خاطره فرار بهمن اعظمي از فرقه رجوی در البانی

خاطره فرار بهمن اعظمي از فرقه رجوی در البانی

بهمن_اعظمیبهمن اعظمی، فریاد آزادی، بیستم نوامبر 2017:… يك روز كارم طوري بود كه بايد بالاي ديوار يكي از پايگاه هاي فرقه به نام رشيد كار ميكردم حين كار صدايي شنيدم صداي پسر بچه اي بود كه در خيابان بازي ميكرد ومن كه خيلي وقت بود كه اين لحظه ها را نديده بودم چون پانزده سال دراسارت بودم مشغول نگاه كردن بازي بچه ها بودم كه درخيابان روبرو بود واز بازي بچه ها لذت ميبردم كه حواسم نبود كه … 

رجوی نفرات را در لیبرتی به قصد به کشتن دادنگوئید کشته شدند ؛ بگوئید رجوی به کشتن داد !

لینک به منبع

خاطره فرار بهمن اعظمي از فرقه رجوی در البانی

يك روز كارم طوري بود كه بايد بالابهمن اعظمیي ديوار يكي از پايگاه هاي فرقه به نام رشيد كار ميكردم حين كار صدايي شنيدم صداي پسر بچه اي بود كه در خيابان بازي ميكرد ومن كه خيلي وقت بود كه اين لحظه ها را نديده بودم چون پانزده سال دراسارت بودم مشغول نگاه كردن بازي بچه ها بودم كه درخيابان روبرو بود واز بازي بچه ها لذت ميبردم كه حواسم نبود كه مسئول ما كه زني بود پشت سر من وايساده ومن را يواشكي نگاه ميكند ومن را زير نظر داشت يك لحظه ديدم صداي اين زن فرمانده بلند شد من كه بالاي ديوار بودم وارتفاع آن بالاي سه متر بود برگشت با دريدگي به من گفت حواست هست كه زناني كه از خيابان رد ميشوند طور را با خود نبرند يعني ذهني من هم مثل اين بودكه انگار قتلي انجام داده بودم انگار آب سردي روي من ريخته شد احساس تنفر شديدي به اين مسئول زن كردم وبا خود گفتم خداي چقدر اينها ذهنشان آلوده است فكر ميكنند كه ما هر كجا را كه نگاه ميكنيم به زنهاي آلباني نگاه ميكنيم . من يك عمر كه نزديك به 25 سال در اين دستگاه فرقه بودم هنوز نسبت به من بي اعتمادي كامل بود با خود گفتم گناه من چه هست كه حتي نميتوانم بازي چند بچه را نگاه كنم اين همه عمر خود را در اين دستگاه تلف كردم بعد از اين موضوع بود كه بيشتر از اين تشكيلات وفرقه فاصله گرفتم من كلا با اين دستگاه از اولش هم مخالف بودم ولي بعد از اين قضيه تنفرم نسبت به اين   فرقه بيشتر شد با خود راه ميرفتم وبه خود ميگفتم كه به چه اميدي به اين خراب شده پا گذاشتم 25 سال سر ما را شيره ماليدند نميدانم چرا بعد از اين حركت ذهنم درگير شد انگار خدا خواست كه اين اتفاق بيفتد كه من بيشتر فكر كنم نميدانم به خودم ميگفتم كه خدايا اينها با ما كه اين كار را ميكنند فردا كه اصلا امكان ندارد حال يك درصد هم بگوييم به ايران برسند با مردم ايرا ن چكار ميكنند بعد فهميدم كه من هم عضو اين سازمان هستم واحساس شرمندگي نسبت به مردم ايران كردم كه فردا خودم هم بايد جوابگو ميبودم اين فرقه ظا هرش خيلي خوب وفريبنده است من كه 25 سال عمرم را گذاشتم ميگويم هر كسي اين فرقه را از بيرون تماشا كند ميگويد چه آدمهاي نازي وچه آدمهاي انقلابي كه براي مردم ايران چه كارهايي ميكنند وتمام عمر خود را صرف اين كار كرده اند ولي خبر از داخل وباطن اين فرقه ندارد باطن وداخلش را من مقداري توضيح ميدهم در داخل فرقه كسي جرات ندارد به بالاي خود انتقادي كند وكارهاي سنگين مال ما بود وغذاهاي خوب براي بالا بود موبايل خوب براي بالا بود پوشاك خوب براي بالا بود بالا كه ميگويم يعني فرمانده هان بالا پول در جيب آنها بود در صورتي كه ما فقط 8 دلار در ماه ميگرفتيم كه ميشد سه تا بستني خريد ولي ميرفتي فروشگاه هايي كه فقط ميليونرها ي شهر ميرفتند مسئولين هم به آنجا زياد ميرفتند مكان كامپيوتر اينترنت ووو كه اگر بخواهم بگويم بايد كتابها نوشت فقط نوكي به باطن زدم بعد از اين قضيه شب كه خوابيده بودم لحظات صبح از ذهنم ميگذشت ويكهو مغزم در جايي ايستاد كه گفت بايد بروي يك دفعه به خودم گفتم نميتوانم من عمرم را در اين دستگاه گذاشتم بعد از 25 سال كجا بروم نه پولي نه امكاناتي دريك كشور غريب خيلي از نفرات كه با آنها صحبت ميكردم مثل من بودند وخيلي از آنها ميگفتند كه ما پير شده ايم اگر سن مان مقداري پايين تر بود لحظه اي در اين فرقه آلوده مريم قجر نمي مانديم نفراتي هم بودند كه مثل من ترس داشتند ونفراتي هم بودند كه گير خانواده شان بودند چون يا خواهري داشتند يا مادر يا پدري ولي خدا را شكر من هيچ كدام از اين مشكلات را نداشتم فقط ترس داشتم چون فرقه در نشستهاي مستمر همش اعلام ميكرد كه كسي كه از اينجابرود يا معتاد ميشود يا توسط بانده هاي مافيايي گير ميفتنديا پولي ندارند واز گرسنگي ميميرند وپول را هم كه ما ميدهيم از اين به بعد كساني كه بخواهند بروند اول بايد يك ماه به قرنطينه بروند بعد هم پولي به آنها تعلق نميگيرد وكميساريا هم به كسي كمك نميكند اين حرفها بود كه ترس رادر درون ما آورده بود ولي به خودم آمدم گفتم يا ميميرم يا ميروم آدم يكبار در بيرون ميميرد ولي ما 25 سال هر روز در اين سازمان ميمرديم وزنده ميشديم باور كنيد كه چه عذابهايي بود كه ما نكشيديم الان كه بيرون آمدم باور نميكنم كه من توانسته ام 25 سال از اين كارها كنم بله اين را ميگفتم كه تصميم گرفتم كه فرار كنم اين شد كه در يك شب كه شايد يك ماه پيش ميشد موقعي كه كسي نبود از اين فرقه رها پيدا كردم باور كنيد موقعي كه بيرون آمدم احساسي داشتم كه تازه متولد شده ام احساس داشتم كه خودم هستم هويت دارم ميتوانم هر كجا كه خواستم بروم كسي مرا دعوا نميكند كسي به من توهين نميكند شب كه فرار كردم توسط بعضي از دوستان كه جدا شده بودند كمك كردند كه من يكي دو شبي در خانه آنها باشم اين را بگويم كه فرقه راست ميگفت هر كسي كه فرار كند پولي تعلق نميگيرد به من كه الان يك ماه است بيرون آمده ام پولي نداده اند ميگويند كه فرار كرده اي به كسي كه فرار ميكند پول نميدهيم من ميگفتم كه اگر فرار نميكردم كه شما من را آزاد نميكرديد اين چه مزخرفاتي است كه براي خود مي بافيد بله ولي با اينكه پولي نميگيرم دوستاني دارم كه به من كمك ميكنند دوستاني دارم كه شرافتشان را از دست نداده اند ولي باز اين را ميگويم از اين كاري كه كردم هزار بار خدا را شكر ميكنم كه ميگويم در عمرم تنها تصميمي بود كه اشتباه نكردم اگر الان فرقه به من بگويد بيا هرچه ميخواهي به تو ميدهيم وهر كاري خواستي انجام بده والله از اين تصميم كه گرفتم بر نميگردم بدترين تصميم زندگي من اين بود كه به اين فرقه آمدم وبهترين تصميم زندگي من هم اين بودكه از اين فرقه جهنمي فرار كردم اين خاطره لحظه فرار من بود كه چطور با ديدن بازي بچه ها وبي احترامي آن زنك فرمانده در ذهنم جرقه زد ولي خاطرات زيادي دارم كه انشالله آنها را خواهم نوشت تا مردم خوب كشورم بدانند اين فرقه چگونه فرقه اي است قول اين ظاهر را نخورند بهترين شاهد ما نفرات جدا شده هستيم كه 25 سال عمر خود رادر اين سازمان گذاشتيم كه ميتوانيم هويت اين سازمان جهنمي را به مردم خوب كشورم چه در داخل وچه در خارج برسانم اميدوارم كه از صحبتهاي من خسته نشده باشيداز همه شما متشكرم .

نفر نجات يافته از فرقه تيرانا آلباني ، بهمن اعظمي 19/11/2017

*** 

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=32087

مصاحبه با بهمن اعظمی، نجات یافته از فرقه رجوی در آلبانی (+ حرفی که بعد از سالیان پس گرفته شد)ا 

Bahman_Azamiبنیاد خانواده سحر، تیرانا، آلبانی، دوازدهم نوامبر ۲۰۱۷:…  مصاحبه اختصاصی بنیاد خانواده سحر با آقای بهمن اعظمی که به تازگی از فرقه رجوی فرار کرده و نجات یافته است به صورت خلاصه با ویراستاری در زیر از نظرتان می گذرد: من بهمن اعظمی  متولد ۱۳۴۸ در کرمانشاه  هستم. بخاطر فقر و بدبختیهایی که میدیدم و این در من سنگینی میکرد و نمیتوانستم بی تفاوت باشم برای درآمد و زندگی بهتر به ترکیه رفتم … 

آقایان بهمن اعظمی و سعدالله سیفی به همراه آقای عادل اعظمی آقایان بهمن اعظمی و سعدالله سیفی به همراه آقای عادل اعظمی تیرانا، آلبانی
(کفشهایم کو؟ چه کسی گفت سهراب؟ آشنا بود صدا، مثل هوا با تن برگ)

مصاحبه با بهمن اعظمی، نجات یافته از فرقه رجوی در آلبانی
لینک به منبع

بهمن اعظمیمصاحبه اختصاصی بنیاد خانواده سحر با آقای بهمن اعظمی که به تازگی از فرقه رجوی فرار کرده و نجات یافته است به صورت خلاصه با ویراستاری در زیر از نظرتان می گذرد:

من بهمن اعظمی  متولد ۱۳۴۸ در کرمانشاه  هستم. بخاطر فقر و بدبختیهایی که میدیدم و این در من سنگینی میکرد و نمیتوانستم بی تفاوت باشم برای درآمد و زندگی بهتر به ترکیه رفتم. من یک ارتباطی با فردی از سازمان مجاهدین خلق در ترکیه پیدا کردم و با او آشنا شدم و او مرا با وعده و وعید به عراق برد و سپس ناخواسته گرفتار سازمان شدم.

در آنجا دیدم که تمامی وعده ها فریب بود و آن چیزهایی که سازمان به ما میگفت تماما دروغ بود و من از همان ابتدا میخواستم جدا بشوم ولی امکان آن نبود و در واقع مرا ترساندند. تا وقتی که در عراق بودم جرأت فرار و جداشدن نداشتم. وقتی که به آلبانی آمدم بعد از مدتی متوجه شدم که دیگر این امکان براحتی وجود دارد تا بتوانم فرار کنم.

تکرار می کنم که سازمان مجاهدین خلق آن چیزی که میگوید نیست و ۱۸۰ درجه با آن فرق می کند و حیف که دیر به این نتیجه رسیدم که راه فرار وجود دارد.  من  در سال ۱۳۷۰ وارد سازمان شدم و کمتر از یک ماه پیش در سال ۱۳۹۶ فرار کردم و خودم را به کمیساریا رساندم. یعنی ۲۶ سال از بهترین سالهای زندگی ام را به صورت شبانه روزی اسیر فرقه رجوی بودم.

شرایط فرقه الان در آلبانی حقیقتا اسفبار است. دلیلی که قابل مشاهده است اینست که مریم رجوی مدام می آید و نشست میگذارد و التماس می کند تا بچه ها جدا نشوند. اما وضع خیلی از این خراب تر است که مریم رجوی بتواند کاری انجام دهد. همه در درون تشکیلات مأیوس و دلسرد هستند و امیدی برای سرنگونی ندارند و آلبانی را پایان راه می دانند.

علت اینکه بعضی از نفرات بیرون  نمیایند اینست که عمری در سازمان سپری کرده اند و تغییر در زندگی برایشان سخت است و علنا می گویند چند سال آخر عمرشان را هم مثل گذشته طی می کنند تا از این دنیا بروند.

سازمان مجاهدین خلق حداقل در این ۱۰ سال گذشته هیچ جذب نیرویی نداشته است در حالیکه درصد بالایی از این فرقه جدا شده اند. الان در آلبانی یک سیاق ثابت شده که هر هفته جداشده داشته باشیم و بعضا ۲ الی ۳ نفر در یک هفته جدا می شوند.

آنچه مشاهده می شود اینست که سازمان فقط تلاش می کند تا نیروهایش بمانند و جدا نشوند و خط و برنامه دیگری ندارد. اینهم بخاطر اینست که همه سازمان مجاهدین خلق را با نفراتش میشناسند و اگر نیرویی نباشد و اگر هواداری وجود نداشته باشد پولی هم به سازمان داده نمی شود. مریم رجوی بخاطر وجود همین نیروها است که توانسته خودش را مطرح کند و اگر همین نیروها نباشند در کل سازمان هم تمام شده است و مریم رجوی هم باید مانند شوهرش گورش را گم کند.

به نظر من مسعود رجوی ملعون مرده است و دیگر وجود ندارد. اینرا همه در تشکیلات می گویند و با هم صحبت میکنند ولی مخفیانه این کار را انجام می دهند چون هیچکس جرات این  را ندارد که به صورت علنی اسم او را بیاورد یا سر او صحبت کند و اگر این کار را بکند باید جوابگو باشد چون این مرز سرخ سازمان است و مؤاخذه می شود و انواع تهمت ها نثارش می گردد، ولی اکثر نیروها در بین خودشان می پرسند که مسعود رجوی کجاست؟ چرا پیام علنی با صدا و تصویر خودش نمیدهد؟ در صورتی که آلبانی به مراتب امن تر از عراق است.

در پیامی که معلوم نیست مال خود رجوی بود یا نه، ولی بهرحال به اسم او داده شد، گفته شد امثال سال سرنگونی است. دلیل آوردند که امسال آمریکا به ایران حمله میکند و سازمان تنها آلترناتیو ایران است. به نیروها گفتند صبر کنید یک سال دیگر همه چیز تعیین تکلیف میشود  وبا خوشی و شادی به ایران میرویم و شما هم افسران ارتش آزادی بخش هستید که باید جوانان را سمت و سو بدهید و سازماندهی کنید. واقعا افراد را با خیالات واهی در هپروت نگاه داشته اند.

این سازمان مثال بزنم مثل آفتاب پرست میماند که مدام رنگ عوض می کند. این سازمان در درون یک چیز است و در بیرون یک چهره دیگر دارد. خود نفرات در درون تشکیلات می دانند که تمام حرفهایی که مجاهدین خلق میزدند پوچ و توخالی است. آنها از آمدن نفراتی مثل مک کین و دیگر جنگ طلبان آمریکایی که میلیونها دلار خرج آنها می شود ناراضی هستند. علنا می گویند که چرا برای این آدمهای شرور و جانی فرش قرمز پهن میکنیم ولی برای ده دلار هزینه ضروری به نفرات می گوئید پول نداریم.

هیج کدام از نفرات در درون تشکیلات از وضعیت موجود راضی نیستند اما راه نجاتی نمی یابند. خانواده ها در بین آنها نیستند و حرفهای افراد در درون محفل ها را نشنیده اند ولی حتی اگر به شکل و قیاقه آنها که در خود فرو رفته و گرفته هستند نگاه کنند معلوم است که در ذهنشان چه می گذرد. تعداد زیادی از نجات یافتگان زن هستند که فرار برای زن ها به مراتب مشکل تر است چون مراقبت آنان خیلی بیشتر است. این زنان به زنان دیگر انگیزه داده اند تا خود را نجات دهند. در عراق امکان فرار زنان وجود نداشت.

شرایط جداشدگان در بیرون از تشکیلات خیلی سخت است اما هرگز راضی نمی شوند به شرایط قبل برگردند. همگی می گویند که احساس می کنند که تازه از غار بیرون آمده اند و برای اولین بار طعم آزادی را می چشند. از این بابت که پا به دنیای آزاد گذاشته اند خیلی راضی هستند و تمامی سختی های آنرا به جان می خرند. افراد از بابت مسائل مالی و معیشتی به شدت تحت فشار قرار دارند چون پول آنها را فرقه رجوی میدهد و به هر بهانه ای پول را قطع میکند. نمونه اش خود من که بی جهت مارک خائن زدند و اینکه مزدور ایران هستم و پولم را قطع کردند در حالیکه تا آن زمان با هیچکس ارتباط نگرفته بودم. من ابتدا قصد افشاگری نداشتم اما دیدم که با من که عمری را با آنها سپری کردم چه رفتاری کردند و چگونه مرا غریب و تنها و بی پول رها کردند. لذا تصمیم گرفتم ماهیت این فرقه را برای همه روشن کنم و تا جایی که بتوانم این کار را خواهم کرد و به همه نشان خواهم داد که مسعود رجوی کذاب و دجال است و فرقه اش اسارتگاه می باشد.

پیام من به تمامی دوستانم در درون تشکیلات، که بی اندازه دوستشان دارم و جز آنها کسی را ندارم، این است که درست است که در بیرون مسائل و مشکلات مالی هست ولی موضوع اصلی همان کلمه مقدس آزادی است. خانواده های شما در انتظار شما هستند و همین پشتوانه ای برای خود شما خواهد بود. نمونه اش اینست که من پولی از سازمان نمی گیرم ولی کمیساریا کمک مختصری میکند و دیگر نجات یافتگان همه جوره هوایم را دارند. من این دنیای آزاد را با بهترین امکانات مجاهدین خلق عوض نمیکنم چون نوکر خودم و ارباب خودم هستم و تصمیم گیرنده خودم هستم. ای کسانی که اسیر در فرقه رجوی هستید، بدانید که در آلبانی با آزادی تنها یک قدم فاصله دارید.

من از بنیاد خانواده سحر و تلاش هایی که میکند هم تشکر میکنم. همچنین از سایت سحر که این فرصت را به من داد، تا بتوانم حرفهای خودم که سالیان سال در خودم نگه داشته بودم را به خانواده های عزیزم برسانم، ممنونم. 

حرفی که بعد از سالیان پس گرفته شد

اکبر حسنی (مستعار)
لینک به منبع

تمام کسانی که اسیر چنگال رجوی بودند یا اسیر طرز فکر اون هستند یا از نزدیک یا از طریق تلویزیون یا اینترنت نشستهای معروف به چهار خرداد رو دیدند در جریان هستند که رجوی سالیان سال مدام میگفت که بهترین کار همون بود که محمد حنیف نژاد و افراد دیگر کردند که با خون خود راه را باز کردند.

الان میخواهیم با هم به لیبرتی بریم جایی که رجوی این حرف را کلا پس گرفت و درست عکس آنرا گفت چون آن زمان منافعش آنطور اقتضا میکرد.

بحث جابجایی به آلبانی بود. طبق معمول مسعود رجوی در نشست صوتی مغزشویی میکرد و دست آخر گفت که “اگر روز چهار خرداد درک و شعور امروز رو داشتیم، اگر شده تمام مرکزیت اعدام میشدند، ولی حنیف نژاد و سعید محسن و بدیع زادگان نباید اعدام میشدند. اگر اون روز بحث ۳۱۳ تن رو درک میکردیم، نباید این اتفاق میافتاد و شاید تاریخ جور دیگری رغم میخورد.”

توجه کنید این حرف قبل از همه اذعان به بی لیاقتی خودشه به طوری که همه گفتند چطور پس تا دیروز یک چیز دیگه میگفت. البته هدف رجوی از بکار بردن این بیان اون نتیجه‌ای نبود که نفرات گرفتند. اون میخواست نتیجه گیری خودش رو بکنه که جماعت ماشاءالله میکروفن همگی ریختند پای میکروفون تا رحمان و احمد واقف و مژگان پارسایی و نورچشمی ها و باقی هم پالکی های رجوی بتونن جون سالم بدر ببرند.

گرچه خیلی قبل تر فهیمه اروانی رو فرستاد که گفت “ببینید من میدونم که شماها در خصوص بحث ۳۱۳ تن بی شکاف هستید. پس اینقدر نامه و پیغام ندید که ما میخواهیم جزو ۳۱۳ تن باشیم. دست تشکیلات رو باز بزارید تا تصمیم گیری کنه.” البته نفرات میگفتند حرف مفت میزنه کیه که ندونه سری آخر که در لیبرتی بمونن همون بلایی که سر نفرات اشرف اومد سر اینها هم میاد.

خوب پس معلوم شد هیچ کدام از نفراتی که با رجوی سالیان سال توی یک آخور بودند حاضر نبودن تو لیبرتی بمونن و کشته بشن. روزایی رو یادمه که مثلا به نفر میگفتن سری بعدی تو میری. فرد از یک طرف نیشش تا بنا گوش باز می شد ولی از طرف دیگه مثلا انگار دوست نداره بره.

بعد کیا موندن؟ اونایی که به قول خودشون حلقه ضعیف بودن، یا میگفتن آجر لق هستند یعنی که بدرد اون سیستم نمیخورن. البته مسعود رجوی که توی یک نشست این حرف رو نزد. حرفای اینطوری رو همیشه مینداخت توی یک ماه رمضان که کلا یک ماه مغزشویی می کرد که نباید مسئولین کشته بشن و باید بمونن و بقیه کشته بشن.

دقیقا با گوشهای خودم شنیدم که گفت نباید مژگان؛ رحمان یا احمد واقف کشته بشن. اینها سرمایه های فردا هستند. طوری حرف می زد که انگار خبریه. انگار برایش کارت دعوت فرستادن که بفرمایید خواهش میکنیم سوار گرده مردم ایران بشوید. خود ملعونش هم خوب میدونست که آلبانی ته خطه، دیگه نه راه پس داره نه راه پیش. اگر به دل اون بود حاضر بود همه توی لیبرتی کشته بشن، ولی زور دولت عراق و جامعه جهانی بیشتر بود. بعد یک سری رو گذاشت گوشت دم توپ و گلوله که قرار بود همان سناریوی اشرف پیاده بشه و بعد هم فرقه بشینه اشک تمساح بریزه و مریم رجوی گریه کنه. گرچه مثل اینکه دکتر جراحش بهش گفته که اشک ریختن برای جراحی چندین باره صورتت ضرر داره اونم فقط در حد اینکه دستمال کاغذی بیاره جلوی چشماش که انگار داره گریه میکنه ژست می گیره. سناریوی اصلی اشک تمساح مال خود رجوی ملعونه ولی چون خود گور به گور شدش معلوم نیست کجاست این مسئولیت به عهده مریم گذاشته شده.

خلاصه کلام اینکه یک سری از نفرات توی لیبرتی قرار شد بمونن که دقیقا یادم نیست چند نفر بودند مسعود رجوی یک ماه تمام مغزشویی کرد که بخواد کشته شدن نزدیک به ۲۰۰ نفر رو تئوریزه کنه که شکر خدا نتونست به این حدف شومش برسه.

ولی قابل توجه این بود که گفت اگر چهار خرداد موسسان سازمان مجاهدین خلق کشته نمیشدن تاریخ جور دیگری رغم میخورد. این یک اعتراف صریح به بی لیاقتی خودش بود و تا آن زمان هیچ وقت نگفته بود. ولی واقعیت اینست که اگر رجوی در زندان شاه زنده نمونده بود این همه خون ریخته نمیشد.

ولی روزی تمام این خونها دودمان پوسیده فرقه رجوی رو از بنیان میکنه و همه اسرا رو آزاد می کنه و به خانواده هاشون بر میگردونه. به امید اون روز

اکبر حسنی اسیر آزاد شده فرقه رجوی

توضیح: در کتاب های مربوط به امام زمان (عج) نوشته شده که هنگام ظهور آن حضرت، ۳۱۳ نفر یاران مخصوصش به او می پیوندند. مسعود رجوی که خود را در این مقام معرفی می کند بحثی در این خصوص داشت و آنرا به گونه ای تحلیل می کرد که ادعایش را به کرسی بنشاند. او افراد را تشویق می کرد که جزو آن نفرات باشند یعنی در عراق بمانند و کشته شوند.

(پایان)

*** 

IMPAKT 97: Jihad 2.0? What are the Iranian Jihadis (MKO, Rajavi cult) doing in Albania? (part 1)

https://youtu.be/WYEGkiTvyJc

IMPAKT 97: Jihad 2.0? What are the Iranian Jihadis (MKO, Rajavi cult) doing in Albania? (part 2)

https://youtu.be/9tWjpDHPktE

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=32035

فعالیت های سه نجات یافته از فرقه رجوی در آلبانی (گزارش اولیه)ا 

Adel_Azami_Bahman_Azami_Saadallah_Seyfi_1

بنیاد خانواده سحر، تیرانا، آلبانی، هشتم نوامبر ۲۰۱۷:… دو نجات یافته از فرقه رجوی در آلبانی به نام های بهمن اعظمی و سعدالله سیفی که اخیرا فرار کرده اند، همراه با عادل اعظمی که از انگلستان به آنان پیوسته بود، هر سه از اهالی کرمانشاه، در طی یک سلسله فعالیت های افشاگرانه در تیرانا به اقدامات زیر دست زدند: – دو مصاحبه جداگانه با رسانه گزتا ایمپکت – یک … 

لینک به منبع

فعالیت های سه نجات یافته از فرقه رجوی در آلبانی (گزارش اولیه)

عادل اعظمی بهمن اعظمی سعدالله سیفی نجات یافتگان از فرقه رجوی مجاهدین خلق

دو نجات یافته از فرقه رجوی در آلبانی به نام های بهمن اعظمی و سعدالله سیفی که اخیرا فرار کرده اند، همراه با عادل اعظمی که از انگلستان به آنان پیوسته بود، هر سه از اهالی کرمانشاه، در طی یک سلسله فعالیت های افشاگرانه در تیرانا به اقدامات زیر دست زدند:

– دو مصاحبه جداگانه با رسانه گزتا ایمپکت
– یک مصاحبه تلویزیونی
– دو ملاقات با کمیساریا و رمسا
– دعوت از کمیساریا و رمسا برای بازدید از هتل محل اقامت نجات یافتگان از فرقه رجوی و همراهی با آنان در این بازدید
– دو ملاقات با وزارت کشور آلبانی
– ملاقات با سفارت آمریکا در آلبانی
– ملاقات و ارتباط با اصحاب رسانه ها و ارگان های غیر دولتی در آلبانی

عادل اعظمی بهمن اعظمی سعدالله سیفی نجات یافتگان از فرقه رجوی مجاهدین خلق

افراد یاد شده در تمامی مصاحبه ها و دیدارها موارد زیر را مطرح نمودند:

– شرح مشکلات اروپا با آلبانی و نگرانی های مطرح شده در این خصوص شامل حضور یک فرقه تروریستی در خاک این کشور
– حفاظت از جداشدگان در آلبانی و تأمین آنان توسط دولت این کشور
– معرفی بنیاد خانواده سحر در تیرانا به دولت آلبانی و سفارت آمریکا و ملل متحد به عنوان راه حل مشکلات موجود
– ابراز نگرانی از بابت قرارداد مخفی بین مجاهدین خلق و برخی طرف های سیاسی که ظاهرا نوعی برده داری نوین را تضمین می کند. چرا مفاد این قرارداد که در ژنو امضا شده و مدام به آن اشاره میشود باید سری باشد؟
– طرح نیاز به رسیدگی های حداقل به افراد جداشده (حتی در حد یک زندانی)، مثلا دادن سرپناه، رسیدگی های صنفی و درمانی، ترتیب دادن ملاقات با خانواده و … تا افراد مجبور نباشند مجددا به درون فرقه برگردند یا احیانا ترس از جداشدن داشته باشند.

عادل اعظمی بهمن اعظمی سعدالله سیفی نجات یافتگان از فرقه رجوی مجاهدین خلق

در این ملاقات ها که همراه با نماینده بنیاد خانواده سحر انجام شد از جانب خانواده های دردمند و رنج کشیده از طرف های مقابل خواسته شد تا توافق های انجام شده بین خودشان را روشن سازند و از هر گونه اقدام غیرقانونی و ضد انسانی پرهیز نمایند و همچنین جلوی خانواده ها و دوستان اسرا را نگیرند و اجازه دهند تا به کمک عزیزانشان بیایند.

نماینده بنیاد خانواده سحر تأکید نمود که در حال حاضر در آلبانی مقامات مسئول نه کمک می کنند و نه حتی اجازه کمک می  دهند تا خانواده ها خود به کمک عزیزانشان اقدام نمایند.

مسئولین در همه موارد قول همکاری دادند و مطرح نمودند که خودشان هم می دانند که روند فعلی اشتباه است و نیاز به بازنگری دارد. آنان گفتند که منتظر ارتباطات بعدی و اقدامات مشترک با بنیاد خانواده سحر به نمایندگی از خانواده ها هستند.

در ملاقات ها این نگرانی ابراز گردید که آمریکا و آلبانی تا جایی که به نمایندگان پارلمان اروپا اطلاع داده شده بود قرار بود این گروه را به تدریج منحل نموده و نفرات را به زندگی عادی باز گردانند، اما تا جایی که مشاهده می شود نه تنها این کار صورت نگرفته بلکه کوچکترین قدمی هم در این رابطه برداشته نشده و این امر موجب نگرانی کشورهای اروپایی خصوصا اتحادیه اروپا گردیده است. این نگرانی در اروپا رو به رشد است که یک فرقه تروریستی از مرزهای ایران دور شده و با حفظ تشکیلات فرقه ای و تروریستی به داخل خاک اروپا منتقل شده است.

طرف های مربوطه گفتند که در جریان نگرانی فزاینده نمایندگان پارلمان اروپا در خصوص حضور فرقه رجوی در داخل خاک اروپا هستند و می دانند که نگرانی از بابت امنیت اروپا در میان آنان جدی است و این از مسائلی است که اگر به صورت مطلوب حل نشود مانع ورود آلبانی به اتحادیه اروپا خواهد گردید.

در خصوص جداشدگانی که به صورت غیرقانونی از آلبانی خارج شده و هم اکنون به مشکلی برای دستگاه های امنیتی کشورهای مجاور بدل گشته است نیز صحبت شد. از بنیاد خانواده سحر خواسته شد تا به نجات یافتگان توصیه شود به هیچ عنوان اقدام به خروج غیرقانونی از آلبانی نکنند چرا که مسائل را به مراتب پیچیده تر خواهد کرد. جداشدگان بهتر است تلاش کنند تا مسائل خود را از طرق قانونی در داخل خاک آلبانی حل نمایند. 

لینک به برخی انعکاسات در رسانه های آلبانی در این رابطه:

IMPAKT 98: Jihad 2.0? What are the Iranian Jihadis (MKO, Rajavi cult) doing in Albania? (part 2)
Anne Singelton – Khodabandeh an ex-Iranian mojahedin gives the testimonies of three ex- mojahedins (Mojahedin Khalq:

http://www.tematv.al/2017/11/06/ekskluzive-tortura-n-kampin-e-muxhahedin-ve-n-tiran-flasin-dy-t-arratisur-video

Ekskluzive/ Tortura në kampin e muxhahedinëve në Tiranë, flasin dy të arratisur (VIDEO)
Dy prej muxhahedinëve iranianë që janë arratisur nga pallatet e Yzberishtit ku ndodhen

IMPAKT 97: Xhihad 2.0? Cfare duan xhihadistet iraniane ne Shqiperi? (pjesa 1) – Gazeta Impakt
Anne Singelton – Khodabandeh nje ish-moxhahedine iraniane diskuton me Dr. Olsi Jazexhi

IMPAKT 97: Jihad 2.0? What are the Iranian Jihadis (MKO, Rajavi cult) doing in Albania? (part 1)
Anne Singelton – Khodabandeh an ex-Iranian mojahedin discusses with Dr. Olsi Jazexhi the presence of the Iranian mojahedin

اطلاعیه کانال تلویزیونی که اعلام نموده مصاحبه با سه نفر در آینده پخش میشود:

http://www.tematv.al/2017/11/06/ekskluzive-tortura-n-kampin-e-muxhahedin-ve-n-tiran-flasin-dy-t-arratisur-video

Ekskluzive/ Tortura në kampin e muxhahedinëve në Tiranë, flasin dy të arratisur (VIDEO)
Dy prej muxhahedinëve iranianë që janë arratisur nga pallatet e Yzberishtit ku ndodhen mijëra të the

(پایان)

***

مریم رجوی مجاهدین خلق صدام حسین تروریسم تیرانا آلبانیMEK’s Maryam Rajavi blackmails Albania to become the new ‘Saddam regime’ for them

تولدی دوباره ـ رئوف فرامرزی (ویدئو)

https://youtu.be/0zrJEbiCFvc

جواهر گمشده (ویدئو)

https://youtu.be/Iv roZF9UuWM

کمپ بدنان اشرف تعطیل شداین مسیر رجوی به بدتر ازناکجا آباد منتهی شد!

عملیات مشترک موساد و مجاهدین خلق در ترور اساتید دانشگاههای ایران

Mojahedin Khalq (MKO, MEK, Rajavi cult) Our Men in Iran? (Seymour M. Hersh, The New Yorker, April 2012)

Elona Gjebrea_Maryam Rajaviایلونا جبریا هماهنگ کننده مبارزه با قاچاق انسان در آلبانی، برده داری مریم رجوی را ستایش می کند

خروج سازمان مجاهدین خلق از عراق بعد از ۳۰ سال

مسعود خدابنده بی بی سیلینک به ویدئو در سایت بی بی سی

کیهان لندن – خداحافظ بغداد، سلام تیرانا

https://youtu.be/bQKaQTYVik4

مسئول واقعی حمله به لیبرتی کیست؟

https://youtu.be/26Mps-OQLTU

DURRES – MUXHAHEDINET IRANIANE MEK

https://youtu.be/QMF6vf417vI

از بغداد تا تیرانا، سه دهه دربدری مجاهدیناز بغداد تا تیرانا، سه دهه دربدری مجاهدین (کیهان لندن)

اعتصاب غذا مریم رجویگفتگوی اختصاصی ندای حقیقت با مسعود خدابنده (در دو قسمت)

ISIS ISIL Mojahedin Khalq Rajavi cult FlaqsMojahedin Khalq (MEK) presence in Albania highlights security risks for Europe

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=31982

خواب های پنبه دانه ای مریم رجوی تمامی ندارد 

 Rajavi_Faisal_1بنیاد خانواده سحر، تیرانا، آلبانی، چهارم نوامبر ۲۰۱۷:…  چرا مریم رجوی اینقدر سنگ آمریکا را به سینه می زند؟ چون خوب می داند که در میان مردم ایران، حتی درصد کوچکی، جایی ندارد و بعد از صدام حسین باید به سراغ دشمن دیگری از میان دشمنان مردم ایران برود. ملت ایران، به خصوصا به یمن فعالیت های مادران و خانواده ها و نجات یافتگان، به اندازه کافی به ماهیت این فرقه تروریستی پی برده اند. آنان … 

عربستان سعودی مجاهدین خلق مسعود رجوی مراسم ختماگر مسعود رجوی زنده بود!ا

مزدور مریم رجوی و ترکی الفیصل اربابشبازخوانی “استراتژی تغار” ده سال بعد، نوشته آقای قاسم قزی، نروژ، سال ۲۰۰۷

خواب های پنبه دانه ای مریم رجوی تمامی ندارد

مجید آتش افروز (مستعار)
لینک به منبع

توی این روزها که آمریکا، یعنی همان امپریالیسم جهان خوار به قول آن ملعون گور به گور شده، تحریمها را علیه ملت ایران اضافه کرده و به دنبال بهانه گیری برای اعمال فشار بیشتر است، توی این وانفسا که آمریکا از هیچ دشمنی در حق مردم کشورمان فروگذار نمی کند، فرقه رجوی آتش بیار معرکه شده تا دل نفراتش را به آمریکا خوش بکند و بخصوص به مسئولین بگوید که دیگر تمام است و سرنگونی به یمن اراجیف دیوانه ای بدتر از رجوی در راه است. انگار خواب های پنبه دانه ای مریم رجوی تمامی ندارد.

چرا مریم رجوی اینقدر سنگ آمریکا را به سینه می زند؟ چون خوب می داند که در میان مردم ایران، حتی درصد کوچکی، جایی ندارد و بعد از صدام حسین باید به سراغ دشمن دیگری از میان دشمنان مردم ایران برود. ملت ایران، به خصوصا به یمن فعالیت های مادران و خانواده ها و نجات یافتگان، به اندازه کافی به ماهیت این فرقه تروریستی پی برده اند. آنان می دانند که فرقه ضد خانواده رجوی فرزندانشان را فریب داده و به گروگان گرفته و آنان را استثمار می کند. ناگفته نماند که در درون فرقه رجوی فشارها و ضدیت با خانواده صرفا مربوط به نفرات پایین است و نه برای مسئولین بالا.

پس باید به مریم رجوی گفت که تو دیگر نباید اسمی از ایران و ایرانی ببری چون دشمنی خود با ایران و ایرانی را تمام کرده ای. چون توی همین آلبانی دیدیم که چگونه با نفرات جدا شده از فرقه خودت که سالیان سال جوانی خود را به پایت ریختند رفتار کردی. این همان نمونه رفتار تو و فرقه ات با مردم ایران خواهد بود. چون از قدیم گفته اند که مشت نمونه خروار است. همین افراد بودند که برای تو از جان مایه گذاشتند تا تو در برابر سناتورهای آمریکایی ژست بگیری و به حیات خفیف و خائنانه ات ادامه بدهی. رفتار تو با جداشدگان و خانواده ها که همه شاهد آن بودند تو را لایق همان آمریکا می سازد. پس به دامان آمریکا پناه ببر و ببین چه سرنوشت شومی در انتظارت است.

در این روزها که به بحث به اصطلاح “بند الف” نشسته اید لابد دارید می گویید که با “بند الف” باید از تنگه آلبانی رد بشوید تا به تهران برسید و برای خودتان حتما میخواهید پلی تا تهران بسازید. این هم باز از همان خواب های پنبه دانه ایست. دیگر کسی نیست که نداند آلبانی برای فرقه رجوی پایان راه است. سالها با بحث های پوچ و توخالی، مانند “بند الف” و صحبت از فردیت و جنسیت و بندهای مختلف به اصطلاح انقلاب ایدئولوژیک درونی، نیروها را مشغول کردید تا بن بست استراتژیک را حس نکنند. اما آلبانی دیگر جای اینگونه دغلکاری ها نیست. خیل عظیم نجات یافتگان و ناراضیان داخل تشکیلات بالاخره بند از بند این فرقه ضد بشری خواهند گسست.

تا میتوانید برای ترساندن نفرات داخل تشکیلات از نجات یافتگان دروغ و فریب سرهم کنید. شما از دیدن حتی یکی از جداشدگان در خیابانهای آلبانی وحشت دارید چون تأثیر آن را بر روی نفرات داخل تشکیلات به خوبی دیده اید. ما میدانیم که در محافل فرماندهانتان حتی در اتوبوس این تأثیر را به بیان آورده اند. ما از زنان فرمانده که در اتوبوس محله کشار خودتان تردد داشتند این را شنیده ایم. اگر میگویید دروغ است یک پروژه خوانی بگذارید ببینید چگونه بیرون میزند.

مجید آتش افروز – رها شده از فرقه رجوی در آلبانی

*** 

سرود تروریستی”سر کوچه کمینه” سازمان مجاهدین خلق
(سروده شده بعد از انقلاب، بیاد بود ترور افسران امریکایی)

The MEK’s dirty past includes the anti-Imperialist inspired murder of six Americans in pre-revolution Iran which it later celebrated in songs and publications

مرگ مسعود رجوی
The death of Massoud Rajavi
https://youtu.be/CBJ3XiaQwT4

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=31956

آیا کشتارهای اشرف قابل اجتناب نبود؟ (+ تخلیه بار در آلبانی)ا 

 end-of-mojahedin-khalq-in-iraq-bbc-8بنیاد خانواده سحر، تیرانا، آلبانی، دوم نوامبر ۲۰۱۷:… مسعود رجوی در نشست صوتی که با به اصطلاح عضوها و کاندیداهای عضویت در فرقه داشت و در جایی که دیگر پرده ها کنار رفته و همه چیز عیان شده بود این جمله را گفت: “از صحنه اطلاعات غلطی به من داده شد که منجر به این تصمیم گیری اشتباه گردید”. این حرف رهبر فرقه است که در نشست با اعضای فرقه در تمامی سطوح زده شد و همه شنیدند و … 

رجوی نفرات را در لیبرتی به قصد به کشتن دادنگوئید کشته شدند ؛ بگوئید رجوی به کشتن داد !

آیا کشتارهای اشرف قابل اجتناب بود یا نبود؟

حسین نجات (مستعار)
لینک به منبع

شاید خیلی از شماها تا بحال داستانهای زیادی سر کشتارهای قرارگاه اشرف شنیده باشید یا مراسم و یادبود فرقه رجوی را در این رابطه دیده باشید و اینکه چگونه مرده پرستی میشود اما به زنده ها اهمیتی داده نمی شود.

هرگز نباید به خون به ناحق ریخته شده رفقا بی احترامی کرد و هدف نیز این نیست چرا که آنها در اوج صداقت و پاکبازی دست به دفاع زدند، اما واقعیت چه بود و چه دستانی پشت پرده بود تا این کشتارها اتفاق بیافتد؟

آیا قابل اجتناب بود یا نبود؟ حق با شماست. انسان با دیدن صحنه های دلخراش کشتار جگرش آتش میگیرد و هر چه لعن و دشنام است نثار مسبب های آن میکند چون در جنگی نابرابر انجام شد.

اما براستی مسبب اصلی آن چه کسی بود؟ بگذارید تا با کلام خود رهبر فرقه به آن نگاهی بیاندازیم.

مسعود رجوی در نشست صوتی که با به اصطلاح عضوها و کاندیداهای عضویت در فرقه داشت و در جایی که دیگر پرده ها کنار رفته و همه چیز عیان شده بود این جمله را گفت:

“از صحنه اطلاعات غلطی به من داده شد که منجر به این تصمیم گیری اشتباه گردید”.

این حرف رهبر فرقه است که در نشست با اعضای فرقه در تمامی سطوح زده شد و همه شنیدند و البته آن زمان همه می دانستند که مسبب اصلی خود سازمان بود.
براستی داستان چه بود؟

قضیه از این قرار بود که دولت وقت عراق بدنبال کارهای این فرقه و دخالتهای آنان در امور داخلی عراق و فشارهایی که به اعضای خود وارد میکرد و خصوصا شکایاتی که از جانب جداشدگان و خانواده ها شده بود بدنبال دایر کردن یک ایستگاه پلیس در داخل کمپ بود و این را به سران فرقه هم اطلاع داده بود. اما فرقه که بدنبال خون و خون ریزی بود تا بتواند خط خود را پیش ببرد و به قول رجوی با خون راهش را باز کند، با بهانه کردن آن و گسیل افراد به جلوی نیروهای عراقی دست به کاری زد تا درگیری فیزیکی پیش بیاید و به کشته شدن افراد منجر شود.

در همان شرایط و زمانیکه نیروهای عراقی به پشت دربها آمده بودند مسئولین مربوطه عراقی که در صحنه بودند به صراحت به افراد موضوع را گفتند. اما سران فرقه و مسئولین حاضر در صحنه با دست آویز قراردادن موضوع و تهییج افراد آنها را به درگیری با پلیس عراق کشاندند و همین موضوع منجر به کشته شدن تعدادی گردید.

در نهایت امر عراق اقدام به زدن ایستگاه پلیس کرد اما از آنجا که فرقه به شدت در هراس از باز شدن هر راهی به بیرون بود تا نیروهایش به هیچ عنوان راهی به دنیای آزاد نداشته باشند از این موضوع در هراس بود و این شد که داستان کشتار ۶ و۷ مرداد پیش آمد. واقعیتی که فرقه هنوز تلاش در کتمان آن دارد.

حسین نجات – نجات یافته از فرقه رجوی در آلبانی

خاطراتی از تخلیه بار در لیبرتی

محمد علی قدرتی (مستعار)
لینک به منبع

همیشه در نشست ها می گفتند که در تحریم هستیم و دولت عراق نمی گذارد وسایل وارد شود و همیشه سر توزیع مواد غذایی اشل بندی بود و می گفتند نمی گذارند وارد شود و دولت عراق جلو گیری می کند. ولی چیزی که همیشه برای خودم و دوستانم تناقض و سؤال بود این بود که همیشه هر اکیپ از خودروهای بار که وارد لبیرتی می شد یکسری بار و وسایل ویژه داخل خودروهای بار بود که از همان اول نفرات مشخص شده را برای تخلیه آن بارها می گذاشتند و یکی از زنان بالای سازمان هم بر خالی کردن بار کنترل می کرد و در خودرو مشخص شده می بردند.

در بیشتر موارد هم یکی از مسئولین بالا می آمد و با خودروی خودش بارها را شخصا می برد. اینجا همیشه برای ما سوال بود که این چه تحریمی هست که بارها و وسایل ویژه و مواد غذایی ویژه وارد می شود و دولت عراق جلو گیری نمی کند چون این وسایل و مواد غذایی ویژه مربوط به سران فرقه رجوی بود ولی برای لایه های پایین تر تحریم بود.

هر وقت که این خاطرات در ذهنم می آید می ببینم که چقدر آدم ها در دستگاه فرقه رجوی بی ارزش هستند ولی از طرفی سران فرقه چقدر برای خودشان ارزش قائلند که همیشه مواد غذایی ویژه آن هم در شرایط ظاهرا تحریم دولت عراق وارد می کردند.

این دنیای کثیف فرقه رجوی هست. کسی که در داخل آنها نباشد فکر می کند همه نفرات یکسان هستند ولی اینطوری نیست و فقط همین طوری از جامعه بی طبقه توحیدی دم می زنند. در فرقه رجوی تنها چیزی که کم رنگ هست همین داستان بی طبقه هست. چون تا بخواهید طبقه روی طبقه هست.

به امید روزی که شر سران فرقه رجوی از سر اعضای گرفتار کم شود.

نجات یافته از فرقه رجوی در آلبانی
محمد علی قدرتی

(پایان)

*** 

سرپیچی کردم و به خانواده ها سنگ نزدم. خاطراتی از تشکیلات مجاهدین

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=31927

ماهیت فرقه رجوی (+ مزرعه حیوانات)ا 

 ISIS ISIL Mojahedin Khalq Rajavi cult Flaqsبنیاد خانواده سحر، تیرانا، آلبانی، سی و یکم اکتبر ۲۰۱۷:… داستان در درون فرقه درست مثل همان مزرعه حیوانات بود که از ابتدا برای بحث دیگری رفته بودیم ولی داستان چیز دیگری شد. البته آن ملعون داستان را در نشست کاملا وارونه کرد و گفت که ایران ما هم به چنین چیزی گرفتار شده است. اما در واقعیت این ما بودیم که به دست او گرفتار شده بودیم و طی سالیان از ما بردگی کشید و همه را فرسوده و ناتوان کرد و … 

ISIS ISIL Mojahedin Khalq Rajavi cult FlaqsJohn Bolton grooming Mojahedin Khalq (MEK, Rajavi cult) in Tirana part of bigger agenda for Albania

سرود تروریستی”سر کوچه کمینه” سازمان مجاهدین خلق
(سروده شده بعد از انقلاب، بیاد بود ترور افسران امریکایی)

مک کین و مریم رجوی و لیست شهدای سازمان مجاهدین خلق ایرانشهید فروشی (اهدای کتاب شهدای مجاهد خلق به جان مک کین)ا

ماهیت فرقه رجوی

زینال شهیدی (مستعار)
لینک به منبع

معنی کلمه ماهیت را همه بدون استثناءمیدانند. ماهیت به معنی حقیقت نهاد و ذات هر چیزی عنوان شده است که برای همه کلمه آشنایی است. من یکی از نجات یافتگان فرقه رجوی هستم که مدتی است از این فرقه جدا شده ام و الان بعد از این همه مدت که در درون فرقه بودم می فهمم که معنی کلمه ماهیت را نمیدانستم، چون اگر من معنی این کلمه را میدانستم باید بر اساس آن تحقیقی انجام میدادم تا به ماهیت اصلی فرقه رجوی پی ببرم.

این درست است که رجوی آن کلمات را لوث و مثل ریشه و شجره خودش آلوده کرده بود، ولی من انسانی ذاتا آگاه بودم و میتوانستم از این آگاهی که خدا در وجود من و البته همه انسان ها گذاشته نهایت استفاده را بکنم و تحقیقی صورت میدادم و به ماهیت کاری که برای رجوی انجام میدادم پی میبردم.

شاید این عدم تحقیق به این برمیگشت که من نمیخواستم خودم را وارد این موضوع کنم. شاید ترس، شاید امید کاذب، شاید … و شایدهای دیگر. ولی اینها همه در پس این قرار داشت که این فرقه به نحو بسیار دقیقی استادانه افراد را مغزشویی کرده بود که انسان حتی این را باور کند که فقط یک نفر است که مطلقا درست می گوید و حق هر کاری را دارد و آن مسعود رجوی است.

میخواهم خاطره ای را تعریف کنم. شاید برای شما هم جالب باشد. من از روز اول هم با این فرقه زاویه داشتم و همه در جریان این موضوع بودند، اما موقعی که از این فرقه جدا شده بودم با اینکه در اعماق درونی از این فرقه نفرت داشتم، ولی هنوز در نظرم این دو فرد (مسعود و مریم رجوی) را انقلابیون بزرگی میدانستم.
بعد از جدایی، هر بار که با خانواده ام صحبت میکردم، با آنها بحث می نمودم و به مادر و پدرم میگفتم که علیه فرقه و علیه رهبری آن چیزی نگویید و دفاع می کردم. به آنها می گفتم که من خودم نتوانستم در مبارزه بمانم و نکشیدم اما راه آنها درست است.

این را میخواهم بگویم که ترفند پیچیده این فرقه این بود که حتی من که از این فرقه جدا شده بودم، هنوز این فرقه و رهبری آن را در ذهنم قبول داشتم و به خودم جرأت نمی دادم که فکر بدی در خصوص آنها بکنم. تازه من خودم را انسانی میدانستم که از اول هم با اینها اختلاف نظر داشتم، چه برسد به نفرات دیگر که در اینجا یعنی تیرانا جدا شده اند، و البته اینجا دنیای بیرون آنها را جدا کرد، ولی افکار پوچ و بی معنی فرقه هنوز از ذهن آنها بیرون نرفته است.

بعد از مدتها شروع کردم با خودم گفتم که خدا به من آگاهی داده و چرا من تحقیق نکنم. الان که در دنیای بیرون هستم و اینترنت هست و من به همه اطلاعات دسترسی پیدا دارم چرا استفاده نکنم؟ شروع کردم به تحقیق در این مورد و میگفتم من که فقط حرفها را از این فرقه شنیدم و فرقه هم که هرگز از خودش بد نمیگوید.

باورکنید آدم اگر بخواهد چیزی را تحقیق کند و به ماهیت ذاتی چیزی پی ببرد شاید سالها طول بکشد ولی خدا را شاهد میگیرم فقط چشمم به یک جمله که در آن نوشته شده بود ۷ گناه نابخشودنی مجاهدین خلق که در حدود ۶۰ دقیقه از فیلمهایی است که بعد از سرنگونی صدام معدوم از کاخ او بدست آمده بود. فیلمهایی که با دیدن آن از انسان بودن خودم بدم آمد که چندین سال خود را در فرقه ای گذراندم که مسئولینی مثل مهدی ابریشم چی و عباس داوری و نفرات دیگر و خود مسعود رجوی که برای همه ما انقلابیون وطن پرست بودند. آنها برای تعداد بمبگذاری در ایران از استخبارات عراق که همان اداره امنیت صدام است پول دریافت میکردند. بعد به ما میگفتند بخدا قسم ما استقلال داریم و پولمان را از مردم خودمان در داخل کشور میگیریم و صرفا از کمکهای مردمی استفاده می کنیم. درست میگفتند. از قبل ریختن خون مردم پول می گرفتند.

در دیدار مسعود رجوی ملعون با رئیس استخبارات صدام حسین، مسعود به او میگفت که ما برای نفت شما حاضریم بیشتر قاچاق کرده در عوض سود بیشتری بدهید و رئیس استخبارات هم در عوض حرف مسعود منجی بشریت به او میگوید که سید الرئیس (همان صدام حسین معدوم) از شما برادر مسعود راضی است چون در کشتار کردها و شیعیان در داخل عراق شرکت داشتید.

فقط دو نمونه از کل فاکتها را گفتم تا شما بدانید، در صورتی که فاکتهای زیادی هست که باید ببینید. شاید خیلی از همین فیلم ها همه از بین رفته یا هنوز در دستان آمریکایی ها هست. بخاطر همین من یک عضو جدا شده کوچک تنها خواهشی که دارم این است که این مستند که یک ساعت است، به نام ۷ گناه نابخشودنی مجاهدین خلق، را حتما ببینید تا بفهمید این فرقه چه کسانی بودند. قسم میخوردند که ما شیعیان و کردها در عراق را برادران خود میدانیم و آنها را ما نکشتیم بلکه رژیم ایران این کار را کرده است.

بعضی از مسائل هست که ماهیتش مشخص است و نیازی به تحقیق در مورد آن نیست، اما در مورد مغزشویی و از بین بردن نفرات و انواع و اقسام دروغها و ترفندها شاید لازم باشد تحقیق صورت گیرد.

ولی در کل ماهیت فرقه رجوی اکنون برای ملت ایران مشخص است. تمام مردم خوب کشورم الحمدالله به جرات می توانم بگویم که صد مدار از من بهتر ماهیت اصلی رجوی و فرقه اش را تشخیص داده اند. اگر دوستانم که این سطور را میخوانند دسترسی به اینترنت دارند که میدانم دارند این یکساعت را بخاطر خودشان هم که شده نگاه کنند. نه بخاطر من و نه بخاطر کس دیگری بلکه صرفا بخاطر خودشان.

زیاد نوشتم. انشاءالله که من را ببخشید. فقط میخواستم از خودم بگویم و اینکه چه اشتباه بزرگی انجام دادم که رجوی را باور کردم و اسیر ذهنی این فرقه شدم.

نجات یافته از فرقه رجوی در آلبانی – زینال شهیدی

مزرعه حیوانات

مجید آتش افروز (مستعار)
لینک به منبع

شاید برای شما خواننده عزیز سوال شود که چرا این موضوع را انتخاب کرده ام. داستان “مزرعه حیوانات” نوشته “جرج اورول” را که حتما شنیده یا فیلم آنرا دیده اید.

سالها پیش در نشست مسعود رجوی گور به گور شده، این داستان را آنچنان با آب و تاب تعریف میکرد که همه در فکر فرو رفته بودند. آن زمان بسیاری از نفرات جدید بودند که خیلی ها از ۱۸ تا ۲۲ سال سن داشتند و مسئولین فرقه البته در سنین بالا بودند و به قول خودشان در سازمان جا افتاده تر بودند.

اما داستان در درون فرقه درست مثل همان مزرعه حیوانات بود که از ابتدا برای بحث دیگری رفته بودیم ولی داستان چیز دیگری شد. البته آن ملعون داستان را در نشست کاملا وارونه کرد و گفت که ایران ما هم به چنین چیزی گرفتار شده است. اما در واقعیت این ما بودیم که به دست او گرفتار شده بودیم و طی سالیان از ما بردگی کشید و همه را فرسوده و ناتوان کرد و تا توانست با حرفهای دروغ و وعدهای تو خالی تا به اینجا ما را کشاند.

مسعود رجوی آنچنان ترسی در دل همه انداخته بود که گویی او نوح زمانه است که آمده تا ما را از طوفان بلا نجات دهد و لذا تمام آدمها باید مطیع محض او باشند و هر تصمیمی که بگیرد باید اجرا شود. همینطور هم شد چون این فرد بجز منافع خودش به چیزی فکر نمی کرد و به دروغ می گفت که “من به دنبال سعادت شما هستم”، اما کدام سعادت؟ ناتوان کردن نفرات و گروگان گرفتن و به کشتن دادن آنها؟

اگر داستان را خوانده باشید حتی حیوانات وحشی را هم در کتاب دوست خطاب کرده است، ولی در این فرقه دوستی به معنی دزدی است. هر کس از هر گروهی کشته شده است را در کتاب کشته های خودش آورده است که نشان بدهد که اینها نیروهای ما بوده اند که در مسیر آزادی کشته شده اند. لعنت خدا بر تو رجوی دروغگو باد. هرگز حیا هم نکردی.

تمام وعده هایی که داد دروغ از آب درآمد. درست مثل همان رهبر مزرعه حیوانات. من در یکی از نشستها شنیدم که داشت میگفت آزادی برای شما نیست، برای مردمی است که رنج کشیده اند. البته یعنی برای همان خودشان و نه کس دیگری، چون بعدها دیدیم که چه بلایی بسر خانوادهای ما در عراق آمد. اینجا که کار خراب شد برگشت گفت من از خانواده ام گذشتم که کاملا دروغ بود چون همیشه سر بزنگاه ها تعریف و تمجید شروع میشد.

این بود داستان مزرعه حیوانات

مجید آتش افروز – نجات یافته از فرقه رجوی در آلبانی

*** 

منوچهر عبدی آلبانی تیراناخیابانهای تیرانا (+ خرجهای میلیونی مریم رجوی + میلیشیا)ا

آلبانی تیرانا پرچم Meeting an official in the Albanian Ministry of Internal Affairs
UN_Albania_LogoMeeting with an official in the Albanian UNHCR (RAMSA)

مجاهدین خلق زباله شیمیایی و مواد مخدر در آلبانیDoes Albania have an America problem?

The MEK’s dirty past includes the anti-Imperialist inspired murder of six Americans in pre-revolution Iran which it later celebrated in songs and publications

مزدور مریم رجوی و ولینعمتان خونخوار امریکایی اشTirana, Albania, August 12, 2017 – Maryam Rajavi with United States paid Senators. Senator Thom Tillis (R-NC), Senator Roy Blunt (R-MO), and Senator John Cornyn (R-TX).

***

همچنین:

  •  Tirana_Albania_MEK_MKO_Maryam_Rajavi_Trapped_Hostagesبنیاد خانواده سحر، تیرانا، آلبانی، شانزدهم ژوئیه ۲۰۱۷:… چقدر هی اراجیف گفتید. سر داشتن هوادار و نیرو در داخل بقول یکی از دوستام که میگفت طرف توی دستشویی خونشون عکس رجوی رو میزنه صد بار هم از زاویه های مختلف عکس میگیره بعد چند بار هم شما دست کاریش میکنین اون وقت میشه ” فعالیت یگ

     Camp Ashraf 90بنیاد خانواده سحر، تیرانا، آلبانی، پانزدهم ژوئیه ۲۰۱۷:…  ما در آرامش بودیم که به ما ابلاغ شد که نیروهای عراقی را با تیر کمان و فلاخن بزنید. من که خودم برای دوستم سنگ آماده میکردم و او با فلاخن میزد خودم هم ناراحت بودم که اینها که حمله نکردند و آرام آنجا ایستاده اند این چه کاری است ما میکنیم؟ این چه دستوری است؟ با این کار

    محمد کرمی، وبلاگ عیاران، پاریس، پانزدهم ژوئیه ۲۰۱۷:… آقایان سیاوش سیفی و محمود ممبینی که هر دو از فاز سیاسی همراه تشکیلات سازمان بودند روز چهار شنبه ۲۱ تیر ماه ( ۱۲ ژوئیه ) از مقرهای فرقۀ رجوی در آلبانی فرار کرده و از این فرقه اعلام جدایی کردند …. روی پای خود و مستقل بودن سخت است اما برخلاف آنچه که سران فرقه می گویند تا به حال 

    Iranpour-MKO-MEK-Albania-march20171نیم نگاه، چهاردهم ژوئیه ۲۰۱۷:…  باز فرقه‌ی رو به نابودی رجوی‌ها در اقدامی مذبوحانه و نابخردانه و از سرِ ناچاری و تحت فشارِ ریزشِ بسیار نیروهای فریب‌خورده در خاک آلبانی، با انتشار بیانیه‌ای دروغین منسوب به عزیزِ رشید و زیبا و هنرمند و بهتر از جانمان محمد‌رضا ایران‌پور سعی در تخریبِ شخصیت خو

    Elona Gjebrea_Maryam Rajaviپیوند رهایی، چهاردهم ژوئیه ۲۰۱۷:… در کشور دموکراتیک شما ، هنوز این کمپ نشینان ، حق تماس با خانواده های خود وحق ملاقات  با آنها را ندارند ورهبری سازمان صراحتا گفته است که شما خانواده ها ، تنها بانفی دولت قانونی خود و قبول بی چون وچرای شعارهای ما ، میتوانید  که با عزیزان خود درآلبانی ملاقات داشته باشند!! یعنی  دا

    alame_Hosseini_mojahedin_Maryam_Rajaviسعید زمانی، فریاد آزادی، تیرانا، آلبانی، سیزدهم ژوئیه ۲۰۱۷:… در حیرت این بودیم که چه شده  نفر مهمی به این سطح یک دفعه از فرقه کشید بیرون دلیل این بود که این علامه که به سخن خودش فریب حرفهای زیبای آنها را خورده است واینکه از هر که میپرسیده دل از شکوه وشکایت از این رهبران خودکامه فرقه میزند واینک

     بنیاد خانواده سحر، تیرانا، آلبانی، دوازدهم ژوئیه ۲۰۱۷:…  دیگر همگان میدانند که موضوع در آلبانی چیست. موج ریزش روزافزون و روزانه نیرویی از این تشکیلات اهریمنی خواب خوش را از چشم فرقه و سران آن ربوده است. کما اینکه بمحض پایان مسخره گردهمایی کذئی اولین نیرو از این فرقه اعلام جدایی نمود و خارج شد. ولی واقعیت تلخ اینست که این فرقه آن

     alame_Hosseini_mojahedin_Maryam_Rajaviنجات یافتگان در آلبانی، دوازدهم ژوئیه ۲۰۱۷:… انجمن نجات یافتگان در آلبانی بدین وسیله حمایت رسمی خود را از اقدامات افشاگرانه آقای علامه الحسینی مشاور ارشد مریم رجوی اعلام می کند. همچنین ما از علامه الحسینی درخواست می کنیم که پیرامون چند موضوع زیر ما را یاری دهند. ۱ ـ با نامه نگاری به کمیساریای

    برای دخترم سمیه محمدیایران وایر، دوازدهم ژوئیه ۲۰۱۷:…  این سفر قرار بود دو هفته به طول بیانجامد اما ۲۰ سال است که سمیه اجازه ندارد نزد خانواده‌اش برگردد؛ مثل شمار بسیاری از کودکانی که به همین بهانه به کمپ «اشرف» برده شدند و هر سال خانواده‌های بسیاری مقابل آن‌ جمع می‌شدند تا بلکه بتوانند با فرزندان‌شان ملاقات کنند یا آن‌ه

    Tirana_Albania_MEK_MKO_Maryam_Rajavi_Trapped_Hostagesبنیاد خانواده سحر، تیرانا، آلبانی، یازدهم ژوئیه ۲۰۱۷:…  شما حتی جرات برگزاری یک انتخابات ساده را هم در دستگاه خود ندارید. حتی جرات این را ندارید که نفرات شما با خانواده های خود در ارتباط باشند. مینیموم آزادی آزاد گشتن فرد در ارتباط با بیرون است. چه برسد که نفرات بتوانند نفر بال

     Rajavi_Faisal_1بنیاد خانواده سحر، تیرانا، آلبانی، دهم ژوئیه ۲۰۱۷:…  حال می بینم که همین فرقه رجوی گویا درس عبرت نگرفته و به دنبال جایگزین صدام حسین در میان دشمنان ایران و ایرانی می گردد. خودم هم نمیدانم چه حکمتی است، ولی چرا همیشه در جبهه داخلی باید یک ستون پنجمی هم باشد که بخاطر رسیدن به قدرت، حقیرانه دست به خیانت و جنایت بزند. سوال

    بنیاد خانواده سحر، تیرانا، آلبانی، نهم ژوئیه ۲۰۱۷:…  همان نیرویی که سابقا برخود می بالید که مستقل است و هیچ انگ سیاسی بر او نمی چسبد، دست برقضا آنچنان مراحل خیانت را به سرعت درنوردید که دیگر بر همه مسجل شده بود که این فرقه همانا خصلت بوقلمون را داشته و دارد و

    Ali Jahaniعلی جهانی، وبلاگ آیینه، نهم ژوئیه ۲۰۱۷:… فرقه تروریستی رجوی در طول حیات خوار و خفیف و خائنانه اش دچار بحرانهای زیادی در مقاطع مختلف بوده است . اما در مقطع کنونی که تا فرق سر در باتلاق کمپ تیرانا فرو رفته است دچار بحرانهای زیادی نظیر : بحران تشکیلاتی ؛ سیاسی ؛ مشروعیت ؛ استراتژیکی و فقدان رهبری ذیصلاح می باشد و با این بحران ها

    علی مرادی، لرستان، ایران اینترلینک، هشتم ژوئیه ۲۰۱۷:… اگر اشرف یک را درشهر خالص عراق و اشرف دو را در نزدیکی بغداد (لیبرتی پایگاه سابق نیرو های امریکایی) در نظر بگیریم که همین هم ادعای خودشان بود پس درست است اشرف ۳ همان آلبانی میباشد و چه عقب نشینی خفت باری !!!! و تازه قصد دارند هزار اشرف دیگر بسازند که 

     Rajavi_Cult_MEK_MKO_Albania_Tiranaبنیاد خانواده سحر، تیرانا، آلبانی، هفتم ژوئیه ۲۰۱۷:…  در تشکیلات ضد انسانی فرقه رجوی، برای کنترل بیشتر اعضا در ترددات بیرونی، علاوه بر حصار آهنی اطراف مقر مفید در آلبانی و اضافه کردن چند پست نگهبانی با دوربین مدار بسته، یک موضوع که تبدیل به طنز در بین افراد شده نصب درب آهنی وسط خیابان است. این درب

    esmail Mortezaee (Javad Khorasan)بنیاد خانواده سحر، تیرانا، آلبانی، ششم ژوئیه ۲۰۱۷:…  بیش از ۹۰ درصد افراد که خودم شنیده ام روی همین سه موضوع مانده اند. خودم همین مشکلات را تجربه کردم و ذهن خودم هم درگیر این چیزها بود. اما یک مشکل دیگر از مشکلات بعد از این مسائل که در این مقاله می خواهم به آن بپردازم و افرا

    Tirana_Albania_MEK_MKO_Maryam_Rajavi_Trapped_Hostagesبنیاد خانواده سحر، تیرانا، آلبانی، پنجم ژوئیه ۲۰۱۷:…  ما به حرکت خودمان به دنبال آنها ادامه دادیم. بعد از طی مسافت کوتاهی نفر همراه مراقب او برگشت و به ما نگاه تندی نمود. بعد توقف کرد و از حرکات و وجناتش مشخص بود که در حال حسابرسی از آن مظلوم بی گناه