خاطره يك جنايت در دستگاه رجوى

خاطره يك جنايت در دستگاه رجوى

زهره قائمی فرمانده ترور صیاد شیرازیعبدالکریم ابراهیمی، ایران فانوس، دهم آوریل 2017:… سال ١٣٧٨ براى يك مأموريت عبور واحد داخله(منظور واحدى كه براى خمپاره زدن و بمب گذاشتن به داخل فرستاده ميشد كه اكثراً قربانيان اين اعمال مردم عادى بودند) از قرارگاه حبيب در بصره، به سمت مرز گرم دشت بين شلمچه و منطقه زيد، حركت كرديم. يك اكيپ با سه تا خودروى واز، بوديم كه ميبايست … 

زهره قائمی فرمانده ترور صیاد شیرازیSydney hostage-taker was affiliated with Mojahedin Khalq (MKO, MEK, Rajavi cult)

مریم رجوی داعش تروریسم Open letter of Ali Akbar Rastgoo to the Australian Ambassador in Germany: Keep Mojahedin Khalq on terrorist List

لینک به منبع

خاطره يك جنايت در دستگاه رجوى

عبدالکریم ابراهیمی

عبدالکریم ابراهیمی

سال ١٣٧٨ براى يك مأموريت عبور واحد داخله(منظور واحدى كه براى خمپاره زدن و بمب گذاشتن به داخل فرستاده ميشد كه اكثراً قربانيان اين اعمال مردم عادى بودند) از قرارگاه حبيب در بصره، به سمت مرز گرم دشت بين شلمچه و منطقه زيد، حركت كرديم. يك اكيپ با سه تا خودروى واز، بوديم كه ميبايست تا خط دو عراق با ماشين ميرفتيم و از خط دو تا خط يك، پياده حركت ميكرديم كه نيروهاى انتظامى ایران در خط از حضور ما با خبر نشوند، براى اينكه نيروهاى عراقي هم در خط بودند هميشه يكى از نيروهاى عراقى كه احتمالا از نيروهاى امنيتى و اطلاعاتى عراق بود، با خود ميبرديم. شب، مأموريت را با موفقيت انجام داديم و تيم عملياتى را از ميدان مين رد كرديم و برگشتيم. وقتى به خط دو عراق رسيديم، از قرارگاه خبر داده بودند كه واحد پشتيبان در خط دو مستقر شود و واحد رزمى به قرارگاه بيايد.

ما هم در خط دو استراحت كرديم و ميبايست شب مجددا واحدى به ما ملحق شود و مأموريت بعدى انجام شود. ما در سنگر مخروبه هاى دوران جنگ ايران و عراق، مستقر شديم و داشتيم نهار صرف ميكرديم كه نگهبان گفت، دو تا دوچرخه سوار دارند از سمت عراق به ما نزديك ميشوند، فرمانده به ما آماده باش داد و گفت، مرز سرخ ما لو رفتن است، نبايد كسى بفهمد ما از اينجا مأموريت انجام ميدهيم.

همه سلاح بر داشتيم و آماده شديم. دو تا دوچرخه سوار تا سيصد مترى ما آمدند و از دوچرخه ها پياده شده و كنار سيم خاردارهاى ميدان مين پرسه ميزدند. فرمانده اكيپ گفت، اينها براى شناسايى ما آمده اند و با فرماندهى قرارگاه حبيب ارتباط بيسمى گرفت و تعيين و تكليف كرد و از قرارگاه فرمان دادند كه بايد آنها را كشته يا دستگير كنيد، فرمانده هم فرمان داد كه آنها را محاصره كنيم، دو نفر  كه از هيچ چيز خبر نداشتند، يك دفعه با شليك ما روبرو شدند و وحشت كردند، توى دستشان از اين دستك هاى آهنى(نبشى آهنى ٣ اينج يك متر و نيم كه با آن سيم خاردار را تثبيت ميكردند) بود كه به محض شنيدن صداى شليك، ترسيدند و پا بفرار گذاشتند، اما طبق فرمانى كه از فرماندهى قرارگاه آمده بود، بايد كشته يا اسير ميشدند و فرمانده هم ول كن اين بدبختان نبود، ما هم آنها را تعقيب كرده و بر اثر اثابت گلوله، يكى از آنها افتاد روى زمين. وقتى به بالاى سرش رسيديم، تير از پشت به  باسن راست او خورده بود، ولى از جلو بيرون نيامده و توى لگنش مانده بود، بنده خدا از ترس و درد و خونريزى، تشنج گرفته و اولين حرفش اين بود كه آهن جمع كن هستيم، براى فروش و أمرار معاش زندگى، اما در آن حالت x با قساوت قلب، پا گذاشت روى گردنش و گفت، تو مزدور خمينى هستى، يا فدايى صدام؟ اين بدبخت هم مستمر ميگفت صدام، اما اين همرزم و شقى القلب انسان نما، اصلا ترحمى در وجودش نبود و با لگد به اصطلاح ميخواست از او به زور اعتراف بگيرد كه مزدور ايران است، اين شكنجه ادامه داشت  تا جايى كه ديگر قربانی رمقى براى حرف زدن نداشت. فرمانده هم مستمر با قرارگاه در تماس بود. تقريبا دو ساعت از وقوع اين جريان گذشته بود كه چند خودرو آمدند، بچه هاى اطلاعات و عمليات قرارگاه همراه با أفسر عراقى به اسم عقيد على، كه مسئول امنيت و رابط قرارگاه حبيب بود از خودرو پياده شدند و جسد نيمه جان را زير لگد گرفتند، اما بدبخت ناى حرف زدن نداشت و فقط آخ ميگفت. بعد او را پشت خودروى أفسر عراقى انداختند و رفتند.

من با اين صحنه خيلى بهم ريخته بودم و دائما اين تناقض در ذهن اذيتم ميكرد و جرّأت بيان آن را هم نداشتم چون بعداً كه به قرارگاه رفتيم، تعهد گرفتند كه این خبر هيچ جايى درز نكند تا اينكه يك روز يكى از كارگرهاى حبيب كه أهل روستاى تنومه بود، داشت با يكى از بچه ها كه مسئول پروژه كارى شان بود صحبت ميكرد، من هم اتفاقا همان لحظه رفته بودم با او كار داشتم، در بين صحبت جريان مفقود شدن نفرى ميگفت كه  براى جمع كردن آهن قراضه و فروش و امرار معاش، بيرون رفته و به او شليك ميشود و تير خورده و تا الان خبرى او  نيست.

من در آن لحظه فهميدم كه چگونه دست بعث و استخبارات عراق با سازمان، در يك كأسه است و چه جناياتى كه انجام نميشود. جناياتى از قبيل كشتن و خفه كردن چوپانهاى بدبخت دم مرز كه به دستور رجوى توسط واحدهاى عملياتى به خاطر اينكه احتمال داده ميشده كه واحد عملیاتی، ديده شده و لو رفته، آنها را خفه كرده و جان بيگناهان را ميگرفتند.

اين نمونه اى از هزاران جناياتى است كه رجوى با پشتيبانى دستگاه استخباراتى اربابش صدام حسين، مرتكب ميشد و الان كه مجددا آن خاطره در ذهنم زنده شد، اعمال و جنايات جريان تروريستى و ضد انسانى داعش را كه مي شنوم، دقيقا به اين إيمان دارم كه اين خط و مسير همان راهى است كه رجوى و دستكاه سركوب اربابش در عراق، راه انداخته بودند و الان عريان تر بروز پيدا كرده است، اما سر چشمه و آبشخور چنين جناياتى همين رجوى است كه بايد روزى در دادگاهى عادلانه به جناياتشان رسيدگى شود، به اميد آن روز.

„پایان“

*** 

مریم رجوی عراق صدام حسینایرج شکری: توّهم بی پایان .

کمپ بدنان اشرف تعطیل شدمروری مختصر بر فرقه های مخرب کنترل ذهن (۱۰) – قسمت پایانی

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=28872

جنایت رجوى در نوزدهم فروردین در اشرف 

 Camp Ashraf 90عبدالکریم ابراهیمی، ایران فانوس، بیست و هفتم مارس ۲۰۱۷:…  خیلى مقالات از نوزدهم فروردین سال ۱۳۹۰ و کشتارى که رجوى در قرارگاه اشرف  راه انداخت به رشته تحریر در آمده است، اما باز جنایت رجوى و سوء استفاده او از نفرات و به کشته دادنشان به خاطر هیچ، به نظرم آن طور به تصویر کشیده نشده است. من به یک نمونه از این نوع جنایات رجوى که در … 

Self Sacrifice Struan Stevenson Rajavi terroristsبه مناسبت سالگرد کشتار ۱۹ فروردین سال ۹۰ اشرف. زمینه سازان واقعی فاجعه

لینک به منبع

جنایت رجوى در نوزدهم فروردین  در اشرف

در این روز یک خودکشى دسته جمعى به تمام معنا شخص رجوى براى مظلوم نمایى خود و اصرار بر خواسته نامشروعش شکل داد و یک جنایت هولناک براى افراد رقم زد. در آستانه روز ١٩ فروردین قرار داریم. یاد و خاطره این روز در سال ١٣٩٠ قرارگاه اشرف، هیچ وقت از ذهن خارج نخواهد شد، یاد و خاطره دوستانى که نفرت از ظلم و ستم رجوى داشتند و فرصت نکردند و میسر هم نبود تا بتوانند تشکیلات را ترک کنند، اما قربانى نیت شوم رجوى و همسرش شدند و  با فرستاده شدن جلوى تیر و تپانجه نیروهاى امنیتى عراق، جانشان را از دست دادند.

رجوى که همیشه خودخواه و زیاده خواه بود و در دامن اربابش صدام به نآن و نوایى در مزدورى و خود نشان دادن رسیده بود، بعد از سرنگونى صدام ادعاى مالکیت در عراق داشت تا جایى که در یکانها شایع انداخته بودند که مردم عراق رجوى را براى ریاست جمهورى خودشان میخواهند و خواهان آن هستند و این فریبکارى هم براى شستن مغز افراد بی خبر از بیرون بود که فکر میکردیم واقعا سازمان فاتح جهان خواهد بود و تمام دنیا بخصوص مردم ایران و عراق، پشتیبان و همراه سازمان خواهند بود. اما غافل از اینکه این رجوى شیاد یک نیرویى در اشرف درست کرده بود، آنهم براى خدمت به بیگانه و در حفظ بقاء خودش که جز از درون حصار تشکیلات و نشستهاى یومیه و هفتگى و دیگ و هزاران نشست و زهر مار دیگر، مطلقاً از وضعیت بیرون بلحاظ سیاسى و اجتماعى و بخصوص ژئوپولیتیک سیاسى  بی خبر بودیم و به همین خاطر ما را در بایکوت مطلق اخبار و رخدادهاى بیرون قرار داده بود که به هیچ عنوان ارتباطات بیرون نداشتیم و از موبایل و رادیو و روزنامه و تلویزیون خبرى نبود. آنچه بود، یک اخبار سیماى به اصطلاح آزادى خودشان بود که اجبارى در روز نیم ساعت موقع شام و نهار، باید می دیدیم و یک فیلم سانسور شده که هر هفته شب جمعه گذاشته می شد و عده اى تماشا می کردند.

با این اوصاف بود که رجوى  ناجوانمردانه اهداف پلید خودش را با قربانى کردن افراد پیش می برد و همانگونه که الان داعشى ها هدف از کشته شدنشان هر چه زودتر همدمى با رسول خدا می دانند، ما هم فکر می کردیم وقتى کشته می شویم، در آن دنیا جایگاهى بس اعلى داریم و در جامعه بى طبقه توحیدى که وجود خواهد داشت ما که کشته می شویم، گل سر سبد آن خواهیم بود و در کنار ائمه و سرور شهیدان حسین ابن على، روزى می شویم.

الان که چندین سال است تشکیلات را ترک کردم، به خودم خنده ام میگیرد که چه افکار پوسیده و عقب مانده اى داشتیم و به خاطر هیچ، جان خودمان را خالصانه تقدیم جلاد و خونخوار دوران، رجوى و همسر فریبکارش می کردیم.

خیلى مقالات از نوزدهم فروردین سال ۱۳۹۰ و کشتارى که رجوى در قرارگاه اشرف  راه انداخت به رشته تحریر در آمده است، اما باز جنایت رجوى و سوء استفاده او از نفرات و به کشته دادنشان به خاطر هیچ، به نظرم آن طور به تصویر کشیده نشده است.

 من به یک نمونه از این نوع جنایات رجوى که در این روز جلوى چشمم اتفاق افتاد اشاره می کنم.

یک همرزمى داشتم به اسم بهروز که جوان خوش تیپ و صادقى بود. صداى خوبى در خوانندگى داشت و أهل شمال ایران بود.

بهروز از ابتدا با انقلاب خود خوانده مریم رجوى مخالف بود و از طلاق و جدایى زن و مرد، به شدت بیزار بود و از این رو همیشه به صورت محفلى طرح می کرد و در نشستها همه می دانستند که بهروز مخالف سر سخت این هوچیگرى مسعود و مریم رجوى است و به همین دلیل خودش را مارکسیست نامید که زیاد رویش فشار نباشد. اما رجوى دست از سر او بر نداشت و به زور در رابطه با عضویت مجاهد از او امضاء گرفت، ولى هرگز بهروز اهل این جنبل و جادوهاى رجوى نبود و نشد و تا آخر هم با همین کجدار و مریز، در تشکیلات ماند، رجوى خیلى از او سؤء استفاده هاى ناجوانمردانه داشت، حتى در دستگاه تبلیغاتى رجوى علیرغم میل باطنى مجبور بود تن به خواسته سران تشکیلات بدهد و برنامه ترانه براى پخش در سیما اجرا کند که خودش هیچ وقت راضى به آن نبود و می گفت بخاطر کاستن از فشار تشکیلاتى که رویش است إجباراً به آن تن می دهد.

حتى چندین بار با خودم در رابطه با راه فرار از اشرف صحبت کرد و طرح فرار می داد، اما متأسفانه باید بگویم که من یکى جرّأت این کار را در آن مقطع نداشتم و از عواقب آن می ترسیدم.

اما همین بهروز در نوزدهم فروردین با هم با توصیه فرزانه میدان شاهى با یکان علیرضا امام جمعه پشت ژنراتور برق اشرف در نزدیکى میدان لاله جلوى تیر نیروهاى عراقی فرستاد و با پرتاب سنگ و زدن نیروهاى نظامى عراق، آنها را مجبور به عکس العمل می کردیم که با شلیک ما رو به قتل برسانند، ابتدا من در همان دقایق اول درگیرى انگشت دستم تیر خورد و سوار یک ماشین شدم و به درمانگاه رفتم. مجروح و کشته زیاد بود، بعد از نیم ساعت بهروز هم آمد با بدنى خونى، تیر توى کشاله رانش خورده بود و خون بند نمی آمد. من بهش گفتم، بهروز به یکى بگو که بالاى زخم را با دستمال ببندد، من خودم با یکدست کمکش می کردم که دستمال ببندد، یکى دیگر هم که سالم تر بود آمد و پایش را بستیم.

 با یک تکه چوپ کاملا محل گره را پیچاندیم تا خون بند آمد و من از پیش بهروز رفتم براى قسمت عکس بردارى، یک ربع طول نکشید که برگشتم گفته شد بهروز شهید شده است، باور کنید درد خودم از یادم رفت، نتوانستم جلوى اشکم را بگیرم، از دوستى که آنجا بود، پرسیدم که چرا شهید شد؟ مگر خونش بند نیامد؟ گفت دکتر وحید آمده و دستمال را باز کرده و مجددا خونریزى شروع شد و بعدش بیحال شد، بردیمش تو شهید شد.

 این جنایت رجوى را هیچ وقت فراموش نمی کنم که چطور ناجوانمردانه می خواست از دست ناراضیان خلاص شود و بهروزى که می توانست الان زنده باشد، به کام مرگ فرستاد. واقعیت اینکه مسئولینى که آنجا بودند از جمله زهره جمالى و دکتر وحید، همه توصیه از بالا داشتند، تصفیه هاى تشکیلاتى انجام می دادند و کسى که در تشکیلات به اصطلاح سر بار بود، رسیدگى نمی شد تا بمیرد. بهروز نیز یکى از این نگون بختان بود که به خاطر یک تیر در کشاله ران که به راحتى با ترنیکه کردن آن از مرگ نجات پیدا می کرد، به کام مرگ فرستاده شد.

بهروز یک نمونه از این رذالت هاى رجوى است که در حق افراد، داشت و خیلیهاى دیگر بخاطر کینه رجوى  با دولت عراق و دروغ بستن به آن عمداً رسیدگى نمی شد که کشته شوند و رجوى هم از کشته ها براى منافع خودش بهره بردارى می کرد و مظلوم نمایى می کرد.

نابود باد تروریسم و پدیده خودمحورى و کیش شخصیت و فرقه گرایى که رجوى شاخص آن است.

„پایان“

*** 

Ashraf camp Mojahedin Khalq (MKO, MEK, Rajavi cult) April 2011

https://youtu.be/2W17BX3t4GI

فاجعه کمپ اشرف نوزدهم فروردیایرج شکری: سالگرد فاجعه ۱۹ فروردین ۹۰ و شیپورچی های رهبری مجاهدین 

داعش رجوی تروریست 2ذوق زدگی منافقین (مجاهدین خلق) از تصرف موصل توسط داعش (مزدوران رجوی به القاعده پیوستند)

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=28770

روز جهانى زن، پتکى بر فرقه زن ستیز رجوى

Women's day Mojahedin Khalq Rajavi cult 4عبدالکریم ابراهیمی، ایران فانوس، دوازدهم مارس ۲۰۱۷:… روز جهانى زن هشتم مارس، امسال هم گذشت و در چشم انداز، سرنوشتى رو به پیش براى این قشر از جامعه بشرى به معنى واقعى تساوى حقوق فردى و اجتماعى آنان نوید بخش آینده روشن است که می رود تا با محو هرگونه پدیده استثمارى و عقب نگهداشتن شأن و … 

هشتم مارس روز جهانی زن قربانیان در فرقه فرقه رجوی مجاهدین خلقهشتم مارس وبزرگداشت زنانی که غریبانه و بی صدا در بیابانهای اشرف کشته و دفن شدند

هشتم مارس روز جهانی زن یادواره ی تمام زنان مظلوم دنیاست

لینک به منبع

روز جهانى زن، پتکى بر فرقه زن ستیز رجوی

 روز جهانى زن هشتم مارس، امسال هم گذشت و  در چشم انداز، سرنوشتى رو به پیش براى این قشر از جامعه بشرى به معنى واقعى تساوى حقوق فردى و اجتماعى آنان نوید بخش آینده روشن  است که می رود تا با محو هرگونه پدیده استثمارى و عقب نگهداشتن شأن و منزلت زن در جوامع عقب مانده و ارتجاعى و نیز برى کردن خود از سوء استفاده هاى جنسى و کالایى کردن ارزش زن در جوامع سرمایه دارى، عریان و بى بند و بارى،  ریشه ظلم و ستمى که بر این قشر از جامعه انسانى روا شده است، از میان بردارد و جامعه اى عارى از نابرابرى بنا نهند. باشد که روزى زنان تحت ستم در کشورهاى فقیر و عقب مانده نیز الگوى قیام و پرچمدارى این حرکت عظیم انسانى جهت احیاى حقوق خود باشند.

اما با نگاهى به جنایات و سرکوب زنان در تشکیلات رجوى، بهتر به ماهیت این شیاطین انسان نما آشنا می شویم که دم از حقوق زن می زنند، ولى خود بانى اصلى سرکوب و استثمار زنان در تشکیلات خود هستند.

آیا می شود با این اعمال اصولا ادعاى دفاع از حقوق زن را یدک کشید که مریم رجوى چندین سال است براى فریب افکار عمومى از روى جنایاتش در حق افراد تشکیلات بخصوص زنان در دفاع کاذب از نقش زنان سینه چاک می دهد.

 آیا می دانستید که در درون تشکیلات رجوى زن حق هیچ گونه انتخابى از خود ندارد و فقط باید وصل به خود رجوى باشد و مثل رباط کلیک می شود و اعمال او را مو به مو انجام می دهد و زن نباید اما و اگر داشته باشد، در غیر این صورت سرنوشت وحشتناکى در انتظار اوست، آیا این نقض حقوق و آزادى زن نیست؟

آیا جدا کردن زن از شوهر و فرزند از مادر و ندادن هیچ گونه حقى به مادر براى إظهار نظر، نقض حقوق زن در تشکیلات رجوى نیست؟

آیا تفکیک کردن زن و مرد حتى ترددات آنها نقض حقوق و آزادى زن نیست؟

آیا کتک کارى زن بعلت عدم سرسپارى مطلق به رهبرى سازمان، نقض حقوق و آزادى زن نیست؟

آیا وادار کردن زنان به کارهاى طاقت فرساى سنگین و یدى، تا جایى که از نفس بیافتد، نقض حقوق زن و آزادى او نیست؟

آیا گرفتن عواطف مادرى از زن و سرکوب و شکنجه فیزیکى او در صورتى که إبراز تمایل و عاطفه به فرزند خود داشته باشد، نقض حقوق زن و آزادى او نیست؟

آیا إبراز علاقه زن به مرد، نقض حقوق زن و آزادى او نیست؟

آیا وادار کردن زنان براى موضع گیرى اجبارى علیه شوهر و فرزند، خود نقض حقوق و آزادى زن نیست؟

آیا گرفتن اختیار از زنان، نقض حقوق آنان نیست؟

آیا تفکیک زنان و مردان حتى در پمپ بنزین و یا جدایى خودروى آنان، نقض حقوق و آزادى زن نیست؟

آیا فریب زنان و در اختیار گرفتن جسم و روح آنان در تشکیلات رجوى، نقض حقوق و آزادى زن نیست؟

آیا بازى کردن با روح لطیف زن و سؤء استفاده رجوى  و در خدمت  گرفتن مطلق آنان، نقض حقوق زن و آزادى زن نیست و بسیاری دیگر. حال ببینیم از فرقه اى که  عامل سرکوب عریانِ زن در تشکیلات خود است و با شیوه هاى مخرب و سرکوب، اعضاء را مجبور کرده است که ابزارى براى پیش برد اهداف سیاسى رهبران خود باشند، بخصوص زنان که در این فرقه بیشترین و وحشیانه ترین سرکوبها را متحمل شده و ابزارى براى مجاب سازى بقیه در دست رهبرى این فرقه یعنى مسعود و مریم رجوى، قرار گرفته اند تا آنان بتوانند بیشتر اسیران در بند خود را کنترل ذهن کرده و از هویت خود بیندازند تا بعنوان رباط هایى عمل کنند که کنترل آنها در دست خودشان باشد و از آنها براى منافع حقیر و مزدورى و خودفروشى خود با افزودن بر عمر نکبت بار و پر از خیانت و جنایت حتى براى یک روز بتوانند به همین زندگى خفت بار خود ادامه دهند.

هرساله مریم رجوى با وارونه گویى واقعیتهاى درون فرقه اش و سینه چاک دادن براى زنان بخصوص زنان جامعه ایران، خود را مدافع و طرفدار چند آتشه حقوق زن کرده و حتى خود را در طراز مبارزین واقعى حقوق زنان در گذشته و برهه کنونى قرار می دهد و صحبت از ناجى زنان در مورد خود توسط گماشته هایش مطرح می شود و می خواهند خاکستر را بجاى مروارید به جنبش ترقى خواهى جهانى زن تزریق نمایند، اما با افشاگرى بى وقفه زنان و مردانى که تجربه این فرقه را داشته و سالها خود قربانیان آن بوده اند، دیگر آن سور و سات گذشته و خرجهاى میلیونى راه انداختن „شو“ زنان در خدمت ناقض اصلى و سرکوبگر فعال حقوق زن یعنى مریم رجوى، خبر چندانى نیست و امسال با دجالیت تمام براى جلوگیرى از ریزش افراد تشکیلات تمام جلسات خود را آنجا برگذار می کند. چرا که طناب دارى که مسعود رجوى سالها پیش در بحث طعمه و خارجه گرایى، مطرح میکرد و با آن شکنجه و سرکوب عریان و حتى سربه نیست کردن افراد در دوران دیکتاتور بعث و در سال ١٣٨٠ به راه انداخت، الان دارد در خارجه و در قلب بورژوازى، عمل کرده و می رود که تار و پود مریم و مسعود را از هم بگسلد، لذا مریم رجوى، امسال به همین علت و با تمام توان می خواهد از ریزش نیرو جلوگیرى کند و از این زاویه هم اولویت یک خود را براى خام کردن زنان قرار داده و با شیادى حرفه اى که در وجود این زن است، براى فریب و بکارگیرى زنان براى کنترل هر چه بیشتر ریزش نیرو بسیج شده است. طبق خبرهاىی که دوستان جدیدا جدا شده از فرقه رجوی بیرون داده اند، مریم رجوى با وعده و وعیدهاى سر خرمنى به زنان به اصطلاح لایه بالا و در کلیت شوراى رهبرى نشستهاى مستمر می گذارد و به دنبال چاره جویى و کنترل ریزش نیرو است، اما همچنان روز به روز بر آمار جدا شده ها افزوده می شود به صورتى که نارضایتى در درون تشکیلات چنان بالا گرفته است که نشست مریم رجوى و سرانش را بهم می ریزند. حال درو کنند، آنچه که از ظلم و ستم و سرکوب کاشته بودند.

„پایان“

*** 

جنایات داعش و مجاهدین یکی است؛ آتش زدن انسانها توسط رجوی و بغدادی

تعلیم دیدگان صدام مجاهدین خلق رجوی از عراق تا آلبانیگرامیداشت زنان در روز جهانی زن

تعدادی از زنان نجات یافته از فرقه رجوی مجاهدین خلقنامه سرگشاده به خانم ها سوزانا کلاین و کارولاین هاوارت، خیریه “زنان در جهان”

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=28628

مریم رجوى و بحران تشکیلاتى در آلبانى

Guliani Maryam Rajavi Mojahedin Khalq terroristsعبدالکریم ابراهیمی، ایران فانوس، بیست و ششم فوریه ۲۰۱۷:…  وضعیت تشکیلات فرقه رجوى در آلبانى به نقطه بحرانى و فروپاشى کامل رسیده است و سران و رهبرى این فرقه و از جمله خود مریم رجوى را به هراس انداخته است تا جایى که بریدگى و جدایى از تشکیلات در این روزها شدت پیدا کرده و اعتراضات و نارضایتى افراد بالا گرفته است. بر  اساس گفته دوستانى … 

Guliani Maryam Rajavi Mojahedin Khalq terroristsمحمد حسین سبحانی: آیا مریم رجوی توان رهبری سازمان مجاهدین خلق را دارد؟ (قسمت ششم مصاحبه ها)ا

تعلیم دیدگان صدام مجاهدین خلق رجوی از عراق تا آلبانیAlbanian citizens fearful of radicalised Mojahedin Khalq neighbours deserve more information

لینک به منبع

مریم رجوى و بحران تشکیلاتى در آلبانى

 وضعیت تشکیلات فرقه رجوى در آلبانى به نقطه بحرانى و فروپاشى کامل رسیده است و سران و رهبرى این فرقه و از جمله خود مریم رجوى را به هراس انداخته است تا جایى که بریدگى و جدایى از تشکیلات در این روزها شدت پیدا کرده و اعتراضات و نارضایتى افراد بالا گرفته است. بر  اساس گفته دوستانى که تازه از سازمان جدا شده اند، ولى هنوز بعلت وابستگى مالى به فرقه نمی توانند علناً صداى خود را به بیرون برسانند. مریم رجوى و اعضاى ارشد شوراى به اصطلاح رهبرى که همگى زن هستند و همچنین پادوهاى حلقه بگوش آنها برادران به اصطلاح مسئول، همه و همه بسیج شده اند تا شاید مرحمى بر این زخم چرکین که می رود تا تار و پود تشکیلات را از هم بگسلد و فروپاشى تشکیلات را نوید دهد، بگذارند و با تشکیل نشستهاى ایدئولوژیکى – سیاسى، جلوى ریزش و فروپاشى را موقتاً سد نمایند و با ربط دادن بحران بین آمریکا و ایران و وعده جرقه و جنگ بین ایران و آمریکا، می خواهند امید به تشکیلات تزریق نمایند، اما آنچه که از درون تشکیلات بیرون می زند، وضعیت خیلى بحرانى تر از این حرفهاست که مریم رجوى و سرانش در نبود مسعود رجوى بتوانند همانند او، غائله نارضایتى و تناقضات بى پایان تشکیلات را با نشستهاى سیاسى – ایدئولوژیکى، با توسل به فریب و ریا در شستشوى مغزى افراد به سرانجامى برسانند و این بحران را مرحمى نهند. جدا شده هاى از تشکیلات با توجه به تجربیات شان یادآورى کرده بودند که رجوى فقط در عراق و با زور و شکنجه و آنهم زیر چتر استخبارات صدام و بعث، می توانست نارضایتی ها و مخالفتهاى درون تشکیلات را در دم خفه و سرکوب نماید و افراد مجبور بودند که افاضات رجوى را در ظاهر بپذیرند چرا که کسى نمی خواست الکى جان خودش را از دست بدهد و در دستگاه کشتار و شکنجه مسعود رجوى، به نیستى تن دهد و یا روانى در زیر فشارهاى طاقت فرساى بعد از مخالفت ها شود، لذا مجبور بودند که خود را با نشستها و خواسته هاى رجوى طراز کنند و تطبیق دهند، اما الان که تشکیلات از عراق اخراج شده و دیگر اهرمهاى سرکوب و حمایتهاى بعث و استخبارات عراق نیست  و جو خفقان و پلیسى  نیز در آلبانى به آنصورت که در اشرف وجود داشت، میسر نخواهد بود و نمیشود به آن صورت  در تشکیلات پیاده کرد، بنابر این افراد کم کم به خود آمده و از خواب غفلت بیدار شده و دیگر نمیخواهند مثل گذشته چماق فریب و سرکوب بالاى سر خود داشته باشند. از اینرو رجوى با یک  روش و فریب غیر انسانى و شیادانه دیگر و با زد و بند با کمیساریا و تعهد و امضاء از تک تک افرادى که جدا میشوند، براى دریافت حقوق ناچیز پناهندگى به فرقه بسط دادند و اگر کسى بخواهد در بیرون از تشکیلات صدایش بر علیه جور و ستم سران باز شود، سریعا حقوق پناهندگى فرد یا افراد را قطع کرده و این بیچاره ها از ترس آن اجباراً وابسته به تشکیلات شده اند و حتى بعضى از آنها از داخل ایران و از خانواده خود درخواست پول و حمایت کرده اند که این هم با توجه به مشکل داد و ستد مالى ایران با کشورهاى اروپایى، چنین رد و بدل پول مشکل است.

لذا یک توصیه و پیشنهاد به تک تک خانواده هاى عزیز و بزرگوار اسرا بخصوص جدا شده هاى آلبانى دارم که از خود همت نشان داده و براى زندگى بهتر عزیزانشان و کمک در انتقال به کشورى بهتر از آلبانى، کمک کار و یار عزیزان خود باشند و مشکل مالى شان را برطرف کرده تا محتاج تشکیلات رجوى نباشند و همچنان زیر سیطره تشکیلات قرار داشته باشند و زندگى و تشکیل خانواده برایشان مقدور نباشد. رجوى هم همین را میخواهد که حتى یک روز بیشتر افراد جدا شده  آلبانى در بلاتکلیفى مالى قرار داشته و نتوانند به زندگى عادى برگردند.

خانواده هایى هم  که هنوز  عزیزانشان موفق به جدایى از فرقه نشده اند، باید تلاش مضاعف داشته باشند و فشارهاى خود را به تشکیلات در آلبانى شدت ببخشند و براى دیدار عزیزانشان در آلبانى اقدام کنند، مشکل گرفتن ویزا نباید مانع از دیدار با عزیزانتان باشد، چرا که تنها روزنه امید افراد در زنجیر تشکیلات فقط و فقط عاطفه خانواده و عزیزانشان است که میتواند به آنها روحیه مجدد و میل به زندگى عادى را باز گرداند.

نکته آخرم، جهت یادآورى به سران رجوى است که هنوز هم پند نگرفته و همچنان به جنایات خود در حق اعضاء ادامه میدهند. شما خوب میدانید که در نبود مسعود رجوی، تشکیلات دیگر دوام نخواهد آورد آنهم در بورژوازى که خود رجوى سالها قبل به آن إذعان کرد، بیخود چاه جنایاتتان را عمیق تر نکنید، دیگر نوش دارو بعد از مرگ سهراب بی فایده است. رهبر مفقود و گور به گور شده و یا به سوراخ موش از ترس جانش خزیده، اگر ذره اى انسانیت داشت و یا شما رهروانش یک ذره خصلت انسانى در وجودتان بود، براى تداوم این حیات خفت بارتان چنین حتى در واپسین ایام فروپاشى تشکیلات هم دست از جنایت و فریب بر نمی دارید و میخواهید تشکیلات را سر پا نگهدارید. اما دیگر دیر است و نمی شود. بر شما نوید فروپاشى تشکیلاتتان است و از این به بعد بدروید آنچه را که کاشته بودید. هر نفرى که از تشکیلات جدا میشود، تیرى است بر فرق تک تک شما و بخصوص مریم خانمتان که میدانم این روزها حال زارى دارد، شما را نوید میدهم به روزى که به جنایاتتان در آینده نزدیک در محضر عدالت ملت ایران رسیدگى شود. آن روز دور نیست.

„پایان“

*** 

محمدعلی جابرزاده انصاری در سال 2008 توسط پلیس بین الملل دستگیر شدعبدالکریم ابراهیمی: محمد علی جابرزاده تئوریسین جنایت و خیانت در سازمان مجاهدین، مرد

Maryam Rajavi Saddam's private army NCRIClarification: Trump-Iranian Exiles story (Mojahedin Khalq, MEK, MKO, Rajavi cult)

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=28427

تهدیدات ترامپ و خوش رقصى رجوى 

عبدالکریم ابراهیمی، ایران فانوس، دوازدهم فوریه ۲۰۱۷:… این خیانت رجوى گواه یک واقعیت است که رجوى و دار و دسته اش نه تنها ایرانى نیستند و دشمن ملت ایران به حساب مى آیند، بلکه دشمن بشریت و انسانیت و حریت انسانى هستند و هیچ وقت نه ذره اى از شرافت و وجدان انسانى با خود دارند و نه بویى از انسانیت برده اند. در باطن از هیچ اصول و پرنسیب انسانى در … 

چرا در برابر نقض حقوق پناهندگان ایرانی توسط اربابتان آمریکا سکوت کرده اید؟ (سخنی با مریم رجوی)ا

مریم رجوی داعش تروریسم رضا تقی زاده، کیهان لندن: تمرین مجاهدین نوحه‌خوان و سینه‌زن برای رقص «تانگو» با «عمو ترامپ»!ا 

لینک به منبع

تهدیدات ترامپ و خوش رقصى رجوى

 با آمدن دونالد ترامپ بر مسند قدرت در آمریکا بعلت سیاستهاى تند روانه و ناشیانه خود جهان را به سمت بحران پیش خواهد برد، البته وجدانهاى آگاهى در آمریکا وجود دارند که مانع تندروى آقاى ترامپ گردند همانطور که قاطعانه دستگاه قضا و قضات با انصافى جلوى حکم ترامپ در ممنوعیت ورود اتباع هفت کشور عمدتا مسلمان به بهانه تروریسم به خاک آمریکا را موقتاً سد کردند. اما سؤال اصلى این است که آیا هدف دونالد ترامپ از این شلم شنگول بازیها جلوگیرى از نفوذ تروریسم به آمریکاست؟

مسلماً که هیچکس این نیت را در اعمال دونالد ترامپ نمی بیند زیرا که معلوم است تروریستهاى اسلامى از کجا و چه کشورهایى هستند! پس چرا تروریست و تروریست پرور را ول کرده و به ملت بزرگ ایران توهین می کند.

آیا منطقى غیر از قلدرى و ناشیگرى در تصمیمات او وجود دارد؟

 اما بدتر از آقاى دونالد ترامپ، به زوج خیانتکار رجوى بنگرید که چگونه در یوزگى رفته و با آویختن به دامن سگهاى هار در هیئت حاکمه آمریکا براى تحریم و جنگ با ملت ایران، چه خوش رقصى می کند و با دم خود براى اسراى بدبخت در لیبرتى گردو می شکند که رژیم با آمدن دونالد ترامب، سرنگون می شود.

این خیانت رجوى گواه یک واقعیت است که رجوى و دار و دسته اش نه تنها ایرانى نیستند و دشمن ملت ایران به حساب مى آیند، بلکه دشمن بشریت و انسانیت و حریت انسانى هستند و هیچ وقت نه ذره اى از شرافت و وجدان انسانى با خود دارند و نه بویى از انسانیت برده اند. در باطن از هیچ اصول و پرنسیب انسانى در وجودشان خبرى نیست و ظاهراً براى حفظ بقا، خود را مدافع حقوق بشر و عدالت اجتماعى جلوه می دهند اما در درون جلادانى خون ریز و قصى القلب هستند که گروه تروریستى داعش در جنایت علیه بشریت به گرد پاى سران سازمان رجوى نمی رسند.

امروزه که یک تازه به دوران رسیده بر منصب ریاست جمهورى آمریکا نشسته که چهره واقعى و شیطانى و نیات پلید این جهانخوار را به جهانیان نشان داده و نفرت عموم را از راه و روش او برانگیخته و براى ملت متمدن و فرهنگ غنى ایران زمین خط و نشان می کشد و تحریم هاى ناجوانمردانه بر علیه مردم ایران به تصویب می رساند، زوج خیانتکار رجوى و سرانش به دامن جنگ طلبان آمریکا و حامیان نتانیاهوى وحشى و درنده خوى، افتاده که شاید ملت ایران را بیشتر زیر فشار اقتصادى ببرند و با استخاره که آمریکا با ایران درگیرى نظامى ایجاد نماید و رجویها از این پفیوزى و خیانت خود در حق مردم ایران چند روزى هلهله و شادى سر دهند و با آن أسیران در زنجیر خود را تغذیه نموده و بیشتر آنها را مغزشویى و برده و بنده خود کنند.

واقعیت این است که این دستور دونالد ترامپ در منع اتباع ایران براى سفر به آمریکا، یک توهین بزرگ است که هر انسان شریف و متمدن ایرانى با نفرت به بانیان آن نگاه کرده و موضعى کاملا بر ضد آن دارند و کسى که براى منافع خود با آن همخوان شود، خائن به تمام معناست و نمی شود بر آن نام  ایرانى نهاد زیرا که بویى از تمدن ایرانى و فرهنگ آن نبرده است، چون که این ملت ایران است که حق سرنوشت خود را رقم خواهد زد نه با زور اسلحه بیگانه که آنهم حتى براى یک ابرقدرتى مثل آمریکا مقدور نخواهد بود که با ملتى با این تمدن و فرهنگ کهن در بیفتد و نعره پیروزى سر دهد.

مردم ایران، در برابر تجاوز خارجى در هر صورتى متحد خواهند بود و اصلا مسائل و مشکلات داخل کشور خودشان را به کسى بند نخواهند کرد و براى تغییر در مملکت خودشان از بیگانه یارى نخواهند خواست و در برابر هر تجاوزى از خارج، دوشادوش هم بر علیه متجاوز خواهند جنگید و این را در تجاوز رژیم بعث به خاک میهن خود، به اثبات رساندند و تضاد داخلى را به نفع جنگ با متجاوز در اولویت خود گذاشتند و چه جانفشانی هایى که صورت ندادند و مطمئنا اگر اقاى دونالد ترامپ حرف و نیت خود را در رویارویى با ملت ایران عملى نماید، آنوقت است که سیلى محکم از ملت ایران دریافت خواهد کرد و با افتضاح کاخ سفید را ترک خواهد نمود و آنوقت است که رجوى و رجوى صفتان، دیگر پشیمانى از خیانتشان در حق مردم ایران فایده ندارد و کاملا مات و پوسیده خواهند شد و سرانجام شان با نفرین و نفرت مردم ایران خاتمه خواهد یافت.

„پایان“

*** 

کلنل ترنر و شیفر بدست مجاهدین خلق کشته شدند

The US follows a new version of policy by delisting the convicted murderers of Americans
(Mojahedin Khalq, MKO, MEK, Rajavi cult)

Trump’s MEK version of events won’t secure victory against Iran, lets ISIS off the hook

Mojahedin Khalq (MEK, Rajavi cult)’s Fake Intelligence On Aleppo Only Hinders Fact-finding Bodies Finding The Truth

*** 

Anne Singleton: Key to de-radicalization of MEK hostages in Albania are their families

IMPAKT 55 – Muxhahedinet iraniane ne Shqiperi. Interviste eksluzive me Anne Singleton
https://youtu.be/8v-Q7UWfN3M

همچنین:

  • عبدالکریم ابراهیمی، ایران فانوس، دوازدهم فوریه ۲۰۱۷:… این خیانت رجوى گواه یک واقعیت است که رجوى و دار و دسته اش نه تنها ایرانى نیستند و دشمن ملت ایران به حساب مى آیند، بلکه دشمن بشریت و انسانیت و حریت انسانى هستند و هیچ وقت نه ذره اى از شرافت و وجدان انسانى با خود دارند و نه بویى از انسانیت برده اند. در باطن از هیچ اصو

     Maryam Rajavi Mojahedin Khalq Terror group Parisعبدالکریم ابراهیمی، ایران فانوس، بیست و چهارم ژانویه ۲۰۱۷:… واقعیت این است که رجوى با حربه سرنگونى، بسیارى از جوانهاى صادق و آزاده مردم ایران را به عراق کشاند و به کشتن داد و با وعده هاى دروغین، تشکیل ارتشى تحت امر و مزدور یک دیکتاتورى که هزار برابر جنایتکارتر و سبوع تر در حق مردم 

     abdolkarim_Ebrahimiعبدالکریم ابراهیمی، ایران فانوس، دهم ژانویه ۲۰۱۷:… سازمان مجاهدین به رهبرى مسعود و مریم رجوى، مخوف ترین روشها و تاکتیکها براى سرکوب افراد تشکیلات و به بند کشیدن آنها بکار میبردند تا افراد را از هویت خود تهى کرده و بنده و برده خود کنند تا اختیارى از خود نداشته باشند. در واقع از إنسانها رباط ساختن حرفه این زوج بد ج

     abdolkarim_Ebrahimiعبدالکریم ابراهیمی، ایران فانوس، نوزدهم دسامبر ۲۰۱۶:… سعید صید مراد، یکى از افراد زبده و قدیمى سازمان بود که در نقش أفسر اطلاعات و عملیات و در طراحى آتش توپخانه اى ارتش به اصطلاح آزادیبخش، نقش اساسى داشت و در عملیاتهاى موسوم به راهگشایى، یکى از بهترین فرماندهان تیم هاى اعزام کننده بود و مأموریتهاى مهم عبور از م

     abdolkarim_Ebrahimiعبدالکریم ابراهیمی، ایران فانوس، چهاردهم دسامبر ۲۰۱۶:… روزنامه گاردین به نقل از یک منبع نظامی آگاه در حلب اعلام کرد تمامی خطوط دفاعی تروریست‌های تکفیری در این شهر در هم شکسته است و تا ساعاتی دیگر بزرگترین پیروزی نیروهای دولتی سوریه در برابر مخالفان رقم خواهد خورد. با وجود آنکه آزادسازی کامل حلب هنوز به طور رسم

     Maryam Rajavi, leader of the Council of Resistance of Iran (NCRI), takes part in a rally in Villepinte, near Parisعبدالکریم ابراهیمی، ایران فانوس، بیست و نهم نوامبر ۲۰۱۶:… مریم رجوى در افاضات خود به دولت هاى ١۶ سال گذشته آمریکا، تاخت و سیاست آنها را به باد انتقاد گرفت که چرا خاک ایران را به توبره نکشیده اند! این عجوزه پر خط و خال، نگفت که در این سالیان مورد نظر ایشان سیاست 

    iran-fanoose-nov-2016ایران فانوس، نوزدهم نوامبر ۲۰۱۶:… سیاستهای کشور آمریکا همیشه تهاجمی نیستند. آنان زمانی که در جنگهایی چون ویتنام و افغانستان و عراق و جاهای دیگر، کم می آورند، ناچاراً به تغییر سیاستهای تهاجمی ـ از میان احزاب دموکرات و جمهوریخواه فرقی نمی کند ـ ناچاراً کسی را نامزد و حمایت می کنند تا

     abdolkarim_Ebrahimiعبدالکریم ابراهیمی، ایران فانوس، پانزدهم نوامبر ۲۰۱۶:… علت این سکوت چیست؟ واقعیت این است که این زوج تروریست  خوب میدانند که اقاى ترامپ در برخورد با مقوله تروریسم بر خلاف اوباما و خانم کلینتون موضع شفاف و ضد سیاستهاى این دو در تروریست پرورى دارد و با صراحت از رویکردش در سوریه و سخت گرفتن بر تروریسم، سخن به میان آ

     abdolkarim_Ebrahimiعبدالکریم ابراهیمی، ایران فانوس، هفتم نوامبر ۲۰۱۶:…  شنیدم که اینروزها مریم رجوی این پیرزن تکیده و حیله گر و فریبکار، بحثى به اسم „فاز سرنگونى با تهاجم حداکثر“ براى سرگرم کردن و در اسارت نگه داشتن شما آورده است و از اعضاى مفت خور و حقوق کلان بگیر شورا روانه آلبانى کرده که با نقل خاط

     asma-jahangir_un_iran_human_rightsزنان ایران و پیوند رهایی و فانوس، بیست و چهارم اکتبر ۲۰۱۶:… در اینجا لازم به استحضار جنابعالی می دانم که سازمان مجاهدین یکی از اولین سازمانهایی در منطقه بوده و می باشد که عملیات انتحاری را مقدس دانسته و برای رفتن مستقیم به بهشت ترویج و انجام داده است. در سال ۱۳۶۰ دختر ۱۴