خانوم من رو ندیدید؟

خانوم من رو ندیدید؟

تحریریه ایران فانوس، دهم ژوئن 2013: …  نگاه رهبر این جریان نسبت به زن، بسیار سخیف تر و حقیرتر از این است. از نگاه مسعود رجوی، زن به مثابه یک پیراهن است و تا روزی تازه است، مریم و فهیمه و مژگان و صدیقه و کبری و صغری هستند، ولی همین که کهنه شد، بدل به پتیاره و عفریته و ماماچه و خانوم، می شوند. این شخص وقتی که در سال 1360 همه کسانش را در ایران جا گذاشت و خود را به فرانسه رساند، در مقابل اظهارات مادرش …

The Life of Camp Ashraf,
Mojahedin-e Khalq Victims of Many Masters

لینک به منبع

ضایع تر از این نمی شود، وقتی انقلاب به پشت دروازه تهران رسیده باشد، آدم بیاید و به جای مهر تابان و رهبری و دموکراسی و آزادی، خانوم خودش را، آن هم نه از دشمن بلکه از انقلاب طلب کند و در این رابطه آب را به آسیاب دشمن بریزد و جبهه جدیدی علیه لیبرتی باز کند!

اینها نگاه یک جارچی سازمانی به نام سینا دشتی در یکی از سایتهای مجاهدین با تیتر “درباره سئوال اسماعیل یغمایی” است که در ارتباط با خانم اکرم حبیب خانی و همسر سابق آقای یغمایی، خواسته است به قول خودش حریف را از میدان بیرون کند و حق انقلاب را از حلقوم دشمن بیرون آورد.

او با تحقیر شمردن زنی مجاهد به نام اکرم حبیب خانی و به کار بردن واژه خانوم و جمله “خانوم من رو ندیدید؟” انگار با دسته کورها طرف است و از این پس کسی سراغی از گمشده اسیرش در لیبرتی را نخواهد گرفت.

نگاه رهبر این جریان نسبت به زن، بسیار سخیف تر و حقیرتر از این است. از نگاه مسعود رجوی، زن به مثابه یک پیراهن است و تا روزی تازه است، مریم و فهیمه و مژگان و صدیقه و کبری و صغری هستند، ولی همین که کهنه شد، بدل به پتیاره و عفریته و ماماچه و خانوم، می شوند.

این شخص وقتی که در سال 1360 همه کسانش را در ایران جا گذاشت و خود را به فرانسه رساند، در مقابل اظهارات مادرش که در ایران گفته بود، پسرش مشکل روانی دارد، سریعاً علیه مادرش اطلاعیه ای تنظیم کرد تا از طریق رادیو صدای مجاهد، مادرش را بریده و اضداد خطاب کند که با میانجی گری نزدیکان، مادرش را مورد استثناء قرار داد. اما زنش را که اشرف ربیعی نام داشت، در میدان جنگ باقی داشت تا ضمن کسب مشروعیت، راهی نیز برای خودش باز شود. همان داستان پیراهن تازه و کهنه.

در این رابطه، بسیاری از ریش سپیدان و گیس سپیدان ایرانی نظرشان بر این بود، کسی که به ناموس خود رحم نکند، به ناموس مردم رحم نخواهد کرد.

اینها نظر مردمی با تجربه و سالخورده در حوالی سال 1360 بود که بعدها دیدیم، مسعود رجوی هر آنچه که داشت و نداشت در طبق اخلاص و در کاخ دجله به ازای مشتی دلار، معامله کرد و همه را فروخت.

واقعیت این است که فرهنگ ایرانی جدای از فرهنگ عربی است و مقام زن را تا بدین حد خوار و خفیف نمی داند. در فرهنگ عامه، اخلاق فردی دقیقاً به اخلاق سیاسی راه می برد و کسی که زن و فرزند و مادر و همرزم خود را، آن هم در غربت و در میدان جنگ قال می گذارد، نظرگاه و راهگشایی سیاسی را از او نمی پذیرند. مگر این که آن فرد و جریان، مسعود رجوی و سازمانش باشد که زن در دستگاه فکری و ایدئولوژی آنان چیزی بیشتر از پتیاره و عفریته و کنیز و ماماچه و خانوم، نبوده و نیستند.

تحریریه ایران فانوس

همچنین
زوزه کفتاران – اطلاعیه فرقه رجوی (شورای مجاهدین خلق) در مورد طلاقهای اجباری، عقیم کردن ها، مرگهای مشکوک و …
از پیام تسلیم تا پیام جنگی (مجاهدین خلق، فرقه رجوی)
کتابی که نوشته نشد(قسمت آخر)
ملاقات ایران فانوس با صلیب سرخ آلمان (قدر دانی از نمایندگان پارلمان اروپا، سازمان ملل و صلیب سرخ)


(Massoud Rajavi and Saddam Hussein)