خانواده ها: نفرت در نوشته های اخیر رجوی نگران ترمان می کند (نامه سرگشاده)

خانواده ها: نفرت در نوشته های اخیر رجوی نگران ترمان می کند (نامه سرگشاده)

انجمن نجات، مرکز آذربایجان شرقی، هفتم ژانویه 2015:…  هموطنان عزیز! سازمان های جهانی مدافع حقوق بشر! بشریت مترقی وباوجدان درسراسر جهان! دولت های ذینفع در مسائل کمپ لیبرتی عراق! هرروز که میگذرد ، رسانه های گروه مافیایی رجوی ، برای منزوی کردن و بخطر انداختن ساکنین گروگان گرفته شده ی لیبرتی عراق ، تلاش های مضاعفی را بکار میبرد! اعضای خانواده ها بعنوان اصلی ترین …

تجمع خانواده ها. درخواست آزادی گروگانها از کمپ فرقه رجوی

لینک  به منبع

هشدار جدی خانواده های گرفتار و داغدیده ی آذربایجان شرقی

کینه و نفرت در نوشته های اخیر باند رجوی برعلیه ما بیشتر شده و نگران ترمان میکند!

هموطنان عزیز!

سازمان های جهانی مدافع حقوق بشر!

بشریت مترقی وباوجدان درسراسر جهان!

دولت های ذینفع در مسائل کمپ لیبرتی عراق!

هرروز که میگذرد ، رسانه های گروه مافیایی رجوی ، برای منزوی کردن و بخطر انداختن ساکنین گروگان گرفته شده ی لیبرتی عراق ، تلاش های مضاعفی را بکار میبرد!

اعضای خانواده ها بعنوان اصلی ترین حامی این اسرای رجوی ، بیش از همه زیر هجمه ی سنگین این باند تبهکار است وروزی نیست که بادرج نوشته هایی باادبیات خشن، لمپن مآبانه وتهدید آمیز مواجه نگردند!

دراین نوشته ها ، به انواع حیل و ترفند، خانواده ها بشدت تهدید میشوند که قدمی برای ملاقات با عزیزان اسیرشان درعراق برنداشته واین اسرا را درمقابل تصمیمات بشدت مشکوکی که شخص مسعود رجوی وهمسر دلاله اش گرفته اند، بی یاور وتنها بگذارند!

زمانی ادعا می شود که اعضای خانواده ها به تحریک وزارت اطلاعات به عراق مراجعه میکنند ، زمانی بطور کلی وابستگی فامیلی آنها را نفی کرده ودرموقعیتی دیگر میگویند که این اسرا رسالتی شبیه ابراهیم خلیل اله ، حضرت نوح ودیگران دارند ودراجرای این رسالت؟؟!! باید که توجهی به خانواده ها نکرده وخود را تنها وتنها درگیر وظایف تشکیلاتی محوله از طرف رجوی ها کنند که این وظایف عین رسالت انبیا واولیاست ومسئله ی خانواده ها که اغلب هم منحرف هستند؟!، عددی درمقابل این رسالت بشمار نمی آید!

درخواست سلاح در کمپی که قانونا وصرفا حالت ترانزیت برای انتقال این اسرا دارد ، درحالت ناامنی فراوان عراق، معنایی جز تحریک گروه های خودسر ومتعصب عراقی برای حمله به این کمپ وکشتار ساکنین آن ندارد!

پس سه هدف منزوی تر کردن این گروگان های رجوی، ایجاد فشار روزافزون بر کشور های دیگر که این کمپ ترانزیتی را بعنوان کمپ اقامت دائمی اسرای رجوی برسمیت بشناسند و ایجاد زمینه برای کشتار آنها همگی درحکم قطعات یک پازل بوده وآنهم درخدمت کشتار لیبرتی نشینان با دوهدف به زیر خاک بردن اسرار مخوف فرقه ی رجوی و فراهم کردن زمینه های مظلوم نمایی بیشتر رجوی ها می باشد!

ما گروهی ازاعضای خانواده های این اسرا درآذربایجان شرقی، ضمن اعلام نگرانی شدید خود ازاین نقشه های کثیف وضدانسانی ، توجه اعضای خانواده های دیگر، هم وطنان گرامی ، دولت های عراق وایران وارگان های ذیربط سازمان ملل متحد را باین موضوع جلب کرده و استمداد همکاری بیشتربرای رفع این نقشه های ضدانسانی نموده و دروهله ی اول خواستار برقراری تماس های مستقیم وآزادنه با این فرزندان خود میباشیم!

امضا کنندگان بیانیه:

نام نام خانوادگی نسبت خانوادگی

ناهيد سعادت مادر: خانم حمائل غنی زاده

محمود سعادت

مهری سعادت

شهرود بهادري پدر: آقای یقعوب بهادری

شهرام بهادري

اشرف آوري برادر: آقای علی آوری

جواد عبدي نعمت آبادي برادر:آقای اسد عبدی

محمد حسين دادگر اقدم برادر: آقای حاجی غلام حسین دال

بهرام حسن پور برادر:آقای حمید حسن پور

مجید حسن پور

سيد رضا تارا برادر: آقای میر یوسف تارا

مرتضي اكبري نسب برادر:آقای رضا اکبری

حسن رهنماي آناخاتون برادر: آقای موسی رهنما

يوسف خوب زماني خواهر : خانم خوب زمانی

حميد طاهري خسروشاهي برادر: آقای مهدی طاهری

محمد رضا صدیق پدر: حاج صدیق

اسداله فیاض دیزجی پدر: آقای فیاض

كريم نعلبنديان برادر: اشرفی والا

منصور عباسخاني برادر: آقای عباس خانی

ابوالفضل شيخ بيگلو برادر: آقای شیخ بیگو

علي اصغر كرمي برادر: آقای یدالله کرمی

اصغر واحد رضايي برادر: آقای آوری

فیروز ساعدی پدر: آقای ساعدی

مير محسن مرتضوي برادر: آقای داوود مرتضوری

Sahar-Jan 2011To the families of victims of Mojahedin Khalq MKO MEK Rajavi cult in camp Ashraf


http://youtu.be/vyRUHcsOVfk

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=15278

نامه خواهری منتظر به نخست وزیر عراق (پروژه جعل پرونده برای گروگانهای لیبرتی و خانواده ها)

انجمن نجات، مرکز سمنان، ششم ژانویه ۲۰۱۵:… رجوی ابتدا در شگردی ضد انسانی برای نابود کردن رابطه اسیران خود با خانواده در ایران از طرف تمامی اسیران به استثنای حلقه اولیه اطراف خود نامه های جعلی با فراخوان آتشین برای خانواده در جهت موضع گیری و جنگ با رژیم به آدرس های خانواده ها مکتوب و تهیه کرد و در این پروژه همه نامه ها را با ضمیمه کردن عکس های رهبری فرقه و شعارهای …

حضور و سخنرانی اعضای سابق مجاهدین در میان خانواده های متحصن ـ مقابل کمپ اشرف ـ عراق

لینک به منبع

نامه خواهری منتظر به نخست وزیر عراق

سابقه دشمنی رهبری مجاهدین با خانواده اسیران خود به سه دوره و سرفصل تقسیم می شود:

۱)ابتدا زمانی که فرقه از خانواده بعنوان محمل و عادیسازی در عملیاتهای ترور و خرابکاری در فاز اولیه و انتحاری در داخل کشور در سالهای اولیه انقلاب استفاده می کرد .

۲)زمانی که فرقه و ارتش و قشون و استراتژی جنگ در عراق قفل شد و سازمان وجه المصالحه شد که رهبری فرقه وجود خانواده را عامل شکست هایش دانست و تیشه به ریشه آن زد و آن تراژدی های دردناک و اسفباری که بوجود آورد زنان و مردان را از هم جدا کرد و کودکان را نیز به خارجه فرستاد .

۳)بعد از خلع سلاح و ایزولاسیون در اسارتگاه اشرف و پروژه حضور خانواده اسیران در پشت دیوار اشرف و خواستار ملاقات با فرزندانشان شدند که رجوی را مجبورکرد که فرزند به صورت پدر و مادر و برادر و خواهر خونی خود با سنگ و چماق حمله ور و آنها را مجروح و هزاران توطئه و اهانت و توهین نابجای دیگر.

درخصوص مورد اول و سو استفاده رهبری مجاهدین از خانواده همین بس که تیم های ترور وعملیاتی مجاهدین بلاجبار خانه های اعضای خود را پایگاه کرد و خانه تیمی کرد و برخلاف میل آنها باعث درگیری نظامی در خانواده شد و موجب قتل عام و انفجار خیلی از خانواده ها گشت . و همچنین چه پدران و مادرانی که بدون کمترین اطلاعاتی از کاری که مجاهدین آنها را مجبور به انجام آن می کردند نابود شدند وچه بچه های خردسالی که به عنوان محمل و بهانه زندگی مشترک توسط رجوی طعمه انفجار و فلاکت و بدبختی شدند .

این سرفصل از دوران سیاه و و شقاوت پیشگی رجوی محسوب می گردد و فی الواقع ابعاد گسترده ای دارد و خیلی درمورد آن گفته شده و نوشته شده است و مستندات و کتابهای فراوانی با فاکت های مستدل و مادی و ملموس و ثابت شده وجود دارد .

و اما در مورد دوم و جنگ با خانواده دربعد از آتش بس جنگ ایران و عراق و ایزولاسیون رهبری مجاهدین و شکست نظامی و استراتژیکی و عراقی شدن مجاهدین .

در این فاز ابتدا رهبری فرقه در ستاد کل خود تهدیدات خانواده را بررسی و راه کارهای فرقه ای و تروریستی خود را تبدیل به تاکتیک ضدیت عملی و پراتیک کرد .

رجوی ابتدا در شگردی ضد انسانی برای نابود کردن رابطه اسیران خود با خانواده در ایران از طرف تمامی اسیران به استثنای حلقه اولیه اطراف خود نامه های جعلی با فراخوان آتشین برای خانواده در جهت موضع گیری و جنگ با رژیم به آدرس های خانواده ها مکتوب و تهیه کرد و در این پروژه همه نامه ها را با ضمیمه کردن عکس های رهبری فرقه و شعارهای استراتژی سرنگونی به عمد به آدرس های نهاد های امنیتی در ایران ارسال تا وانمود کند که خانواده ها فعال و رابطه تنگاتنگ بین اعضا موجود در عراق و خانواده وجود دارد تا با این ترفند با دادن آدرس غلط و مشکوک به رژیم موقعیت خانواده را به خطر اندازد واین چنین ریشه تمامی مرزبندی ها و ارتباطات عاطفی اسیران با خانواده را هم از بین ببرد .

خلاصه رهبری فرقه به این دلیل به این استراتژی روی آورد که فهمیده بود که دیگر هیچ امیدی به پایگاه مردمی نیست و حتی خانواده اسیران خودش نیز او را شناخته اند و علیه او موضع گرفته اند به همین دلیل استارت اولیه انتقام گیری از آنها را زد .

در این راستا در خصوص انهدام کانون خانواده در تشکیلات و کشت و کشتارهای مغول گونه و دیکتاتوری های فرقه ای قلعه الموت وارش شامل حال خانواده های در عراق هم شد و این مقوله را همه جداشدگان طی افشاگری و روشنگری ها از طریق کتاب و مقالات و مستندات و مصاحبه های مفصل ارائه کرده و ابهامی برای کسی باقی نمانده است .

اما در مورد سوم رجوی ها شرم آورترین و زشت ترین اقدام را علیه خانواده های اسیران خود رقم زدند .

بعد از اینکه دیکتاتور عراق سقوط کرد و جمع زیادی از کادرهای اعضای قدیمی و جدید فرقه رجوی در عراق با سیاست های ضد انسانی رجوی تقابل کرده و از آن غار بیرون آمدند و با ورود به دنیای آزاد با روشنگری های خود پرده از جنایات رجوی برداشتند و سپس اقدام به تاسیس انجمن هایی برای رهایی دوستان خود از چنگال رجوی نمودند .

خانواده های آن اسیران هم که اغلب دو دهه از وجود فرزندان و پدران ومادران خود بی خبر بودند فعال شدند و با وصل به این انجمن ها اقدام به تحصن در پشت دیوارهای اشرف کردند که این کار رجوی را ابتدا غافل گیر و مجبور به تن دادن به برخی ملاقات ها با تمامی محدودیت ها کرد . از آنجایی که این ملاقات های محدود باعث جدایی صدها تن شد لذا رجوی درب اسارتگاه را بست و همه خانواده ها را عامل اطلاعات ایران و مزدور معرفی کرد و آنچنان ترس و رعشه ای بر اندامش افتاد که سران ورهبران فرقه به تکاپو افتاده و مرگ خود را در حرکت خانواده دیدند و با تحریک و اجبار اسیران برای سنگ زندن به صورت پدران و مادران خود و به تلویزیون کشاندن آنها برای سرهم کردن چرندیات ضد خانواده راه آنها را برای خروج سد کند .

بدین صورت رجوی حتی به یک خانواده از اسیران خود اعتمادی ندارد تا چه رسد به حمایت مردمی و داخلی . این ترس و وحشت از خانواده ها فرقه رجوی را به جایی رسانده که دیگر نه کاری به رژیم دارد و نه کاری به شعار زنگ زده سرنگونی و نه چیز دیگری . فقط و فقط دشمن درجه یک خود را جمعیت به خشم آمده خانواده می بیند و وحشیانه علیه آنها موضع می گیرد .

گزارش کمپ لیبرتی 4گزارش چهارم از بغداد، نوامبر

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=15234

فرقه رجوی و موضوع خانواده ها (۲)

ابراهیم خدابنده، ایران اینترلینک، پنجم ژانویه ۲۰۱۵:…  فرض بگیریم که وزارت اطلاعات ایران به این نقطه ضعف سازمان آگاه بوده و برای جدا کردن افراد از عنصر خانواده و عواطف خانوادگی استفاده میکند و در این راستا خانواده ها را ترغیب به مسافرت به عراق نموده و امکاناتی را هم برایشان فراهم می نماید. این فرضیه، که فرقه رجوی تلاش میکند آنرا برجسته کرده و به عنوان اصل موضوع جا بیندازد و بدین …

ابراهیم خدابنده الجعفری عراقرجوی ساکنان اردوگاه لیبرتی در عراق را با منع ارتباط با خانواده شکنجه میکند (نامه ای به حیدر العبادی نخست وزیر عراق)

https://iran-interlink.org

لینک به قسمت اول
فرقه رجوی و موضوع خانواده ها

فرقه رجوی و موضوع خانواده ها (۲)

ابراهیم خدابنده

۱۵ دی ۱۳۹۳

در قسمت اول این مقاله، به تاریخ ۱۰ دی ۱۳۹۳، به تعدادی از مقالاتی که توجیه گر اقدام فرقه رجوی جهت ممانعت از دیدار خانواده ها با عزیزانشان در اردوگاه لیبرتی در عراق هستند اشاره کردم. در آن مقاله یادآور شدم که تحت هیچ بهانه ای این حق مسلم نبایستی از خانواده ها سلب گردد و تنها فرقه های مخرب کنترل ذهن، که از تکنیک های روانی برای جذب و حفظ نیرو استفاده میکنند، چنین محدودیتی برای اعضای خود بوجود می آورند.

در همین رابطه نامه ای از یکی از هواداران سازمان مجاهدین خلق در ایتالیا داشتم که البته ضمن ابراز محبت مقاله مرا به نقد کشیده بود. او که سالیان سال است از نوجوانی در ایتالیا زندگی میکند ابتدا از اینکه فارسی اش ضعیف است عذرخواهی کرده بود. بخش های مهم این نامه که با اجازه نویسنده قدری ویراستاری انشائی و املائی شده است به شرح زیر می باشد:

“بعضی انسان ها به هر دلیل مبارزه را انتخاب میکنند و در این راه از زندگی دست می کشند. آنان زندگی عادی انسان های معمولی را که سد راه مبارزه است طلاق میدهند و خود را تماما وقف اهداف متعالی شان می نمایند. این دسته انسان ها بسیار کمیاب هستند و اقلیت کوچکی را تشکیل میدهند. آنان انقلابیون پیشتازی هستند که راه مبارزه توده ها را هموار می سازند.

اما کشش ها و جاذبه های دنیای بیرونی از بین نمیروند و همچنان وجود دارند و عمل میکنند. این افراد مدام در جنگ با تمایلات غیرانقلابی درونی خود هستند و این بخش اصلی و دشوار مبارزه آنان است. این دسته افراد برای کسب موفقیت در این نوع مبارزه درونی سعی میکنند محیط خود را به گونه ای بسازند تا کمتر در معرض تمایلات دنیای عادی بیرونی باشند. لذا خود را در محیطی ایزوله و دور از جاذبه های مادی محصور میکنند و با خانواده و عاطفه های عادی گذشته قطع ارتباط می نمایند. آنان به این دلیل خانواده را دشمن تلقی میکنند که حضور خانواده کار مبارزه درونی را برایشان سخت تر میکند و از این بیم دارند که نتوانند در این رابطه موفق و سربلند بیرون بیایند.

در اینکه این افراد خانواده های اصلی اعضای سازمان هستند هیچ شکی نیست و دقیقا به همین دلیل مشکل آفرین هستند وگرنه افراد عادی که وابستگی عاطفی به آنها وجود ندارد که تهدیدی به حساب نمی آیند. خانواده ها نیازی ندارند با سلاح و تجهیزات وارد شوند. اشک یک مادر و ابراز علاقه او، که فرزند نسبت به او عمیق ترین عواطف را دارد، میتواند پاهای یک انقلابی را سست کرده و او را از راهی که میرود باز دارد. لذا خانواده در این مقطع برای ساکنان لیبرتی جدی ترین مانع بر سر راه مبارزه محسوب میشود. اعضای سازمان از بسیاری از دشواری ها و کوران ها عبور کرده اند و الان در برابر این آزمایش سهمگین قرار گرفته اند.

اتفاقی نیست که وزارت اطلاعات رژیم همه گونه امکانات را برای تسهیل کار خانواده ها فراهم می نماید و خانواده ها را برای دیدار با عزیزانشان ترغیب می کند و در واقع آنان را به جنگ افراد سازمان می فرستد. هیچ سلاحی مؤثرتر از عواطف خانوادگی برای جدا کردن فرد از مبارزه نیست. دقیقا به همین دلیل مسعود رجوی که نسبت به این تهدید آگاه است افراد سازمان را از دیدار یا هرگونه ارتباط با خانواده ها و حتی فکر کردن به آنها منع میکند و به همین دلیل در سازمان روابط زناشوئی و خانوادگی وجود ندارد چرا که اگر شرایط و محیط زندگی عادی فراهم گردد چه بسا این افراد پایشان بلغزد و دست از مبارزه بکشند.”

ابتدائا از این دوست تشکر میکنم که بدور از تهاجمات لفظی و روانی فرقه ای نظرات خود را بیان نموده اند که البته استدلال ایشان در نگاه اول خیلی منطقی و منسجم به نظر میرسد. منطق مستتر در این مطالب، که حدس میزنم از جانب فرقه برای توجیه ممانعت از دیدارهای خانوادگی در برابر اعضا و برخی هواداران نزدیک ارائه گردیده است، همان منطقی است که از جانب همه فرقه های مخرب کنترل ذهن عنوان میشود. آنان محیط خارج از فرقه را دارای جاذبه های فاسد و شیطانی معرفی میکنند و افراد خود را از آن می ترسانند. اما در این منطق جای یک عنصر خالی است که به آن می پردازم.

فرض بگیریم که وزارت اطلاعات ایران به این نقطه ضعف سازمان آگاه بوده و برای جدا کردن افراد از عنصر خانواده و عواطف خانوادگی استفاده میکند و در این راستا خانواده ها را ترغیب به مسافرت به عراق نموده و امکاناتی را هم برایشان فراهم می نماید. این فرضیه، که فرقه رجوی تلاش میکند آنرا برجسته کرده و به عنوان اصل موضوع جا بیندازد و بدین وسیله عملکرد خود را مشروع جلوه دهد، تغییری در اصل ماجرا بوجود نمی آورد.

بر اساس تعالیم ایدئولوژیک اولیه سازمان مجاهدین خلق وجه تمایز انسان با ماشین و حیوان دارا بودن دو ویژگی آگاهی و آزادی است. انسان دارای قدرت شناخت و توان انتخاب است و دقیقا به همین دلیل مسئول می باشد. انسانی که فاقد معرفت و اختیار باشد با روبات و حیوان فرقی ندارد. انسانی که قدم به راه مبارزه میگذارد با منتهای آگاهی و آزادی این کار را انجام میدهد و تا به آخر می بایست در هر مرحله بر اساس اطلاعاتی که بدست می آورد راه خود را برگزیند. انسانی که به صورت مکانیکی به دور از محیط و پیرامون خود حفظ و نگهداری شود فاقد آگاهی و اختیار خواهد بود.

سازمان مجاهدین خلق و مسعود رجوی همیشه صحنه عاشورا را الگوی خود قلمداد میکنند. در این صحنه آنچه که موج میزند معرفت و اختیار انسان هائی است که اتفاقا با کسانی که عمیق ترین عواطف را نسبت به آنها دارند وارد میدان مبارزه شده اند. در این الگو هیچ کس از دنیای عادی ایزوله نشد و به صورت مصنوعی با قطع ارتباط با دنیای بیرون در صحنه مبارزه نگاه داشته نشد و اتفاقا همه تشویق می شدند تا صحنه را ترک کنند و برای اینکه کسی در رودربایستی نماند چراغ ها را هم خاموش کردند. قرار بر این نبود که افراد با ایزوله کردنشان به مبارزه بپردازند و در مبارزه باقی بمانند بلکه قرار بود با تضادهای دنیای واقعی روبرو شوند و با شناخت کامل انتخاب نمایند.

مبارزه دارای یک هدف و یک مسیر است. هم هدف و هم مسیر رسیدن به هدف باید برای همه مبارزان روشن و مشخص باشد. زمانی که ارتباط این اعضا، حتی کسانی که در پاریس و اروپا هستند، به صورت مطلق با دنیای خارج قطع میشود و رهبر متکلم وحده بوده و همه چیز را مشخص میکند دیگر مبارزان بر اساس کدام آگاهی و شعور راه خود را آزادانه انتخاب میکنند و در مبارزه باقی می مانند و تفاوت آنان با ماشین و جانوران در چیست؟ تمامی ضوابط درونی در فرقه رجوی، از جمله ممنوعیت تردد یا استفاده از اینترنت به صورت تک نفره، محدود کننده فرد از کسب اطلاعات بیرونی است و این کار در فرقه ها صرفا برای کنترل ذهن و دیکته کردن همه چیز به فرد صورت میگیرد و عنصر انسانی آگاهی و اختیار به صورت مطلق نادیده گرفته میشود.

اینجا دقیقا همان جائی است که یک نفر به جای همه تصمیم میگیرد و این از بازرترین خصوصیات فرقه های مخرب کنترل ذهن است. مبارزه دارای ایدئولوژی، استراتژی، و خط مشی عملی است که همه اعضای مرتبط با آن مبارزه به جزئیات آن آگاه هستند. یک انقلابی و یک مبارز قبل از هر چیز باید در ارتباط با ملأ پیرامون خود قرار گیرد. اگر او نتواند در برابر عواطف مادرش پاسخگو باشد حتما یک جای کار می لنگد و حتما او نسبت به کاری که میکند در شک و تردید است که ضرورت پیدا میشود به صورت فیزیکی و به صورت ذهنی در حصر و بند نگاه داشته شود تا مبارزه را ترک نکند. یک انقلابی و مبارز که آگاهی کامل به آنچه که میکند دارد اتفاقا از دیدار با خانواده و بستگانش استقبال میکند و از آنجا که علی القاعده عنصر پیچیده تری است تلاش میکند تا آنان را نیز جذب نموده یا حداقل همسو نماید.

هیچیک از انقلابیون و مبارزین برجسته در جهان در هیچ عصری ارتباط خود با دنیای خارج را قطع نکرده اند و این دقیقا روش فرقه های کنترل ذهن مخرب است که اعضای خود را از محیط پیرامون ایزوله نموده و اطلاعات، رفتار، افکار، و عواطف آنان را تحت کنترل مطلق قرار میدهند و به این وسیله آنان را حفظ می نمایند. یک مبارز باید قبل از هر چیز نسبت به آنچه میکند و یا سازمانش انجام میدهد در آگاهی کامل باشد اما چطور است که در سازمان مجاهدین خلق سؤال کردن جرم است و همه باید بطور مطلق فرمان پذیر بوده و نسبت به آنچه میکنند هیچ پرسشی ننمایند؟

وقتی از مبارز و انقلابی صحبت میشود قاعدتا در خصوص انسان های آگاه و مختار صحبت میشود که هر گام خود را باید با آگاهی و اختیار بردارند. اما در این نوشته گوئی آنان ابزاری هستند که باید مراقب بود خراب نشوند تا عملکرد دلخواه را داشته باشند. استدلال بکار گرفته شده در این منطق دقیقا یک استدلال فرقه ایست که ارزشی برای انسان به صفت فرد قائل نیست. فرقه ها فردیت را تحت عنوان خودخواهی محکوم میکنند حال آنکه هر انسان به صفت فردی اش ارزش و اعتبار دارد. یک مبارز و انقلابی ابتدا یک انسان آگاه و آزاد است و بعد مبارزه را انتخاب میکند و در این مسیر همیشه بر اساس آگاهی و اختیار خود در مبارزه می ماند یا آنرا ترک میکند و استفاده از هر روش غیر متعارف برای حفظ فرد در مبارزه، آنهم صرفا به شیوه ای که تمایل رهبر فرقه است، محکوم می باشد.

 شحمانی خدابندهمصاحبه اختصاصی بنیاد خانواده سحر با ابراهیم خدابنده

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=14791

از اشرف تا لیبرتی – از لیبرتی تا تیرانا. چه سرنوشتی در انتظار قربانیان رجوی است؟

ابراهیم خدابنده دسامبر 2014ابراهیم خدابنده، ایران اینترلینک، هجدهم دسامبر ۲۰۱۴:… سازمان محل هائی را از قبل در حومه تیرانا فراهم کرده و افراد را مستقیما به آن مکان ها منتقل نموده و همان ضوابط و شرایط حاکم بر اشرف را در آنجا نیز برقرار کرده است. سازمان تلاش میکند در هرکجا که هست این افراد را در زیر سیطره خود و تحت مناسبات به شدت محدود کننده فرقه ای نگاه دارد. واقعیتی که از محتوای پیام های رسیده …

ابراهیم خدابنده دسامبر 2014ابراهیم خدابنده: وحشت فرقه رجوی از عواقب روند جدائی ها

https://iran-interlink.org

از اشرف تا لیبرتی – از لیبرتی تا تیرانا

چه سرنوشتی در انتظار قربانیان رجوی است؟

ابراهیم خدابنده، ۲۱ آذر ۱۳۹۳

به قرار اطلاع، از ساکنان اردوگاه لیبرتی در عراق، تعداد ۱۱۸ نفر در ماه آبان و ۱۱۵ نفر در ماه آذر سال جاری به تیرانا پایتخت آلبانی نقل مکان نموده اند. این اقدام بهرحال گامی به جلو در مسیر ورود این افراد به دنیای آزاد و خارج از مناسبات فرقه ایست که جای تبریک و ابراز خرسندی دارد. برخی از این افراد عندالورود از سازمان مجاهدین خلق جدا شده و تعداد دیگری نیز به اجبار به دلیل مشکلاتی که دارند همچنان با سازمان مانده اند که سرنوشت نامعلومی در انتظارشان است.

ایمیل ها و پیام هائی از چندین نفر از جدیدالورودها به آلبانی داشتم که الان مجال پرداختن به جزئیات آنها نیست اما به صورت خلاصه اینکه سازمان محل هائی را از قبل در حومه تیرانا فراهم کرده و افراد را مستقیما به آن مکان ها منتقل نموده و همان ضوابط و شرایط حاکم بر اشرف را در آنجا نیز برقرار کرده است. سازمان تلاش میکند در هرکجا که هست این افراد را در زیر سیطره خود و تحت مناسبات به شدت محدود کننده فرقه ای نگاه دارد. واقعیتی که از محتوای پیام های رسیده بر می آید اینست که سازمان واقعا از درون در حال متلاشی شدن است و رجوی سعی میکند این افراد را بعد از انتقال از لیبرتی به نفع خود مصادره نموده و همچنان به صورت اسیر و گروگان نگاه دارد. به این دلیل شعار ۱۰۰۰ اشرف را داده و مقر فرقه در تیرانا را هم اشرف۳ نامیده است.

تعداد زیادی از کسانی که هنوز در مقر فرقه رجوی در تیرانا به سر می برند به شدت مسئله دار هستند ولی از آنجا که مدت مدیدی با دنیای آزاد در ارتباط نبوده اند، زبان خارجی نمی دانند، با محیط آشنا نیستند، و از حقوق خود بی اطلاعند چاره ای جز ماندن با سازمان نمی یابند زیرا خود را محتاج آنان می پندارند. جداشدگان البته در ساختمان های دیگری هستند و حق تردد به محل سازمان را ندارند ولی بهرحال از آزادی عمل برخوردارند و سرنوشت روشنتری پیش رویشان است. در داخل مقر های سازمان هم جداسازی هائی طبق روال همیشه صورت گرفته که ارتباط افراد با یکدیگر را به حداقل می رساند. سازمان تلاش میکند همان کنترل های شدید اشرف و لیبرتی را همچنان در این محل هم برقرار نماید و این افراد را با آینده ای نامعلوم همچنان برای خود حفظ کند.

انتقال از عراق به آلبانی قطعا میتواند نوید دهنده آزادی تلقی گردد اما از طرف دیگر میتواند بیرون آمدن از چاله و افتادن در چاه هم باشد و شرایط اشرف و لیبرتی به نوعی حتی پیچیده تر در آنجا نیز برقرار گردد و اسارت و گرفتاری قربانیان ادامه یابد. واقعیت اینست که اغلب افراد در سنین بالا بوده و در شرایط نامناسب جسمی و روحی به سر میبرند و هیچ امیدی به آینده ای روشن ندارند. آنان به امید رهائی و سعادت مردم ایران بهترین سالهای عمرشان را تماما در اختیار رجوی قرار دادند و هیچ بهره ای از زندگی شان نبردند و حال همه چیز از جمله آرمان های مقدس خود را از دست رفته می یابند.

این افراد، مانند بیش از ۱۰۰۰ نفری که بعد از سقوط صدام حسین از پادگان اشرف خارج شده و اکنون زندگی آزادی را در داخل ایران یا در اروپا شروع کرده و از شرایط خود کاملا رضایت دارند، میتوانند مجددا روی پای خود بایستند و همه چیز را از نو آغاز کنند اما نیاز به قدری جرأت و شهامت دارند. سازمان طی سالیان با انواع تکنیک های مغزشوئی به آنها قبولانده است که خارج از مناسبات فرقه ای سازمان قدرت نفس کشیدن هم نخواهند داشت و هرگز نخواهند توانست روی پاهای خود راه بروند.

دنیای خارج از فرقه رجوی به هیچ وجه آنطور که توسط افراد داخل فرقه تصور میشود نیست. تمامی کسانی که توانستند خود را از زیر سیطره فرقه رجوی خارج کنند اذعان دارند که آنچه که در بیرون انتظار داشتند کاملا با آنچه که مشاهده نمودند متفاوت بود کمااینکه زمانی که به درون فرقه رجوی رفتند نیز آنچه که در داخل آنجا انتظار داشتند با آنچه که تجربه کردند اساسا فرق داشت.

افراد فرقه رجوی در تیرانا که از عراق آمده اند پناهنده محسوب میشوند. متأسفانه ملل متحد برای راحتی کار خود ترجیح میدهد با این افراد به صورت گروهی برخورد کند و لذا نماینده سازمان از جانب همه آنها حرف میزند که این البته خلاف مقررات است. سازمان به ازای هریک از این افراد از ملل متحد پول دریافت میکند، کمااینکه سابقا در عراق و حتی در کشورهای اروپائی برای این افراد هزینه سرانه میگرفت. این در صورتی است که هر پناهنده باید خود مستقیما با مسئولین ملل متحد رابطه داشته و طرف حساب باشد و کسی حق ندارد به جای او حرف زده یا تصمیم بگیرد.

همچنین از طریق یکی از پیام ها مطلع شدم که سازمان به منظور اعمال کنترل بر جداشدگان و همچنین مشغول نگاه داشتن نفرات خود پست های نگهبانی و مراقبت در مقرهای فرقه در تیرانا آنهم پشت تمامی پنجره ها براه انداخته است. به این ترتیب، هم عده ای را پشت هر پنجره در محل مشغول نگاه میدارد تا رفت و آمدها را کنترل نمایند و هم از وضعیت و شرایط جداشدگان که محلشان بسیار نزدیک به محل نفرات سازمان است مطلع میگردد.

در آینده بیشتر در خصوص پیام های رسیده از آلبانی خواهم نوشت اما آنچه روشن است اینست که جداشدن از فرقه در تیرانا قطعا ساده تر و عملی تر از آن چیزی است که افراد در درون فرقه تصور میکنند و این بدان دلیل است که فرقه رجوی طی سالیان به آنها اینطور القا کرده که آنچه خارج از فرقه است فاسد و شیطانی است و تنها راه نجات آنان ماندن در درون فرقه است. در صورتی که کسانی که در داخل فرقه مانده اند سرنوشتی نامعلوم دارند حال آنکه کسانی که جدا شده اند چشم انداز به مراتب روشن تری در پیش روی خود مشاهده میکنند.

***

همچنین:

زندگی رجوی، سراسر پرواز تاریخ ساز است؟! (رجوی کجاست؟!!)

انجمن نجات، مرکز سمنان، بیست و پنجم اوت ۲۰۱۴: … در حال حاضر و در این برهه از زمان به جای اینکه نزد نیروهای خودش باشد بیش از ۱۰ سالی است که از انظار دور شده و در مخفی گاهی جا خوش کرده تا جان بی ارزشش را حفظ کند و صرفا گاهی با دادن پیام صوتی به اعضای سازمان ، خود را سرگرم کرده و به اعضای سازمان تو

تاکتیک کودکانه فرقه رجوی در آلبانی ، تعهد به معبد پرچم !!

فائزه محبت کار فرقه رجویحسینی، انجمن نجات، مرکز تهران، پنجم ژانویه ۲۰۱۵:…  بر اساس اخبار موثق رسیده از تیرانا ، فرقه رجوی در مجاورت در خروجی ساختمان سکونتشان ، پرچمی قرمز رنگ به نشانه خط سرخ و مرزسرخ قرار داده اند ، و طی جلسات متعدد گفته اند ، این پرچم همان پرچمی است که رجوی در دستش

بگو دوستت کیست تا بگویم تو کیستی!

حمید، انجمن نجات، مرکز آذربایجان شرقی، پنجم ژانویه ۲۰۱۵:…  جان بولتون که دردوره ی گذشته سفیر آمریکا در سازمان ملل متحد بود، جزو صهیونیست های قهار وجنگ طلبان افراطی وهمکار وهمفکر افراد جنایتکار وانسان کشی مانند دیک چینی ( معاون جورج بوش پسر) ویک نئوکان معروف است! او جزو کسانی ازهیئت حاکمه ی آمریکاست ک�