خانم رجوی! کنفرانس روز جهانی زن یا لاپوشانی شکست انتخاباتی؟

خانم رجوی! کنفرانس روز جهانی زن یا لاپوشانی شکست انتخاباتی؟

حامد صرافپور، بیست و نهم فوریه 2016:… طلاع از حضور گسترده مردم در انتخابات، مریم رجوی را برآن داشت که چاره ای بیندیشد و نتیجه آن برگزاری نمایش روز جهانی زن ده روز قبل از موعد مقرر بود. وی با انبوهی تناقضات از سوی هواداران و اعضای خویش مواجه بود که از خود و تشکیلات می پرسیدند چطور با اینهمه تبلیغات گسترده جهت تحریم انتخابات، مردمی که ما مدعی هستیم همگی منتظر ورود مجاهدین به داخل کشور هستند، با این … 

sarrafpour03012015برق موضعگیری سخنگوی مجاهدین!!!!! (اصرار رجوی بر مشروع کردن خون کهنسالان کمپ لیبرتی، چرا؟)

لینک به منبع (صفحه فیسبوک آقای صرافپور)

خانم رجوی! کنفرانس روز جهانی زن یا لاپوشانی شکست انتخاباتی؟

روز شنبه 8 اسفند 1394، مریم رجوی در نمایشی که تحت عنوان تعهد برای برابری، زنان متحد علیه بنیادگرایی برگزار شد شرکت نمود و طی سخنرانی برای ده ها لابی غربی فرقه اش، به دفاع از زنان ایرانی پرداخت و مطالبی عنوان نمود که با وجود تکراری بودن، قابل توجه است:
http://yon.ir/twFq

شکست مریم رجوی در روز زن

اولین نکته قابل توجه این سخنرانی تاریخ برگزاری آن می باشد که در 27 فوریه به انجام رسید اما منسوب به روز جهانی زن مطرح شد که در واقع می بایست در تاریخ 8 مارس برگزار می گردید. به طور معمول این فرقه تروریستی همه ساله این مراسم را برگزار می کرد که زمان آن فاصله ای کوتاه یکی دو روزه با روز جهانی زن داشت به این معنا که ماکزیمم یکی دو روز قبل یا بعد به انجام می رسید تا با روزهای تعطیل آخر هفته همخوانی داشته باشد. امسال نیز می باید این جلسه نمایشی در تاریخ 5 یا 6 مارس برگزار می شد. اینکه چرا ده روز فاصله برای آن گذاشته شده را باید در برگزاری پرشور انتخابات در ایران جستجو کرد. در ماه های گذشته، مریم قجرعضدانلو هزینه بسیار بالایی جهت دلسرد کردن مردم از شرکت در انتخابات و تحریم نمودن آن صرف کرده بود و در این رابطه پیام مریم رجوی خطاب مردم نیز حائز اهمیت بود که بعد از سکوتی طولانی و مشاهده شور و اشتیاق مردم برای حضور در میدان، با پیشدستی کردن مدعی شد که:

(((نمایش انتخابات با خشم و نفرت مضاعف مردم از نظام جمهوری اسلامی مواجه است و رژیم “مثل همیشه” با تقلب و رای سازی نجومی تلاش می کند میزان مشارکت را چند برابر نشان دهد.)))

این درحالی است که در طی دو انتخابات 88 و 92 تمامی خبرگزاری های جهانی از مشارکت بالای مردم در انتخابات سخن گفته بودند که خود نشان از دروغگویی مریم قجرعضدانلو و عدم داشتن پایگاه اجتماعی در جامعه ایران است. وی در این انتخابات هم متوجه شد که همه تلاش هایش برای تحریم انتخابات بی نتیجه مانده و مردم اراده کرده اند تا با شکوه هرچه تمام تر آنرا برگزار کنند اما نیاز داشت که برای دلداری دادن به نیروهای روحیه باخته خود، باز هم به تکرار حرف های پیشین خود بپردازد:

شکست مریم رجوی در روز زن

در هرصورت، اطلاع از حضور گسترده مردم در انتخابات، مریم رجوی را برآن داشت که چاره ای بیندیشد و نتیجه آن برگزاری نمایش روز جهانی زن ده روز قبل از موعد مقرر بود. وی با انبوهی تناقضات از سوی هواداران و اعضای خویش مواجه بود که از خود و تشکیلات می پرسیدند چطور با اینهمه تبلیغات گسترده جهت تحریم انتخابات، مردمی که ما مدعی هستیم همگی منتظر ورود مجاهدین به داخل کشور هستند، با این شور و اشتیاق به دنبال شرکت در انتخابات هستند؟ و چطور در این آمار گسترده در آن شرکت کردند؟… این سوآلات و تناقضات مثل همیشه برای رهبری مجاهدین پاسخی به همراه ندارد و باید نمایش 8 مارس را ده روز جلوتر می انداختند تا همه تناقضات را در لابلای پوشانده و تا چند روز سخن از حماسه روز جهانی زن با شرکت لیندا چاوز! و پیام نانسی پلوسی! در حضور مریم رجوی باشد، البته با برجسته کردن مدیریت این جلسه توسط دختری از شورای مرکزی! فرقه، که خود داستان دیگری دارد… و در کنار آن مثل همیشه باید از یک لشکر لاشخورهای سیاسی عمدتاً بازنشسته با اسامی پرطمطراق نام ببرد که برای گرفتن سهمیه دلار و گردش در پاریس به این نمایش ها سرازیر می شوند:

شکست مریم رجوی در روز زن

اما در سخنرانی مریم قجرعضدانلو نیز چند نکته قابل توجه وجود دارد:

وی راجع به حجاب اجباری، رواج خشونت، رواج اعتیاد، چند همسری، سوء رفتار با زنان و کودکان، دمکراسی و در ایران چنین می گوید:

(((حجاب اجباری، اهرم سرکوب فراگیر و دائمی زنان است. تنها در یک سال سه میلیون و ۶۰۰ هزار زن به بهانه «بدحجابی» در خیابانها مورد بازرسی و بازجویی خیابانی قرار گرفته و 18هزار تن به دادگاه کشیده شده‌اند. رواج خشونت و تجاوز علیه زنان و رواج گسترده اعتیاد و تیره روزی زنان نیز از نتایج شرعیات پرفساد آخوندها است. در ایران تحت حاکمیت آخوندها چند همسری و رفتار ضدبشری نسبت به زنان و دختربچه‌ها، سوءاستفاده جنسی از اطفال و دختربچه‌های کمتر از 9ساله بر زنان تحمیل می‌شود. ولایت‌فقیه که یک انحصارطلبی جنون‌آساست، با تمام قوا رودرروی حق برابری زنان ایستاده است…آنها ایران را به زندان بزرگ زنان تبدیل کرده‌اند.

هرچه بر اساس اجبار باشد و انتخاب آزادانه مردم را انکار کند و هرچه حقوق برابر زنان را نفی کند. نه اسلام که ضداسلام است. ما انکارحقوق زنان را چه در لباس مذهب، چه در هر لباس دیگری تحمل نمی‌کنیم. در برابر افراطی‌گری و ارتجاع و دین‌فروشی، ما از اسلام دموکراتیک دفاع می‌کنیم. ما برآنیم که با تحقق برابری و به‌ویژه با مشارکت فعال و برابر زنان در رهبری سیاسی، این قرن را به‌ نام زنان، به عصر رهایی زنان تبدیل کنیم. برنامه ما برای ایران فردا برقراری یک دموکراسی بر اساس آزادی، برابری و جدایی دین از دولت و لغو حکم اعدام است. برابری در آزادیها و حقوق اساسی برابری در مقابل قانون، برابری اقتصادی، برابری در خانواده و آزادی انتخاب پوشش و مشارکت فعال و برابر در رهبری سیاسی.)))

این سخنان در حالی بیان می شود که مناسبات درونی فرقه رجوی بشدت آلوده به تبعیض، خشونت، اجبار و تحمیلات مختلف تشکیلاتی و ایدئولوژیکی است. طی 15 سال گذشته بیش از 1000 تن از اعضا و فرماندهان فرقه رجوی با فرار از اشرف و لیبرتی موفق به آزادسازی خود شده و آمارهای شوکه کننده از سرکوب و ازدواج و طلاق اجباری ارائه داده اند که قابل تأیید در هر دادگاه بین المللی است. در این میان می توان از ده ها زن رهاشده از تشکیلات مافیایی رجوی مثال زد که با افشای سرکوبگری های رجوی، پرده از بسیاری مفاسد و جنایت های این زوج برداشتند. از جمله می توان به آمار صد زن مثله شده (بیرون کشیدن رحم و تخمدان برای از دست دادن احساسات عاطفی) از سوی خانم زهرا میرباقری – آمار صدها مورد عقد اجباری زنان شورای رهبری با مسعود رجوی از سوی خانم بتول سلطانی – گزارش زندانی و شکنجه کردن زنان، تهدید به قتل زنان در صورت درخواست جدایی از فرقه، خودکشی تعدادی از زنان، سر به نیست کردن چندین زن معترض و… از سوی خانم مریم سنجابی – موارد متعدد سوء استفاده از عواطف و احساسات خانواده ها و بخصوص زنان توسط مسعود رجوی که از سوی خانم ها: زهرا معینی، نسرین ابراهیمی، حمیرا و… افشا گردید، اشاره نمود که رسوایی شوکه کننده ای برای این تشکیلات تروریستی و مافیایی بدنبال داشت. همه اینها جدای از صدها گزارش دیگری است که توسط مردان جداشده از این فرقه گزارش شده است…

مریم رجوی در همین جلسه به صورت متوهمانه ای خطاب به زنان ایران! چنین گفته است:

(((شما و خواهران پیشتاز شما در لیبرتی می‌توانید و باید دیکتاتوری ولایت‌فقیه و بنیادگرایی و گروه‌های برآمده از آن با هر نام و نشان را از منطقه، جارو کنید و آزادی را به ایران، صلح را به منطقه و امنیت را به جهان بازگردانید. شما شایسته آن هستید که سرنوشت خود را در یک ایران بدون ولایت‌فقیه به‌دست بگیرید. زنان در مقاومت ایران برای آن مبارزه می‌کنند که مردم ایران‌، به‌ویژه زنان، آزاد باشند و حق مداخله در سرنوشت خود را به‌دست آورند.)))

وی بدون اشاره به جنایت هایی که مسعود رجوی در مورد زنان اعمال کرده، و بدون اشاره به وضعیت وخیم زنان بازمانده در لیبرتی که تحت فشارهای عصبی و روحی شدید قرار دارند ادعا کرده که زنان منفعل و روحیه باخته مجاهد در کمپ لیبرتی پیشتاز مبارزه بوده و می توانند دیکتاتوری را سرنگون سازند!. این ادعاهای خیالی در حالی بیان می شود که بازماندگان در این اسارتگاه دستساز رجوی، از حداقل حقوق انسانی خود بازمانده و قادر به رفع کمترین مشکلات و تهدیدات امنیتی، استقراری و پزشکی خود نیستند و برای گریز از این مقر خطرناک به سمت کشوری امن لحظه شماری می کنند.

مریم رجوی که از سالها قبل به جرم جنایت علیه بشریت و بخصوص به جرم جنایت علیه صدها زن عضو فرقه و همکاری با مسعود رجوی در سرکوب آنان و عقد غیرقانونی و غیرانسانی آنان با شوهرش باید محاکمه و مجازات شود، امروز از رهایی زن و حقوق آنان سخن می گوید!. به این زن جنگ افروز و سرکوبگر که به گواه شاهدان موجود بارها و بارها به طور مستقیم و یا غیرمستقیم (به واسطه زنانی چون مهوش سپهری، فائزه محبتکار، فهیمه اروانی و…) زنان مجاهد خسته از مناسبات را به مرگ و سربریدن در کنار باغچه (به شیوه داعش) تهدید کرده است باید گفت قبل از هرچیز بایستی حساب ده ها دختر جوان که در مناسبات غیرانسانی شما دست به خودکشی زده و یا به قتل رسیدند (مرجان اکبری، مینو فتحعلی، معصومه غیبی پور، مهری موسوی، آلان محمدی، هما بشردوست و…) را پس بدهید و به مردم ایران بگویید با چه استدلالی صدها زن را از شوهران قانونی خود جدا کرده و به اجبار وارد حرمسرای شوهرت (مسعود رجوی) کردی؟ تو با کدام حکم قانونی و شرعی بیش از صد زن را به بهانه های واهی مثله کردی تا عواطف و احساسات انسانی خود را از دست داده و تابع شما باقی بمانند؟ و امروز با چه حقی از زنان ایران سخن می گویی و خود را نماینده آنان فرض می کنی؟

آیا جز این است که تو و شوهرت صدها و هزاران دختر خردسال ایرانی را در سنین 11 تا 18 سالگی به جنگ و درگیری خیابانی کشانیده و به کشتن دادید؟ آیا دختران 13-14 ساله میلیشیا که آنان را ناآگاهانه به مسلخ کشانیدی کودک و نوجوان به حساب نمی آمدند که شما از آنان در جهت قدرت طلبی خویش سوء استفاده کردید؟ مگر آمار اینگونه دختران را خودتان انتشار نداده اید؟ مگر آنان را از مدرسه به مسلخ نبردید؟ امروز با کدام روئی دم از سوء استفاده جمهوری اسلامی از دختران و کودکان می زنید؟ چه کسی این سوء استفاده را پایه ریزی کرد؟ چه کسی حتی بعد از سقوط صدام، دختران نوجوان را با فریب به عراق و به قرارگاه اشرف که به گفته خودتان رزمگاه و صحنه جنگ است کشانید؟
مردم فریبی را کنار بگذارید چون چهره خیانتکار و جنایت پیشه شمایان به حدی لو رفته که دیگر قادر نیستید برای زنان ایرانی جلسه سخنرانی بگذارید و مجبور هستید مشتی زنان غربی و عربی را با صرف هزینه های نجومی به جلسات خود دعوت کنید. شما دیگر در ایران هیچ جایی ندارید و خیانت شما به امید و اعتماد ملت ایران، هرگز فراموش شدنی نیست.

حامد صرافپور
10 اسفند 1394
29 فوریه 2016

(پایان)

مزدور مریم رجوی روز جعلی زن در ویترین مردانه مریم رجوی (از جعل تاریخ تا توهین به زنان ایرانی)

Anne Khodabandeh (Singleton): Silencing the victims of Mojahedin Khalq (MKO, MEK, Rajavi cult, PMOI, NCRI …) to promote Maryam Rajavi

*** 

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=16935

تشکیل حرمسرا و نمایش ۸ مارس مریم رجوی 

حامد صرافپور، پنجم مارس ۲۰۱۵:… باز هم هشتم مارس روز جهانی زنان فرا رسید و نمایش های مضحک مریم رجوی آغاز گردید تا خود را مدافع حقوق زنان جا بزند و با اشک ریختن برای زنان داخل ایران، مروج آشوب و بلوا گردد. بگذریم که این زن جنگ افروز و سرکوبگر (که یک قلم، مثله کردن صد زن مجاهد، تشکیل حرمسرا برای مسعود رجوی و قتل چندین زن را در پرونده سیاه خود داشته و تعدادی زن و …

مریم رجوی، حجاب اجباریBehind the deceptive face of Maryam Rajavi’s Women’s Day meeting in Berlin

لینک به منبع (صفحه فیسبوک)

تشکیل حرمسرا و نمایش ۸ مارس مریم رجوی

باز هم هشتم مارس روز جهانی زنان فرا رسید و نمایش های مضحک مریم رجوی آغاز گردید تا خود را مدافع حقوق زنان جا بزند و با اشک ریختن برای زنان داخل ایران، مروج آشوب و بلوا گردد. بگذریم که این زن جنگ افروز و سرکوبگر (که یک قلم، مثله کردن صد زن مجاهد، تشکیل حرمسرا برای مسعود رجوی و قتل چندین زن را در پرونده سیاه خود داشته و تعدادی زن و دختر را هم به خودسوزی و خودکشی کشانیده) هیچ پایگاه اجتماعی در داخل ایران ندارد و دچار ریزش شدید هواداران خارج کشوری هم گردیده، هرگز نخواهد توانست با چنین نمایش هایی به مردم فریبی مشغول شود، اما طبعاً هنوز کسانی هستند که در خارج ایران با هر شعر و شعاری مجذوب شده و در دام می افتند. همچنانکه تعدادی از اروپائیان هم که هنوز از ماهیت فرقه ای (و ضدزن) او مطلع نیستند در این باتلاق گرفتار می شوند. به همین علت می بایستی هموطنان عزیز در شهرهای مختلف اروپایی و آمریکایی، چهره اصلی این بانوی قاتل زنان را در انظار خارجیان آشکار سازند تا بیش از این نتواند با برانگیختن احساسات آنان، زمینه را برای کشتار و سرکوب زنان بازمانده در لیبرتی مهیا سازد و همچنین موفق نشود به اسارت زنان در قرارگاه های آلبانی و اورسوراواز ادامه دهد.

هشت مارس روز زن مریم رجوی

یادآور می شوم که برخی از زنان عضو سابق مجاهدین، ده ها و صدها فقره از جنایات مریم رجوی و چند زن ارشد شورای رهبری این فرقه را افشا نموده و باعث رسوایی جهانی آنها شده اند که می توان به نمونه های متعددی که خانمها: بتول سلطانی، زهرا معینی، نسرین ابراهیمی، مریم سنجابی، زهرا میرباقری، حمیرا محمدنژاد و… مطرح نموده اند اشاره کرد.

در این میان می توان به افشای: “صدها نمونه عقد اجباری زنان با مسعود رجوی در حرمسرای بدیع زادگان، صد فقره بیرون آوردن رحم و تخمدان زنان، قتل مشکوک چندین زن و دختر مجاهد که در ادامه نام آنها آورده خواهد شد، وادار کردن زنانی چون صدیقه مجاوری و ندا حسنی به خودسوزی جهت نجات مریم قجر، تهدید به قتل زنان معترض در داخل تشکیلات و همچنین در آشکارترین نمونه می توان به توهین های چاله میدانی و لمپنیزم مسعود رجوی و چماقداران وی به خانم عاطفه اقبال” اشاره نمود.

می باید با یاد و خاطره زنان معترضی چون مینو فتحعلی، مهری موسوی، مرجان اکبری، هما بشردوست، آلان محمدی،‌ معصومه غیبی پور و… از مریم قجرعضدانلو بخواهیم به این نمایش های مسخره پایان داده و نگران حال صدها زن مجاهدی باشد که در لیبرتی اسیر سیاست های جنایتکارانه مسعود رجوی گشته اند و هر روز به اشکال مختلف به دلیل فشارهای روحی جان خود را از دست می دهند.

مریم رجوی روز جهانی زن هشت مارس

مریم رجوی باید به این سرکوب ها خاتمه دهد و جلوی تلاش های سازمان ملل جهت انتقال سریع زنان مجاهد از عراق به کشورهای اروپایی سنگ اندازی نکند. بازی های مختلفی که وی در این رابطه براه می اندازد دیگر هیچ کسی را فریب نمی دهد و ما مصرانه از سازمان های حقوق بشری و مدافع زنان خواستاریم که مریم قجر را برای اینهمه جنایت علیه زنان و علیه بشریت، محکوم نموده و خواستار رسیدگی به این وضع شوند.

در همین رابطه، از خانم ها شادی صدر، شیرین عبادی، مسیح علینژاد، فریبا داوودی مقدم، نازنین افشین جم (و آنهایی که مسئله حقوق بشر و حقوق زنان را به عنوان یک وسیله امر معاش قرار داده اند) درخواست دارم همچنان که نگران حقوق زنان در داخل ایران هستند، نگران حقوق صدها زن اسیر در فرقه رجوی که زیر شدیدترین سرکوب ها قرار داشته و جان شان در خطر است نیز باشند و بدانند که آنها هم “زن” و “ایرانی” هستند. اگر زنان هموطن ما در داخل ایران این توان را دارند که صدای خود را به گوش همگان برسانند، زنان مجاهد همین امکان را هم ندارند و در زیر یکی از وحشیانه ترین سرکوب های تاریخ میهنمان قرار داشته و صدایشان به طور مستقیم به گوش کسی نمی رسد. مریم قجرعضدانلو که خود را قیم آنان می داند، به هیچیک از زنان تشکیلات اجازه تماس با بیرون از مناسبات را نداده و نمی دهد جز اینکه یکی از سرسپردگان تمام عیار خودش بوده باشد.

اگر این خانم ها “به بهانه ایرانی بودن” نگران هزاران زن کرد ایزدی اسیر شده در دست داعش نبودند، اگر نگران وضعیت زنان در عربستان نیستند، اگر نگران حقوق زنان در فلسطین اشغالی نیستند، بدانند که “زنان اسیر در فرقه رجوی” همگی “ایرانی” بوده و نیازمند کمک می باشند، و مسبب اصلی همه جنایت هایی که علیه آنها صورت گرفته کسی جز “مریم قجرعضدانلو”‌ که براحتی در اروپا تردد دارد نیست. اگر این خانم ها از اعدام یک زن که (درست یا نادرست) به جرم قتل اعدام می شود در تب و تاب می افتند و همه رسانه های غربی را از موج محکومیت خود پر می کنند، لطف کرده و بخاطر آن صدها زن اسیر در عراق نیز حداقل یکبار این بانوی ترور و سرکوب را محکوم نمایید (مریم رجوی هم هرگز نگران زنان عربستانی، ایزدی و فلسطینی نبود چرا که خود را با داعش، ملک عبدالله و نتانیاهو همسو و همپیمان می دید).

مریم رجوی روز جهانی زن هشت مارس

با درود به همه زنانی که بخاطر رفع تبعیض ها و در مسیر رهایی جهان از چنگال استعمار و استثمار (در هر نوع آن)، دمی آرامش نداشته و برای رسیدن به حقوق انسانی خویش رنج های زیادی را بر خود هموار ساخته اند… و با درود به همه مردانی که زنان را در این مسیر پرتلاش تنها نگذاشته و نمی گذارند… روز زن بر همگان خجسته باد!

حامد صرافپور

۴ مارس ۲۰۱۵

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=16666

این شورایی و آن شورایی- مدیحه سرایی برای مردگان

حامد صرافپور، صفحه فیسبوک، بیست و سوم فوریه ۲۰۱۵:…  کاش شورایی ها پند می گرفتند و به چند دلار پول این زوج ریاکار دل خوش نمی کردند. به آندرانیک گوشزد کردیم و بدانید که فردا نوبت شماست. رجوی مرده شما را دوست دارد و زنده شما را تنها برای سوء استفاده های تبلیغی طلب می کند و افسار بردگی را با چند دلار پول به گردن شما آویخته است. بیدار شوید که فردا نوبت شماست. زنده یا مرده …

تروریست ها شورای ملی مقاومت رجویاعضای ” شورای ملی مقاومت ” بدانند که چه نانی می خورند؟

لینک به منبع

این شورایی و آن شورایی- مدیحه سرایی برای مردگان

بالاخره آقای آندرانیک آسطوریان دارفانی را وداع گفت. چندروز قبل از مرگ پیامی برای ساکنان لیبرتی ارسال کرده بود و با تملق گویی برای مسعود و مریم رجوی، تلاش داشت تا به فرمان رهبری مجاهدین به منتقدان ضربه وارد آورد. نمی دانم حقیقتاً در دل او چه می گذشت. بیشترین احتمال این است که در بستر بیماری نیازمند به کمک های بشردوستانه رجوی شده و تحت فشارهای روحی ناچار به موضعگیری به نفع ایشان گردیده است.

هرچه بود وی به دیار باقی شتافت و خود می داند آفریدگار خویش… کاری جز تسلیت به بازماندگان وی نمی توان کرد. کاش در بستر مرگ بیشتر به آنچه گفته بود فکر می کرد…

سخن بر سر مریم قجرعضدانلو است. وی پیام پرطمطراقی برای مرگ وی ارسال کرده و او را چنان ستوده که گویی فرشته ای از جهان پرواز نموده است. یک هفته پیش این شخص برای مریم مداحی می کرد و الان بعد از مرگ مریم است که برای او مدیحه سرایی می کند. این کار همیشگی مریم است که برای مردگان مدیحه سرایی کند. او جز مسعود برای کسی مدیحه سرایی نمی کند الا مردگان. هراس مریم از این است که مبادا زنده ای را بستاید و فردا منتقد ایشان شود. دیدیم که چه بر سر دکتر قصیم و آقای روحانی و… آورد. آقای وفایغمایی یکی از مدیحه سرایان او بود با کتابی تحت عنوان “در امتداد نام مریم” و دیدیم که با اولین نقد چه به روزگارش آورده شد. این حکایت غم انگیز و پندآموزی از مریم قجر و مسعود رجوی است.

آندرانیک آساطوریان فرقه رجوی

کاش شورایی ها پند می گرفتند و به چند دلار پول این زوج ریاکار دل خوش نمی کردند. به آندرانیک گوشزد کردیم و بدانید که فردا نوبت شماست. رجوی مرده شما را دوست دارد و زنده شما را تنها برای سوء استفاده های تبلیغی طلب می کند و افسار بردگی را با چند دلار پول به گردن شما آویخته است. بیدار شوید که فردا نوبت شماست. زنده یا مرده وقتی ارزش دارید که افسار به گردنتان آویخته باشد یا برگه ذلت را به امضا رسانیده باشید و به دیار عدم رفته باشید.

به پیام مریم قجرعضدانلو خوب بنگرید اما بدانید که این پیام بعد از مرگ شما خوانده خواهد شد و جز لعن مردم ایران را به همراه ندارد!. بعد هم به فراموشی سپرده خواهید شد. مردم ایران به اساتید بزرگی دل بسته اند که در کنارشان سختی های زمانه را متحمل شده اند. کافی است چشم بگشایید و اوج شکوفایی هنر در سخت ترین شرایط ممکن ایران را ببینید. آقای آندرانیک تجسم نیم قرن هنر و موسیقی ایران نبود، شما در غار بسر می برید، ببینید مردم ایران چه کسانی را تجسم هنر و موسیقی ایران می خوانند!.

حامد صرافپور

۲۳ فوریه ۲۰۱۵

هیچ کس از آنها یاد نکرد! ( در عوض، مراسم بزرگداشت برادر کندی و شهید نیسمان)

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=15830

حمله بی سابقه رجوی به شورایی های منتقد

حامد صرافپور، بیست و ششم ژانویه  ۲۰۱۵:… این حمله بی سابقه (برخلاف ظاهر تهاجمی) دقیقاً از موضع تدافعی، و بیانگر ضعف و وحشت مسعود رجوی از گسترش ریزش و اعتراض در درون شورای ملی مقاومت است. این حرکت، یک خودزنی دیگر سیاسی به پیکر فرتوت فرقه مجاهدین می باشد که (همانند سلسله نشست های سرکوب درون تشکیلاتی موسوم به طعمه) اگر چه شاید چند هفته ای بر شورایی ها …

رجوی علیه یغماییاطلاعیه جدید کمیسیون شورای ملی مقاومت در مورد فرا خواندن به اقامه دعوا

لینک به منبع (صفحه فیسبوک)

حمله بی سابقه رجوی به شورایی های منتقد

مسعود رجوی در یک حرکت ناشیانه اقدام به انتشار ده ها فیش حقوقی متعلق به آقایان: اسماعیل وفایغمایی، دکتر کریم قصیم و محمدرضا روحانی، سه عضو مستعفای شورای ملی مقاومت تحت عنوان “فراخوان مجدد چاکران ولایت به اقامه دعوا و پیگرد قضایی در مورد مرگ های مشکوک، طلاق های اجباری و کلاهبرداری مالی” نموده است:

حمله رجوی به منتقدین

این اسناد به پیوست یک بیانیه از سوی شورای ملی مقاومت (نام مستعار مسعود رجوی)، انتشار یافته و در گوشه هایی از آن چنین نوشته شده:

حمله رجوی به منتقدین

(((اما سرویس‌های رژیم ولایت بیکار ننشسته و برای مقابله با فضیحت، اکنون از طریق ”دریچه زرد“ (اسماعیل یغمایی) با انتشار خزعبلات و الفاظ رکیک که تماماً در دستگاه بازجویان اطلاعات آخوندی است، مدعی کلاهبرداری مالی مجاهدین و مقاومت ایران از یک زن انگلیسی شده‌اند که یغمایی سالها پیش با دوز و کلک و معرفی خود به‌عنوان شاعر مقاومت ایران، با او ازدواج کرده است. یغمایی با این خانم انگلیسی که از سالها قبل از آن به مقاومت ایران کمک می‌کرد و یغمایی را هم نمی‌شناخت طرح دوستی ریخت و نهایتاً با او ازدواج کرد.

یغمایی در خرداد ۹۲ دقیقاً به موازات و پا به پای اطلاعات بدنام آخوندها، مدعی ”مرگهای مشکوک“ و ”طلاقهای اجباری“ در درون مجاهدین شده بود که با جواب دندان شکن خانم اکرم حبیب خانی (مجاهد اشرفی در زندان لیبرتی) که از سوی یغمایی سوژه این توطئه قرار گرفته بود، مواجه شد….

اکنون اطلاعات بدنام آخوندها از طریق دریچه زرد، ”احساسات انسانی“ اش به جوش آمده و ”کلاهبرداری مالی“ از یک زن انسان‌دوست انگلیسی را هم بر دعاوی ”مرگهای مشکوک“ و ”طلاقهای اجباری“ از جانب یک مداح منفور نظام (اسماعیل یغمایی) افزوده است….)))

این حمله بی سابقه (برخلاف ظاهر تهاجمی) دقیقاً از موضع تدافعی، و بیانگر ضعف و وحشت مسعود رجوی از گسترش ریزش و اعتراض در درون شورای ملی مقاومت است. این حرکت، یک خودزنی دیگر سیاسی به پیکر فرتوت فرقه مجاهدین می باشد که (همانند سلسله نشست های سرکوب درون تشکیلاتی موسوم به طعمه) اگر چه شاید چند هفته ای بر شورایی ها اثر گذار باشد، اما در آینده گریبان رجوی را با شدت بیشتر خواهد گرفت، همانگونه که نشست سرکوب دسته جمعی طعمه -یکسال و نیم بعد از برگزاری- معضل جدی رجوی شد و دشمنان زیادی برای او در درون مناسبات تولید کرد. به جرأت می توان گفت همین الان هم درج چنین اسنادی یک ضربه بر دکان عوامفریبی شخص رجوی است که طی سال های متمادی در صدد بود تعدادی مواجب بگیر را تحت عنوان ” اعضای شورای ملی مقاومت” به خورد مردم ایران و دولتمردان خارجی بدهد.

طی سال های گذشته، جداشدگان این واقعیت را برای مردم آشکار نمودند که همه این افراد تنها به دنبال منافع شخصی هستند و حضورشان در شورای رجوی جز برای پر کردن جیب نیست، اما امروز این خود رجوی است که اذعان می کند این افراد جز کاسب کارانی حقیر که حقیقت را به بهایی نازل فروخته اند نیستند.

اگرچه آقای کریم قصیم تا سه سال قبل جداشدگان منتقد فرقه را با شدت تمام می کوبید و برای دفاع از مریم قجرعضدانلو رگ گردن بیرون می زد، اما امروز با فاصله گرفتن از این باند تبهکار شاهد چهره اصلی رجوی است که به هیچ منتقد و مخالفی رحم نمی کند و برای کوچکترین انتقادی، چنگ و ناخن (و سلاح) نشان می دهد و با این کار عملاً بر نمایش “راه حل سوم” مریم قجرعضدانلو و “شیوه های دمکراتیک” او لگد می زند و خوی تروریستی خویشتن را در معرض تماشا می گذارد و اثبات می کند که جداشدگان بدرستی ایشان را در مورد بازی های دمکراتیک در عرصه سیاسی متهم به دغلکاری نموده و آنرا یک حرکت سیاسی جهت برون رفت از لیست تروریستی برخواندند که امروز صحت آن بر همگان آشکار شده است.

در هر صورت، چنانکه در متن بیانیه مشاهده می شود، وی اسماعیل وفایغمایی و سایت “دریچه زرد” ایشان را به “سرویس های رژیم” پیوند زده و در مورد “طلاق های اجباری و مرگ های مشکوک” به دروغگویی متهم کرده است. باید پرسید به فرض که ایشان به دستور و خواست سرویس های امنیتی جمهوری اسلامی این واقعیت های تلخ را بیان نموده باشد، با صدها جداشده که تأیید کننده این واقعیت تلخ هستند چه می کنید؟ با هزاران عضو فرقه خود که گروه گروه دارند از شما فاصله می گیرند چکار می کنید؟ آیا مرگ های مشکوک و طلاق های اجباری را اولین بار آقای یغمایی افشا کرد که امروز می خواهید با تهمت و تهدید آنرا نفی کنید؟

عجبا که نوشته اید یغمایی با این زن انگلیسی که از او شناختی نداشت طرح دوستی ریخت و ازدواج کرد… مگر شما در سلسله “ازدواج های اجباری” سال ۱۳۶۷، آدم ها را با شناخت از هم به ازدواج یکدیگر در می آوردید؟ مگر همه ازدواج ها با دستور و خواست تشکیلات و به اجبار نبود؟ چطور دو نفر در کشورهای غربی می توانند بدون شناخت از همدیگر دوستی کرده و با همان عدم شناخت که ادعا می کنید با یکدگر ازدواج کنند؟ شما آنقدر در تنگنای بحران های مختلف گرفتار شده اید که هر خزئبلاتی را علیه منتقدان به هم می بافید…

در گوشه دیگری از همین بیانیه گفته شده:

(((کمیسیون امنیت و ضدتروریسم شورا در قبال دعاوی رژیم و کاربرانش، موارد زیر را خاطرنشان می‌کند:

۱-اسماعیل یغمایی که اکنون در آستان بوسی و چاکری ولایت از اشعار و سروده‌های پیشین خود سراپا نادم شده و مدعی است که مجاهدین ”جیب زنی“ کرده‌اند، در سه دهه گذشته صدها هزار دلار بابت تأمین کلیه مخارج زندگی و سرودن شعر و ترانه و سفرهای متعدد و متنوع، حتی پول توجیبی، از مجاهدین دریافت کرده است که نمونه‌هایی از اسناد آن ضمیمه است.

۲-کریم قصیم و محمدرضا روحانی نیز که اکنون مدعی مجاهدین و همسنگر مداح منفور نظام، علیه مقاومت ایران شده‌اند، در مجموع یک میلیون و ۲۰۰هزار دلار از مجاهدین گرفته‌اند که آخرین دریافت آنها ماه می‌۲۰۱۳ (قبل از استعفای ۵ژوئن ۲۰۱۳) بوده است. مبلغ واقعی البته با محاسبه هزینه‌های مجاهدین برای سفرها و چاپ کتاب و کمترین کاری که این دو برای شورا کرده باشند، بسیار بیشتر است. اینهم که هزینه‌هایی که سه دهه توسط مجاهدین تأمین می‌شد، اکنون چگونه و با چه ما به‌ازایی جایگزین شده است، موضوع بحث جداگانه‌ای است. اما اقتضای ندامت از تمامی مواضع پیشین و پیدا کردن منابع مالی جدید، در هر مرام و مسلک انسانی، برگرداندن مبالغ دریافتی از مجاهدین بود که در حقیقت دسترنج و پول خون رزمندگان آزادی مردم ایران است.)))

از رجوی باید پرسید شما به چه حقی دسترنج و پول خون قربانیان فرقه خود را طی ده ها سال به جیب شورایی ها ریخته اید؟ به چه دلیل ده ها نفر باید به اسم حضور در شورای دست ساز شما پول های هنگفت به جیب زده و در کشورهای غربی به سیر و سیاحت بپردازند و تنها وظیفه آنها امضا کردن پای بیانیه های شما باشد؟ مگر فرقه شما گداخانه و یا خیریه بود که هرکسی نیازمند وام، پول توجیبی و درمان بود بدان مراجعه کند؟ چرا این بودجه ها را صرف بیماران اشرف و لیبرتی نکردی که امروز بدلیل حاد شدن بیماری دچار مرگ و میر نشوند؟

مگر هیاهوی تبلیغی علیه جداشدگان براه نینداختید که یک میلیون دلار برای ساکنان “تیف” هزینه کرده اید تا به آنها کمک مالی! بدهید؟ پس چرا برای دو تن از اعضای شورای صوری خود یک قلم یک میلیون و دویست هزار دلار خرج کرده اید و هیچ هیاهویی تا زمان استعفای ایشان در میان نبود؟ از همین الان بگویید برای مهدی سامع، زینت میرهاشمی، منوچهر هزارخانی، امیر آرام، محمد شمس، مسلم اسکندر فیلابی، پرویز خزائی، عزیز پاکنژاد و دیگر اعضای شورا چند میلیون دلار هزینه کرده اید و ماهانه چقدر از دسترنج و خون قربانیان فرقه را به کام آنان ریخته اید که در اروپا و آمریکا به تفریح مشغول باشند؟ شما به عمد این اسناد را رو کرده اید تا افسار دیگر اعضای شورا محکم تر شده و به طور غیر مستقیم تهدید شوند که اگر کوچکترین خطایی از آنان علیه شما سر بزند همه فیش های مالی آنها را افشا خواهید کرد.

واقعیت این است که بازی های موش و گربه آقایان یغمایی، قصیم و روحانی با رجوی طی چند سال گذشته او را جری تر ساخته تا حمله را شدیدتر کند. اگر این آقایان در این سه سال چند قلم از جنایت ها و خیانت های جدی رجوی و دیگر اعضای شورا را افشا نموده و با بهانه اینکه فلان افشاگری به نفع جمهوری اسلامی خواهد شد، خود را نفریفته بودند، رجوی ترسوتر از آن بود که بخواهد زیر نقاب فیش مالی به آنان حمله کند. بارها به این آقایان هشدار دادیم که کجدار و مریز نمی توان با رجوی بازی کرد اما متأسفانه در این بازی خود را سرگرم کردند تا شاید رجوی را به ملایمت با خود وادار کنند غافل از اینکه وی یک مرز سرخ دارد و آن انتقاد شدن است. مهم نیست این انتقاد سطحی باشد یا اساسی، چون در هرحال طرف مقابل را دشمن خواهد انگاشت. اما انتقادات سطحی و صوری به جری تر کردن وی خواهد انجامید. اینک مشخص می گردد که چرا برخی از اعضای شورا با وجود جدایی از رجوی همچنان سکوت پیشه کرده و جمله ای از آنچه در شورا گذشت بر زبان نمی آورند. جای تأسف است که آقا و خانم متین دفتری در این سالیان سکوت کردند و اجازه دادند رجوی ها هر روز بیش از پیش در این فضا به جنایت ها و خیانت خود ادامه دهند.

اینکه آقای یغمایی بعد از یک عمر حمد و ثنای مریم و مسعود اینگونه مورد “مرحمت!” قرار می گیرد جای شگفت نیست، اما رجوی نمی گوید اگر به اعضای شورا که در دنیای آزاد زندگی کرده و یک روز هم در اسارت فرقه نبوده اند و حساب های بانکی آنان همیشه دایر بوده اینگونه حاتم بخشی کرده است، چطور کسی که سال ها در داخل تشکل مافیایی ایشان از همه چیز خود دست کشیده نباید در صورت خروج از مناسبات مورد حمایت مالی قرار گیرد تا بتواند زندگی از دست رفته خود را سر و سامان بدهد؟ ضد انسانی ترین اقدام در این جریان، نه حمله به قصیم و روحانی، که حمله و رو کردن سند برای چند دلار هزینه زندگی یغمایی می باشد که سال ها از عمر خود را در مناسبات مجاهدین از دست داده و لاجرم وظیفه سران فرقه بود که زندگی او را تأمین نمایند و این هزینه ها نه از جیب مسعود و مریم که حاصل بخش اندکی از عمر تلف شده یغمایی (که به شکل دلار به رهبری فرقه رسید) می باشد که رجوی ها از یغمایی به یغما برده اند. البته در ابتدا اشاره شد که مسعود رجوی پیش از این نیز بر سر برخی جداشدگان که چند دلار در جیبشان نهاده شده بود منت گذاشت که یک میلیون دلار برایشان هزینه کرده است!. او یادش رفته یک میلیون دلار یک هزارم بیگاری هایی که آنان طی ده ها سال کشیده بودند هم نیست و قطره ناچیزی از صدها میلیون دلاری است که صدام حسین به اسم اعضای فرقه بدیشان داد.

این قضیه، ضمن رسوایی برای رجوی و افشا شدن مسائل پشت پرده شورای دستساز ایشان، پند بزرگی برای بازماندگان شورای افلیج رجوی است تا در آن سرنوشت محتوم خود را مشاهده کنند. بی تردید روزی همگی آنان باید در پیشگاه ملت ایران حساب شراکت در جنایت و خیانت رجوی را پس دهند.

حامد صرافپور

۶ بهمن ۱۳۹۳

۲۶ ژانویه ۲۰۱۵

***

همچنین:

تهدید به قتل دوباره جداشدگان منتقد توسط مریم رجوی

حامد صرافپور، اول ژانویه 2016:… بار دیگر به مسئولین کشورهای اروپایی و بخصوص دولت فرانسه هشدار می دهم که اگر جلوی تحرکات این فرقه خطرناک تروریستی در اروپا گرفته نشود، باز هم شاهد موج دیگری از ترور خواهیم بود. دولت فرانسه باید چنین تهدیداتی را جدی گرفته و برای مریم رجوی و سران فرقه اش محدودیت های جدی اعمال
حامد صرافپور، بیست و پنجم دسامبر 2015:… در سه چهار سال گذشته، مریم قجرعضدانلو نهایت تلاش خود را برای درگیر کردن خانواده ها و اعضای خود به عمل آورده است که نمونه فوق اولین آن نیست. پیش از آن نیز علیه خانم ها عاطفه اقبال، زهرا میرباقری، بتول سلطانی، زهرا معینی و آقایان
حامد صرافپور، سی ام اکتبر 2015:…  در اینصورت، باید یقین کرد که رجوی نه تنها نگران چنین حملاتی نیست که خود خواهان کشتار نیروهایش در عراق است. اینرا بارها و بارها جداشدگان و منتقدان مجاهدین هشدار داده اند. رجوی همیشه تکرار کرده که با خون راه گشایی می کند و در این رخدا
نرگس قجر عضدانلو فرقه رجوی مجاهدین خلقحامد صرافپور، پنجم سپتامبر 2015:… پنجاهمین سالگرد تأسیس سازمان مجاهدین است. طی چند دهه این سازمان مسیر پرپیچ و خمی برای مبدل شدن به یک فرقه تروریستی طی نموده است. شش سال اول حیات مجاهدین به رهبری مشترک محمد حنیف نژاد، سعید مح
حامد صرافپور، بیست و دوم ژوئیه 2015:… حدود سی سال قبل (30 خرداد 1364) که صحنه ایران غرق در خون و آتش ناشی از جنگ خارجی و تروریسم داخلی قرار داشت، در نقطه ای هزاران کیلومتر دور از وطن، قراردادهای دو ازدواج در حال انعقاد بود. ازدواج هایی که در پی یک طلاق نامتعارف (و شاید ناموزون و ناهنجار به لحاظ عرفی) بوجود آمد و مسعود ر