خانم رجوی توان ایدئولوژیک و حقانیت خودرا به همه نشان دهید.

خانم رجوی توان ایدئولوژیک و حقانیت خودرا به همه نشان دهید.

 Mojahedin Khalq Families Feb201614مادر کوشا، کانون وبلاگ نویسان مستقل ایرانی، چهاردهم مارس 2016:…  خانواده ها را متهم میکنید که از طرف وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی آمده اند تا با بچه هایشان ملاقات کنند و از یک ملاقات چند دقیقه ای مجاهدین تعلیم دیده با خانواده هایشان میترسید ، یعنی ممکن است که آنها تغییر رای دهند و بیست و چند سال آموزش را در چند دقیقه ملاقات باد هوا کنند ؟ علی القاعده باید جمهوری اسلامی میترسید که خانواده ها به … 

خانواده های مجاهدین خلق بغداد 2016سفرنامه انتظار و امید

لینک به منبع

خانم رجوی توان ایدئولوژیک و حقانیت خودرا به همه نشان دهید.

مادر کوشا —

نامه وارده به کانون وبلاگنویسان مستقل ایرانی —

خانم مریم رجوی سلام ! کاش سازمان شما مثل خیلی از ارگانها و نهادها شفاف و واضح عمل میکرد و نظرات و حرفها را مشنید و پاسخ میداد و روابط عمومی داشت و قانونی غیر از قوانین فرقه ای . اگر اینطور بود لااقل من همین نامه را برای شما ارسال میکردم نه برای سایتهای بقول شما مزدور و بریده و خائن و ……..

خانم رجوی اینقدر به مخالفانتان فحش داده اید و تهمت زده ایدو مدرک ساخته اید که از یکسانی فحش و تهمت و مدرک تا فراوانی آن چنان شده که دیگر هر تهمت و مدرکی لوث و بی معنی شده . برای همین من نامه ام را به این سایت دادم و امیدوارم که این مانع نخواندن شما نشود اگر هست لطف کرده آدرس بدهید که نامه را به خودتان برسانم ، من حاضرم برای گوش دادن شما به حرفم حتی از این کار هم اظهار پشیمانی کرده و از این سایت و بقیه هم تبری بجویم .

خانم رجوی کاش سازمان شما یک نهاد فرهنگی و دمکراسی طلب بود که راه را برای دمکراسی و آزادی باز میکرد و حتی اگر محدودش کرده بودند با عملکردش در درون الگویی میشد برای یک جامعه آزاد و باز و رها با قوانین انسانی .

من فرزند بزرگم پیش شماست نزدیک بیست و یک سال کاش میشد مشخصات بیشتر بدهم تا بشناسیدش اما نمیخواهم وادار شود که جلوی دوربین به خانواده اش فحش بدهد و علیه وجدان و ذات بشری اش کاری بکند . خانم رجوی وقتی پسرم نزد شما آمد سوم راهنمایی بود و نه چیزی از سیاست میدانست و نه چیزی از عقیده و الان هرچه دارد از تعلمیات و آموزشهای شما و سازمانتان دارد ، شما بیست و یک سال وقت داشتید تمام وقت شب و روز در گوشش بخوانید و تعلیمش دهید و حالا پسرم باید یک کادر ارزشمند شماباشد یکی از همان دلاور مردان مجاهد که آقای مسعود رجوی آنها را می ستاید .

هر سازمانی به این گونه کادرهایش می نازد و میبالد و افتخار میکند و اگر داشته باشد آنها را برای تبلیغ وجذب میفرستد تا صفوف مجاهدین را گسترش دهند و به رویاهایشان برسند ، و حتما اگر سازمانی چنین کادری داشته باشد اول آنها را به سراغ خانواده هایشان میفرستد که زبانشان را میداند و عاطفه در میان است و ….

عجیب است شما خانواده ها را متهم میکنید که از طرف وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی آمده اند تا با بچه هایشان ملاقات کنند و از یک ملاقات چند دقیقه ای مجاهدین تعلیم دیده با خانواده هایشان میترسید ، یعنی ممکن است که آنها تغییر رای دهند و بیست و چند سال آموزش را در چند دقیقه ملاقات باد هوا کنند ؟

علی القاعده باید جمهوری اسلامی میترسید که خانواده ها به ملاقات اعضای باسابقه مجاهدین بروند ، چرا که خانواده ها از افراد غیر سیاسی و عامی هستند و خطر تاثیر گذاری مجاهدین روی انها بیشتر است و طبق گفته شما بیشتر از هر چیز از مجاهد میترسند.

مجاهدی که با یک ملاقات یکی دو ساعته از دست برود باور کن به درد شما نخواهد خورد چرا تلاش میکنید نگهش دارید مگر مسعود رجوی نگفته که ده مرد و زن مجاهد واقعی برایش کافی است ؟ چرا به محصولات خودتان اعتماد نمیکنید تا مردم هم بتوانند اعتماد کنند ؟ چرا سخاوتمندانه خواهان ملاقات نمیشوید حتی اگر اقوام کسی آخوند وروحانی هم باشد مگر یک روحانی چند سال در حوزه بوده ؟ باور کنید شبانه روز مجاهدین را حساب کنید بسا بیشتر است .

خانم رجوی از کجا اینقدر مطمئنید که اعضای باسابقه شما در ملاقات با خانواده ها از دست میروند که اینقدر سنگ اندازی میکنید و مانع تراشی .

اجازه ملاقات ، اجازه تماس ، اجازه بحث و گفتگو را به همه بدهید و بگذارید لااقل خودتان هم از تعداد واقعی کادرهایتان مطمئن شوید و بگذارید لااقل آنها را هم که از شما دفاع میکنند و میمانند شایسته اعتماد کرده باشید و بگذارید لااقل از این بایت کادرها را مسئله دار نکرده باشید.

بالاخره این راه باز میشود چرا نمیخواهید با فرمان خودتان باشد ؟ این که به خودخواهی و خود بزرگ بینی و کیش شخصیت شما و همسرتان هم نزدیک تر است .

Maryam-Rajavi2009.jpg

*تصحیح مختصر متن از ما و به درخواست فرستنده ایمیل است .

پایان

*** 

خانواده های اسرای مجاهدین خلق فرقه رجوی کمپ لیبرتی

خانواده های مجاهدین خلق بغداد 2016

مجاهدین خلق فرقه رجوی کمپ لیبرتی 2016نفرات مجاهدین خلق، قرقه رجوی، در حال تهیه عکس و فیلم از متقاضیان حق ملاقات با اسرا

خانواده های مجاهدین خلق بغداد 2016

مجاهدین خلق فرقه رجوی کمپ لیبرتی 2016زنان و مردان فرقه رجوی در کمپ ترانزیت لیبرتی بدلایلی نا معلوم چهره خود را می پوشانند

خانواده های مجاهدین خلق بغداد 2016

مجاهدین خلق فرقه رجوی کمپ لیبرتی 2016مجاهدین خلق، فرقه رجوی برای جلوگیری از تماس گروگانها با خانواده هایشان چنین وانمود می کنند که خانواده ها از طرف دولت ایران برای قتل آنها فرستاده شده اند

خانواده های مجاهدین خلق بغداد 2016

خانواده های مجاهدین خلق بغداد 2016

خانواده های مجاهدین خلق بغداد 2016

خانواده های مجاهدین خلق بغداد 2016خانواده های مجاهدین خلق بغداد 2016

خانواده های مجاهدین خلق بغداد 2016

Mojahedin Khalq Families Feb201611

خانواده های مجاهدین خلق بغداد 2016 

https://youtu.be/tpaXueZ9WAc

کیهان لندن – مسئول واقعی حمله به لیبرتی کیست؟

https://youtu.be/26Mps-OQLTU

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=14445

رجوی ساکنان اردوگاه لیبرتی در عراق را با منع ارتباط با خانواده شکنجه میکند (نامه ای به حیدر العبادی نخست وزیر عراق) 

بنیاد خانواده سحر، بغداد، اول دسامبر ۲۰۱۴:…  وبسایت سحر در گزارش دیدار خدابنده از عراق نوشت: “خدابنده به مقامات عراقی نسبت به تهدیدی که ساکنان اردوگاه لیبرتی در معرض آن هستند هشدار داد. او تأکید نمود که نیاز مبرم به اقدام جدی به منظور ممانعت بروز یک فاجعه انسانی در اردوگاه لیبرتی، که هیچکس به غیر از مسعود رجوی رهبر فرقه مجاهدین خلق مسئول آن نیست، وجود دارد.” تجارب گذشته نشان …

شحمانی خدابندهEbrahim Khodabandeh in Baghdad

UNAMI: continued concerns about abuses committed by the PMOI/MeK leadership

لینک به منبع

لینک به متن انگلیسی

نامه سرگشاده بنیاد خانواده سحر به نخست وزیر عراق:

رجوی ساکنان اردوگاه لیبرتی در عراق را با منع ارتباط با خانواده شکنجه میکند

حیدر العبادی نخست وزیر عراقآقای حیدر العبادی، نخست وزیر عراق

با سلام و با عرض ادب و احترام به عرض میرسانیم، فعالیت اصلی بنیاد خانواده سحر در عراق تلاش برای حمایت از خانواده های افراد گرفتار در سازمان مجاهدین خلق در مقر عراقی آنها یعنی اردوگاه لیبرتی است تا ارتباط و دسترسی آنان به عزیزانشان را فراهم نماید.

طی حدود سی سال گذشته، رهبر مجاهدین خلق مسعود رجوی، از قدرت خود به عنوان یک رهبر فرقه ای استفاده کرده تا پیروان خود را وادار نماید هرگونه ارتباط با خانواده هایشان را قطع کنند مگر اینکه بخواهند آنان را جذب نموده، از آنان پول دریافت کرده، یا به شکل دیگری به گروه کمک نمایند.

بعد از آنکه این گروه خلع سلاح گردیده، در یک مقر جمع شده، و توسط سربازان آمریکائی و عراقی تحت حفاظت قرار گرفتند، رهبر سازمان مجاهدین خلق همچنان از اجازه دادن به خانواده ها برای ارتباط عادی با آنان امتناع می ورزد. حتی ارسال نامه و ارتباط تلفنی هم برای ساکنان، که اغلب آنان بالای ۵۵ سال سن داشته و بسیاری از آنان مریض و ناتوان هستند، ممنوع است. مسعود رجوی اعتقاد دارد که عاطفه خانوادگی قوی تر از کنترل تحمیلی است که او بر اعضا اعمال می نماید و چنانچه ارتباط خانواده با کسی برقرار شود احتمال قوی وجود دارد که عضو مربوطه او را ترک نماید. به عنوان یک رهبر فرقه ای او خانواده ها را “سم” تعریف میکند. این از نظر او ممکن است منطقی به نظر برسد اما قطعا عاقلانه نیست.

در همین رابطه است که ما به مقاله ای که در سایت مجاهدین خلق با نام ایران فوکوس منتشره به تاریخ ۲۸ نوامبر ۲۰۱۴ می پردازیم که مدعی است “ایران برای شکنجه پناهندگان اردوگاه لیبرتی در عراق توطئه می چیند”.

http://www.iranfocus.com/en/index.php?option=com_content&view=article&id=29937:iran-plots-to-torture-camp-liberty-refugees-in-iraq&catid=7&Itemid=112

مقاله ایران فوکوس ادعا میکند که: “در ماه اکتبر، تهران چندین مأمور شناخته شده رژیم، از جمله ابراهیم خدابنده، را برای دیدار با سفیر رژیم در بغداد فرستاد تا راه تهاجم علیه ساکنان اردوگاه لیبرتی را هموار سازند”.

این مقاله بعد از آن منتشر شد که ابراهیم خدابنده با مقامات عراقی و بین المللی و همچنین سفیر ایران در ماه اکتبر از جانب بنیاد خانواده سحر به منظور ارتقاء کوشش های خانواده ها برای یافتن راه حلی مسالمت آمیز و مؤثر برای انتقال ساکنان اردوگاه لیبرتی از عراق همانطور که قوانین مقرر میکنند ملاقات نمود. خدابنده یک عضو بخش روابط بین المللی سازمان مجاهدین خلق به مدت ۲۳ سال قبل از جدا شدن از این گروه بوده است. او کارزار خانواده ها برای دیدار با عزیزانشان در اردوگاه لیبرتی را همراهی میکند. این حق اساسی هنوز از جانب رجوی، علیرغم فشارهای صلیب سرخ جهانی و ملل متحد علاوه بر وزارت حقوق بشر عراق، رد شده است.

http://www.saharngo.com/en/story/1479

حساسیت فوق العاده مسعود رجوی نسبت به حضور خانواده ها در خارج از محوطه اردوگاه به سادگی قابل توضیح است. اغلب ساکنانی که توانستند از این فرقه فرار کنند یا توسط کمیساریای عالی ملل متحد به کشورهای ثالث منتقل شدند ترجیح میدهند با خانواده های خود ارتباط برقرار کرده و به آنان ملحق شوند تا اینکه مجددا به عضویت فرقه بازگردند. تهدید جدی که رجوی از جانب این خانواده های عادی نسبت به کنترلی که بر اعضای فرقه دارد احساس میکند نتیجتا با همان شدت با واژه “شکنجه” بیان گردیده است.

بنیاد خانواده سحر اعتقاد دارد که ممنوع نمودن ارتباط خانوادگی البته می بایست برای ساکنان فوق العاده دردناک باشد. ولی این رجوی است که تنها مسئول این وضعیت است. اوست که به بیان خودش ساکنان را شکنجه میکند.

وبسایت سحر در گزارش دیدار خدابنده از عراق نوشت: “خدابنده به مقامات عراقی نسبت به تهدیدی که ساکنان اردوگاه لیبرتی در معرض آن هستند هشدار داد. او تأکید نمود که نیاز مبرم به اقدام جدی به منظور ممانعت بروز یک فاجعه انسانی در اردوگاه لیبرتی، که هیچکس به غیر از مسعود رجوی رهبر فرقه مجاهدین خلق مسئول آن نیست، وجود دارد.”

تجارب گذشته نشان میدهند که رجوی، همانند سایر رهبران فرقه های مخرب کنترل ذهن، تا حد مرگ از اجازه دادن به پیروانش برای دیدار با خانواده هایشان وحشت دارد، و او حالا تلاش میکند تا هر کسی، از جمله مقامات ملل متحد و صلیب سرخ جهانی و ابراهیم خدابنده و دیگران، را متهم سازد که دارند علیه او و فرقه اش توطئه میکنند.

احتراما مایلیم به شما و دولت عراق و ارگان های بین المللی که در ارتباط با اردوگاه لیبرتی هستند یادآوری نمائیم که دیدار خانواده ها یک حق مسلم برای ساکنان تحت قوانین بین المللی است و تحت هیچ بهانه ای، از جمله مواردی که رجوی اختراع کرده است، ادامه محروم نمودن آنان از این حق جایز نیست.

بنیاد خانواده سحر

بغداد، ۲۹ نوامبر ۲۰۱۴

رونوشت به:

خانم جین هال لوت، مشاور ویژه دبیر کل ملل متحد برای جابجائی مجاهدین خلق از عراق به کشورهای ثالث

وزیر حقوق بشر عراق

نماینده کمیساریای عالی ملل متحد برای پناهندگان در عراق

نماینده کمیته بین المللی صلیب سرخ در عراق

رسانه ها

***

گزارش کمپ لیبرتی 4Iran Interlink Fourth Report from Baghdad

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=13809

مصاحبه اختصاصی بنیاد خانواده سحر با ابراهیم خدابنده

شحمانی خدابندهبنیاد خانواده سحر، بغداد، بیست و پنجم اکتبر ۲۰۱۴: … قصد دارم از جانب خانواده ها از تمامی پتانسیل های موجود در این جا برای رسیدن به این خواسته حقوق بشری استفاده کنم. در همین راستا دیداری به درخواست خودم با سفیر جمهوری اسلامی در محل سفارت ایران داشتم. او تلاش نمود قدری شرایط موجود را برای من شرح دهد که ظاهرا مسائل و قضایا پیچیده تر از آنست که تصور میشود و کار دشوارتر …

کل الاخبارابراهیم خدابنده: رجوی از صدام کوپن”نفت در قبال غذا” میگرفت

لینک به منبع

مصاحبه اختصاصی بنیاد خانواده سحر با ابراهیم خدابنده

ابراهیم عاطفه خدابنده

بنیاد خانواده سحر مصاحبه ای اختصاصی با ابراهیم خدابنده در بغداد به انجام رسانده است که عین متن مصاحبه در زیر از نظرتان میگذرد.

بنیاد خانواده سحر: تصور نمیکنم که نیازی به معرفی شما برای خوانندگان سایت سحر باشد، اما بهرحال برای شروع مصاحبه، درخواست میکنم خودتان را مختصرا معرفی نمائید.

ابراهیم خدابنده: من ابراهیم خدابنده هستم. در سال ۱۳۳۲ در تهران متولد شدم. در سال ۱۳۵۰ بعد از اخذ دیپلم ریاضی از دبیرستان البرز جهت ادامه تحصیل به انگلستان رفتم. از دانشگاه نیوکاسل فوق لیسانس مهندسی برق گرفتم. قبل و در خلال انقلاب اسلامی عضو انجمن اسلامی بودم و در این رابطه فعالیت داشتم و مدتی هم در نوفل لوشاتو بودم. در جریان انقلاب یک سخنرانی به زبان انگلیسی برای معرفی انقلاب اسلامی در دانشگاه انجام دادم و همچنین یک برنامه تلویزیونی در همین رابطه در انگلستان داشتم. در همان زمان کارهای سیاسی میکردم و با نمایندگان مجلس انگلستان در نیوکاسل در ارتباط بودم. از سال ۱۳۵۹ جذب سازمان مجاهدین خلق شدم و به مدت ۲۳ سال به صورت تمام وقت عضو این سازمان بودم. کارم در سازمان اساسا روابط بین المللی در اروپا بود و جمعا به بیش از ۲۰ کشور دنیا جهت انجام مأموریت هائی برای سازمان سفر نمودم. اکنون بیش از ۱۱ سال است که در ایران زندگی میکنم و روی پدیده ای با عنوان “فرقه های مخرب کنترل ذهن” مطالعه می نمایم. دو کتاب ترجمه و چندین کتاب تألیف نموده ام. در بسیاری از دانشگاه ها برای اساتید و دانشجویان سخنرانی داشته و در برنامه های تلویزیونی متعددی شرکت کرده ام. مصاحبه ها و مقالات زیادی نیز در همین رابطه داشته ام که در رسانه های داخلی و بین المللی منعکس شده اند.

سؤال: علت حضور شما در عراق در حال حاضر چیست؟

جواب: در حال حاضر مشکل اصلی با سازمان مجاهدین خلق یک مقوله صرفا حقوق بشری است. همه میدانند که رجوی امکان و اجازه ارتباط اعضای فرقه اش با خانواده هایشان را نمیدهد و متأسفانه اراده ای هم وجود ندارد تا او را وادار نماید تا دست از چنین نقض فاحش یک حق اولیه انسانی بردارد. من از تهران و برادرم مسعود از انگلستان به اینجا آمده ایم تا مجددا یافتن راهی برای برقراری ارتباط بین خانواده های دردمند و رنج دیده با عزیزان گرفتارشان در اردوگاه لیبرتی را مورد بررسی قرار دهیم. در این رابطه ملاقات هائی هم انجام داده و خواهیم داد و تلاش میکنیم از هر امکانی برای رسیدن به این مقصود استفاده نمائیم.

من در ایران با صدها تن از والدین و فرزندان و دیگر بستگان اعضای سازمان مجاهدین خلق دیدار داشتم که همگی به دلیل بی خبری از عزیزانشان در رنج و عذاب هستند. بسیاری از آنها بارها به عراق سفر کرده و مدت های مدیدی اقامت نموده اما هرگز موفق به دیدار یا کسب اطلاع از بستگانشان نشده اند. ظاهرا هیچ شخصیت و نهاد دولتی و غیر دولتی و ملی و بین المللی هم در این خصوص جوابگو نیست و همه دیگران را مسئول می دانند. واقعیت انکار ناپذیر اینست که رجوی این افراد را در اردوگاه لیبرتی به گروگان و اسارت گرفته است و حتی حداقل حقوق یک زندانی را هم برای آنان قائل نیست و قصد دارد همه آنها را قربانی مطامع و جاه طلبی های کودکانه خود کند. برای نجات جان این افراد باید همین حالا کاری کرد.

سؤال: چرا رجوی اجازه دیدار و ارتباط افرادش با خانواده هایشان را نمیدهد و چرا کسی نمی تواند او را وادار به پذیرش این حق مسلم انسانی نماید؟

جواب: قطعا با کارکرد “فرقه های مخرب کنترل ذهن” آشنائی دارید. یکی از بارزترین خصوصیات فرقه ها و تفاوتشان با ارگان های مشروع و مردمی اینست که فرقه ها ضد خانواده و ضد ارتباط اجتماعی اعضای خود هستند چرا که آنان روی “کنترل ذهن مخرب فرقه ای” سوار می باشند و این پدیده که به طور عام به “مغزشوئی” شناخته میشود با برانگیخته شدن احساسات و عواطف خانوادگی از میان میرود و خنثی میگردد. رجوی همچون تمامی رهبران فرقه ای بیم دارد که اگر ارتباط این افراد با دنیای بیرون خصوصا با خانواده برقرار شود هویت کاذب کاشته شده در ضمیر آنان از بین رفته و هویت اصلی و واقعی شان زنده شود و خود را نمایان سازد.

اما در خصوص اینکه چرا رجوی در عراق اینقدر آزادی عمل دارد که بتواند کنترل افراد خود را، هم به لحاظ فیزیکی و هم به لحاظ فکری، بدست گرفته و آنها را اسیر عینی و ذهنی خود نماید سؤالی است که اتفاقا میخواهم در این سفر به یک جواب معین و مشخص به آن برسم. حق دیدار با بستگان درجه یک برای حتی زندانیان جرائم سنگین در تمامی دنیا به رسمیت شناخته شده است. برخی از این افراد که اکنون در اردوگاه لیبرتی اسیر دست رجوی هستند بیش از سه دهه است که با خانواده و کلا دنیای بیرون از فرقه ارتباط نداشته اند. آنچه آنان از دنیا و شرایط محیط خود می دانند همان است که رجوی طی این سالیان به آنها گفته است چون آنها هیچ کانال ارتباطی و کسب خبر نداشته اند.

تلاش من و دیگر دوستان حاضر در اینجا اینست که اولا دریابیم مشکل در کجاست که نمیتوان رجوی را وادار کرد که این حق را به رسمیت بشناسد و ثانیا چه راه حلی برای برون رفت از این معضل وجود دارد. من به نوعی از جانب خانواده های چشم براه که بیشترین زجر و عذاب در حال حاضر از آن آنهاست به اینجا آمده ام تا هر اقدامی که میسر است را انجام دهم تا شاید این مشکل به گونه ای حل شود. بهانه سازمان اینست که افراد داخل اردوگاه خود مایل به ارتباط با بستگانشان نیستند و متأسفانه این بهانه از جانب نهادهای بین المللی هم برای توجیه بی عملیشان تکرار میشود؛ حال آنکه اگر کارکرد کنترل ذهن مخرب فرقه ای را مد نظر قرار دهیم روشن است که این افراد با اراده آزاد تصمیم نمیگیرند. وانگهی بستگان این افراد بسیار مشتاق دیدار با آنها هستند و این حق را نمیشود از آنان گرفت.

سؤال: تاکنون چه اقداماتی صورت داده اید و چه نتایجی حاصل شده است؟

جواب: من قصد دارم از جانب خانواده ها از تمامی پتانسیل های موجود در این جا برای رسیدن به این خواسته حقوق بشری استفاده کنم. در همین راستا دیداری به درخواست خودم با سفیر جمهوری اسلامی در محل سفارت ایران داشتم. او تلاش نمود قدری شرایط موجود را برای من شرح دهد که ظاهرا مسائل و قضایا پیچیده تر از آنست که تصور میشود و کار دشوارتر از آنست که نشان میدهد. آقای حسن دانائی فر قول مساعد داد تا از تمامی ظرفیت های سفارت در عراق برای برآورده شدن این خواست انسانی، که البته ظاهرا فوق العاده دشوار به نظر میرسد، استفاده نماید. در هر صورت عواملی سیاسی وجود دارند که مانع از برآورده شدن این خواست بسیار ساده خانواده ها میشود.

من با دو نماینده مجلس عراق هم تاکنون دیدار داشتم تا به این وسیله پیام خودم را به دولت و مجلس عراق برسانم و از شرایط و وضعیت موجود باخبر شوم. دکتر عدنان سراج به تازگی از سفر اروپا بازگشته بود. او میگفت که از جانب افراد فرقه رجوی در اروپا تهدید شده است. همچنین از میزان تبلیغات و لابی گری این سازمان در اروپا علیه دولت عراق خبر میداد که جای تعجب داشت. آقای عدنان شهمانی هم میگفت تا جائی که به دولت و مجلس و دستگاه قضای عراق بر میگردد این سازمان جائی در عراق ندارد اما این همه مسئله نیست و عوامل دیگری هم دخیل هستند.

این دو نماینده تأکید داشتند که تمامی نهادهای موجود در صحنه سیاسی عراق حضور مجاهدین خلق در این کشور را مغایر با قانون اساسی و غیر قانونی و همچنین در تضاد با امنیت ملی کشور میدانند و خواهان خروج هرچه زودتر آنان هستند. ظاهرا مشکل در پذیرش کشورهای دیگر است. در حال حاضر تمامی کشورها شناخت جامعی از سازمان مجاهدین خلق دارند و نمی پذیرند افرادی که در یک فرقه مخرب کنترل ذهن و تحت فرمان یک فرد غیر قابل اتکا و غیر قابل پیش بینی همچون رجوی هستند را به کشور خود ببرند؛ مگر اینکه این افراد جدا شده و از کادر ذهنی و تشکیلاتی سازمان خارج شوند و به صورت فردی پناهنده شده باشند.

سؤال: آیا شما بالاخره نسبت به اینکه راهی برای ارتباط خانواده ها باز شود خوش بین هستید؟

جواب: سازمان های بین المللی می بایست تلاش کنند تا ابتدا افراد داخل اردوگاه لیبرتی را با دنیای خارج از سازمان آشنا سازند که اولین گام در این خصوص برقراری ارتباط با خانواده است که در این رابطه علاقه چندانی نشان نمی دهند. مقامات ملل متحد در بغداد میگویند که میخواهند انرژی خود را فقط روی خروج آنها از عراق صرف نموده و با رجوی در خصوص موضوع دیگری وارد کشمکش نشوند. به نظر من این اولویت بندی درست نیست. به عقیده من آنها باید ابتدا فشار بر رجوی بگذارند تا دیدارها انجام شود. این مقدم بر خروج آنها از عراق است. این افراد اول باید با دنیای خارج از فرقه آشنا شوند و آنرا تجربه کنند و بعد خودشان با اراده آزاد راه و سرنوشتشان را معین نمایند.

دولت عراق و ارگان های بین المللی بر روی خروج فوری آنها تأکید دارند که این مستلزم یافتن مکانی برای انتقال آنان است که تاکنون پیشرفت چندانی صورت نگرفته است. آنها ایران را راحت ترین و در دسترس ترین محل میدانند که البته من شخصا موافق نیستم چرا که اگر چه این افراد، به غیر از تعداد اندکی، تحت پیگرد قانونی قرار نخواهند گرفت اما یافتن شغل و راه انداختن یک زندگی جدید با توجه به سن و سالی که اغلب این افراد دارند و مدت مدیدی که از جامعه ایران دور بوده اند کار ساده ای نیست؛ مگر اینکه زیر پوشش خانواده قرار گیرند. در ضمن بسیاری از این افراد بدلیل ذهنیت هائی که دارند مایل به رفتن به ایران نیستند و نمیشود آنها را تا خودشان نخواهند مجبور کرد.

من تلاش خواهم کرد تا به مقامات ملل متحد و کمیساریای عالی و همچنین به مقامات دولت عراق در دیدارهای آینده بقبولانم که آنها حتما باید ابتدا پارامتر خانواده ها را وارد نمایند و بدون این عامل همیشه با بن بست روبرو خواهند شد و راه به جائی نخواهند برد. در این خصوص البته با توجه به تجارب این چند مدت در عراق زیاد خوش بین نیستم ولی سعی و تلاش خودم را خواهم کرد.

سؤال: آخرین سؤال اینکه همراهان شما در این سفر چه کسانی بودند؟

جواب: در درجه اول این یک سفر زیارتی خانوادگی است. من همراه با مادرم و همسرم ابتدا از تهران جهت زیارت به نجف اشرف پرواز کردیم و در آنجا اقامت گزیدیم. سپس به کربلای معلی رفته و در آنجا مستقر شدیم. اکنون نیز به کاظمین آمده ایم. برادرم مسعود نیز از انگلستان به ما پیوست و همراه ماست. باید بگویم که سفر بسیار خوبی بود و خصوصا مادرم و همسرم بسیار راضی هستند که چنین فرصتی بدست آمد.

بنیاد خانواده سحر: از اینکه وقتتان را در اختیار ما قرار دادید تشکر میکنم. ما از صمیم قلب برایتان آرزوی موفقیت میکنیم و امیدواریم راه ارتباط خانواده ها با عزیزانشان به زودی زود باز شود.

ابراهیم خدابنده: من هم از شما و تلاش های شما، که در جریان آنها هستم، قدردانی و تشکر میکنم. میدانم که دعای خیر خانواده ها همیشه بدرقه راهتان است. برایتان آرزوی موفقیت دارم.

***

ترجمه کتاب فرقه ها درمیان ما
(مهندس ابراهیم خدابنده، انتشارات دانشگاه اصفهان)

همچنین:

کدام تکیه گاه؟

ابراهیم خدابنده، انجمن نجات، بیست و سوم ژوئن ۲۰۱۴: … آورده است که: “…در مجاهدین خلق در حیطه تشکیلاتی، به تصدیق خود اعضا، تکیه گاه و شاخص عینی و مادی برای تلاش و فعالیت تشکیلاتی – مبارزاتی آنها، خانم مریم رجوی است و آنها او را تجسم مادی ارزش ها و ویژه گیهای «مجاهد» بودن میدانند…”.  این وسط
ابراهیم خدابنده، انجمن نجات، تهران، بیست و یکم اوت ۲۰۱۳: … این میزان دریدگی و بکار بردن چنین ادبیاتی، آنهم خطاب به کسانی که سه دهه از عمر و تمامی آنچه داشتند را در طبق اخلاص در اختیار او قرار دادند، تنها از یک رهبر فرقه ای بر می آید که با استفاده از تکنیک های کنترل ذهن مخرب
ابراهیم خدابنده، انجمن نجات، تهران، اول اوت ۲۰۱۳: …  سران فرقه مطرح نموده اند که جدا شدن این دو بسا سنگین تر از جدا شدن فریدون گیلانی و متین دفتری از شورای رجوی بوده چرا که در مقطع بسیار حساسی که مقاومت زیر ضرب است صورت گرفته است. این “مقطع حساس” را میتوان به این گونه تعبیر کرد
ابراهیم خدابنده، انجمن نجات، تهران، هجدهم ژوئن ۲۰۱۳: …  آقایان روحانی و قصیم در نامه استعفای خود نهایت ملاحظه سازمان مجاهدین خلق و شورای ملی مقاومت را نموده و وارد هیچگونه نقد مشخصی نسبت به عملکرد سی و چند ساله مسعود رجوی که جای انتقاد های بسیاری دارد نشده اند و تنها بر
خبرگزاری مهر، تهران، بیست و هشتم اوت ۲۰۱۳: …  خط اول این حرکت این فرقه برای کسب وجهه مردمی با شکست مواجه شده است و رجوی وقتی دید که این خط با شکست روبرو شده به ترور روی آورد و بعد از آن به سراغ صدام رفت. او استراتژی خود را قرار گرفتن در شکاف جنگ ایران و عراق می دید و می گفت برای کسب قدرت در ایران باید از حمایت یک ابرقدرت برخوردار باشیم و به همین خاطر ارتش آزادیبخش ملی را تشکیل داد و