خام خیالی فرقه ی رجوی درتبدیل آلبانی به عراق!ا

خام خیالی فرقه ی رجوی درتبدیل آلبانی به عراق!ا

Linda-Chavez-Ingrid-Betancourt-Mojahedin_Khalq_MEK_terroristsجمعی از خانواده ها، ایران قلم، سوم مارس 2017:… اما دولت آلبانی هم باید به تعهدات خود که بازسازی فکری اسرای جسمی وروحی رجوی و برگرداندن آنها به جامعه باشد ،عمل کند واینطور نباشد که رجوی ها اجازه داشته باشند کلاس های مغزشوئی خود را بطور مداوم ادامه داده و اعتراضی به قطع شدن روابط این پذیرفته شدگان با جهان خارج وبخصوص با خانواده … 

Linda-Chavez-Ingrid-Betancourt-Mojahedin_Khalq_MEK_terrorists

Rajavi resorts to bargain basement speakers in Albania (Ingrid Betancourt, Linda Chavez, Wesley Martin …)

لیندا چاوز، اینگرید بتانکورت ولزلی مارتین مواجب بگیران دست سوم فرقه تروریستی رجوی

رجوی با از دست دادن لابی هایش در واشنگتن و لندن به استفاده از مواجب بگیران دست سوم روی آورده است

لینک به منبع

خام خیالی فرقه ی رجوی درتبدیل آلبانی به عراق!

مطلب ارسال شده ـ با تشکر

11/12/1395 ـ گروهی از خانواده های اسرای رجوی در آلبانی

https://youtu.be/47Rs5GTSeIs

برابر اعلام سیمای ضد آزادی رجوی، در 8اسفندماه 1395 تلویزیون تاپ چنل آلبانی مصاحبه ای با اینگرید بتانکور و لیندا چاوز انجام داده که برای هزارمین بار تکرار کنند که درهمه ی زمینه ها، حق با باند رجوی بوده است . به قسمت هایی از این مصاحبه توجه میکنیم:

” لیندا چاوز: من قویاً معتقدم در جهان ما باید یک سیستم برای پذیرش پناهندگانی که مبارزه می‌کنند یا به‌دلیلاذیت و آزار از کشور خودشان خارج شده‌اند داشته باشیم و باید به آلبانی به‌خاطر این کار تبریک گفت. اینگریدبتانکور: من فکر می‌کنم این فرصتی برای آلبانی بود تا چهره واقعی خودش را نشان بدهد، به این معنی که در مقابل وقایعی که در جهان اتفاق می‌افتد مسئولیت می‌پذیرد و همچنین بخشی از راه‌حل برای این مشکلات است “.

خانم لیندا چاوز مشاور ریگانی بوده که با طرح جنگ ستارگان ، جهان را درموقعیت اسفناکی قرار داد وبا همکاری تنگاتنگ باخانم مارگارت تاچر- که خودش به خودش لقب ” بانوی آهنین ” داده بود – بزرگترین ضربات را بر سندیکاهای کارگری آمریکا وغرب زدند تا صحبتی از عدالت اجتماعی نباشد وبنابراین باند رجوی درادعاهایش درمورد ” جامعه ی بی طبقه ی توحیدی ” صداقتی نداشته وکاملا دروغگو بوده که با این خانم مراودات دوستانه داشته است !

دیگر اینکه ، اعضای مجاهدین رجوی ازایران نبود که به آلبانی پناه برده باشند ، بلکه آنها ساکن عراق بوده ویک نیروی نظامی غیر قانونی بحساب میآمدند که اولا قوانین عراق آنها را تروریست مینامید وخواستار خروج شان ازاین کشور بود وثانیا عراق وضعیت ناامنی داشت و خانواده های این گروگان های رجوی از سلامتی وامنیت عزیزان دربندشان نگران بودند و مدام خواستار تخلیه ی آنها ازعراق بودند واتفاقا دراین میان شخص مسعود ومریم بودند که تا آخرین رمق بااین انتقال مخالفت کردند که نیت شوم شان به بار ننشست!

به دولت آلبانی که میرسیم ، ماهم ازهمکاری آنها بطور مشروط موافق بوده وتشکر هم ازاو میکنیم.

اما دولت آلبانی هم باید به تعهدات خود که بازسازی فکری اسرای جسمی وروحی رجوی و برگرداندن آنها به جامعه باشد ،عمل کند واینطور نباشد که رجوی ها اجازه داشته باشند کلاس های مغزشوئی خود را بطور مداوم ادامه داده و اعتراضی به قطع شدن روابط این پذیرفته شدگان با جهان خارج وبخصوص با خانواده هایشان نداشته باشند !

موافقت مشروط ما که فوقا برآن تاکید شد، از همین جنبه است!

همچنین :

” اینگرید بتانکور(یکی از نامدارترین شخصیتها در جهان، کسی که هدفش این بود که اولین رئیس‌جمهور زن در کلمبیا باشد ولی اولین زنی بود که به‌مدت شش سال توسط نیروهای شورشی به گروگان گرفته شد، به آلبانی به‌دلیل پذیرش پناهندگان با دید تحسین‌انگیز نگاه می‌کند : من احساس می‌کنم و بسیار مفتخرم که در این‌جا هستم. دولتهای احزاب مختلف (آلبانی)، اولین کسانی بودند که به پناهندگان ایرانی خوشآمد گفتند. اینکار باعث شد کشور شما به‌عنوان یک نمونه در سطح بین‌المللی در زمینه حقوق‌بشر شناخته شود “.

ما نخواستیم که اطلاعات زیادی ازاین خانم کلمبیایی کسب کنیم ودراین مورد از فرقه ی رجوی و تلویزیون آلبانی مربوطه می پرسیم که این شورشگران کلمبیایی چه کسانی بودند که این خانم را به اسارت خود درآورده بودند؟!

ماهیت این آدم ربائی وعلت آن چه بوده است؟!

بازهم :

” اینگرید بتانکور:مجاهدین مسلمان ولی دموکرات هستند. کشور شما نیز اکثریت مسلمان دارد ولی در این‌جاتعصب‌گرایی وجود ندارد. بنابراین از این نظر نیز این یک نمونه خوب دیگر است “.

آیا انسانی که خود را کاندیدای ریاست جمهوری کرده بود ، هرگز با جدا شدگان از ازاین سازمان طرف صحبت بوده؟

آیا او نوشته ی محققان بزرگی مانند پروفسور آبراهامیان را که کتابی قطور درمورد مناسبات کثیف موجود دراین فرقه ی منحط نوشته را مطالعه کرده است ؟

محققی که ابدا مشکلی با سازمان نداشته وبرای بارها هم درپای صحبت شخص مسعود رجوی نشسته است ؟؟

وایضا :

” چاوز به خبرنگار نیوز 24 گفت: «وقتی آلبانی شروع به پذیرش اشرفیها از کمپ لیبرتی در عراق کرد، اینبرای من یک علامت فوق‌العاده از میهمان‌نوازی شما بود. این افراد کسانی هستند که از آزادی محروم شده بودند و برای مدت زیادی تحت سرکوب بودند. من با این گروه اپوزیسیون رژیم ایران است کار کرده‌ام و دیده‌ام که آنها بردباری، دموکراسی و جدایی دین از دولت را ترویج می‌دهند و مخالف صدور تروریسم رژیم ایران در جهان هستند و همچنین مخالف سرکوب مردم در داخل یا رفتار وحشتناک با زنان هستند؛ من نبرد آنها را علیه اینبی‌عدالتی‌ها دیده‌ام و این به من این اعتماد را می‌دهد که آنها در هر کجا که باشند شهروندان خوبی خواهند بود».

خانم لیندا چاوز اگر یک حرف راستی دراین مصاحبه زده ، همان نداشتن آزادی اعضای سازمان بود که متاسفانه قید نکرده که آنها تحت بردگی رجوی بودند واین آزادی ازطرف رجوی سلب شده ومی شود!!

البته این خانم با رهبران گروه که بقیه ی اعضاء را به اسارت کشیده اند ، کار کرده ودرعوض اگر راست گفته باشد، هیچ چیزی ازآنها نفهمیده است که اگر می فهمید رسانده شدن رجوی به مقام اولوهیت را بنام آزادی به شنوندگان خود حقنه نمیکرد ویا بدتر اینکه او شنیده وبا طرح این حرف، یک دروغگوی شیادی بشمار می رود وشایسته است که سازمان رجوی راتعریف کند!!

اما از گردانندگان این تلویزیون های آلبانیایی می پرسیم که آیا حاضراند از خانواده های این مسلمانان دموکرات؟؟!! هم مصاحبه هایی داشته باشد وهمینطور از ناراضیانی که دراعتراض به قوانین برده داری رجوی ، این سازمان را ترک کرده اند و در همه جای اروپا وازجمله خود آلبانی زندگی میکنند ؟!

اگر حواب مثبت است ، لطف فرموده و توضیح دهند که آیا اجرت المثلی درمقابل این مصاحبه ها دریافت میدارند وچقدر؟! که ببینیم این دسته ازمردم ایران قادر به تهیه ی هزینه های این تلویزیون ها هستند یانه!

ما با تاکیدزیاد ، ازجدا شدگان ساکن اروپا درخواست میکنیم که این سئوال ما را با تلویزیون های مربوطه ی آلبانیایی مطرح نموده و سپس بما اعلام کنند که آیا اجازه ی مصاحبه را برای خود یا ما پیدا کردند ویا اگر نکردند ، این مسئله ازجنبه ی مالی بود که حل نشد یا جنبه های سیاسی داشت؟!

جدا شدگان ساکن اروپا ، این تذکر ما خانواده های گرفتار را بعنوان فراخوان خطاب به خودشان تلقی کرده وضرب المثل ” دزد را باید تادرب خانه اش تعقیب کرد ” درعمل محقق سازند!

گروهی از خانواده های اسرای رجوی در آلبانی

تبریز- آذربایجان شرقی – ایران

https://youtu.be/L4lvr__HUwQ

Linda Chavez MEK terroristsLinda Chavez Implicated in Fundraising Scandal

افشای لیندا چاوز مواجب بگیر دست سوم رجوی بخاطر فساد مالی

Ingrid Betancourt MEK TerroristsThe Telegraph: Ingrid Betancourt was ‘worse than guards’, claims a fellow hostage

افشای اینگرید بتانکورت مواجب بگیر دست سوم فرقه رجوی بخاطر لو دادن همکارانش در زندان 

Can Albania deradicalise Mojahedin Khalq Rajavi cultMassoud Khodabandeh, Huffington Post: Can Albania Meet its Obligations and De-radicalize an Influx of Terrorists into Europe? 

Mojahedin Khalq (MKO, MEK, Rajavi cult) Our Men in Iran? (Seymour M. Hersh, The New Yorker, April 2012)

The MEK’s dirty past includes the anti-Imperialist inspired murder of six Americans in pre-revolution Iran which it later celebrated in songs and publications

Wesley Martin Mojahedin Khalq Rajavi cult 2Wesley Martin at a paid gathering of Mojahedin Khalq Rajavi cult promoting Saddam’s Private Army

*** 

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=26559

پرداخت بدهی ” امپریالیسم ” به مجاهدین خلق 

Mohammad_Hossein_Sobhani_2016محمد حسین سبحانی، ایران قلم، بیست و ششم اوت ۲۰۱۶:… اما مسئله اصلی ، خروج  مسئولین ارشد مجاهدین خلق  و احتمالا  خود مسعود رجوی  از عراق، به نظر می‌رسد هم‌اکنون در یک توافق پشت پرده با همکاری آمریکا و عربستان سعودی در حال اجراست و آمریکا قرار است بدهی خود به تروریسم را بپردازد . در همین ارتباط  در دو ماه گذشته ده‌ها نفر از مسئولین ارشد فرقه مجاهدین با اسم جعلی و خارج از روال و پروتکل کمیساریای عالی … 

رجوی مجاهدین خلق اسرائیلتد پو: مجاهدین برای ما و سیا سنگ تمام گذاشته اند. رجوی: بنام مجاهد شهید آلبرتو نیسمان

لینک به منبع

پرداخت بدهی ” امپریالیسم ” به مجاهدین خلق

بعد از اینکه رژیم صدام حسین در سال ۲۰۰۳ در عراق سرنگون شد و دولت جدید عراق بر سر کار آمد، از همان مقطع سازمان مجاهدین تلاش کرد  که زرورقی را بر روی استراتژی مبارزه مسلحانه بکشد و آن را تحت عنوان ” راه حل سوم ” به خورد فعالان سیاسی و دولت های خارجی بدهد. راه حل سوم در واقع همان مبارزه مسلحانه بود که اتفاقاً در پیام‌های مختلف مسعود رجوی نیز به این امر اعتراف شده است که اگر فرصتی وجود داشت در این مورد هم توضیح خواهم داد که دقیقاً اشاره روشن و صریحی دارد به ادامه مبارزه مسلحانه. بعد از سرنگونی صدام حسین رهبری فرقه مجاهدین خارج شدن از لیست گروه های تروریستی در اروپا و آمریکا را از همان مقطع و در سال ۲۰۰۳ آغاز کرد، زیرا سازمان مجاهدین خلق با سرنگونی صدام حسین، دیکتاتوری که انبوهی تانک و نفر بر و انواع تدارکات و تسلیحات را در اختیار وی می گذاشت، سرنوشت استراتژی مبارزه مسلحانه را در عراق در ابهام، و حضور در لیست گروه های تروریستی را  مانعی جدی برای فعالیت های خود در اروپا و سایر کشورهامی دید. مسعود رجوی برای این چرخش دروغین دست‌های خودش را پیش نیروهای آمریکایی بالا برد و سلاح های خودش را تا آخرین قبضه و تا آخرین فشنگ تحویل داد و در سال ۲۰۰۳ رسمی و غیر رسمی برای کار با یک ارباب جدید، بجای صدام حسین،  اعلام آمادگی کرد و برای فرار از پاسخگویی در میان اعضای سازمان مجاهدین  گفت که سلاح مهم هست یا صاحب سلاح؟  من سلاح را دادم ولی شما، یعنی صاحب سلاح، را دارم. مجاهدین به موازات آن  از سوی دیگر پروسه حقوقی تمام انرژی تشکیلاتی و سازمانی خود را حول بستر سازی برای خروج از لیست گروه های تروریستی قرار داد و سرانجام هیلاری کلینتون وزیر خارجه وقت آمریکاو سخنگوی آن  در اردی‌بهشت ۱۳۹۱ گفت که:
«همکاری سازمان مجاهدین خلق برای تعطیلی مسالمت آمیز و موفقیت آمیز اردوگاه اشرف یک عامل مهم در تصمیم گیری دولت آمریکا پیرامون جایگاه این گروه در فهرست گروه های تروریستی است.» به نقل از رادیو فردا
مسعود رجوی  نیز در حالی که می‌گفت اگر جهان بجنبد ،مجاهدین در  اشرف از جای خود تکان نخواهند خورد یا در حالیکه سلسله پیام های کتبی با عنوان ” استراتژی قیام و سرنگونی ، اشرف کانون استراتژیکی نبرد، نقدینه بزرگ ملت درمبارزه آزادی‌بخش با رژیم ولایت و… ” را در رسانه های خود منتشر  می کرد، همه آن‌ها را به فراموشی سپرد و  با گوش جان دستورات آمریکا را پذیرفت تا بتوند  جان خود را بردارد و  از این بن بست سیاسی و استرژیک فرار کند . مسعود رجوی بدین ترتیب آخرین میخ را بر تابوت استراتژی این فرقه در قلعه اشرف ـ عراق کوبید. اما مجاهدین خلق در برابر این تمکین ضد امپریالیستی  از زمامداران امریکا قول گرفت که:

۱ ـ بعد از دو دهه که مسعود رجوی پشت درب جیات خلوت کاخ سفید به انتظار تکه گوشت یا استخوانی منتظر و یک پا در هوا ایستاده بود، از لیست گروه های تروریستی ایالات متحده آمریکا خارج شود.

۲ ـ رهبران این فرقه ، و  احتمالاً خود مسعود رجوی هم ، بتوانند بدون ممانعت دولت عراق ـ به دلیل پرونده های حقوقی  و مشارکت بیست ساله مسعود رجوی با صدام حسین در قتل و جنایت ،  از عراق خارج شوند.

برهمین اساس فرقه مجاهدین قلعه اشرف را از سپتامبر ۲۰۱۳ تخلیه و به قول خودشان به زندان لیبرتی رفتند. در ابتدا نیروهای تشکیلاتی خود را قطره چکان به کشور آلبانی می فرستادند اما با اولتیماتوم  های دولت عراق و همچنین امریکا و  سفر جان کری به آلبانی ـ یکی از کشور های عضو ناتو ـ توافق نهایی برای خروج سریع کلیه نیروهای این سازمان از عراق  به آلبانی صورت گرفت  و قرار است تا پایان سال میلادی ۲۰۱۶ کلیه نیروهای سازمان مجاهدین از عراق خارج و به آلبانی منتقل شوند.

اما مسئله اصلی ، خروج  مسئولین ارشد مجاهدین خلق  و احتمالا  خود مسعود رجوی ، به نظر می‌رسد هم‌اکنون در یک توافق پشت پرده با همکاری آمریکا و عربستان سعودی در حال اجراست و آمریکا قرار است بدهی خود به تروریسم را بپردازد . در همین ارتباط  در دو ماه گذشته ده‌ها نفر از مسئولین ارشد فرقه مجاهدین با اسم جعلی و خارج از روال و پروتکل کمیساریای عالی پناهندگان برای انتقال افراد از لیبرتی به آلبانی ، از عراق خارج شده‌ و مشخص نیست که در کدام کشور اروپایی یا آمریکا مستقر شده اند.  این درحالیست که هنوز صد ها نفر از قربانیان در کمپ لیبرتی هستند. آخرین اخبار منتشر شده در این مورد که درسایت گویا به نقل از خبرگزاری تسنیم منتشر شده،  نیز حاکیست که آمریکا جهت تکمیل این پروژه یک هواپیمای ویژه برای این امر اختصاص داده  و قرار است مسولین ارشد این سازمان که اعتماد و سرسپردگی خود را به مسعود رجوی و  سیاست های گذشته  و جاری مجاهدین اثبات کرده‌اند در لیست خروج از عراق با این هواپیما قرار بگیرند و از عراق فرار کنند. در میان این افراد اسامی مژگان پارسایی، محمود عضدانلو ـ برادر مریم رجوی ـ مهدی برائی ، صدیقه حسینی , عبدالوهاب فرجی و … دیده می‌شوند . در این شرایط نکته جدیدی به چشم می خورد ، اگر چه ترکی فیصل نماینده کارفرمای جدید مجاهدین خلق در ۹ یولی گذشته در گردهمایی سالانه مجاهدین خلق در حضور مریم رجوی، شوهر او مسعود رجوی را دو بار « مرحوم » کرد، اما این پرسش می‌تواند وجود داشته باشد که  آیا مسعود رجوی در بین لیست افراد این هواپیمای اختصاصی آمریکا  برای خروج از عراق نیست؟ به نظر می رسد که به این تناقض و پرسش ها باید مریم رجوی پاسخ دهد .

*** 

حسین مدنی شهریار کیا بعد از صداممینو سپهر: نگاهی به ۵۰ سال خشونت وترور وجنایت وخیانت گروه موسوم به مجاهدین

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=26463

چرا مریم رجوی از مرده یا زنده بودن مسعود رجوی ابهام زدایی نمی کند؟ 

 Maryam Rajavi, ایران قلم، بیستم اوت ۲۰۱۶:… اما حالا کم کم آثار زهر اعلام « مرحوم » بودن مسعود رجوی بارز می‌شود و نیروهای درون تشکیلات از خود سؤال می‌کنند که واقعیت چیست ؟ آیا برادر مسعودر جوی مرده است؟ اگر مرده است چرا فیصل ترکی عنصر امنیتی عربستان سعودی آن را اعلام می کند؟ و اگر برادر مسعود « مرحوم « نشده و زنده است پس چرا سازمان و یا خود مسعود رجوی یک پیام جدید ، یا صوتی یا تصویری ، پخش نمی کند؟ نیروهای درون تشکیلات …

مرگ مسعود رجوی
The death of Massoud Rajavi
https://youtu.be/CBJ3XiaQwT4

لینک به منبع

چرا مریم رجوی از مرده یا زنده بودن مسعود رجوی ابهام زدایی نمی کند؟

فیصل ترکی سیاستمدار امنیتی کارکشته عربستان سعودی در خیمه شب بازی فرقه مجاهدین در ۹ یولی ۲۰۱۶ دوبار اعلام کرد که مسعود رجوی ” مرحوم ” شده است و از وی با عنوان ” مرحوم مسعود رجوی ” یاد کرد. این موضوع بعد از گذشت چندین هفته از اعلام ” مرحوم ” شدن مسعود رجوی، کم کم آثار زهر خودش را در درون تشکیلات مجاهدین خلق در کشورهای مختلف بارز می کند.

اگر چه فرقه مجاهدین در روزهای اول از اعلام « مرحوم » بودن مسعود رجوی از سوی فیصل ترکی و همچنین کنجکاوی افراد بیرون از سازمان مجاهدین و رسانه ها در این مورد توانست سود تبلیغاتی آن را ببرد و چند روزی خود را روی آنن نگاه دارد، اما حالا کم کم آثار زهر اعلام « مرحوم » بودن مسعود رجوی بارز می‌شود و نیروهای درون تشکیلات از خود سؤال می‌کنند که واقعیت چیست ؟ آیا برادر مسعودر جوی مرده است؟ اگر مرده است چرا فیصل ترکی عنصر امنیتی عربستان سعودی آن را اعلام می کند؟ و اگر برادر مسعود « مرحوم « نشده و زنده است پس چرا سازمان و یا خود مسعود رجوی یک پیام جدید ، یا صوتی یا تصویری ، پخش نمی کند؟

نیروهای درون تشکیلات به ویژه افراد منتقل شده از لیبرتی عراق به آلبانی، فرار سران ارشد سازمان از عراق و روند سرعت گرفتن خروج اعضای سازمان از لیبرتی عراق را با اعلام «مرحوم» شدن مسعود رجوی از سوی فیصل ترکی در یک راستا می‌بینند و ذهن خود را آماده کرده‌اند که سازمان در مورد «مرحوم » شدن یا نشدن مسعود رجوی نظر دقیقی را اعلام کند و نیروهای تشکیلات از ابهام خارج شوند. به نظر می‌رسد که بسیاری از نیروهای قدیمی و باسابقه سازمان مجاهدین به لحاظ ذهنی منتظر اعلام مرگ مسعود رجوی از سوی سازمان می‌باشند تا دیگر تصمیم قطعی خود را برای جدایی و یا حتی انشعاب از سازمان مجاهدین اعلام کنند، چرا که تنها نقطه وصل خود با سازمان مجاهدین را ارتباط عاطفی شان با مسعود رجوی می دانند و گرنه آن‌ها هر کدام خود را با صلاحیتت تر از مریم رجوی می‌بینند و در دنیای واقعی نیز چنین است . نیروهای قدیمی تشکیلات سازمان مجاهدین به رهبری مریم رجوی را در مخیله خود نیز راه نمی دهند و نمی توانند زیر بار این شرایط بروند. این اعضای ارشد و با سابقه سازمان معتقد هستند که به همین دلیل است که مریم رجوی نمی‌تواند از خبر « مرحوم » شدن مسعود رجوی که توسط فیصل ترکی اعلام شده است ، ابهام زدایی کند و بگوید وی زنده ست یا مرده. در این مورد اگر مریم رجوی سخن نگفت، ما سخن خواهیم گفت.

مرگ مسعود رجویجنجال بزرگ برای اینکه مجاهدین خلق نمیتوانند ثابت کنند رهبرشان مسعود رجوی زنده است

*** 

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=25896

” مرحوم مسعود رجوی “

 محمد حسین سبحانی، ایران قلم، یازدهم ژوئیه ۲۰۱۶:… تصور من این است که باید معمای ” مرحوم مسعود رجوی ” را در محورهای ۷ و ۸ جستجو کرد. البته روشن است که باید به همه این فرضیه ها ، اول از همه، فرقه مجاهدین خلق و رهبری آن پاسخ بدهند که البته شاید هم این یک انتظار غیر واقعی از یک فرقه خشونت طلب و مافیایی می باشد. اما در پایان باید گفت که باید امیدوار بود که مسعود … 

The MKO, Fan club of Saudi Arabia (Mojahedin Khalq, MEK, Rajavi cult)

لینک به منبع

” مرحوم مسعود رجوی “

اعضای جداشده از فرقه مجاهدین خلق در تاریخ ۹ یولی ۲۰۱۶ برابر با ۱۹ تیر ماه ۱۳۹۵ همزمان با خیمه شب بازی این فرقه در پاریس، آکسیون با شکوهی را در میدان شتله پاریس برگزار کردند . آنها به نمایندگی از قربانیان و خانواده های قهرمان آنها از مسعود رجوی و مریم رجوی خواستار رعایت حداقل حقوق قربانیان و آزادی و رهایی آنها شدند. همچنین بعد از این آکسیون در یک جلسه دیگر تعدادی از اعضای جداشده از مجاهدین خلق به سخنرانی پرداختند و فرقه مجاهدین را از زوایای گوناگون مورد نقد قرار دادند که در گزارشات سایر عزیزان و کانون ایران قلم در روزهای آینده ملاحظه خواهید کرد.

از سوی دیگر فرقه مجاهدین که با استخدام تماشاچی و سخنران اجاره ای و همچنین مشارکت چاقو تیز کن های خشونت ، ترور و جنگ در سالن بورژه پاریس نوید داد که امسال دیگر حتما رژیم ایران را با مقاومت خونین ـ نام دیگر مبارزه مسلحانه و تروریستی ـ سرنگون خواهد کرد، این در حالیست که در طول ۳۵ سال بعد از سی خرداد ۱۳۶۰ و آغاز مبارزه تروریستی و مسلحانه توسط این فرقه ، هر ساله فرقه مجاهدین خلق سال آخر برای سرنگونی رژیم ایران را نوید می دهد. اما آنچه خیمه شب بازی امسال فرقه مجاهدین در فرانسه را تحت الشعاع قرار داد، سخنان یکی از این چاقو تیز کن های ” جنگ و خشونت ” یعنی ترکی فیصل وزیر اطلاعات سابق رژیم عربستان سعودی بود که در سخنان خود در حضور مریم رجوی دو بار عبارت ” مرحوم مسعود رجوی ” را تکرار کرد که در لینک زیر می توانید آن را مشاهده کنید.

https://youtu.be/CBJ3XiaQwT4

سخنان این شاهزاده انقلابی و طرفدار جامعه بی طبقه توحیدی مجاهدین ، کسانی را که دنبال این پرسش بودند که ” مسعود رجوی کجاست ” را شوکه کرد. زیرا بعد از سرنگونی صدام حسین، ارباب وقت مسعود رجوی و مریم رجوی، تا کنون که بیش از ۱۳ سال می گذرد، همچنان مسعود رجوی در مخفیگاه بسر می برد و هیچ تصویر و فیلم جدیدی از وی مشاهده نمی شود. رادیو فردا در ارتباط با این بخش از سخنان ترکی فیصل گزارش داد که:

” رئیس پیشین سازمان اطلاعات عربستان، که در تجمع گروه «شورای ملی مقاومت» یکی از سخنرانان بود، در گفته‌هایش به زبان عربی، از مسعود رجوی با عنوان «مرحوم» یاد کرده‌است. این سخنان در رسانه‌های داخل ایران نیز بازتاب پیدا کرد. در ساعات اولیه پس از گردهمایی پاریس، تلاش رادیو فردا برای تماس با «شورای ملی مقاومت» بی‌نتیجه بود. اما در نهایت شاهین قبادی، سخنگوی سازمان مجاهدین خلق، که هسته اصلی «شورای ملی مقاومت» را تشکیل می‌دهد، بامداد یک‌شنبه ۲۰ تیر در ایمیلی به رادیو فردا، با اشاره به درج متن سخنان ترکی فیصل در روزنامه «الشرق‌الاوسط» و دو منبع عربی دیگر، گفت چنین تعبیری از سخنان او در هیچ یک از این منابع وجود ندارد.”

گزارش و پیگیری رادیو فردا از موضوع ” مرحوم مسعود رجوی ” نشان می دهد که ۲۴ ساعت فرقه مجاهدین به این موضوع واکنش نشان نداده و در این فاصله رسانه های عربی گزارش دهنده سخنان ترکی فیصل را توجیه کرده است و سپس نه در مصاحبه ، بلکه با متن کوتاهی که تنها رهبری این فرقه مجاز و صلاحیت نگارش آن را داشته ، به شاهین قبادی داده اند تا برای رادیو فردا ایمیل شود که ” چنین تعبیری ؟؟ از سخنان ترکی فیصل در هیچ یک از این منابع وجود ندارد.”

اما با نگاهی به سخنان فیصل ترکی و سابقه امر در مورد مسعود رجوی می توان فرضیه های مختلفی را در ذهن مرور کرد. فرضا:

۱ ـ آیا می توان تصور کرد یک فردی با سابقه سیاسی و امنیتی مثل فیصل ترکی چنین اشتباهی را کرده است؟

۲ ـ آیا نمی توان تصور کرد که فیصل ترکی با توجه به سوابق امنیتی خودش از مرگ مسعود رجوی مطلع بوده و بدون هماهنگی با فرقه مجاهدین آن را اعلام کرده است.

۳ ـ آیا تمام پیام های صوتی که تا کنون از جانب مسعود رجوی منتشر شده را ـ که آخرین آن حدود دو سال قبل بوده ـ باید جعلی و تقلید صدا قلمداد کرد؟

۴ ـ آیا پیام های صوتی وی تقلید صدا و جعلی نبوده و مسعود رجوی در فاصله آخرین پیام صوتی خود تا کنون ، یعنی در دو سال گذشته مرده است؟

۵ ـ آیا فرقه مجاهدین می خواسته است از زبان فیصل ترکی اعضای تشکیلات این فرقه را برای اعلام مرگ رسمی مسعود رجوی آماده کند؟

۶ ـ آیا این یک ترفند تبلیغاتی از سوی فرقه رجوی با مشارکت این عنصر امنیتی ضد ایرانی ، فیصل ترکی ؛ نمی باشد تا چندی مسعود رجوی مجددا مطرح شود؟

۷ ـ آیا نمی توان این تصور را کرد که مسعود رجوی در عربستان محفی شده است و ترکی فبصل با این شگرد ـ مرحوم مسعود رجوی و حمایت قاطع از فرقه مجاهدین در گردهمایی آنها ـ هم آغاز همکاری رسمی و علنی عربستان با فرقه رجوی را اعلام کرده است و هم با چماقی تهدید کرده است که تا می توانی بیش از گذشته ـ مزدوری برای صام حسین ـ گوش به فرمان ما باش وگرنه ما گفته بودیم که تو مرحوم شده ای.

۸ ـ یا اینکه باید این تصور را کرد که ترکی فیصل با همه سوابقش یک سال خورده بازنشسته بیمار است که می تواند به دلیل عدم شناحت کافی از فرقه مجاهدین؛ و بر اساس عدم حضور فیزیکی مسعود رجوی در صحنه فعالیت های علنی سازمان او را مرده تصور کرده باشد و با لقب مرحوم از وی یاد کرده است؟

تصور من این است که باید معمای ” مرحوم مسعود رجوی ” را در محورهای ۷ و ۸ جستجو کرد. البته روشن است که باید به همه این فرضیه ها فرقه مجاهدین خلق و رهبری آن پاسخ بدهند که البته شاید هم این یک انتظار غیر واقعی از یک فرقه خشونت طلب و مافیایی می باشد. اما در پایان باید گفت که باید امیدوار بود که مسعود رجوی نمرده باشد. شاید شایسته تر باشد که وی در یک دادگاه علنی در مقابل انبوه قربانیان، خانواده ها و داغدیدگان و منتقدین خود مرگ اندیشه خشونت طلب و فرقه گرای خود را با تمام وجود احساس کند تا مریدان نیز چنین احساس کنند .

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=24413

نجات یافتگان در آلبانی را دریابید. “سر” فرقه مجاهدین در آلبانی است

محمد حسین سبحانی، ایران قلم، اول آوریل ۲۰۱۶:… به نظر نگارنده این امر ، یعنی دخالت در امور سیاسی آلبانی ، هم اکنون محقق شده است و فرقه مجاهدین به کمک پشتوانه مالی فراوان، خود را وارد بازی‌های سیاسی و دسته بندی های مافیایی در درون ساختار سیاسی کشور آلبانی کرده است . دیر یا زود فرقه مجاهدین همین کاری که در عراق می‌کرده و با خرید افراد، نمایندگان و مقام های دون پایه و بلند پایه و سازماندهی بقایای … 

احسان بیدی تیرانا سازمان مللتحصن اعتراضی آقای احسان بیدی در مقابل دفتر سازمان ملل متحد در تیرانا (آلبانی)

مصاحبه احسان بیدی با نشریه دیتا در تیرانامتن ترجمه مصاحبه آقای احسان بیدی با روزنامه دیتا در آلبانی

لینک به منبع

نجات یافتگان در آلبانی را دریابید

با این شرایط ، “سر” فرقه مجاهدین در آلبانی است ؛ و نه در پاریس ، کلن یا لندن

حدود یکسال و نیم قبل سایت نجات یافتگان در آلبانی شعار بالای صفحه اینترنتی خود را به متن زیر اختصاص داده بود:

اجازه ندهید در آلبانی قلعه اشرف ساخته شود

http://www.iran-azadi-albania.com/

اما متأسفانه به دلیل مماشات کمیساریای عالی پناهندگان با فرقه مجاهدین و به شکلی باج دادن به رهبری این فرقه برای ترک لیبرتی و خروج از عراق از یک سو، و از سوی دیگر توانمندی مالی و تشکیلاتی فرقه مجاهدین برای بازسازی خود عملاً در آلبانی در حال پیشبرد این خط می‌باشد تا ظرف فرقه گرایانه جدیدی، شبیه اشرف، می‌باشد و پیشرفت‌های قابل قبولی نیز در این امر داشته است. در همین راستا، و در گام دیگری کمیساریای عالی پناهندگان در آلبانی در همکاری کامل با فرقه مجاهدین، و در تقابل با حقوق تصریح شده برای پناهندگان، کمک هزینه افراد انتقالی از عراق به آلبانی که از سازمان مجاهدین دوری گزیده اند، قطع کرده است و آقای احسان بیدی یکی از قربانیان نجات یافته از فرقه مجاهدین نیز در اعتراض به این موضوع تحصن و اعتصاب خود را در مقابل کمپ پناهندگی کمیساریای عالی پناهندگان در آلبانی آغاز نموده است. نتیجه و پیام عمل‌کرد کمیساری عالی پناهندگان که متاسفانه فرقه مجاهدین و توان مالی آن در آلبانی این خط را پشتیبانی می کند این است که اگر از این به بعد هر فردی بخواهد از فرقه مجاهدین فاصله بگیرد در محدودیت‌های شدید مالی خواهد بود. برای اطلاع بیشتر می‌توانید به متن نوشته و فیلم گفتگوی آقای احسان بیدی در لینک های زیر مراجعه کنید.

http://www.iran-azadi-albania.com/?p=505

https://www.facebook.com/profile.php?id=100011559121145&fref=nf

به نظر نگارنده مماشات و عدم جدی گرفتن توان و پتانسیل فرقه مجاهدین در بازسازی خود در آینده منجر به این خواهد شد که این فرقه توان خشونت طلبانه و تروریستی خود را بازسازی کند و در این شرایط یک خطر بسیاری جدی برای کشورهای اروپایی ، بویژه کشور آلبانی خواهد بود.

ایران قلم در تاریخ ۱۳ خرداد ۱۳۹۴ در نامه سرگشاده ای به رئیس جمهور آلبانی که زمزمه شرکت وی در خیمه شب بازی فرقه مجاهدین در ویلپنت پاریس شنیده می شد، نوشت:

” …آیا شما از دخالتهای این سازمان در امور سیاسی عراق از زمان بعد سرنگونی صدام که ریشه اصلی کشته شدن افراد سازمان در کمپ های اشرف و لیبرتی که ناشی از دخالتهای بی جا و تحریک نیروهای عراقی بوده است خبر دارید؟ آیا با رفتن شما به گردهمایی مجاهدین خلق در ویلپنت پاریس خودتان این سازمان فرقه گرا ر وارد دخالت های سیاسی در آلبانی نمی کنید؟ “

نامه سرگشاده کانون ایران قلم به آقای بوجار نیشانی رئیس جمهور آلبانی

به نظر نگارنده این امر ، یعنی دخالت در امور سیاسی آلبانی ، هم اکنون محقق شده است و فرقه مجاهدین به کمک پشتوانه مالی فراوان، خود را وارد بازی‌های سیاسی و دسته بندی های مافیایی در درون ساختار سیاسی کشور آلبانی کرده است . دیر یا زود فرقه مجاهدین همین کاری که در عراق می‌کرده و با خرید افراد، نمایندگان و مقام های دون پایه و بلند پایه و سازماندهی بقایای صدام حسین در ساختار سیاسی این کشور دخالت می کرد، در آلبانی نیز خواهد کرد. در آلبانی نیز گروه های مافیایی کم نیستند و مجاهدین خلق با توجه به تجربه تشکیلاتی و فرقه گرایانه و تروریستی خود می توانند در این وادی با این باند های مافیایی وارد بده و بستان شود. بنابراین دولت آلبانی و سیاستمداران ملی این کشور باید بدانند که تلاش‌های آن‌ها در راستای اصلاح و تقویت نهادهای سیاسی و مدنی این کشور درصورت خوش بینی و دست‌ کم گرفتن تهدیدات ورود مجاهدین خلق از کمپ لیبرتی عراق به این کشور به شدت تضعیف و به یک .بحران امنیتی برای آن کشور تبدیل خواهد شد. مطمئناً اگر شرایط به همین منوال پیش برود، البانی در چند سال آینده وضعیت دولت کنونی عراق را در ارتباط با معضل مجاهدین خلق پیدا خواهد کرد و تروریسم از عراق و خاورمیانه به کشورهای اروپایی سرایت خواهد کرد .

بنابراین دولت آلبانی باید تهدید حضور گسترده، متمرکز و همه مجاهدین در آلبانی را جدی بگیرد و با این امر مخالفت کند . چرا نباید کشورهای دیگر هم در این امر سهیم باشند و باید نیروهای باقی‌مانده مجاهدین خلق در لیبرتی عراق ، در کشورهای مختلف مستقر شوند و تمرکز همه نیروهای مجاهدین خلق در یک کشور، بدون تردید برای آینده امنیتی و سیاسی آن کشور مضر خواهد بود.

اخبار دریافت شده از آلبانی و نجات یافتگان در این کشور حاکیست که سازمان مجاهدین در حال خرید زمین و ملک های مختلف و متمرکز کردن پایگاه های خود در یک منطقه جغرافیایی برای ایجاد ظرف تشکیلاتی لازم و اعمال شیوه‌های کنترل نیرو می باشد. سازمان مجاهدین تجربه این کار را در شهر بغداد در عراق دارد و افرادیکه ر تشکیلات مجاهدین در عراق حضور داشته اند ، می دانند که این سازمان تمام خانه های مسکونی یک خیابان را خرید تا نیروهای خود را در آنجا متمرکز کند و شواهد موجود نشان می دهد که در آلبانی و شهر تیرانا این تجربه را به کار با ابعادی گشترده تر بکار بسته است.

چند روز قبل رادیو دویچه وله در گزارشی اعلام کرد که:

یکی از گزارشگران بخش بالکان دویچه‌وله که در روزهای پایانی ماه مارس ۲۰۱۶ از این اقامتگاه بازدید کرده، می‌گوید این عمارت ب نرده‌ها و در آهنی قطوری محافظت می‌شود. مرد ۵۰ ساله‌ای که خود را به اسم مستعار فرزین بهادر گودرزی معرفی می‌کند گزارشگر دویچه‌وله را به داخل ساختمان و اتاق کوچکی نزدیکی ورودی راهنمایی می‌کند که عکس‌هایی از مریم و مسعود رجوی، رهبران مجاهدین خلق بر دیوار آن نصب شده است. گودرزی خود را رهبر ساکنان ساختمان و فردی معرفی می‌کند که اجازه دارد با خبرنگاران گفت‌و‌گو کند. او حدود ۴ ماه پیش همراه با ۲۰ نفر دیگر از ساکنان سابق کمپ لیبرتی به آلبانی فرستاده شده است. گودرزی می‌گوید نزدیک بیست سال در دو کمپ اشرف و لیبرتی در عراق اقامت داشته و یکی از بازماندگان حملاتی است که سازمان مجاهدین، نیروهای وابسته به جمهوری اسلامی را عامل آن معرفی می‌کنند. لینک به گزارش دویچه وله

براساس این گزارش قرار است نزدیک به ۳۰۰۰ نفر از نیروهای سازمان مجاهدین در آلبانی مستقر شوند و با این شرایط باید گفت که “سر” فرقه مجاهدین در آلبانی است و نه در پاریس و کلن و لندن.

همکاری مافیای آلبانی و مجاهدین خلق، فرقه رجوی مافیای آلبانی در تدارک همکاری نزدیک تر با باند تروریستی رجوی

Can Albania deradicalise Mojahedin Khalq Rajavi cultآیا آلبانی میتواند به تعهداتش عمل نماید و مانع هجوم تروریست ها به داخل اروپا گردد؟

Sali-berisha Mojahedin Khalq Rajavi cultهشدار سفیر آلبانی در سازمان ملل به دولت این کشور: گروه تروریستی مجاهدین خلق را در آلبانی نپذیرید

زهره قائمی فرمانده ترور صیاد شیرازیAnne Khodabandeh: It would be wrong to ignore the Mojahedin in Albania

What does it mean when we say ISIS operates as a mind control cult?

*** 

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=24217

به یاد حلبچه ـ محمد حسین سبحانی

 محمد حسین سبحانی، ایران قلم، شانزدهم مارس ۲۰۱۶:… پس از گذشت سال ها تصاویر تلویزیونی خود گویای عمق این جنایت است. سطح کوچه های خاکی و خانه ها با خاک یکسان شده اند، این شهر دورافتاده و عقب نگاه داشته شده ی کردستان پر از اجساد مردان، زنان و کودکان و احشام و حیوانات است که زخم، خون و علائم انفجار رویشان دیده نمی شود. پوست اجساد بطرز عجیبی بی رنگ است، چشمها باز و خیره و از … 

مجاهدی،ن خلق و قتل عام اکراد عراق به فرمان مستقیم رجوی،حاج مسعود رجوی، نسل کشی کردها هم در راستای سرنگونی آخوندهای دجال بود؟

لینک به منبع

به یاد حلبچه ـ محمد حسین سبحانی

۶ مارس سال ۱۹۸۸ سالگرد کشتار مردم حلبچه توسط صدام حسین دیکتاتور سابق عراق به وحشیانه ترین شکل ممکن می باشد. سایت ایران قلم به مناسبت این روز و سالگرد فاجعه کشتار کردها توسط رژیم صدام حسین دیکتاتور سابق عراق برگ پنجم از ” برگی از تاریخ” را با مقاله ای از محمد حسین سبحانی که حدود ۱۰ سال قبل ، در تاریخ ۱۶٫۰۳٫۲۰۰۶، بمناسبت سالگرد فاجعه حلبچه توسط محمد حسین سبحانی نوشته شده است به همراه گزارش رادیو فردا بازنشر می کند.

http://www.iran-ghalam.de/2Haupt/642.HTM

مجاهدی،ن خلق و قتل عام اکراد عراق به فرمان مستقیم رجوی،

۱۶٫۰۳٫۲۰۰۷

برگی از تاریخ ـ سایت ایران قلم

www.iran-ghalam.de

مقاله محمد حسین سبحانی ـ ۱۷ مارس ۲۰۰۶

به یاد حلبچه

سازمان مجاهدین کتاب بسیار قطوری تحت عنوان تقویم تاریخ به چاپ رسانده است. در این کتاب مهمترین رویدادهای تاریخی ایران و جهان در هر روز، از نگاه مجاهدین نوشته شده است. بعضی بی اهمیت هستند و بعضی با اهمیت، اما من در این کتاب هرچه گشتم، نتوانستم نامی از” حلبچه ” پیدا کنم. چرا؟

مگر حمله شیمیایی رژیم صدام صدام حسین و سایر همکاران رجوی، به حلبچه در کردستان عراق که هزاران نفر ، کودک و پیر و جوان، قتل عام شدند، یک رویداد تاریخی نیست؟ چرا رجوی می خواهد این روز را به فراموشی بسپارد؟ رجوی بخوبی می داند که هر جا نام صدام حسین دیکتاتور سابق عراق بیاید، وی نیز باید به سهم خود پاسخ اعمال این دیکتاتور باشد، چه در سرکوب مردم عراق و چه در سرکوب مردم ایران.

در تاریخ ۱۶ مارس ۱۹۸۸ نیروهای ویژه صدام حسین، تحت فرماندهی“علی حسن المجید” پسر عموی صدام حسین که بعدهه به علی شیمیایی مشهور شد، به شهر کردنشین حلبچه حمله کردند. مردم این شهر به جرم خیزش علیه صدام حسین باید مجازات می شدند، بنابراین ابتدا نیروهای رژیم صدام حسین با آتش گلوله های توپ و خمپاره ساکنین این شهر را مورد تهاجم قرار دادند و سپس با انواع سلاح های شیمیایی به کشتار مردم این شهر پرداختند. تنها پس از گذشت چند ساعت از حملات شیمیایی صدام حسین، هزاران زن و مرد و کودک درحلبچه جان سپردند.

پس از گذشت سال ها تصاویر تلویزیونی خود گویای عمق این جنایت است. سطح کوچه های خاکی و خانه ها با خاک یکسان شده اند، این شهر دورافتاده و عقب نگاه داشته شده ی کردستان پر از اجساد مردان، زنان و کودکان و احشام و حیوانات است که زخم، خون و علائم انفجار رویشان دیده نمی شود. پوست اجساد بطرز عجیبی بی رنگ است، چشمها باز و خیره و از حدقه بیرون زده است،به نظر می رسد که هنگام کارهای روزانه، مرگ مانند صاعقه بر سرشان فرود آمده است. برخی فقط آنقدر توان داشته اند که خود را به آستانه در برسانند. مادران در آخرین لحظه کودکانشان را در آغوش کشیده اند و در صحنه ای دیگرآنجا پیرمردی خود را میان طفل شیرخواره و آنچه که نمی دانست چیست، سپر کرده است.

این جنایت که کودکان در آغوش مادران خود به قتل رسیده اند، دل هر انسانی را به درد می آورد. اما همان موقع نیز در قرارگاه های مجاهدین به جای پخش این تصاویر تلویزیونی، که در شبکه های تلویزیونی سراسر جهان به نمایش در آمده بود، فیلم های ملاقات مسعود رجوی و صدام حسین دیکتاتور عراق نشان داده می شد، و ما در بی خبری برای راهگشایی های!! ایدئولوژیکی و استراتژیکی رجوی دست می زدیم و هورا می کشیدیم.

گزارش رادیو فردا ـ نیما تمدن

در نوزدهمین سالگرد بمباران شیمیایی حلبچه درحالی فرا رسیده که به گفته مردم این شهر، دیگر هیچ اثری از صدام حسین و حکومت او نیست، اما زخم های برجای مانده همچنان ملتهب اند. هر روز ۱۶ مارس سال ۱۹۸۸ چند روز پس از درگیری های سنگین پیشمرگه های کرد با نیروهای ارتش عراق هواپیماهای نظامی بر فراز این شهر کردنشین به پرواز در آمدند و هنگامی که مهمات خود را تخلیه می کردند، دسته دسته شهروندان حلبچه نفس های آخرشان را می کشیدند .

انواع گازهای اعصاب، سارین، خردل و ترکیباتی از سیانور اثرات متفاوتی بر قربانیان می گذاشت: برخی می خندیدند؛ شماری مایعات سبز رنگ استفراغ می کردند و پوست بدن عده ای دیگر ملتهب و متورم می شد تا جان بدهند.

«همچون پرندگان می مردیم …»

عثمان علی غفور که در زمان رویداد کودکی ۱۰ ساله بود، آن روز را این چنین به خاطر می آورد:«من به چشم خودم دیدم که مردم مثل پرندگان جان می دادند. بعضی از مردم به سبب تاثیرات مواد شیمیایی در حال مرگ می خندیدند. وقتی هواپیماها بمب هاشان را می انداختند، ابتدا بوی خوبی به مشام می رسید، اما بعد همه پرنده ها از آسمان به زمین می افتادند و بعد انسان ها روی زمین می افتادند. همه این اتفاق ها تقریبا از ساعت یازده و نیم شروع شد و تا عصر ادامه داشت.»

پس از پایان جنگ ایران و عراق، با توجه به بروز جنگ داخلی میان احزاب کرد عراقی، زمینه ای برای نفوذ و سیطره احزاب اسلامی تندرو در شهر حلبچه فراهم شد.

حتی از سال ۲۰۰۰ تا ۲۰۰۳، شبه نظامیان اسلامگرای انصار الاسلام، کوهستان های شرق حلبچه را اشغال کردند اما با آغاز جنگ عراق، نیروهای آمریکایی با کمک پیشمرگه های کرد توانستند این منطقه را از کنترل انصارالاسلام خارج سازند . بشارت، مدیر مرکز اتحادیه جوانان کردستان در شهر حلبچه، وابسته به حزب دموکرات کردستان، به رادیو فردا می گوید همین قدرت گیری اسلامگرایان در دهه ۹۰ عامل عقب ماندگی حلبچه شد.

به گفته آقای بشارت در این ۱۹ سالی که از زمان وقوع بمباران شیمیایی حلبچه می گذرد و با توجه به تلاش رسانه ها برای جلب افکار عمومی به این شهر، میزان کمک ها و بازسازی حلبچه ناکافی بوده است : «مسئولان حکومتی از اتحادیه میهنی کردستان و یا حزب دموکرات که در این سال ها در راس هرم قدرت بودند، از نظر فرهنگی و یا زیرساخت های اقتصادی، خدمت چندانی نکردند. پارسال هم که دیدیم صدای مردم درآمد و بنای یادبود قربانیان حلبچه را به آتش کشیدند. این اعتراض های عمومی به نامساعد بودن شرایط و امکانات همچنان ادامه دارد و حتی مردم امسال هم مراسم رسمی برای یادبود قربانیان برگزار نمی کنند. چون از وضع معیشتی و وعده های تحقق نیافته مسئولان عصبانی هستند.»

در جریان اعتراض عمومی مردم حلبچه در سال ۲۰۰۶، بنای یادبود قربانیان به آتش کشیده شد؛ پلیس به روی هزاران تظاهرکننده آتش گشود و یک نوجوان ۱۴ ساله کشته شد .

به گفته مردم حلبچه هنوز هم ده ها بیمار و مجروح بازمانده از بمباران شیمایی با سختی به زندگی شان ادامه می دهند و در انتظار درمان هستند.

این گروه از مجروحان، غیر از افرادی هستند که از آسیب های روحی روانی و یا جسمی آن حادثه مانند عوارض پ.ستی یا نازایی رنج می برند.

زنان و جوانان؛ شهری بدون آرزو؟

حمیده جمال محمد، دختر پر انرژی ۲۸ ساله ای است که همه توان خود را صرف اداره مرکز آموزش و توسعه اجتماعی زنان در حلبچه می کند.

حمیده در زمان بمباران شیمیایی ۹ سال داشته و بسیاری از اعضای خانواده اش را در این حادثه از دست داده است.

او سال های سخت آوارگی در ایران را به خاطر می آورد و می گوید از سال ۲۰۰۱ که این مرکز فرهنگی را برای زنان راه اندازه کرده وضع روحی زنان بهتر شده است:« بعد از ۱۹سال که از حادثه حلبچه می گذرد ما خیلی خوشحالیم که امسال صدام حسین و یارانش اعدام شده و به سزای کارشان رسیدند. ولی حالا مشکل ما این نیست که برایمان خانه و جاده درست کنند، مشکل اصلی ما روحی است. مربوط به ضربه ای است که در پی شهادت ۵ هزار تن از مردم این شهر به ما وارد شده. می خواهیم که مقامات بیشتر در زمینه های فرهنگی و اجتماعی به ما کمک کنند. اکثر قربانیان حادثه حلبچه زن بودند و حالا هم اصلی ترین کسانی که جور ناملایمات را تحمل می کنند زنان هستند که آسیب پذیرترند.»

حمیده و شماری دیگر از زنان حلبچه گرچه با اندک حمایت مالی که از سوی مقامات سلیمانیه دریافت می کنند به کارشان ادامه می دهند، اما در این مدت توانسته اند با دایر کردن کتابخانه، کلاس های خیاطی و کامپیوتر و زبان انگلیسی و یا تشکیل تیم های ورزشی بانوان به تغییر روحیه زنان حلبچه کمک کنند.

زنان حلبچه به گفته آگاهان در سال های پس از بمباران شیمیایی و آوارگی در ایران و همزمان با قدرت گیری گروه های اسلامی در این شهر، به تدریج از هویت کردی خود دور شده اند تاحدی که امروزه کمتر دختری در این شهر با لباس های رنگارنگ کردی دیده می شود.

اغلب دختران در عوض ترجیح می دهند از پوشش رایج در ایران یعنی مانتو و مقنعه یا روسری استفاده کنند.

در حلبچه ای که نزدیک به ۵۰ هزار نفر جمعیت دارد، حمیده، مدیر مرکز فرهنگی زنان از تلاش هایش برای احیای فرهنگ کردی میان زنان این شهر می گوید:«حالا همه سعی ما در این مرکز این است که به سیمای واقعی حلبچه در سال های ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰ بازگردیم. به آن روزهایی که در دهه ۴۰ میلادی در اینجا فرماندار زن داشتیم. قبلا گروه های نقاشی و موسیقی زنان در این شهر فعال بوده اند و زنان آزادی بیشتری داشته اند. ما تلاش می کنیم به آن روزها برگردیم. در عین حال سعی می کنیم همزمان با بازگشت به ریشه هایمان، نگاهی به آینده هم داشته باشیم، مثلا مسایل مربوط به زنان در دنیای مدرن و یا به کارگیری تکنولوژی معاصر. البته چون در ایران بوده ایم ناخودآگاه از پوشش مانتو و روسری تاثیر گرفته ایم.»

در مرکز جوانان حلبچه، همه از نبود امکانات فرهنگی و ورزشی می گویند از اینکه از یک سینما یا سالن تئاتر و یا ورزشگاه در این شهر اثری نیست و حتی به گفته مدیر این مرکز، حلبچه حتی جایی مثل کافی شاپ ندارد که جوان هایش آنجا بنشینند.

بشارت، مدیر مرکز اتحادیه جوانان حلبچه، در میان جمعی از دختران و پسران جوان این شهر به ما می گوید:« اگر بخواهم جوانان حلبچه ای را در یک کلام تعریف کنم مجموعه افرادی هستند که برخلاف همسن های خود در دیگر کشورها، به دور از هرگونه رویا و آرزو روزگار می گذرانند.»

(پایان)

***

فیلمی از حمله شیمیایی به حلبچه

http://youtu.be/MoVcUov9fSE

(Maryam Rajavi directly ordered the massacre of Kurdish people)

همچنین:

مصاحبه سبحانی با سیاوش رستار آخرین فرد جداشده از مجاهدین در آلبانی ـ قسمت چهارم

 ایران قلم، بیست و چهارم فوریه ۲۰۱۶:… سازمان مجاهدین خودتون میدونید که با دجالیتهای خاص خودش و نشستهایی که مسعود رجوی می گذاشت، کتمان یکسری حقایق را میکرد ولی توی محفلهای درونی خب من مهرداد بهره وند رو دیدم که بنگال و اتیش زد اومدم بعدشم یخه شو گرفتم و گفتم مهرداد ببین تواین بنگال و اتیش زدی وسایلهای ما توی آن بود
 
 
محمد حسین سبحانی، ایران قلم، بیست و سوم ژانویه ۲۰۱۶:… در زندان ابوغریب ما با هم در بند ۲ بودیم، او خاطره هایی از برادر کوچکتر من که او هم در زندان قزل حصار در حبس بود، داشت و گفتگو با او برایم دوست داشتنی بود و یاد برادرم حسین را برایم زنده می کرد. یک روز حمید رضا از من پرسید، محمد تو اگر
 
 
محمد حسین سبحانی، ایران قلم، بیست و نهم دسامبر ۲۰۱۵:… در مبارزه مسالمت آمیز و پرهیز از خشونت، رهبران اولین قربانیان هستند و فدای هزاران میشوند، اما در استراتژی “خشونت و ترور”، رهبران هزاران نفر را قربانی میکنند، و خود را به اروپا وخانه های امن میرسانند …
 
 
و در این بستر فرقه ها بطور خودجوش و آتودینامیک محصولات ایدئولوژیک و سیاسی و فرهنگی خود را تولید و پرورش می دهند، که بعد ها این محصولات تبدیل به” ویژگی های” یک فرقه می شوند و در فرقه به عنوان “روش ومنش” نهادینه می شوند. یکی از ویژگی های برجسته فرقه ها “عدم تحمل و ظرفیت انتقاد پذیری