خانم محبوبه حمزه: سمیه جان خسته ام از ندیدنت. آقای مصطفی محمدی: سمیه جان نگران ما نباش به تو افتخار می کنیم

خانم محبوبه حمزه: سمیه جان خسته ام از ندیدنت. آقای مصطفی محمدی: سمیه جان نگران ما نباش به تو افتخار می کنیم

محبوبه حمزه (محمدی)، مادر سمیه محمدی، سی و یکم ژانویه 2015:…  ﺳﻤﻴﻪ ﺟﺎﻥ ﺗﻤﺎﻡ ﺛﺎﻧﻴﻪ ﻫﺎ ﺗﻤﺎﻡ ﺳﺎﻋﺘﻬﺎ ﺗﻤﺎﻡ ﺭﻭﺯﻫﺎ ﻭﺷﺒﻬﺎ ﭘﺮ ﺷﺪﻩ اﺯ ﺣﺪﻳﺚ ﺭﻓﺘﻦ ﺗﻮ و ﻣﺎﺟﺮاﻱ ﺗﻠﺦ اﺳﺎﺭﺕ. ﻳﻮﺳﻔﻢ ﺑﺎﺯﮔﺮﺩ ﻭﺑﮕﺬاﺭ ﺣﺮﻑ و ﺣﺪﻳﺜﻬﺎ ﺧﺎﺗﻤﻪ ﻳﺎﺑﺪ ﺧﺴﺘﻪ اﻡ ﺧﺴﺘﻪ ﺳﺎﻟﻬﺎﻱ ﺑﺴﻴﺎﺭﻳﺴﺖ ﻛﻪ ﺩﻳﮕﺮ ﺧﻮﺩﻡ ﻧﻴﺴﺘﻢ ﻛﻪ ﺩﻳﮕﺮ ﺧﻮﺩﻣﺎﻥ ﻧﻴﺴﺘﻴﻢ.. ﻧﻔﺮﻳﻦ ﺑﻪ اﻳﻦ ﺳﻴﺎﺳﺖ ﻧﻔﺮﻳﻦ ﺑﻪ اﻳﻦ …

سوء استفاده از سمیه محمدی و عواطف خانوادگی ممنوع ، رجوی دستت کوتاه …

نامه 182  تن از نجات یافتگان به  دیدبان حقوق بشر

لینک به منبع (صفحه فیسبوک)
An Unfinished Film, For My Daughter Somayeh

مادر سمیه لب به سخن گشود:

سمیه محمدیﺳﻤﻴﻪ ﺟﺎﻥ ﺗﻤﺎﻡ ﺛﺎﻧﻴﻪ ﻫﺎ ﺗﻤﺎﻡ ﺳﺎﻋﺘﻬﺎ ﺗﻤﺎﻡ ﺭﻭﺯﻫﺎ ﻭﺷﺒﻬﺎ ﭘﺮ ﺷﺪﻩ اﺯ ﺣﺪﻳﺚ ﺭﻓﺘﻦ ﺗﻮ و ﻣﺎﺟﺮاﻱ ﺗﻠﺦ اﺳﺎﺭﺕ

ﻳﻮﺳﻔﻢ ﺑﺎﺯﮔﺮﺩ ﻭﺑﮕﺬاﺭ ﺣﺮﻑ و ﺣﺪﻳﺜﻬﺎ ﺧﺎﺗﻤﻪ ﻳﺎﺑﺪ ﺧﺴﺘﻪ اﻡ ﺧﺴﺘﻪ ﺳﺎﻟﻬﺎﻱ ﺑﺴﻴﺎﺭﻳﺴﺖ ﻛﻪ ﺩﻳﮕﺮ ﺧﻮﺩﻡ ﻧﻴﺴﺘﻢ ﻛﻪ ﺩﻳﮕﺮ ﺧﻮﺩﻣﺎﻥ ﻧﻴﺴﺘﻴﻢ.

ﻧﻔﺮﻳﻦ ﺑﻪ اﻳﻦ ﺳﻴﺎﺳﺖ ﻧﻔﺮﻳﻦ ﺑﻪ اﻳﻦ ﺣﺰﺑﻬﺎ ﻭﮔﺮﻭﻫﻬﺎ ﻧﻤﻴﺪاﻧﻢ ﻓﻘﻄ اﻳﻦ ﺭا ﻣﻴﺪاﻧﻢ ﻛﻪ اﺯ ﺁﻏﺎﺯ ﻧﻪ ﺣﺰﺑﻲ ﺑﻮﺩ ﻭﻧﻪ ﮔﺮﻭﻫﻲ ﻓﻘﻄ اﻭ ﺑﻮﺩ و ﻋﺸﻖ و اﻭ اﺯ ﺳﺮ ﻋﺸﻖ اﺩﻡ ﺭا ﺁﻓﺮﻳﺪ.

ﻟﻌﻨﺖ ﺑﻪ اﻳﻦ ﺟﺪاﻳﻲ ﻛﻪ ﻫﻴﭻ ﻣﺼﻠﺤﺘﻲ ﺩﺭ اﻥ ﻧﻴﺴﺖ و ﻧﻪ ﺣﺘﻲ ﺑﺮاﻱ ﻳﻌﻘﻮﺏ ﻧﻪ ﺑﺮاﻱ ﻳﻮﺳﻒ

ﺩﻟﻢ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺩﻟﻢ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺳﻤﻴﻪ ﺟﺎﻥ

ﻣﺼﻂﻔﻲ ﺣﺮﻑ ﻣﻴﺰﻧﺪ ﻣﺼﻂﻔﻲ ﻣﻴﺠﻨﮕﺪ ﻣﺼﻂﻔﻲ ﻓﻴﻠﻢ ﻣﻴﺴﺎﺯﺩ ﭘﻴﺎﻡ ﻣﻴﺪﻫﺪ

اﻣﺎ ﻣﻦ ﺩﺭ ﺳﻜﻮﺗﻲ ﺧﺎﻣﻮﺵ ﺑﻪ اﻳﻦ ﻣﺎﺟﺮا ﻣﻲ اﻧﺪﻳﺸﻢ ﺩﻟﺘﻨﮕﻢ ﺩﻟﺘﻨﮕﻢ

و ﻏﺼﻪ ﺩاﺭ ﺭﻭﺯﻫﺎﻱ ﻧﺒﻮﺩﻧﺖ ﺩﻟﻢ ﺗﻨﮕﺖ ﺷﺪﻩ ﺩﻟﻢ ﺑﺮاﻳﺖ ﺗﻨﮓ ﺷﺪﻩ ﻋﺰﻳﺰﻡ

ﻧﮕﺮاﻧﻢ ﮔﺮ ﭼﻪ ﺗﻮ ﺭا ﺑﻪ ﺁﻏﻮﺵ ﭘﺮ ﻣﻬﺮ ﺧﺪا ﺳﭙﺮﺩﻩ اﻡ اﻣﺎ ﻣﻴﺪاﻧﻢ ﻛﻪ ﺩﺭﻛﻢ ﻣﻴﻜﻨﻲ ﻭﺣﻖ ﻣﻴﺪﻫﻲ ﻛﻪ ﻧﮕﺮاﻥ ﺑﺎﺷﻢ ﺭﻭﺯﻫﺎ ﺩﻳﺮﮔﺬﺭﻧﺪ ﺭﻭﺯﻫﺎ ﺳﺨﺖ و ﺗﻠﺦ و ﺩﻳﺮﮔﺬﺭﻧﺪ

ﻏﺼﻪ ﻫﺎﻳﻢ ﺭا ﺣﺘﻲ ﺑﻪ ﻣﺼﻂﻔﻲ ﻧﻤﻴﮕﻮﻳﻢ

ﺣﺮﻓﻬﺎ ﺗﻤﺎﻡ ﺷﺪﻩ ﻫﻢ اﻭ ﺧﺴﺘﻪ اﺳﺖ و ﻫﻢ ﻣﻦ.

من مصطفی محمدی نه تنها حرف های تورا در کتاب پایان یک توطعه باور نمیکنم بلکه حرفم این است سمیه دخترم لطفا کمی کمتر مهربان باش….

کمی کمتر عاشق باش و نگران ما نباش و عزیزانت را به خدا بسپار….

___

و پیامی از آقای مصطفی محمدی به سمیه:
(با تشکر دریافت شد)

من مصطفی محمدی نه تنها حرف های تورا در کتاب پایان یک توطعه باور نمیکنم بلکه حرفم این است سمیه دخترم لطفا کمی کمتر مهربان باش….

کمی کمتر عاشق باش و نگران ما نباش و عزیزانت را به خدا بسپار….

من مصطفی محمدی پاسخ سراسر عشق تو را در یافت کردم و به داشتن چنین دختری افتخار میکنم

تو پاسخ عشق من و محبوبه و حوریه و برادرانت را با عشق بی کرانت دادی…

سمیه دخترکم لطفا کمی کمتر مهربان باش تو عاشقی را به اندازه تمامی مبارزان تاریخ به دوش کشیده ای…

لطفا کمی کمتر عاشق باش من و مادرت محبوبه ادبیات تو را میشناسیم و همچنین قلم تو را….

چرا که شناختی بالاتر از شناخت پدر و مادر به فرزند نیست و این حقیقت محض است تو در عشق ورزی اسطوره شده ای لطفا کمی کمتر عاشق باش…

مصطفی محمدی

***

An Unfinished documentary for my daughter – Trapped in Rajavi cult, Mojahedin Khalq
فیلم ناتمامی برای دخترم سمیه


http://youtu.be/CEb5-ZBuk4k

سمیه محمدی

LET SOMAYEH CHOOSE IN A FREE COUNTRY

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=12235

مسعود بهنود : (مستند ناتمامی برای دخترم سمیه) فیلمی که خیلی تکون دهنده بود برایم.

مسعود بهنود بی بی سینیم نگاه به نقل از  تلویزیون فارسی بی بی سی ـ برنامه دیدبان، بیست و هفتم ژوئیه ۲۰۱۴: … تا حالا این طوری درباره مجاهدین فیلم ساخته نشده بود. به نظرم مستند کردن اینکه یک آدمی به کانادا مهاجرت کرده و به قرارگاه اشرف برود و همچنین از اینکه دخترش به او گفته می خواهم بروم به قرارگاه اشرف و ببینم آنجا چه خبر است فیلم گرفته ، تو فرودگاه (کانادا) هم …

لیبرتی، اردوگاهی فراموش شده (مصاحبه با عبدالکریم لاهیجی و ایرج مصداقی)

لینک به منبع

۱۳۹۳/۵/۳

مسعود بهنود : (مستند ناتمامی برای دخترم سمیه) فیلمی که خیلی تکون دهنده بود برایم.

مسعود بهنود بی بی سی

برای دخترم سمیه محمدیمن این فیلم را سه بار دیدم هر سه بار در دقایق ششم و هفتمش بغض اجازه نمی داد فیلم را تماشا کنم. این فیلم خیلی عجیبی ست. فیلم مستندی ست از پدری که چون خودش هوادار سازمان مجاهدین بوده است و فرزندش رو تشویق کرده که او به قرارگاه اشرف برود (درعراق و به مجاهدین بپیوندد) و فرزندش در آنجا مانده است و پدرش بعدا به دیدن دخترش در قرارگاه اشرف رفته است و او تنها کسی است که توانسته است داخل اشرف برود که هم پسرش و هم دخترش در آنجا بودند. این چون خودش اهل این نوع نگرش است تمام مسائل را فیلمبرداری کرده است. فیلم تکان دهنده ای است و این فیلم جایی ساختنی نیست. کسی صحنه ارتباط خودش را با دو تا بچه اش فیلم گرفته ، اولی (پسرش) بعدها از قرارگاه اشرف آمده بیرون و حال در کانادا بسر می برد و دومی (دخترش ـ سمیه محمدی) همچنان مانده است آنجا (قرارگاه اشرف) و جز کسانی است که خانواده هایشان را دفع می کنند و بنابراین فیلم در حقیقت یک فیلم ناتمامی است که سرگذشت پدرش را در ارتباط با فرزندش به تصویر می کشد و …

فرناز قاضی زاده : و آنها از قرارگاه اشرف به کمپ لیبرتی منتقل شده اند.

مسعود بهنود : بله ، تا حالا این همه سال آنها برای همدیگر ، جمهوری اسلامی علیه مجاهدین و مجاهدین علیه جمهوری اسلامی ، حرفهایی گفته بودند و فیلم هایی ساخته بودند اما تا حالا این طوری درباره مجاهدین فیلم ساخته نشده بود. به نظرم مستند کردن اینکه یک آدمی به کانادا مهاجرت کرده و به قرارگاه اشرف برود و همچنین از اینکه دخترش به او گفته می خواهم بروم به قرارگاه اشرف و ببینم آنجا چه خبر است فیلم گرفته ، تو فرودگاه (کانادا) هم فیلم گرفته و وقتی رفته است به دیدن دخترش تنها کسی است که توانسته از توی قرارگاه اشرف هم فیلم بگیرد. به نظرم ازجمله کارهایی ست که به یادگار می ماند.

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/fa/?mod=view&id=3896

فیلمی از تلویزیون “العراقیه”

مصطفی و محبوبه محمدی، دو شهروند کانادا، 

بدنبال جگرگوشه هایشان در بیابانهای عراق

.

تلویزیون العراقیه، دهم ژانویه 2008

تلویزیون العراقیه در برنامه ای مستند با اشاره به فعالیت های مصطفی و محبوبه محمدی که بدنبال نجات دخترشان سمیه به عراق رفته اند به شرح وضعیت بازداشتگاه اشرف پرداخت.

ما امروز فایل تصویری این برنامه را دریافت کردیم.

link to the video file from Alaraghah TV

link to the video file from Alaraghah TV

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=12810

وقتی آب در لانه مسعود رجوی می افتد

سمیه محمدیمصطفی محمدی، بیست و هشتم اوت ۲۰۱۴: …  آدمها هیچوقت “بزرگتریــن اشتباهشون” رو فراموش نمیکنند ، ، بزرگترین اشتبا ه من هم فرستادن دختر م سمیه ۱۶ ساله و پسرم محمد ۱۵ ساله به لانه گرگ ها در اشرف بود . محمد را بعداز سالها با تلاش و کمک خدا از دهان گرگ سالم بیرون کشیدم و سمیه را هم سالم بیرون خواهم اورد. مسعود رجوی سالهاست حق …

(با تشکر از آقای محمدی دریافت شد – ایران اینترلینک)

وقتی آب در لانه مسعود رجوی می افتد

مصطفی محمدی

۲۷ آگوست ۲۰۱۴

آدمها هیچوقت “بزرگتریــن اشتباهشون” رو فراموش نمیکنند ، ، بزرگترین اشتبا ه من هم فرستادن دختر م سمیه ۱۶ ساله و پسرم محمد ۱۵ ساله به لانه گرگ ها در اشرف بود .

محمد را بعداز سالها با تلاش و کمک خدا از دهان گرگ سالم بیرون کشیدم و سمیه را هم سالم بیرون خواهم اورد.

مسعود رجوی سالهاست حق ازدواج و حق بچه دار شدن ، حق مادر و پدر بودن را از اعضای خوددر عراق گرفته است در حالیکه خودش و فرماندهانش در پاریس و دنیای غرب ، مشمول این نقض حقوق بشر تشکیلات نمی شوند . مرگ خوب است برای همسایه

بنابراین حرفهای دل ازار و نا مهربانی ها ی دخترم ، سمیه ، که سالها در زندان تشکیلات ضد انسانی مجاهدین و در سانسور خبری و رشد یافته در محیط بدون عشق و دوستی را به دل نمی گیرم..

سمیه جان

تورادر تلویزیون دیدم ، ترجیح می دادم که در اردوگاه مردم و حق بودی که جدائیت مقبولیت و مشروعیت مردمی داشت .

اگر همانگونه که دختر مریم رجوی را به فرانسه بردند تو هم در فرانسه بودی و در یک تلویزیون مستقل حرف می زدی ، میشد انرا نظر مستقلی دانست . ولی در اردوگاه اسیران لیبرتی ( بغداد ) رجوی مجبور است تورا به تلویزیون بیاورد و نوشته های تکراری این دودهه را ودروغهایی که خودت می دانی ، دروغ است را بجای وی برای کلاه گذاشتن سر معدود هواداران خارج از کشوری بخوانی .

این پروسه را صدها نفری که از تشکیلات بدلیل عدم صداقت و جاه طلبی های رجوی که ارزشی برای نیروهای خودش ، یعنی امثال من و محمد -برادرت ( در گذشته و تو ( در حال حاضر) قائل نیست . ، گذرانده ایم ، کهنه شده است . داستان رجوی دروغگو ، عین داستان چوپان دروغگو کتابهای درسی بود.

اگرچه در اسارتی ولی با تلاشهایم توانستم سلامتی تو را تضمین کنم،

رجوی می داند مطرح شدن تو در سالهای اخیر یعنی اینکه اگر یک مو از سر تو کم شود ، سروکارش با دادگاه سازمان ملل خواهد بود . همانگونه که حکم بازداشت عباس داوری و چند تن از فرماندهان را بخاطر گروگان گیری تو و ده ها نوجوان ازقاضی در عراق گرفته بودم .

همانگونه که قبلا در اطلاعیه مورخ ۲۷ اوت ۲۰۰۶ برابر با ۱۷ شهریور ۱۳۸۵ آورده بودیم

تنها یک درخواست داشتیم سمیه را به یک کشور آزاد منتقل کنید تا وی که در زیر سن قانونی به اشرف برده شده بود و سالهاست که به سن قانونی رسیده است در فضای آزاد و نه در شرایط امنیتی و خفقان تشکیلات مجاهدین ، برای ماندن و یا بر گشتن به خانواده ما در کانادا خود تصمیم بگیرد. .

تشکیلات رجوی در تورنتو پیام داده بوکه مصطفی محمدی کسی نیست . بود ،

نوشتم من کسی نیستم .

من یک نقطه ام .

ولی رجوی دیر فهمید که هیج جمله ای بدون نقطه تمام نمی شود . همان نقطه ای که قاعدتا خوانده نمی شود. الان ۸ سال است که با شرح داستان زندگی ام و اشتباهم در مورد رجوی ، ایرانیان در کانادا ، اب به لانه رجوی ریخته ام .

سمیه جان “من و مادرت ” نقطه ای هستیم که رجوی را تمام کردیم . این را روزی در ازادی خواهی فهمید همانگونه که من و هزاران مجاهد خیانت دیده از پلیدی رجوی ، فهمیدیم .

مستند دخترم ، خواب را از رجوی گرفته است . مستندی که روایت زندگی و حضور من در اشرف و در میان مجاهدین بود . سالهایی که فکر می کردم رجوی دلش برای مردم می سوزد. به قول ایرج میرزا

غم ملت زبس خوردند مردند

ورم کردند از بس غصه خوردند

شروع مجدد ا توپخانه تهمت پراکنی رجوی در سیمای خیانت رجوی و سایت های وابسته به وی یعنی سوزش رجوی از سندهای تاریخی که تا قیام قیامت خواهد ماند و مردم ایران با دیدن ان خود قضاوت خواهند کرد که رجوی چه دیکتاتور کوتوله و وطن فروشی بوده است .

مااز سال ۲۰۰۶ حرفمان یکی بوده است در ان زمان جرممان خواستن ازادی دخترمان بود و در سالهای اخیر جرمما ن ازادی همه اسرا ی نگون بخت اردوگاه لیبرتی و انتقال به اروپا هست .

اینم پایان نامه ما در ژانویه ۲۰۰۸ برای یاداوری به رجوی که ما ایستاده ایم و پیگیر . با مهر پدری و مادری یکی از مافیایی ترین و مخوف ترین گروه های را مجبور به موضع گیری کرده ایم .

حق و باطل

داستان سیمه داستان مبارزه حق و باطل است . داستان مشروعیت و اهمیت خانواده در قبال کسانی که برایشان خانواده ارزشی ندارد .

برای کسانی که با یک فرمان خانواده ها را متلاشی می کند که وصل به رهبر تنها شرط پیروزی است . این خانواده ها پس از تلاشی به امید وصل و فرمان معجزه آسا برای پیروزی روز را به شب ؛ شبها را به ماه و ماهها را به سر می کنند ولی رهبر که همه به ا و وصل شده اند خود از از صحنه گریخته است . و هوادران را هم بی مغز تصور می کند که از وی نپرسند کجا هست زیرا رژیم سو استفاده می کند .

مجاهدین آنجا که پای سازمان خودشان هست کمک خواستن از هردولتی مجاز است ولی آنجا که پای خانواده هاد رمیان هست می گویند با جمهوری اسلامی مبارزه کنید.

پیروزی مجاهدین و سرنگونی جمهوری اسلامی چه نفع مادی خاص برای ما به عنوان خانواده مصطفی محمدی می تواند داشته باشد جز ابراز شادی آزادی مردم ایران که سالهاست که از آن دور زندگی می کنیم. و به آن تعلق داشته ایم .

فرزندان ما سالهاست که در چنگال اهریمنی شما اسیر هستند . آنها هستند که مرخصی و آزادی ندارند .انها در زندان اشرف هستند . شما بودید که تمامی درهای گفتگو را بسته نگهداشتید . بنابر این خود کرده را تدبیر نیست. هر وقت سمیه را آزاد کردید آنوقت از ما طلب مبارزه کنید .

سازمانی که ادامه حضورش به آمدن و یا ماندن سمیه بستگی داشته باشد دلیل بی اعتباری و مزدوری بودن آن سیستم هست والا کسی که در خاک ریشه داشته باشد از ریختن برگهایش در توفان هیچ واهمه ای ندارد زیرا سالهاست که در بربیابان به مسافران سایه می دهد تا خستگی راه را بدرکنند و می داند که زمستان خواهد رفت و بهار خواهد آمد و برگها دوباره خواهند روئید .

حتی اگر درخت را از ریشه بکنند آن خدمتی که به مردم کرده است از یادها فراموش نخواهد شد . در حالی که همان مردم ریشه کننده درخت را به بدی نام خواهند برند.

رجوی بی ابرو تر و بی اعتبار تر می شود . . حق بر باطل پیروز هست

خانواده محمدی

بغداد – عاشورای حسینی ۲۰۰۸

***

همچنین:

 مستندی ناتمام برای دختر سمیه (گرفتار در مجاهدین خلق، فرقه رجوی)Silencing the victims of Mojahedin Khalq (MKO, MEK, Rajavi cult, PMOI, NCRI …) to promote Maryam Rajavi

سوء استفاده از سمیه محمدی و عواطف خانوادگی ممنوع ، رجوی دستت کوتاه …

برای دخترم سمیه محمدیحسینی، انجمن نجات، مرکز تهران، هجدهم اوت ۲۰۱۴: …  سئوال این است : چرا سمیه را به کانادا نمی فرستید تا روبروی خانواده اش قرار گرفته و حرفها را خود بگوید ؟ چرا حرفهای سمیه از راه دور و با فاصله جغرافیایی ، به خانواده اش باز نشر می گردد؟ واقعیتی که در فیلم نشان داده شد این بود که سمیه هیچ حرف

واکنش رجوی “در برابر مستند ناتمامی برای دخترم “

زهرا میر باقریزهرا سادات میرباقری، انجمن نجات، مرکز تهران، هفدهم اوت ۲۰۱۴: …،در سایت رجوی بنام ایران افشاگر درتاریخ ۲۴ مرداد فقط چند سطرازطرف سمیه چاپ شده است بقیه نوشته ها کپی نامه های واداشته شده گذشته است که اکثر آنها در زمان حفاظت امریکایی ها دراشرف بوده است .این شیوه رجوی در قبال تمام افشاگریهای خانواده ها

تشبهات بی‌نظیر دو فرقه با هشت صد سال فاصله تاریخی

عادل اعظمی، ایران اینترلینک، چهارم اوت ۲۰۱۴: …نوشته حاضر مقایسه ایست شگفت انگیز بین فرقه باطنیه و فرقه رجوی با تجربیات و مشاهدات شخصی خودم که سالها در سازمان بوده‌ام و داغ فرقه گری را با پوست و استخوانم تجربه کرده‌ام و استناد به کتاب خداوند الموت تألیف پل آمیر و ترجمه زیبای ذبیح الله منصوری. از آنجا که سازمان و هو