خاطره اي از نشست زهرا مریخی (+ سراب بی پایان رجوی)ا

خاطره اي از نشست زهرا مریخی (+ سراب بی پایان رجوی)ا

بنیاد خانواده سحر، تیرانا، آلبانی، بیست و هشتم اکتبر 2017:… يادم هست که يك روز گفتند بايد به نشست برويم و همه باید كت و شلوار بپوشيم و کراوات بزنیم. براي ما مشخص بود كه نشست مهمي بايد باشد كه ما بايد اینطور لباس بپوشيم. بعد از رفتن به نشست فهميدم کسی كه در حال حاضر مسئول اول سازمان مجاهدین خلق شده نشست را گذاشته و قرار است فیلم برداری شود و اين فرد كسي نبود جز زهرا مريخي … 

مریم رجوی خشونت ترور قتل و جنایت از تیرانا آلبانی زوربای آلبانی

خاطره اي از نشست زهرا مریخی

زینال شهیدی (مستعار)
لینک به منبع

يادم هست که يك روز گفتند بايد به نشست برويم و همه باید كت و شلوار بپوشيم و کراوات بزنیم. براي ما مشخص بود كه نشست مهمي بايد باشد كه ما بايد اینطور لباس بپوشيم. بعد از رفتن به نشست فهميدم کسی كه در حال حاضر مسئول اول سازمان مجاهدین خلق شده نشست را گذاشته و قرار است فیلم برداری شود و اين فرد كسي نبود جز زهرا مريخي.

من خودم از او شناخت زيادی نداشتم و ندارم كه بخواهم توضيحاتي بدهم ولي با مشاهده او تنها چيزي كه به ذهنم آمد اين بود كه او هم يكي ديگر از سرسپردگان مسعود رجوی است كه امتحان خود را پس داده و هر کاری از دستش ساخته است و حالا به این مرتبه رسیده که برای ما نشست بگذارد.

اي كاش ميشد نوار ویدئویی اين نشست را براي تمام مردم ايران پخش كرد تا همه ببینند که زهرا مریخی چطور خودش را براي مريم و مسعود ملعون لوس می کرد و ابراز احساسات می نمود و مجیز می گفت كه انسان در لحظه از خودش بدش می آمد.

او در اولين حرفي كه زد كه براي همه واكنش عجيبي داشت اين بود كه گفت بعد از قضيه 17 ژوئن (دستگیری مریم رجوی در پاریس و متعاقبا فرمان مسعود برای خودسوزی) به خودم قول دادم كه هر كاري كه به من گفتند بدون اينكه سوالي بكنم آن كار را انجام بدهم و بعد از 15 سال همين كار را انجام ميدهم و تا حالا نشده كه كاري به من بگويند و بعد من حرفی بزنم یا انجام ندهم يا سر كار اما و اگر داشته باشم.

در لحظه به خودم گفتم همين كه داري از خودت چنین تعريفی می دهی معلوم است چه اعجوبه اي هستي. کسی كه حالا به عنوان مسئول اول سازمان منصوب شده بقدري در اين نشست از مسعود و مریم و از سرسپردگی خود تعريف و تمجيد كرد که حال همه بهم خورد. تازه فهميدم كه اين فرد كه من براي اولين بار می دیدم احتياجي به دانستن سابقه ندارد و تکلیفش معلوم است.

تمام نشست شده بود تعريف از مسعود و تعریف از مریم و ابراز بندگی و دیگر هیچ. بايد به این عنصر مغزشویی شده گفت كه مگر ميشود انسان هر دستوری را بدون چون و چرا انجام دهد و در مورد آن هیچ حرفي يا نكته اي یا سؤالی نداشته باشد؟ مگر تو ماشین یا روبات هستی؟ مگر ميشود آدم در اين 15 سال که خودت می گویی هر كاري محول شده باشد را توانسته باشد انجام دهد؟ خدا را شكر، واقعا كه در اين دنيا افرادی پیدا می شوند كه حماقت را به اوج خود رسانده اند.

بايد به این نابغه دهر گفت تو اگر اين مسئوليت را گرفتي كساني بودند كه كارهايي انجام ميدادند و بدون نام و نشان زحمت می کشیدند و ادعایی هم نداشتند. ولي تو حتي اسم كسي را جز خودت و مسعود و مريم نبردي، درصورتي كه من و ما شاهد بوده ايم زناني كه صبح تا شب در آشپزخانه و جاهای دیگر به صورت طاقت فرسا کار ميكردند و تازه بدهکار هم بودند و می بایست مدام پاسخگو باشند. ولي تو به هيچ عنوان نه اين كارها را انجام ميدادي و نه جوابگو بودی. بايد به تو گفت كه در نشست طوري صحبت كن كه نفرات از حرفهاي بيخود تو حالشان بد نشود.

بدان و آگاه باش كه نفراتي كه آن پايين نشسته بودند کسانی مثل من بودند كه با شنيدن حرفهاي تو از خودشان هم بيزار ميشدند. پس اگر باز نشست ميگذاري سعي كن از نفراتي كه در كارهاي سياه و پایین جان میکنند نام ببری و نه اینکه مدام از مسعود و مریم بگویی و ابراز بندگی نمایی.

براي همه مردم ايران مشخص شده كه کار شما صرفا مغزشویی و اسیر نگاه داشتن افراد است. اما آلبانی پایان راه است. هر روز افراد بیشتری از چنگال اسارت شما نجات پیدا می کنند و دور نیست روزی که لانه عنکبوتی رجوی فرو بریزد.

نجات یافته از فرقه رجوی در آلباني – زينال شهيدي

سراب بی پایان رجوی

محمد علی قدرتی (مستعار)
لینک به منبع

در طول سال ها عمری که در فرقه رجوی از دست دادم، در واقع به دنبال سرابی پیش نبودم.

هر سال به نوعی آدم ها را فریب می دادند. با شعارهای تو خالی که مثلا امسال سال آخر هست. در حال حاضر هم باز مریم رجوی در سراب همیشگی خودش گفت که تا پایان سال 96 حکومت ایران تعیین تکلیف می شود. تابحال هم کسی “تعیین تکلیف” را معنی نکرده است.

سوال این هست که تا چه زمان می خواهید با ترفند و دروغ در این سراب بی پایان شعار بدهید و افراد را اسیر خود نگاه دارید؟ یک عمر خودمان را با این سراب به باد دادیم. در عراق و در به اصطلاح جوار خاک میهن خبری نشد چه رسد به تیرانا که دیگر پایان راه است.

این سوال را واقعا باید از مریم رجوی پرسید که تا چه زمان در این سراب می خواهید نفرات را فریب بدهید؟ چون دوران این حرف و فریب ها به پایان رسید است. مگر نمی بینید که دسته دسته جدا می شوند؟

تا زمانی که فرد در فرقه رجوی اسیر است و رابطه ای با دنیای بیرون ندارد، همین فریب ها را به خوردش می دهند. واقعیت بیرون از فرقه رجوی زمین تا آسمان با تبلیغات و شعارهای آن ها متفاوت است. در دنیای آزاد انسان به خوبی خودش واقعیت را با چشم های خودش می ببیند و فورا متوجه می شود که دنیای رجوی سرابی بیش نیست.

امیدوارم دوستان قدیم متوجه این بشوند و زودتر سرنوشت زندگی خودشان را انتخاب کنند.

با امید به رهایی اسیرهای فرقه رجوی و نابودی مناسبات کثیف فرقه ای

نجات یافته از فرقه رجوی در آلبانی – محمد علی قدرتی

(پایان)

*** 

از میان خاطرات نجات یافتگان (آنجا یاد گرفتم که چگونه گلادیاتور وار برای حفظ خود دیگران را لگدمال کنم)

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=31854

جاسوسی علیه نجات یافتگان در آلبانی (مهری علیقلی)ا 

مهری_علیقلی_مجاهدین_خلق_مریم_رجوی_منافقین_تروریسمبنیاد خانواده سحر، تیرانا، آلبانی، بیست و چهارم اکتبر ۲۰۱۷:… در سایت ایران افشاگر که تریبون فحش و فضیحت فرقه رجوی است و بیشتر ماهیت منحط این فرقه را افشا می کند، مقاله ای از یک نفر به نام مهری علیقلی خواندم که لازم دیدم در رابطه با او و اقدامات جاسوسی برای مجاهدین خلق چند جمله کوتاه بنویسم.  این فرد که مریم رجوی را الگوی خودش قرار داده و … 

اسماعیل مرتضایی (جواد خراسان)اسامی تعدادی از فرماندهان نظامی اطلاعاتی مجاهدین که به آلبانی گسیل شده اند + تصاویر

گزارش انستیتوی تحقیقات دفاع ملی (RAND) (گزارش کامل بعلاوه پیوست ها)

جاسوسی علیه نجات یافتگان در آلبانی

محمد هاشمی (مستعار)
لینک به منبع

در سایت ایران افشاگر که تریبون فحش و فضیحت فرقه رجوی است و بیشتر ماهیت منحط این فرقه را افشا می کند، مقاله ای از یک نفر به نام مهری علیقلی خواندم که لازم دیدم در رابطه با او و اقدامات جاسوسی برای مجاهدین خلق چند جمله کوتاه بنویسم.

مهری_علیقلی_مجاهدین_خلق_مریم_رجوی_منافقین_تروریسم

این فرد که مریم رجوی را الگوی خودش قرار داده و به درستی هم بیان کرده که مریم الگوی او می باشد، در واقع جاسوسی و خبر چینی و آدم فروشی و البته نیرنگ و فریبکاری و دغل بازی را در مکتب مریم رجوی به خوبی آموخته است.

او بعد از ورود به آلبانی کار خودش را با جاسوسی و خبر چینی علیه زنانی که از فرقه فرار یا خارج شده بودند شروع کرد و به این ترتیب آنان را تحت فشار قرار می داد. سپس در مراحل بعدی با همکاری برادرش مجتبی علیقلی که قبلا افشا شده بود و در ارتباط تنگاتنگ با وی، تمام اطلاعات نجات یافتگان را به سازمان میداد تا بیشتر تحت فشار قرار گیرند.

این زن البته خودش در درون مناسبات بود ولی برادرش در خارج مناسبات قرار داشت و این دو روزانه و در محلهایی که از قبل مشخص شده بود به بهانه دیدار خانوادگی اقدام به رد و بدل کردن اخبار جداشگان می کردند.

این در حالی است که در آلبانی مجاهدین خلق هرگز اجازه دیدار به خانواده های دردمندی که بیش از سه دهه عزیزانشان را ندیده بودند نمی دهد و حتی آنرا مرز سرخ اعلام کرده و به شدت جلوی آن می ایستد. ولی البته برای جاسوسی و خبرچینی نه تنها چنین امکانی فراهم می کند بلکه هزینه های کلان هم می پردازد وعده و وعیدهایی هم می دهد.

بهرحال مجتبی علیقلی خبرچینی علیه نجات یافتگان را قبول کرده و در ارتباط با خواهرش تمام اخبار آنان را به سازمان منتقل میکند. مهری علیقلی هم برای خوش رقصی یک نامه نوشته و به انتخاب مریم رجوی به عنوان رئیس جمهور انتصابی و مادام العمر پرداخته است.

باید به این زن و به برادرش گفت که دوران خوش رقصی و جاسوسی برای ادامه زندگی خفت بار به بهای به خطر انداختن زندگی زنان و مردانی که دیگر حاضر نیستند در برابر رجوی سر فرود آورند به پایان رسیده و ما هم در همه جا اقدامات کثیف امثال مهری و مجتبی علیقلی را افشا خواهیم کرد.

رها شده از فرقه در تیرانا – محمد هاشمی

*** 

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=31801

پنج مطلب رسیده از کمپهای مجاهدین خلق (فرقه رجوی) در تیرانا، آلبانی

 Sahar_Family_Foundation_SFF_Tirana_Albaniaبنیاد خانواده سحر، تیرانا، آلبانی، بیستم اکتبر ۲۰۱۷:…  فعلا نفرات نجات یافته را دریاب که اینجا در آلبانی سنگ قبرت را نگذارند، سرنگونی پیشکش. آن تعداد هم که باقی مانده اند از دید مردم آلبانی آدمهای فرسوده و خموده ای شده اند که در خیابانهای آلبانی با آن لباسهای عراقی که دارند مشخص هستند و مسخره می شوند. آنان تناقضاتی دارند که به زور خودشان را میکشند تا نفسی بیاید و زنده بمانند. این است سر نوشت یک … 

کمیساریای عالی پناهندگی سازمان ملل متحدLegal representative meets with UNHCR in Tirana to clarify the status of MEK defectors (aka MKO, NCRI, Rajavi cult …)

به کجا چنین شتابان؟

مجید آتش افروز (مستعار)
لینک به منبع

محمدرضا شفیعی کدکنی می پرسد: “به کجا چنین شتابان؟”

و همچنین سعدی علیه الرحمه می فرماید: “دیر آمدی ای نگار سرمست”.

چرا این را نوشتم؟ علت دارد. به یاد دورانی افتادم که خودم در آن مناسبات فرقه ای رجوی گیر کرده بودم و مجبور بودم درست مثل خودشون دروغ بگم. چون شب و روز تمام فرماندهان به این عادت کرده بودند و راه خلاصی نداشتم.

بگذریم، برویم سر اصل مطلب که چرا همیشه مریم رجوی شتابان و البته نهایتا دیر میرسد؟ هر خبری از آمریکا می رسد به دنبال جشن گرفتن و یا نشست گذاشتن است تا بهره آنرا ببرد. او خوب میداند که وقتی دیر حرکت بکند از قافله عقب میماند و سعی میکند شتاب کند اما همیشه در آخر دیر است.

مریم رجوی تلاش می کند تا در چشم نیروها بالا برود و همچنین در انظار دیگران مثل مک کین و بولتون و سایر لات و لمپن های آمریکایی توجهی جلب نماید و بتواند لبخند رضایتی دریافت کند و صراحتا بگوید که دیگر از امپریالیسم تنفری ندارد و هر چه هست دوستی است.

درست مثل دوران عراق و زمان جنگ که با دولت صدام هم موریانه وار یا باید گفت موزیانه وار حرکت کرد که همین که صدام ساقط شد بلافاصله آمریکا عزیز گردید و حالا هم ناگفته نماند که این حرکت برای به دست آوردن قدرت فردی خودش و آن ملعون است که باید گفت زهی خیال باطل.

فعلا نفرات نجات یافته را دریاب که اینجا در آلبانی سنگ قبرت را نگذارند، سرنگونی پیشکش. آن تعداد هم که باقی مانده اند از دید مردم آلبانی آدمهای فرسوده و خموده ای شده اند که در خیابانهای آلبانی با آن لباسهای عراقی که دارند مشخص هستند و مسخره می شوند.

آنان تناقضاتی دارند که به زور خودشان را میکشند تا نفسی بیاید و زنده بمانند. این است سر نوشت یک تعداد اسیر و درمانده، ولی خبر ندارند که مریم رجوی دارد با چه کسانی قدم بر میدارد و پای چه میزهایی با آمریکایی های جنگ طلب می نشیند. این است “نبرد با آمریکا”؟

رجوی میخواهد خون مردم را توی شیشه بکند که خودش به قدرت برسد و ا لبته هیچ گاه به این قدرت نخواهد رسید و بار کج هرگز به منزل نمی رسد.

آلبانی – تیرانا
نجات یافته از فرقه رجوی
مجید آتش افروز

نشانه هایی از مرگ مسعود رجوی

زینال شهیدی (مستعار)
لینک به منبع

یکی از چیزهایی که ذهن بعضی ها را درگیر کرده این است که آیا سرکرده فرقه یا همان رهبر خودانتصابی و مادام العمر و بلامنازغ فرقه زنده است یا مرده؟

من یادم هست که تا چند سال پیش این ملعون زنده بود و در اشرف و در لیبرتی نشست صوتی و نوشتاری می گذاشت و شکی در این موضوع نبود که خودش است. ولی بعد از صحبتهای ترکی فیصل در کنفرانس همبستگی پاریس و این که دو بار کلمه مرحوم را بکار برد سوالات زیادی پیش آمد که شاید او به اشتباه این حرف را زده ولی ترکی فیصل یکی از نفراتی است که در دنیا حساب ویژه ای برای او قائل هستند و به هیچ عنوان نمیاید دروغ بگوید که وجهه خودش را بخاطر یک انگل خراب کند.

این یک بعد قضیه است. بعد بعدی قضیه این است که الان شیوه ای که دارند در تشکیلات انجام میدهند و دارند عملیات جاری را کم کم برمیدارند و انتقاد از خود که مرزسرخ مسعود بود را کمرنگ می کنند یا اینکه خیلی وقت است این مردک نشست نمیگذارد و پیام صوتی نمیدهد و تشکیلات هم دارد از هم میپاشد. این نشانه چیست؟

او گفته بود که اگر تشکیلاتمان از بین برود انتقاد از خود برداشته نمیشود وانقلاب ایدئولوژیک همیشه هست و غسل هفتگی دائمی است. ولی الان از این حرفها خبری نیست. او سر این موضوع دروغ هم نمیگفت و انقلاب ایدئولوژیک برایش همه کار میکرد. لذا این نشان دهنده این است که این ملعون به درک واصل شده و نایب او مریم رجوی سکان فرقه را بدست گرفته است و البته دارد همه چیز را بای می دهد.

حتی شنیده ها حاکی از این است که میخواهد نفرات ازدواج هم بکنند که درگیر شوند و نتوانند فرقه را رها کنند. به این شکل است و این کارهایی است که روزانه در فرقه انجا م میشود.

من که سالها در این فرقه بودم وقتی میشنوم که چه کارهایی انجام میشود شاخ در میاورم و این نشان دهنده این است که شک نکنید رهبر فرقه رجوی ملعون مثل دیکتاتوهای دیگری همچون صدام حسین و قذافی در جای نامعلومی به خاک سپرده شده اند

عاقبت همه دیکتاتورها همین است. مریم رجوی درس بگیر. مرگ تو هم دور نیست. هیچ کدام از این نفرات نزدیک تو مانند مژگان پارسایی، زهرا مریخی، صدیقه حسینی و زهره اخیانی تف هم به قبرت نمی اندازند.

جدا شده از فرقه رجوی در تیرانا – زینال شهیدی

فکر میکنه بر بام جهانه، ولی واقعا در ته چاهه

مجید آتش افروز (مستعار)
لینک به منبع

بازم از تازه های فرقه بگیم که چگونه عمر آدمها را بر باد سرنگونی موهوم میدن. این روزها فرار از فرقه زیاد شده و سازمان به هر بهانه ای پول افراد را قطع می کنه، تا ببینیم نوبت ما کی میرسه که پول ما رو هم قطع بکنن و اینها باید منتظر انفجار نفرات و آوار شدن روی سرشان باشند.

مریم رجوی باید بدونه که بعد از ناپدید شدن آن گور به گور شده دیگر باید دست از مبارزه برداره و کم حرف از سرنگونی بزنه، چون در آلبانی باید خودش سرنگون بشه، چون مردم ایران خوب دیدند که عمر جوانها را گرفته اند و در اینجا بدون هیچ پولی آنها را در خیابانها رها می کنند. این همان مردم داری مریم بود که ما معنی مردم داری را هم فهمیدیم. مگر اینها نبودند که برای شما دست به هر کاری زدند؟ پس چرا باید در آخر خط به این گونه آنها را به امان خودشان رها کنید؟ تا کی میخواهید چهره کریه خودتان را مظلوم نشان بدهید؟ با این کارهایی که شما میکنید معلوم است که چقدر قدرت پرست هستید که حتی همان فرماندهانتان از کارهایتان می ترسند و پا به فرار از دستگاه کثیفتان می گذارند.

این شما هستید که باید سرنگون بشوید تا دوستان در زنجیر ما آزاد زندگی بکنند. هر چند هم که ما هنوز کاملا آزاد نیستیم و ما در گرو آن پول کثیف شما گیر کرده ایم و شما باید بگویید که چه توافق کثیفی سر ما انجام داده اید که دولت آلبانی و کمیساریا هم از ما پشتیبانی نمی کنند و در همه امور کار شکنی می نماید. یک روزی این توافق بیرون میزند و مشخص میشود شما چه غلطی کرده اید و چه معامله ای با آقای گوترز انجام داده اید که جای خودتان را خوش می بینید. باید منتظر تلافی ها باشید.

با آن مزخرفاتی که به خورد ما در بحث انقلاب دروغینتان دادید باید بدانید که تمام این چرندیات در بیرون از مناسبات کثیف شما خنده دار است و ظرف چند روز از ذهن ما پاک شد. چون به این کار همه میخندند و میگویند این کارها مال آدمهایی است که در سکت هستند و نه آدمهای انقلابی واقعی. دست شما هم در این جامعه رو است و بیخودی نگویید که ما در جهان یک هستیم و حرف اول را میزنیم و بر بام جهانیم. آن که دروغ نمی گوید و در راه خدا قدم برمیدارد شما نیستید که در راه خود پرستی حرکت میکنید و تا میتوانید حتی به خودتان دروغ می گویید که خودتان هم باورتان شده کسی هستید. ولی دیگر تمام شد و باید چشم بر واقعیت بیرون باز کنید و بگذارید نفرات با دنیای آزاد واقعی روبه رو بشوند، بعد میفهمند شما چه اعجوبه هایی هستید که دروغهای خودتان هم باورتان میشود. ولی این بار از دست بورژوازی خلاصی نیست چون خود شما دمتون به دنیای رهبری بورژوازی که امریکا باشه وصله.

مریم رجوی وقتی با مک کین قدم بر میداره معلومه که کجا گیره چون دیگه راهی نداره و باید این بحث را برای دیگران کرد تا بدونن. ولی برای خودش و مک کین و امثالهم این چرت پرت ها را باید کنار بگذارد و صراحتا بگوید که دیگر راه پس و پیش ندارد و چاره ای ندارد جز اینکه دوباره به این مزخرفات رو بیاورید.

وعده ما در اینجا یعنی در آلبانی برای سرنگون شدن فرقه رجوی

آلبانی – تیرانا
نجات یافته از فرقه رجوی
مجید آتش افروز

پایان فرقه رجوی در آلبانی

محمد علی قدرتی (مستعار)
لینک به منبع

همگی شاهد هستیم که آمار نجات یافتگان در آلبانی روز به روز بالاتر می رود. رجوی هم از همین می ترسید که با هزار نیرنگ و فریب حاضر به خروج از اشرف و از عراق نبود.

به خوبی یادم هست بعد از حمله آمریکا به عراق در سال ۲۰۰۳، مشخص بود که دیگر داستان مسعود رجوی بعد از سرنگونی صدام تمام شده است. ولی رجوی هر بار با ترفندها و دروغ های خودش نفرات را برای مطامع خودش به کشتن می داد و البته همین طور روز به روز زیر فشار خانواده ها عقب نشینی می کرد.

از روز بعد از سرنگونی صدام مشخص بود پرونده مجاهدین خلق هم بسته شده است، ولی چیزی که رجوی نمی خواست قبول کند این بود که دیگر عراق جای ماندن نیست و باید همه خارج شوند و هر کس به دنبال سرنوشت خودش برود.

بالاخره همه به آلبانی آمدند. رجوی نمی خواست به هیچ عنوان سایه اش را از سر نفراتی که به اسارت گرفته بود کم کند. با فشار و دروغ تلاش می کرد و می کند که نفرات را نگاه دارد و تا می تواند از حربه مستمری ماهیانه استفاده می کند. اما باز هم نتوانسته است جلوی ریزش نیروی مستمر را بگیرد.

سوال منطقی از مریم رجوی این است که آیا ارزش آنرا دارد؟ البته مریم رجوی و ایضا مسعود هرگز اهل منطق نبوده اند و بر اساس تمایلات کودکانه شان عمل می کنند.

چرا رجوی جلوی انتخاب آزاد افراد را برای زندگی خودشان می گیرد؟ چرا اینقدر از ارتباط فرد با دنیای بیرون و ارتباط با خانواده خودش هراس و وحشت دارد؟

چرا اساسی ترین حقوقی انسان را در خصوص اعضای فرقه اش رعایت نمی کند؟ چرا دم از آزادی می زند اما نفرات خودش را اسیر و گروگان گرفته است؟

ولی مریم خودش گفت که آلبانی دیگر عراق نیست. رجوی زیر چتر حمایت صدام حسین هر بلائی خواست سر نفرات آورد و اجازه نداد کسی جدا شود. صدام سقوط کرد و از آن زمان فرقه رجوی در سراشیب سقوط افتاد. اینجا تیرانا نقطه پایان فرقه است. دیگر نمی شود با دروغ و نیرنگ هم افراد را ترساند و حفظ کرد.

حال رجوی هر چقدر هم می خواهی باز دروغ بگو و جلوی جداشدن افراد را با هزار فشار و فریب بگیر، ولی باور کن فرقه ات به نقطه پایان رسیده است.

با امید به اینکه تمامی اسیران فرقه رجوی پا به دنیای آزاد بگذارند.

نجات یافته از فرقه رجوی در آلبانی
محمدعلی قدرتی

باز تحلیل “جرقه و جنگ” رجوی

اکبر حسنی (مستعار)
لینک به منبع

ارباب رجوی به خلیج‌ فارس گفته خلیج عربی و همچنین گفته ۸۰ میلیون ایرانی تروریست هستند و ظاهرا بحث در جهان بالا گرفته است.

اما رجوی به این کارها کاری نداره و دوباره رفته بالای چهارپایه و گفته که “جرقه و جنگ” در راهه و آمریکا به ایران حمله می کنه و بعد ما میریم به تهران. البته روش نمیشه بگه که نهایتا میشیم زائده ارتش آمریکا درست مثل ارتش خصوصی صدام.

باز خدا میدونه چقدر بحث و فحص و دوباره کله پزی بخواد راه بندازه که آقا رفتیم برای گرفتن حکومت ایران. باز هی حرافی و حرفای حوصله سربر. طرف خیال میکنه همون جایگاه قبلی رو توی ذهن ها داره. رجوی یادش رفته که نفرات روز روشن در همان لیبرتی توی محفل های خصوصی خودشون، او و مریم رو مسخره می کردند.

بعد خیال میکنه الان دیگه کسی به مزخرفاتش گوش میده. نخیر اوضاع عوض شده.

البته این آش دست ‌پخت خودشه. از بس دروغ به خورد نفرات داد، از بس پاچه نفرات رو به بهانه‌های مختلف گاز گرفت، از بس پا روی گلوی نفرات گذاشت، ولی به نور چشمی ها نازکتر از گل نگفت، حالا به همون نورچشمی ها که توی اروپا و آمریکا عکس یادگاری میگیرن بگوید بیان نیروی زمینی ارتش پوشالی اش بشن، بشرطی که بتونه این دفعه هم با حرفای صد من یک غازش سرشون رو شیره بماله.

حتما باز نشست پشت نشست، پروژه خونی پشت پروژه خونی، که این دفعه میرویم که نفرات باید پروژه بخونن که البته مزخرفات رجوی را به اندازه یک پاپاسی قبول ندارند.

مگر پروژه خوانی غیر از این حرفاست؟

پس رجوی ببین، بغیر از اینکه اربابانت تو را فرستاده اند به باتلاق آلبانی، از درون هم پوسیدی، پس میشه بگی چرا الکی دست و پای بیهوده میزنی، و بچه‌های مردم رو علاف خودت کردی؟ باز چند وقت میخوای نفرات رو بازی بدی؟ ولی باور کن همه چیز تموم شده.

البته خودت این بازی با خون رو به اینجا رسوندی که دیگه برای حرفات پشیزه ارزش قائل نباشند. بازم امتحان کن ببین آخرش چی میشه.

گرچه برای همه پر واضحه که کار فرقه تموم شده ولی نمیدونم چرا توی گوش خودت نمیره . به قول معروف “صورتت رو با آب مرده شورخانه شستن از بس که پررو و بی چشم و رویی.

آخرش به همین زودی ها به جای اینکه صورتت رو با آب مرده شور خانه بشورن خودتو رو میشورند یا شاید هم تابحال همین کار را کردن. گرچه برای شستن و پاک کردن تو آب هفت دریا هم کمه، از بس که دستات آغشته به خونه.

اکبر حسنی اسیر آزاد شده از فرقه رجوی در آلبانی

(پایان)

*** 

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=31782

ملاقات با کمیساریا در آلبانی 

 بنیاد خانواده سحر، تیرانا، آلبانی، نوزدهم اکتبر ۲۰۱۷:…  علاوه بر این، وکیل پرسید که چرا کمیساریا از جداشدگان مجاهدین خلق حمایت نمی کند، که بعد از ترک سازمان در خیابان بدون حامی سرگردان می شوند؟ او گفت که این افراد می خواهند از آزادی فردی خود که دموکراسی تضمین می نماید بهره مند گردند، ولی چرا کمیساریا به این افراد که مستحق زندگی در آزادی و در دموکراسی هستند کمکی نمی کند؟ نمایندگان … 

احسان بیدی سیاوش رستارFormer MEK members petition the UNHCR in Albania (aka Mojahedin Khalq, Rajavi cult, NCRI …)

لینک به منبع

لینک به متن انگلیسی

ملاقات با کمیساریا در آلبانی

 کمیساریای عالی پناهندگی سازمان ملل متحدبه دنبال مشکلات فراوانی که از جانب نجات یافتگان از فرقه رجوی در آلبانی مطرح شد، بنیاد خانواده سحر بر آن گردید تا موضوع را از طرق حقوقی و قانونی دنبال نماید. به همین منظور به تعدادی از وکلا و مؤسسات حقوقی مراجعه شد و این کار همچنان ادامه دارد.

در گام اول یک وکیل وکالت دو نفر از آنان را به عنوان نمونه پذیرفت تا دنبال نماید. او ابتدا از کمیساریای عالی ملل متحد برای پناهندگان درخواست دیدار کرد و همراه با یکی از موکلین خود در این ملاقات با خانم بله رئیس کمیساریا و آقای حارث خان معاون کمیساریا حاضر شد و سپس گزارش این ملاقات را برای بنیاد خانواده سحر تنظیم نمود که ترجمه آن عینا در زیر از نظرتان می گذرد: 

نماینده قانونی، برای روشن نمودن وضعیت پناهندگی جداشدگان از مجاهدین خلق، در تیرانا با کمیساریا دیدار نمود.

تنظیم از Av. M.B. وکیل حقوقی

در روز ۹ اکتبر سال ۲۰۱۷ یک وکیل آلبانیایی به نمایندگی از تعدادی از جداشدگان از سازمان مجاهدین خلق با مقامات کمیساریای عالی ملل متحد برای پناهندگان UNHCR در تیرانا در آلبانی دیدار نمود. مقالات در تاریخ ۲۷ سپتامبر از جانب وکیل مربوطه به نمایندگی از جانب دو تن از جداشدگان، که می خواستند در خصوص آینده ارتباط خود با کمیساریا مطلع گردند، درخواست شده بود.

وکیل و یکی از جداشدگان در دفتر کمیساریا در تیرانا توسط H. Balla (خانم بله رئیس کمیساریا) از جانب دفتر حمایت قانونی، و H. Khan (حارث خان معاون کمیساریا) که مسئول اعضای مجاهدین خلق در آلبانی است پذیرفته شدند.

وکیل که از جانب موکلین خود صحبت می کرد درخواست توضیح از مقامات کمیساریا در خصوص وضعیت پناهندگی موکلینش در آلبانی، مشکلات اقتصادی و شرایط قانونی آنان نمود.

در طول مذاکرات H. Khan، که مسئول جابجایی اعضای مجاهدین خلق از عراق به آلبانی بود، نکاتی را برای وکیل روشن ساخت. او توضیح داد که کمیساریا به مجاهدین خلق کمک نموده است تا در آلبانی مستقر شوند تا آنان را از تهدیداتی که در عراق متوجه آنان بود مصون نگاه دارد. کمیساریا به اعضای مجاهدین خلق در عراق مستمری می پرداخت ولی حالا که آنان در آلبانی مستقر شده اند دیگر موضوع کار کمیساریا محسوب نمی شوند. او ادامه داد که بر خلاف ادعای جداشدگان از مجاهدین خلق که کمیساریا ماهانه ۵۰۰ یورو به اعضا می پردازد، کمیساریا دیگر هیچ پولی برای اعضا به مجاهدین خلق نمی دهد. او گفت که مجاهدین خلق بودجه خودشان را در این خصوص دارند و سازمان توافقی با دولت آلبانی دارد که هزینه تمامی نفرات اعم از عضو یا جداشده را به یک میزان بپردازد، چرا که این یکی از نکاتی مورد تفاهم با مجاهدین خلق، آمریکایی ها، و دولت آلبانی بود که در زمان انتقال به آلبانی صورت گرفت.

او خاطر نشان ساخت که کمیساریا به سهم خود تلاش نمود تا به اعضای مجاهدین خلق برای استقرار در جامعه آلبانی کمک نماید و لذا تعالیمی برای آنان بر اساس توافقی که با یک سازمان غیر دولتی آلبانیایی با عنوان خدمات پناهندگی و مهاجرت RMSA داشت ارائه داد، که به اعضای مجاهدین خلق بر اساس نیازهای اجتماعی آنان کمک می نمود.

در طول مذاکرات، فرد جداشده از مجاهدین خلق به کمیساریا شکایت نمود که مجاهدین خلق اعضا را در آلبانی تحت فشار قرار می دهند، تهمت می زنند، تهدید می کنند، آنان را به بردگی گرفته اند، و از فشارهای روانی علیه آنان استفاده می کنند. جداشده مربوطه توضیح داد که مجاهدین خلق یک شبکه جاسوسی علیه اعضای خود که گروه گروه جدا می شوند بوجود آورده اند . او شاکی بود که مجاهدین خلق اعضای خود را در ایزولاسیون کامل نگاه داشته و آنان را از ارتباط با خانواده های خود در ایران و کل جهان محروم ساخته اند، و اگر ارتباط یک عضو با خانواده اش یا با یک جداشده لو برود او فورا تحت بازخواست قرار می گیرد و به همکاری با رژیم ایران متهم می شود.

جداشده مربوطه فاش ساخت که چگونه مجاهدین خلق بسیاری از اعضای خود را طی ۳۰ سال گذشته به بردگی گرفته اند، و حال که آنان در یک کشور دموکراتیک مانند آلبانی زندگی می کنند، این سازمان همچنان به تهدید و تهمت علیه آنان مشغول است، و آنان را ایزوله نگاه داشته و به آنان اجازه نمی دهد تا از آزادی و دموکراسی و زندگی شهروندی بهره مند شوند.

وکیل به مقامات کمیساریا گفت که این ادعاها از جانب بسیاری از جداشدگان دیگر که در شرایط ترس و وحشت به سر می برند و مدام از جانب سازمانی که مدعی است دموکراسی را به ایران خواهد آورد تهدید می شوند ارائه شده است. او از نمایندگان کمیساریا پرسید که آیا از تهدیدات و فشارهای مجاهدین خلق حتی نسبت به خانواده های اعضا که به آلبانی برای دیدار با عزیزانشان آمدند مطلع هستند؟ او بسیاری از موارد را برای مقامات کمیساریا فاش ساخت که خانواده های اعضای مجاهدین خلق حتی از جانب پلیس آلبانی، زمانی که به آلبانی آمده و تلاش نمودند تا با بستگان خود ارتباط برقرار نمایند، بازداشت و تهدید شده اند. 

وکیل سؤال نمود که آیا این سازمان که اعضای خودش را به شیوه های غیر انسانی تهدید می کند، که این یک جرم جنایی بر اساس قوانین آلبانی است، میتواند صحبت از دموکراسی نماید؟ او از کمیساریا در خصوص موضعش در قبال این اتهامات جنایی، که جداشدگان علیه یک سازمان توتالیتر که ادعای مبارزه برای دموکراسی و حقوق بشر دارد مطرح می کنند، سؤال نمود. چگونه می تواند کمیساریا با چنین سازمان توتالیتر و برده داری کار کند و از آن حمایت نماید؟ آنان پرسیدند که آیا کارکنان کمیساریا نسبت به اعمال ضد انسانی سازمان علیه اعلامیه جهانی حقوق بشر که آلبانی نیز آنرا امضا نموده است اطلاع دارند، و آیا می دانند که سازمان آزادی فکر، آزادی تشکیل خانواده، آزادی جابجایی و آزادی ارتباط را از آنان گرفته و با بسیاری از اعضای خود مانند بردگان رفتار می نماید؟

علاوه بر این، وکیل پرسید که چرا کمیساریا از جداشدگان مجاهدین خلق حمایت نمی کند، که بعد از ترک سازمان در خیابان بدون حامی سرگردان می شوند؟ او گفت که این افراد می خواهند از آزادی فردی خود که دموکراسی تضمین می نماید بهره مند گردند، ولی چرا کمیساریا به این افراد که مستحق زندگی در آزادی و در دموکراسی هستند کمکی نمی کند؟

نمایندگان کمیساریا پاسخ دادند که رفتار مجاهدین خلق نسبت به اعضایشان باید توسط دولت آلبانی و در چهارچوب توافقی که با مجاهدین خلق دارند مورد قضاوت قرار گیرد. وکیل خاطرنشان ساخت که این توافق علنی نشده و برای بررسی تحویل نگردیده است و لذا هیچ کس نمی داند که واقعا چه چیزی مورد توافق قرار گرفته است. آنچه روشن است این است که با توجه به شرایط موجود این توافق در تعارض با قواعد کمیساریا و اعلامیه جهانی حقوق بشر است زیرا که به روشنی نه اعضای مجاهدین خلق و نه جداشدگان از این سازمان و نه خانواده های آنان به حقوق شهروندی و انسانی خود دست نیافته اند.

وقتی وکیل در خصوص وضعیت قانونی آنان و نقشی که کمیساریا در این قضیه ایفا می کند سؤال نمود – چرا که بسیاری از آنان اجازه کار نداشته و وضعیت قانونی آنان صرفا به عنوان پناهجوی اجتماعی اعلام شده است – کمیساریا پاسخ داد که آنان مشغول گفتگو با دولت آلبانی هستند تا وضعیت آنان را روشن نمایند.

آنان پیشنهاد کردند که وکیل جداشدگان با وزارت کشور آلبانی گفتگو کند چرا که این ارگان مسئول اقامت آنان در کشور می باشد.

وکیل از نمایندگان کمیساریا پرسید که آیا آنان پولی به برخی اعضای مجاهدین خلق می پردازند. نمایندگان کمیساریا گفتند که بله، آنان به برخی از اعضا پول پرداخت می کنند، که بر مبنای هر کیس تصمیم گیری می شود، اما به همه نمی پردازند. آنان در حال حاضر استقرار M. A. که یک جداشده می باشد و در شرایط اضطراری قرار دارد را حل کرده اند.

جداشده ای که در ملاقات حضور داشت گفت که کمکی که M. A. دریافت می کند ناچیز است. او تنها می تواند چند کیلو روغن، آرد و شکر برای خوراک خود برای یک ماه بخرد.

نماینده قانونی کمیساریا اذعان نمود که حمایت برای اعضای مجاهدین خلق در آلبانی مشکل بزرگی است. او گفت که حتی دولت آلبانی نیز از پناهجویان بیش از شش ماه حمایت نمی کند. دولت به آنان محل استقرار و غذا می دهد و بعد از شش ماه آنان را به خودشان واگذار می نماید.

ولی موضوع دشوار اعضای مجاهدین خلق بعد از انتقال به آلبانی به خاطر مبانی انسانی، و نه به عنوان پناهجو، بدتر شده است. آنان اجازه کار ندارند و نمی توانند در جامعه جذب شوند.

جداشده حاضر در جلسه ادعا نمود که کمیساریا در گذشته به اعضای مجاهدین خلق ۵۰۰ یورو در ماه به حسابشان واریز کرده است. بهرحال، H. Khan توضیح داد که این امر دیگر ادامه ندارد. او ادامه داد که کمیساریا حمایت مالی از اعضای مجاهدین خلق در سال ۲۰۱۶ نموده است ولی حالا بودجه اش تمام شده است. او گفت که حمایت از اعضای مجاهدین خلق و جداشدگان وظیفه خود مجاهدین خلق است که آنان را به این کشور آورده اند و همچنین دولت آلبانی که با میزبانی مجاهدین خلق موافقت کرده است.

جداشده گفت که اداره پناهندگی آلبانی به اعضای مجاهدین خلق گفته است که در سال ۲۰۱۸ برخی سازمان های حقوق بشری ممکن است حمایت مالی از اعضای مجاهدین خلق در آلبانی را به عهده بگیرند. ولی وضعیت جداشدگان ناروشن باقی می ماند و این بدان معناست که بسیاری از جداشدگان همچنان در رنج خواهند بود و برای بقای اقتصادی خود در آلبانی باید مبارزه کنند.

جداشده مربوطه توضیح داد که بسیاری از خانواده های اعضای مجاهدین خلق می خواهند با عزیزانشان که در سازمان مجاهدین خلق هستند ارتباط برقرار نمایند تا بتوانند از آنان حمایت نموده و به آنان کمک کنند. ولی مجاهدین خلق اجازه نمی دهند تا این ارتباط صورت گیرد و تمکین دولت آلبانی در برابر این عدم اجازه بدان معناست که آنان مجبور به ماندن با مجاهدین خلق هستند یا اینکه در فقر مطلق بسر برند. او گفت که این وضعیت قابل قبولی نیست در حالیکه بسیاری از افراد می توانند مورد حمایت خانواده های خود قرار گیرند و لذا مجبور نباشند برای دریافت کمک به هیچ سازمانی وابسته گردند.

نتیجه این ملاقات این بود که بسیاری از اعضای مجاهدین خلق که می خواهند از این سازمان (سابقا تروریست) جدا شوند، و مایل نیستند جنگجو تلقی گردند و می خواهند در عوض در آزادی و رهایی زندگی کنند، هیچ گزینه ای مگر اینکه با سازمان بمانند ندارند. اگر آنان بخواهند مجاهدین خلق را ترک کنند و از آزادی و دموکراسی در آلبانی بهره مند گردند، ازدواج نمایند، بچه دار شوند، و مانند تمامی انسان ها تشکیل خانواده بدهند، باید رنج و سختی و فشار اقتصادی و تهدید از جانب مجاهدین خلق را تحمل نمایند که جاسوسانشان جداشدگان را تحت نظر داشته و تهدید می کنند. آنان متهم می شوند که مأمورین رژیم ایران هستند و هیچ کس به آنان کمک نمی کند. آنان به زبان آلبانیائی آشنا نیستند، مهارتی ندارند، اکثریت غالب آنان اجازه کار ندارند و نمی توانند شغلی در آلبانی فقیر بیابند. آنان پاسپورت نداشته و امکان رفتن و اقامت در سایر کشورهای غنی اروپایی را ندارند. تنها گزینه ای که بسیاری از اعضای مجاهدین خلق دارند این است که به کمپ های مجاهدین خلق در آلبانی بچسبند. آنان مجبور هستند تا در ایزولاسیون زندگی کنند که در این صورت هم مجبور به تمکین به اعلام جنگ تروریستی علیه ایران می باشند.

در پایان ملاقات، کمیساریا توصیه نمود که وکیل و موکلینش با اداره پناهندگی آلبانی گفتگو نمایند تا وضعیت و موقعیت جداشدگان را روشن سازند. پیشنهاد شد که مجاهدین خلق به دادگاه فراخوانده شوند و وادار گردند تا مستمری جداشدگان را بپردازند چرا که مجاهدین خلق برای حمایت مالی بعد از جابجایی آنان به آلبانی مسئولیت پذیرفته اند. 

**

Albanian Translation:
http://gazetaimpakt.com/perfaqesuesi-ligjor-takohet-unhcr-ne-ne-tirane-per-te-sqaruar-statusin-e-dezertoreve-te-mek/

Përfaqësuesi ligjor takohet me UNHCR-në në Tiranë për të sqaruar statusin e dezertorëve të MEK

 gazeta impakt –

October 17, 2017

Në datën 9 tetor 2017 një avokate shqiptare dhe një përfaqësues i disa të larguarve nga organizata Mojahedin Khalq (MEK) u takuan me zyrtarë të UNHCR-së në Tiranë, Shqipëri. Takimi ishte kërkuar më ۲۷ shtator nga avokatja që vepron në emër të dy ish pjesëtarëve të larguar nga MEK, të cilët dëshirojnë të dinë se cila do të jetë marrëdhënia e tyre e ardhshme me UNHCR.

Avokatja dhe një i larguar nga MEK u pritën në zyrat e UNHCR-së në Tiranë nga H. Balla e zyrës së mbrojtjes ligjore dhe H. Khan i cili është përgjegjës për anëtarët e MEK-ut në Shqipëri.

Avokatja që vepronte në emër të klientëve kërkoi shpjegime nga zyrtarët e UNHCR lidhur me statusin e klientëve të tij në Shqipëri, vështirësitë e tyre ekonomike dhe statusin e tyre ligjor.

Gjatë diskutimeve, H. Khan, i cili ishte përgjegjës për rivendosjen e anëtarëve të MEK-ut nga Iraku në Shqipëri, sqaroi një numër çështjesh për avokaten. Ai shpjegoi se UNHCR-ja kishte ndihmuar MEK që të zhvendoset në Shqipëri për ti shpëtuar nga kërcënimet që ata po merrnin në Irak. UNHCR kishte paguar anëtarët e MEK-ut në Irak, por tani që ata ishin vendosur në Shqipëri nuk ishin më përgjegjësi e UNHCR-së. Në kundërshtim me pretendimet e MEK-ut se UNHCR paguan 500 EURO çdo muaj për anëtarët e MEK-ut, përfaqësuesi i UNHCR-it shpjegoi se UNHCR-ja nuk i paguan më para MEK-ut për anëtarët e saj. Ai tha se MEK ka buxhetin e vet. Mek ka një marrëveshje me shtetin shqiptar dhe është përgjegjës për pagimin e anëtarëve dhe të larguarve, pasi kjo ishte një nga pikat e mirëkuptimit që MEK, amerikanët dhe shteti shqiptar kishin rënë dakord pasi që ata të transferoheshin në Shqipëri.

UNHCR-ja nga ana e saj po përpiqej të ndihmonte anëtarët e MEK-ut që ti integrojë në shoqërinë shqiptare duke u ofruar trajnime atyre sipas një marrëveshje që kishte me një OJQ shqiptare, Shërbimin për Refugjatët dhe Migrantët (RMSA), e cili po ndihmon anëtarët e MEK-ut në bazë të nevojave sociale.

Gjatë diskutimeve, dezertori i MEK-ut iu ankua UNHCR-së për mënyrën se si MEK i shantazhon anëtarët e saj në Shqipëri, duke i skllavëruar ata, duke përdorur kërcënime psikologjike dhe shantazhe dhe duke i kërcënuar me shpifje. I larguari e përshkroi rrjetin e spiunimit që MEK kishte ngritur kundër anëtarëve të vet, të cilët po e braktisin organizatën në masë të madhe. Ai u ankua se MEK i mban anëtarët plotësisht të izoluar, duke i ndaluar ata të bisedonin me familjet e tyre në Iran dhe në të gjithë botën. Nëse një anëtar do kapej duke folur me familjen e tij ose me një tjetër person të larguar, ai menjëherë dëbohet nga organizata dhe akuzohet sikur është një agjent i Iranit.

I larguari tregoi se si MEK kishte skllavëruar shumë nga anëtarët e tij për 30 vitet e fundit dhe tani që ata jetonin në një vend demokratik si Shqipëria, kjo organizatë ende i shantazhonte ata, duke i mbajtur ata të izoluar dhe duke mos i lejuar ata të gëzonin liritë e demokracisë dhe jetën qytetare.

Avokatja u tha zyrtarëve të UNHCR-së se këto pretendime i janë paraqitur asaj edhe nga shumë dezertorë të tjerë që jetojnë në një gjendje frike dhe kërcënimi nga kjo organizatë, e cila pretendon se do të sjellë demokracinë në Iran. Avokatja kërkoi nga përfaqësuesit e UNHCR-së të ishin të vetëdijshëm se MEK-u po i frikësonte dhe kërcënonte edhe familjet e anëtarëve të MEK-ut që kishin ardhur në Shqipëri për t’u takuar me të dashurit e tyre. Avokatja u tregoi përfaqësuesve të UNHCR-së se në një numër rastesh anëtarët e familjeve të anëtarëve të MEK-ut ishin mbajtur dhe kërcënuar edhe nga policia shqiptare sa herë që kishin ardhur në Shqipëri dhe përpiqeshin që të kontaktonin me të afërmit e tyre.

Avokatja u tha atyre se si kjo organizatë mund të flasë për demokracinë kur në të njëjtën kohë i trajton anëtarët e saj në një mënyrë kaq jonjerëzore, që sipas ligjeve shqiptare është një vepër penale? Avokatja i kërkoi UNHCR-së qëndrimin e saj ndaj këtyre akuzave kriminale që po bëjnë të larguarit kundër kësaj organizate totalitare që pretendon të luftojë për demokracinë dhe të drejtat e njeriut? Si mund të punonte UNHCR-ja dhe të mbështeste një organizatë të tillë totalitare dhe skllavëruese? Ata pyetën stafin e UNHCR-së nëse ishin të vetëdijshëm se kjo organizatë po vepronte kundër konventave për të drejtat e njeriut dhe deklaratës universale të të drejtave të njeriut që Shqipëria ka nënshkruar dhe u mohon anëtarëve të saj lirinë e mendimit, lirinë për të krijuar një familje, lirinë e lëvizjes si dhe duke i trajtuar shumë nga anëtarët e saj si skllevër.

Për më tepër, avokatja pyeti se përse UNHCR nuk i përkrah të larguarit e MEK-ut, të cilët pas largimit nga organizata përfundojnë në rrugë dhe pa asnjë mbështetje? Duke mos i mbështetur këta njerëz që duan të gëzojnë liritë e tyre personale që garanton demokracia, UNHCR nuk po i ndihmon këta njerëz që meritojnë të jetojnë në liri në një demokraci.

Përfaqësuesit e UNHCR-së u përgjigjën se sjellja e MEK-ut ndaj anëtarëve të saj duhet të gjykohet nga qeveria shqiptare dhe në kuadër të marrëveshjes që ka me MEK. Avokatja vuri në dukje se kjo marrëveshje nuk është bërë publike dhe nuk është dorëzuar për shqyrtim dhe kështu askush nuk e di se çfarë është arritur në të vërtetë. Ajo që është e qartë aktualisht tregon se kjo marrëveshje është në kundërshtim me rregullat e UNHCR-së dhe legjislacionin për të drejtat e njeriut, sepse në mënyrë të qartë as anëtarëve e MEK, as dezertorëve dhe as familjeve të tyre nuk u janë dhënë të drejtat e tyre civile, të drejtat e njeriut.

Kur avokatja pyeti për statusin e tyre ligjor dhe atë se si UNHCR po kontribuon për këtë çështje – pasi që shumë prej tyre nuk kanë leje pune dhe statusi i tyre ligjor përshkruhet si refugjatë humanitarë – UNHCR u përgjigj se po punojnë me qeverinë shqiptare për të sqaruar statusin.

Ata sugjeruan që avokati që vepron në emër të tyre duhet të kontaktojë Ministrinë e Brendshme të Shqipërisë, pasi ky organ është përgjegjës për qëndrimin e tyre në vend.

Avokatja pyeti përfaqësuesit e UNHCR nëse ata ndihmonin financiarisht anëtarë e MEK-ut. Përfaqësuesit e UNHCR-së thanë se po, ata paguajnë disa anëtarë, rast pas rasti, por jo të gjithë. Ata po paguanin strehimin e M. A. një dezertori që ishte në një gjendje të dëshpëruar.

Dezertori i MEK i cili ishte në takim tha se ndihma që kishte marrë M. A ishte minimale. Ai ishte në gjendje të blinte me ndihmën vetëm pak kilogramë miell, vaj dhe sheqer për të ngrënë për një muaj të tërë.

Përfaqësuesi ligjor i UNHCR-së pranoi se mbështetja për anëtarët e MEK në Shqipëri ishte një problem i madh. Ai tha se edhe qeveria shqiptare nuk do të mbështesë refugjatët për më shumë se gjashtë muaj. Qeveria u jep atyre strehim, ushqim dhe pas gjashtë muajve ata do duhet ti sigurojnë vetë.

Por rasti i vështirë i anëtarëve të MEK u përkeqësua që kur ata u dërguan në Shqipëri në baza humanitare dhe jo si azilkërkues. Ata nuk kanë leje pune dhe nuk mund të integrohen në shoqëri.

Dezertori pretendoi se UNHCR-ja në të kaluarën i kishte paguar anëtarët e MEK me nga 500 euro në muaj, të derdhura në llogaritë e tyre. Megjithatë, H. Khan shpjegoi se kjo gjë kishte ndryshuar dhe nuk ishte më kështu. UNHCR-ja kishte dhënë mbështetje financiare për anëtarët e MEK-ut në vitin 2016, por tani ajo ka mbetur pa para. Ai tha se mbështetja e anëtarëve dhe dezertorëve të MEK ishte detyrë e MEK-ut që i solli në këtë vend dhe e qeverisë shqiptare që ra dakord ti strehonte Muxhahedinët.

Dezertori tha se zyra shqiptare e azilit i kishte thënë anëtarëve të MEK-ut se në vitin 2018, një organizatë humanitare mund të merrte përsipër kujdesin financiar të anëtarëve të MEK në Shqipëri. Por situata e të larguarve mbetet e paqartë dhe kjo do të thotë se shumë prej tyre do të vazhdojnë të vuajnë dhe do të luftojnë për mbijetesën e tyre ekonomike në Shqipëri.

Dezertori i MEK shpjegoi se shumë familje të anëtarëve të MEK-ut dëshirojnë të kontaktojnë me të afërmit e tyre në MEK, në mënyrë që ata të mund t’u sigurojnë atyre mbështetje dhe ndihmë. Por refuzimi i MEK-ut për të lejuar këtë kontakt dhe dakortësia e qeverisë shqiptare me këtë ndalim nënkupton se ata janë të detyruar të qëndrojnë me MEK-un ose të bëhen të varfër. Kjo nuk ështe një situatë e pranueshme kur shumë njerëz mund të ndihmoheshin nga familjet e tyre dhe nuk do të vareshin nga lëmoshet e ndonjë organizate.

Përfundimi i këtij takimi ishte se shumë anëtarë të MEK që duan të dezertojnë nga kjo ish organizatë terroriste, të cilët nuk duan të konsiderohen si luftëtarë dhe që duan të jetojnë në liri, nuk kanë asnjë mundësi, por vetëm të qëndrojnë në organizatë. Nëse ata vendosin të largohen nga MEK dhe të gëzojnë liritë dhe demokracinë e Shqipërisë, të martohen, të kenë fëmijë dhe të krijojnë familje si të gjithë njerëzit e tjerë të lirë, ata do të pësojnë vështirësi ekonomike dhe shantazhe nga MEK, spiunët e së cilës mbikqyrin dhe i kërcënojnë dezertorët. Ata do të akuzohen nga MEK sikur janë agjentë të Iranit dhe askush nuk do t’i ndihmojë. Ata nuk flasin shqip, nuk kanë aftësi te vecanta, shumica dërrmuese nuk ka leje pune dhe nuk mund të gjejnë punë në Shqipërinë e varfër. Ata nuk kanë pasaporta dhe nuk kanë mundësi të vendosen në vende të tjera të pasura në Evropë. E vetmja mundësi që kanë shumë nga anëtarët e MEK është që të qëndrojë me MEK-un në kampet e saj në Shqipëri. Ata do duhet të jetojnë një jetë të izoluar në të cilën ata po ashtu do jenë të detyruar ti pergjigjen thirrjes ne rast se behet thirrje për të kryer një luftë terroriste kundër Iranit.

Në fund të takimit, UNHCR-ja këshilloi avokaten dhe klientët e saj të kontaktojnë zyrën shqiptare për azil për të sqaruar statusin dhe gjendjen e tyre. U sugjerua gjithashtu që MEK duhet të cohet në gjykatë dhe ti kërkohet të paguajë të larguarit pasi që MEK kishte marrë përgjegjësinë për mbështetjen e tyre financiare pas transferimit të tyre në Shqipëri./ Gazeta Impakt

burimi:saharngo

*** 

آلبانی تیرانا پرچم Meeting an official in the Albanian Ministry of Internal Affairs
UN_Albania_LogoMeeting with an official in the Albanian UNHCR (RAMSA)

مجاهدین خلق زباله شیمیایی و مواد مخدر در آلبانیDoes Albania have an America problem?

The MEK’s dirty past includes the anti-Imperialist inspired murder of six Americans in pre-revolution Iran which it later celebrated in songs and publications

مزدور مریم رجوی و ولینعمتان خونخوار امریکایی اشTirana, Albania, August 12, 2017 – Maryam Rajavi with United States paid Senators. Senator Thom Tillis (R-NC), Senator Roy Blunt (R-MO), and Senator John Cornyn (R-TX).

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=31747

خط جدید مریم رجوی برای سرکوب اعضای ناراضی مجاهدین خلق در آلبانی

survivors-of-rajavi-cult-in-albaniaسایت نجات یافتگان در آلبانی، پانزدهم اکتبر ۲۰۱۷:… در همین ارتباط  جواد اسماعیلیان و عبدالله استواری که مسئولیت برخورد با تعدادی از اعضای سازمان که ارتباط تشکیلاتی خود را قطع کرده اند را دارند. افراد فاصله گرفته از سازمان مجاهدین  در ساختمانی خارج از تشکیلات سازمان مجاهدین اقامت کرده اند و خط جدید سازمان در ارتباط با این افراد این است که اجازه ندهند تعداد این افراد بیشتر شود ، زیرا تبعات سیاسی و تشکیلاتی … 

بیائید هم بر مرده ها وهم بر زنده های فرقه رجوی گریه کنیم .

مریم رجوی: روابط جنسی شما بخشودنی است ولی جدا شدن از سازمان مجاهدین گناهی نابخشودنی است

لینک به منبع

خط جدید مریم رجوی برای سرکوب اعضای ناراضی مجاهدین خلق در آلبانی

هیئت تحریریه سایت نجات یافتگان در آلبانی ـ ۱۵٫۱۰٫۲۰۱۷

اخبار دریافت شده توسط سابت نجات یافتگان در آلبانی ـ ایران آزادی از اعضای مجاهدین خلق که از این فرقه فاصله تشکیلاتی گرفته اند، حاکیست که مریم رجوی به شدت  فرماندهان فرقه مجاهدین در آلبانی را زیر ضرب گرفته  که چرا ریزش نیرو در آلبانی فزونی گرفته است؟ به نظر می رسد که برآورد فرقه رجوی از ریزش نیرو در آلبانی خوشبینانه بوده و  براساس تحلیل های آنها  نباید این همه نیرو ، رابطه تشکیلاتی خود را با مجاهدین در آلبانی قطع  کرده باشند. هم اکنون به دستور مریم رجوی ” بخش زندان ” سازمان مجاهدین که زیر مجموعه ” ستاد پرسنلی ” تکشیلات مجاهدین می باشد ، فعال و بازسازی شده است و سید محمد سادات دربندی ، منوچهر الفت ، نریمان عزتی ، مجید عالمیان و مختار جنت سرایی موظف شده اند که سیستم قرنطینه و زندان را با شدت و حدت بیشتری راه اندازی کنند .

در همین ارتباط  جواد اسماعیلیان و عبدالله استواری که مسئولیت برخورد با تعدادی از اعضای سازمان که ارتباط تشکیلاتی خود را قطع کرده اند را دارند. افراد فاصله گرفته از سازمان مجاهدین  در ساختمانی خارج از تشکیلات سازمان مجاهدین اقامت کرده اند و خط جدید سازمان در ارتباط با این افراد این است که اجازه ندهند تعداد این افراد بیشتر شود ، زیرا تبعات سیاسی و تشکیلاتی برای سازماندارد و باید افراد فاصله گرفته از سازمان مجاهدین از آلبانی خارج شوند . بر اساس این خط برخورد عبدالله استواری به افراد فاصله گرفته از سازمان گفته اند تا دو ماه به این افراد پول می دهند و در سال جدید میلادی دیگر تعهدی به آنها ندارند. از سوی اخیرا نیز  نزدیک به صد نفر دختر و  زن جوان که ارتباط تشکیلاتی خود را با سازمان مجاهدین قطع کرده و  در محلی قرنطینه شده اند و یکی از خواننده های سرود های سازمان بهنام انوشیروان نیز در بین آنها می باشد. جالب است که مریم رجوی برای اینکه از ریزش نیرو در آلبانی جلوگیری کند به احمد واقف و صدیقه حسینی ماموریت داده است تا به این افراد قرنطینه شده بگویند که ما از انقلاب و طلاق و نشست غسل نمی خواهیم ، شما فقط ساکت باشید و فرار نکنید . قصد مریم رجوی بازگرداندن آنها به تشکیلات است.

*** 

تولدی دوباره ـ رئوف فرامرزی (ویدئو)

https://youtu.be/0zrJEbiCFvc

جواهر گمشده (ویدئو)

https://youtu.be/Iv roZF9UuWM

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=31594

کمیساریای عالی پناهندگان در آلبانی بعد از چهار سال به انجام وظایف خود نزدیک می شود؟

ehsan_Bidi_Tirana_Albaniaاحسان بیدی، جداشدگان در آلبانی، سی ام سپتامبر ۲۰۱۷:… دولت آلبانی مجموعا نگرانی و کارشکنی هایی سازمان و دخالت های ان و همچین وضع جداشده ها و شکایت های قضایی از سازمان مجاهدین را به آنها اطلاع داد . همه اینها باعث شده است که  حتی  ژنو ـ مرکز اصلی کمیساریای عالی پناهندگان در حال تصمیم گیری است که برای کمک هزینه ماهیانه افراد وابسته به سازمان مجاهدین … 

UN_Albania_Logoدیدار با مقام کمیساریا در آلبانی (رمسا)ا

آلبانی تیرانا پرچم دیدار با مقام وزارت کشور آلبانی (تعداد نجات یافتگان در آلبانی از ۲۴۰ نفر گذشت)ا

لینک به منبع

کمیساریای عالی پناهندگان در آلبانی بعد از چهار سال به انجام وظایف خود نزدیک می شود؟

احسان بیدی تیرانا آلبانی مقاومت در مقابلل مجاهدین خلق فرقه رجویدر مدت نزدیک به چهار سال گذشته کمیساریای عالی پناهندگان به هیج یک از وظایف قانونی و انسانی خود در قبال پناهندگان وابسته به سازمان مجاهدین خلق عمل نکرده است ، بویژه در مورد افرادی که از این سازمان قصد جدایی داشتند و یا از سازمان مجاهدین جداشده بودند. در واقع کمیساریایی عالی پناهندگان در آلبانی به یک آلت دست در دست رهبری فرقه مجاهدین تبدیل شده بود که خوشبختانه این روند با تلاش فعالین حقوق بشر و فعالیت های اعضای جداشده از سازمان مجاهدین و ملاقات و ها و نامه نگاری های مختلف به نهادهای زیربط در حال تغییر می باشد . البته منظور این نیست که  در حال حاضر کمیساریا به همه وظایف خود عمل می کند ، اما از گذشته بهتر شده است و این را نباید نادیده گرفت و شرایط  و زمینه برای جدایی اعضای منتقد و ناراضی مجاهدین بهتر شده است . جا دارد که در اینجا  به سفر اقای مک کین به آلبانی هم اشاره شود که یک شکست و تودهنی محکم برای مریم رجوی بود و به او هشدار داد که دخالت در امور کشور آلبانیا کار خطرناکی است.  در واقع به  دلیل همین دخالت های فرقه مجاهدین بود  که به درخواست دولت آلبانی در ماه های گذشته یک هیتت حقیقت یاب  از آمریکا امد که دولت آلبانی مجموعا نگرانی و کارشکنی هایی سازمان و دخالت های ان و همچین وضع جداشده ها و شکایت های قضایی از سازمان مجاهدین را به آنها اطلاع داد . همه اینها باعث شده است که  حتی  ژنو ـ مرکز اصلی کمیساریای عالی پناهندگان در حال تصمیم گیری است که برای کمک هزینه ماهیانه افراد وابسته به سازمان مجاهدین راه حلی پیدا کند . بنابراین  کمیساریای عالی پناهندگان بعد از چهار سال حضور در آلبانی در حال نزدیک شدن به وظایف اصلی خود می باشد. در حال حاضر  شرایط برای نفراتی که از فرقه رجوی فرار میکنند و یا جدا میشوند تسهیل شده و حتی مورد حمایت دولت آلبانی قرار میگیرند و به نفرات سریعا  خانه داده میشود و حتی تضاده های معیشتی آنها منجمله خوارک و مواد غذایی به انها داده میشه وتنها مانع موجود حل وفصل شدن مسایل مالی است چرا که هم دولت زیر فشار است و هم کمیساریا ، بنابراین این وظیفه قانونی و اخلاقی و انسانی کمیساریایی عالی پناهندگان در این زمینه هم باید با تلاش و فشار فعالین حقوق بشر و خانواده های قربانیان تا رسیدن به نتیجه  دنبال و پیگیری شود .

*** 

رمسا، سازمان ملل، کمیساریا، مجاهدین خلق، مریم رجوی حقوق بشردیدار با RMSA و بهم ریختگی در تشکیلات رجوی

مصاحبه آقایان احسان بیدی و منوچهر عبدی، نجات یافتگان فرقه رجوی در تیرانا با کانال ایمپکت در آلبانی

IMPAKT 90 – MKO organizate demokratike apo sekt diktatorial

https://youtu.be/gF77NmR6a9U

مرگ مسعود رجویGrand Controversy as MEK can’t prove leader Massoud Rajavi is dead or alive

2016-06-30-1467308500-6000440-download.jpgMaryam Rajavi — MEK Propaganda Queen — Advertises Her Services For Iran’s Enemies

همچنین:

  • ehsan_Bidi_Tirana_Albaniaاحسان بیدی، جداشدگان در آلبانی، سی ام سپتامبر ۲۰۱۷:… دولت آلبانی مجموعا نگرانی و کارشکنی هایی سازمان و دخالت های ان و همچین وضع جداشده ها و شکایت های قضایی از سازمان مجاهدین را به آنها اطلاع داد . همه اینها باعث شده است که  حتی  ژنو ـ مرکز اصلی کمیساریای عالی پناهندگان در حال ت

     احسان بیدی، نجات یافنگان در آلبانی، دوازدهم سپتامبر ۲۰۱۷:… بحث رهبری و کنترل برارث و میراث رجوی چنان شکافی به جان مریم رجوی انداخته بودکه به ناچار درصدد امد تا مهوش وحتی زهرا مریخی را از گردونه خارج کند ولی بخت یاریش نکرد سیر حوادث و از طرفی باند بازی کار را به جایی رساند تا آنجاییکه ترکی فیصل دریک نشست به میدان امد وعلنا مر 

    احسان بیدی، نجات یافتگان در آلبانی، تیرانا، سی ام اوت ۲۰۱۷:… مریم رجوی به موازات این اعمال غیرقانونی در البانی، برای اعمال بیشتر کنترل نیرو و آب بندی کردن فضای تشکیلاتی فرقه مجاهدین به دنبال این بود که مقر اصلی استقرار نیروهای مجاهدین در محله های مختلف تیرانا را به شهر دورافتاده ای در ۳۰۰ کیلومتری پایت

    Ehsan_Bidi_Manucher_Abdi_Tiran_Impact 90ایمپکت، آلبانی، سی ام اوت ۲۰۱۷:… آقای بیدی در مورد داستان زندگی خودتان و چگونگی عضویتتان در سازمان مجاهدین خلق بیشتر توضیح بدهید. احسان بیدی: من توسط دائی و فامیل که هوادار سازمان بودند و به این راه کشیده شدند با سازمان آشنا شدم. دو تن از دائی هایم از فرماندهان سا

     Raouf_Faramarzi_ُSurvivor_MEK_Rajavi_Cult_Albania_Tiranaسایت نجات یافتگان در آلبانی، بیست و نهم ژوئیه ۲۰۱۷:… اعضای اسیر در فرقه مجاهدین این پرسش را مطرح می کنند که چرا ما را  در حبس خانگی نگاه می‌دارید؟ زمانی رهبری مجاهدین خلق می گفت که دولت عراق اجازه نمی دهدما از کمپ اشرف و لیبرتی در عراق خارج ب

    MEK_Rajavi_Cult_survivor_Albania_Iranمحمد سیدی، سایت نجات یافتگان در آلبانی، بیست و سوم ژوئیه ۲۰۱۷:… رهبران فرقه های ایدئولوژیک برای تکوین و تکمیل ساختار یک فرقه نیاز به یک محیط ایزوله برای مغز شویی و کنترل نیرو دارند و نخستین گام برای ایزوله کردن فرد ، دور کردن او از  عشق و محبت خانواده  است . بدون تر

     alame_Hosseini_mojahedin_Maryam_Rajaviنجات یافتگان در آلبانی، دوازدهم ژوئیه ۲۰۱۷:… انجمن نجات یافتگان در آلبانی بدین وسیله حمایت رسمی خود را از اقدامات افشاگرانه آقای علامه الحسینی مشاور ارشد مریم رجوی اعلام می کند. همچنین ما از علامه الحسینی درخواست می کنیم که پیرامون چند موضوع زیر ما را یاری دهند. ۱ ـ با نامه نگاری به کمیساریای

     احسان بیدی، سایت نجات یافتگان در آلبانی، بیست و هشتم ژوئن ۲۰۱۷:… مریم رجوی دریک توطئه جدید، هنگامیکه  به البانی آمده بود  تمام جداشده هاییکه میخواهند از سیستم  فاسدان جدابشوند ، انها را تهدیدکرده و گفته اگر از مجاهدین خارج بشوید و به دنیای آزاد برید: اولا چون کمیساریای عالی پناهندگان بول شمارا نمیده

     سایت نجات یافتگان در آلبانی، چهارم ژوئن ۲۰۱۷:… شما چگونه می توانید توجیه کنید که یک پناهنده سیاسی در آلبانی کمک هزینه مالی و درمانی و سایر حقوق خود را در عوض اینکه در چارچوب مقررات سازمان ملل و کمیساری عالی پناهندگان از نمایندگان محلی این ارگان ها در آلبانی دریافت کند، اجبارا باید دست خ

    احسان بیدی، نجات یافتگان در آلبانی، تیرانا، آلبانی، بیست و هشتم می ۲۰۱۷:… مک کین زمانی به تیرانا آمد که دولت آلبانی رسما نارضایتی خودش را از  حضور سازمان مجاهدین در البانی به او اطلاع داده بود و دخالت در امور سیاسی آلبانی از طرف فرقه رجوی را غیرقابل قبول عنوان کرده بود. هم

    Siyavash_Rastar_NCRIسیاوش رستار، نجات یافتگان در آلبانی، تیرانا، بیست و دوم می ۲۰۱۷:… با شیادی تمام همه چیز را گردن ما می اندازند ؟ الان نیز در آلبانی همان روال مغز شویی و سرکوب را در اشرف و لیبرتی در حال انجام است . نباید اجازه داد در البانی قلعه اشرف بازسازی شود. این تاکید همه جداشدگان در آلبانی می باشد.

    محمد سیدی، سایت نجات یافتگان در آلبانی، دوازدهم می ۲۰۱۷:… اما در این مقاله مهم که به دستور مریم رجوی منتشر شده  گفته نمی شود، که مگر ترکی فیصل نگفته بود مسعود رجوی مرده است ؟ اگر مدعی هستید که مسعود رجوی نمرده؟ پس مسعود رجوی در کجا زندانی است؟ اگر از ” شیر بودن ” مسعود رجوی بگذریم جا

     MEK_Maryam_Rajavi_History_3احسان بیدی، سایت نجات یافتگان در آلبانی، تیرانا، آلبانی، هفتم می ۲۰۱۷:…  مریم رجوی شخصا نشست هایی را برای نفرات بالای سازمان داشته و در ان نشست به این موضوع پرداخته است. مریم رجوی گفته همانطور که در قران خدا خطاب به حضرت محمد کرده که بعد از مرگ تو زنانت بردیگران حرام است وازا

     Ehsan Bidi Albania 3احسان بیدی، نجات یافتگان در آلبانی، چهاردهم مارس ۲۰۱۷:… مگر به کمیساریا کم گزارش داده شده که سازمان نفرات را مریض کرده وقصد کشتن انها را داشته و مگر مدارک انها ارائه داده نشده است؟ مگر کمیساریا ندید که سازمان ترویستی با جداشدگان خودش چطور تنطیم میکنه وتهدید میکنه نفرات را به مرگ و تطمیع؟ پس وظیفه اخلاقی کمیسار

     Rajavi-va-veghahatنجات یافتگان در آلبانی، نوزدهم ژانویه ۲۰۱۷:… بله ! به همین سادگی ! اما مجاهدین خلق مشخص نکرده اند که با این تسلط و مهارتی که در کشیدن استراتژی و نقشه راه دارند ، چرا راه خود را بجای اینکه نزدیک کنند، دور کرده اند؟ خوب از همان عراق ( حالا فرقی نمی کند اشرف یا لیبرتی ) به ایران می رفتید. مگر 

    survivors-of-rajavi-cult-in-albaniaنجات یافتگان در آلبانی، چهاردههم دسامبر ۲۰۱۶:… فرمان این کار  غیرقانونی و خشونت طلبانه در البانی توسط  مریم رجوی از پاریس صادر شده است و  مهدی برائی و  مرتضی اسماعیلیان  مسئولیت اجرای طرح ترور و چماقداری  در تیرانا را بر عهده دارند. در دو هفته گذشته در موقعیت های مخ

    سایت نجات یافتگان در آلبانی، یازدهم دسامبر ۲۰۱۶:… من الان نزدیک به چهار ساله که دردنیای آزاد هستم نه من بالای دویست وخورده ای نفری که ازسازمان مجاهدین خلق ایران جداشده اند، چه کسانی که درالبانی زندگی میکنند وچه ان دسته کسانی که دراروپا رفته اند. دوستان بیرون ازسازمان مجاهدین خلق نه چیزی بعنوان رژیم است ونه چیزی بعنوان بدبختی …

     ایران قلم، هفتم دسامبر ۲۰۱۶:… بله همین شرایط  دارد در البانی دنبال میشه. منجمله برای خود من .خانوم من را  نمی گذارند به آلبانی بیاید و هزار توطئه راه انداخته است تا در آلبانی هسته خانواده شکل نگیرد. اگر سیاوش رستار ها در آلبانی تشکیل خانواده بدهند و بتوانند زندگی طبیعی خودشان را داشته باشند سایر افراد ناراضی هم می بینند که پس 

     محمد سیدی، سایت نجات یافتکان در آلبانی، بیست و سوم نوامبر ۲۰۱۶:… از سرنگونی صدام حسین ۱۴ سال گذشته است و از همان روز اول برای رهبری فرقه مجاهدین قطعی بود که باید هر چه زودتر عراق را ترک کند، زیرا نه حکومت و دولت جدید عراق و نه مردم این کشور مایل به حضور بقایای صدام حسین در عراق نبودند. اما همچنان مسعود رجوی هر دو پایش را در 

     Mojahedin Khalq Rajavi cult Tirani camp 1سایت نجات یافتگان در آلبانی، هفتم نوامبر ۲۰۱۶:… به نظر می رسد با توجه مشکلات اجتماعی که با ورود مجاهدین پیش آمده و بیشتر نیز خواهد شد، قرار است این افراد به صورت متمرکز به منطقه ای در اطراف فرودگاه تیرانا و در فاصله هشت کیلومتری حاشیه شهر منتقل شوند که رهبری فرقه مجاهدین خلق نیز از این اقدام است

     احسان بیدی، نجات یافتگان در آلبانی، بیست و پنجم سپتامبر ۲۰۱۶:…  مریم رجوی تو که باشهامت کامل اجازه دادی دستهایی انقلاب نکرده تو را نوازش کنند و بخاطر مردم ایران حاضر به هرکاری بودی وحتی انقدر شهامت داشتی تا ازشوهر سابقت جداشده وبا مسعودرجوی ازدواج کرده وانقدر دراین ایثار وازخودگذشتگی مست بودی که حتی

    ۲۰۱۶/۰۹/۱۹ دیروز صدام ، امروز سلمان، فردا زیریک مشت خاک ناقابل

     احسان بیدی، نجات یافتگان در آلبانی، (ایران آزادی، آلبانی)، نوزدهم سپتامبر ۲۰۱۶:… ولی دران شب رویایی ترکی فیصل امده بود که به همگان بگوید من صاحب اول واخر مریم رجوی وسازمان هستم وحتی به ارباب پیشین بگوید که من الانی رییس هستم.ترکی فیصل بخوبی واگاهانه ضربه اول را زد وبانگاهی که هزار وی ک معنا داشت که حتی