خاطره ای از پروژه زير می نيمم شکنجه گر فرقه رجوی مهوش سپهری ( نسرين )

خاطره ای از پروژه زير می نيمم شکنجه گر فرقه رجوی مهوش سپهری ( نسرين )

فواد بصری، انجمن نجات، مرکز اراک، پنجم اکتبر 2014: … پروژه زير می نی مم پروژه ای بود که توسط مهوش سپهری استارت آن زده شد در نشست می گفت من تيتر اين پروژه را خلق کردم . که شما را از منجلاب فرديت بيرون بکشم . که بايستی هر فرد از زندگی خود در ايران و چه گناهانی در ايران مرتکب شده باشد را روی کاغذ مکتوب و به مهوش سپهری تحويل بدهد زمانی که …

مهوش سپهری (نسرین) زندانبان مجاهدین خلق و قاتل نسرین احمدی

لینک به منبع

خاطره ای از پروژه زير می نيمم شکنجه گر فرقه رجوی مهوش سپهری ( نسرين )

پروژه زير می نی مم پروژه ای بود که توسط مهوش سپهری استارت آن زده شد در نشست می گفت من تيتر اين پروژه را خلق کردم . که شما را از منجلاب فرديت بيرون بکشم . که بايستی هر فرد از زندگی خود در ايران و چه گناهانی در ايران مرتکب شده باشد را روی کاغذ مکتوب و به مهوش سپهری تحويل بدهد زمانی که در پادگان اشرف بودم به من ابلاغ شد که نشست داری آمادگی داشته باش . نشست لايه ای ست و محدود است . همان روز بعد از ظهر با تعداد نفرات اندکی به سالن اجتماعات رفتيم وارد سالن که شديم يک سری از زنهای شورای رهبری رجوی در سالن بودند . همهمه در بين نفرات بود که چه کسی می خواهد با ما نشست بگذارد . بعد از کمی صبر مهوش سپهری وارد سالن شد طبق معمول از جايمان بلند شديم و برای مهوش خانم دست می زديم بعد از اتمام دست زدن نسرين شروع به سخنرانی کرد مثل هميشه تعريف کردن از مريم و مسعود که اگر اين دو نبودند ما الان زندگی حيوانی داشتيم . در ادامه گفت ما نشست های لايه ای داشتيم که الان نوبت لايه شماست . در ادامه ما روی شما شناخت کافی نداريم منظورم اخلاقيات و رفتار شما در ايران است شما همان رفتارهايتان را به مناسبات ما آورديد بی خود نيست که داريد مناسبات ما را شخم می زنيد . برای شما يک پروژه دارم نام اين پروژه زير می نی مم است . هر کسی برود يک گزارش کامل از رفتار و کردار خودش در ايران را بنويسد ما بيشتر به دنبال کارهای زشت شما که در ايران انجام داديد و داريد همان کارها را در مناسبات ما انجام می دهيد هستيم تا بتوانيم شما را در مناسبات اصلاح کنيم . هر کسی واقعی گزارش ننويسد معلوم می شود که رهبری را نفهميده و می خواهد مناسبات ما را شخم بزند . که ما چنين فردی را تحمل نمی کنيم در واقع در نشست از حرفهای نسرين قفل کرده بوديم نمی دانستيم اين کار برای چيست و چه مشکلی از مناسبات حل می کند به ما يک هفته زمان دادند که گزارشمان را تکميل و تحويل دهيم . اين يک عمل زشتی بود که مهوش سپهری آن را خلق کرده بود که در آينده گزارشها را بر سر افراد خورد کند . يک هفته گذشت زنی بنام مهتاب که مسئول ارکان بود مرا صدا زد و گفت گزارشت را نوشتی گفتم بله گزارشم را تحويل دادم آنهم دو ورق مهتاب در تعجب مانده بود و با پرخاشگری گفت اين همه سال در ايران بودی و گند کاری کردی و الان همان گند کاری رادر مناسبات پياده میکنی همش دو ورق گزارش نوشتی فکر کردی ما خريم از اتاق من برو بيرون . دو سه روزی گذشت چشمتان روز بد را نبيند به من گفتند که فلان ساعت اتاق خواهر فروزان باش من هم سر ساعت اتاق خواهر فروزان حاضر شدم وارد اتاق شدم چند تا از زنان و چندتا از مردان باصطلاح رده بالا در اتاق نشسته بودند می خواستم روی صندلی بنشينم يکی از زنان گفت چه کسی به تو گفت روی صندلی بنشينی و شروع کردند به داد و بيداد شگرد هميشگی زنان در نشست ها فحش می دادند يکی می گفت ما می دانيم که در ايران چکاره بودی ديگری می گفت افکار پليدش را همراه خودش به مناسبات ما آورده و مناسبات ما را دارد شخم می زند من به اين فحش ها و دادو بيدادها عادت کرده بودم در چنين مواقعی گوشهايم را می بستم و توجهی نمی کردم . دوساعتی دادو بيداد و فحش بود در پايان نشست به آنها گفتم من نه گزارش دارم بنويسم و نه حرفی دارم که بزنم روز بعد مجددا فروزان مرا خواست به اتاق او مراجعه کردم وارد اتاق شدم گفت چند روزی تو را جايی می برند من هم حرفی نزدم و از اتاق آمدم بيرون چند ساعتی گذشت فردی بنام مجيد سراغم آمدو گفت وسايل فردی خودت را به مدت يک هفته جمع کن وسايلم را جمع کردم مرا سوار ماشين کردند و به طرف مجموعه اسکان بردند و مرا در يکی از مجموعه ها اسکان دادند . از قبل مجموعه را آماده سازی کرده بودند چند روزی در اسکان بودم در اين رابطه خيلی مرا اذيت کردند برق را قطع می کردند شير فلکه آب را می بستند و وعده های غذايی را کامل نمی دادند و با خودم می گفتم اين هم عاقبت من در مناسبات رجوی . چند روزی گذشت فردی بنام جهانگير به مجموعه آمد و در رابطه با گزارش با من صحبت کرد و گفت چرا اينقدر لج بازی می کنی در جواب گفتم از خودم توليد کنم گفت بله از خودت توليد کن گزارش بنويس به من بده و خودت را راحت کن . من هم برای اينکه از شر اسکان راحت شوم دو ورق به گزارشاتم اضافه کردم با دادن گزارش مرا از اسکان به مقر انتقال دادند انگيزه ماندن در فرقه رجوی را از دست داده بودم متاسفانه روزنه ای نبود که خودم را نجات دهم . خلاصه کنم . در نشست طعمه اساسی به من توپيدند در سالن ميله ای يک سری از زنان از جمله مهوش سپهری . گزارشاتی در رابطه با من می خواندن که موهای بدنم سيخ شده بود معلوم نبود گزارش توليد از خود را از کجا آورده بودند . فی المثل يکی از زنان می گفت . اين در داخله با زنها رابطه نامشروع داشته و مشروبات الکلی مصرف می کرده و چاقو کشی می کرده . من هم جوش آوردم به او گفتم شما راست می گوييد که مهوش سپهری با صدای بلند گفت خفه شو بشين سر جات هر چه شورای رهبری بگويد درست است ما انسانهای درستی هستيم و در دنيا تک هستيم . شماييد که نادرست هستيد و مثل غده در مناسبات ما هستيد . آنقدر زنان شورای رهبری رجوی وقيح بودند هيچ مرزی را برای خودشان نگه نمی داشتند زنهای بد کاره برای خودشان کادر و چارچوبی دارند ولی زنان شورای رهبری رجوی اين را هم ندارند از افراد می خواهند که از خودشان گزارش بنويسند و به آنها می گويند می خواهيم شما را اصلاح کنيم بر عکس گزارش را برای سرکوب می خواهند که فرد را در نشست های جمعی بکوبند و آن را تحقير کنند . باشد که روزی اين شکنجه گران حساب خودشان را پس دهند همانطور که در 10 شهريور تعدادی از آنها حساب خودشان را پس دادند . به اميد آن روز .

فواد بصری

***

The Life of Camp Ashraf,
Mojahedin-e Khalq Victims of Many Masters

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=13180

زهره قائمی جنایتکار بود !!!

زهره قائمی فرمانده ترور صیاد شیرازیفواد بصیری، انجمن نجات، مرکز اراک، پانزدهم سپتامبر ۲۰۱۴: … درد دلش را باز کرد گفت که خواهر زهره مرا صدا زد و گفت آماده باش می خواهیم تو را به عملیات داخله بفرستیم و در ادامه گفت من را چه به عملیات داخله!؟ به آن گفتم به او می گفتی که من آمادگی این کار را ندارم در جواب گفت نمی شد برایم بد می شد چند روزی گذشت محمد را از مقر بردند در محوطه ای بنام …

 

مسعود رجوی قبل از فرارمسعود رجوی یازده سال قبل  با نزدیک شدن سقوط ولینعمتش صدام حسین از قرارگاه اشرف فرار کرد و مخفی شد  

 لینک به منبع

زهره قائمی جنایتکار بود !!!

در سایت ایران اینترلینک عکس محمد آبروان را مشاهده کردم من در آن زمان در مقر زهره قائمی بودم و محمد آبروان در مقر ما بود . اهل خوزستان بود و فردی ساکت و ساده . آنقدر با همه شوخی می کرد در دل اکثر افراد خودش را جا داده بود تا آنجایی که یادم می آید مسئولیت نظافت محوطه مقر را به آن داده بودند من هم که مسئولیت انبار تاسیسات را بر عهده داشتم هر روز به انبار مراجعه می کرد و الزامات کارش را تحویل می گرفت . چند روزی که به انبار مراجعه می کرد حالش عجیب گرفته شده بود دیگر با کسی شوخی نمی کرد و با خودش درگیر بود یک روز که به انبار تاسیسات مراجعه کرد کنجکاو شدم و از او پرسیدم اتفاقی افتاده چرا اینقدر حالت گرفته حرفی نزد و رفت مجددا فردای آن روز به انبار مراجعه کرد به او گفتم نگفتی چرا حالت گرفته درد دلش را باز کرد گفت که خواهر زهره مرا صدا زد و گفت آماده باش می خواهیم تو را به عملیات داخله بفرستیم و در ادامه گفت من را چه به عملیات داخله!؟ به آن گفتم به او می گفتی که من آمادگی این کار را ندارم در جواب گفت نمی شد برایم بد می شد چند روزی گذشت محمد را از مقر بردند در محوطه ای بنام اسکان آن را ایزوله کردند که با نفرات مقر تماسی نداشته باشد و به آن در اسکان آموزش عملیاتی می دادند زهره قائمی برای اینکه در مقابل رجوی جایگاه خودش را حفظ کند افراد بیشتری را به عملیاتهای تروریستی می فرستاد که مبادا کرسی خودش را از دست بدهد یک روز به بهانه برق به سمت اسکان رفتم پیاده گشتی در اسکان زدم به طور اتفاقی محمد را دیدم از اینکه همدیگر را دیدیم خوشحال شدیم به او گفتم که چرا ریش گذاشتی گفت سریع از اینجا برو اگر تو را اینجا ببینند برای تو بد می شود فقط سلام مرا به دوستان نزدیک برسان و احتمالا چند روز دیگر به مقر همایون می برند و آنجا به مرز، حالا زود برو . من هم سریع محل را ترک کردم و از طرفی ذهنم درگیر این بود که کسی که ناراضی باشد به عملیات برود چگونه آن را به عملیات می فرستند . چند روزی گذشت به ما ابلاغ کردند که در سالن غذا خوری نشست است در سالن غذا خوری تجمع کرده بودیم طولی نکشید که زهره قائمی وارد سالن شد و بدون مقدمه گفت خبر دارید که محمد آبروان شهید شده اکثر نفرات از جمله من از شنیدن این خبر گیج شده بودیم و در ادامه گفت ما آن را کاملا توجیح کرده بودیم در داخل خط خودش را رفت و شهید شد در واقع به کسانی که به عملیات می روند و خط خودشان را پیش می برند نبایستی گفت شهید وقاهت این زن آنقدر زیاد بود که مرز نمی شناخت نفرات را به کشتن می داد و از طرفی زیراب آنها را هم می زد . کلا شورای رهبری عامل کشتار افراد بودند فقط برای اینکه در مقابل رجوی خائن پیشی بگیرند و کرسی بالاتری نصیب آنها شود .

در همین رابطه خاطره ای دارم از کشته شدن ( جلال هاشمی و تیمش ) ما در مقر موزرمی بودیم روزی که جلال هاشمی با تیمش به داخله اعزام شد فردای آن روز محوش سپهری ( نسرین ) فهیمه اروانی و زهره اخیانی به مقر موزرمی آمدند خبر داشتند که تیم جلال هاشمی با نیروهای جمهوری اسلامی درگیر شدند و جلال و تیمش همگی کشته شده بودند به مقر موزرمی آمده بودند که روحیه به مابقی نفرات بدهند در موزرمی نشست گذاشتند و خبر کشته شدن تیم جلال را مطرح کردند با وقاحت تمام بعد از اتمام نشست شب شده بود شام مفصلی برای خانمها در محل کار زهره قائمی در نظر گرفته بودند من شبانه بعداز شام معمولا یک ساعتی محوطه را به لحاظ برق و آب چک می کردم از کنار اتاق زهره قائمی رد شدم صدای بلند خنده خانمها و بزن بکوبی که در اتاق راه انداخته بودند گویی که هیچ اتفاقی نیفتاده بود پنج شش نفری کشته نشده بودند شورای رهبری رجوی وقیحترین زنان در دنیا بودند به هیچ کس رحم نمی کردند عاقبت بی رحمی نصیب خودشان هم شد آه افرادی که زهره قائمی برای جاه طلبی خودش به کشتن داد با بی رحمی تمام سزای خودش را پس داد .

فواد بصری

***

زهره قائمی فرمانده ترور صیاد شیرازیمسعود و مریم رجوی زهره قائمی مسئول ترور شهید صیاد شیرازی را به همراه دیگران در قرارگاه اشرف باقی گذاشتند تا کشته شوند

زهره قائمی کمپ اشرف 2زهره قائمی بصورتی مشکوک در کنار بیش از پنجاه تن دیگر در قرارگاه اشرف به ضرب گلوله گشته شد. رجوی هنوز اجازه دسترسی و تحقیق از ۴۲ تن باقی مانده از این واقعه را نمی دهد

سازمان ملل در مورد نقش رجوی در کشتار ۵۳ تن از قربانیان مجاهدین خلق در کمپ اشرف تحقیق کند

UN must investigate Rajavi’s role in the deaths of 53 MEK victims in Camp Ashraf

همچنین:

ویژه نامه نقش و پایداری خانواده ها در سقوط قرارگاه اشرف، لانه فرقه رجوی

انجمن نجات، مرکز تهران، چهاردهم سپتامبر ۲۰۱۴: …  ۲۵شهریور مصادف است با تخلیه کامل قرارگاه عنکبوتی اشرف از عناصر و وابسته های فرقه رجوی. قرارگاهی که یادآور ، دردها و رنج های پدران و مادران چشم انتظار است . به همیمن منظور ویژه نامه ای را که خاطرات آن روزها را به تصویر می کشد ، تنظیم

نقض مضاعف حقوق اهل تسنن در فرقه رجوی (مجاهدین خلق)

خدابخش میریانخدابخش میریان، انجمن نجات، مرکز سیستان و بلوچستان، یازده سپتامبر ۲۰۱۴: …  خودکشى دلیل بر عدم ایمان و یاس و نا امید شدن از خدا مى‏باشد و یاس و نا امیدى از خداوند از بزرگ‏ترین گناهان است که گاهى دررتبه شرک وکفر قرارمى‏گیرد.. کسى که دست به خودکشى زده همانند کسى که دیگرى را کشته انسان

تو اندرون خانه چه کرده ی که برون آیی؟ سخنی با فرقه زن ستیز رجوی

زهرا میر باقریزهرا سادات میرباقری، انجمن نجات، مرکز تهران، یازدهم سپتامبر ۲۰۱۴: …  وزنانی مثل مهری موسوی و مینو فتحعلی که ازشورای رهبری بودند بدلیل اعتراض به مناسبات فرقه ای وجنسی وتجاوزات مسعود رجوی که داشتند با اعمال شکنجه های بسیار وسرانجام با سیانور وروشهای دیگر کشته شدند ،عکس های آنها موجو

فرقه ی رجوی و سوء استفاد ازدرک پیچیدگی های اقتصادی

صابر، انجمن نجات، مرکز آذربایجان شرقی، یازدهم سپتامبر ۲۰۱۴: …  اگر ارباب تان آمریکا درست بگوید، با وجود چپاول حیرت انگیز جهانی وچاپ ۲/۱ تریلیون دلار اسکناس بی پشتوانه وجذب مفت کالاهای جهان با این پول بی ارزش ، تنها از رشد اقتصادی ۱% برخوردار است وشما دراین مورد نمیتوانید ادعاهای گند