خانواده ها ، کابوس همیشگی رجوی

خانواده ها ، کابوس همیشگی رجوی

شهروز تاجبخش، ایران قلم، چهاردهم آوریل 2015:… خانواده ها که هیچ امکان ارتباطی با عزیزان خود نداشتند با تنها وسیله ممکن یعنی بلندگو اقدام به فرا خواندن بستگان خود نمودند. خانواده های اعضای سازمان مستقر در پادگان اشرف شامل والدین، فرزندان، همسران، برادران، خواهران، و سایرین در مقابل دروازه پادگان با آرزوی دیداری هرچند کوتاه ، بست نشستند و شرایط …

خانواده ها: نفرت در نوشته های اخیر رجوی نگران ترمان می کند (نامه سرگشاده)

لینک به منبع

خانواده ها ، کابوس همیشگی رجوی

در صفحه اول سایت مجاهدین ، تبلیغ کتابی تحت عنوان ” خانواده مجاهدین یا مزدوران ارتجاع ” دیده می شود که مجموع اراجیف مسعود رجوی دراثر ضربه ای است که از خانواده های اعضای اسیر خورده است و جالب اینکه مضحکانه عنوان چاپ دوم را هم برای کتابی که آنلاین منتشر می شود در پی می کشد .

سوزش رجوی و کینه ای که از خانواده ها به دل دارد کاملا قابل فهم است و برای درک بهتر سابقه امر می بایست اندکی به سرفصل انقلاب به اصطلاح ایدئولوژیک مجاهدین اشاره کرد .

از زمانی که رجوی بحث های انقلاب ایدئولوژیک را به میان آورد مشخص بود که انقلاب ایدئولوژیک مکانیزمی جز برای بیرونی کردن افکار و تناقضات درون سازمانی و در امتداد آن تنظیم رابطه نوین بر پایه تعبد و خودسپاری بی قید و شرط به فرامین رهبری رجوی نبوده است ، طلاق های ایدئولوژیک به مثابه تکمله ازدواج مریم و مسعود و حسن ختام معضل خانواده در تشکیلات مجاهدین خلق تلقی می شد. در توجیهی که ابریشم چی از طلاق دادن مریم و وصل او به مسعود می کند، به نهاد خانواده به مثابه یک عامل و حائل بازدارنده در تعاملات میان مریم و مسعود اشاره دارد و برای اولین بار نهاد خانواده را به عنوان یک حائل به چالش می کشد .

انقلاب ایدئولوژیک درونی مجاهین برآیند مجموعه عواملی بود که شکست استراتژی سرنگونی در راس آن قرار می گرفت. ضرورت این امر (انقلاب ایدئولوژیک) در راستای برون رفت از بحران های درونی و احیای حداقل سیاسی سازمان در کوتاه مدت بود. بعلاوه اینکه خطر انشعاب و انشقاق جدی تر از همیشه موجودیت و بود و نبود مجاهدین را در معرض تهدید قرار داده بود .

به همان میزان که چالش منتقدین با رهبری ابعاد تازه و گسترده ای به خود می گرفت نطفه های انقلاب ایدئولوژیک به قصد مهار بحران درونی و راه گشایی بن بست سرنگونی در حال شکل گیری بود و درنهایت سازمان برای واکسینه کردن خود از خطر انشعاب و تلاشی تشکیلاتی به اعلام انقلاب ایدئولوژیک متوسل شد. از آنجا که چالش بدنه و مرکزیت با رهبری به دلیل عامل اصلی شکست استراتژی سرنگونی اجتناب ناپذیر می نمود، محور انقلاب ایدئولوژیک مجاهدین بر مصون ساختن رهبری از هر گونه نقد از درون و اعطای رهبری ایدئولوژیک و سیاسی بطور توامان در دستور کار قرار گرفت . از سوی دیگر با محقق نشدن وعده های پوچ رجوی در طی سالیان و طولانی شدن سالهای ماندن در عراق بدون هیچ روزنه امیدی ، رجوی ، پای فشردن بر چارچوب های انقلاب ایدئولوژیک و به طور خاص ضرورت ایزوله کردن افراد از جهان پیرامون و مخصوصا عدم پیوند و ارتباط آنها با خانواده هایشان را پر اهمیت تر می یافت .

جلوگیری از دیدار اعضا با خانواده هایشان تا جائی که به فرقه های مخرب کنترل ذهن برمیگردد امر تازه ای نیست. تمامی فرقه ها از دیدار و ارتباط اعضای خود با خانواده هایشان، یعنی کسانی که با آنها پیوند عاطفی داشته اند، وحشت دارند و از این بیمناکند که عواطف خانوادگی گذشته، که باطل السحر جادوی مغزشوئی است، زنده شده و آثار ناپایدار کنترل ذهن مخرب را از بین ببرد .

در سال های اخیر و به دنبال سرنگونی حکومت صدام حسین ، این امید در دل خانواده ها بوجود آمد که در شرایط جدید میتوانند عزیزانشان را در سازمان مجاهدین در عراق ملاقات نمایند. بعد از سرنگونی صدام حسین صدها تن اعضای سازمان این فرصت را بدست آوردند تا جدا شده و به ایران بازگردند و از این طریق برخی خانواده ها که هیچ اطلاعی از بستگان خود نداشتند پی به حضور آنان در پادگان اشرف برده و عازم عراق گردیدند. سازمان ابتدا به این امید که اعضایش روی خانواده هایشان اثر گذاشته و با اعتمادی که بینشان وجود دارد آنان را جذب نمایند با این دیدارها موافقت کرد اما به تدریج معلوم گردید که علیرغم تمامی تمهیدات کنترلی که خلال دیدارها صورت میگرفت این خانواده ها بودند که بر اعضا تأثیر گذاشته و آنان ترغیب به فرار می شدند.

خانواده ها که هیچ امکان ارتباطی با عزیزان خود نداشتند با تنها وسیله ممکن یعنی بلندگو اقدام به فرا خواندن بستگان خود نمودند. خانواده های اعضای سازمان مستقر در پادگان اشرف شامل والدین، فرزندان، همسران، برادران، خواهران، و سایرین در مقابل دروازه پادگان با آرزوی دیداری هرچند کوتاه ، بست نشستند و شرایط سخت زندگی در بیابان های عراق را بر خود هموار ساختند. رجوی که بوئی از روابط عاطفی و خانوادگی نبرده است در این رابطه گفته بود که خانواده ها بیش از ۲۰ روز دوام نخواهند آورد اما همگان دیدند که پافشاری خانواده ها بر خواسته های اصولی و حقوق اولیه قانونی خود تا بدانجا پیش رفت که بساط شعبده رجوی را در هم پیچید و منجر به تعطیلی اردوگاه اشرف شد .

یکی از شرایطی که سازمان برای نقل مکان از اشرف به لیبرتی قرار داده بود این بود که به خانواده ها اجازه داده نشود به نزدیکی اردوگاه لیبرتی بروند که تعهد به این درخواست علیرغم اینکه خود رجوی تاکنون به هیچ یک از تعهداتش پایبند نبوده است همچنان از جانب ملل متحد و دولت عراق رعایت میشود. همین امر نشان میدهد که چقدر رجوی از وجود خانواده ها وحشت دارد و چقدر خود را پیش ملل متحد و دولت عراق و افکار عمومی خوار و خفیف کرده تا چنین درخواستی را بنماید.

امروز دیگرمسئله فرقه رجوی و خانواده ها به نقطه ای رسیده است که به قبل قابل بازگشت نیست .وجود یکی نفی کننده دیگری است. مریم رجوی گفته خانواده لانه فساد است و البته بدرستی خانواده را دشمن اصلی فرقه خود معرفی کرده و خانواده ها نیز می دانند که وجودشان و تلاششان برای آزادی عزیزان در بندشان تا چه اندازه اهمیت دارد و این مبارزه ایست که تا آزادی اسیران فرقه رجوی ادامه خواهد داشت . رجوی می تواند برای تسکین دردهای خود باز هم آنچه می تواند برعلیه خانواده ها لاطائلات ببافد ، آن را کتاب کند و به چاپ هزارم ! نیز برساند اما نه کتاب او خواننده ای خواهد داشت و نه تلاشهای خانواده ها متوقف خواهد شد . رجوی پاشنه آشیل تشکیلات عنکبوتی خود را می شناسد و خانواده ها نیز می دانند که باطل السحر اسارت عزیزانشان هستند و پایان این مصاف نیز از پیش روشن است .

ketabe _کتاب-خانواده-مجاهدین-یا-مزدوران-ارتجاع-مسعود-رجوی

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=17427

وضعیت بغرنج جداشدگان از فرقه در آلبانی

شهروز تاجبخش، ایران قلم، بیست و چهارم مارس ۲۰۱۵:… در ابتدای مطرح شدن اعزام نیروها به آلبانی ، فرقه رجوی به این موضوع همچون فرصتی می نگریست که میتواند امکان جایگزینی برای اشرف را در خارج عراق فراهم کند ، غافل از اینکه در دنیای واقعی و دور از توهم های رجوی دیگر نیروی تشکیلاتی چندانی به طور بالقوه برای این فرقه نمانده بود . رجوی می خواست حال که ماندن در عراق دیگر مانند …

 میدانشاهی فرجی نژاد مرتضاییافشای جاسوسان و خبرچین های سازمان مجاهدین در کشور البانی

تیرانا جداشدگان فرقه رجوی می 2014اخبار و ناگفته های کمپ پناهندگان در آلبانی – قسمت دهم (مریم رجوی به مسئولین فرقه در کمپ پناهندگان هشدار داده است)

لینک به منبع

وضعیت بغرنج جداشدگان از فرقه در آلبانی

خبرهای متعددی که از جداشدگان فرقه رجوی در آلبانی دریافت می شود حاکی از این است که سران مجاهدین با تمام توان در پی بند زدن چینی شکسته تشکیلات از هم گسیخته فرقه در آلبانی هستند .در این راستا ، آنها حتی از اعمال فشار و تطمیع و تهدید افرادی که علنا جداشدن خود از سازمان را بیان داشته اند نیز در نمی گذرند .

فرقه رجوی با اینکه شاهد فروپاشی و اضمحلال لحظه مره ی قید و بند های تشکیلاتی اش می باشد اما خام خیالانه برای نگه داشتن صوری حتی یک نفر در تلاش های بی امان مذبوحانه است ، در حالی که شرایط منطقه و اشتباهات استراتژیک و عقلانی و روش های سکت گونه رهبری مجاهدین باعث نابودی آرمانی آنان شده و به فروپاشی تشکیلاتی منجر گردیده است . بطوریکه شاهد هستیم که دیگر این فرقه نمی تواند حتی به شیوه های گذشته ، اذهان هواداران سابق خود را قانع کند .

در ابتدای مطرح شدن اعزام نیروها به آلبانی ، فرقه رجوی به این موضوع همچون فرصتی می نگریست که میتواند امکان جایگزینی برای اشرف را در خارج عراق فراهم کند ، غافل از اینکه در دنیای واقعی و دور از توهم های رجوی دیگر نیروی تشکیلاتی چندانی به طور بالقوه برای این فرقه نمانده بود . رجوی می خواست حال که ماندن در عراق دیگر مانند سابق ممکن نیست ، بدنه سازمان را در آلبانی سازماندهی کند و از ارتباط قلعه اور سور اواز به عنوان مرکز فرماندهی و تشکیلات آلبانی برای جبران از دست دادن موقعیت عراق استفاده کرده و اهداف خود را دنبال کند .

اما واقعیت این است که نیروهایی که با اهرم فشار تشکیلات و ایزوله نگه داشته شدن از واقعیت های جهان خارج از فرقه نگه داشته شده بودند با رسیدن به دنیای آزاد و در معرض آگاهی قرار گرفتن دیگر خواهان ماندن در حصارهای این فرقه جهنمی را ندارند .

در این راستا و ضمن ارتباطاتی که با دوستان جداشده ام در آلبانی داشتم به نظر می رسد که سران فرقه تمام تلاش خود را می کنند تا فشار های مختلفی که بر جداشدگان وجود دارد آنها را به استیصال رسانده و مجبور به همکاری با فرقه نماید .

در ابتدای ورود اولین گروه ها به تیرانا ، پایتخت آلبانی ، مجاهدین به دولت آلبانی و نیز به مسئولان کمیساریای عالی سازمان ملل در امور پناهندگان گفته بودند که مسائل صنفی و مالی افراد را خودشان حل میکنند و به همین دلیل تنها در ماه های نخستین تعدادی از جداشدگان از کمیساریا کمک هزینه دریافت می کردند . اکنون اما چند ماهی است که کمیساریا کمک هزینه خود را قطع کرده و افراد را به همان قرار فرقه و به مسئولین فرقه ارجاع می دهد .سران فرقه نیز از کمک مالی و صنفی به این افراد خودداری کرده و آن را منوط به همکاری با تشکیلات و مسئولین آن کرده اند .برای این منظور آنها حتی از تمام قید و بند های تشکیلاتی و انقلاب ایدئولوژیک که بر طبق آن فرد حق تشکیل خانواده ندارد را نیز اغماض میکنند اما برایشان مهم است که فرد حتی به صورت فیزیکی و علیرغم میل باطنی اش ولی با آنها باشد .

فرقه رجوی می خواهد با دادن مختصر آزادیهائی به افراد ، دهان آنان را بسته است و زمان بخرد. از طرف دیگر هدف آنها فقط و فقط در برابر این اجبار انتقال به آلبانی که فرقه ناگزیر از آن بود ، این است که بر اساس پیام رهبر فرقه حداقل یکی از آن ” یک ، دو ، سه هزار اشرف” را محقق کنند و بالنسبه از نظر روانی و ذهنی افرادی آماده داشته باشند تا در صورت لزوم بتوانند با هزار ترفند و توجیه آنان را در برابر هر یک از دستورات رهبر فرقه که در تشکیلات جاری می شود قربانی کنند.

کارهایی نظیر شرکت در تظاهرات و هواداری از رجوی یا هر مأموریت احتمالی در هر کجای دنیا که باشد، سوریه یا اسرائیل و یا ایران و یا هر کجا که تشکیلات بخواهد .

در این صورت همچنان غل و زنجیرهای بسته بر ذهن و دست و پای افراد در ازای این رسیدگیهای مادی پابرجا خواهد ماند و همچنان سوء استفاده از این افراد ادامه خواهد یافت.

اما به هر حال فروپاشی در تقدیر تشکیلات فرقه در آلبانی است و البته ممکن است کمی طول بکشد. اما سازمان دیگر نمی تواند مثل عراق جلوی جریان آزادی و آگاهی افراد را بگیرد.

آنچه به ما جداشدگان بر می گردد این است که در این رابطه اطلاع رسانی کرده و توجه طرف های بین المللی را به وضعیت خطیر افراد جداشده در آلبانی جلب کنیم تا با حمایت از آنها راه سوء استفاده فرقه از آنها بسته شود .

به امید روزی که تمام اسرای تشکیلات فرقه رجوی ، از چنبره و حصارهای آن خلاص شده و زندگی سالمی را در دنیای آزاد تجربه نمایند .

***

mek_albania_June2013مشکلاتی که مجاهدین خلق (فرقه رجوی) برای ما در تیرانا ایجاد می کنند – سازمانهای حقوق بشری کجایند؟

احسان بیدی نجات یافته از فرقه رجوی، آلبانی: تصفیه حسابی که به شکست انجامید

تیرانا ژوئیه 2014اولین سری نجات یافتگان وارد خاک امریکا شدند. سالی که نکوست از بهارش پیداست

همچنین:

کنفرانس برلین ، کتمان حقیقت در پس شعارهای تبلیغاتی

شهروز تاجبخش، ایران قلم، شانزدهم مارس ۲۰۱۵:… بیجهت نیست که رهبری سازمان غیبتی ۱۲ساله میکند و علیرغم خروج از لیست کذایی که شب و روز آنرا بهانه میکرد نمیتواند دردی از دردهای بی درمان سازمان مجاهدین را دوا کند، و بیجهت نیست که سازمان اصرار دارد که هرنوع جابجایی را بصورت جمعی انجام دهد زیرا از همین نکته وحشت دار

رهبریک فرقه زن ستیزنمی تواند مدافع حقوق زنان باشد

شهروز تاجبخش، ایران قلم، هفتم مارس ۲۰۱۵:… دیده بان حقوق بشر در گزارشی که در مارس ۲۰۰۵ میلادی منتشر کرد به این موضوع پرداخته است. در این گزارش که با نام «خروج ممنوع» منتشر شد با اشاره به دیکتاتوری شدید مسعود و مریم رجوی آمده است: مراحل مختلف انقلاب ایدئولوژیک سازمان مجاهدین خلق عبارت بودند از طلاق‌های اجباری

رسوایی دوباره لابی های مجاهدین در امریکا

شهروز تاجبخش، ایران قلم، چهارم مارس ۲۰۱۵:… بر طبق تعاریف و تحلیل های مسعود رجوی ، جناح جنگ طلب امریکا می بایست مقدمات حمله نظامی به ایران را مهیا کند تا در این میان با سرنگونی رژیم ایران مسعود رجوی وهمسرش به حکومت برسند. این رویای رجوی قبل از اینکه غیر واقعی باشد نمایانگر وابستگی این فرقه به کشورهای بیگانه می

نگاهی به درخواست مسلح شدن از جانب مجاهدین

شهروز تاجبخش، ایران قلم، بیست و چهارم فوریه ۲۰۱۵:… فهم این معنی که رجوی به اقتضای شرایط منطقه و عراق و سقوط ارباب صدام حسین تن به خلع سلاح داد و همچنین تغییر لفظی و غیر شفاف کنار گذاشتن استراتژی مسلحانه را در دستور سیاسی کاری های خود قرار داده، چندان دشوار نیست. بنابراین متوقف �

مجاهدین خود را می سوزانند، داعش دیگران را، آیا تفاوتی می کند؟

شهروز تاجبخش، ایران قلم، چهاردهم فوریه ۲۰۱۵:… برای مقایسه می توان به سازمان مجاهدین اشاره کرد که البته نسخه زنده سوزانده شدن را نه برای دشمن که برای اعضای بخت برگشته خودش می پیچد . اما جای این پرسش وجود دارد که اگر ایدئولوژی می تواند چنان فرد را پرورش داده و مغزشوی کند که خود را بسوزاند ، آیا همان فرد نمی توان