خاطره اى از زندگى در تشكيلات رجوى

خاطره اى از زندگى در تشكيلات رجوى

 عبدالکریم ابراهیمی، ایران فانوس، سی و یکم ژوئیه 2017:… حدس زدم و برايم روشن بود كه زهره ميخواهد مرا تطميع كند لذا تصميم گرفتم كه مطلق از خواسته ام كوتاه نيايم حتى با وجود احتمال زياد سربه نيست شدنم ولى از اين جهنم خلاص شوم. وقتى وارد اتاق زهره شدم تنها پشت ميز نشسته بود  از روى صندلى بلند شد و با خنده به من تعارف كرد كه روى صندلى نزديك خودش بنشينم، انگار كه اتفاق خاصى نيفتاده بود اما … 

از میان خاطرات نجات یافتگان (آنجا یاد گرفتم که چگونه گلادیاتور وار برای حفظ خود دیگران را لگدمال کنم)

لینک به منبع

خاطره اى از زندگى در تشكيلات رجوى

در سال ١٣٧٧ در يك نشست عمومى در قرارگاه باقرزاده توسط مسعود و مريم رجوى سال آمادگى سرنگونى اعلام شد و ميبايد تمام بدنه تشكيلات وارد آماده سازى و آموزش آن شود. اين پروژه آماده سازى براى سرنگونى “ آ ٧٧ “ نامگذارى كردند.

كه خود يك مطلب جداگانه ميطلبد و فعلا قصدم از نوشتن يك خاطره است كه براى خودم در اين دوره اتفاق افتاد.

بعد از اتمام نشست عمومى مراكز به قرارگاه اشرف برگشتند و آموزشها و آماده سازيها شروع شد يكانها وارد آموزشهاى مربوطه شدند و حول  عملياتهاى داخله آموزش ميديدند. من در يكان مهندسى مركز ١١ بودم و فرمانده مركز زهره قائمى بود همه وارد آموزش واحدهاى عملياتى شدند چون من در يكان مهندسى پشتيبانى بودم  كارهاى يوميه يكان و مركز انجام ميدادم تا جايى كه فشار كار روى من خيلى زياد شد و از فرط فشار كار و كم خوابى متناقض شده بودم. در أصل كار پشتيبانى كل  مركز روى دوش چند نفر افتاده بود كه من يكى از آنها بودم.

يك روز در نشست عمليات جارى همين تناقض را در يك فاكت خواندم كه با واكنش تند و  فحاشى و پرده درى اوباش و چماق به دستان رجوى حاضر در نشست  همراه بود، بصورتى كه اين نشست عمليات جارى به نشست ديگ براى من تبديل شد و تقريبا چهار ساعت ادامه پيدا كرد و تمام مسئولين مركز به اين نشست آمده بودند و بر سر من نعره و داد و فرياد ميكشيدند. حرفشان اين بود كه من نبايد در اين مرحله حساس كه رهبرى فاز „آ ٧٧“ اعلام كرده  چنين تناقضى بيرون بدهم و استدلال آنها اين بود كه من مانع در اين مسير  ايجاد ميكنم و خائن در درون تشكيلات هستم.

من هم واقعا از اين همه  ظلم و فشار و ريا و دروغ  و از اين حرف مسئول نشست به سيم آخر زدم و گفتم اگر به خاطر يك تناقض واقعى مطرح كردن متهم ميشوم كه كار دشمن در درون تشكيلات ميكنم و خائن هستم من هم ديگر نميخواهم اينجا بمانم و هر كارى ميخواهيد به سرم بياوريد من حاضر هستم اما ديگر من ماندنى نيستم. اين حرف من آتشى روى خرمن بود و يكباره فريادها بالا رفت و ضربه ها بود كه روى بدن خود احساس ميكردم و از فشارى كه داشتم تحمل ميكردم مرگم را از خدا ميخواستم. در نهايت كه نتوانستند مقاومت من را بشكنند نشست را تمام كردند و من را به بنگالى بردند و در را از پشت رويم قفل كردند، نصف شب بود كه در باز شد و يكى از مسئولين خواهر گفت خواهر زهره باهات كار دارد الان بلند شو آنجا برويم.

حدس زدم و برايم روشن بود كه زهره ميخواهد مرا تطميع كند لذا تصميم گرفتم كه مطلق از خواسته ام كوتاه نيايم حتى با وجود احتمال زياد سربه نيست شدنم ولى از اين جهنم خلاص شوم. وقتى وارد اتاق زهره شدم تنها پشت ميز نشسته بود  از روى صندلى بلند شد و با خنده به من تعارف كرد كه روى صندلى نزديك خودش بنشينم، انگار كه اتفاق خاصى نيفتاده بود اما من چنان زير فشار بودم كه لب هايم كاملا خشك و ناى جواب دادن نداشتم و روى صندلى جلوى خودش نشستم بلافاصله در باز شد و دفتر دارش با يك سينى كه دو تا استكان چاى و هر كدام دو دانه شكولات كنار آنها بود داخل شد و ابتدا جلوى من گذاشت، شكولاتى كه اين همه مدت در تشكيلات به چشم نديده بودم.

زهره تعارف ميكرد كه چاى بخورم تا سرد نشود اما من اصلا تمايلم در خوردن چاى نبود تا چندين بار اصرار اول بدون شكولات كمى چاى نوشيدم اما باز گفت شكولات را با چاى بخور و با اصرار مجبور شدم شكولات را در دهان بگذارم، اين شكولات اينقدر خوشمزه بود كه معجزه كرد و تونستم سرم را بالا كنم، زهره هم لبخندى زد و گفت ان يكى رو هم بخور ميدانم خوشمزه است. سپس شروع كرد به نصيحت كردن و اينكه تو بچه خواهر مريم هستى كسى جرأت حرف اينچنينى به شما را ندارد من يقه نرگس را گرفته ام( نركس فرمانده يگان مهندسى مركز بود كه من بهش وصل بودم) كه چرا گذاشته است در نشست افراد هر چى از دهنشان بيرون آمده گفته اند، من هم روى حرفم اصرار داشتم كه من ديگر نميخواهم اينجا بمانم.

 از او مخ خورى از من رد كردن، تا اينكه بهم گفت ببين عبدالكريم از نظر من تو يكى از بهترين نفرات خواهر مريم هستى و هيچ اغراقى در اين نميكنم بنابراين شما از اين پس گزارش هايت را مستقيم براى خودم بنويس و به خودم  بده، اگر من نبودم به دفترم بده كه وقتى ميام ميخوانم و سريعا جواب ميدهم. با اين گفته  كم كم ان مقاومت أوليه در من شكسته ميشد و روى حرف خودم ديگه اصرار نداشتم به من پيشنهاد كرد كه چند روز ديگر ميخواهم تو را به بصره بفرستم  اونجا خودم هستم،  تا ان وقت  به ماشين آلات خودتان رسيدگى كنيد كار ديگرى در برنامه شما نميگذارند.

لازم به يادآورى است كه هنوز قرارگاههاى مرزى نساخته بودند و مأمويتهاى راهگشايى كه انجام ميشد در منطقه مأموريت مركز ما كه بصره بود يك مجموعه اتاق در يك پادگان نظامى در روستايى نزديك منطقه „دير“ سازمان گرفته بود( بعدا صدام دو سوم همان پادگان به رجوى هديه داد كه به اسم قرارگاه حبيب نامگذارى و ساخته شد و بعداً سه مركز در آن مستقر شد و اصلى ترين قرارگاه جنوب بود) و نفوذ واحدهاى داخله و باز كردن ميدان مين به صورت محدود از آنجا انجام ميشد.

يك روز عصر روى بولدوزر در پاركينگ مهندسى مشغول كار بودم كه خواهرى آمد و گفت بيا زود اتاق خواهر زهره كارت دارد.

من هم بلافاصله لباس كار عوض كرده و به اتاق زهره رفتم و سلام كردم سر پا گفت  كه آماده شو فردا صبح زود با اكيپ مركز ده به فرماندهى خواهر رؤيا به بصره ميرويد. من هم فردا صبح با اكيپ ياد شده به بصره رفتم. آنجا مسئوليت پخت غذاى كل نفرات به من سپرده شد امكانات بسيار كم و در يك اتاق معمولى پخت غذا براى تقريبا پنجاه نفر مشكل بود  هوا هم بسيار گرم بود در طول روز چند بار به خاطر خيس شدن لباس بايد تعويض لباس ميداشتم  براى آماده سازى و كمك آشپزى يكى از خواهران عضو  داده بودند كه او از من متناقض تر بود و از فشارى كه روى من بود بينهايت ناراحت ميشد أما ميترسيد كه با من رك سر اين موضوع صحبت كند و به قول مجاهدين محفل بزند. يك روز خيلى فشار بود أز صبح زود يكسره تا شب روى پخت غذا بودم  چون علاوه بر پخت روزانه، غذاى ضيافتى هم پختم. آنروز استاندار بصره دعوت شده بود براى نهار و بياد دارم كه چطور زنهايى كه به آنجا آورده بودند با حقارت جلوى مهمانان كلفتى كرده اما به برادران مجاهد كه ميرسيدند براى همه شير ميشدند.

 اين تناقضات و فشارها ته نداشت  و فشار رو به افرايش بود يك روز صبح كه زود براى پخت اقدام كردم و همه جز نگهبانها خواب بودند از سر و صداى ظروف آن خواهر كه كمك من بود از خواب بيدار شده و با ترس آمد و گفت خدا كنه كه يقه ام را نگيرند من بهش گفتم برو من تنها ميتوانم بعد از بيدارباش عمومى بيا اما قبول نكرد. در حين پخت غذا به من گفت ميدانى ديروز زهره و سهيلا شعبانى( سهيلا شعبانى فرمانده مقر بود و زهره قائمى فرمانده عملياتى واحدها) به من چى گفتند؟ من هم گفتم بگو!

گفت كه مرا صدا زدند و از شما تعريف  كردند كه خيلى آدم سخت كوش هستى و به من گفتند هيچ محدوديتى ندارى در كمك كردن به او، بعد ادامه داد خيلى ميترسم گفتم چرا!؟ جواب داد در اشرف زياد به من سخت ميگرفتند و گير ميدادند كه با برادران سلام عليك  نداشته باشم، سر اينكه با فلانى صحبت كوتاهى داشتم به من تهمت زدن كه با او ارتباط نامشروع دارى و برايم ديگ گذاشتند و خيلى اذيتم كردند و خيلى محدوديت برايم گذاشتند به صورتى كه اصلا نميگذارند حتى پدرم را ببينم ميترسم بلايى سرم بياورند. الان هم كه سهيلا و زهره اين حرف را به من زدند فكر كنم ميخواهند من با شما گرم بگيرم و مجدداً تهمت و افترا شروع كنند و سپس تعهد و سرسپارى و ذليل شدن جلوى دستشان. به من گفت مواظب خودت باش توى تله اينها گير نيفتى. در ادامه از وضعيت خودش گفت كه با تشكيلات سر سازگارى ندارم و چندين بار نشستهاى سنگينى برايم  ترتيب داده و تهمت هاى ناروا به من  زده اند من ميخواهم از سازمان بروم بيرون اما ميترسم به خودشان بگويم سربه نيست ميكنند راه فرار هم بلد نيستم به من پيش نهاد فرار داد اما من بهش گفتم اين حرف را پيش من زدى به كس ديگرى نگوئى چون با جان خودت بازى ميكنى. در واقع من خودم دنبال راه چاره اى بودم و نميدانستم چكار كنم او از من كمك ميخواست. در ادامه گفت اين شش ماه است نذاشتن با پدرم حرف بزنم و زد زير گريه!

نميدانم چه بويى برده بودند كه دو روز بعد همين خواهر را به اشرف برگرداندند و يك هفته نگذشته بود كه خبر مرگش شنيدم. صحنه اى براى اين درست كرده بودند كه به گشتنش منجر شود. جريان اين بود كه براى حفاظت زمينهاى اطراف قرارگاه اشرف يك اكيپ سه نفره خواهران بهمراه دو اكيپ خودرو از حفاظت اشرف به منطقه حمرين و فرودگاه ميفرستند تأمين جاده قره تپه و منصوريه، اين خانم را راننده يك جيب بى كى سى دار ميكنند در صورتى كه دست فرمان اين خانم اصلا خوب نبود و براى چنين مأمويتهايى معمولا بهترين راننده ها را انتخاب ميكردند اكيپ از سمت قره تپه به سمت منصوريه در حركت بودند و آخرين خودرو بوده، نرسيده به فرودگاه چپ ميكند و هر سه خواهر كشته ميشوند و رجوى روى اين جنايتش را پوشاند.

 باشد كه انتقام خون به ناحق ريخته تمام قربانيان رجوى هر چى زودتر او و دار و دسته اش را به خاك سياه بنشاند و آه اين مظلومان گريبانگيرش شود.

„پایان“

*** 

زهره قائمی فرمانده ترور صیاد شیرازیمسعود و مریم رجوی زهره قائمی مسئول ترور شهید صیاد شیرازی را به همراه دیگران در قرارگاه اشرف باقی گذاشتند تا کشته شوند

زهره قائمی کمپ اشرف 2زهره قائمی بصورتی مشکوک در کنار بیش از پنجاه تن دیگر در قرارگاه اشرف به ضرب گلوله گشته شد. رجوی هنوز اجازه دسترسی و تحقیق از ۴۲ تن باقی مانده از این واقعه را نمی دهد

سازمان ملل در مورد نقش رجوی در کشتار ۵۳ تن از قربانیان مجاهدین خلق در کمپ اشرف تحقیق کند

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=30503

ربودن افراد ترفندى کهنه و دروغ 

عبدالکریم ابراهیمی، ایران فانوس، نوزدهم ژوئیه ۲۰۱۷:… هم اکنون افراد را با پستهاى متعدد نگهبانى در مقرهایشان سرگرم کرده اند و از طرف دیگر جو پلیسى و پائیدن همدیگر شدت گرفته است و افراد بسیارى از تشکیلات با این رویه رفتار و عملکرد مخالف هستند و در نشستها مطرح شده است که در جواب به آنها از ترفند کهنه و قدیمى اینکه ما دشمن داریم و تهدید ربودن افراد وجود دارد، این عمل سران سازمان را توجیه …

فریب، سلاح برتر مجاهدین خلق

لینک به منبع

ربودن افراد ترفندى کهنه و دروغ

سازمان فرقه اى رجوى بعد از سال ١٣٧٠ و همگانى کردن انقلاب ایدئولوژیکى که جدایى و طلاق اجبارى زن و شوهر از مقدمات آن بود، چنبره و بند اسارت تمام عیار خود بر اعضاى تشکیلات با این ترفند آغاز کرد ، چرا که با اتمام  جنگ ایران و عراق و شکست در عملیات فروغ و اینکه رجوى دیگر قادر به حفظ نیرو نبود و جدایى و مخالفت افراد زیاد شده بود از سال ١٣۶٩ تا ١٣٨٢ با آوردن بندهاى انقلاب پشت سر هم تقریبا هر ماه یکى  دو بند از آن که به بندهاى الف ، ب ، ج ، دال و …. تا هزار همردیف و انتها بند „سین“ و سرنگونى  انقلاب مریم اطلاق میشد، نفرات را سر جایشان مینشاند و با هر گونه صداى مخالفتى با مشت آهنین پاسخ میداد و فضا و جو پلیسى وحشتناکى در تشکیلات راه انداخته بود که کسى جرأت ابراز مخالفت نداشت ، آنچنان با اهرم انقلاب همه را سرکوب میکرد و جو رعب و وحشت در بین افراد راه انداخته بود که کسى جرأت إظهار نظر انتقادى از استراتژى و عملکرد سازمان نداشت و به هر کس که شک میشد و از رفتار و تنظیم رابطه اش با بیرون این أشعه را از او میگرفتند سوژه نشستهاى جمعى که به نشست دیگ معروف بود ، میکردند که نهایت از دو حالت خارج نبود یا سوژه تمام قد سر در برابر رجوى خم میکرد و تمام عیار در دستگاهى که رجوى از افراد میخواست وارد میشد یا شکنجه و زندان و أبوغریب ، دستگاه اطلاعات و امنیت بعث و یا سر به نیست میشد و یا به بعلت بیمارى مشکوک جانش را از دست میداد و یا اینکه کسانى که تحمل آن سختى را در لحظه نداشتند چاره اى جز خلاصى خود از مخمصه رجوى با خودکشى نمیدیدند و خودشان را از جهنم ساخته رجوى خلاص میکردند.

بعد از سرنگونى ارباب رجوى یعنى صدام حسین دیکتاتور عراق  عده زیادى از افراد با استفاده از جو بوجود آمده خود را از شر رجوى خلاص کردند و به دنبال زندگى خود رفتند و تقریبا نزدیک به هفتصد نفر از تشکیلات فرار کرده و نزد آمریکائیها که در کمپ اشرف مستقر بودند، رفتند. بگذریم که رجوى با زد و بند با ارباب جدید خود مسیر این جدا شده ها را سد کرد و با فشار مضاعف از طرف آمریکاى حامى دمکراسى فضاى طاقت فرسایى را بر آنها حاکم کرد که مقالات زیادى در این رابطه از طرف افرادى که در آنجا گرفتار شده بودند منتشر شده است.

رجوى با از دست دادن ارباب قافیه را باخته دید و سریعاً به دامن آمریکا خزید و با حیله و فریب شیطانى باز با استفاده از اهرم هاى فشار به اصطلاح انقلاب مریم  در کنار سرگرم کردن افراد با بحث اجتماعى جامعه عراق که اکثراً طرفدار مجاهدین هستند و بزودى حامیانش در عراق قدرت را قبضه خواهند کرد تا سال ١٣٩٠ که از اشرف جارو شدند با این ترفند با کجدار و مریض توانست نیروى قابل توجهى از تشکیلات را در اسارت ذهنى و جسمى نگهدارد و روى آنها با اربابانش مانور دهد و مزد مزدورى بستاند.

الان هم که از عراق بیرون رانده شدند و در البانى مستقر هستند با وجود اینکه مریم رجوى و به اصطلاح خواهران شوراى رهبرى ارشد سازمان تمام عیار براى راضى نگه داشتن افراد وارد گود تشکیلات متزلزل و عنقریب فرو پاشیده شده اند، میبینیم که روند جدا شدن افراد رو به فزونى است و تقریبا بیش از صد نفر در البانى از تشکیلات رجوى جدا شده اند و لرزه بر اندام مریم رجوى و سرانش هویداست. بنابر این خبرهایى از البانى به گوش میرسد که میخواهند یک پادگان در کنار فرودگاه تیرانا از دولت البانى بگیرند و خود آن را بسازند و روند دور نگه داشتن افراد از جامعه را تسریع دهند.

هم اکنون افراد را با پستهاى متعدد نگهبانى در مقرهایشان سرگرم کرده اند و از طرف دیگر جو پلیسى و پائیدن همدیگر شدت گرفته است و افراد بسیارى از تشکیلات با این رویه رفتار و عملکرد مخالف هستند و در نشستها مطرح شده است که در جواب به آنها از ترفند کهنه و قدیمى اینکه ما دشمن داریم و تهدید ربودن افراد وجود دارد، این عمل سران سازمان را توجیه میکنند اما چون افراد تجربه دارند و میدانند که دام اسارت  برایشان پهن میکنند، بناى مخالفت علنى گذاشته اند و مریم رجوى مستأصل از به بند کشیدن افراد مثل گذشته است و فعلا از این ستون به آن ستون دنبال فرجى است که آن هم پیدا نشود. لاجرم این تشکیلات در گل نشسته سرنوشتى جز فروپاشى ندارد و این روند از سرنگونى ارباب اول شروع شده است و الان در برژوازى محال است که سران تشکیلات بخصوص مریم رجوى بتوانند افراد را راضى و همچنان در اسارت خود نگهدارد.

„پایان“

*** 

Massoud Khodabandeh
Article first published online: 27 JAN 2015
DOI: ۱۰٫۱۱۱۱/aspp.12164

(Library of Congress. Congressional Research Service.
The People’s Mojahedin Organization of Iran, by Kenneth Katzman. Washington, Nov 1992. 6 p.
Doc. call no.: M-U 42953-1 no.92-824F)

Remember.Mojahedin Khalq (MKO, MEK, Rajavi cult) was one of the excuses of US attacking Iraq

Grand Controversy as MEK can’t prove leader Massoud Rajavi is dead or alive

2016-06-30-1467308500-6000440-download.jpgMaryam Rajavi — MEK Propaganda Queen — Advertises Her Serives For Iran’s Enemies

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=30007

گردهمایى مریم رجوى در ویلپنت پاریس، اهرم سرکوب تشکیلات 

عبدالکریم ابراهیمی، ایران فانوس، بیست و یکم ژوئن ۲۰۱۷:… اما رجوى با این ترفند هر ساله به همین مناسبت در تشکیلات و همچنین گردهمایى در سالنهاى گرانقیمت در حومه پاریس، جشن و سور چرانى برگذار میکند. نکته و خاطره اى تلخ که در مناسبات فرقه در قرارگاه اشرف در اینمورد داشتم، این بود که وقتى برنامه گردهمایى در فرانسه شروع میشد، بصورت زنده در اشرف پخش میکردند و … 

مریم رجوی داعش تروریسم محکومیت گرد همآیی حمایت از تروریسم داعش و مجاهدین در فرانسه

لینک به منبع

گردهمایى مریم رجوى در ویلپنت پاریس، اهرم سرکوب تشکیلات

سوم ژوئیه ۲۰۰۳  در اقدامی که مفسران سیاسی آن را شکستی در مبارزه علیه تروریسم عنوان کردند، مریم رجوى که بعلت تروریسم و پولشویى دستگیر و زندانى شده بود، با قرار وثیقه و زد و بند آزاد گردید.

این روز که یک شکست و افتضاح براى عدالت و مبارزه با تروریسم محسوب میشود، فرقه رجوى جشنهایى در اشرف براى روحیه دادن به افراد و همچنین  جشن و سور چرانى در فرانسه که با هزینه هاى سرسام آور همراه بود، به کرار برگذار میکرد و با خط خود فروشى ایندفعه بعد از اربابش صدام حسین، با جمع کردن لأبى از کشورهاى اروپایى و آمریکا با پر کردن جیبشان از دلارهاى باد آورده، طناب افسارى که در گردن داشت و در زمان حکومت بعث در دست ارباب بود، با رفتن ارباب تغییر استراتژى داد و آن را به دست لابیهاى اسرائیل و سازمانهاى جاسوسى آمریکا و اسرائیل سپرد و با شیرجه زدن آشکار به دامن آمپریالیسم که تا قبل از این مقابل انقلابى و انقلابگرى شمرده میشد و در صف دشمن یک بعد از سرنگونى ملاها قرار داشت، به یک باره آمریکاى آمپریالیستى عزیز دردانه خانم و آقاى رجوى از آب در آمد که این خودش بحث جداگانه اى دارد.

اما رجوى با این ترفند هر ساله به همین مناسبت در تشکیلات و همچنین گردهمایى  در سالنهاى گرانقیمت در حومه پاریس، جشن و سور چرانى برگذار میکند. نکته و خاطره اى تلخ که در مناسبات فرقه در قرارگاه اشرف در اینمورد داشتم، این بود که وقتى برنامه گردهمایى در فرانسه شروع میشد، بصورت زنده در اشرف پخش میکردند و تمام افراد باید بالاجبار تا به آخر پاى برنامه می نشستند.  یادم است که اکثراً از این اجبار ناراضى بودیم و توان و تحمل دیدن برنامه را تا آخر نداشتیم. اما جرأت هم نداشتیم که سالن را ترک کنیم چون فردایش در نشست عملیات جارى باید جواب پس میدادیم و در این رابطه پروژه نویسى میکردیم.

ناگفته نماند، چون در اشرف از زمان ورودمان به سازمان هیچ ارتباط بیرونى نداشتیم و حتى از دیدن تلویزیون و برنامه هاى خارج از سیماى آزادى محروم بودیم، به همین دلیل  مناسبات بیرون برایمان جذابیت داشت و دیدن این برنامه برایمان یک غنمیت محسوب میشد. چرا که با دیدن زنهاى جامعه عادى در درون ارتزاق میشدیم، چون رجوى همه چیز را از ماها دریغ کرده بود و همه را براى خودش و خوشگذرانى خودش میخواست و با ترفند مبارزه و عنصر انقلابى، در واقع ذهن و روح و جسم همه را در اختیار خود گرفته بود. أز همین رو استقبال از دیدن این برنامه خوب بود و همه می آمدند، اما بیش از چهار و پنج ساعت دیدن خسته کننده بود و کسانى نمی خواستند تا آخر پاى برنامه بنشینند و چون تا دیر وقت شب طول میکشید افراد تمایل داشتند براى استراحت بروند اما دستگاه سرکوب و پلیسى رجوى اجازه نمی داد و بالإجبار باید تا آخر برنامه را می دیدیم. یکى أز این نفراتى که به شدت مخالف این رویکرد اجبارى بود، فردى  به اسم محمد حمادى بود که با این روش بسته بودن تشکیلات به شدت مخالف بود. محمد از اهالى خوزستان بود و وقتى که به سازمان آمد، روى آن خیلى حساب باز کرده بودند و فرماندهان تشکیلات اعتماد زیادى  به او داشتند و به این خاطر در واحد هاى عملیاتى سازماندهى شده بود که براى مأموریت هاى داخل و بمب گذارى اعزام میشد و مأموریتهاى متعددى هم رفت. محمد بعد از سرنگونى صدام و وقتى که سازمان به آمریکا روى آورد و سنگ آمریکا به سینه میزد که ما باید آمریکائیها را در اشرف بپذیریم و از آنها استقبال کنیم و برنامه هاى روزانه سور و غذا خورى برایشان راه بیندازیم و اینکه در اینکار زنها را جلو دار کرده بودند، محمد به غیرتش بر میخورد که یک سرباز آمریکایى با یک زن مجاهد معاشرت داشته باشد لذا از آن به بعد در مناسبات همیشه پاسیو بود و همیشه زیر تیغ  در نشستها قرار میگرفت. اینقدر فشار روحى به او وارد کردند که بعد از چند سال تعادل روحى اش را از دست داد و دچار سردرد عجیبى شده بود که همیشه پیشانى اش را با یک دستمال می بست و از شدت درد به خود می پیچید و مسئولین تشکیلاتش از رفتن او به درمانگاه ممانعت میکردند و هر روز در نشست سوژه میشد و مورد تمسخر قرار میگرفت و به او مارک تمارض میزدند که خودش را به دیوانگى و تمارض میزند، اما کجا وجدانى که این بنده خدا را درک میکرد. سال آخر در اشرف در همین برنامه ویلپنت که باید همه پاى برنامه زنده آن مینشستیم، او را دیدم که از برنامه بیرون آمده بود و یکى از مسئولین تشکیلات بنام کمال که برادر ارشد مرکز به حساب میآمد و مسئولیت سورى قرارگاه را یدک میکشید(محسن نیکنامى) او را در پشت سالن غذا خورى به باد ناسزا گرفته بود و محمد هیچ حرفى نمیزد و به دیوار تکیه داده بود که یک دفعه تعالش را از دست داد و زمین افتاد، کمال با لگد به او میزد که پا شود اما محمد ناى بلند شدن نداشت. من از پشت درختان کنار سالن نظاره گر این صحنه بودم وقتى که کمال نتوانست بلندش کند، رفت دو نفر از مسئولینش را آورد، او را برداشتند و بردند. این صحنه برایم خیلى دردناک بود چرا که برایم خیلى سخت بود نفرى که زیر فشارهاى روحى او را به این نقطه زار رسانده اند و تعادل روحى و حتى جسمى اش از دست رفته است، می باید چنین با قصاوت و بیرحمى تمام  با او رفتار شود.

 چند روز بعد از یک نفر از هم یگانى هایش سراغ محمد را گرفتم گفت، در نشست بما گفته شده که محمد حمادى خودش را به تمارض زده ولى ما به یمن انقلاب خواهر مریم فرستادیم درمانگاه و گفتیم بسترى اش کنند تا اینقدر طلبکار سازمان نشود. اما واقعیت این بود که محمد علاوه بر مشکل روحى، مشکل جدى جسمى و سردرد شدید داشت که بعدا او را در لیبرتى دیدم مرا نمی شناخت و کنار تى وال هاى اطراف سالن غذا خورى مرکزشان روى زمین نشسته بود تقریبا دو هفته بعد شنیدم که سازمان با آن وضعیت جسمى که او داشت، تحویل عراقى ها داده است که بعد از چند هفته هم بعلت همین فشار و دردى که تحمل کرده بود فوت میکند.

این یک نمونه از جنایات رجوى است که در حق اعضاى تشکیلاتش داشت و با شقاومت تمام با منتقد خود برخورد کرده و آنها را به نیستى و نابودى میکشاند.

„پایان“

*** 

مریم رجوی البغدادی مجاهدین خلق داعش تروریسم تهرانISIS Drew On MEK Expertise For Terror Attacks On Tehran (aka Mojahedin Khalq Rajavi cult)

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=29881

ماه مبارک رمضان و دجالیت عفریته جهل و ترور 

 عبدالکریم ابراهیمی، ایران فانوس، دوازدهم ژوئن ۲۰۱۷:…  حال نگاه کنید که بعد از غیبت کبرى رهبر شیطانى فرقه و به قولى گور به گور شدنش، چگونه خانم فرنگ نشسته اش با سؤء استفاده از ماه مبارک رمضان با برگزارى سورهاى ضیافتى و سفره هاى رنگارنگ در این ماه مبارک با چه ترفندهایى سران گروههاى تروریستى را مهمان خود میکند و در سایه دمکراسى که در کشور فرانسه وجود دارد، اهداف پلید خود …

بیائید هم بر مرده ها وهم بر زنده های فرقه رجوی گریه کنیم .

مریم رجوی: روابط جنسی شما بخشودنی است ولی جدا شدن از سازمان مجاهدین گناهی نابخشودنی است

لینک به منبع

ماه مبارک رمضان و دجالیت عفریته جهل و ترور

ماه رمضان بعنوان خجسته‌ترین و بهترین ماه در اسلام شناخته می‌شود. از این ماه به عنوان ماه میهمانی خدا نیز نامبرده می‌شود.

در زندگی دنیا اگر روزی انسان به میهمانی دعوت شود، دعوت شدگان با توجه به مقام و موقعیت صاحب خانه و میزبان و با در نظر داشتن میهمانان دیگر، خود را برای شرکت در میهمانی آماده می کنند، اگر صاحب خانه و میزبان  شخصیت معتبر اجتماعی داشته باشد، میهمانان با وقار هیئت و هیبت خاصی وارد مجلس شده و در طول جلسه و جریان میهمانی نیز با توجه به شخصیت میزبان و بزرگان دیگری که در جلسه حضور دارند، در نشست و برخاست، غذا خوردن و صحبت کردن، دقت به خرج می دهند تا با حرکات اضافی، صحبت های بی مورد و… باعث مضحکه دیگران قرار نگیرند.

حال سؤال این است که در ضیافت و میهمانی بی سابقه، مجلل و پر شکوه ماه مبارک رمضان، میهمانان، با چه شرایطی وارد ماه رمضان این بزم الهی می شوند و چه ویژگی هایی را باید در ماه رمضان رعایت کنند تا بتوانند استفاده و لذت کافی برده، نتیجه مورد انتظار را به دست آوردند؟

شرائط میزبان براى این امر مهم باید چه ویژه گى داشته باشد که رضایت حق را جلب نماید؟

با این اوصاف، نگاهى می اندازیم به فرقه رجوى و برگذارى سور و مهمانیهاى مجلل در این ماه و سوء استفاده دجالگرانه از آن در خدمت منافع خود و ترویج تروریسم و کشتارى که ١٨٠ درجه بر خلاف اهداف خداگونگى انسان در ماه مبارک  رمضان است.

رجوى تا قبل از سرنگونى صدام حسین، متکى به کمکهاى مالى و نظامى و لجستیکى اربابش بود و مغرور در این وادى پوچ سیر میکرد و با وجود این حمایتها، ایران را در چنگ خود میدید، خودخواهى و کیش شخصیت او را به نقطه اى کشانده بود که خود را نماینده تام الاختیار خدا در روى کره زمین میدانست و براى تسلط تام بر تشکیلات و نیروى تشکیلاتى اش تا آنجا پیش رفت که افراد باید او را مانند صنم و معبود و معصوم، پرستش میکردند و جان و نفس خود را در طبق اخلاص تقدیم زوج شیطان صفت یعنى مسعود و مریم رجوى مینمودند و به قول مریم رجوى، باید تک تک افراد مثل موم در دست رهبرى عقیدتى قرار میگرفتند که به هر نحوى که خواست آنان را شکل دهد، یعنى اینکه افراد به خودى خود هیچگونه هویتى نداشته باشند و در رکاب آنها ذوب شوند . از این رو بود که شعائر دینى را هم در خدمت اهداف فرقه اى و تروریستى و پلید خود قرار میدادند و با سؤء استفاده هاى رذیلانه از آنها، افراد را  اسیر در چنبره ایدئولوژى خود ساخته خود گرفتار میکردند.

یکى از این شعائر اسلامى، روزه بود که افراد بالإجبار باید همه در این ماه روزه میگرفتند و رجوى با تفاسیر چپ اندر قیچى از قرآن و فلسفه ماه مبارک رمضان، افراد را به سمت اهداف شیطانى و تروریستى خود سوق میداد و از آنها آدم هاى بى هویتى می ساخت که از خود هیچگونه اراده اى نداشتند و هویتشان به اصطلاح از رهبر عقیدتى که منظور، خودشان بود(یعنى مسعود و مریم رجوى)  میگرفتند.

روزه گرفتن براى مجاهد خلق الزامی بود و کسى که بعلت بیمارى و یا ضعف جسمى، توان روزه گرفتن را نداشت با دید حقارت نگریسته میشد و مورد شماتت و سرزنش دیگران قرار میگرفت. مسعود رجوى که خود را رهبر عقیدتى میدانست ماه مبارک رمضان را بنا بر صلاح خودش انتخاب و جابجا میکرد. بعنوان نمونه در زمان جنگ خلیج اول و انتفاضه شیعیان از جنوب و کردها از شمال جهت براندازى حکومت بعث، با پیشروى کردها از شمال جهت فتح بغداد، رجوى که همیشه عصاى دست صدام بود به سرعت دست به عمل شد و راه  پیش روى کُردها را از منطقه خانقین گرفته تا جلولا و قرتپه و کفرى تا سلیمان بگ و طوزخرماتو و تا جاده کرکوک به بغداد را نیرو چید و مانع پیشروى کردها به بغداد گردید که آن درگیریها به کشتار بى رحمانه کردهاى مظلوم انجامید که توسط مجاهدین قتل و عام شدند. با اینکار رجوى دست صدام را باز گذاشت که تمام نیروى خود را براى سرکوب شیعیان که تا کربلا و نزدیکى بغداد پیشروى کرده بودند و سقوط در یک قدمى او بود،  را سد و آن قتل عام و کشتار شعبانیه را از شیعیان راه بیندازد.

جالب اینجا بود که همین درگیریها هم مصادف با ماه مبارک رمضان بود که رجوى با یک فتوا، روزه گرفتن را عقب انداخت و طى پیامى همه را از روزه گرفتن  منع و آنرا به بعد موکول کرد. هدفش هم این بود که خللى در کردکشى و جنایتى که داشت براى صدام حسین به پیش میبرد ایجاد نشود و یا اینکه بعلت مصادف شدن ماه رمضان در گرماى تابستان و آمادگى نیرویى براى اعزام عملیات تروریستى در داخل ایران، باز رجوى با یک پیام ماه رمضان را به عقب انداخت و با اینکار در نشستهاى ایدئولوژیکى که میگذاشت طورى تلقین میکرد که ولایت مطلقه بر تشکیلات دارد و از طرف خدا مأمور ابلاغ دستورات است تا بدینوسیله روح و جسم فرد را در خدمت خود بگیرد که با یک بشکن رهبر سیانور در دهانش بشکند و یا مثل آب خوردن فرامین رهبر در کشتار بى گناهان را اجرا کند.

حال نگاه کنید که بعد از غیبت کبرى رهبر شیطانى فرقه و به قولى گور به گور شدنش، چگونه خانم فرنگ نشسته اش با سؤء استفاده از ماه مبارک رمضان با برگزارى سورهاى ضیافتى و سفره هاى رنگارنگ در این ماه مبارک با چه ترفندهایى سران گروههاى تروریستى را مهمان خود میکند و در سایه دمکراسى که در کشور فرانسه وجود دارد، اهداف پلید خود را که کشت و کشتار و اختلاف افکنى کشورهاى مسلمان خاورمیانه است، پیش میبرد.

مریم رجوى امسال پرشتاب تر و رنگین تر سفره هاى رمضانی را پهن میکند. یکى اهداف اجتماعى دارد که براى مسلمانان و غیر مسلمانان فرانسه برگذار میکند و آنها را دعوت به حضور در آن مینماید که با سخنان عامیانه پسندانه و مظلوم نمایانه، میخواهد حمایت کسب کند و به اصطلاح خودشان در بطن مردم فرانسه بخصوص شهرهاى محل استقرار و نزدیکشان جا دهند که این هدف هم چندان دوام نخواهد آورد و دست تروریستى مریم رجوى و فرقه اش براى همگان رو خواهد شد.

هدف بعدى، دعوت و برگزارى سفره رمضانى و سورهایى که برگذار میکنند، عربهاى خاورمیانه اى بخصوص سران گروهاى تروریستى در سوریه و عراق و عربهاى آواره، اختصاص دارد که رجوى با سؤء استفاده از این فرصت، اهداف تروریستى خودش را پیش میبرد و تجربیات تروریستى گذشته خود را به آنها منتقل کرده و در سازماندهى و اهداف آینده شان کمک کار آنهاست و در این راستا از پشتیبانان بعثى خود سود میبرد و تمام تلاشش این است که تروریست ها را در کشور عراق و سوریه سرپا نگهدارد. اما واقعیت این است که تا حال ثابت شده که رجوى به هر ترفندى دست بزند و امیال شیطانى خودش را بخواهد به کرسى بنشاند، به شکست انجامیده و حتى با سوء استفاده از دین و مذهب مردم، هیچوقت نیت پلیدش محقق نخواهد شد، بلکه روز به روز که میگذرد میبینیم تروریسم در خاورمیانه و به خصوص عراق و سوریه، رو به نابودى است و افکار عمومى هم به نفرت از آن رسیده است.

„پایان“

*** 

تروریسم مجاهدین خلق فرقه رجوی در تهرانISIS Attacks in Tehran Expose US-Saudi Lies About Iran

رودی جولیانی و دونالد ترامپ مجاهدین خلف قرفه رجویTrump Is At War With Iran, Not ISIS

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=29826

تروریسم کور و کشتار بیگناهان 

 عبدالکریم ابراهیمی، ایران فانوس، نهم ژوئن ۲۰۱۷:… الان شیوه عمل این تروریست ها در تهران همانند روش و عملکرد و طرح هاى عملیاتى مجاهدین در سالهاى یاد شده است. بنابراین رجوى براى اینکه خود در اینگونه اعمال پنهان نگه دارد، طرح ها و برنامه ریزیهای خود را توسط افراد واسط که عملا از اعضاى بعث هستند، به سران داعش منتقل مینمایند و آنها هم طبق طرح فرقه رجوی دست به چنین اعمالى زده اند. این … 

از تقدیس خشونت تا ترویج خشونت در ویلپنت مجاهدین (ویدئو)ا

لینک به منبع

تروریسم کور و کشتار بیگناهان

دستهاى خون آلود تروریستها اینبار در کشورمان ایران ظاهر شد و عده اى بیگناه را به خاک و خون  کشید. ضمن همدردى با خانواده کشته شدگان و صبر و استقامت براى بازماندگان، قویاً این جنایت را محکوم کرده و  شفاى عاجل مجروحان این حادثه تروریستى را از خداوند خواهانم.

واقعیت این است که تروریسم هیچ حد و مرزى نمیشناسد و جنایت و کشتار، آرمان، عقیده و مرام آنهاست، هر چند که این عمل تروریستى به اسم داعش و توسط این گروه آدمخوار و ضد انسانى انجام گرفت، اما باید دید که با توجه به تحولات منطقه و موضع گیریهاىی که سران مرتجع و قرون وسطایى عربستان علیه کشورمان علنا به زبان آورده اند، نشان بر دخیل بودن خاندان آل سعود در این عمل تروریستى است که با پول باد آورده اهداف خود را به وسیله تروریستها پیش میبرد و سرسپردگان آنها هم به چنین جنایاتى مبادرت میکنند که حتى جانشان را هم در همین مسیر براى ایدئولوژى وهابیت که از تحجر و عقب ماندگى تغذیه میشود، میگذارند.

تقریبا خیلى از کشورها و سازمانها این عمل شنیع تروریستى را محکوم کردند. در این میان برخى کشورهاى مؤسس و حامى داعش و خط دهنده آن در این امر سکوت کرده اند. از این جانیان اصلا انتظارى نیست و نبوده است. اما ببینید که فرقه رجوى چگونه وارد این قضیه شد و ضمن کنایه و محکوم کردن ضمنى و آن هم از ترس خودش، اربابان سعودى را ستوده و با این عمل پیام میدهد که مجددا آماده عمل بعدى هستیم، سازمانى که خود را طرفدار مردم معرفى میکرد، نهایت شقاوت و پلشتى و دشمنى خودش را نشان داد.

این عمل تروریستى، هیچگونه خللى در اراده مردم ایران براى اتحاد و همیستگى ایجاد نخواهد کرد و دشمنان این ملت همیشه سرافکنده و شکست خورده هستند.

من بیاد دارم از سال ١٣٧٢ به بعد همین فرقه رجوى به عملیاتهاى تروریستى در داخل خاک ایران و در شهرها دست میزد که أوج آن عملیاتها در سالهاى ٧۶ تا ٧٨ بود. در این دوران ابو داعش(رجوى) با اعزام تیم هاى تروریستى به داخل شهرهاى ایران و راه انداختن حمام خون از بیگناهان، دقیقا به همین خطى که الان داعش در ایران به آن دست زده است رو آورده بود و براى نفرات تیم عمل کننده مرز سرخ دستگیر نشدن و نهایتاً خودکشى با سیانور آنهم در جبر عقیدتى و آرمانى که توسط مسعود و مریم رجوى، افراد تشکیلات را در بند تحجر نگه میداشت، مجبور میکردند.

الان شیوه عمل این تروریست ها در تهران همانند روش و عملکرد و طرح هاى عملیاتى مجاهدین در سالهاى یاد شده است. بنابراین رجوى براى اینکه خود در اینگونه اعمال پنهان نگه دارد، طرح ها و برنامه ریزیهای خود را توسط افراد واسط که عملا از اعضاى بعث هستند، به سران داعش منتقل مینمایند و آنها هم طبق طرح فرقه رجوی دست به چنین اعمالى زده اند. این تجربه سالیان در تشکیلات رجوى است که مرا به یک واقعیت وادار کرد إذعان کنم شاید بشود در اینکار ریشه یابى صورت گیرد و دیگر شاهد جولان ددان و شغالان در میهن عزیزمان نباشیم و هموطنانمان قربانى آن نشوند. مطمئنم آه بازماندگان کشته شدگان گریبان عاملان و آمران این کشت و کشتار را خواهد گرفت و در رأس آن فرقه رجوى که انشاءالله منزوى تر و مطرود تر نزد افکار عمومى ایران و جهان گردد.

از ایرانى نماهایى هم که براى این عمل تروریستى که به کشته و زخمى شدن بیگناهان به بهانه مبارزه با ملأها، بشکن میزنند و فضاى مجازى را آلوده نیات پلید و مزدورى خود کرده اند، به شدت بیزارم و ننگ و نفرین أبدى بر آنها باد.

چه خوب رضا صادقى خواننده موسیقى پاپ، خطاب به تروریست ها در اینساگرامش نوشته است،… مهاجم، تروریست، افراطی یا هر بی‌صفتی که تعبیر تو هست… این خاک و مردمش سال‌هاست مورد تهدید تو و امثال تو بوده و هستن، اما غافلی از اینکه امثال توی حیوان نمی‌تونین قدم نجستون رو روی این خاک ثابت کنید. پاش بیاد من هنرمند و اون دکتر و مهندس و کارگر و حتی فقیر و پولدارش کاری می‌کنیم مجبور بشین تو و اربابات لوله تفنگتون رو جلوی مغزتون بگیرین. این سرزمین زادگاه شیرمردان و زنانیست که ثابت کردن ایران جای بزدلانی حیوان‌صفت که مردم بی‌دفاع رو هدف می‌گیرن نیست… رستم‌هایی که این سرزمین دفاع کردن که الآن سهراب‌هاشون همون رستما شدن. بسم الله اگر حریف مایی.

„پایان“

*** 

مک کین و مریم رجوی و لیست شهدای سازمان مجاهدین خلق ایرانتو را بر این وقاحت ها که عادت داد؟

از کمین مجاهدین سر کوچه ها برای کشتار مستشاران امریکائی تا گماشتگی برای جنگ طلبان امریکائی

نمایندگان پارلمان اروپا جلسه بحث در مورد مجاهدین خلق فرقه رجویDebate in the European Parliament ‘What is to be done about the Iranian Mojahedin Khalq (MEK)?’

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=29619

دستآوردهاى سفر ترامپ و مواضع فرقه رجوى 

 عبدالکریم ابراهیمی، ایران فانوس، سی و یکم می ۲۰۱۷:… باید به این رجوى گفت که پابوسى دیگران بر ضد مردم کشور خود جز نفرت و انزجار مردمى برایت هیچ دستآوردى نخواهد داشت. دل خوش کردن به چنین طرحهایى بر ضد مردم ایران، آب در هاون کوبیدن است که سالیان است شما زوج تروریست آنرا مزمزه کرده و به امید آن دست به جنایت و شیطان سازى و تروریسم بر ضد مردم ایران زده اید و هر بار بور و سرافکنده شده اید. زیرا که ملت شجاع و دلیر و … 

مزدور مریم رجوی و ترکی الفیصل اربابشخبرت هست که در شهر شکر ارزان شد؟!ا

لینک به منبع

دستآوردهاى سفر ترامپ و مواضع فرقه رجوى

سفر نه روزه آقاى دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا به عربستان سعودی و سرزمینهاى اشغالى و همچنین بلژیک و ایتالیا، به پایان رسید و به کشور خود بازگشت.

وی دستآوردیی که در این سفر داشت، فقط به کشور عربستان بر میگردد که نزدیک پانصد میلیارد دلار از این کشور عربى با فروش تسلیحات و قراردادهاى تجارى نصیب کشورش کرد.

دونالد ترامپ خوب میدانست که با چه حربه اى میتواند سران عربستان این گاوهاى شیرده را بدوشد و علاوه بر پولهای  بادآورده که رونق اقتصاد آمریکا را در بر میگیرد، هدف دوم دونالد ترامپ پایبندى به حفظ و امنیت اسرائیل است که در این سفر و در کشور عربستان آنرا به اجرا گذاشت.

آقاى ترامپ بعد از قراردادهاى نجومى و اخذ میلیاردها دلار از این کشور  طرح ایجاد یک نیروى نظامى همانند نیروى نظامى پیمان  ناتو که به ناتوى عربى شناخته  شود  و هدف آن به اصطلاح مبارزه با تروریسم و جلوگیرى از گسترش آن است، یک شیره اى سر آنها بمالد. جالب اینجاست که هدفهاى مشخص شده تروریستى که در اجلاس  و نشست ریاض مطرح شد، دقیقا همان کسانى هستند که در خط مبارزه مستقیم با داعش و آل سعود که خود بوجود آورنده گروه داعش است، هستند و میخواهند با این هدف مردم ایران را در منطقه منزوى کنند تا با این شیوه خواسته سران فاسد عربستان سعودی و برخى از کشورهاى شیخ نشین منطقه را راضى نگهدارد که بیشتر شیره آنها را بمکند.

اما واقعیت این است که نه تسلیحات و نه ناتوى مد نظر عربستانى ها، میتواند آنها را بر اریکه قدرت نگهدارد. عربستان سعودی جرأت رویارویى نظامى با مردم ایران ندارد و اینرا در جنک سلفش دیکتاتور بعث صدام حسین، با مردم ایران که دنیا پشتش بود و همین عربستان نزدیک به صد میلیارد دلار براى خرید سلاح به صدام حسین کمک کرد اما عاقبتش به کجا انجامید.

 سران شیوخ عربستان نمیدانند که با پول  نمیشود ثبات و امنیت و تداوم حکومت خود را تضمین کرد، چرا که بویى از دمکراسى و آزادیخواهى نبرده اند و در فرهنگ و تفکر هزار و چهارصد سال گذشته سیر میکنند.

سران دنیا پرست عربستان نمیدانند که کشتار زنان و کودکان بیگناه یمن، خود جنایت تروریستى دولتى است که حتى داعش توان انجام آنرا ندارد و سران عربستان به خاطر همین شهوت پرستى و حفظ قدرت حکومت موروثى شان چنین جنایتهایى را مرتکب میشوند و با پول باد آورده نفت بر جنایات خود سرپوش  میگذارند.

آیا سران و شیوخ برخى از کشورهاى عربى صلاحیت و لیاقت اینرا دارند که در باره ملت بزرگ و متمدن ایران إظهار نظر کنند، چه برسد که چنین ادعاهاى واهى داشته باشند.

سران عربستان سعودی اول یکبار انتخابات را در کشورشان تجربه کرده اند و فقط یکبار بعد بیایند دم از دمکراسى و مبارزه با تروریسم بزنند.

اما هدف آمریکا از ایجاد این طرح منافع بادآورده اقتصاد براى ایالات متحده و همچنین حفظ و بقاء موجودیت اسرائیل است که با به آشوب کشیدن و اختلاف در کشورهاى منطقه و گل آلود کردن فضاى جدى مبارزه با تروریسم رقم میخورد و تروریسم پرورى را دامن میزند و به ضرب المثلى که گفته میشود آب را گل آلود کن و ماهى بگیر، آقاى ترامپ هم با این نیت وارد معرکه شده است و هدفى آمپریالیستى بنیان گذاشته است که این طرح همانند توطئه هاى گذشته آمریکا مانند خاورمیانه بزرگ مورد نظر آنها به شکست خواهد انجامید و در این شکى نخواهد بود.

اما بشنویم از عجوزه جهل و جنایت و تروریسم و تروریست پرور، خانم مریم رجوى که پیام میدهد و از این اجلاس و طرح مبارزه و انزواى ایران به شدت استقبال کرده و مانند شوهر غیب زده اش میخواهد ملت ایران در انزوا و تحقیر یک مشت مرتجع و وحوش بیابان و بادیه نشین، قرار گیرد شاید که از این کاسه آش ته بشقابى به فرقه اش برسد و خیانت و پلشتى و ضد ایرانى و ضد مردمى خود را یکبار دیگر در انظار قرار داد.

باید به این رجوى گفت که پابوسى دیگران بر ضد مردم کشور خود جز نفرت و انزجار مردمى برایت هیچ دستآوردى نخواهد داشت. دل خوش کردن به چنین طرحهایى بر ضد مردم ایران، آب در هاون کوبیدن است که سالیان است شما زوج تروریست آنرا مزمزه کرده و به امید آن دست به جنایت و شیطان سازى و تروریسم بر ضد مردم ایران زده اید و هر بار بور و سرافکنده شده اید. زیرا که ملت شجاع و دلیر و میهن پرست ایران حاضر نیستند به بهاى زیر سلطه بردن کشور خودشان چنین کاسه گدایى دست گیرند و خائنانه به مردم خود پشت نمایند.

باید به رجوى این دیو دوران گفت“هرى“ ائتلاف پا نگرفته بر ضد مردم ایران در ابتداى راه به شکست انجامید و کشورى مانند قطر که مدتهاى زیادى حامى خود می پنداشتید در برابر این خط قد علم کرده و دو دستگى در آن ایجاد نموده است، بگذریم که حتى در صورت تحقق امر و خواسته اربابتان آمریکا این ائتلاف شکننده در برابر اراده ملت ایران ببر کاغذى است و این را ملت ایران به ثبوت رسانده که براى حفظ منافع ملى خود باج به شغال نخواهد داد و بار دیگر شما و فرقه تان بور و سرافکنده خواهید شد.

„پایان“

*** 

مک کین و مریم رجوی و لیست شهدای سازمان مجاهدین خلق ایرانشهید فروشی (اهدای کتاب شهدای مجاهد خلق به جان مک کین)ا

از قلاده های طلائی صدام تا قلاده های چرمی تل آویو

Wesley Martin Mojahedin Khalq Rajavi cult 3از کمین مجاهدین سر کوچه ها برای کشتار مستشاران امریکائی تا گماشتگی برای جنگ طلبان امریکائی

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=29543

نامه سرگشاده عبدالکریم ابراهیمی به مانوئل ماکرون رییس جمهور فرانسه 

 عبدالکریم ابراهیمی، ایران فانوس، بیست و پنجم می ۲۰۱۷:… مریم رجوى رهبر این سازمان در حومه پاریس یک پایگاه و قلعه مخوف دایر کرده است که آئین ایدئولوژى فرقه گرایى و ترور در آنجا به عناصر و نیروها منتقل میشود و همچنین با لابیگرى دلارى میخواهد جاى پاى خود را در کشور شما محکم کند، لذا از حضرتعالى درخواست میشود طبق مرام انتخاباتى تان و مبارزه علیه تروریسم، این لانه ترور و جنایت را در کشورتان برچینید و پروندهاى قضائى و تروریستى آنها را به … 

جنایات داعش و مجاهدین یکی است؛ آتش زدن انسانها توسط رجوی و بغدادی

لینک به منبع

نامه سرگشاده عبدالکریم ابراهیمی به مانوئل ماکرون رییس جمهور فرانسه

عالیجناب مانوئل ماکرون رییس جمهور محترم و منتخب مردم فرانسه

انتخاب شایسته حضرت عالى را به ریاست جمهورى فرانسه تبریک میگویم. انتخاب  شما بر مسند ریاست جمهورى کشورى که مهد تمدن و آزادى است، آنهم به شیوه دمکراتیک آن، بار مسئولیتى را بر دوش شما گذاشته است که رؤساى جمهور گذشته فرانسه نتوانستند بخوبى از عهده آن بر آیند و آن هم چالش و برخورد با تروریسم افسار گسیخته است که نه تنها خاورمیانه را جولانگاه قساوت و کشتار خود کرده است، بلکه کشورهاى اروپایى از جمله کشور شما را هم مورد تهدید قرار داده است.

 عالیجناب مانوئل ماکرون

تفکیک تروریسم به خوب و بد و یقه سیاه و سفید، خود یک اشتباه مهلک میباشد که آنها را جریح تر کرده و وسعت تاخت تازشان را گسترش می دهد. لذا تروریسم منطق اش کشتار و به راه انداختن حمام خون از انسانهاى بیگناه، چه زن و مرد و یا کودک و پیر است. لذا شایسته نیست کشور شما نسبت به مسئولیتى که در قبال مبارزه علیه تروریسم دارد، پاسیو برخورد کند و تروریسم با سؤء استفاده از آزادى در فرانسه آن کشور دمکراتیک را جولانگاه اعمال خود قرار دهد و در سایه آزادى موجود و سوء استفاده از قانون دمکراتیک آن کشور خشونت را در آنجا گسترش داده و تغذیه تروریسم در کشور شما به سهولت انجام شود.

یکى از این گروه هایى که از ابتداى تأسیس با  ایدئولوژى بر مبناى جنگ و کشتار و مبارزه قهرآمیز، بنا شده سازمان مجاهدین خلق میباشد که از همان ابتداى تأسیس با شروع کردن ترور افراد از جمله مستشاران آمریکایى در ایران قبل از انقلاب  و نیز ترورها و کشتارهاى خیابانى مردم عادى در ایران بعد از روى کار آمدن حکومت روحانیون و ترور شخصیتهاى مملکتى ایران وقتى که با عدم اقبال مردمى در رسیدن به قدرت مواجه شدند، کشتار و  ترور بى رحمانه را در ایران به راه انداختند و چون نمیتوانستند در ایران جایى داشته باشند به خاطر عملکرد تروریستى که داشتند، به عراق کوچ کرده و در آنجا هم به کشتار مردم عادى و سربازان مرزى ایران مبادرت کرده و همچنین عصاى دست دیکتاتور عراق در سرکوب مردم آن کشور شدند.

آقای رییس جمهور

 این سازمان بسیار فرقه اى عمل میکند و دستش به خون مردم ایران و عراق و همچنین اعضاى خود آغشته است. از تروریسم در خاورمیانه به شدت حمایت میکند و منبع تبلیغ تروریسم در کشور شما شده است. این سازمان یک تشکیلات فرقه اى درست کرده است که اعضاى آن هیچگونه دسترسى به دنیاى آزاد را ندارند. زن و شوهر و حتى عاطفه از آنها گرفته شده است و هر چه که افراد دارند، در تمجید مقدس مأبانه مسعود و مریم رجوى خلاصه میشود، به دنیاى ارتباطات دسترسى ندارند و فقط با خوراک نشستهاى ایدئولوژیکى افراد را مسخ وهویت فردى آنها گرفته شده است و به افراد گفته میشود که شما هویت تان را از رهبرى میگیرید، کسى حق مخالفت و اعتراض یا انتقاد را ندارد و هر چه تشکیلات و رهبرى سازمان براى افراد مشخص نماید، همان در اولویتشان است از جمله نمونه بارز و شاخص آن که در کشور شما اتفاق افتاد و بعلت پرونده هاى حقوقى و تروریسم، مریم رجوى به زندان انداخته شد با دستور تشکیلاتى اعضاى آن در کشور شما و دیگر کشورهاى اروپایى دست به خود سوزى زدند و با شارلاتانیزم و فریبکارى و مظلوم نمایى،  باج خواهی از دولت شما گرفتند تا آزاد شوند.

آقای رییس جمهور

 مریم رجوى  رهبر این سازمان در حومه پاریس یک پایگاه و قلعه مخوف دایر کرده است که آئین ایدئولوژى فرقه گرایى و ترور در آنجا به عناصر و نیروها منتقل میشود و همچنین با لابیگرى دلارى میخواهد جاى پاى خود را در کشور شما محکم کند، لذا از حضرتعالى درخواست میشود طبق مرام انتخاباتى تان و مبارزه علیه تروریسم،  این لانه ترور و جنایت را در کشورتان برچینید و پروندهاى قضائى و تروریستى آنها را به جریان بیندازید و نگذارید که بعداً تاوان نکرده هاى دولت مردان کشور شما را مردم بیگناه بپردازند. با آرزوی امنیت و آزادی برای مردم فرانسه و جهان.

آلمان، عبدالکریم ابراهیمی، ۲۴٫۰۵٫۲۰۱۷

*** 

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=29458

انتخابات ایران و بور شدن رجوى و فرقه اش 

 عبدالکریم ابراهیمی، ایران فانوس، بیست و یکم می ۲۰۱۷:… یکى از این گروههایى که به معناى واقعى خائن به ملت ایران است و جز سیاه نمایى براى ملت ایران چیزى در چنته ندارد و کاملا خود را به اتحادهاى بیگانه و عربى فروخته است، با تبلیغات دروغین و اعلام دروغین تحریم انتخابات از طرف مردم گوش فلک را پر  کرده بود و جز دروغ و کلاشى این مدت همگام با دشمنان ملت و میهن ایران چیز دیگرى در رابطه با انتخابات بر روى آنتن تبلیغاتى خود نداشتند، اما باز هم با این … 

مزدور مریم رجوی مجاهدین خلق و لباسبازار مکاره مریم رجوی

لینک به منبع

انتخابات ایران و بور شدن رجوى و فرقه اش

انتخابات ریاست جمهورى ایران به پایان رسید و شرکت گسترده مردم وطن پرست و آگاه، نشانه عزم جزم براى رسیدن  ایران به جایگاه واقعى خود در آزادى و دمکراسى و همچنین رونق اقتصادى که حق ملت شریف ایران در سطح جهانى است.

این انتخابات نشان داد که فهم و شعور ملى مردم بسا فراتر از این حرفهاست که دشمنان این مردم و میهن بخواهند یأس در مردم إیجاد نمایند و مانع شرکت مردم غیور ایران در عرصه سرنوشت خود و کشور شوند و به نیت شوم خود که همان تسلط بیگانگان بر سرنوشت ملت و نیز نیتى چون از هم پاشى مردم ایران و حاکم کردن تسلط داعشى – عربى بر مملکت و تیکه تیکه کردن آن وجود داشت را به سیاهى دیدگاه خائنین به میهن و مردم تبدیل کردند که باید به این مردم فهیم و وظیفه شناس، درود و سپاس فرستاد.

یکى از این گروههایى که به معناى واقعى خائن به ملت ایران است و جز سیاه نمایى براى ملت ایران چیزى در چنته ندارد و کاملا خود را به اتحادهاى بیگانه و عربى فروخته است، با تبلیغات دروغین و اعلام دروغین تحریم انتخابات از طرف مردم گوش فلک را پر  کرده بود و جز دروغ و کلاشى این مدت همگام با دشمنان ملت و میهن ایران چیز دیگرى در رابطه با انتخابات بر روى آنتن تبلیغاتى خود نداشتند، اما باز هم با این شرکت بالاى مردمى رجوى و رجوى صفتان که در خدمت بیگانه و عربهاى ملخ خور عربستانى قرار گرفتند، بور و روسیاه شدند و مردم فهیم ایران یکبار دیگر یک نه محکم و یک سیلى آبدار به بناگوش آنها زدند.

حال با منطق دو دو تا چهار تا میخواهم رجوى و سران فرقه آن جواب بدهند که؛

– آیا چهل میلیون رأى دهنده که آراى خود را در صندوق رأى ریختند و کاندید مورد نظر خود را انتخاب کردند و نتیجه هم که مشخص شده، بهتر سرنوشت کشور و خودشان را رقم خواهند زد یا شما که در خارج فقط به مزدورى و خیانتکارى و اتحاد با جنایتکارترین ها که خواهان نابودى کشور ایران هستند و میخواهند کشور عزیزمان را را داعشیسم کنند؟ کدام؟

– شرکت بى نظیر ایرانیان خارج کشور در تعیین سرنوشت کشور، خود نشانه چیست؟ نکند همه ایرانیان شریفى که به حق وطن خواه هستند همه را با منطق حیوانى و رجویسم  خویش مزدوران وزارت اطلاعات میخوانید؟

– آیا با منطق شما کسى که مثل خودتان برود با دشمن ملت ایران همپیمان شود و با جانى ترین افراد ضد ایرانى و سران کشورى مثل عربستان که تاریخاً ضد مردم ایران بوده اند و بارها نیت شوم خود در حمله  به کشور عزیزمان ایران را علنى کرده اند و ضد منافع کشور خود هستند، باید ملت ایران کورکورانه از آن ها اطاعت کرده و أوامر آن ها را مثل تشکیلاتى که درست کرده اید و در جهت اهداف شومتان مغزشویى نموده اید، بیایند و لبیک گوى شیطانى مثل شما باشند و برده و بنده ات گردند؟

– آقا و خانم رجوى، آیا شده یکبار در این فرقه خود یک انتخابات برگزار کنید؟ چرا اینقدر از آزادى و دمکراسى داد سخن میرانید، مگر من و امثال من سرکوب شدگان و شکنجه شدگان و محبوسین دستگاه جهل و جنایت ایدئولوژى شما نبودیم؟ چه وقیحانه خودتان را حامى آزادى جا میزنید، در صورتى که مخوف ترین تشکیلات غیر دمکراتیک و  ضوابط ضد انسانى و ضد بشرى را دارید، به چه حقى اسم ایران و ایرانى را به لوث وجود متعفن خود آلوده میکنید؟

– صف هاى طولانى رأى دادن ایرانیان آزاده در خارج کشور، خارى در چشم خودت و خانم فرنگ نشسته ات نبود؟ عبرت نگرفتید؟

– آقاى رجوى و خانم فرنگ نشسته، من مدت بیست و پنج سال در تشکیلات جهنمى شما بودم، میدانید که من فقط ده سال در ایران دست چپ و راست خودم را فهمیدم و در بیست سالگى با فریب و نیرنگ شما به مدت بیست پنج سال مرا برده و بنده خود کرده بودید و انواع و أقسام توهین و شکنجه و رفتارهاى غیر انسانى و غیر دمکراتیک و زورگوییهاى دیکتاتورى – پلیسى، در حق من و تک تک افراد روا داشتید، آیا این است معنى دمکراتیک و برابرى که از آن دم میزدید؟ آقا و خانم رجوى، بدانید که فقط شهوت قدرت شما را به چنین جنونى رسانده که رئیس جمهور خود خوانده و مادام العمر براى خود انتخاب نموده و وقیحانه ملت ایران را خطاب توهین هاى رذل خود قرار میدهید و از دور براى مردم ایران واق واق راه میندازید که در حق تعیین سرنوشت مملکت خود وارد نشوند، دیدید باز بور شدید، نظرتان در اینباره چیست؟

-آقا و خانم رجوى و سران فرقه رجوى، بدانید که شما جز ترویج تروریسم و کشت و کشتار و خونریزى و مزدورى و خود فروشى و خیانت  در کارنامه خود چیز مثبتى ندارید و اصلا بویى از آزادى و دمکراسى نبرده اید، بنابراین شما رسواى ملت ایران هستید و مردم برایتان پشیزى اهمیت قائل نیستند، تا کى میخواهید با شیادى به این زندگى خائنانه تان ادامه دهید، باور بفرمائید دوران شما بسر آمده است و این انتخابات باز یک پتک محکمى است که بر فرق تان فرود  آمده است و بیشتر رسواى عام و خاص خواهید شد، لذا برخلاف تبلیغات دروغین شما، فضا بر ضد خودتان است  و این حمایتهاى دلارى را هم از دست خواهید داد و اینکه لپ مطلب، آقاى رجوى، این انتخابات نشان داد که هیچ جایگاهى در بین مردم ایران ندارید و اربابانت نیز به خوبى این را درک کرده اند، لذا باش که صبح سیاه دولتت بدمد و دیگر تیمارى براى همراهى نداشته باشید.

„پایان“

*** 

مریم رجوی و خودسوزی های سال 2003آیا خودسوزی ندا حسنی بایستی به فراموشی سپرده شود؟

مریم رجوی ملکهگغتگوی مریم سنجابی با مسعود خدابنده. مجاهدین خلق و برخی نکات

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=29406

چرا مریم رجوى در آلبانى به سیم آخر زده است!؟ 

 عبدالکریم ابراهیمی، ایران فانوس، شانزدهم می ۲۰۱۷:…  رجوى بداند که با پهن کردن فرش قرمز زیر پاى یک جانى جنگ طلب و تروریسم پرور، هیچوقت به نیت شوم خود نخواهد رسید. چرا که کشور و مردم ایران مانند کشورهاى أفغانستان و عراق و لیبى نیست. باید رجوى و این لابیهاى داعش پرور بدانند که سرنوشت و موقعیت قدرتى شان را از دست میدهند و دوران  یکه تازى و زورگویى … 

داعش امریکایی رجوی مجاهدین خلق 1فوران نارضایتی از دیدار با مک کین در فرقه رجوی (مک کین بجای مسعود رجوی آمد)ا

مک کین و مریم رجوی و لیست شهدای سازمان مجاهدین خلق ایرانSen. McCain adds Maryam Rajavi (Mojahedin Khalq, MKO, MEK, NCRI) to his long list of backed terrorists

The MEK’s dirty past includes the anti-Imperialist inspired murder of six Americans in pre-revolution Iran which it later celebrated in songs and publications

لینک به منبع

چرا مریم رجوى در آلبانى به سیم آخر زده است!؟

عبدالکریم ابراهیمی

عبدالکریم ابراهیمی

فرقه رجوى در کشور آلبانى در ماهاى اخیر بخصوص در اردیبهشت ماه  با بکارگیرى تمام توان خود أعم از تشکیلاتى، نیرویى، مالى و اجتماعى در نهایتِ تلاش بوده است تا از ریزش نیروها جلوگیرى کند، اما بر خلاف نیت پلید سردمداران جهل و جنایت این فرقه، ریزش نیرو به حداکثر خود در ماههاى گذشته رسیده است.

رجوى با گسیل کردن فرماندهان تشکیلات خود از تمام کشورهاى اروپایى به آلبانى براى روحیه دادن به افراد در زنجیر و همچنین بهره گیرى از لابیهاى دلارى و حامى ترور و تروریسم خود همچون جان مکین که بطور واقعى نشان داد که این فرقه دشمن مردم ایران است و با دشمن ترین و کینه توزترین جنایتکاران که خواهان جنگ و مروج آن در هیأت حاکمه آمریکا و تجاوز به کشور ایران است، چنین بى پروا ارتباطات آمریکایى – اسرائیلى خود را مخفى نمیکند. براى هر ایرانى وطن پرست پر واضح است که فرقه هیچ جایگاهى در بین مردم ایران و ایرانیان خارج از کشور ندارد و هر آنچه هم که گِرد فرقه به اسم هوادار جمع آورى کرده است، فقط بخاطر دلارهاى مریم رجوى بوده و لاغیر که این هم در نقطه اى به انتهاى خود خواهد رسید.

رجوى بداند که با پهن کردن فرش قرمز زیر پاى یک جانى جنگ طلب و تروریسم پرور، هیچوقت به نیت شوم خود نخواهد رسید. چرا که کشور و مردم ایران مانند کشورهاى أفغانستان و عراق و لیبى نیست. باید رجوى و این لابیهاى داعش پرور بدانند که سرنوشت و موقعیت قدرتى شان را از دست میدهند و دوران  یکه تازى و زورگویى شان بسر آمده است. رجوى هم بداند که اینقدر علنى کردن خود و پشت کردن به میهن و ملت ایران نشانه ذلت و خوارى فرقه اش میباشد و تقلاى بیهوده قبل از غرق شدن کامل و نابودى اش میباشد، چون دورانش بسر رسیده و واقعیات این را به اثبات خواهند رساند.

 نهایت آرزوى مریم رجوى در پشت کردن به مردم و میهن خود در سالهاى اخیر رفتن به آمریکا و سخنرانى در کنگره این کشور بوده است، اما به دلیل منفوریت بیش از حدى که در افکار مردم ایران دارد، حتى دولت آمریکا جرّأت این اجازه را به خود نداده که میزبان چنین عنصر منفورى باشد.

در زیر به سه نکته اساسى اجمالى نظرى انداخته شده که وضعیت فرقه رجوى را بحرانى نشان میدهد.

الف، تشکیلات؛

رجوى تمام هم و غمش نگه داشتن اندک افراد تشکیلات بوده است و بس، چه در عراق و حال در آلبانى آنهم براى مانور دادن و به رخ کشیدنِ اربابانِ خود و گرفتن مزد مزدورى بر علیه ملت ایران است که با آن دست به چنین مانورهاى پوشالی میزند تا سمت رئیس جمهور مادام العمر و خود خوانده فرقه همچنان در یدک خود داشته باشد و با آن افراد را ارتزاق و عمر ننگین خود را چند صباحى طولانى تر کند.

اما واقعیت این است که تشکیلات فرقه در آلبانى دیگر آن تشکیلات در عراق نیست و نخواهد بود. ریزش نیرو به حداکثر خود رسیده است و مریم رجوى از خیلى مرز سرخهاى انقلاب درونى مجاهدین که منجر به جدایى خانواده از یکدیگر و محدودیتهاى فراوان و سرکوب شدید امنیتى و جو پلیسى و نشستهاى سرکوب دیگ، نشستهاى لایه اى یقه درانى همدیگر، نشست تفتیش عقاید موسوم به غسل(جنسیت) بخصوص نشستهاى فشار روزانه به اسم عملیات جارى که حاکم کرده بود از فشار آنها کاسته است و در مواردى به افراد گفته شده حتى بصورت سورى در آنها شرکت کنند، که این نشاندهنده این است مریم رجوى با یک لگد به پوزه مسعود رجوى، مرز سرخ هاى انقلاب ایدئولوژیکى مجاهدین را سست کرده است که این به معناى بطلانى بر تمام دستاوردهاى نزدیک به سى سال مبارزه و حفظ تشکیلات است که با بندهاى مختلف انقلاب به گفته خودشان حصار تشکیلاتى را براى سرنگونى آبندى کرده بودند اما اینک  بند بند آن انقلاب بصورت جریان وار از هم میگسلد. دوستى که اخیراً جدا شده است، تعریف میکرد که رجوى و مسئولینش به شدت دنبال تطمیع افراد با انواع و أقسام وعده ها از جمله تأمین مالى مکفى و در صورت امکان، کمک در تشکیل خانواده به شرطى که با فرقه همکارى داشته باشند و با خانواده هایشان و افراد جداشده هیچگونه ارتباطى برقرار ننمایند و از موضع فرقه دفاع کنند، حتى در درون جدا شده ها افراد أجیر شده پخش شده است که همدیگر را داشته باشند و جو پلیسى برقرار نمایند و در صورت خلاف وعده، افراد سریعا کمک مالى آنها را قطع کنند.

ب، حامیان عربى و منطقه اى فرقه و وضعیت داعش؛

واقعیت این است، رجوى از وقتى که از عراق اخراج شد دیگر حامیان پول پرست و حمایت کنندگان اش با اسامى مختلف و انجمنهاى خود ساخته فراوان که پول از فرقه دریافت میکردند،  الان درب تنور کمک مالى سازمان به سمت آنها گِل گرفته شده است و چون دیگر کارایى براى فرقه ندارند، مزد و حقوق آنها را پرداخت نمیکند و آنها نیز سر خورده و دماغ سوخته بناى مخالفت با این فرقه گذاشته و صدایشان در آمده است. بعنوان مثال، علامه حسینى از لبنان که با دریافت پول براى فرقه و در حمایت از آن یقه چاک میداد، الان به تزویر این فرقه پى برده است. بگذریم از ماهیت این آخوند، اما هر چى هست و بوده است، فرقه قبلا روى آن سرمایه گذارى میکرد و در هر موضع گیرى و اطلاعیه، حمایت از فرقه اسم این آقا در صدر جدول اسامى قرار داشت.

وضعیت داعش در عراق هم که مشخص است و میرود که تار پودش در عراق از هم بگسلد. کسانى که فرقه رجوى از آنها حمایت کرده و روى آنها براى نفوذ در کشور ایران حساب باز کرده و آنها را نیروهاى انقلابى مثل أمثال خودش خطاب میکرد( البته پر واضح است وقتى تئوریسین تشکیل داعش جان مکین باشد که اکنون در دامن مریم رجوى حلوا حلوا میشود فرقه رجوى با خطاب کردن داعش به عنوان عشائر و نیروهاى انقلابى هم قابل فهم باشد).

در سوریه هم با اتحاد سه کشور روسیه و ایران و ترکیه، بر علیه داعش حلقه بر این گروه هر روز تنگ تر شده و نیروهایش از جمله فرماندهانش را از دست میدهد و ارتش سوریه تسلط خود بر حفظ کشوشان و پیشرویهاى چند ماه گذشته آنها این پیام را میرساند که هر چه حامیان داعش فتنه کنند و کمک کارش باشند، باز این ملت سوریه است که مشخص خواهد کرد که به ترور و تروریسم نه بگوید و سرنوشت کشورشان را به داعش نسپارند  که این هم براى رجوى و حامیان داعش، یک تو سرى و یأس مطلق است.

پ، انتخابات ایران؛

 تزویر رجوى و وعده هاى سر خرمن دادن به نیروها که  انتخابات منجر به سرنگونى حکومت ایران خواهد شد و تحلیهاى صد و هشتاد درجه خلاف واقعیت که رجوى و سرانش از انتخابات ایران به خورد تشکیلات و حامیان خود میدهند، این واقعیت را به ثبوت میرساند که اگر آقاى روحانى در انتخابات برنده شود،  فرقه رجوى در تعاملاتش با اربابان خود منزوى خواهد شد و روحانى با تعامل بیشتر با جهان، این فرقه تروریستى را به بن بست خواهد کشاند و اگر هم آقاى رئیسى انتخاب شود، باز هم بازنده فرقه رجوى است چون ذکاوت ایشان چنین نشان میدهد که اعتدال داشته باشد و باز در تعامل با بیرون قدم بر میدارد و ترفندهاى فرقه راه به جایى نخواهد برد و باز در منگنه قرار گرفتن فرقه در سرنوشت اوست. اما رجوى باید بداند که اینقدر خودفروشى و مزدورى جز بر جنایاتش در حق ملت ایران و کشور ایران نمی افزاید و آینده در هر صورت براى فرقه رجوی تار و ناامید کننده خواهد بود.

„پایان“

*** 

همچنین:

  • عبدالکریم ابراهیمی، ایران فانوس، دوازدهم فوریه ۲۰۱۷:… این خیانت رجوى گواه یک واقعیت است که رجوى و دار و دسته اش نه تنها ایرانى نیستند و دشمن ملت ایران به حساب مى آیند، بلکه دشمن بشریت و انسانیت و حریت انسانى هستند و هیچ وقت نه ذره اى از شرافت و وجدان انسانى با خود دارند و نه بویى از انسانیت برده اند. در باطن از هیچ اصو

     Maryam Rajavi Mojahedin Khalq Terror group Parisعبدالکریم ابراهیمی، ایران فانوس، بیست و چهارم ژانویه ۲۰۱۷:… واقعیت این است که رجوى با حربه سرنگونى، بسیارى از جوانهاى صادق و آزاده مردم ایران را به عراق کشاند و به کشتن داد و با وعده هاى دروغین، تشکیل ارتشى تحت امر و مزدور یک دیکتاتورى که هزار برابر جنایتکارتر و سبوع تر در حق مردم 

     abdolkarim_Ebrahimiعبدالکریم ابراهیمی، ایران فانوس، دهم ژانویه ۲۰۱۷:… سازمان مجاهدین به رهبرى مسعود و مریم رجوى، مخوف ترین روشها و تاکتیکها براى سرکوب افراد تشکیلات و به بند کشیدن آنها بکار میبردند تا افراد را از هویت خود تهى کرده و بنده و برده خود کنند تا اختیارى از خود نداشته باشند. در واقع از إنسانها رباط ساختن حرفه این زوج بد ج

     abdolkarim_Ebrahimiعبدالکریم ابراهیمی، ایران فانوس، نوزدهم دسامبر ۲۰۱۶:… سعید صید مراد، یکى از افراد زبده و قدیمى سازمان بود که در نقش أفسر اطلاعات و عملیات و در طراحى آتش توپخانه اى ارتش به اصطلاح آزادیبخش، نقش اساسى داشت و در عملیاتهاى موسوم به راهگشایى، یکى از بهترین فرماندهان تیم هاى اعزام کننده بود و مأموریتهاى مهم عبور از م

     abdolkarim_Ebrahimiعبدالکریم ابراهیمی، ایران فانوس، چهاردهم دسامبر ۲۰۱۶:… روزنامه گاردین به نقل از یک منبع نظامی آگاه در حلب اعلام کرد تمامی خطوط دفاعی تروریست‌های تکفیری در این شهر در هم شکسته است و تا ساعاتی دیگر بزرگترین پیروزی نیروهای دولتی سوریه در برابر مخالفان رقم خواهد خورد. با وجود آنکه آزادسازی کامل حلب هنوز به طور رسم

     Maryam Rajavi, leader of the Council of Resistance of Iran (NCRI), takes part in a rally in Villepinte, near Parisعبدالکریم ابراهیمی، ایران فانوس، بیست و نهم نوامبر ۲۰۱۶:… مریم رجوى در افاضات خود به دولت هاى ١۶ سال گذشته آمریکا، تاخت و سیاست آنها را به باد انتقاد گرفت که چرا خاک ایران را به توبره نکشیده اند! این عجوزه پر خط و خال، نگفت که در این سالیان مورد نظر ایشان سیاست 

    iran-fanoose-nov-2016ایران فانوس، نوزدهم نوامبر ۲۰۱۶:… سیاستهای کشور آمریکا همیشه تهاجمی نیستند. آنان زمانی که در جنگهایی چون ویتنام و افغانستان و عراق و جاهای دیگر، کم می آورند، ناچاراً به تغییر سیاستهای تهاجمی ـ از میان احزاب دموکرات و جمهوریخواه فرقی نمی کند ـ ناچاراً کسی را نامزد و حمایت می کنند تا

     abdolkarim_Ebrahimiعبدالکریم ابراهیمی، ایران فانوس، پانزدهم نوامبر ۲۰۱۶:… علت این سکوت چیست؟ واقعیت این است که این زوج تروریست  خوب میدانند که اقاى ترامپ در برخورد با مقوله تروریسم بر خلاف اوباما و خانم کلینتون موضع شفاف و ضد سیاستهاى این دو در تروریست پرورى دارد و با صراحت از رویکردش در سوریه و سخت گرفتن بر تروریسم، سخن به میان آ

     abdolkarim_Ebrahimiعبدالکریم ابراهیمی، ایران فانوس، هفتم نوامبر ۲۰۱۶:…  شنیدم که اینروزها مریم رجوی این پیرزن تکیده و حیله گر و فریبکار، بحثى به اسم „فاز سرنگونى با تهاجم حداکثر“ براى سرگرم کردن و در اسارت نگه داشتن شما آورده است و از اعضاى مفت خور و حقوق کلان بگیر شورا روانه آلبانى کرده که با نقل خاط

     asma-jahangir_un_iran_human_rightsزنان ایران و پیوند رهایی و فانوس، بیست و چهارم اکتبر ۲۰۱۶:… در اینجا لازم به استحضار جنابعالی می دانم که سازمان مجاهدین یکی از اولین سازمانهایی در منطقه بوده و می باشد که عملیات انتحاری را مقدس دانسته و برای رفتن مستقیم به بهشت ترویج و انجام داده است. در سال ۱۳۶۰ دختر ۱۴