خانواده، آنتى تز ايدئولوژى رجوى

خانواده، آنتى تز ايدئولوژى رجوى

عبدالکریم ابراهیمیعبدالکریم ابراهیمی، ایران فانوس، چهارم می 2015:…  راستى چرا رجوى و سران تشكيلاتش اينقدر از خانواده و اسم آن ميترسند؟ دليل اين همه رذالت رجوى و سران تشكيلاتش در حق اين پدر و مادرهاى پيرى كه با بجان خريدن تهديدات امنيتى به اميد ديدار عزيزانشان به عراق ميروند، اما با رفتار و برخوردها و انواع و أقسام بد و بيراه ها ى وحشيانه سران فرقه مواجهه …

کمپ لیبرتی مجاهدین خلق فرقه رجویاغلب افراد تحت سیطره فرقه مجاهدین در کمپ لیبرتی دچار بیماریهایی روحی و جسمی شده اند

لینک به منببع

خانواده، آنتى تز ايدئولوژى رجوى

خيانت و جنايات رجوى بى اندازه است و آنچه را كه تا حال از زبان عزيزانى كه عمر خود را در فرقه رجوى و تشكيلاتش گذرانده اند و از آن جدا شده و در دنياى آزاد زندگى ميكنند، شنيده شده است مشتى از خروارى است كه به قلم آمده يا بر زبان جارى گشته است. اما نمونه بارز و خيلى منزجر كننده اين فرقه رفتار و تنظيم رابطه اى است كه با خانواده اسيران در تشكيلات دارد.

حتى كسانى فيلم رفتار غير انسانى و غير اخلاقى سران فرقه رجوى را با خانواده ها نديده اند و فقط با شنيدن چنين رفتار و برخوردهايى از طرف سران فرقه با پدران و مادران پير و سالخورده كه با اميد شنيدن صدا يا ديدار فرزندان دلبندشان بعد از ساليان دورى و بى خبرى و با هزاران مشكل و گرفتارى و فشارهاى روحى و روانى به عراق ميروند تا عزيزانشان را ببينند. اما رجوى و سران تشكيلاتش آنها را با انواع اتهامات و مارك زدنها و بد و بيراه گفتن ها اجازه ملاقات و ديدار نمى دهند.

راستى چرا رجوى و سران تشكيلاتش اينقدر از خانواده و اسم آن ميترسند؟

دليل اين همه رذالت رجوى و سران تشكيلاتش در حق اين پدر و مادرهاى پيرى كه با بجان خريدن تهديدات امنيتى به اميد ديدار عزيزانشان به عراق ميروند، اما با رفتار و برخوردها و انواع و أقسام بد و بيراه ها ى وحشيانه سران فرقه مواجهه ميشوند، چيست؟

خطابم به رجوى و سران تشكيلات ، شما كه تمام عواطف افراد را در درون كشته ايد و به قول خودتان در ظرف رهبرى (مسعود و مريم) ريخته ايد و ذره اى از عواطف انسانى در درون تشكيلات باقى نگذاشته ايد و به بهانه هاى مبارزه با رژيم آخوندى در ظرف ايدئولوژى خود ساخته و درون كك خود به خورد افراد ميدهيد، آيا انتظار داريد آن پدر و مادر پير و سالخورده اى كه به مدت ربع قرن و يا بيشتر عزيزش را نديده است و ميخواهد الان بعد از سرنگونى ديكتاتور عراق و به يمن فضاى باز سياسى و آزاديهاى نسبى در اين كشور و با هماهنگى سازمانهاى حقوق بشرى به اميد ديدار دلبندشان ميآيند! آيا ميخواهيد مثل درون تشكيلاتت فقط و فقط عاطفه شان نثار رجوى شود و هر گونه ابراز عاطفه و ديدار همانند درون تشكيلات ممنوع و جرمى نابخشودنى به حساب آيد و بايد زير بيرق ايدئولوژى لجن شما قرار گيرند؟

آيا انتظار دارىد كه اين پدر و مادر پير شعار خود ساخته و فريب دهنده “به نام خدا و بنام مسعود و مريم يا ايران رجوى، رجوى ايران” سر دهند و كوركورانه فريب دجاليت و شعارهاى تو خالى و بى محتواىت را بخورند و در تشكيلات نداشته ات سازماندهى شوند؟

شايد از اين خانواده ها انتظار داريد كه چون تشكيلاتت ابتر و بى آينده است و هيچگونه زاد و ولدى در تشكيلاتت نداريد، بروند كارخانه توليد مثل زده و بعد توليدات خود را كٓت بسته به تشكيلاتت آورده و در اختيار دستگاه جرم و جنايت ات قرار دهند. بنظرم آقاى رجوى اين راه كارت معقول نمی باشد. چرا كه ديگر ظرف استراتژى مبارزه مسلحانه ات كه همان پادگان اشرف بود و به قول خودت تداوم مبارزه در بيخ گوش آخوندها برايت ميسر كرده بود و در كنار مرزها قرار داشت، ديگر وجود خارجى ندارد و از دست دادىد، ظرفى كه براى آن چه جانهاى پاكى را نثار نكردى و هديه سياست و استراتژى اشتباهت نشد، اى لعنت خدا و خلق خدا بر شما باد، آيا باز هم شرم نميكنيد و عبرت نگرفته ايد؟

بعد از ساقط شدن همپيمانش ديكتاتور عراق، رجوى براى روحيه دادن به نفرات تشكيلات كه كلاً خود را بازنده ميديدند و روحيه اى براى ماندن در تشكيلات نداشتند، سياست مزورانه عضوگيرى از خانواده ها را در دستور تشكيلات قرار داد. خانواده هايى كه براى ديدار به اشرف مى آمدند، با طرح و برنامه ريزى و توجيهات مبسوط و قرنطينه كردن نفر ملاقات شونده توسط سران تشكيلات در مكانى به اسم اسكان كه براى اينكار در نظر گرفته شده بود و امكانات رفاهى زيادى به آنجا اختصاص داشت تا خانواده فريب زرق و برق و شعارهاى تو خالى را بخورد با محدوديت هاى خاص ملاقات در حضور نفرات همراه صورت ميگرفت با اميد اينكه نفرات جديد را در اشرف نگه ميدارند انرژى و خرجهاى هنگفتى پشت آن ميرفت. در اشرف خانواده را به پارك ميبردند و يا موزه شهدا كه تحت تأثير قرار گيرند و يا مزار و … اما اين حقه و فريب نگرفت و افراد تشكيلات با ديدن خانواده در اشرف و حسرت به دوستان ملاقات شونده جو مسئله دارى در درون تشكيلات بارز شد كه انرژى زيادى را از تشكيلات گرفت و نشستهاى طولانى و ادامه دارى حول خانواده به راه افتاد كه بيش از چهار تا پنج سال افراد با آن سر گرم بودند. آثار ورود خانواده در اشرف و در معرض ديد افراد قرار گرفتن حس عاطفى زندگى را در درون افراد شعله ور كرد. بصورتى كه روزانه چندين نفر از تشكيلات فرار كرده و خود را به نيروهاى آمريكايى تسليم ميكردند. رجوى كه قافيه را باخت چون ميخواست با اين ترفند نفرات جديد جذب تشكيلات كند و به بقيه روحيه بدهد، غافل از اينكه افراد وقتى كوچكترين تماس با خارج تشكيلات داشته باشند، حس زندگى و خانواده و زنده شدن عواطف به سمت زندگى طلبى آنها را از تشكيلات جدا ميكند، جو امنيتى – پليسى در يگانها راه انداخت و به بهانه عواطف افراد به سمت خانواده در نشستهاى لايه اى افراد به جان هم افتاده و بشدت با سوژهايى كه انتخاب ميشد، برخورد خشن و ناسزاهاى ركيك و حتى كتك كارى صورت ميگرفت تا كسى جرأت نزديك كردن حتى ذهن خود را به سمت خانواده نداشته باشد و ساليان فاكت عمليات جارى و پروژه نويسى، شده بود خانواده و زندگى طلبى و نفرت از آن.

رجوى در نشستهاى عمومى، خانواده را مركز فساد و ضد مبارزه توصيف ميكرد و تمام اعضاى تشكيلات را موظف كرد موضع ضديت با خانواده و پدر و مادر داشته باشند و كتباً از همه تعهد انزجار از خانواده گرفت و بعد از آن كسى كه فاكتى از احساس نسبت به خانواده ميداشت، سوژه رسواى نشستها ميشد و ديگران بايد با ديده جزامى به او نگاه ميكردند تا پروژه نويسى كرده و در جمع ابراز انزجار و استغفار داشته باشند و از رهبرى طلب عفو كنند.

تعهد نامه هايى كه رجوى شخصا از طريق نشستهاى كال كنفرانس صوتى از افراد ميگرفت، بايد در نشستهاى جمعى خوانده ميشد و مورد تأييد جمع قرار ميگرفت تا به اصطلاح تشكيلات در برابر خانواده آببندى شود.

از آن به بعد، اجازه هيچ ملاقاتى به خانواده ها داده نشد و به قول سران تشكيلات هر چه كه از اين پس در برابر مقوله اى به اسم خانواده داريم، نفرت است و انزجار ولا غير.

شعار ” ننگ ما ننگ ما، فاميل الدنگ ما” از اين مرحله عموى شد و افراد را در برابر خانواده قرار ميدادند. سپس با توليد صداهاى ناهنجار با وصل بلندگوهاى كَر كننده در داخل اشرف راه شنيدن صداى خانواده را بستند و فقط صداى كر كننده بلندگوهاى درون اشرف بود تو مخ ميرفت و مانند سمباده اعصاب را خراش ميداد و موجب سلب آسايش تمام افراد شده بود. حتى مواردى بود بر اثر همين صداهاى ناهنجار و فشارهاى تشكيلاتى نفر تعادل روحى و روانى خودش را از دست ميداد.

رجوى علاوه بر افراد تشكيلات، جنايات زيادى در حق خانواده آنها انجام داد و تشكيلات را مجبور ميكرد كه با سنگ پرانى و دشنام و ناسزا كه تنها لايق خودش و زن فرنگ نشسته اش بود، به مقابله با خانواده رفت و در اين بين افراد زيادى از آنها توسط سنگ پرانى مجاهدين مجروح شده و حسرت به دل ديدار عزيز خود بر گشتند و بعد بعلت فشار ناشى از اين درد و كهولت سن، دار فانى را وداع گفته و از اين دنيا رفتند و داغ ديدن عزيزشان را با خود به آن دنيا بردند.

ننگ و نفرين ابدى براى رجوى و سران نابكارش.

به اميد روزى كه حصار جهل از روى تشكيلات با همت همين خانواده ها و سازمانهاى حقوق بشرى برداشته شود و آنها به دنياى آزاد قدم نهاده و زندگى نوينى را شروع كنند، زندگى اى كه در آن عواطف خانوادگى در آن موج بزند و اثرى از جهل و خرافات فرقه ای نباشد. به اميد آن روز.

“پایان”

مجاهدین خلق فرقه رجوی و سوء استفاده از کودکانزندگی ما در پادگان مخوف اشرف و زندگی مریم رجوی ! خود قضاوت کنید

مسعود خدابنده آن سینگلتون نشریه سیاسی سیاست آسیا
Massoud Khodabandeh
Article first published online: 27 JAN 2015
DOI: ۱۰٫۱۱۱۱/aspp.12164

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=18061

چرا رجوى پاسخگوى اعمالش نیست

عبدالکریم ابراهیمیعبدالکریم ابراهیمی، ایران فانوس، بیست و هفتم آوریل ۲۰۱۵:… چرا جواب این سیاست شکست خورده ات و اینکه دیگران تاوان آنرا میدهند و تشکیلات هدیه این سیاست و استراتژى شوم شماست، خفه خون گرفتى و مطلقاً جوابگوى اشتباهات خود نیستى؟ مطمئن باش که هرچه طفره بروید و خود را از این پاسخگویى که به هیچ یک از خواسته ها نرسیده اید و خسارات و زیانى که …

مسعود رجوی مریم رجوی مزدوران صدام حسین مهندس میثمی: مسعود رجوی کجاست؟ مسعود رجوی امروز هم آنجاست که پرسش‌ها را پاسخ نگوید

لینک به منبع

چرا رجوى پاسخگوى اعمالش نیست

در آستانه سالگرد سرنگونى دیکتاتور عراق قرار داریم اما همچنان بعد از سالیان رجوى در مخمصه اى که خود براى تشکیلاتش در عراق درست کرده بود دست و پا میزند.

راستى روزى که دشمن ملت ایران حمله نظامى به خاک میهن مان را داشت و مردم بى گناه شهرها را با موشک و هواپیما مورد حمله قرار میداد و روزانه جان بى گناهان گرفته میشد، چرا رجوى از فرانسه عزم جزم کرد که به جوار خاک میهن عزیمت کند و بقول خودش “تا برافروزد آتشها بر کوهستانها ” و با این خیز رژیم ملاها را سرنگون کند.

آیا این وعده و استراتژى مبارزه اش درست از آب در آمد؟

هدف چى بود که به نصیحت هیچکدام از دلسوزان و اپوزیسیون رژیم بى توجهى کرد و فقط و فقط می گفت استراتژى من درست است هر کس همراهى نکند و تابع تمام عیار من نباشد، دشمن و خائن به ملت است؟

این استدلال رجوى بر پایه چه منطقى بود؟

غیر از این بود که رفتن به عراق و دست گذاشتن در دست دشمن ملت ایران به خاطر سر نگونى رژیم آخوندى بود؟

و روى این استراتژى هم مانور میداد و وعده هاى سه ماهه و ششماهه و یکساله سرنگونى رژیم را به افراد تشکیلات وعده میداد و طبعاً به مدت بیست سال به همین شکل تمدید میکرد؟

یادمان نرفته است که چه نشستهاى عریض و طویلى میگذاشت و حتى نوک دکل سرنگونى رژیم را میدید که عنقریب سرنگونى نزدیک است و یا سال سرنگونى مشخص میکرد و حتى ساعت “سین” را میگفت!

از مزدورى و جاسوسى اش براى بیگانه و دشمن ملت ایران بگذریم، آیا بعد از سى سال از عربده کشى جنگ مسلحانه با این همه تاوان رنج و شکنج مجاهدین مستقر در عراق و کمپ اشرف و این همه تلف کردن جان افراد در تشکیلات، این استراتژى غلط و وعده هاى دروغین و بى حاصل سرنگونى رژیم آخوندى سود دیگرى داشت؟

آیا بعد از دوازده سال از سرنگونى متحدش یعنى دیکتاتور عراق صدام حسین، باز هم بر طبل تو خالى خود بدمد و هنوز به خاطر سیاست و استراتژى غلطش باید از جان افراد بیگناه تشکیلات مایه بگذارد و رجوى در خفاء و زنش در فرنگ بنشینند و همچنان بر این استراتژى صدها بار شکسته خورده، پافشارى بکنند و همین سیاست مزورانه را در تشکیلات پیاده کرده و جان بیگناهان را فداى اشتباهات استراتژى رهبرى سازمان نمایند؟

باید این پرده تیرگى رجوى را درید و بهر شیوه اى که ممکن است افراد تشکیلات را از این مخمصه نجات داد. باید رجوى و خانمش جواب اعضاى مجاهدین و نیز اپوزیسیون این رژیم را بدهند که چرا و چرا؟

آقاى رجوى این همه وعده و وعید دروغین در سرنگونى رژیم آخوندى و اینکه با همین ترفند زندگى را از تشکیلاتت به یغما بردى و نسلى را بى آینده کردى و یا به کشتن دادى، چرا پاسخگو نیستى؟ تویى که خود را سیاست مدارترین شخص در این برهه میدانستى و نیز مسئول ترین فرد،

چرا جواب این سیاست شکست خورده ات و اینکه دیگران تاوان آنرا میدهند و تشکیلات هدیه این سیاست و استراتژى شوم شماست، خفه خون گرفتى و مطلقاً جوابگوى اشتباهات خود نیستى؟

مطمئن باش که هرچه طفره بروید و خود را از این پاسخگویى که به هیچ یک از خواسته ها نرسیده اید و خسارات و زیانى که تشکیلات متحمل شده، در لانه موش پنهان کنى، آخر الامر همین ستم دیدگان تشکیلاتت از حلقومت بیرون خواهند کشید.

من به عنوان یک عضو قدیمى و جدا شده از تشکیلات رجوى، از تمام مجامع بین المللى و حقوق بشرى و همچنین سران کشورهاى اروپایى و آمریکا میخواهم که وضعیت افراد در اسارت رجوى در کمپ لیبرتى را مشخص و بلحاظ انسانى آنها را در کشور خود بپذیرند و نیز خواستار حمایت از خانواده دوستانم در کمپ لیبرتى هستم که براى ملاقات با عزیزان خود در عراق بى دلیل رجوى از دیدار آنها با فرزندانشان ممانعت بعمل میآورد.

“پایان”

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=17953

عزت ابراهیم جنایتکارى که جنایاتش فراموش نخواهد شد

عبدالکریم ابراهیمیعبدالکریم ابراهیمی، ایران فانوس، بیستم آوریل ۲۰۱۵:… رجوى در سیاست پفیوزى و حیله گرى، بى همتا است و در ابتداى سرنگونى صدام حسین و حفاظت تشکیلات سازمان در اشرف توسط نیروهاى آمریکایى ، رجوى تمام عیار در خط آمریکا رفت و شریک حلقه به گوش و مزدور ارتش آمریکا شد. رجوى در هماهنگى با سرویس اطلاعاتى ارتش آمریکا، با توجه به پیشینه نزدیک او با حزب بعث، در اتاق فکرى که در اشرف به …

مریم رجوی صدامیان داعش تروریسمAmerica Must Make Its Underlying Intentions Toward Iran Clear

مسعود رجوی شورای ملی مقاومت تروریسم کلمه: توصیف منافقین (فرقه رجوی) و رسانه‌های عربستان از اقدامات تروریستی داعش: حرکت انقلابی مردم مظلوم عراق!

لینک به منبع

عزت ابراهیم جنایتکارى که جنایاتش فراموش نخواهد شد

عزت الدورى معروف به عزت ابراهیم معاون دیکتاتور معدوم عراق و دبیر کل حزب بعث، بعد از اعدام صدام حسین، به عنوان لیدر و خط دهنده تمام جنایاتى که در عراق صورت میگرفت، شناخته میشد.

این عنصر بغایت بیرحم و خونریز، با گردآورى عناصر سازمان امنیت بعث، ابتدا در مقابله و تضاد با نیروهاى آمریکایى مستقر در عراق بر آمده و نیز در ستیز با اکثریت شیعه قرار گرفت. اما بعد از مدت کوتاهى این تاکتیک را تغییر داد و از کشتن نظامیان آمریکایى دست کشید و فقط استراتژى جنگ بین شیعه و سنى را در پیش گرفت و با براه انداختن حمام خون و کشتار مردم بیگناه، چه شیعه و چه سنى و دامن زدن به اختلافات مذهبى و عشیره اى، میخواست حکومت جدید عراق را ساقط و مجددا بعث را به قدرت برگرداند.

این خط و استراتژى، دقیقا با هماهنگى و استفاده از تجارب سازمان مجاهدین و در اتاق جنگ مشترک، طراحى و برنامه ریزى میشد و رجوى نیز شریک لاینفک این جانى در کشتار مردم عراق بود.

رجوى در سیاست پفیوزى و حیله گرى، بى همتا است و در ابتداى سرنگونى صدام حسین و حفاظت تشکیلات سازمان در اشرف توسط نیروهاى آمریکایى ، رجوى تمام عیار در خط آمریکا رفت و شریک حلقه به گوش و مزدور ارتش آمریکا شد.

رجوى در هماهنگى با سرویس اطلاعاتى ارتش آمریکا، با توجه به پیشینه نزدیک او با حزب بعث، در اتاق فکرى که در اشرف به منظور هماهنگى و طراحى در نظر گرفته بودند با دعوت از سران بعث که بیرون از زندان بودند براى آشتى با آمریکائیها و خط جنگ با شیعه و دامن زدن به اختلافات مذهبى از هیچ جنایتى فروگذار نکرد و موفق شد تشکیلات بعث که در رأس آن عزت ابراهیم قرار داشت، جنگ با نیروهاى آمریکایى را متوقف کند و خوش خدمتى اش براى ارباب جدیدش به اثبات برساند و بر حملات کور خود در کشتار مردم بى دفاع بیافزایند و بى ثباتى در عراق را پیش ببردند و این تاکتیک هم تا حدودى در آن دوران موفق بود و با استفاده از جو و شرایط حاکم، با روى کار آوردن عناصر بعث در هرم قدرت و در حکومت، راه براى دامن زدن به وضعیت بى ثباتى و کشتار، باز تر شد و شدت مشاجرات و اختلافات سیاسى و قومى – مذهبى به حدى رساند که هیچ کارى در راستاى رونق کشور صورت نمیگرفت و انرژى همه پشت این اختلافات تلف میشد و رجوى و پس مانده هاى بعث هم خوب از این آب گل الودى که درست کرده بودند، ماهى میگرفتند.

دخالتهاى رجوى در انتخابات و حکومت عراق، شاخص بارز این استراتژى سه جانبه(آمریکا، بعث، رجوى) بود، به حدى که رجوى ادعا میکرد که مردم عراق خواهان ریاست او بر مردم عراق هستند و با همین توهم، سنگ ماندن در عراق را به سینه میزد و این همه کشته را از تشکیلات سازمان هدیه این سیاست غلط و مزدورى خود کرد.

عزت ابراهیم که از اندک سران حزب بعث بود و در بیرون زندان قرار داست، میخواست به هر طریقى شده مجدداً حکومت بعث را به قدرت برگرداند و این هدف براى رجوى آب حیات بود. لذا رجوى در پادگان اشرف با به راه انداختن شبکه هاى اجتماعى و آوردن افراد عادى جامعه عراق به درون پادگان اشرف و برگذارى سمینارهاى متعدد و خرج پولهاى هنگفت، در واقع اذهان مردم فقیر و بدبخت که نان شب هم نداشتند، سر سفره اى رنگین و وعده هاى دروغین به آنها راه و زمینه ظهور تفکر داعش را فراهم میکرد که در زیر چتر بعث و انسجام نیرو، بتوان دولت قانونى را سرنگون نمایند. این پروژه، عضو گیرى و آموزش هاى نظامى و عقیدتى با هماهنگى سران بعث و سازمان و نیروهاى آمریکا صورت میگرفت.

بطورى که این پروژه و آموزش مردم عادى را به اسم حفاظت از اشرف به خورد تشکیلات میدادند. آنروزها که ماها خبرى از هدف پشت پرده اینکارها نداشتیم، دلخوش بودیم که نیرویى براى پشتیبانى از خودمان داریم.

افراد تشکیلات، به هیچ عنوان حق ارتباط با نفرات عراقى در حال آموزش را نداشتند و مربیان از افراد منتخب توسط مسئولین بودند و فقط اینها بودند که ارتباط داشتند و ما هیچگونه خبرى از نوع آموزش و کم و کیف قضیه نداشتیم.

ماحصل این کارها بعدا از الانبار با سرکردگى و فتنه اى به اسم احمد العلوانى، شروع شد و استارد داعش در عراق کلید خورد و دستگاه تبلیغاتى و شیطان سازى رجوى با راه انداختن شیپور قیام مردمى هدف و نیت شوم خود را به نمایش گذاشت و رهبرى این اغتشاشات هم در دست عنصر جنایتکار، عزت ابراهیم بود. در تاخت و تاز داعش به عراق و تصرف چند شهر و کشتار وحشیانه و بربریت محض، عزت ابراهیم، نقش کلیدى و اصلى بازى کرد و در جذب سنى ها در این تشکیلات مخرب پیشتاز بود.

چند روز پیش، آنتن خبرگزاریها خبر کشته شدن دبیر کل حزب بعث و شخص کلیدى در پیشبرد خط داعش یعنى عزت ابراهیم، آمده بود اگر این خبر موثق باشد، مردم عراق از این پس نفس راحتى خواهند کشید و تشکیلات داعش و بساط آن در عراق برچیده خواهد شد و براى شخص رجوى و تشکیلاتش یک ضربه کشنده خواهد بود، چرا که حامى اصلى که به پشتوانه او رجوى در عراق یکه تازى میکرد و دستش در جنایت باز بود و زیر این چتر نیرو را در عراق محبوس نگه داشته بود، دیگر وجود ندارد و باید رجوى و تشکیلات پوسیده اش در عزا براى این جنایتکار بنشینند و سپس نابودى خود را نظاره گر باشند.

“پایان”

استراون استیونسون مجاهدین خلق صدام مریم رجوی تروریسمپشت پرده بیانیه تکراری استیونسون (دلقک معزولی که دیگر خنده دار نیست)

Maryam Rajavi Saddam's private army NCRIفیگارو: مجاهدین خلق در کنار تکفیریها در سوریه می جنگند
Le Figaro: Mojahedin Khalq (aka MKO, MEK, Rajavi cult) Fight alogside insurgents in Syria

***

همچنین:

وجه اشتراک دو گروه تروریستى رجوى و البغدادى

عبدالکریم ابراهیمیعبدالکریم ابراهیمی، ایران فانوس، هفدهم فوریه ۲۰۱۵:… ”رجوى میگوید، کسى که با ایدئولوژى من نیست بر من است و باید از مسیر مبارزه برداشته شود (درون تشکیلات) داعش میگوید، اسلام من اسلام واقعى است و هرکس زیر این بیرق من نیاید مرتد است و باید گردن زده شود.”رجوى میگوید، رهبر اید�

نامه به دوستان و همسنگران قبلى در آلبانى

عبدالکریم ابراهیمیعبدالکریم ابراهیمی، ایران فانوس، ششم فوریه ۲۰۱۵:…  دوستانى که شاهد تمام شقاوتهاى رجوى و سرانش در تشکیلات بودیم و چه یارانى را براى اهدافى پوچ از دست دادیم و الان در زیر خروارها خاک خوابیده اند، یادآورى میکنم شکنجه و کشتن و سر به نیست کردن دوستانمان که حتى حق اسم آوردن ا�

تهدید در بیرون و فراهم کردن زمینه کشتار در درون

عبدالکریم ابراهیمیعبدالکریم ابراهیمی، ایران فانوس، بیست و هشتم ژانویه ۲۰۱۵:… این روزها قافیه بر رجوى به تنگ آمده است و فشارها بر پیکره پوسیده تشکیلاتش در عراق با توجه به واقعیتهاى ژئوپولیتیک منطقه اى و همچنین فراخوانهاى پى در پى براى انتقال ساکنان لیبرتى از عراق و نیز فشار خانواده هاى ا�