزم زنده است بنابراین جذب و دفع موجود زنده یک امر طبیعی و عادی است و در این راستا شخصا جداشدگان از سازمان مجاهدین یا درست تر از فرقۀ او را در یک سخنرانی سخیف به مدفوع تشبیه کرد.

ولی بعد ها با یک چرخش 180 درجه ای اعلام کرد که «ما نه می توانیم و نه باید ریزش نیرو داشته باشیم». و عملا اعلام کرد که دیگر پروندۀ جداشدن از سازمان و خرج و مخارج اعزام انها به خارج سوزانده شده است وچنانچه کسی هم اعلام جدایی کرد یا اورا لب مرز می گذاریم که به ایران برود و یا اینکه تحویل عراق می دهیم و عراق هم چون استاتوی سازمانی را به رسمیت می شناسد هر فردی که از سازمان به عراق تحویل داده شود به جرم ورود غیر مجاز زندانی خواهد شد.

رجوی با انواع و اقسام تهدید و ارعاب وایجاد دهها زندان تلاش داشت که جداشدن از فرقه را به صفر برساند اما موفق نشد. حتی به سازمان امنیت مخوف صدام حسین هم متوسل شد و تعداد زیادی از جدا شدگان را روانه شکنجه گاه زندان بدنام ابوغریب کرد اما باز هم فایده نکرد و ریزش نیرو بجای سیر نزولی سیر صعودی به خود گرفت.

دلایل ریزش نیرویی درفرقه:

یکم. ساختار فرقه ای تشکیلات رجوی

دوم. اصرار بر خشونت و جنگ مسلحانه

یکم. ساختار فرقه ای تشکیلات رجوی

با محکم شدن پایه های قدرت رجوی در سازمان مجاهدین این سازمان شکل و محتوایش دچار یک دگردیسی گسترده ای شد و عملا رهبر در جای خدا نشانده شد و نیروها بعنوان مریدان بی چون و چرا خوانده شدند و آشکارا در تشکیلات اعلام شد که: چشم و دهان بسته و فقط گوش باز!! (آن هم فقط به حرفهای رهبری و دستگاه تبلیغاتی فرقه اش).

اندیشه فرقه گرایانه تمام تار و پود سازمان را در بر گرفت و فکر و اندیشه و روح و جسم نیرو ها در انحصار رهبر قرار گرفت و هر گونه اختیاری از افراد سلب شد حتی فکر کردن افراد هم با مغزشویی مستمر و روزانه تحت سیطره و کنترل تشکیلات فرقه قرار گرفت. و فکر کردن جز به رهبر فرقه ممنوع شد و انتقاد و اشکال گرفتن از رهبری به عنوان یک گناه کبیره در تشکیلات میخش کوبیده شد.

هر نیرو بطور 24 ساعت حداقل توسط سه نفر از خودش بالاتر تحت کنترل مستمر قرار گرفت و نیروهای هم سطح هم باید مستمرا دیدبان فرقه برای یکدیگر می شدند و از دوستان و رفقایشان مستمرا گزارش کتبی و یا شفاهی می دادند. دوستی ورفاقت به معنی عام آن در فرقه از بین رفت و ساختار تشکیلاتی شرایط را طوری تغییر داد که هیچکدام از افراد به هم اعتماد نداشتند و به نوعی از هم ترس داشتند. در مواردی هم که افراد خارج از چشم مسئولین با هم گرم می گرفتند و یا خصوصی با هم صحبت می کردند بشدت تحت برخورد قرا گرفتند و با اعلام محفل خارج تشکیلات به همه انگ و مهر دایر کردن شعبه ای از وزارت اطلاعات رژیم در داخل تشکیلات می زدند و افراد را در جلسات جمعی و یا تکی آنقدر تحت فشار قرار می دادند که هر دوی آنها تمام مسایل خصوصی که با هم درد دل کرده بودند را در جمع مطرح کرده و به صورت مکتوب گزارش می کردند.

بخش عمده به اصطلاح افشا گری های فرقه بر علیه جدا شدگان گزارشهایی است که به زور و اجبار از افراد گرفته اند و در مواردی هم افراد آنقدر تحت فشار قرار داده می شدند که به دروغ یک سری چیزی ها را علیه خودشان مطرح می کنند تا تشکیلات دست از سر آنها بر دارد.

سیستم فرقه در کنار مغزشویی افراد ارتباطات نیروها را بطور مطلق با دنیای بیرون قطع کرد و همه را به یک مسیر کانالیزه نمود که آنهم رهبری فرقه بوده است.

در کنار مغزشویی مستمر و قطع ارتباطات بیگاری و کارهای پوشالی بود که بصورت سیستماتیک برنامه ریزی می شد بطوریکه افراد در 24 ساعت روز حتی یک ساعت وقت خالی و فراغت نداشته باشند تا مجالی برای فکر کردن پیدا نکنند.

با این سیستم هولناک که باورش برای افراد خارج از فرقه خیلی سخت است تمام افکار و اندیشه های نهفته در دورن افراد تبدیل به یک کمپلس و عقده و فشار میشد که با کوچکترین جرقه یا تلنگری که به افراد از طریق دست رسی به اطلاعات یا خانواده هایشان وارد میشد افراد مانند فنر فشرده شده باز می شدند و یک انرژی و پتانسیل زیادی آزاد میشد که افراد در تشکیلات عصیان می کردند و در این نقطه بود که فرقه و یا مسئولین تشکیلاتی فرد توان برگرداندن فرد را به حالت نرمال نداشتند. البته در عراق با تهدید و فشار روانی و روحی تا حدودی غلیان نیروهای ناراضی را موقتا خاموش می کردند اما در آلبانی در این زمینه ناکام شده اند و با متوسل شدن به حربه های کثیفی مانند قطع کمک مالی وایزولاسیون نیرویی و یا با تهدید و تطمیع با نیروهای عصیانگر که می خواهند جدا شوند برخورد می کنند.

لذا فرقه برای مقابه با پدیده ریزش نیرویی از روش چماق و حلوا استفاده می کند. چماقش این است که افراد را در خارج از مناسبات و تشکیلات ایزوله می کند و تلاش می کند که به لحاظ سیاسی او را ترور کند و با انواع و اقسام برچسب ها و پرونده سازی و شیطان سازی این چماق را بر سر نیروهای باقیمانده نگه دارند.

سیاست حلوا هم این است که با وعده و وعید ودادن مبلغی بخور و نمیر افراد را کماکان در چنبره تشکیلات قرار می دهد و سایه شوم اش را مرئی و نامرئی بر سر جدا شدگان نگه می دارد.

بجرات می توان گفت که مخوف ترین تشکیلات در حال حاضر تشکیلات فرقه رجوی است هیچ تشکیلات و جریانی پیچیده تر و خطرناک تر از این فرقه در جهان وجود ندارد.

دوم اصرار و بر خشونت و جنگ مسلحانه:

فرقه رجوی که استراتژی اش مبتنی بر جنگ مسلحانه است لاجرم خمیر مایه تمام اصول و تاکتیک هایش خشونت و نابودی است. در دهه هشتاد میلادی اکثر گروههای چپ ایرانی که در نوار مرزی ایران و عراق در کردستان بودند نیروهایشان همواره دستخوش کشت و کشتار های درون گروهی و تصفیه فیزیکی بودند و رهبران و مسئولانشان خیلی راحت با یک برچسب نفوذی فردی را اعدام صحرایی می کردند.

رجوی بارها مطرح می کرد که علیرغم حق قانونی مان من اجازه ندادم کسی در سازمان اعدام شود. که البته این یک بلوف بود و برای اینکه خودش را در اذهان نیروها از همۀ رهبران سایر گروهها بالاتر جلوه دهد این بلوف ها را می زد. به باور همه نیروهایی که از این فرقه جدا شده اند اعدام کردن از زندگی با اعمال شاقه در درون فرقه خیلی راحت تر بود.

–    بر خلاف ادعای رجوی که در فرقه اش اعدام نیست کشته شدن آن تعداد از افراد که در زندان سال 73 در قرارگاه اشرف در عراق زیر شکنجه جان دادند اسمش چیست؟

–    دهها نفری که برای زهر جشم گرفتن از سایرین در مرز و پشت میدان مین ها رها کردید و کادو برای اخوند ها فرستادید که متاسفانه اکثریت انها شب تاریک بدون کمترین اطلاعات و تجهیراتی روی مین رفتن و کشته و یا نقص عضوشدند اسمش چیست؟

–    وقتی دادگاه چند هزار نفره بر گزار می کردید و باید صدها نفر روی یک نفر تف کنند و سیلی بربناگوش آن بینوایی که درخواست جدا شدن کرده است بزنند اسمش چیست ؟

–    دهها مورد خودکشی در درون فرقه اعم از زن و مرد و پیر و جوان که جانشان به لبشان رسیده بود اسمش چیست ؟

–    دستور کشتن جدا شدگان و ترور سیاسی آنها و تعقیب و مراقبت مستمر جدا شده ها و ضرب و شتم های وحشتناک توسط گزمه های فرقه حتی در همین اروپا اسمش چیست؟

–    حتی شما به یک پدر و مادر پیر یعنی اقای مصطفی محمدی و همسرش هم که برای ملاقات دخترشان در آلبانی هستند رحم نکردید و اول اقدام به ترور سیاسی وی کردید و وقتی زورتان نرسید دهها قلاده از ربات ها یتان را به خیابانهای تیرانا گسیل کردید تا این پدر و مادر را ترور فیزیکی و یا در اذهان بد نام جلو دهند اما از ترس پلیس و قانون نشستید و فهمیدید که اینجا قلعه اشرف و عراق صدام حسین نیست. بفرمایید این کارها اسمش چیست؟

نتیجه گیری:

فشارهای سیستماتیک و فوق طاقت انسان در تشکیلات برای برده سازی فکری در فرقه نیروها را به مرز جنون می رساند که یک دفعه مانند چله از کمان خارج می شوند و با قبول همه نوع خطرات از فرقه جدا می شوند.

اعمال خشونت طلبانۀ فرقه باعث یک تنش و اصطکاک مستمر بین نیروها شده است. در تشکیلات هیج کس به نفر کنار دستی اش که سالیان یک جا می خورند می خوابند اعتماد ندارد. این درگیریهای مستمر و نا امنی افراد را به سمت درگیری فیزیکی با هم و با فرماندهانشان سوق می دهد. کمتر روزی است که در تشکیلات درگیری و بزن بزن وجود نداشته باشد. افراد در سطح ومدار بالای تشکیلاتی که جدا شده اند خوب می دانند من چه می گویم. در بولتن تشکیلات نیرویی درگیری های فیزیکی قید می شد.

بنابر این؛ فرقۀ رجوی با دو چالش تشکیلات و مناسبات فرقه گرایانه و خشونت و جنگ مسلحانه تا آخرین روز حیاتش دستخوش جدایی نیروها می باشد و فرقه هر ترفندی هم که بکار بگیرد نمی تواند جلوی خروج افراد و ریزش نیرویی را آن هم با این حجم که اکنون دیگر به سطح فرماندهان و حتی زنان عضو شورای مرکزی سازمان رسیده است، بگیرد.

عیسی آزاده

پاریس 7 اکتبر 2018

*** 

Channel4_News_Mojahedin_Khalq_Rajavi_Cult_MEK_MKO_The shadowy cult Trump advisors tout as an alternative to the Iranian government

مسعود رجوی صدام حسینRemember.Mojahedin Khalq (MKO, MEK, Rajavi cult) was one of the excuses of US attacking Iraq

MSNBC_Massoud_KhodabandehThe MEK’s man inside the White House (Maryam Rajavi cult, Mojahedin Khalq)

MEK_MKO_Maryam_Rajavi_Cult_Faking_Social_Media_Aljazeera_2018Mojahedin Khalq (MEK, MKO, NCRI, Rajavi cult) keyboard warriors target journalists, Academics, activists

همچنین: