خانه سالمندان. جوانانی که برای هیچ پیر شدند

خانه سالمندان. جوانانی که برای هیچ پیر شدند

میلاد آریاییمیلاد آریایی، ایران قلم، نوزدهم فوریه 2015:… این‌ها زمانی همه رزمنده بودند با هزاران امید و شور و شعف انقلابی که هم آلان مال باختگانی را شبیه هستند که شاید بدرستی نمی‌دانند که مال شان را چه کسی ربوده است، برادر مسعود و خواهر مریم تا در هزار توی دو دلی ها و افسردگی‌ها شاید خودشان بودند که به خودشان رحم نکردند.واقعیت را دیدند ولی نپذیرفتند و شاید بهتر دیدند که نپذیرند ، حقیقت را شنیدند …

گزارش کمپ لیبرتی 6مسعود رجوی_ از گله وشکایت از ارباب جدید ( امریکا ) تا تقاضای اسلحه برای سالمندان لیبرتی ( ! )

لینک به منبع

خانه سالمندان. جوانانی که برای هیچ پیر شدند

میلاد آریاییمیلاد آریایی ــ ۱۹ فوریه ۲۰۱۵ چهرهای آفتاب سوخته – با چشمانی سو سو زنان و پر از تردید و ابهام همراه با گونه هایی بر آمده از اندیشه‌ای فرو افتاده در وحشت از آینده‌ای بی سرانجام با هزاران سؤال بی پاسخ!؟

چهره مردان و زنانی در هم فروکشیده است که کت و شلوار و پیراهن سفید همراه با کراوات شان نتوانسته سختی‌ها و چین و چروک های صورت شان را بپوشاند.

این‌ها زمانی همه رزمنده بودند با هزاران امید و شور و شعف انقلابی که هم آلان مال باختگانی را شبیه هستند که شاید بدرستی نمی‌دانند که مال شان را چه کسی ربوده است، برادر مسعود و خواهر مریم تا در هزار توی دو دلی ها و افسردگی‌ها شاید خودشان بودند که به خودشان رحم نکردند.

واقعیت را دیدند ولی نپذیرفتند و شاید بهتر دیدند که نپذیرند ، حقیقت را شنیدند ولی به آن نیندیشیدند فرقی نمی کند اکنون سیمای سالمندان در چهارچوب حصار های لیبرتی گرفتار با مسمی ترین لغتی است که میتواند آنان را معنی و تعریف کند.

خانه سالمندان کمپ اشرف ای بود که به لیبرتی منتقل شد و آنانی که خوش شانس ترند شاید سر از آلبانی در آورند.

در یک فرض محال اگر همین آدم‌ها به گذشته جوانی شان برگردند و یا شاید دوباره متولد شوند در پاسخ پدر و مادرشان که زحمات بسیار برای بزرگی و پرورش آنان داشتند چه پاسخی خواهند داشت؟ راستی آنانی که بزرگ ترند در پاسخ فرزندانشان چی بایست بگویند که چرا سرنوشت شان را این چنین رقم زدند؟

و اینکه چگونه فریب مشتی دغلکار و دکاندار سیاست را خورده و مهمتر اینکه فراموش کردند دست و پایی دارند و بالاتر اراده ای برای آزاد اندیشیدن و نه برای طعمه حریق نگهبانان خود شدن و گوشت دم توپ سوداگرانی بی مقدار.

خانه سالمندان

گذر ایامی را به نمایش می‌گذارد که جوانی که در ۲۰ سالگی پا به عرصه و راههای واهی گذارد که دیگران برایش تصمیم بگیرند و چون رجوی برایش دیکته کند که چگونه زندگی کند و چگونه هستی و جان خود را در سبد یغماگران به تاراج بسپرد.

اما آنان اکنون حداقل سن‌شان از ۵۰ سال گذشته و بسیاری ۶۰ سال را تجربه کرده‌اند اما کودکانه بدنبال اسباب‌بازی خود میگردند که خودشان را سرگرم کنند به شوق پیروزی موهوم و سراب آرزوها.

آنان سلاح شان را میجویند که رهبری شان از جیب شان در آورده که نه سلاح شان بلکه جوانی – طراوت – چه بسا زیبایی‌ها و شور وشعف بالندگی شان را یک‌جا به سرقت برده است.

اعضای خانه سالمندان شب را روز و روز را شب خواهند کرد در اندیشه خورشید گرما بخشی که تنها به مانند یک نقاشی روی دیوار کشیده شده و ریشه‌ای در واقعیت ندارد.

با آرزوی بهروزی و معجزه ای امکان‌پذیر که صمیمانه برای تک تک شان آرزو دارم.

مجاهدین خلق فرقه رجوی تروریسمدرخواست مضحک برگرداندن ده در صد سلاح زمینه سازی برای کشتار ساکنان لیبرتی

مسعود رجوی در حال مبارزهچراغ خاموش کردن رجوی (امام حسین نه شب عاشورا غیبش زد و نه ده سال بعد از زیر قبای یزید نوار صوتی داد)

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=16140

بشکند دستی که نمک ندارد

میلاد آریایی، ایران قلم، پنجم فوریه ۲۰۱۵:…  یک زمانی این جداشدگان از خدا بی‌خبر ما بر و بر جلوی ما ایستاده و با صدای بلند میگفتند – زمان به زیان شماست- ما قبول نمی کردیم آلان که راست اش نه تنها زمان که مکان هم به زیان ما شده است . زمان و مکان اتحاد کردند علیه ما بخدا، توافق هسته ای هم که بیاید رویش ، می‌شود راه بند نوین استراتژیکی و خیلی جدید انقلاب که یکبار مفصل هشدارش را داده بودم …

تروریست ها شورای ملی مقاومت رجویاعضای ” شورای ملی مقاومت ” بدانند که چه نانی می خورند؟

لینک به منبع

بشکند دستی که نمک ندارد

واقعاً نمی‌دانی ما خیلی بد شانس ایم ، روی هر چیزی دست میگذاریم تو زرد از آب در می‌آید

یک نمونه زنده‌اش همین جریان ترور های توی فرانسه که حسابی عرصه را بر خواهر مریم باز کرده ولی حضور صدها پلیس آنرا تنگ کرده ، حالا خدا را شکر یک تظاهراتی گذاشتند اون وسط خواهر مریم هم خودش را جا کرد که بیشتر از این روی ما حساس نشوند چون ما آمدیم با سلام و صلوات از گروه داعش به عنوان قیام دهقانان و عشایر غیور و مردمی دفاع کردیم حالا جرأت نداریم سرمان را بگریم بالا بگیم ما بودیم ، می‌بینی چه کرده‌ایم با خودمان !؟

این‌ها داعشی ها را میگویم از دایناسورها هم وحشی ترند ولی خوب چه می‌شود کرد؟ در زمانی که – برادر مسعود – این چنین دست اش توی پوست گردو گیر کرده است خوب به نظرم به هر خس و خاشاکی آویزان شدن بدور از فایده نیست.

این هم که دیدید چه شد یک دنیایی علیه آن‌ها بر خواستند فقط توی همین پاریس ۳ میلیون نفر علیه ترور و تروریسم راه پیمایی کردند شوخی نیست ، خوب این همان جایی است که خواهر مریم به عنوان رئیس جمهور مقاومت سالهاست حضور داشته ولی دریغ از آنکه کسی برایش تره خورد کند ، خوب میدانید این یعنی چه ؟

یعنی اینکه ما عراق را که از دست دادیم هیچ ، … فرانسه را هم داریم از دست میدهیم . آلان فرانسه تا حالا همینطوری و زیر سیبلی حضور ما را پذیرفته و صدایش هم در نمی‌آمد و انگار نه انگار که ما در لیست گروههای تروریستی نام مان آن بالا تابلو شده بود و به روی مبارک اش هم نمی‌آورد ولی هر چیزی یک زمانی دارد یک نقطه پایانی دارد .

آلان که فقط ۵۰۰ پلیس مدرسه‌ها یهودی‌ها را کنترل میکنند و همین مقدار هم تقریباً ضریب امنیتی شان را بالا برده‌اند چطور ما میتوانیم برویم و یواشکی از قبرستان گل بدزدیم و ببریم اورسورآواز و بگذاریم جلوی تریبونخواهر مریم و عکس بگیریم و باقی قضایا ؟ یک قدری ای هواداران سازمان به خود آید این‌ها همه‌اش نمونه است که اصل موضوع را بفهمید !

به هر صورت پیش‌بینی و تحلیل من از آینده به عنوان یک هوادار که تاکنون همه چیز را بو کشیده و فهمیده و بخاطر همین هم بود که عراق نرفته و دم لای تله نداده است بسیار تنگ و تاریک است و جاده ها چه بسا باریک

یک زمانی این جداشدگان از خدا بی‌خبر ما بر و بر جلوی ما ایستاده و با صدای بلند میگفتند – زمان به زیان شماست- ما قبول نمی کردیم آلان که راست اش نه تنها زمان که مکان هم به زیان ما شده است . زمان و مکان اتحاد کردند علیه ما بخدا، توافق هسته ای هم که بیاید رویش ، می‌شود راه بند نوین استراتژیکی و خیلی جدید انقلاب که یکبار مفصل هشدارش را داده بودم.

به هر صورت بالا رفتن ضریب امنیتی ضربان قلب خواهر مریم را بالا میبرد ، ضربان قلب بالای خواهر مریم ، فشار برادر را بال میبرد واو هم که بیچاره همه امید اش شده این ور آب و تحرکات خواهر مریم و این‌ها ربط دارند همه به هم بخدا . البته خدا خودش به خیر کند کاش برادر بود و خودش کاری میکرد که متأسفانه او هم نیست و به نظر میرسد با این اوضاع حالا حالا ها آفتابی نمی شود.

جدا من بوی خوشی از این حوادث به مشام ام نمی‌رسد تحلیل‌های مرا هر کی شنیده بعدش بهش رسیده حالا این بود از ما گفتن تا که چه به نظر افتد

همیشه شاد و گوش به زنگ باشید

میلاد آریایی

شکرالله پاکنژاد مزدور صدام رجوی خیانترجوی تمامی اتهامات پولشویی، دزدی و کلاهبرداری و … را قبول کرد (شورایی ها و رسیدهایشان)


(Rajavi from Saddam to AIPAC)

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=15806

فیس بوک ، برادر مسعود و ۳۰ دی

میلاد آریاییمیلاد آریایی، ایران قلم، بیست و ششم ژانویه ۲۰۱۵:…  آقا جان من دیگه به اینجام رسیده و میخواهم یک مشکل لاینحل را با تمامی هواداران خارج از کشور بویژه در اروپا و همچنین با خود « خواهر و برادر ـ» مطرح کنم . مشکلی است که خیلی وقت است با آن درگیر هستم ولی کلی پشت گوش میاندازم و تناقض آن یقه مرا ول نمیکند. همینطور که خاطر مبارک تان است به مناسبت ۳۰ دی و سالروز آزادی برادر از …

لینک به منبع

فیس بوک ، برادر مسعود و ۳۰ دی

آقا جان من دیگه به اینجام رسیده و میخواهم یک مشکل لاینحل را با تمامی هواداران خارج از کشور بویژه در اروپا و همچنین با خود « خواهر و برادر ـ» مطرح کنم . مشکلی است که خیلی وقت است با آن درگیر هستم ولی کلی پشت گوش میاندازم و تناقض آن یقه مرا ول نمیکند.

همینطور که خاطر مبارک تان است به مناسبت ۳۰ دی و سالروز آزادی برادر از زندان های شاه و بر اساس تجربه سالهای قبل که هی این مسئولین میزدند توی سر ما که چرا شما هواداران در چنین مناسبت میمونی ! وظایفشان را انجام نمیدهند و از طریق فیس بوک و تویتتر جهان را تسخیر نمیکنید امسال ما سعی کردیم مثلاً یک غلطی بکنیم و این کار را بکنیم و من به طور خود جوش دست بکار شدم و تلاش کردم که واقعاً این امر را پاس بدارم.

به همین منظور یک پیام کوچولو به عنوان تبریک به مناسبت این روز روی ( فیس بوک ) شخصی ام گذاشته و بعد فرستادم این ور و آنور ، آقا چشمتان روز بد نبیند فحش و بد وبیراهی نبود که در هر ثانیه دهها مورد آن را نثار من که نه بلکه – برادر – میکردند ، یکی پیدا نشد بگه دست ات درد نکنه.

من خدایی هل شده بودم و بهت زده به این همه کامنتی که قطع نمیشد ، میخواستم بگم غلط کردم پیام را بردارم .. بیشتر آبرو ریزی نشود ، نمیتونستم و خدا شاهد است پدر و مادری از – برادر – درآوردند که آن سرش نا پیدا و روز روشن آفتابه گرفتند روی سر برادر و مظلومانه غسل اش دادند.

بیا آینه مردم ما… این همه بد بختی و دربدری و آخر سرش هم این ، به کی آدم بگه درد اش رابه مسئول خواهر که آدم جرأت نداره واقعیت را بگه – توی دل ام را بگم آنها بیشتر توی عالم هپروت سیر میکنند یک عدهای هم که واقعیت را میدانند خودشان را به آن راه میزنند کاسه کوزه ها را توی سر ما هواداران میشکنند و میگویند کم کاری از شماست.

من نمیدانم که چی به خورد این خلق قهرمان دادند که اینقدر با – برادر – ضد شده و جمع اضداد ما پیوستند واقعاً من بهت زده شده بودم از این همه مزدور وزارت اطلاعات ! که تمامی نداشت.

خدایی من هم خودم به این نتیجه رسیدم که نمیشود این همه « کامنت » مال وزارت اطلاعات باشد اصلاً ۵ دقیقه نشده بود من پیام تبریک را گذاشته بودم توی دل خودم به این نتیجه رسیدم که بد هم نیست جمهوری اسلامی این فیس بوک و. تویتتر را ببندد دمکراسی آنقدر ها هم که میگویند خوب نیست شما خواهشا سری به این فیس بوک و بویژه خبر ۳۰ دی سالروز آزادی برادر را ملاحظه بفرمایید تا ببینید من تا کجا میسوزم تازه روایت هست که هنوز هم ادامه داره.

خوب این آزادی به چه درد میخورد چه معنی داره، اصلاً واضح تر تناقض ام را بگویم ما برای چی باید برویم کشته شویم کهخلق قهرمان آزاد شود، خلقی که اینگونه با برادر میکند پیش خودم میگفتم عجب کار خوبی کردم نرفتم عراق الکی کشته شوم که چی ؟ بیا این هم آخرش من واقعاً به این هوش سرشار برادر احسنت و آفرین گفتم که ۲۰ سال پیش به گوش خودم شنیدم که آنجایی که در سرود معروف سازمان گفته میشد – برخیز ای خلق ستم دیده – برادر با آن دید عمیق اش آن زمان می سرود – برخیز ای خلق پدرسوخته ! – این است رهبری که ۲۰ سال پیش این روزها را دیده بود

رهبری یعنی این!!! او در خشت خام چیزی دیده بود که این خلق تا کجاها چشم دیدن ما را نخواهد داشت و اینکه میگویند مبارزه را باید ادامه داد … این همان تناقض کبیری است که یقه مرا ول نمیکند، امیدوارم که نگویید من بریده ام و هکذا من نبریده ام راست اش با این چیز هایی که میبینم پر پر شده ام.

و یاد مطلبی افتادم که چندی پیش خوانده بودم

روزی حکیمی را پرسیدند « علاج این درد » چیست ؟ حکیم رفت و بالشی را بیاورد ، سپس سرش را بر روی بالش قرار داد و فرمود : گم شین بیرون میخوام بخوابم … مردمان را نفهمیدندی چه شد ولی صدای گریه حکیم آنی قطع نمیشد حکیم گوییا خسته بود …. خسته !! و بسیار دل شکسته

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=15565

سلاح آمریکایی ، حق مسلم ماست

میلاد آریایی، ایران قلم، پانزدهم ژانویه ۲۰۱۵:…  خواهشا این خواسته سخنگوی رهبری ما در اسلو و درخواست ۲۰۰۰ سلاح و چند تا ضد هوایی را به دیده منت یک بار دیگر بررسی کنید شاید نظرتان عوض شود. حقیقت اش ما این را پیشاپیش می‌گوییم که بفهمانیم خطر را بغل گوش خود حس کرده‌ایم و اگر کلی در همین لیبرتی شهید شدند بگوییم ما که از قبل گفته بودیم تازه درخواست مشخص هم داده بودیم پس کشته شدن …

لینک به منبع

سلاح آمریکایی ، حق مسلم ماست

بابا من نمیدانم چرا اینقدر به ما سخت میگیرند آلان توی تمام دنیا گروههای تروریستی تانک دارند ، نفر بر دارند حساب بانکی متعدد دارند توی روز روشن نفت میفروشند و توی اروپا آنرا به دلار و یورو تبدیل میکنند ما یک سلاح انفرادی با چند تا ضد هوایی آن هم برای حفاظت از جان خودمان میخواهیم کلی از ما مدرک و استدلال میخواهند، ای بخشکی شانس ، دیدی چطور آمریکا ما را خر کرد کلی تانک ها و نفر برهای روسی وکاتیوشا و خمپاره و کاتیوشا را الکی الکی از چنگ مان در آوردند تا برسیم به امروز که محتاج چندر غاز همه‌اش روی هم رفته ۲۰۰۰ سلاح انفرادی ! باشیم ؟

بعدش هم مثل آب خوردن البته با پس گردنی آن‌ها را تحویل گرفته و نمیدانم توی لوله هایش چی ریخته بودند که مثل پنیر تا میشد بعدش هم که خودتان شاهدید اردوگاه مان را هم تخلیه کردند و شدیم چوب دو سر طلا آخر آلان چه کسی برای ما تره خرد میکند نه سلاح داریم نه زمین داریم نه قرارگاه و پادگان همه‌اش بدنبال لیفتراک !؟

درست است ما زندان داریم و شکنجه میکنیم و میکشیم آنکه برادرم کشت، آنکه خواهرم کشت و کاری میکنیم که همانهایی که برایمان ۲۰ سال ۳۰ سال زحمت و رنچ کشیدند میرسانیم به جایی که آرزوی مرگ خودشان را در روابط ما بکنند ولی خوب این‌ها بچه‌های خودمان هستند بلاخره با آن‌ها یک جوری کنار می‌آییم. ما که نیامدیم دیگران را شکنجه کنیم یا زندانیان گوانتامانو را بلا سرشان بیاوریم.

پای حرف همین بچه‌های خودمان بنشینید خودشان می‌گویند که برای رشد شان همین کارها ضروری بوده است منظورم رشد ایدئولوزیکی شان است بنابراین این‌قدر توی سر ما نزنید شما میخواهید خشونت راه بیندازید و از این حرف ها.

خواهشا این خواسته سخنگوی رهبری ما در اسلو و درخواست ۲۰۰۰ سلاح و چند تا ضد هوایی را به دیده منت یک بار دیگر بررسی کنید شاید نظرتان عوض شود.

حقیقت اش ما این را پیشاپیش می‌گوییم که بفهمانیم خطر را بغل گوش خود حس کرده‌ایم و اگر کلی در همین لیبرتی شهید شدند بگوییم ما که از قبل گفته بودیم تازه درخواست مشخص هم داده بودیم پس کشته شدن افراد تقصیر ما و رهبری ما نیست گفتیم سلاح بدهید ، ندادید ، اینطوری شد.

درست است او ما رادر لیبرتی به عنوان گوشت دم توپ نگه داشته ولی همه میدانند همه این خطر ها و جان فشانی های رهبر ما بخاطر کانون استراتژیکی نبرد همراه ششکی قابل تأمل حاضران است و بس.

من حقیقتاً به عنوان یک هوادار همیشه در صحنه از رهبری پاکبازمان یاد گرفته‌ام که هیچ وقت دم لای تله ندهم و خودم را برای روزهای مبادا در همین اروپا سالم و سر و مور و گنده نگه دارم و از زبان برادرخاطر نشان میکنم فردا کسی کشته شود تقصیر ما نیست ها …. به رهبری ما هم که چراغ ها را با کنترل از راه دور خاموش کرده خرده نگیرید ها … گفته باشم

و برای آخرین بار میگویم و تأکید میکنم که ما را به سلاح انفرادی مجهز کنید و این فقط یک تهدید نیست واقعاً یک خواست انقلابی و عاجزانه است که کسی خدای نکرده کشته نشود و این از ما گفتن بود و تا کجا پیدا شود گوش شنوا

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=15007

جیغ بنفش رجوی با باندرول سخنگویش در اسلو

کمپ اشرف سپتامبر 2013-1مجتبی رشیدی، پاریس، بیست و هفتم دسامبر ۲۰۱۴:… طنز تاریخ را ببنید که دوباره این مردک ادعای حفاظت از لیبرتی و دادن درس پایداری و امنیت به عراقیان را کرده است .فقط ناقابل تعداد دوهزار سلاح سبک و چند قبضه سلاح ضد هوایی برای تامین هوایی اردوگاه اسیران در لیبرتی درخواست کرده است. باید به این مردک دیوانه و بی اراده و بوقلمون صفت گفت . دیوانه این راه که تو می روی به ناکجا آباد است …

با تشکر از آقای رشیدی دریافت شد

https://iran-interlink.org

جیغ بنفش رجوی با باندرول سخنگویش در اسلو

در سال ۲۰۱۴ که درروزهای پایانی آن هستیم کلیه ترفندی های رجوی نقش بر آب شد و ماهیت او باز هم بیشتر از قبل برای حامیان آمریکایی فرقه اش و هم چنین نماینده ویزه سازمان ملل در عراق روشن شد. قرار بود در جریان باز اسکان اسیران لیبرتی تعدادی را هم آمریکا بپذیرد . اما شرط پذیرش را دولت آمریکا در خواست انفرادی افراد و لغو عضویتشان از فرقه رجوی را بعنوان پیش شرط اعلام کرد است. از طرف دیگر نماینده ویژه سازمان ملل هم می خواهد هر چه سریع تر پرونده حضور فرقه رجوی در عراق بسته شود و با سفر به کشورهای منطقه و جهان دنبال سر پناهی برای این اسیران نگونبخت میگردد.

در این وانفسا و بعد از رسیدت آخرین گروه از اسیران لیبرتی به البانی ؛ وحشت سر تا پای رجوی ودستگاه زیر دست او را فرا گرفته است . لذا رجوی احساس خطر کرده و بازهم بد جوری قافیه را باخته و در حال باختن است .پس باید برای مدت حتی چند ماهه چاره اندایشی کند .

لذا اینبار اما نه با پیام صوتی یا نوشتاری خودش بلکه بنام سخنگوی فرقه در اسلو یک اطلاعیه سراسر از سوختگی و گزش از اربابش آمریکا و هم چنین سازمان ملل ؛ اقدام به انتشار یک اطلاعیه کرده وبرای اسیران فتوا صادر کرد که خبری از لغو عضویت نیست و به این وسیله از ترسش پیشاپیش خواست اذهان تعدادی از اسیران که امکان پذیرش آنها توسط آمریکا وجود دارد را؛ آببندی کند و آب پاکی را روی دستان همه آنها بریزد.برای سس مالی کردن این کثیف کاری اش به یک فرقه بلوف توخالی هم متوسل شد ه که اگر آمریکا فقط ده درصد سلاحهای مارا بر گرداند . ما از لیبرتی که دفاع خواهیم کرد هیچ ؛ بلکه درسی هم به انهایی که دنبال امنیت عراق هستن خواهیم داد که البته از ترسش جرات نکرده اسمی از نخست وزیر جدید عراق ببرد و به همان امنیت ملی عراق اکتفا کرده است

بنابراین بر اساس ادعای سرکرده فرقه وسندی که از تحویل دهی تسلیحات به امریکایی منتشر کرده باید دولت آمریکا تعداد ۲۰۰۰ قبضه سلاح سبک به همراه چهار قبضه تیربار دوشکا و یک سلاح ضد هوایی به جناب سرکرده تحویل دهد. که با این سلاحها ؛ او با اسیران لیبرتی یک درس فراموش نشدنی و تاریخی به آنهایی که در صدد اخراج فرقه از عراق هستند بدهد.

در ظاهر این لیست درخواست رجوی به دولت آمریکا خنده دار و مضحک بنظر می رسد . اما این حکایت از واقعیت های تلخ و وضعیت بسیار بحرانی درون تشیکلات است که از هر سو رجوی را محاصره کرده است و او هم از فرط این همه فشار شروع به کشیدن جیغ بنفش نموده و به این صورت خواسته است که با سیلی صورتش را سرخ نگهدارد . آنچه مد نظر او وتشکیلات کثیفش این است که :

به هر نحوی تا حدودی فشارهای روی تشکیلات را کم کند .و چند صباحی بیشتر اسیران را در اردوگاه لیبرتی نگهدارد.ودر برابر اربابش هم اینبار با لحنی دیگر به التماس و در خواست که آقای من؛ تو به من سلاح بده ودیگر کارت نباشد .من هم رزیم ایران را سرنگون می کنم وهم امنیت عراق را سر وسامان می دهم.

عجب درخواستی و عجب ادعایی ……………

درست در اوایل سال ۲۰۰۳ رجوی دستور یا بقولی یک فرمان نظامی صادر کرد مبنی بر اینکه اگر نیروهای ائتلاف به رهبری آمریکا یک گلوله به سمت ما شلیک کردند .ستون های زرهی ارتش به اصطلاح ازادیبخشش به سوی مرز ایران پیشروی را آغاز کنند و شروع به تسخیر ایران کنند و تا تهران پیشروی نمایند. اما نیروهای آمریکایی و متحدین او تا توانستند بمب ریختند و با موشک حتی پناهگاه شخص رجوی و همسرش را با خاک یکسان کردند. در ان زمان هم رجوی؛ به یک فرقه غلط کردم گویی افتاد و بجای رفتن به سمت مرز ایران فرمان عقب نشینی به اشرف و مقر سپاه دوم عراق را که آمریکایی بصورت موقت در اختیار فرقه قرار داده بودند صادر کرد. و بعد از مدت ها با ماست مالی کردن افتضاحش ؛ گفت من در انتخاب بین سلاح و صاحب سلاح ؛ صاحب سلاح را انتخاب کردم. و تعدادی از دلقک های آن زمان شورای باصطلاح رهبریش هم مدت ها با این ترفند دل اسیران را خوش کردند. اما دیری نپایید که فرقه با یک ریزش جدی مواجه شد و بیش از ۷۰۰ نفر از فرقه جدا شدند و برای خلاصی از جهنم رجوی به نیروهای آمریکایی پناه بردند. بگذریم که آمریکایی هم حتی یک نفر از جداشدگان را به کشور ثالثی نفرستادند و مصیبت هایی بر جداشدگان وارد امد که خود داستانی مفصلی دارد و در این مختصر نمی گنجد.

طنز تاریخ را ببنید که دوباره این مردک ادعای حفاظت از لیبرتی و دادن درس پایداری و امنیت به عراقیان را کرده است .فقط ناقابل تعداد دوهزار سلاح سبک و چند قبضه سلاح ضد هوایی برای تامین هوایی اردوگاه اسیران در لیبرتی درخواست کرده است. باید به این مردک دیوانه و بی اراده و بوقلمون صفت گفت . دیوانه این راه که تو می روی به ناکجا آباد است و این افاضات بی سر و تهت که از ترست اینبار به اسم سخنگویت در اسلو روی انتن ها برده ای دردی از درد هایی که تشکیلات عنکبوتی ات را درمان نخواهد کرد. و همه و تمام اربابانت به ریشت خواهند خندید. تو که یک زمانی بقول خودت تا دندان مسلح بودی از ترس چند تا بمباران قالب تهی کردی و به دست و پای آمریکایی در عراق افتادی و مثل میمون جلو آنهادولا و راست میشدی. مریم خانم رابه همراه تعدادی از مزدورانت به ساحل امن فرستادی . خودت هم که از ترس به سواخ موش فرو رفتی . چه شده که الان دوباره فیلت یاد هندوستان کرده و آسمان به ریسمان می بافی و ادعایی کردی که مرغ پخته را هم به خنده وا می دارد.البته در منطق رجوی حرف یاوه زدن و توپ تو خالی در کردن یک امر ناشناخته نیست و بر همگان روشن است .

بنابر تجربه و شناختی که از کارکرد فرقه و شخص رجوی دیوانه وجود دارد ؛ این یاوه رجوی فقط مصرف داخلی دارد و لاغیر وخارج از فرقه کسی تره برای این درخواست مسخره خرد نمی کند. و اسیران هم می دانند که رجوی می خواهد بازهم در سال جدید عرصه رابیشتر از قبل بر انها تنگ ترکند و بنحوی گوش افرادی را هم که دنبال دادن لغو عضویت از سازمان وخلاص شدن از جهنم رجوی هستند بکشد. اما باز هم کور خوانده و بازهم روسیاهی بیشتر برای رجوی و کلیه مزدوران او در پی خواهد داشت.

مجتبی رشیدی

پاریس

حیدر العبادی نخست وزیر عراقحیدر العبادی سازمان مجاهدین خلق را نگران کرده است

ابراهیم خدابنده الجعفری عراقگفتگوی ابراهیم خدابنده با ابراهیم جعفری (درخواست عاجل خانواده ها)

همچنین:

لیبرتی و روایت کانون استراتژیکی !! نبرد

میلاد آریایی، ایران قلم، پنجم ژانویه ۲۰۱۵:…  راستش اینجاهوا خیلی پسه !! برادر حسابی عصبانی است و معلوم نیست پاچه چه کسی را میخواهد ااول بگیرد همه مسئولین از دست اش در می‌روند و خودشان را آفتابی نمی‌کنند. البته اول قرعه به نام آمریکا و بعدش سازمان ملل و مالکی و آخر سر هم قرعه به نام جدا شدگان از خدا بی‌خبر ما افتاد .موضوع

اندر فواید انقلابی « دروغ »

میلاد آریایی، نوزدهم دسامبر ۲۰۱۴:…  شما نگاه کنید به گذشته وقتی با کمال احترام در زیر قبای صدام حسن جا خوش کرده و به خاک عراق قدم گذاشتیم به دروغ نام آنرا – سفر تاریخ ساز صلح و آزادی – گذاشتیم به این میگویند دروغ مصلحت آمیز از نوع انقلابی آن. یا مثلاً در زیر تنور جنگ فوت می‌کردیم و تلاش داشتیم هر چه بیشتر جنگ ایرانم و عرا�

توافق هسته ای، راه بند نوین و خیلی جدید انقلاب

میلاد آریایی، نهم دسامبر ۲۰۱۴:… شرایط بسا دشوار تر از گذشته است خوشبختانه «برادر» نیست که این روزها را ببیند و فقط خبرها را می‌شنود و پیام‌های تاریخ سازش را بر همین اساس تنظیم میکند و اگر مشاهده میکنید که تحلیل‌ها اساساً ۱۸۰ درجه آن طرف ماجرا است به همین دلیل است شما به بزرگی خودتان ببخشید. ذکر این مصیبت ، ببخشید این واق�

پاسخگویی موشکافانه ، چرا ما رفتیم به عراق! و باقی قضایا

میلاد آریایی، ایران قلم، سوم دسامبر ۲۰۱۴:…  ببینید، گفته‌ام و خیلی هم روی این مساله من جدی هستم که من همیشه به پیروزی در ایران و اینکه به قدرت برسیم و تشکیل دولت بدهیم و رئیس جمهور خواهر مریم را معرفی و سپس بلافاصله انتخاب و نهایتاً به جهانیان اعلام کنیم ، پایبند هستم . بارها در خواب دیده‌ام که به مجلس بهارستان می‌روی