خانواده ها تنها راه حل

خانواده ها تنها راه حل

خانواده ها تنها راه حلعلیرضا نصراللهی، یاران ایران، هفتم ژانویه 2021:… اولا راه را بر خیلی از فرمانده های قدیمی سازمان بست و دوّم با مغز شویی نفرات آنها را عازم نبرد با خانوادهایشان می کرد. مسعود رجوی حدس میزد که با این کار میتواند جلوگیری کند از ریزش نفرات و میخواست که برای خودش زمان بخرد تا ببیند تغییر و تحول عراق و ایران و آمریکا به کجا خواهد کشید و وزنه کدام طرف در نهایت سنگین تر خواهد بود. ولی بیچاره نمیدونست که از الان به بعد دیگه باید بشیند و بقیه برایش تصمیم بگیرند چون دیگه صدامی وجود ندارد که با اون بخواهد جولان دهد. برای همین تمام وقت و برنامه اش را صرف مبارزه با خانواده ها کرد که این بزرگترین و آخرین اشتباهش بود چون اگه بر عکس این عمل می کرد حاضرم قسم بخورم که تا الان این تعداد نفر ازش جدا نشده بودند. خانواده ها تنها راه حل 

خانواده ها تنها راه حلسفارت آلبانی در پاریس ، ارائه طومار درخواست ملاقات

خانواده ها تنها راه حل 

خانواده ها تنها راه حل جدا شُدَنِ اعضای در بند فرقه رجوی می باشند

علیرضا نصرالّهی، انجمن یاران ایران، هفت،ژانویه،۲۰۲۱

با سلام خدمت پدران،مادران،خواهران و برادران عزیز،و چشم انتظارم

علیرضا نصراللهی پاریس

آقای علیرضا نصراللهی، پاریس

می دانم که سال هاست که خیلی از شماها هنوز چشم به راه و در انتظار فرزندان خود هستید،و باز همگی میدانیم در حال حاضر خیلی از پدران و مادران ما در میان ما نیستند و چشم به در و حسرت به دل به دیار باقی شتافتند،مثل پدر و مادر خود من که فرقه ننگین رجوی باعث شد،که من دیگه هرگز در این دنیا آنها را نبینم.و دیدار ما به قیامت باشد.

از همان سال که دَربهٰای این قعله الموت بر روی مٰاِه شما خانواده ها گشوده شد،زیر بنا و ساختار این فرقه که بر روی خانواده =فساد استوار شده بود فرو ریخت،دُرست در مقابل این فرقه قرار گرفتید،و رو در رو با او جنگیدید،در سرما و گرما این شما بودید که بَهٰا پرداخت کردید نه مجاهدین،آنها که در سالن های خودشان زیر کولر گازی و بخاریهای گازی نشسته بودند،این شما بودید که در مقابل این دِژ ایستاده و با فریاد خواهان آزادی دلبندانتان بودید.

راستش مسعود رجوی در سال های گذشته بقا و تخت و تاج خودش را،در نابودی کانون گرم خانواده بنا و استوار کرده بود،و برای همین بود که در مغز ضد انقلاب خودش انقلاب ایدئولوژیک را بنا کرد،و این همه نشست برای این بود که بتواند مردها و زن های راضی کند که از همدیگر جدا شوند،این سر گُل تمام حرف های رجوی بود.

مسعود رجوی ،این نو آوری را به شکلی بر پا کرد که توانست به راحتی سر بهترین دوست و همرزمش یعنی مهدی ابریشچی،را زیر آب کند،(هر چند خود این شخص یکی از جنایتکارهای تاریخی ایران است که باید جدا از این فرقه محاکمه شود)البته با همکاری کامل مریم قجر عضدانلو،چون اگه مریم با مسعود رجوی همکاری نمی کرد هرگز مسعود رجوی نمی توانست این انقلاب کشکی را به خورد دگر نیروها بدهد،

البته مریم آدمی بسیار زیرک و جاه طلب بود،میدونم همه ی شما بهتر از من تمام این چرت و پرت های سازمان مجاهدین را میدانید ولی باید برای اینکه،ارزش کار شما عزیزان را مطرح میکردم مختصری در رابطه با این شیادین برایتان صحبت می کردم چون شما خانواده ها چنان کار بزرگی کردید،که غیر از شما خانواده ها نه کسی توان آن را داشت،و نه کسی حوصله آنرا فقط این حس پدر و مادر هست که میتواند چنین قوی باشد که در مقابل این همه ناملایمتی ها طاقت بیاورد و تازه راندمان هم داشته باشد.

اگر بخواهیم مروی کوتاه به گذشته داشته باشیم از،زمانی که شما ( خانواده ها ) پا به اشرف بزرگ در عراق گذاشتید،مسعود رجوی خوب فهمید که قافیه را باخت چون از همان لحظات شروع کرد به نشست پشت نشست برای مقابله با وزارت اطلاعات یعنی جوری برنامه را چید که به همه ی نیروها بفهماند اینها خانواده های شما نیستند اینها وزارت اطلاعات هستند و بین ما و آنها ( وزارت اطلاعات ) دریای خون فاصله هست،یعنی اعضای مجاهدین با زبان بی زبانی دارم بهتان میگم حق ندارید به ملاقات بروید.

وزارت اطلاعات مجاهدین خلق را چگونه می بیند؟ مصاحبه با مقام سابق (بخش دوم و پایانی) 

البته چون واقعا آدم شیادی بود نیامد مستقیم به همه اعلام کند که اجازه ملاقات نمیدهم که اگه چنین می کرد چهره خودش را که در این سالها به صورت معصومین ساخته بود از دست می داد برای همین با نشست های خانواده ها با یک تیر میخواست دو نشان را بزند.

اولا راه را بر خیلی از فرمانده های قدیمی سازمان بست و دوّم با مغز شویی نفرات آنها را عازم نبرد با خانوادهایشان می کرد. مسعود رجوی حدس میزد که با این کار میتواند جلوگیری کند از ریزش نفرات و میخواست که برای خودش زمان بخرد تا ببیند تغییر و تحول عراق و ایران و آمریکا به کجا خواهد کشید و وزنه کدام طرف در نهایت سنگین تر خواهد بود.

ولی بیچاره نمیدونست که از الان به بعد دیگه باید بشیند و بقیه برایش تصمیم بگیرند چون دیگه صدامی وجود ندارد که با اون بخواهد جولان دهد. برای همین تمام وقت و برنامه اش را صرف مبارزه با خانواده ها کرد که این بزرگترین و آخرین اشتباهش بود چون اگه بر عکس این عمل می کرد حاضرم قسم بخورم که تا الان این تعداد نفر ازش جدا نشده بودند.

ما ایرانی ها خانواده دوست هستیم یعنی حاضریم جوانمان را فدای خانواده کنیم،حالا استغفرالله اگه خود خدا هم وارد این داستان می شد باز هم ما برای کمک به خانواده هایمان  فداکاری میکردیم این که دیگه مسعود رجوی یک شیطان هست،البته ناگفته نماند در این جنگ رو در رو خود نفراتی که از سازمان جدا می شدند،پخش کلیدی داشتند چون هر کدام از این نفرات که جدا می شدند همراه با خودشان یک دنیا خاطره،و واقعیت و تجربه و از همه مهمتر اطلاعات به همراه داشتند،که این خود تیرهای خلاصی بود که بر سر مسعود و مریم رجوی فرود می آمد.

هر کدام از اعضای سازمان مجاهدین که با سابقه های طولانی تر از این فرقه جدا می شد اطلاعات بیشتر در اختیار مردم ایران قرار می داد.و هر روز دَستِ رجویستانان،بیشتر برملا می شد.شاید این فرقه بتواند در دنیای حاشاگریش که دیوارش هم برای این فرقه خیلی بلند است بگوید این و آن مزدور وزارت اطلاعات هستند،ولی سئوال اینجاست کادرهای با سابقه ای ۳۰ الیٰ ۳۵ هم مامور و مزدور وزارت اطلاعات هستند؟

که اگه اینجوری هست باید گفت:درب این سازمان را از اوّل باید گِل می گرفتید!

ولّی خوب هم ما و هم شما میدانید که هیچکدام از این بچه های جدا شده که در حال حاضر دست به افشاگری بر علیه شما زده اند،نه مامور وزارت اطلاعات هستند و نه مزدور

درخواست تسریع در رسیدگی به صدها شکایت از جانب خانواده ها

ما اعضای جداشده از شما اتفاقاً آدم های مهین دوست و مردم دوست هستیم چون ما نه در زمان اوّل انقلاب زیر پاهایشان را خالی کردیم و نه اطلاعات جنگ را به دشمن فروختیم،نه در زمان فناوری و پیشرفت کشورمان،آن را به غرب از جمله آمریکا،اسرائیل،به خاطر یک مشت دلار بیشتر فدا کردیم،این چند جمله که الان بیان کردم به خدا قسم که خون میلیون نفر به پاش ریخته شده و مسبب آن فقط خود شما یعنی سازمان مجاهدین هست.

این اسناد بماند برای روز دادگاه های شما در جلوی خلق قهرمان،همان خلق که شما می خواستید جان فدایش کنید،ولی بر عکس شد جانشان را گرفتید.

پدران و مادران عزیزم،من خود پدر هستم و میدانم فرزند چقدر برای پدر و مادر عزیز می باشد،بمیرم برای دلهای سوخته ی شما،چه شبهایی را که پلک برهم نزدید،چه رویاهایی که برای خودتان نبافتید،لعنت خدا بر ال رجوی که اینگونه تن و بدن شماها را لرزاند،خداوند تن و بدنشان را بلرزاند،و انتقام تمام خون های بناحق ریخته ی فرزندان این مرز و بوم را از حلقوم تک تک آنها بیرون بکشد.

پدران و مادران خوبم،به انتهای راه نزدیک شدیم و این حاصل تمام تلاشهای شبانه روزی شما و ما اعضای جداشده می باشد،خواستم هم تشکری از همه ی شما سرورانم کرده باشم،و بگویم با دل جان می دانم خسته نیستید،فقط این دل لامعصب،تنگ شده،یاد صبر ایوب پیامبر باشید که به خاطر فرزندش آنقدر گریست تا بینایش را از دست داد ولی در نهایت به فرزندش رسید،این حکایت،سرگذشت ماست،صبح و طلوع آزادی از بند و حصار ،فرقه رجوی نزدیک است.

سرورانم خواهشی دارم میدانم شما هر کاری که میتوانستید کردید و باز هم خواهید کرد،ولی ما با دجالی به نام فرقه رجوی رو به رو هستیم،تا آخر مسیر راهی نمانده،در این انتهای راه فکر و تجربه هایمان را جمعبندی کنیم تا بتوانیم صداهایمان را به گوش عزیزانمان برسانیم،هر کس به تنهای نه،ما باید همه تن یک واحد شویم و مشت هایمان را بهم گره بزنیم و فرزندان ایران را آزاد کنیم،و اینکار فقط و فقط بدست شما و ما امکان پذیر می باشد.

به امید آن روز دورد بر شما خانواده های عزیزم

اعتراف سایت مریم رجوی : ملاقات با خانواده در آلبانی باعث فروپاشی تشیلات مجاهدین میشود

خانواده ها تنها راه حل 

لینک به منبع

***

سفارت آلبانی در پاریس ، ارائه طومار درخواست ملاقاتپیوستن آلبانی به اتحادیه اروپا – نامه سرگشاده به مذاکره کنندگان اروپایی

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/مریم-رجوی-و-خانواده-،-ماه-آبان-و-سایتهای/

مریم رجوی و خانواده ، ماه آبان و سایتهای مجاهدین

مریم رجوی و خانواده ، ماه آبان و سایتهای مجاهدینعلیرضا نصراللهی، یاران ایران، نوزدهم نوامبر 2020:… خانم رجوی منظورت از خانواده مجاهدین،کدام خانواده هست من واقعاً،گیج شدم چون تا آنجا که یادم هست،از اوّلین سِری خانواده ها که به اشرف آمدند،همه به یک باره شدند ماموران وزارت اطلاعات،یعنی مادر،خواهر،و پدر من که در عمرشان حتی مقاله ای سیاسی هم ندیده بودند،یک دفعه شدند ماموران ارشد وزارت اطلاعات،انقدر کشک و پوشال در مغز ماها کردید که خیلی ها در همان ورد به این بحث جا،زدند،و حاضر نشدند که خانواده های خودشان را بعد از سالیان ببیند! مریم رجوی و خانواده ، ماه آبان و سایتهای مجاهدین  

کشته شدگان اعتراضات آبان ماه 98 و مریم رجویهند جگر خوار برفراز سالگرد کشته شدگان اعتراضات آبان ماه 98

مریم رجوی و خانواده ، ماه آبان و سایتهای مجاهدین

ماه آبان شده نون دونی فرقه رجوی،برای پُر کردن سایت هایش

همانطور که همه ی ملّت شریف و گرامی ایران بهتر از هر آدم بیرونی که در مورد ماه آبان حرف میزنه،و یا مطلب چاپ می کند، و یا میزگرد،و یا کنفرانس میگذارد،شما مردم در دلِ این حادثه،قرار داشتید،و چگونگی،و چند و چون،آن را از ما که،در خارج کشور هستیم بهتر می دانید.

راستش هستند آدمها و یا گروهها،و فرقه ها که کاسه داغ تر از آش می شوند،و میخواهند خودشان را دلسوز.و غمخوار مردم ایران نشان دهند،و از دل این حادثه نفع خودشان را ببرند،وگرنه به خدا ذره ای دلشان نه برای مردم می سوزد و نه برای ایران،فقط و فقط مثل کفتار گوشه ای کمین کردنند تا در بهترین زمان شکار دیگران را بدوزدند.

مریم رجوی و خانواده ، ماه آبان و سایتهای مجاهدین

مریم رجوی و خانواده ، ماه آبان و سایتهای مجاهدین

مطلب جالبی در سایت فرقه رجوی منتشر شده بود که:

“دستگیری مجدد،زندانیان،آزاد شده و خانواده مجاهدین در آستانه سالگرد قیام آبان ،و فراخوان بین المللی به آزادی زندانیان سیاسی تا پایان دوره کرونا.”

راستش مریم رجوی خانواده را قشنگ آمدی،کلمه خانواده اصلا برایت مهفومی هم داره که ازش استفاده می کنی؟
آیا تا به حال شده فقط برای یک لحظه خودت را به جای خانواده یکی از اسرای در دستت قرار دهی؟
آیا شده در تمامی این سالها دخترت را ندیده باشی،و یکی مثل خودت تو را از دیدن دخترت مَحرم کند؟
مریم رجوی،یادت هست قبل از جنگ جرج بوش در،آخرین نشست که تو و مسعود رجوی بودید،مسعود چی گفت؟
میدونم که بهتر از هر کسی،خودت میدونی که چقدر کثافت کاری کرده اید در طول این چهل و خوردی سال،و جالب اینجاست که خسته هم نمی شوید!

من عین روز برایم روشن است که خیلی،زودتر از آنچه که فکرش را بکنی وجدان درد، و غذاب وجدان به سراغت خواهد آمدو هر ثانیه آرزوی مرگ را خواهی کرد،چون مردن برایتان یک رویا خواهد شد.شما و امثال شماها که عمری آدمها را عذاب داده اید،و با قلب و روح انسانها بازی کرده اید، هم در این دنیا و هم در آخرت به عذاب سخت خدا و خلق آن دچار شوید،همان خلقی که به ما گفتید،باید برایش مبارزه کنیم،باید برایش خون بدهیم،باید برایش جون داد،باید برایش بها پرداخت کرد،اری،خانم رجوی منظور خانواده های ما هست که قرار بود پشتیبان ما باشند ولی متاسفانه شماها کاری کردید که شدند دشمن درجه یک سازمان مجاهدین،وتمامیت آن.

خانم رجوی منظورت از خانواده مجاهدین،کدام خانواده هست من واقعاً،گیج شدم چون تا آنجا که یادم هست،از اوّلین سِری خانواده ها که به اشرف آمدند،همه به یک باره شدند ماموران وزارت اطلاعات،یعنی مادر،خواهر،و پدر من که در عمرشان حتی مقاله ای سیاسی هم ندیده بودند،یک دفعه شدند ماموران ارشد وزارت اطلاعات،انقدر کشک و پوشال در مغز ماها کردید که خیلی ها در همان ورد به این بحث جا،زدند،و حاضر نشدند که خانواده های خودشان را بعد از سالیان ببیند!

علیرضا نصراللهی

آقای علیرضا نصراللهی، پاریس

برای مثال دکتر این فرقه بعد از دیدار خودش با مادرش بعد از سی و پنج سال چنین گفتند:

“خواهرمهناز من رفتم ملاقات با مامواران اطلاعات،دیدم یه پیر زن چرکیده و خمیده را آوردند، و به من می گویند،این مادرت هست،رفتم جلو بدون اینکه اون را در آغوش بگیرم بهش گفتم برو مادر برو برای چی آمدی برو بقیه زندگیت را بکن!!!!!”

شما فکر میکنید آن لحظه بر آن پیر زن که با دنیایی آرزو آمده بود تا پسرش را بعد از سالها ببیند چه گذشته؟
باور کنید ذره ای اگر من دروغ گفته باشم بچه های قرارگاه، شیش و هفت همه در نشست بودن وقتی این دکتر،سوزنی،این ماجرا را داشت تعریف می کرد.

نفر بعدی دقیق اسم اون یادم نیست یکی دیگه آمد پای میکرفن،وگفت خواهر مهناز رفتم ملاقات،دیدم خانواده ام آمدند،از همان لحظه اوّل که پدرم آمد منو بقل کنه با دو کف دستم زدم به سینه اش و،گفتم برو عقب،تو همراه و یا ماوران وزارت اطلاعات آمدی،بین من و شما دریای خون است برید و دیگه پسری به نام من ندارید!!!!

این موضوعات را اگه شما توانستید به غیر از فرقه رجوی در جای دیگر پیدا کنید که به چه شکل قبل از دیدار،نفرات ساعتی قبل در دفتر خواهران شورای رهبری حاضر می شدند،و کاملا با بخوردی صمیمی و احساسی متفاوت با انقلاب مریم توجیه می شدند و آماده می شدند برای مبارزه با خانواده خودشان،

باور کنید در آن زمان خواهران شورای رهبری،شده بودند ملیجک،تا از این طریق بتواند از ریزش جلوگیری کنند.تا یادم نرفته خدمت شما عرض کنم،خط آن روزها خط موازی بود نه برخورد ولی باید دشمن (خانواده ها) را هم شکست داد.

بعد از هر سخن ور دست،کف،سوت برایشان ارسال می شد تا تشویق شوند که خانواده هایشان را شکست دادند،و آنها رو قبول نکردنند،البته بودن کسانی هم که مثل قدیم خانواده های خودشان را پذیرفتند،فقط خواستم بدونید خانواده در فرقه رجوی هیچ جایگاهی نداشته و نخواهد داشت.

به قول رهبر این فرقه،خانواده =فساد

آیا به نظر شما این فرقه با داشتن این ایدولوژی،میتواند جایگاهی در ایران داشته باشد؟

راستش این فرقه خیلی از گروهای افراطی اسلامگرا،تند روتر،و افراطی تر هست،شما نگاه کنید،در درون تشکیلات این فرقه همه چیز جدا سازی شده،زنها جای مردها رو گرفتند،همه چیز جدا شده،حتی پمپ بنزین ها هم در فرقه رجوی جدا بود فکرش را بکنید پمپ بنزین

البته خدای نکرده سوتفاهم نشود گفتم زنها جای مردها را گرفتند،منظور این هست که رجوی با بر پا کردن انقلاب ایدولوژیک،توانست با مَکر و حیله سر آدم ها کلاه بگذارد و زن از مرد و بچه ها رو از خانوادها جدا کند،با یک حساب،ساده ببیند چگونه با شیادی مرکز خانواده یکی همان فساد را از هم جدا کرد

شما خودتان،شاهد بودید حداقل خانواده های اعضای در بند فرقه که در این چند سال چقدر برای شماها سنگ اندازی،کردنند تا جلوی ملاقات شماها رو از عزیزانتان بگیرند،البته تلاش شبانه روزی شماها و دیگر عزیزان نگذاشت که این فرقه به آرزویش برسد،دیر نخواهدبود،که همه خانواده به عزیزانشان برسند،و اعضای بالای فرقه رجوی،در دادگاهای مردمی ایران مجازات شودند

درود بر تمامی خانوادها.

مریم رجوی و خانواده ، ماه آبان و سایتهای مجاهدین 

***

همچنین: